بله | کانال هما
عکس پروفایل هماه

هما

۱.۵ هزار عضو
بازارسال شده از خانه‌ی شعـر هُمـا
thumbnail
ᨖ══•┅•❥︎❥︎•┅•══ᨖ‌‌undefined| #شاعرنامه
undefinedundefined*از عینکِ شاعر بنگرید،اینبار،【 محمود درویش 】***
شما چگونه انتخاب می‌کنیدکه نسبت خود را با «بودن» در دنیای امروز،با تمام پیچیدگی‌ها و دردهایش، تعریف کنید؟
undefined<img style=" />undefined*چه رسالتی را برای خود،با تکیه بر قدرت کلمه و اندیشه، قائل هستید؟***
⌯ـــــــــ¦¦·•🛖•·¦¦ــــــــــ⌯ بله | ایتا | گروه خانه‌ی شعر

۱۰:۴۴

بازارسال شده از همانوشت (هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی)
موشک صورتی
کودکان نبض حیات خانواده و جامعه هستند. بازی‌هایشان خودِ زندگی استو زندگی‌شان پر از رنگمدادهای رنگی، بادکنک‌های رنگی، حتی موشک‌های رنگیبله موشک! راستش را بخواهید در تصورم هم نبود که فرمانده‌ای در اوج مشغله و درگیری با دشمن سفاک،دل بدهد به دل دختربچه‌ای که کودکانه درخواستی کرده
الحق که نقطه زنید سردار هم قلب خصم را نشانه می‌رَویدهم قلب دوست را فتح می‌کنید
خوشا به اقبال ایرانمundefined که سردارانش چون کوه استوارند در مقابل کودک‌کُشان چون گُل لطیف اند در برابر کودکان و دلی را نمی‌شکنند حتی میان قنوت نماز....
نه تنها موشک‌هادرد و بلایتان هم بخورد بر سر اهریمنان بی‌دین دنیاپرست که هیچ گاه فهم کوته‌شان به بلندای قامتتان نخواهد رسید.
فهیمه غلامزادهundefined
#چالش‌نامه
undefinedمرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان بله | ایتا

۱۱:۳۱

بازارسال شده از همانوشت (هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی)
thumbnail
شبِ چهلم، مرد کنار درخت روی زمین نشسته بود؛ پرچم را در آغوش می‌فشرد و اشک‌هایش بی‌صدا بر خاک می‌چکید و با رهبر شهید نجوا می‌کرد.«امام عزیزم چهل روز است که جای قدم‌های استوارت بر زمین مانده است، قائد شهید عزیز برایمان دعا کن که مصمم و استوار در راه آرمان‌های انقلاب بمانیم. امام شهید و عزیزم نام شما در دل‌ها جاودانه می‌ماند و نسل‌ها را به استقامت فرا می‌خواند.» سکوت مرد عزادار، فریادی است از جان برای ایستادگی و برافراشتن پرچم حق و حقیقت و خون‌خواهی امام شهید.مرد عزادار در دل این چهلم، پیمان می‌بندد؛ پیمانی نه با زبان، با جان. می‌گوید: «یادِ تو را گرامی می‌دارم، راهِ تو را زمین نمی‌گذارم. من خواهم ایستاد، حتی وقتی دنیا سخت می‌شود.» چهل روز گذشته، اما آنچه در دلش ریشه زده عهد و پیمان تازه‌تر از هر روز است؛ تا وقتی که این نامِ آسمانی، در رفتار و تصمیمِ آدم‌ها زنده بماند.قهرمانان می‌روند، اما راهشان در دل کسانی که برایشان می‌گریند، محکم‌تر ادامه پیدا می‌کند.
زینب مرادیundefinedروایت شب چهلم رهبر شهید
#روایت
undefinedمرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان بله | ایتا

۱۷:۵۸

thumbnail
.رویداد هنری مجازی پرواز مینابundefined

undefinedدر دو رشته طراحی پوستر و تصویرسازی
undefinedتاریخ برگزاری: ۲۷و ۲۸ فروردین ماه ۱۴۰۵undefinedاساتید رویداد :
استاد حسن علی پور(هنری)
استاد حامد ضمیری( محتوایی)

undefinedبه همراه خریداری آثار برتر
undefinedمهلت ثبت نام: چهارشنبه ۲۶ فروردین ماه ۱۴۰۵
جهت کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام به آیدی زیر در ایتا و بله پیام دهید undefined@homa_game_admin
undefined دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان | هما              وبسایت | بله | ایتا | شاد

۲۰:۳۸

بازارسال شده از همانوشت (هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی)

1_25233167972.mp3

۰۲:۱۸-۴.۴۱ مگابایت
undefinedبعضی از دوستان به مسئله عدالت در آموزش و پرورش اشاره کردند.اگر ما در مدیریت آموزش و پرورش به مسئله عدالت توجه کنیم، نتیجه این خواهد شد که در آینده کشور، عدالت نسبی بین قشرها و مناطق کشور برقرار خواهد شد. اگر ما امروز در آموزش و پرورش نگاه عدالت محور نداشته باشیم، نتیجه این خواهد شد که اختلاف طبقاتی در آینده کشور روز به روز بیشتر خواهد شد؛ تاثیرات آموزش و پرورش را ببینید.
undefinedمحبوبه رجبیان
undefinedمعلم باید در خط مقدم باشد؛ ص۱۴۵
undefinedبیانات در دیدار معلمان سراسر کشور، ۱۳۸۵/۲/۱۲
#حلقه_کتاب
undefinedمرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان بله | ایتا

۱۰:۴۷

بازارسال شده از خانه‌ی شعـر هُمـا
thumbnail
ᨖ══•┅•❥︎❥︎•┅•══ᨖ‌‌undefined️*تمدید* فراخوان دعوت به همکاریundefined
"برای خاموشی صدای موشک هادر گوش کودک ها" undefined
undefined 'مرکز شعر هما' در صدد تشکیل یک تیم برای کار در حوزه شعر و ترانه کودک می‌باشد؛درصورت علاقه به همکاری به آیدی زیر پیام دهید.
undefined@ADMIN_HOMA313
⌯ـــــــــ¦¦·•🛖•·¦¦ــــــــــ⌯بله | ایتا | گروه خانه‌ی شعر

۱۴:۰۱

بازارسال شده از خانه‌ی شعـر هُمـا
thumbnail
ᨖ══•┅•❥︎❥︎•┅•══ᨖ‌‌undefined| #فوت_و_فن_شاعری
در حال کالبدشکافی شعر🫀اینجا ما کالبدشکافی می‌کنیم و شمالا به لای اجزای شعر،هنر شعر و شاعری رو می‌بینید.راستی،شما چه بیت‌هایی مربوط به این کالبدشکافی پیدا کردید؟
برای ما بفرستید.
@ADMIN_HOMA313

⌯ـــــــــ¦¦·•🛖•·¦¦ــــــــــ⌯ بله | ایتا | گروه خانه‌ی شعر

۸:۴۱

بازارسال شده از همانوشت (هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی)
thumbnail
پیرمرد پاکستانی
روبه روی حجله،ایستاده بودم و قرآن می‌خواندم.پیرمردی با هیبتی خاص،به سمت حجله آمد.
لباسش شبیه اتباع پاکستانی بود.پیراهنی تا روی زانو، که رویش جلیقه ای مشکی پوشیده بود و سرش عمامه ای خاص داشت.
کمی ترسیدم ...خودم را کنارکشیدم.
به حجله که رسید: بغضش شکستبا زبانی که به سختی فارسی حرف میزد،بریده بریده گفت:آیت الله...خامنه ای... خدا بیامرزد....خدا...لعنت کند....آنها که تورا کشتند.قل هو الله دست پا شکسته ای خواند و رفت.
ومن به تصویر آقا خیره ماندم...آیت الله خامنه ای!دیدی پیرمرد پاکستانی هم تورا دوست دارد؟
فاطمه محمدی undefined
#داستانک
undefinedمرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان بله | ایتا

۱۳:۲۸

بازارسال شده از همانوشت (هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی)
پل b1 کرج
- الو الو میثم جان به گوشی!میثم جان چه خبر از خط!سور و سات عروسی به پاست انشاءالله!
- آره حاجی‌جان اینجا یه دونه که نه انگار داریم صدتا صدتا سور می‌دیم...حاجی جان از بابت خط خیالت راحت، روبه راست. بچه‌ها همه پای کار وایستادند..........- حاجی حاجی اینجا رو زدن...پل شکسته حاجی.....حاجی بچه‌ها ...حاجی بچه‌ها ...بچه‌ها خجالت زده ان حاجی....حاجی رضا نشسته پشت بولدوزر ساخت و ساز ول کن ماجرا نیست. همه اش می گه دود شد رفت رو هوا.حاجی بچه‌ها می‌گن ده سال زندگی رو پای این کار گذاشتیم. حاجی حالا با چه رویی تو چشم بچه‌ها نگاه کنیم.حاجی خط شکسته... بدجوری‌ام شکسته....حاجی اینجا حاصل عمر و زندگی و تلاش یه مشت جوون بود حاجی که دود شد رفت رو هوا....حاجی بیا منم ببر... به خدا روم نمی‌شه تو روی بچه ها نگاه کنم. نمی تونم بگم دوباره می‌سازیمش.‌.‌.
- میثم‌جان نگران نباش خدا با ماست. وقتی چیزی نداشتیم ساختیمش... بعد اون همه شکست ساختیمش حالا دست‌مون اومده بهتر می‌سازیمش.میثم به بچه ها بگو نگران پل نباشند... میثم به رضا و مرتضی بگو فدای سرشون که پل نیست... بگو سرتون سلامت... سرتون رو بالا بگیرید که سر فرازمون کردید... میثم به بچه‌ها بگو جنگ شما از الان به بعده که ناامید نشید و بهترش رو بسازید.
- چشم حاجی چشم...حاجی می‌سازیمش... دوباره می‌سازیمش ولی خیلی‌ها امیدشون رو تو این خاک‌ها چال کردند...حاجی می‌سازیمش با چشم‌های پر اشک می‌سازیمش به یاد رفقایی که کف این میدون از دست دادیم می‌سازیمش.حاجی همه رو از نو می‌سازیم....مرد کمر خم می‌کنه ولی نمی‌شکنه.آره دوباره همه چیز رو می‌شه از نو ساخت، سال‌ها رو می‌شه جبران کرد، می‌شه کمر همت بست و دست به دست هم داد و وطن رو از نو ساخت اما آدم‌ها آدم‌ها غیر قابل جایگزین اند.... حتی اگر دوباره بسازیم، حتی اگر در بلندترین نقطه‌ی قله بایستیم گوشه‌ی قلب‌مون هنوز داغدار پل‌هایی است که برای رساندن ما به این قله‌ها شکستند...هر کدام از این شهدا پل‌هایی بودند که مسیر ما رو برای رسیدن به فردایی بهتر هموار کردند... پل‌هایی از گذشته به آینده، از ناامیدی به امید، از سیاهی به روشنایی و نور، پل‌هایی از جنس غرور و عزت جوان ایرانیundefined

سیده نجیمه رمضانی فرundefined
#داستانک
undefinedمرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان بله | ایتا

۱۳:۲۸

بازارسال شده از همانوشت (هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی)
سرزمین ما
حیاط مدرسه پر بود از فرشته‌های کوچک که از این طرف به آن طرف می‌دویدند و صدای خنده‌هایشان تمام مدرسه را پر کرده بود.امروز بچه‌ها پرانرژی و شادتر از هر روز بودند. بوی بهار به مشام می‌رسید و ذوق خرید لباس عید یک لحظه تنهایشان نمی‌گذاشت.بچه‌ها هرکدام گوشه‌ای از حیاط درحال بازی بودند که زنگ به صدا در آمد، همه‌ی بچه‌ها به کلاس رفتند تا دوباره سر کلاس مشق زندگی بیاموزند.معلم وارد کلاس شد و کم کم همهمه‌ی بچه‌ها خوابید.معلم سلام کرد و بعد روی تخته نوشت: موضوع انشاء:(سرزمین ما) اینبار بچه‌ها اشتیاق بیشتری داشتند برای نوشتن انشای خود. معلم گفته بود از ایران که سرزمین مادری است و همیشه و همه وقت در اوج افتخار بوده است بنویسید. لحظات می‌گذشت و بچه‌ها درحال نوشتن بودند و هر کدام از سرزمینی می‌نوشتند که به وجودش افتخار می‌کردند که ناگهان صدای انفجار به گوش رسید و بعدش همه جا لرزید و دیوارها آوار شدند روی سرشان، بچه‌ها ترسیده و وحشت زده بودند، غباری غلیظ از دود و خاک همه جا را فرا گرفت، فرشته‌های کوچک میناب پر پر شده بودند، همه جا را خون گرفته بود و زیر آوار صدای ناله بعضی از بچه‌ها به گوش می‌رسید، بچه‌ها در آغوش سرزمینشان آرام گرفته بودند، و حالا آنها با شهادتشان نهال انقلاب را آبیاری کردند تا سرزمینشان پایدارتر از همیشه باقی بماند.
دانش آموز سارینا محمدیundefined
#داستانک
undefinedمرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان بله | ایتا

۱۳:۲۸

.آسمان فرصت پرواز بلندیست ولی...قصه این است چه اندازه کبوتر باشیundefinedهم سفرکنیم هنر را با کبوتران مینابی درآسمان عشق و شهادتundefined
دو روز تا شروع رویداد هنری مجازی پرواز میناب undefined
ثبت نام از طریق آیدی زیر undefined
@homa_game_admin

undefined دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان | هما              وبسایت | بله | ایتا | شاد

۱۹:۵۶

بازارسال شده از همانوشت (هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی)
thumbnail
ما رأیت الا جمیلا

همچو ماهی در تُنگ انگار در قفسِ خزان بودمیک لحظه جای هیچ تعلل نمانْد برای رهاییاز قفسِ آبی، گریختم سمت ناجی‌ای که گفت: «اینک بهار است.»اما آنجا بود شبیه یک غار تنهاییرنگِ دود گرفته‌بود آسمان، به جای آبی آسمانیاز درون تُنگ عیان نبود این همه ظلم جهانیبه خروش آمدم من، نه نفس ماند، نه جانیباید می‌شد در آنجا زیبایی‌ای که داشتم بر آن گمانیموشکی در دهان قافیه‌ها شکافت خواب و خماریبلند شد باد وزانی مغز ماهی شد عقل کمالیخودباوری، جوهرِ رنگی گماشت بر تاریکی و سیاهی جوانه‌ها روییدند و پدیدار گشت نور آشناییآری شد «ما رأیت الا جمیلا» نام این وِرد صَناعی
پ.ن: ماهی نماد یک انسان فریب‌خورده است که بعد از بیداری‌ای که در جنگ پیدا می‌کند به نگرش برتری می‌رسد و تعبیرش از زیبایی و رهایی و زندگی تغییر می‌کند.پ.ن: به صدای بقیه نمادها نیز گوش فرا دهیدundefined
خاطره کردفیلابی undefinedبازی با نمادها
#شگفتانه‌نوشت
undefinedمرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان بله | ایتا

۱۱:۴۲

بازارسال شده از همانوشت (هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی)
thumbnail
سنگ، کاغذ، قیچی

او یک بازیکن حرفه‌ای بود.رمز و راز بازی را به پسرش آموخته‌بود.دیری نگذشت که این راز برای همه آشکار شد.هر چه تیم حریف سعی می‌کرد به روش‌های مختلف از این بازی جان سالم به‌در‌برد، نمی‌شد. حریف سلاحش تهدید بود و قیچی؛ اما ما باید میراث‌دار مرشدمان می‌شدیم و همانگونه که او می‌خواست، مبارزه ‌می‌کردیم. از او رخصت گرفتیم و رمز شهادتش را بر شعار جاری کردیم. مشت‌هایمان سنگ شد و کوبیده‌شد بر دهان تمام قیچی‌بازان جهان و بازی یک، هیچ به نفع ما تمام شد...

خاطره کردفیلابی undefined

#شگفتانه‌نوشت
undefinedمرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان بله | ایتا

۱۱:۴۲

بازارسال شده از همانوشت (هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی)
thumbnail
شاعر جنگ

خواستم بخوانم رباعیدیدم جمالتهمه از یاد برفتنشستی به تماشا و گفتی: «غافل دادیم دل به دستت ما را یاد و تو را فراموش.»به جبران غزلی آمد به یاد خواندم تو شنیدی و گفتی: «مرحبا»این برای آن موقع‌ها بود سرورمآمدم شعر بگویم برای امروزمانتصویر آخرت آمد به یاددوباره شعرم از یاد برفتاکنون عوض شده‌اند معادله‌هاحالا تو شاعری و ما تشنه یک مصراعشعر آخر چه بود آقا؟مشتی گره کرده اندر زیر خاک؟خب همین مصراع بس!تو اکنون شاعری! شاعری مبارز تا ابدعالَمی گویند: «مرحبا»

خاطره کردفیلابی undefinedشعردرگیری
#شگفتانه‌نوشت
undefinedمرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان بله | ایتا

۱۱:۴۲

بازارسال شده از همانوشت (هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی)
thumbnail
-عکس آقارو هم دارید خاله؟
+بفرما عزیزم
ـ نه... این آقارو دارم. عکس اون آقارو می‌خوام.
+ کدوم آقا عزیزدلم؟
- آقای شهید...عکس آقای شهید و دارید؟
فاطمه محمدی undefined
#شگفتانه‌نوشت
undefinedمرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان بله | ایتا

۱۱:۴۳

بازارسال شده از همانوشت (هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی)
thumbnail
بابا، فرشته شد
فرشته مهربون گفت: «امروز وقت رفتن به دنیاست خانوم کوچولو!»
من به فرشته گفتم: «تو هم باهام میای؟»
فرشته گفت: «نه... دنیا که جای فرشته ها نیست جای آدماست.»
گفتم: «آدما هم مثل تو مهربونن؟ مثل تو بال دارن؟»
گفت: «نه... ولی یه آدمی توی دنیا هست که امروز یعنی روز تولد تو , به جای دست و پاهاش بال درآورده... اون آدم از فرشته ها هم فرشته تره.»
گفتم: «آخ جون اون آدم کیه؟»
فرشته مهربون گفت: «بابات.»
فاطمه محمدی undefined
#شگفتانه‌نوشت
undefinedمرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان بله | ایتا

۱۶:۲۸

بازارسال شده از همانوشت (هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی)
thumbnail

۱۶:۲۸

بازارسال شده از همانوشت (هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی)
thumbnail

۱۶:۲۸

بازارسال شده از همانوشت (هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی)
thumbnail

۱۶:۲۸

بازارسال شده از همانوشت (هنر قلم معلمان انقلاب اسلامی)
صداهای بی‌صدا
ـ جمهوری اسلامی، داره با سرعت، زیرساخت‌هایی که توی جنگ مورد هدف قرار گرفته رو بازسازی می‌کنه
+ صدات نمیاد... نمی‌شنوم چی میگی.
ـ می‌گم جمهوری اسلامی می‌خواد داروی جدید، رونمایی کنه
+ بلندتر بگو نمی‌شنوم.... بلندتر بگو .‌..
ـ می‌دونی اولین راه‌آهن ایرانو کی ساخت؟
+ رضاشاه ساخته... می‌دونستی راه‌آهن ساخته؟؟ می‌دونی چقدر پهلوی خوب بود؟
ـ آهان... فهمیدم چه موقع صدامو می‌شنوی.
فاطمه محمدی undefined
#شگفتانه‌نوشت
undefinedمرکز نویسندگی دفتر هنر سازمان بسیج فرهنگیان بله | ایتا

۱۶:۲۸