بله | کانال اندیشکده تهران
عکس پروفایل اندیشکده تهرانا

اندیشکده تهران

۶۱۴عضو
thumbnail
undefinedشناسایی سومالی‌لند و آینده نظم منطقه‌ای در شاخ آفریقا و دریای سرخ
#تحلیل_کوتاه#آفریقا #تحولات_منطقه
undefinedاحمد بروایه
undefinedشناسایی استقلال جمهوری خودخوانده سومالی لند توسط رژیم صهیونیستی یکی از مهم رویدادهای هفته جاری در جهان بوده است. این رویداد را در حقیقت می‌توان پاسخی راهبردی به چالش¬های ژئوپلیتیکی برخی از بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی تأثیرگذار در این منطقه و به طور خاص امارات متحده عربی، اتیوپی و ایالات متحده دانست. از این رو پیش بینی می شود که این بازیگران حتی در صورت عدم شناسایی این منطقه خودخوانده، دست به همکاری با رژیم صهیونیستی برای تسهیل فرایند جداسازی و تجزیه این منطقه بزند.
undefinedاز منظر ایالات متحده آمریکا، سومالی لند به خصوص بندر بربره یک پاسخ راهبردی به حضور رو به رشد چین در منطقه شاخ آفریقا و دریای سرخ و نظارت بر خطوط کشتیرانی است. این امر یکی از دلایلی بود که تایوان با چراغ سبز واشنگتن از سال 2020 تلاش کرده است روابط خود با هرجیسا را گسترش دهد. از این رو شناسایی دولت خودخوانده سومالی لند از سوی رژیم تل آویو سبب خواهد شد که هرجیسا روابط امنیتی عمیق‌تری با مجموعه غرب پیدا و تسهیلات و زیرساخت‌های فناورآنه، لجستیکی و فضای سیاسی بهتری را برای حضور آمریکا فراهم کند.
undefinedاز منظر اتیوپی، جدایی سومالی‌لند فرصتی برای دستیابی به آب‌های آزاد، متنوع سازی مبادی تجاری و رهایی از خفگی ژئوپلیتیک و همچنین نقش‌آفرینی امنیتی و سیاسی در دریای سرخ است. این مسئله پیش از این نیز سبب شده بود که آدیس آبابا تلاش کند با عقد توافقی با هرجیسا، در ازای دریافت امتیاز دسترسی به بندر بربره، استقلال این منطقه را به رسمیت بشناسد. همچنین اتیوپی حضور در سومالی‌لند را برای مقابله با گروه های تکفیری و سلفی و همچنین امنیت مرزی مهم قلمداد می‌کند. از جانب دیگر به نظر می رسد آمریکا و رژیم صهیونیستی حاضر هستند در ازای دریافت تضمین‌هایی مبنی بر عدم حضور پکن در این مناطق از کانال اتیوپی، با نقش این کشور در دریای سرخ موافقت کنند؛ چرا که آدیس آبابا پیوندهای امنیتی و منافعی همسو با رژیم صهیونیستی در منطقه دارد. همچنین اتیوپی به طور تاریخی سومالی یکپارچه را تهدید برای خود می داند. از این رو به نظر می رسد آدیس آبابا نگاهی مثبت به این اقدام رژیم تل آویو دارد.
undefinedامارات متحده عربی به عنوان یکی از بزرگترین حامیان و سرمایه گذران اقتصادی و امنیتی در منطقه خودخوانده سومالی‌لند به دنبال تثبیت موقعیت خود در ساختار نظامی، امنیتی، اقتصادی این منطقه، افزایش تعاملات بین المللی و تجاری آن و حضور عمیق‌تر در منطقه تنگه باب المندب و خلج عدن است. با توجه به روابط امنیتی و اقتصادی ابوظبی و تل آویو، حضور بیشتر رژیم صیهونیستی و آمریکا در این منطقه احتمالا به افزایش همکاری دو طرف در شاخ آفریقا منجر خواهد شد. همچنین دسترسی اتیوپی به بندر بربره می تواند منافع اقتصادی قابل توجهی را نصیب شرکت های اماراتی کند و نفوذ لجستیکی و تجاری این کشور را تا عمق شاخ آفریقا توسعه دهد.
undefinedرژیم صهیونیستی نیز پس از عملیات طوفان الاقصی به منطقه باب المندب و دریای سرخ به عنوان یک تهدید امنیتی و نظامی فوری می‌نگرد. از این رو به دنبال پایگاهی امنیتی برای نظارت بر دولت یمن و مقابله با ظرفیت های رو به رشد این کشور در حوزه موشکی و نظامی است. رژیم تل‌آویو همچنین حضور در خلیج عدن را ابزاری برای نظارت بیشتر بر کشورهای منطقه از جمله عربستان سعودی و مصر می‌داند. این مسئله یکی از مهم ترین عواملی بود که این اقدام با مخالفت ریاض و قاهره مواجه شد.
undefinedپیش‌بینی می‌شود اقدام رژیم صهیونیستی در شناسایی منطقه خودخوانده سومالی‌لند به یک صف‌بندی جدید منطقه‌ای در این کشور منجر شود. در یک سوی این صف‌بندی رژیم صیهونیستی و امارات متحده عربی قرارخواهند گرفت و تلاش خواهند کرد واشنگتن و آدیس آبابا را به سمت حمایت بیشتر از این محور ترغیب کنند. در سوی دیگر کشورهای ترکیه، عربستان سعودی و مصر تلاش خواهند کرد با این محور در سومالی مقابله کنند. همچنین به نظر می رسد واشنگتن و آدیس آبابا ضمن حمایت پنهان از دولت خودخوانده سومالی‌لند، سیاست انتظار را برای مشخص شدن اقدامات بعدی در پیش خواهند گرفت.
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/810

۶:۳۰

thumbnail
undefinedهیبت الحلبوسی، رئیس پارلمان عراق و معمار توافق‌های نفتیundefinedالجزیره#رویة_العربیة #غرب_آسیا #عراق
undefinedهیبت الحلبوسی سیاستمدار عراقی است که پس از ورود به مجلس نمایندگان عراق در انتخابات ششمین دوره در سال ۲۰۲۵ موفق شد ریاست پارلمان عراق را بر عهده بگیرد. او پیش‌تر در سال ۲۰۱۸ و در چهارمین دوره پارلمان، به‌عنوان نماینده استان الانبار وارد عرصه پارلمانی شده بود.
undefinedالحلبوسی در دوران نمایندگی خود ریاست کمیسیون نفت و انرژی مجلس نمایندگان را بر عهده داشت و بر بازبینی قراردادها و سیاست‌های نفتی نظارت می‌کرد. همچنین مدیریت گفت‌وگوهای نفتی و انرژی میان بغداد و اربیل، پایتخت اقلیم کردستان عراق بر عهده او بود. همین موضوع لقب «معمار توافق‌های نفتی» را برای او به همراه آورد.
undefinedاو از جمله رهبران بنیان‌گذار حزب «تقدم» به‌شمار می‌رود و در تقویت جایگاه این حزب در سطوح پارلمانی و سیاسی نقش پررنگی داشته است. الحلبوسی ریاست فراکسیون پارلمانی حزب را بر عهده داشت و در مذاکرات با سایر نیروهای سیاسی، به‌عنوان دست راست رهبر حزب، محمد الحلبوسی، نقش‌آفرینی می‌کرد.
undefinedتولد و تحصیلات
undefinedهیبت حماد عباس عبدالجبار الحلبوسی در سال ۱۹۸۰ در استان الانبار، واقع در غرب عراق متولد شد. او مدرک کارشناسی خود را در رشته مهندسی دریافت کرد و پس از آن وارد عرصه سیاست شد. پس از آن بود که در دانشگاه المستنصریه بغداد به تحصیل در رشته علوم سیاسی پرداخت و مدارک کارشناسی و کارشناسی ارشد این رشته را اخذ کرد. در کنار تجربه فنی در حوزه مهندسی، پشتوانه دانشگاهی و گسترده در امور سیاسی برای او فراهم ساخت.
undefinedتجربه پارلمانی
undefinedالحلبوسی نخستین‌بار در سال ۲۰۱۸ و در چهارمین دوره مجلس نمایندگان، به‌عنوان نماینده استان الانبار و در فهرست حزب لیبرال «تقدم» وارد پارلمان شد و به‌عنوان یکی از چهره‌های جوان و تأثیرگذار این حزب مطرح گردید. او در این دوره ریاست کمیسیون نفت و انرژی که یکی از مهم‌ترین کمیسیون‌های پارلمانی عراق است را بر عهده گرفت و بر بازنگری قراردادها و سیاست‌های نفتی و همچنین بر عملکرد نهادهای دولتی در این بخش حیاتی نظارت داشت.
undefinedالحلبوسی پس از انتخابات ۲۰۲۱ نیز موفق شد در پنجمین دوره پارلمان عراق، این مسئولیت را ادامه بدهد و در مدیریت گفت‌وگوهای بغداد و اربیل درباره قانون نفت و گاز نقشی برجسته ایفا کرد. نقشی که بار دیگر لقب «معمار توافق‌های نفتی» را برای او تثبیت کرد. وی در انتخابات پارلمانی سال ۲۰۲۵ در استان الانبار، در فهرست حزب «تقدم» نامزد شد و بیش از ۵۱ هزار رأی به دست آورد.
undefinedریاست مجلس نمایندگان
undefinedشورای سیاسی ملی، متشکل از پنج جریان اصلی اهل سنت شامل لسیاده، تقدم، حسم، عزم و ‏جماهیر با مجموع ۶۵ کرسی در پارلمان عراق، هیبت الحلبوسی را برای ریاست پارلمان جدید عراق نامزد کرد. در ۲۹ دسامبر 2025، مجلس نمایندگان در ششمین دوره خود، هیبت الحلبوسی را به‌عنوان رئیس مجلس انتخاب کرد. او با نامزدی از سوی شورای سیاسی ملی و با کسب ۲۰۸ رأی از مجموع ۳۰۹ نماینده حاضر در جلسه از کل ۳۲۹ نماینده، موفق شد به این جایگاه دست یابد. پیروزی الحلبوسی پس از کناره‌گیری مثنی السامرایی، رئیس «ائتلاف عزم»، رقم خورد. پس از انصراف السامرایی رقابت برای ریاست مجلس به سه نامزد محدود شد که شامل هیبت الحلبوسی، سالم العیساوی و عامر عبدالجبار بود.
undefinedطبق قانون اساسی عراق، نخستین جلسه پس از انتخابات مجلس نمایندگان به ریاست مسن‌ترین عضو برگزار می‌شود و پارلمان موظف است در همان جلسه، رئیس سنی‌مذهب و دو نایب‌رئیس شیعه و کرد را با رأی اکثریت مطلق انتخاب کند. الحلبوسی پس از انتخاب خود در پیامی در شبکه اجتماعی «ایکس» نوشت: «همه ما به‌عنوان نمایندگان مردم در این مرحله وظیفه‌ای روشن داریم تا نقش قانون‌گذاری و نظارتی خود را به‌گونه‌ای ایفا کنیم که حافظ قانون اساسی باشد، ثبات را تقویت کند و منافع عراق را بر هر ملاحظه‌ای مقدم بدارد.» او در ادامه پیام خود افزود: «به مردم‌مان اطمینان می‌دهم که مجلس نمایندگان در انجام این امانت شایسته عمل خواهد کرد و خدمت به دولت و شهروندان، قطب‌نمایی خواهد بود که ما را در هر تصمیمی هدایت می‌کند.»
undefinedاندیشکده تهرانundefined
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/811undefinedاینستاگرام https://instagram.com/institutetehran1undefinedتلگرام https://t.me/InstituteTehran

۱۹:۵۲

thumbnail
undefinedاصلاحات نظامی چین از سال ۲۰۱۵: آیا زمان به نفع چین است؟undefined️دیپلماتundefinedدنیس بلاسکو
#تهران_ریویو#نظامی #چین
undefinedنیروهای مسلح چین پس از چندین سال برنامه‌ریزی در سال ۲۰۱۵ بزرگ‌ترین مجموعه اصلاحات خود را از دهه ۱۹۵۰ تاکنون آغاز کرد. هدف از این اصلاحات، آماده‌سازی بهتر نیروها برای بازدارندگی، نبرد و عملیات‌های نظامی غیرجنگی چه برای دفاع از قلمرو چین و چه برای ایفای نقش در فواصل دورتر از مرزهای آن بود. همکاری میان بخش‌های نظامی و غیرنظامی برای فراهم‌سازی نیروی انسانی و تسلیحات مدرن، پشتیبانی لجستیکی و حمایت سیاسی جهت اجرای عملیات‌های مشترک در حوزه‌های مختلف زمینی، دریایی، هوایی، فضایی، سایبری و اطلاعاتی ضروری شمرده شده است.
undefinedاصلاحات در سطوح ملی و منطقه‌ای
undefinedهدف نخست از اصلاحات، افزایش توانمندی ارتش آزادی‌بخش خلق در انجام عملیات‌های مشترک و کاهش سلطه نیروی زمینی بود تا ساختار نیروها فناورانه‌تر و یکپارچه‌تر شود. در این راستا، ۳۰۰ هزار نفر از کادر نظامی حذف شدند و شمار نیروهای فعال به حدود دو میلیون نفر رسید. هم‌زمان، تعداد درجه‌داران (NCO) و کارکنان غیرنظامی یونیفورم‌پوش افزایش یافت.
undefinedتا پیش از اصلاحات، رأی زنجیره فرماندهی تحت مدیریت کمیسیون مرکزی نظامی (CMC) با ریاست شی جین‌پینگ و چندین فرمانده نیروی زمینی و هوایی بود. اصلاحات، ساختار این کمیسیون را گسترش داد و آن را به نهادی مشترک با ۱۵ اداره، دفتر و کمیسیون تبدیل کرد.
undefinedهفت منطقه نظامی ارتش‌محور منحل و پنج فرماندهی مشترک (تئاتر) ایجاد گردید. برای نخستین‌بار، ستاد مرکزی مخصوص نیروی زمینی تشکیل شد و ارتش آزادی‌بخش به لحاظ پروتکلی هم‌سطح با نیروهای دریایی، هوایی و نیروی موشکی راکتی قرار گرفت. بر اساس تقسیم‌کار جدید، در حالی‌که هر یک از نیروهای تخصصی بر سازمان‌دهی، آموزش و تجهیز واحدهای خود متمرکز شده‌اند، فرماندهی‌های مشترک مسئول عملیات‌های رزمی هستند.
undefinedدو نیروی جدید نیز به نام‌های نیروی پشتیبانی راهبردی (SSF) متشکل از بخش‌های فضایی، سایبری و اطلاعاتی و نیروی پشتیبانی لجستیک مشترک با یک پایگاه در هر فرماندهی منطقه‌ای ایجاد شد.
undefinedشمار نیروهای هوایی ثابت مانده و ظرفیت نیروهای دریایی و موشکی افزایش یافته است. انتقال نیرو و تجهیزات زمینی به نیروی تفنگداران دریایی و انتقال واحدهای هوایی ساحلی به نیروی هوایی نیز بخشی از این تغییرات بود.
undefinedهر فرماندهی تئاتر دارای ستاد مشترکی متشکل از افسران و درجه‌داران همه نیروهاست. از آن‌جا که پیش‌تر تجربه مشارکت میان‌رشته‌ای وجود نداشت، آموزش کادر مشترک به اولویت اصلی تبدیل شد. در سطوح پایین‌تر نیز، فرماندهی‌های زمینی، هوایی و دریایی منطقه‌ای تشکیل شد تا زیر چتر فرماندهی مرکزی فعالیت کنند.
undefinedبازسازماندهی یگان‌های رزمی
undefinedمرحله دوم اصلاحات از آوریل ۲۰۱۷ با بازسازی یگان‌های رزمی آغاز شد. بسیاری از لشکرها و هنگ‌ها منحل و به تیپ‌های مستقل تبدیل شدند. پنج سپاه از هجده ارتش پیشین منحل شده و نیروهایشان میان ۱۳ ارتش جدید بازتوزیع شدند. ساختار جدید هر ارتش شامل ۱۲ تیپ است: شش تیپ ترکیبی رزمی و شش تیپ پشتیبانی.
undefinedدر نیروی دریایی، واحدها برای سازگاری با ناوهای جدید بازسازی شدند. سه ناو هواپیمابر نیروی دریایی همراه با اسکادران‌های هوایی خود ساختارهای تاکتیکی جدیدی ایجاد کردند. تفنگداران دریایی از دو تیپ به یازده تیپ توسعه یافتند و انواع ناوهای آبی-خاکی با قابلیت انتقال یگان‌ها و پهپادها وارد خدمت شدند.
undefinedدر نیروی هوایی، پایگاه‌ها به ۱۱ پایگاه بزرگ ادغام و اسکادران‌های جنگنده در قالب تیپ‌ها سازماندهی شدند. نیروی موشکی نیز به ۹ پایگاه بزرگ ارتقا یافت و شمار تیپ‌های پرتاب آن از ۲۹ به دست‌کم ۴۱ افزایش یافت.
undefinedاز سال ۲۰۲۴، نیروی پشتیبانی راهبردی تجزیه و به سه نیروی مستقل فضایی، سایبری و اطلاعاتی تبدیل شده است. زیرساخت‌های آموزشی و پادگانی ارتش طی دهه اخیر بازسازی شده‌اند تا آمادگی رزمی بالا باقی بماند. آموزش‌ها و رزمایش‌های مشترک داخلی و چندملیتی، در همراهی با نظارت سیاسی و انضباطی مداوم، جایگاه وفاداری به حزب کمونیست را همچنان در اولویت قرار داده‌اند.
undefined این اصلاحات در مجموع موفق بوده‌اند و نظام «ارتش بزرگ» را دگرگون کرده و به نیرویی مشترک‌تر و فناورانه‌تر بدل نموده است. در حال حاضر، ارتش چین با توسعه توانمندی‌های دوربرد در نیروهای دریایی، هوایی، موشکی و پشتیبانی، ظرفیت عملیات جهانی خود را گسترش می‌دهد. حزب کمونیست چین اهدافی بلندمدت و منعطف تا سال ۲۰۴۹ تعیین کرده است و ترجیح می‌دهد با حفظ بازدارندگی فعال و بدون ورود به درگیری مستقیم، اهداف ملی خود را محقق سازد. با این حال، در صورت تغییر شرایط داخلی یا خارجی، نیروهای مسلح چین آماده اجرای دستورات رهبری حزب خواهند بود.
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/812

۲۰:۴۷

thumbnail
undefinedتغییر چهره وزارت جنگ آمریکا؛ اثر دگرگونی نظم بین‌الملل و تغییرات فرهنگی
#مقاله_تحلیلی#آمریکای_شمالی#واشنگتن #ترامپ
undefinedعرفان علمشاهی
undefinedترامپ و پیت هِگست، وزیر جنگ، در یک سال گذشته نه تنها سیاست‌های نظامی، بلکه ساختار پنتاگون را نیز هدف قرار داده‌اند، از اصلاحات ایدئولوژیک و مسیحایی تا اعمال تغییراتی متناسب با اولویت‌های جدید سیاست خارجی آمریکا. ترامپ برخلاف دولت‌های پیشین علاقه دارد که چهره‌ای به‌شدت نظامی از خود به نمایش بگذارد که برجسته‌ترین نمونه آن، تغییر نام این وزارت از دفاع به جنگ است. ترامپ و هگست مکرراً به جای واژه سربازان از واژه جنگ‌جویان استفاده می‌کنند. این سخنان ریشه در نوع نگاه خاص قشری از نخبگان آمریکا به قدرت نظامی دارند.
undefinedنظامی‌گری نوین در آمریکا
undefinedدرست است که ترامپ با سیاست ملت‌سازی و تغییر رژیم مخالف بوده است؛ اما این به معنای کم‌رنگ‌شدن بعد نظامی سیاست خارجی او نیست. بلکه نوعی از نظامی‌گری ظهور یافته است که در چارچوب آن کاربرد ارتش برای حل مسائل خارجی افزایش پیدا می‎کند. به عبارت دیگر، اهداف جهانی ارتش کاهش اما میزان استفاده از آن افزایش می‌یابد و حملات محدودتر و هدفمندتر خواهند شد.
undefinedنمونه‌های اصلی این گونه جدید نظامی‌گری در قبال ایران اجرا شد. ترامپ از زمان آغاز مذاکرات غیرمستقیم هسته‌ای تنها دو ماه برای رسیدن به توافق منتظر ماند و پس از آن بلافاصله تأسیسات هسته‌ای ایران را بمباران کرد، بدون آنکه درگیر نبرد گسترده‌تری شود. تجربه درگیری آمریکا با ایران نمود نظامی‌گری جدید آمریکا است که در آن بازدارندگی، ضربه قاطع و محدود، اولویت‌دادن به گزینه نظامی و تهاجمی‌ترشدن اهمیت دارد.
undefinedنظامی‌گری جدید آمریکا را در مناطق دیگری که اولویت‌ یافته‌اند، همچون نیم‌کره غربی می‌توان دید. ترامپ مدت کوتاهی پس از ورود به کاخ سفید علناً یا تلویحاً پاناما و گرینلند را به دلایل جداگانه‌ای تهدید به اقدام نظامی کرد. از همه این موارد مهم‌تر، افزایش تنش با ونزوئلا ظرف تنها چهار ماه است. ترامپ نه فقط دکترین مونرو را احیا کرده؛ بلکه تفسیرش از آن در مقایسه با قرن ۱۹ تهاجمی‌تر است.
undefinedنظام در حال گذار بین‌الملل و تغییر ساختار فرماندهی
undefinedبر اساس طرح جدید پنتاگون، جایگاه فرماندهی‌های سنتکام (فرماندهی مرکزی آمریکا)، یوروکام (فرماندهی اروپایی آمریکا) و آفریکام (فرماندهی آفریقای آمریکا) تضعیف خواهند شد و زیر نظر یک ساختار جدید به نام فرماندهی بین‌المللی آمریکا (U.S. International Command) قرار می‌گیرند. چنین تغییراتی مکمل دیگر تلاش‌های دولت برای انتقال منابع از خاورمیانه و اروپا و تمرکز هرچه بیشتر بر گسترش عملیات نظامی در نیم‌کره غربی خواهد بود.
undefinedتسلیحات جدید و رقابت جهانی جدید
undefinedوزارت جنگ در دوره دوم ترامپ اقداماتی کلیدی را برای ارتقای تسلیحات انجام داده؛ اقداماتی که بودجه این وزارت را در سال ۲۰۲۶ برای نخستین بار نزدیک به یک تریلیون دلار کرده است. ترامپ آغاز پروژه توسعه جنگنده نسل ششم یا همان F-47 را اعلام کرد تا به طور جدی‌تر با چین وارد رقابت در این حوزه شود. از این مهم‌تر، آغاز پروژه گنبد طلایی است که رقابت هسته‌ای قدرت‌های بزرگ را مجدداً شعله‌ور می‌کند. با ساخت گنبد طلایی، توانایی روسیه و چین در شلیک موشک‌های هسته‌ای چه از دریا و خشکی با چالش مواجه خواهند شد.
undefinedاحیای مسیحیت در وزارت
undefinedبحث حمایت از مسیحیان و مسیحیت در داخل ساختار پنتاگون اهمیت بیشتری دارد. هگست که خود را یک مسیحی به‌شدت معتقد می‌داند، اقدامات متعددی را در این راستا انجام داده است. اخیراٌ او اعلام کرد که تصمیم دارد یگان دین‌یاران را در ارتش تقویت کند؛ چراکه به گفته هگست «انسان‌گرایی سکولار» باعث شده است نقش خدا در سلامتی روحی سربازان ارتش کاهش یابد و این روند باید متوقف شود.
undefinedدوام سیاست‌های ترامپ و هگست
undefinedتغییرات سیاستی عظیم، دشوار هستند و معکوس‌کردن‌شان برای بازگشت به وضعیت پیشین چه بسا ناممکن باشد، مخصوصاً در مسائل نظامی-امنیتی. اگر ترامپ و هگست بتوانند با موفقیت ساختار فرماندهی‌های پنتاگون را تغییر دهند، دولت بعدی نمی‌تواند همه چیز را به دوران پیش از ترامپ بازگرداند. این موضوع را وقتی کنار برخی اخبار و گزارش‌‎ها در مورد اخراج مقامات مخالف با سیاست‌های این دو نفر قرار بدهیم اهمیتی دو چندان می‌یابد. ترامپ و سایر راست‌گرایان جدید هنوز سه سال وقت دارند و می‌توانند جای پای این سیاست‌ها را در ساختار وزارت مستحکم‌تر کنند.
undefinedمطالعه متن کامل مقاله https://institutetehran.com/art/813 undefined

undefinedاندیشکده تهرانundefined
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/813

۲۰:۵۷

thumbnail
undefined چندجانبه‌گرایی چگونه می‌تواند دوام بیاورد؟undefined️فارن افرز
#روندهای_استراتژیک
undefinedدر شرایطی که نهادهای جهانیِ پس از جنگ سرد با بحران مشروعیت، کارآمدی و منابع مواجه شده‌اند، چندجانبه‌گرایی وارد مرحله‌ای سرنوشت‌ساز شده است. خروج ایالات متحده در دورهٔ ترامپ از توافق‌ها و نهادهای کلیدی بین‌المللی تنها نشانه‌ای از این افول ساختاری است. با این حال، تضعیف چندجانبه‌گرایی به معنای پایان کار آن نیست؛ بلکه نشان‌دهندهٔ جابه‌جایی مرکز ثقل حکمرانی جهانی از سطح نهادهای فراگیر جهانی به سوی سازمان‌ها و سازوکارهای منطقه‌ای است. آیندهٔ نظم بین‌الملل، نه در بازگشت به سیاست قدرت‌های بزرگ و حوزه‌های نفوذ، بلکه در تقویت همکاری‌های منطقه‌ایِ هم‌پیوند با نظام جهانی رقم خواهد خورد.
undefinedافول نهادهای جهانی و بحران کارآمدی
undefinedبخش عمده‌ای از نهادهای بین‌المللی کنونی در قرن بیستم شکل گرفته‌اند و با وجود تغییرات بنیادین در توزیع قدرت جهانی، اصلاحات متناسبی را تجربه نکرده‌اند. این نهادها اغلب با ساختارهای سنگین، فرآیندهای کند و راه‌حل‌های یکسان برای مسائل پیچیده‌ای چون تغییرات اقلیمی، همه‌گیری‌ها، هوش مصنوعی و رقابت‌های هسته‌ای مواجه‌اند. سلطهٔ تاریخی اروپا و آمریکای شمالی بر این نهادها نیز آن‌ها را از انطباق با واقعیت جهانیِ چندقطبیِ امروز بازداشته است؛ جهانی که در آن بخش عمده‌ای از رشد اقتصادی و تصمیم‌گیری سیاسی در آفریقا، آسیا، آمریکای لاتین و خاورمیانه رخ می‌دهد.
undefinedچرا نهادهای منطقه‌ای اهمیت یافته‌اند؟
undefinedدر چنین بستری، سازمان‌های منطقه‌ای مزیت‌های ساختاری روشنی دارند. آن‌ها به کانون‌های بحران نزدیک‌ترند، حساسیت بیشتری نسبت به زمینه‌های محلی دارند و می‌توانند اصول حکمرانی جهانی را با واقعیت‌های منطقه‌ای تطبیق دهند. محدودتر بودن تعداد اعضا، امکان اقدام جمعی سریع‌تر، کاهش حق وتو و اصلاح سریع سیاست‌های ناکارآمد را فراهم می‌کند.
undefinedتجارت آزاد و بازآرایی نظم اقتصادی
undefinedنمونه‌های متعددی از کارآمدی همکاری‌های منطقه‌ای در تجارت دیده می‌شود. مشارکت اقتصادی جامع منطقه‌ای (RCEP) و توافق جامع و مترقی مشارکت ترانس‌پاسیفیک (CPTPP) نشان می‌دهند که حتی در شرایط افزایش حمایت‌گرایی آمریکا، رژیم‌های تجاری منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای می‌توانند جریان تجارت و سرمایه‌گذاری را حفظ کنند. این چارچوب‌ها با تقویت زنجیره‌های ارزش، همگرایی مالی و نوآوری فناورانه، به ثبات اقتصاد جهانی کمک می‌کنند.
undefinedحکمرانی دیجیتال و تنظیم فناوری‌های نو
undefinedدر حوزهٔ هوش مصنوعی و اقتصاد دیجیتال نیز، کندی نهادهای جهانی در تدوین قواعد الزام‌آور، فضا را برای ابتکارهای منطقه‌ای باز کرده است. تجربهٔ اتحادیهٔ اروپا در قانون‌گذاری هوش مصنوعی و توافق‌های منطقه‌ای دربارهٔ تجارت دیجیتال نشان می‌دهد که تنظیم‌گری مرحله‌ای و انعطاف‌پذیر می‌تواند همگام با شتاب تحولات فناورانه پیش برود.
undefinedنقش منطقه‌ای در مدیریت منازعات و امنیت
undefinedبا کاهش منابع و نفوذ نهادهای جهانی صلح‌بان، مسئولیت مدیریت منازعات بیش از پیش بر دوش سازمان‌های منطقه‌ای افتاده است. تجربهٔ آسه‌آن در جلوگیری از تشدید اختلافات، میانجی‌گری کشورهای آمریکای لاتین در بحران‌های مرزی و نقش فعال اتحادیهٔ آفریقا در عملیات‌های صلح‌بانی، نشان می‌دهد که این نهادها قادرند ثبات منطقه‌ای را حتی در شرایط رقابت قدرت‌های بزرگ حفظ کنند.
undefinedسلامت، حقوق بشر و تغییرات اقلیمی
undefinedهمکاری‌های منطقه‌ای در سلامت عمومی، حقوق بشر و اقلیم نیز مکمل ضعف‌های نظام جهانی بوده‌اند. از هماهنگی‌های بهداشتی در آمریکای لاتین و آفریقا تا سازوکارهای منطقه‌ای حمایت از مهاجران و نظارت بر انتخابات، این نهادها توانسته‌اند خلأهای حفاظتی را تا حدی جبران کنند. در حوزهٔ اقلیم، تجربهٔ کشورهای نوردیک و ابتکارات منطقه‌ای در آمریکای لاتین نشان می‌دهد که هماهنگی حتی زمانی که دیپلماسی جهانی با بن‌بست مواجه استمنطقه‌ای می‌تواند محرک سیاست‌های اقلیمی مؤثرتر باشد.
undefinedجمع‌بندی
هرچند سازمان‌های منطقه‌ای درمان همهٔ مشکلات جهانی نیستند و خود با چالش‌های داخلی مواجه‌اند، اما در شرایط افول نهادهای جهانی، بهترین گزینه برای حفظ روح چندجانبه‌گرایی به شمار می‌آیند. تقویت این نهادها نه‌تنها از بازگشت به سیاست حوزه‌های نفوذ جلوگیری می‌کند، بلکه با تکیه بر راه‌حل‌های پایین‌به‌بالا و نوآورانه، می‌تواند حکمرانی جهانی را کارآمدتر از گذشته سازد. آیندهٔ نظم بین‌الملل، بیش از آنکه جهانیِ متمرکز باشد، شبکه‌ای از همکاری‌های منطقه‌ایِ هم‌پیوند خواهد بود.
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/814

۹:۱۰

thumbnail
undefinedتهاجم آمریکا به ونزوئلا و دستگیری مادورو
#تعقیب_روند#آمریکای_لاتین#ونزوئلا #آمریکا
undefinedصبح امروز به وقت تهران حملات هوایی آمریکا به کاراکاس، پایتخت ونزوئلا آغاز شد. هم‌زمان با فعال شدن آژیرها در کاراکاس، صدای انفجار، تیراندازی و پرواز گسترده بالگردها در مناطق مختلف پایتخت گزارش شد. در ادامه، چندین هدف مهم نظامی و زیرساختی به‌طور هم‌زمان مورد حمله قرار گرفت که نشان‌دهنده آغاز یک عملیات برنامه‌ریزی‌شده و هماهنگ بوده است.
undefinedطبق برخی گزارش‌ها، مهم‌ترین هدف این حملات، فوئرته تیونا به‌عنوان اصلی‌ترین پایگاه نظامی و مرکز فرماندهی نیروهای مسلح ونزوئلا در کاراکاس بوده است. همچنین پایگاه هوایی لا کارلوتا در پایتخت، تأسیسات مخابراتی ال وولکان، بندر لا گوایرا به‌عنوان شریان اصلی لجستیکی و تجاری کشور، و پایگاه/فرودگاه هیگوئروته در ایالت میراندا هدف قرار گرفته‌اند. علاوه بر این، گزارش‌هایی از انفجارهای ثانویه پس از حملات هوایی در جزیره مارگاریتا منتشر شده است. تصاویر و گزارش‌ها همچنین از مشارکت بالگردهای سبک تهاجمی آمریکا در حملات به برخی اهداف زمینی حکایت دارد.
undefinedساعتی پیش، دونالد ترامپ در پیامی اعلام کرد که ارتش ایالات متحده با موفقیت توانست مادورو، رئیس جمهور ونزوئلا و همسرش را دستگیر و از کشور خارج کند. تاکنون جزئیاتی از این عملیات از سمت کاخ سفید منتشر نشده است. در همین حال، دلسی رودریگز، معاون مادورو در پیامی بیان داشت که هیچ یک از اعضای هیئت دولت از محل رئیس‌جمهور و همسرش اطلاع ندارند. به گفته سناتور جمهوری‌خواه، مایک لی، مادورو برای محاکمه به آمریکا منتقل می‌شود.
undefinedاندیشکده تهرانundefined
undefinedسایت http://www.institutetehran.com/undefinedاینستاگرام https://instagram.com/institutetehran1undefinedتلگرام https://t.me/InstituteTehran/29985

۱۱:۱۹

thumbnail
undefinedآیا ترامپ موفق به تغییر فضای سیاسی اروپا می‌شود؟
#مقاله_تحلیلی#اروپا #آمریکا
undefinedاز زمان آغاز دور دوم ریاست‌جمهوری ترامپ، رویکرد دولت آمریکا نسبت به اروپا به‌طور قابل توجهی تغییر پیدا کرده است. این رویکرد، در ظاهر با شعار «عظمت‌بخشی دوباره به اروپا» توجیه می‌شود، اما در عمل با اعتراض و مقاومت جریان‌های حاکم در اروپا روبه‌رو شده است. اقدامات گوناگون دولت ترامپ می‌تواند سپهر سیاسی این قاره را دستخوش دگرگونی‌های مهم کند.
undefinedادراک متفاوت از دموکراسی و تهدید
undefinedدر طول یک سال گذشته، مقامات اروپایی و مسئولان دولت ترامپ بارها بر سر تعریف دموکراسی و ماهیت تهدیدات اروپا وارد مجادله شده‌اند. جی.دی. ونس در کنفرانس مونیخ صراحتاً گفت تهدید اصلی نه روسیه و چین، بلکه سرکوب آزادی بیان و انحراف از ارزش‌های آمریکایی است. سند امنیت ملی آمریکا این شکاف سیاسی–فرهنگی را رسمیت بخشید. ترامپ نیز خود را نجات‌دهنده اروپا از نیروهای «ضددموکرات» می‌بیند.
undefinedاقدامات آمریکا
در یک سال گذشته، ایالات متحده از ابزارهای متعددی برای اثرگذاری بر سپهر سیاسی–فرهنگی اروپا بهره گرفته است. این اقدامات را می‌توان به‌طور کلی در سه دسته اصلی صورت‌بندی کرد:
undefinedحمایت غیرمستقیم: ایلان ماسک (وزیر کارآمدی وقت) از AfD آلمان حمایت کرد و الگوریتم‌های ایکس را به نفع راست افراطی تغییر داد و حملات توییتری متعددی علیه اتحادیه اروپا انجام گرفت. وزارت خارجه لغو انتخابات رومانی را محکوم و به مجارستان معافیت تحریمی داد تا دولت راست افراطی مجارستان تقویت شود.
undefined مشروعیت‌بخشی به راست افراطی: ترامپ دیدارهای گرم با ملونی (ایتالیا)، اوربان (مجارستان) و ۴۰ مقام AfD در کاخ سفید داشت. وزارت خارجه محدودیت‌های علیه AfD (مانند طبقه‌بندی اطلاعاتی آلمان) را نقض دموکراسی خواند و از فیکو (اسلواکی) برای جام جهانی دعوت کرد.
undefined تقابل با مقامات اروپایی: تحریم مقامات اروپایی به‌خاطر «سانسور» و تهدید قطع استارلینک، عملاً به منزله اعلان چالشی جدی علیه چارچوب‌های حقوقی و تنظیم‌گری اتحادیه اروپا در حوزه فناوری است.
undefinedمیزان تأثیر
undefinedاروپا دیگر در صدر اولویت‌های راهبردی دولت ترامپ قرار ندارد؛ از همین رو، حمایت از جریان‌های راست افراطی عمدتاً در سطح اقدام‌های غیرمستقیم و پیوندخورده با منافع مقطعی دولتمردان آمریکایی محدود مانده است. فشارهای لفظی دولت ترامپ برای پایان دادن به انزوای سیاسی احزاب راست افراطی تاکنون اثر محسوس و تعیین‌کننده‌ای نداشته است.
undefinedپیامدهای راهبردی
undefinedتقویت روسیه: راست افراطی با مسکو نرم‌تر است و برای همین در صورت قدرت‌گیری همکاری اقتصادی با روسیه را احیا می‌کند. تلاش ترامپ برای توقف جنگ اوکراین و قطع حمایت از اوکراین، روسیه را قوی‌تر کرده و قطبی‌شدن فضای اروپا به مسکو فضای نفوذ بیشتری می‌دهد.
undefinedتضعیف اتحادیه اروپا: ترامپ اتحادیه را «دشمن» می‌خواند و انسجامش را فرسایش می‌دهد. نتیجه این روند، کاهش انسجام و کارآمدی اتحادیه اروپا در ابعاد دیپلماتیک، اقتصادی و تصمیم‌گیری خواهد بود.
undefinedناکارآمدی سیاسی–اقتصادی: یکی از پیامدهای احتمالی رشد ملی‌گرایی افراطی، گسست در زنجیره‌های همکاری اقتصادی و تولیدات مشترک نظامی میان کشورهای عضو اتحادیه اروپا است؛ روندی که به کاهش کیفیت و کمیت این تولیدات می‌انجامد. این وضعیت، از سوی دیگر، وابستگی اروپا به آمریکا برای خرید تجهیزات نظامی را تشدید کرده و سطح جدیدی از وابستگی راهبردی را رقم می‌زند. تجربه هلند نشان داد سخت‌گیری مهاجرتی و پوپولیسم بدون برنامه اقتصادی، بهبود نمی‌آورد. کنار گذاشته شدن اروپا از مذاکرات ایران/حماس/روسیه، مشروعیت رهبران را نابود می‌کند.
undefinedبازآرایی سیاسی اروپا
undefinedدر صورت تداوم روندهای فعلی و مداخله آمریکا، می‌توان انتظار داشت در میان‌مدت تابوی همکاری با راست افراطی می‌شکند؛ احزاب میانه و محافظه‌کار راست‌گراتر و رادیکال‌تر می‌شوند و محبوبیت احزاب چپ و سبز بیش از پیش کاهش می‌یابد.
undefinedهمچنین، احتمال کاهش وزن نیروهای ضدروس در منطقه بالتیک و افزایش نفوذ احزاب راست افراطی و محافظه‌کار در اروپای مرکزی وجود دارد؛ تحولی که می‌تواند بر جهت‌گیری کلی اتحادیه اروپا در قبال مسکو، ناتو و سیاست‌های امنیتی–انرژی اثرگذار باشد.
undefinedترامپ، هرچند با شعارهایی مانند «اروپا را دوباره با عظمت کنیم» ظاهراً بر تقویت اروپا تأکید می‌کند، اما رویکرد واقعی او با این هدف در تعارض است. با در نظر گرفتن قدرت‌گیری فزاینده جریان‌های افراطی و استمرار تلاش ترامپ برای تغییر سیاسی-فرهنگی اروپا، این قاره در سال‌های پیش‌رو با چالش‌های عمیق‌تر اقتصادی، سیاسی و اجتماعی روبه‌رو خواهد شد که حل آنها مستلزم اتخاذ رویکردی شفاف، منسجم و واقع‌بینانه در برابر دولت ترامپ و جریان‌های راست افراطی است.
undefinedمطالعه متن کامل مقاله https://institutetehran.com/art/815 undefined
undefinedاندیشکده تهرانundefined

۱۷:۰۴

thumbnail
undefinedدستگیری مادورو چه معنایی برای چین و روسیه دارد؟!undefinedتلگراف
#تهران_ریویو #آمریکای_لاتین #ونزوئلا
undefinedدر سال ۱۹۸۹، دو هفته طول کشید تا نیروهای آمریکایی مهاجم به پاناما، مانوئل نوریگا، را پیدا کرده، محاصره و دستگیر کنند؛ عملیاتی که ۲۶ کشته آمریکایی برجای گذاشت و صدها پانامایی را به کام مرگ فرستاد. آن هم در حالی که پاناما کشوری کوچک با یک شهر بزرگ است و آمریکا از پیش حضور نظامی قابل‌توجهی در آنجا داشت.
undefinedبه‌نظر می‌رسید عملیات در ونزوئلا که کشوری بسیار وسیع‌تر با ارتشی بزرگ و شبه‌نظامیان وفادار است، یادآور تهاجم آمریکا به عراق باشد که نه ماه طول کشید تا صدام حسین ردیابی شود و تغییر رژیم به هرج‌ومرج و خونریزی انجامید و به اعتبار جهانی واشنگتن لطمه زد. با این حال تا اینجا، ترامپ منتقدانش را شگفت‌زده کرده و عملیاتی تماشایی را رقم زده است. رئیس‌جمهور آمریکا خواهد کوشید این عملیات را لحظه‌ای برای نمایش قدرت و اثباتی بر این‌که آمریکا هنوز بر جهان سایه افکنده، جلوه دهد.
undefinedبا این خوانش، به‌راحتی می‌توان تصور کرد که یورش برق‌آسای پایتخت ونزوئلا موجب نگرانی عمیق در مسکو و پکن، دو پشتیبان خارجی اصلی مادورو شده باشد. به‌هرحال، آمریکا ظاهراً با سهولتی غیرمنتظره، بازوی اصلی شبکه جهانی ضدآمریکایی در آمریکای جنوبی را قطع کرده است. با این همه، این دغدغه‌ها شاید آن‌قدرها هم عمیق نباشد. بی‌تردید در مسکو و پکن کسانی خواهند گفت عملیات کاراکاس شواهد تازه‌ای است بر این‌که ترامپ بیش از آن‌که به نمایش قدرت جهانی علاقه‌مند باشد، در پی اعمال قدرت منطقه‌ای است.
undefinedترامپ نشان داده که مایل است سلطه‌اش را در جغرافیایی گسترده اما با عملیات‌هایی محدود اعمال کند: حملات هوایی پراکنده و هدفمند علیه شاخه‌های داعش در نیجریه، شبه‌نظامیان انصارالله در یمن، و عملیاتی پرسر‌وصدا اما کوتاه علیه برنامه هسته‌ای ایران.
undefinedسند امنیت ملی آمریکا و جهان مبتنی برحوزه‌های نفوذ
undefinedمشاوران به پوتین و شی خواهند گفت که ترامپ به‌وضوح راضی است با رقبای ضعیف‌تر درگیر شود. او تمایل کمتری برای ایستادن در برابر روسیه بر سر اوکراین نشان داده و نگرانی‌هایی برانگیخته که شاید در پی معامله‌ای بزرگ با چین، تایوان را رها کند. در اوایل دسامبر، دولت ترامپ «راهبرد امنیت ملی» خود را منتشر کرد؛ سندی شگفت‌آور که به‌طور رسمی چرخش سیاست خارجی آمریکا به سوی جهان‌بینی مبتنی بر حوزه‌های نفوذ و معامله‌گری «اول آمریکا» را صورت‌بندی می‌کرد.
undefinedاگر رهبران چین و روسیه به این نتیجه برسند که دستگیری مادورو بخشی از راهبردی است که در آن آمریکا از نقش جهانی خود عقب می‌نشیند تا به هژمونی منطقه‌ای بسنده کند، ممکن است بیش از آن‌که بازدارنده باشد، جسارت بیشتری به آن‌ها بدهد. مقامات آمریکایی چنین تفسیری را رد می‌کنند و می‌گویند تنها با بازاستقرار برتری خود در نیم‌کره غربی است که آمریکا می‌تواند سلطه جهانی‌اش را دوباره تثبیت کند.
undefinedصرف‌نظر از این‌که کدام تفسیر غالب شود، روشن است که نیم‌کره غربی بار دیگر به صحنه مرکزی سیاست خارجی واشنگتن بدل شده است؛ حتی در حالی که به دشمنان سنتی آمریکا در جاهای دیگر دست بازتری داده می‌شود. از زمان بازگشت به قدرت، ترامپ کوشیده دکترین مونرو ۱۸۲۳ را احیا کند؛ هشداری به قدرت‌های بیرونی برای دور ماندن از نیم‌کره غربی.
undefinedدر واقع، او حتی فراتر رفته است: ادعای تبدیل کانادا به ایالت پنجاه‌ویکم، تغییر نام خلیج مکزیک به «خلیج آمریکا» و مطالبه واگذاری گرینلند به ایالات متحده. با گذر سال نخست ریاست‌جمهوری‌اش، او آنچه را طنز‌پردازان «دکترین دونرو» نامیدند بسط داد تا تغییر رژیم در ونزوئلا را نیز دربر گیرد.
undefined روی دیگر سکه
undefinedنارضایتی در آمریکای جنوبی و خشم در سراسر جهان در حال توسعه ممکن است در نهایت به سود روسیه تمام شود. مسکو به‌سرعت اقدام تجاوزکارانه مسلحانه را محکوم کرد و مشتاق خواهد بود آمریکا را تهدیدی برای نظم بین‌المللی تصویر کند و از این عملیات برای توجیه حمله خود به اوکراین بهره ببرد. استدلال‌های اخلاقی غرب علیه جنگ پوتین بی‌تردید دشوارتر قابل دفاع خواهد شد.
undefinedبرای پکن نیز پیامدها به همان اندازه مهم است. آمریکا اکنون سابقه تازه‌ای برای به‌کارگیری نیروی نظامی توسط قدرت‌های بزرگ برای تغییر رژیم در همسایگی خود ایجاد کرده است. از این‌رو، مقامات تایوان احتمالاً رخدادهای این آخر هفته در آمریکای جنوبی را با نگرانی ویژه‌ای دنبال کرده‌اند.
undefinedمسکو و پکن خطوط کلی نظم جهانی جدیدی را می‌بینند که با حوزه‌های نفوذ منطقه‌ای و سلطه قدرت‌های منطقه‌ای تعریف می‌شود. از نگاه آنان، آمریکا به‌تدریج نقش پلیس جهانی را کنار می‌گذارد و به پشت دیوارهای دژی نیرومند اما منطقه‌ای عقب‌نشینی می‌کند. شاید سرانجام دوران چندقطبی‌ای که مدت‌ها آرزویش را داشتند، در حال طلوع باشد.
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/817

۵:۴۹

thumbnail
undefinedروی آوردن STC به گفتگو پس از شکست در حفظ حضرموت و المهره!undefinedالجزیره
#رویة_العربیة #غرب_آسیا #یمن
undefinedاستاندار حضرموت، سالم الخنبشی، اعلام کرد که کنترل استان‌های حضرموت و المهرة بازپس‌گرفته شده و تأمین مناطق وادی حضرموت و صحراء به دست نیروهای «درع الوطن» (سپر میهنی) وابسته به دولت کامل شده است. همچنین، تلویزیون رسمی یمن گزارش داد که نیروها وارد شهر مکلا شده‌اند و در خیابان‌های آن مستقر شده‌اند. الخنبشی اعلام کرد که نیروهای درع الوطن در تمامی مناطق حیاتی از جمله فرودگاه بین‌المللی سیئون و تأسیسات حساس و خدماتی حضور دارند.
undefinedهمچنین منابع خبری گزارش دادند که نیروهای دولتی یمن موفق شدند کنترل فرودگاه بین‌المللی رَیان واقع در شهر مکلا، مرکز استان حضرموت، را در اختیار بگیرند. استاندار حضرموت از نقش مهم مردم و سران قبایل در حمایت از امنیت تقدیر کرد و گفت که نیروهای "درع الوطن" حرکت خود را به سمت ساحل حضرموت آغاز کرده‌اند تا امنیت را برقرار کنند و از تأسیسات حیاتی و اموال عمومی و خصوصی، محافظت نمایند.
undefinedدر همین راستا، «مجلس ملی حضرموت» اعلام کرد که وضعیت در شهر سیئون پس از درگیری‌هایی که در اطراف فرودگاه این شهر بین نیروهای شورای انتقالی و نیروهای درع الوطن رخ داد، تعیین تکلیف شده است. نیروهای «درع الوطن» از کسانی که آنها را فریب‌خورده از سوی عناصر شورای انتقالی می‌دانند خواسته‌اند که از شهر سیئون خارج شوند و مسئولیت کامل هر گونه پیامد احتمالی در صورت عدم پایبندی به این درخواست بر عهده مخالفان است.
undefinedاستان حضرموت از نظر اداری به دو بخش تقسیم می‌شود؛ یک بخش شامل مناطق ساحلی است که بزرگترین شهر آن مکلا است، و بخش دیگر شامل مناطق وادی و صحراء که بزرگترین شهر آن سیئون است. در استان المهرة نیز نیروهای درع الوطن وابسته به دولت عدن کنترل تمامی 9 شهرستان استان المهرة را پس از عقب‌نشینی نیروهای شورای انتقالی از این مناطق به دست گرفته‌اند.
undefinedدر روز شنبه، شبکه تلویزیونی سبأ یمن از یک منبع محلی (که نامش فاش نشد) گزارش داد که نیروهای شورای انتقالی از کاخ ریاست‌جمهوری و فرودگاه الغیضة در استان المهرة عقب‌نشینی کرده‌اند. در همین حال، رئیس شورای رهبری رئیس‌جمهوری یمن، رشاد العلیمی، در تماس تلفنی با استانداران حضرموت و المهرة بر اهمیت مقابله با هرگونه نقض قانون یا دزدی و لزوم حفظ حقوق مردم و حفظ صلح داخلی تأکید کرد. از سوی دیگر، متعب بازیاد، معاون مدیر دفتر نخست‌وزیر یمن، اعلام کرد که حرکت دولت عدن به منظور محافظت از غیرنظامیان در شرق کشور صورت گرفته است.
undefinedاستقبال شورای انتقالی از دعوت عربستان
undefinedشورای انتقالی جنوب یمن از دعوت عربستان برای برگزاری گفت‌وگویی در خصوص جنوب استقبال کرده و در بیانیه‌ای اعلام کرد که این دعوت نشان‌دهنده رویکرد آن در استفاده از گفت‌وگو به عنوان تنها راه برای حل مسائل سیاسی است، به ویژه مسئله مردم جنوب و حق آنها برای بازیابی دولت خود. شورای انتقالی تأکید کرد که هر گفت‌وگوی جدی باید با پذیرش اراده مردم جنوب و در چارچوب زمانی مشخص و با ضمانت‌های بین‌المللی کامل آغاز شود. این شورا افزود که همه‌پرسی آزاد مردمی باید مبنای هر گونه پیشنهاد یا راه‌حل سیاسی برای آینده باشد.
undefinedگفت‌وگوهای طارق صالح
undefinedدر همین حال، رسانه‌های سعودی گزارش دادند که وزیر دفاع سعودی، خالد بن سلمان بن عبدالعزیز، روز شنبه با طارق محمد صالح، عضو شورای رهبری یمن، درباره تلاش‌ها برای حمایت از ثبات یمن و تبادل نظر در این زمینه صحبت کرده است. طارق صالح در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی اکس (توئیتر سابق) تأکید کرد که این دیدار با وزیر دفاع سعودی نشان‌دهنده روح برادری بوده و دیدگاه‌هایی درباره تحولات اخیر یمن و تقویت تلاش‌های مشترک برای حمایت از امنیت یمن و ثبات منطقه تبادل شده است.
undefinedدعوت به آرامش از سوی کشورهای عربی
undefinedدر پی تحولات اخیر یمن، کشورهای عربی به آرامش و کاهش تنش‌ها دعوت کرده‌اند و از دعوت به برگزاری کنفرانس در ریاض برای شروع گفت‌وگو درباره مسئله جنوب استقبال کرده‌اند. این مواضع از سوی کشورهای قطر، بحرین، کویت، عربستان سعودی، امارات، مصر، اردن، سودان، فلسطین، سوریه، لبنان، مغرب، لیبی و یمن اعلام شده است. عربستان سعودی در بیانیه‌ای که در ساعت‌های اولیه صبح شنبه منتشر شد، از تمامی گروه‌های جنوبی یمن خواست تا در کنفرانسی که در خاک سعودی برگزار خواهد شد، شرکت کنند و هدف از آن ارائه راه‌حل‌های عادلانه برای مسئله جنوب است، پس از اینکه رشاد العلیمی، رئیس شورای رهبری یمن، از عربستان خواست تا میزبان این کنفرانس باشد. از بامداد جمعه، درگیری‌های شدیدی در حضرموت بین نیروهای دولتی و عناصر شورای انتقالی جنوبی آغاز شده است که همراه با پشتیبانی هوایی از سوی ائتلاف حمایت از مشروعیت در یمن بوده است.
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/818

۵:۵۰

thumbnail
undefinedآیا ونزوئلای پسا مادورو غرب‌گرا خواهد بود؟
#تحلیل_کوتاه#آمریکای_لاتین#ونزوئلا #آمریکا
undefinedسحرگاه شنبه، آمریکا حملات هوایی گسترده‌ای را به کاراکاس، پایتخت ونزوئلا انجام داد که به ربایش مادورو، رئیس جمهور این کشور و همسرش منتهی شد. طی ماه‌های گذشته انتظارات بیشتر حول دو سناریو بود که در یکی دولت ونزوئلا با ترکیبی از حملات هوایی و عملیات مخفی سیا سرنگون می‌شد و در سناریوی دیگر، آمریکا با مادورو به توافقی بر سر خروج از قدرت و بازگشت اپوزیسیون می‌رسید. اما اکنون وضعیت مبهمی خلق شده است. مادورو از قدرت حذف شد اما تحولی در حکومت ونزوئلا رخ نداد. در این وضعیت می‌توان چندین سناریوها را برای آینده سیاسی ونزوئلا در نظر گرفت.
undefinedسناریوی نخست: مصالحه رودریگز با غرب
undefinedپس از ربایش مادورو و خلأ در جایگاه ریاست‌جمهوری، مطابق اصل ۲۳۳ قانون اساسی معاون او، دِلسی رودریگز به عنوان رئیس‌ جمهور موقت اختیارات دولت را به دست گرفت. اگرچه او در ظاهر هیچ‌وقت موضعی در حمایت از روابط با غرب نداشته است، اما برخی شواهد رویکرد او را مبهم می‌کند. او در نخستین واکنش به تهاجم آمریکا، ضمن درخواست آزاد کردن مادورو، اعلام کرد که خواهان «روابط محترمانه» با آمریکا است. ترامپ نیز دیروز اعلام کرد که دولت او با رودریگز در ارتباط است و او انتخاب دیگری جز پذیرش خواسته‌های آمریکا ندارد.
undefinedاز این مهم‌تر، گزارش اکتبر ۲۰۲۵ روزنامه میامی‌هرالد است که ادعا کرد رودریگز بی‌سروصدا ابتکارهایی را پیش برده است که تا خود را جایگزینی «قابل‌قبول‌تر» برای مادورو به واشنگتن معرفی کند. حتی در سال ۲۰۱۹ گزارش‌های مشکوکی دال بر دیدار اریک پرینس، بنیان‌گذار شرکت نظامی خصوصی بلک‌واتر و از حامیان ترامپ که پیشنهاد حمایت نظامی از اپوزیسیون ونزوئلا را داده بود با رودریگز منتشر شد.
undefinedاختیارات رودریگز اندک نیست. براساس اصل ۲۳۴، معاون رئیس جمهور به مدت ۹۰ روز (و ۹۰ روز اضافی با تأیید مجلس) دولت را اداره می‌کند و اگر اکثریت مجلس–که برادرش خورخه ریاست آن را برعهده دارد- به این نتیجه برسد که غیبت رئیس جمهور دائمی است؛ دستور برگزاری انتخابات صادر می‌شود. او در این سه ماه می‌تواند پایه‌های قدرت خود را مستحکم کند و پس از آن به سمت نوعی مصالحه با ترامپ حرکت کند؛ مصالحه‌ای که مورد پذیرش سایر نیروهای وفادار به مادورو است، همچون توافق نفتی. البته با توجه به احساسات ضدآمریکایی کنونی نمی‌توان در کوتاه‌مدت انتظار چنین مصالحه‌ای را داشت.
undefinedسناریوی دوم: کودتای نظامی
undefinedاگر دولت جدید ونزوئلا بخواهد سیاست خارجی خود را کاملاً مایل به غرب کند، در این صورت کودتای نظامی وفاداران به مادورو یک احتمال جدی است. نباید فراموش کرد که چاویست‌ها همچنان در ساختار سیاسی قدرت دارند. در حال حاضر، دیوزدادو کابیو، وزیر کشور که در مواضع ضد آمریکایی از مادورو نیز تندتر است با گروه‌های شبه‌نظامی کولکتیوو ارتباط دارد که به او قدرت زیادی می‌دهد. او در سال ۲۰۰۲ نیز به چاوز برای بازگشت به قدرت کمک کرده بود. افزون بر این، ولادیمیر پادرینو، وزیر دفاع نیز مواضع مشابه کابیو را دارد. این احتمال جدی است که نظامیان در صورت مشاهده چرخش به غرب، قدرت را قبضه کنند یا حداقل به رودریگز برای تداوم سیاست‌های مادورو فشار آورند.
undefinedسناریوی سوم: تداوم وضع موجود و تنش با آمریکا
undefinedتمامی صحبت‌ها پیرامون تمایل رودیگز به غرب تنها حدس و گمان هستند. پیش از مادورو نشانه‌های اندکی دال بر شکاف در دولت کنونی دیده می‌شد و اکنون نیز همگی مواضع تقریباً یکسانی دارند، چه اینکه رودریگز نیز جزو افراد بسیار نزدیک به مادورو محسوب می‌شد. در این صورت، باید بقای دولت کنونی را انتظار داشت که به معنای تداوم تنش نظامی با آمریکا و چه بسا حملات هوایی مجدد این کشور است.
undefinedآیا اپوزیسیون ونزوئلا بازخواهد گشت؟
undefinedبه‌قدرت‌رسیدن رهبران اپوزیسیون منوط به حمایت نظامی آمریکا در کنار فروپاشی ساختار سیاسی-نظامی کنونی در کاراکاس است، حال آنکه نشانه‌ای دال بر وجود شرط دوم دیده نمی‌شود. همچنین ترامپ در کنفرانس خبری دیروز ماریا ماچادو، رهبر اپوزیسیون را فردی خواهند که در کشورش مورد احترام نیست. این دو مورد در کنار اجتناب آمریکا از یک جنگ گسترده، شانس اندکی را برای اپوزیسیون باقی می‌گذارد.
undefinedبا توجه به این نکات، احتمال پایینی وجود دارد که دولتی غرب‌گرا در ونزوئلا تشکیل شود. هرچند این احتمال می‌رود که دولت رودریگز بتواند به توافقاتی با دولت آمریکا در حوزه‌هایی مشخص، همچون منابع نفتی ونزوئلا برسد. در سخنان مقامات آمریکا نیز تأکید فراوانی بر کنترل نفت این کشور می‌شود. در این صورت، ترامپ آن را در کنار ربایش مادورو تبدیل به دستاورد برجسته‌ای در سیاست خارجی خود می‌کند. اما در سناریوهای دیگر که احتمال وقوع‌شان بالا است وضعیت زمان مادورو تداوم می‌یابد.
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/819

۵:۵۲

thumbnail
undefinedاسترالیا چگونه به بازیگری ضدایران تبدیل شده است؟
#تحلیل_کوتاه#شرق_آسیا #استرالیا#سیاست_خارجی
undefinedاسترالیا اولین کشور عضو سازمان ملل بود که در سال ۱۹۴۷ به طرح تقسیم فلسطین و تشکیل دو دولت ‏رأی مثبت داد. اگرچه سیاست رسمی کانبرا همچنان بر تحقق راه حل دو دولت استوار است، از دهه ‌‏۲۰۱۰ میلادی شاهد گسترش قابل توجه همکاری‌های اقتصادی و دفاعی بین استرالیا و اسرائیل بوده‌ایم. ‏با این وجود اخیرا نوسان‌هایی در روابط استرالیا با اسرائیل وجود داشته است که عمدتاً ناشی از مواضع ‏استرالیا درباره موضوع فلسطین بوده است و این امر روابط با ایران را نیز تاثیر قرار داده است.‏
undefined‏ گسترش همکاری‌های استرالیا و اسرائیل
undefinedطی دهه گذشته استرالیا و اسرائیل تفاهم‌نامه‌هایی در زمینه همکاری دفاعی، امنیتی و فناوری امضا کردند ‏و استرالیا دفتر تجارت و دفاع خود را در قدس گشود‏. ارزش تجارت و خدمات دو طرف حدود ۱.۳ تا ‌‏۱.۴ میلیارد دلار استرالیا گزارش شده و سرمایه‌گذاری اسرائیل در استرالیا به ۵.۵ میلیارد دلار می‌رسد‏.‏
undefinedمهم‌ترین بعد روابط کنونی، همکاری دفاعی است. در سال ۲۰۲۵ وزارت دفاع استرالیا قرارداد خرید ‏سیستم حفاظت Iron Fist از شرکت البت سیستمز ‏ را امضا کرد که ارزش آن حدود ۲۰ میلیون دلار ‏است. دولت استرالیا تاکنون ده‌ها مورد مجوزهای صادرات نظامی را برای اسرائیل صادر کرده است. ‏افزون بر این، محرمانه نگه داشتن یادداشت تفاهم دفاعی ۲۰۱۷ به درخواست تل آویو، شفافیت سیاست‌‏های دفاعی استرالیا را زیر سؤال برده است.
undefinedشناسایی فلسطین و تیرگی روابط
undefinedدر اوت ۲۰۲۵، آنتونی آلبانیزی نخست‌وزیر استرالیا اعلام کرد که این کشور در مجمع عمومی سازمان ‏ملل متحد در سپتامبر همان سال، کشور فلسطین را به رسمیت خواهد شناخت. با این موضع، روابط ‏دیپلماتیک بین اسرائیل و استرالیا در شرایط وخیمی قرار گرفت. نتانیاهو پیام شدید اللحنی را به آلبانیزی ‏ارسال و او را به یک بلا برای استرالیا تشبیه کرد. نقطه اوج این بحران لغو روادید یک عضو کنست ‏اسرائیل برای ورود به استرالیا بود که اسرائیل نیز با لغو روادید دیپلمات‌های استرالیایی در کرانه باختری ‏مقابله به مثل کرد. با این وجود باید دانست که موضع استرالیا بیشتر به منزله ابزار فشار دیپلماتیک است تا ‏تغییر ماهوی در سیاست خارجی؛ زیرا کانبرا هنوز هم به همکاری های دفاعی خود با اسرائیل ادامه ‏می‌دهد.‏
undefinedروابط استرالیا و ایران
undefinedقبل از انقلاب اسلامی در ایران کانبرا به شاه سابق ایران به عنوان رهبر یک کشور نفتی نگاه می کرد و ‏ارزش تجارت بین دو کشور در برخی سال ها نزدیک به یک میلیارد دلار و شمار زیادی دانشجوی ‏ایرانی در دانشگاه های استرالیا مشغول تحصیل بود. پس از انقلاب با تشدید تحریم های آمریکا، روابط ‏بیشتر به مسائل کنسولی و آموزشی محدود شد. اوج بحران در روابط میان استرالیا و ایران نیز در سال ‏های ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ رخ داده است؛ زمانی که سازمان امنیت داخلی استرالیا ‏ اعلام کرد که جمهوری ‏اسلامی و سپاه پاسداران پشت آتش افروزی‌های ضدیهودی در سیدنی و ملبورن بوده‌اند و دولت استرالیا ‏بر این اساس سفیر ایران را اخراج کرد، سپاه پاسداران را به عنوان حامی دولتی تروریسم معرفی نمود و ‏سفارت خود در تهران را بست‏. ایران این اتهام‌ها را رد و آنها را ساخته دستگاه‌های اطلاعاتی اسرائیل ‏دانست.
undefinedتاثیر عامل اسرائیل
undefinedقطع روابط دیپلماتیک و اخراج سفیر ایران که کانال‌های رسمی گفتگو را بسته است، ‏فرصت‌های علمی و تجاری گذشته را مختل کرده و جامعه ایرانیان مقیم استرالیا را تحت فشار قرار داده ‏است‏ تاثیر مستقیم نوع روابط اسرائیل و استرالیاست. به نظر می‌رسد استرالیا در حالی که همسو با مواضع حقوق بشری کشورهای اروپایی و همچنین ‏در تلاش برای گسترش روابط با کشورهای عربی علیه سیاست‌های اسرائیل در موضوع غزه و کرانه ‏باختری موضع می‌گیرد، در تلاش است این امر را با مواضع و سیاست‌های تند علیه ایران و امتیازدهی به ‏اسرائیل در این زمینه تعدیل کند.
undefinedنتیجه‌گیری
undefinedروابط استرالیا و اسرائیل که طی دهه اخیر به طور قابل‌توجهی توسعه یافته است اخیراً دچار برخی ‏نوسان‌ها شده است. با این وجود کانبرا هنوز تل‌آویو را شریک راهبردی خود در حوزه های فناوری و ‏امنیتی می‌داند. در مقابل، اعمال نفوذ آمریکا و فشار اسرائیل، روابط استرالیا با ایران را به واسطه تحریم‌ها، ‏سوءظن‌های امنیتی و جدال‌های اخیر بر سر حملات ضدیهودی به سردی کشانده است. ایران در ‏بلندمدت می‌تواند شکاف‌های موجود میان استرالیا و اسرائیل را به زمینه‌ای برای ترمیم روابط تبدیل کند.
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/820

۱۳:۰۵

thumbnail
undefinedصنعت تراشه چین، جهان را غافلگیر خواهد کرد!undefinedاکونومیست
#اکوتهران #فناوری #چین
undefinedدر ژانویه 2025، «دیپ‌سیک» (DeepSeek)، یک استارتاپ بی‌نام‌ونشان چینی، با ارائه یک مدل هوش مصنوعی (AI) قابل رقابت با نمونه‌های آمریکایی، جهانیان را شگفت‌زده کرد. این مدل از آن جهت که بدون دسترسی به تراشه‌های پیشرفته هوش مصنوعی شرکت انویدیا توسعه یافته بود، چشمگیرتر به نظر آمد و عزم چین را برای نوآوری در شرایط محدودیت اثبات کرد. در سال 2026، شگفتی‌ها نه از دل نرم‌افزار، که از دل سخت‌افزار سیلیکونی بیرون خواهند آمد. شرکت‌های چینی در دو حوزه‌ای که برای مدت‌ها فراتر از توانشان قلمداد می‌شد، پیشرفت خواهند کرد: طراحی و تولید تراشه‌های قدرتمند هوش مصنوعی.
undefinedآمریکا از سال 2019 محدودسازی صادرات تراشه‌های پیشرفته و ابزارهای ساخت تراشه را آغاز کرد، با این امید که رشد چین را مهار کند. در عوض، این محدودیت‌ها محرکی برای خوداتکایی چین شدند. راه اندازی یک صنعت داخلی تراشه، به‌ویژه برای پردازنده‌های مورد استفاده در هوش مصنوعی، به شدت دشوار است. ساخت این تراشه‌ها نیازمند ماشین‌های پیشرفته لیتوگرافی است که مدارها را بر روی ویفرهای سیلیکونی حک کنند. اما شرکت هلندی ASML به عنوان بزرگترین تولیدکننده این ماشین‌ها از معامله با چین منع شده است. این ممنوعیت تولید تراشه‌های پیشرفته با ابعاد 7 نانومتر (nm، یا میلیاردیم متر) یا کمتر را برای شرکت‌های چینی دشوار کرده است. با این وجود، چین در حال بهره‌برداری حداکثری از ابزارهایی است که هم‌اکنون در اختیار دارد.
undefinedعلیرغم عدم عرضه بهترین و پیشرفته‌ترین محصولات، انویدیا بر بازار تراشه‌های هوش مصنوعی چین سلطه نسبی دارد. با این وجود، تأمین‌کنندگان چینی مانند هواوی، کمبریکون و متاکس در حال حاضر موفق به پوشش دوپنجم تقاضای موجود شده‌اند که ارزش آن در سال 2025 برابر با 38 میلیارد دلار بود. تا سال 2027، سهم این شرکت‌ها می‌تواند از 50 درصد بازاری با ابعاد احتمالی 71 میلیارد دلار عبور کند. تراشه‌های این شرکت‌ها از پیشرفته‌ترین محصولات انویدیا عقب‌ترند، اما بسیاری از آن‌ها با نسخه‌های تضعیف‌شده‌ای که شرکت‌های آمریکایی مجاز به فروش در چین هستند، برابری می‌کنند. بنابر گزارش‌ها، دولت چین برای حمایت از این تراشه‌های بومی شرکت‌های داخلی را از استفاده تراشه‌های هوش مصنوعی انویدیا منع کرده است و غول‌های فناوری چین، اعم از علی‌بابا و بایدو، آموزش مدل‌های هوش مصنوعی را با استفاده از تراشه‌های بومی آغاز کرده‌اند.
undefinedطراحان چینی اغلب برای دستیابی به عملکرد بهتر، بهره‌وری انرژی را قربانی می‌کنند. سیستم CloudMatrix هواوی، 384 عدد تراشه‌ Ascend را به هم متصل می‌کند و قابلیت رقابت با پیشرفته‌ترین محصولات انویدیا را داراست، اما بیش از چهار برابر انرژی مصرف می‌کند. چشم‌انداز امیدوارکننده‌ اما، احتمال افزایش بهره‌وری از طریق هماهنگی دقیق‌تر طراحی تراشه با نرم‌افزار است که در دیپ سیک و هواوی دنبال می‌شود.
undefinedانتظار می‌رود تولید داخلی چین در تراشه‌های هوش مصنوعی برای سال 2026 به شکل قابل‌توجهی افزایش یابد. این افزایش بر دو شرکت متکی خواهد بود: شرکت بین‌المللی تولید نیمه‌هادی (SMIC) یا بزرگ‌ترین ریخته‌گری چین؛ و هواوی یا پیش‌قراول فناوری این کشور. شرکت بین‌المللی تولید نیمه‌هادی قصد دارد ظرفیت تولید تراشه‌های 7 نانومتر و پایین‌تر را دو برابر کند. همزمان، هواوی نیز در حال راه اندازی کارخانه‌های تخصصی تولید تراشه است.
undefinedکارخانه‌های چینی که از دریافت تجهیزات لیتوگرافی جدید محروم‌اند، باید از ابزارهای قدیمی‌تر بسازند و بر همین اساس، بازدهی تولید چین به سطح شرکت تایوانی پیشتاز در صنعت تراشه، TSMC، نزدیک نخواهد شد. با این حال، حتی با نیمی از بازدهی TSMC نیز کارخانه‌های چینی قادرند میلیون‌ها تراشه هوش مصنوعی تولید کنند که این مقدار، برای تامین بخش اعظم تقاضای داخلی کفایت خواهد کرد.
undefinedچالش‌های استقلال چین در فناوری تراشه‌ متعدد هستند و شرکت‌های چینی ممکن است هرگز در بهره‌وری یا عملکرد به پای پیشگامان این فناوری در جهان نرسند. با این وجود، تا پایان 2026 ممکن است چینی‌ها بخش بزرگی از تقاضای داخلی خود را تأمین کنند. تحقق این سناریو یک تحول عمیق خواهد بود و نشان خواهد داد که تلاش آمریکا برای مهار کردن جاه‌طلبی‌های چین در حال منجر شدن به شکست است.
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/816

۱۶:۳۰

thumbnail
undefined رویکرد سخت‌گیرانه ترامپ و سوق یافتن هند به تنوع‌بخشی در شرکا
#تحلیل_کوتاه#جنوب_آسیا #هند #آمریکا
undefinedسال ۲۰۲۵ در شرایطی به پایان رسید که روابط هند و آمریکا در یکی از پیچیده‌ترین و پرتنش‌ترین مقاطع خود طی دهه‌های اخیر قرار گرفت. به نظر می‌رسد رویکرد دونالد ترامپ به دهلی‌نو، فاصله معناداری با سیاست سنتی ایالات متحده در قبال هند در سال‌های گذشته پیدا کرده و همین امر به شکل‌گیری شکاف‌های جدیدی میان دو طرف انجامیده است. منازعات تعرفه‌ای، فشار مستقیم آمریکا بر هند در زمینه واردات نفت از روسیه و اختلاف جدی در روایت دو طرف از نحوه دستیابی به آتش‌بس در جنگ اخیر هند و پاکستان، در مجموع چشم‌انداز روابط دوجانبه را با ابهام جدی مواجه ساخته است. همزمان، دیدارهای متعدد ترامپ با رهبران پاکستانی، هند را در مقابل تغییر رویکرد ترامپ بیشتر از حد معمول حساس نموده است.
undefinedظهور اختلاف و پیچیده شدن شرایط
undefinedدر ماه‌های ابتدایی بازگشت ترامپ به کاخ سفید، نشانه‌هایی از تداوم روند مثبت در روابط دوجانبه دیده می‌شد. دعوت سوبرامانیام جی‌شانکار، وزیر خارجه هند، به مراسم تحلیف ترامپ و سفر نارندرا مودی به واشنگتن به‌عنوان چهارمین مهمان خارجی رئیس‌جمهور آمریکا، این تصور را تقویت کرد که هند همچنان جایگاه ویژه‌ای در محاسبات سیاست خارجی آمریکا دارد. با این حال، انتشار فهرست تعرفه‌های موسوم به «روز آزادسازی» و قرار گرفتن هند در میان کشورهای مشمول با تعرفه ۲۵ درصدی، این خوش‌بینی اولیه را از میان برد.
undefinedتنش دیگر به اختلاف عمیق روایت‌ها درباره جنگ اخیر هند و پاکستان بازمی‌گردد. مقامات آمریکایی، به‌ویژه ترامپ، نقش فعال واشنگتن در شکل‌دهی به آتش‌بس اخیر را برجسته کردند، حال آنکه دهلی‌نو بر رویکرد سنتی خود مبنی بر عدم پذیرش میانجی و پیشبرد امور از طریق کانال‌های دوجانبه مورد تاکید قرار داد. طرح این روایت موازی از سوی هند، آنهم در شرایطی که پاکستان با رویکردی مبالغه‌آمیز از صلح‌سازی ترامپ تقدیر ‌کرد، بر پیچیدگی روابط افزود.
undefinedنقطه عطف تنش‌ها، به‌ویژه پس از کاهش امیدهای ترامپ به حل‌وفصل سریع جنگ اوکراین، شکل گرفت. در این مقطع، هند ناگهان خود را در میانه تقابل فزاینده واشنگتن و مسکو یافت. ایالات متحده موج دوم تعرفه‌ها را با نرخ ۲۵ درصد علیه کالاهای هندی اعمال کرد؛ اقدامی که ترامپ صراحتاً آن را نه صرفاً تجاری، بلکه تنبیهی و با هدف وادار کردن دهلی‌نو به توقف واردات نفت از روسیه توصیف نمود. این فشار در حالی اعمال شد که آمریکا پیشتر خرید نفت زیر سقف قیمتی را برای هند به طور ضمنی پذیرفته بود و چین و اروپا نیز –در سطوح مختلف- روابط خود در حوزه انرژی را با روسیه قطع نکرده‌اند.
undefinedچشم‌انداز آتی
undefinedعدم پیشرفت مذاکرات تجاری از یکسو و ظهور اختلافات پیش‌گفته از سوی دیگر، محافل راهبردی هند را به بازنگری محتاطانه‌ از ارزیابی میزان حمایت ایالات متحده سوق داده است. آمریکا همچنان مهم‌ترین شریک هند در موازنه‌سازی ژئوپولیتیکی در آسیا به شمار می‌رود؛ اما رفتار غیرقابل پیش‌بینی دولت ترامپ، بر اهمیت تنوع‌بخشی به شرکای خارجی و مدیریت مستقل روابط با چین و روسیه برای دهلی‌نو افزوده است. سفر پوتین به دهلی نو و حضور پررنگ نارندرا مودی در آخرین نشست سازمان جهانی شانگهای، که پس از یک وقفه طولانی مدت انجام می‌پذیرفت، نمودهایی از همین بازنگری محتاطانه است.
undefinedباید دانست که در سطح داخلی نیز دولت مودی از ناحیه این تنش‌ها تحت فشار است. چرا که از یکسو عقب‌نشینی در برابر فشار آمریکا بر سر نفت روسیه علاوه بر تبعات اقتصادی جدی و گسترده، چهره سیاسی ملی‌گرایان هندو را مخدوش نماید. از سوی دیگر هند نمی‌تواند به تنش تجاری با ایالات متحده، به عنوان بزرگترین مشتری صادرات و شریک نزدیک خود در رقابت‌های نظمی منطقه بی‌تفاوت باشد.
undefinedانعقاد یک توافق دفاعی و انتصاب سرجیو گور به‌عنوان سفیر جدید آمریکا در هند، پس از وقفه‌ای طولانی، از سوی برخی ناظران به‌عنوان نشانه‌ای مثبت تلقی شد. گور اگرچه پیشینه دیپلماتیک یا تخصصی در حوزه جنوب آسیا ندارد، اما به خانواده ترامپ و شخص رئیس‌جمهور بسیار نزدیک است. با این حال، فرآیند طولانی تأیید وی در سنا بدین معناست که دهلی‌نو احتمالاً برای مدتی بدون سفیر رسمی آمریکا باقی خواهد ماند.
undefinedجمع‌بندی
undefinedدر نهایت، همان‌گونه که راجا موهان، تحلیلگر برجسته هندی، اشاره می‌کند، بعید است سرمایه‌گذاری فراحزبی و ۲۵ ساله آمریکا بر شراکت راهبردی با هند، صرفاً در اثر تنش‌های کوتاه‌مدت از میان برود. با این حال، روابط دو کشور وارد مرحله‌ای شده است که بیش از گذشته شکننده، معامله‌محور و وابسته به محاسبات مقطعی سیاسی خواهد بود.
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/821

۴:۵۵

thumbnail
undefinedهرآنچه باید در مورد رهبر موقت ونزوئلا بدانید!undefined️فارین پالیسیundefinedکریستینا لو
#تهران_ریویو#آمریکای_لاتین #ونزوئلا
undefinedدر پی حمله اخیر دولت ترامپ به ونزوئلا و بازداشت رئیس‌جمهور این کشور، ونزوئلا اکنون تحت رهبری یک سیاستمدار بلندپرواز جدید، یعنی دِلسی رودریگِز (Delcy Rodríguez) قرار گرفته است.
undefinedوفادار و عمل‌گرا
undefinedمردم ونزوئلا با رودریگزِ ۵۶ ساله بیگانه نیستند؛ کسی که پیش از این معاون رئیس‌جمهور مادورو بود. او یک سوسیالیست سرسخت است که مادورو او را «ببر ماده» نامیده بود. رودریگز توانسته است به‌عنوان یک سیاستمدار ماهر شناخته شود که به‌خاطر عمل‌گرایی و وفاداری‌اش شهرت دارد.
undefinedرودریگز این شهرت را طی سال‌ها فعالیت در صحنه سیاست ونزوئلا به دست آورده است. پیش از آنکه به مقام معاونت ریاست‌جمهوری برسد، در چندین مقام دولتی، از جمله به‌عنوان وزیر ارتباطات و اطلاعات و وزیر امور خارجه، خدمت کرده است. او در سال‌های اخیر، پس از به‌دست گرفتن نظارت بر صنعت نفت ونزوئلا و دستگاه اطلاعاتی کشور، تأثیرگذاری بیشتری پیدا کرده است.
undefinedادامه دهنده راه مادورو
undefinedپس از ربایش مادورو، رودریگز به‌سرعت به‌عنوان یکی از قدرتمندترین بازیگران کشور در کانون توجه قرار گرفت. او روز دوشنبه به‌عنوان رئیس‌جمهور موقت ونزوئلا سوگند یاد کرد و از حمایت دیوان عالی کشور و نیروهای مسلح برخوردار شد.
undefinedیک کارشناس در واکنش به این انتصاب گفت: «این همان رژیم است؛ فقط این‌بار دیگر نیکولاس مادورو در رأس آن قرار ندارد. همان افرادی که ارتش را رهبری می‌کنند و از مادورو حمایت کرده‌اند، حالا رسماً از دلسی رودریگز حمایت می‌کنند.»
undefinedبرای رودریگز که علاوه بر اسپانیایی به زبان‌های انگلیسی و فرانسه نیز تسلط دارد، سیاست در خانواده‌اش ریشه دارد. پدرش، خورخه آنتونیو رودریگز، یک رهبر سوسیالیست، چریک چپ‌گرا و از بنیان‌گذاران یک حزب مارکسیستی بود. او در نهایت به‌دلیل ارتباطش با ربایش ویلیام نیهوس، یک تاجر آمریکایی در سال ۱۹۷۶، دستگیر شد و در بازداشت پلیس جان باخت.
undefinedشاید یکی از نزدیک‌ترین متحدان سیاسی رودریگز، برادرش خورخه باشد که مشاور ارشد سیاسی مادورو و رئیس مجلس ملی کشور است. این دو خواهر و برادر از حامیان اصلی حکومت مادورو بوده‌اند.
undefinedجایگزین قابل‌قبول‌تر برای آمریکا
undefinedحتی پیش از برکناری مادورو، خواهر و برادر رودریگز با واشنگتن در تماس نزدیک بودند. سال گذشته، روزنامه «میامی هرالد» گزارش داد که این دو نفر خود را به‌عنوان جایگزینی «قابل‌قبول‌تر» نسبت به مادورو به واشنگتن معرفی کرده‌اند. میانجی‌گری قطری‌ها به آن‌ها کمک کرد تا این طرح را مطرح کنند.
undefinedبه‌نوشته فایننشال تایمز، این دو در سال گذشته در مذاکرات سری با واشنگتن درباره تشکیل یک دولت انتقالی پس از مادورو نقش داشته‌اند.
undefinedدولت ترامپ مدت‌هاست که به‌طور غیرمستقیم نشان داده در حال طراحی انتقال قدرت در ونزوئلا با محوریت رودریگز است. یکی از سرمایه‌گذاران در ونزوئلا به تایمز گفت: «آن‌ها او را به‌عنوان یک دست‌نشانده نمی‌بینند؛ او همیشه در تمام مذاکرات با ایالات متحده سازنده‌ترین فرد بوده است.»
undefinedوقتی عملیات نظامی ایالات متحده انجام شد، رودریگز با جسارت خواستار آزادی مادورو شد و از رئیس‌جمهور ترامپ خواست مدرکی از زنده بودن او ارائه کند. او تأکید کرد که مادورو «تنها رئیس‌جمهور» ونزوئلا است.
undefinedترامپ روز شنبه گفت که رودریگز «آماده است تا کاری را که ما فکر می‌کنیم برای بزرگ کردن دوباره ونزوئلا لازم است انجام دهد». اما رودریگز در یک سخنرانی تلویزیونی در همان روز، لحن کاملاً متفاوتی اتخاذ کرد و اقدام ایالات متحده را «جنایتی که حقوق بین‌الملل را نقض می‌کند» محکوم نمود. او اظهار داشت: «هرگز دوباره برده نخواهیم شد، هرگز دوباره مستعمره هیچ امپراتوری نخواهیم شد. ما آماده دفاع از ونزوئلا هستیم.»
undefinedدر پاسخ، ترامپ تهدیدهای خود را به‌صورت علنی تشدید کرد. او در مصاحبه‌ای با نشریه آتلانتیک گفت: «اگر او کار درست را انجام ندهد، بهای بسیار سنگینی خواهد پرداخت، احتمالاً سنگین‌تر از مادورو.»
undefinedاز آن زمان، رودریگز لحن خود را تغییر داده است. او در بیانیه‌ای که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد، گفت: «ما از دولت آمریکا دعوت می‌کنیم با ما برای یک دستورکار همکاری همراه شود. رئیس‌جمهور دونالد ترامپ، ملت‌های ما و منطقه‌ی ما شایسته صلح و گفت‌وگو هستند، نه جنگ.» او افزود: «ونزوئلا حق صلح، توسعه، حاکمیت و آینده را دارد.»
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/822

۵:۱۴

thumbnail
undefinedاتحاد اسرائیل-یونان-قبرس و چالش‌های استراتژیک آن برای ترکیهundefinedالنهارالعربی
#رویة_العربیة #غرب_آسیا
undefinedبرگزاری «نشست قدس» به میزبانی نتانیاهو با حضور نخست‌وزیر یونان و رئیس‌جمهور قبرس در اواخر سال گذشته میلادی و توافقی که پس از آن برای انجام مانورهای نظامی مشترک اسرائیلی–یونانی–قبرسی صورت گرفت، سطح آماده‌باش ترکیه را افزایش داد. در نتیجه، شرق مدیترانه به عرصه وسیع‌تری برای تقابل ژئوپلیتیکی میان آنکارا و تل‌آویو بدل شده است که در مقایسه با میدان سوریه، دامنه‌ای وسیع‌تر و پیچیده‌تر دارد.
undefinedائتلاف اسرائیلی برای محاصره ترکیه
undefinedتل‌آویو در پی آن است که با تکیه بر فرمول «۳+۱» و با مشارکت واشنگتن، منظومه‌ای جدید از ائتلاف‌ها را بنیان نهد؛ منظومه‌ای که بر شراکتی اعلام‌نشده، به‌ویژه در حوزه‌های انرژی و امنیت، استوار است و سه دولت منطقه‌ای را در کنار ایالات متحده گرد هم می‌آورد. این همکاری‌ها شامل مانورهای دریایی مشترک، تبادل فناوری‌های دفاعی و برنامه‌های مقابله با تروریسم می‌شود.
undefinedاین تحرکات با کنار گذاشتن یا محاصره ترکیه، نقشه ائتلاف‌های امنیتی و اقتصادی منطقه را از نو ترسیم می‌کند. در همین راستا نتانیاهو در واکنش به اظهارات اخیر اردوغان گفت: «کسانی که رؤیای احیای امپراتوری‌های گذشته را در سر می‌پرورانند، بهتر است به‌سادگی آن را فراموش کنند.»
undefinedتقویت ائتلاف نظامی تل‌آویو، یک چرخش ژئوپلیتیکی مهم در شرق مدیترانه به‌شمار می‌آید؛ چرخشی که با ایجاد ساختاری امنیتی همسو با غرب و متمرکز بر اسرائیل، آشکارا در پی مهار نفوذ ترکیه است. این همکاری‌ها جایگاه منطقه‌ای اسرائیل را خارج از چارچوب جنگ غزه تقویت می‌کند و برای آن شراکت‌های راهبردی فراهم می‌آورد که تا حدی انزوای بین‌المللی ناشی از سیاست‌هایش در قبال فلسطین را جبران می‌کند.
undefinedنقش قبرس
undefinedمشارکت قبرس به گسترش عمق راهبردی اسرائیل می‌انجامد و محاسبات ترکیه را، به‌ویژه در پرونده‌های اکتشاف انرژی و دسترسی دریایی، پیچیده‌تر می‌سازد. در سپتامبر گذشته، تل‌آویو پایگاه‌های موشکی در قبرس یونانی ایجاد کرد و گزارش‌هایی نیز از وجود طرحی برای تأسیس یک پایگاه هوایی در این جزیره منتشر شد.
undefinedقبرس از زاویه‌ای دیگر نیز برای اسرائیل اهمیت ویژه‌ای دارد؛ چراکه نتانیاهو از تمایل خود برای احیای پروژه کریدور اقتصادی «هند–خاورمیانه–اروپا» (IMEC) سخن گفته است. جزیره قبرس در مسیر این پروژه جایگاهی راهبردی دارد.
undefinedبا تیره‌تر شدن روابط یونان و ترکیه در ماه‌های اخیر، به‌ویژه در پی کنار گذاشتن آنکارا از برنامه «SAFE» اتحادیه اروپا، آتن و نیکوزیا می‌کوشند توازنی ظریف میان گسترش ائتلاف‌های منطقه‌ای خود، به‌ویژه با اسرائیل و مصر و حفظ آرامش دریای اژه برقرار کنند.
undefinedهمکاری نیروهای دموکراتیک سوریه و تل‌آویو
undefinedهمزمان با این نشست سه‌جانبه، وزیر خارجه ترکیه در جریان یک کنفرانس مطبوعاتی مشترک با همتای سوری خود در دمشق، تأکید کرد که هماهنگی نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) با اسرائیل، بزرگ‌ترین مانع در مسیر اجرای توافق ۱۰ مارس به‌شمار می‌آید.
undefinedدر واکنش به پروژه کریدور (IMEC) ، ترکیه پروژه «جاده توسعه» را راه‌اندازی کرده است که خلیج فارس را از طریق عراق و ترکیه به اروپا و آسیای مرکزی متصل می‌کند. مهم‌ترین موانع این پروژه، نفوذ ایران و تهدیدات امنیتی در عراق و سوریه است. تلاش آنکارا برای یافتن راه‌حلی سیاسی برای مسئله کردها در راستای تضمین امنیت زنجیره‌های تأمین منطقه‌ای خود در آینده است. ترکیه نگران شکل‌گیری ائتلافی منطقه‌ای میان SDF و دروزی‌های جنوب سوریه با حمایت تل‌آویو است.
undefinedهمکاری محتمل ایران و ترکیه
undefinedترکیه همچنین در پی ساخت و بهره‌برداری از ایستگاه‌های راداری هشدار زودهنگام در سوریه برای رصد هواپیماهای اسرائیلی است که می‌تواند عملیات‌های هوایی آینده اسرائیل علیه ایران را مختل سازد. افزون بر این، وزارت دفاع ترکیه در جریان سفر وزیر دفاع این کشور به تهران در ۲۴ سپتامبر، امنیت ایران را «بخشی جدایی‌ناپذیر از امنیت ترکیه» توصیف کرد.
undefinedبا توجه به هم‌زمانی این تحولات با نقش محوری واشنگتن در خاورمیانه، دیدار اخیر نتانیاهو و ترامپ دلالت‌های متعددی یافته است؛ به‌ویژه با توجه به اصرار ترامپ بر تمجید از رئیس‌جمهور ترکیه در حضور نتانیاهو، که می‌توان آن را نشانه‌ای از احتمال ایفای نقش میانجی‌گرانه واشنگتن میان تل‌آویو و آنکارا دانست. تحولات شتابان شرق مدیترانه از چشم‌انداز منطقه‌ای بسیار پیچیده‌ای پرده برمی‌دارد؛ جایی که ملاحظات امنیتی با پروژه‌های انرژی و کریدورهای اقتصادی در هم تنیده‌اند و ائتلاف‌ها در میانه تداوم منازعات، از غزه تا سوریه در حال بازتعریف هستند.
undefined مطالعه متن کامل مقاله https://institutetehran.com/art/823undefined
undefinedاینستاگرام https://instagram.com/institutetehran1undefinedتلگرام https://t.me/InstituteTehran

۵:۳۵

thumbnail
undefinedسوریه و اسرائیل؛ بیانیه امنیتی یا عادی‌سازی دیپلماتیک؟
#تحلیل_کوتاه#تحولات_منطقه #سوریه #اسرائیل
undefinedمحمدعلی حسن‌نیا
undefinedبالاخره بعد از چندین ماه تنش و درگیری در جنوب سوریه، مقامات اسرائیلی و سوری پس از دیداری که تحت نظارت آمریکا در پاریس برگزار شد، بر سر ایجاد یک «مکانیسم هماهنگی مشترک» توافق کردند. اما این سازوکار چیست؟ و تل آویو و دمشق هر کدام بدنبال چه چیزی هستند؟
undefinedمهم‌ترین بندهای این بیانیه امنیتی که مورد توجه قرار گرفته است بابی جدید در ارتباطات بین سوریه و اسرائیل را باز می‌کند. دو طرف تصمیم گرفتند سازوکاری مشترک تشکیل دهند که به‌عنوان «یک سلول ارتباطی اختصاصی» عمل کند. این سازوکار با هدف هماهنگی سریع و مستمر در زمینه‌های زیر طراحی شده است:
undefinedاشتراک‌گذاری اطلاعات استخباراتیundefinedکاهش تنش‌های نظامیundefinedارتباطات دیپلماتیکundefinedبررسی و تسهیل فرصت‌های همکاری تجاری
undefinedاین سازوکار تحت نظارت آمریکا فعالیت خواهد کرد و قرار است به‌عنوان پلتفرمی برای رفع سریع اختلافات و جلوگیری از سوءتفاهم‌ها عمل کند. همچنین یکی از نگرانی‌های جدی دولت احمد الشرع موضوع اقلیت دروزی در جنوب غرب سوریه بود. در این بیانیه توافق شد که «گفتگوها برای دستیابی به اهداف مشترک و تضمین امنیت اقلیت دروزی در سوریه ادامه یابد».
undefinedاما سوریه چه بدست آورده؟
undefinedسوریه خواستار خروج نیروهای اسرائیلی از مناطقی است که پس از سقوط رژیم بشار اسد تحت کنترل بوده‌اند، و همچنین خواستار یک «چارچوب امنیتی متقابل» است که حاکمیتش را تضمین کند. اما اسرائیل هر گونه توافق را مشروط به تضمین منافع امنیتی خود می‌داند، از جمله اجرای روند خلع سلاح در بخش‌هایی از جنوب غربی سوریه.
undefinedبیانیه اخیر را باید تلاشی برای «مدیریت تنش» دانست. آمریکا با فشار دو طرفه هم به ترکیه به عنوان متحد سوریه و هم اسرائیل برای رسیدن به یک توافق سعی می کند که دولت جدید سوریه را با خود همراه کند.
undefinedمحور مرکزی این توافق امنیت جنوب سوریه است، جایی که اسرائیل می‌خواهد تهدیدها را عقب براند و سوریه می‌خواهد فشار نظامی و اقتصادی دائمی علیه خود را کاهش دهد. از سوی دیگر ایران متغیر اصلی این توافق امنیتی است، حتی اگر نامش در متن بیانیه نیامده باشد. کل فلسفه گفت‌وگو میان سوریه و اسرائیل با میانجیگری آمریکا، بر مهار یا تنظیم حضور ایران در سوریه بنا شده است.
undefinedچشم‌انداز و سناریوهای پیش‌رو
undefinedاین روند به شدت وابسته به متغیرهای بیرونی است: تحولات غزه و لبنان، معادلات داخلی قدرت در سوریه و اسرائیل، و تغییرات در سیاست آمریکا. هر تکانه بزرگ در این عرصه‌ها می‌تواند مسیر فعلی را متوقف یا معکوس کند. بنابراین، طبق یک تحلیل خطی بیانیه اخیر نه پایان بحران، بلکه آغاز دوره‌ای از معامله‌گری امنیتی محسوب می‌شود؛ دوره‌ای که اگر به بسته بازسازی و تضمین‌های بین‌المللی متصل نشود، به توافقی پایدار تبدیل نخواهد شد.
undefinedاز دل این معادله، انتظار می‌رود گفت‌وگوها حول چند موضوع پیش برود: محدودسازی تحرکات نظامی ایران و نیروهای هم‌پیمان در عمق جنوب سوریه، ایجاد ترتیبات نظارتی یا میانجی‌گرانه در نواحی نزدیک به جولان، و باز کردن مسیرهایی برای کمک‌های اقتصادی و بشردوستانه به دمشق در ازای امتیازات امنیتی و در آخر یک عادی‌سازی بدون جنجال بین دمشق و تل آویو. آمریکا می‌خواهد همین مدل را بین لبنان و اسرائیل نیز پیاده کند، یعنی «توافق امنیتی» برای عادی سازی دیپلماتیک!
undefinedدر روند امنیتی میان سوریه و اسرائیل با میانجیگری آمریکا، سه مسیر اصلی محتمل است که می‌توان آن‌ها را به صورت یک خط داستانی و تحلیلی ترسیم کرد.
undefined سناریوی محتمل‌تر، تعلیق است؛ جایی که مذاکرات ادامه می‌یابد اما نتیجه ملموس حاصل نمی‌شود.
undefinedایران به همراه متحدان حاضر به کاهش واقعی حضور در جنوب نیست، اسرائیل حملات محدود خود را ادامه می‌دهد و دمشق امتیاز اقتصادی ملموسی دریافت نمی‌کند. ترکیه نیز پرونده شمال را جدا نگه می‌دارد. در این وضعیت، وضعیت شبه‌جنگ–شبه‌صلح برقرار است، کاهش نسبی درگیری‌ها رخ می‌دهد اما با هر بحران جدید، امکان فروپاشی توافق موقت وجود دارد.
undefinedاز سویی اردوغان هم خوب می داند که تیکه بر توافق با اسرائیل راه به جای نخواهد برد. به همین علت پیشنهادهایی به ایران ارائه خواهد کرد که در ازای ارتباط با دولت الشرع ترتیباتی برای ایجاد کریدور امن تهران به بیروت فراهم شود، موضوعی که ایران دو بار تاکنون آن را رد کرده است.

undefinedسایت https://institutetehran.com/art/824undefinedاینستاگرام https://instagram.com/institutetehran1undefinedتلگرام https://t.me/InstituteTehran

۱۲:۱۴

thumbnail
undefinedشرکت‌ها آماده‌اند از ونزوئلا پول به جیب بزنند!undefinedژاکوبن
#اکوتهران#آمریکا #ونزوئلا
undefined«هالیبرتون»، غول انرژی ایالات متحده، با فاصله چند هفته قبل از عملیات نظامی آمریکا در ونزوئلا برای دستگیری مادورو، شکایتی غیرمعمول علیه ونزوئلا در دادگاهی بین‌المللی طرح کرد. به ادعای «هالیبرتون» دولت ونزوئلا باید به دلیل تحریم‌های آمریکا به جبران خسارات واردشده به این شرکت بپردازد. پرونده‌هایی مشابه نیز با شکایت دیگر غول‌های انرژی و صنعت آمریکا علیه ونزوئلا طرح شده است و بسیاری از این شاکیان، پیوندهای مالی و سیاسی گسترده‌ای نیز با محافظه‌کاران و حزب جمهوری‌خواه آمریکا دارند.
undefinedدر حال حاضر، ونزوئلا دستکم با ۹ پرونده شکایت از سوی شرکت‌های بزرگ مواجه است که در آنها به ملی‌کردن صنایع، تحریم‌های بین‌المللی و بی‌ثباتی سیاسی به عنوان دستاویزی برای مطالبه غرامت تکیه شده است. رسیدگی به این دعاوی اغلب در «مرکز بین‌المللی حل‌وفصل اختلافات سرمایه‌گذاری» (وابسته به بانک جهانی) اتفاق می‌افتد. این مرکز بین‌المللی سال‌هاست که به ارجح شمردن منافع سرمایه‌گذاران بر حقوق حاکمیت دولت‌ها، بالاخص در کشورهای در حال توسعه، متهم می‌شود و کشورهای میزبان را در بسیاری از داوری‌های خود به پرداخت غرامت‌های سنگین محکوم نموده است.
undefinedپس از عملیات ۳ ژانویه، ترامپ مدعی «اداره» ونزوئلا توسط ایالات متحده شد و از سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ نفت و گاز و واگذاری دارایی‌های شرکت نفت دولتی ونزوئلا صحبت کرد. ونزوئلا بیشترین ذخایر نفتی جهان را در اختیار دارد، هرچند بخش عمده‌ای از این ذخایر دست نخورده مانده‌اند. با استقرار دولتی جدید و متمایل به واشنگتن، شرکت‌های مطرح‌کننده این دعاوی، در صف اول برداشت وجوه کلان قرار خواهند گرفت و دولت جدید احتمالا آمادگی خواهد داشت تا منابع مالی ونزوئلا را برای تسویه مطالبات شرکت‌های خارجی استفاده کند.
undefinedدر حقیقت، استقرار دولتی جدید با حمایت ایالات متحده می‌تواند به حل‌وفصل شتاب‌زده این پرونده‌ها با دفاع ضعیف و بی‌رمق در فرآیند داوری بینجامد و زمینه را برای انتقال صدها میلیون دلار از منابع ونزوئلا در قالب غرامت فراهم کند. به عنوان یک نمونه، شرکت «هالیبرتون» برای فاصله سال‌های 2016 تا 2020 خسارتی معادل ۲۰۰ میلیون دلار از ونزوئلا مطالبه کرده است. علیرغم توقف فعالیت «هالیبرتون» در ونزوئلا به سبب تحریم‌های آمریکا، این شرکت در شکایت خود از بی‌ثباتی داخلی و سیاست‌های اقتصادی غلط دولت ونزوئلا به عنوان منشاء اصلی زیان یاد کرده است.
undefinedتحلیلگران حقوق و مالیه قراردادها، بر این باورند که این شکل از طرح دعوی در دادگاه‌های بین‌المللی غیرمعمول است و «هالیبرتون» به احتمال زیاد، در زمان طرح دعوی روی کار آمدن دولتی همسو با واشنگتن را با تمایل ویژه به جبران خسارت مفروض گرفته است. پیشتر نیز، مقامات و چهره‌های مختلف جریان محافظه‌کار از «هالیبرتون» به‌عنوان یکی از نامزدهای نقش‌آفرینی در بازسازی ونزوئلا پس از تغییر رژیم یاد کرده بودند.
undefinedشرکت گاز طبیعی «ویلیامز» نیز علیه ونزوئلا به دلیل ملی‌سازی زیرساخت‌های انرژی در اوایل دهه ۲۰۰۰ شکایتی طرح کرده است. ترکیب هیات‌مدیره این شرکت و کمک‌های مالی گسترده خانواده برخی از مدیران آن به کارزارهای انتخاباتی جمهوری‌خواهان، نمود عالی پیوندی است که میان منافع شرکت‌ها و سیاست داخلی آمریکا برقرار شده است. شرکت‌های «کلاگز»، «هولسیم»، «اسمورفیت» و «گلد رزرو» نیز در زمره شرکت‎های هستند که پرونده‌های فعال یا مختومه علیه ونزوئلا دارند.
undefinedشرکت‌های بزرگ غربی در گذشته نیز موفق شده‌اند از طریق دادگاه داوری، به احکام سنگین علیه ونزوئلا دست پیدا کنند. «کونوکو فیلیپس» در سال ۲۰۱۹ در پرونده غرامت ملی‌سازی دوره چاوز به بیش از ۹ میلیارد دلار غرامت دست یافت و شرکت «کُک اینداستریز» در سال ۲۰۲۱ در پرونده‌ مصادره دارایی‌های خود، ونزوئلا را به پرداخت غرامت ۴۴۴ میلیون دلاری محکوم نموده است. با در نظر داشتن این سوابق، تکرار چنین روندی در صورت وقوع تحول سیاسی در ونزوئلا بسیار محتمل خواهد بود.
undefinedدر مجموع، پرونده «هالیبرتون» و دعاوی شرکتی مشابه علیه ونزوئلا نمایانگر این واقعیت است که تحولات ژئوپلیتیک و مداخلات نظامی علاوه بر پیامدهای سیاسی، پیامدهای اقتصادی گسترده‌ای نیز در تامین سود شرکت‌های بزرگ بین‌المللی به همراه دارند. در این بستر، ونزوئلا با یک خطر جدی مواجه است: اینکه منابع ملی این کشور، بجای بازسازی اقتصادی و توسعه در داخل، در قالب غرامت‌های حقوقی و توافق‌های سیاسی به نفع بازیگران خارجی مصرف شود.

undefinedسایت https://institutetehran.com/art/825

۲۰:۰۹

thumbnail
undefinedترامپ و پیاده‌سازی مدل جزایر میکرونزی و مارشال در گرینلند
#تحلیل_کوتاه#آمریکا #اروپا #گرینلند
undefinedموفقیت ایالات متحده در ربایش رئیس‌جمهور ونزوئلا، موجب تقویت اراده این کشور برای اقداماتی مشابه در سایر نقاط جهان شد. ترامپ، تنها یک روز پس از این عملیات، تهدید به استفاده از قدرت نظامی در رابطه با کشورهای مختلف از جمله گرینلند، کوبا، کلمبیا و ایران کرد. در این میان، موضوع گرینلند به طور خاص توجه اروپا را جلب کرده و سؤالات جدی در مورد دلایل و رویکرد ترامپ و همچنین پیامدهای احتمالی الحاق این سرزمین به ایالات متحده مطرح شده است.
undefinedاظهارات اخیر در خصوص گرینلند
undefinedچند ساعت پس از عملیات آمریکا در ونزوئلا، همسر استیون میلر، مشاور امنیت داخلی ترامپ، در شبکه اجتماعی ایکس پستی منتشر کرد که نقشه گرینلند با پرچم آمریکا را نشان می‌داد و زیر آن نوشته شده بود: «به زودی». این اقدام به سرعت واکنش طرف‌های اروپایی را برانگیخت. ترامپ نیز در مصاحبه‌ای با خبرنگاران گفت که آمریکا نیاز دارد گرینلند را تحت کنترل خود درآورد. او این نیاز را نه تنها به دلیل منابع معدنی و نفتی سرزمین، بلکه به عنوان بخشی از استراتژی‌های امنیت ملی ایالات متحده و مقابله با نفوذ چین و روسیه توجیه کرد. ترامپ اضافه کرد: «آمریکا به گرینلند نیاز دارد و اتحادیه اروپا نیز به خوبی از این امر آگاه است.»
undefinedدلایل اهمیت گرینلند برای ترامپ
undefinedگرینلند، با مساحت وسیع و شرایط یخی، تنها ۵۶ هزار نفر جمعیت دارد. این سرزمین به دلیل منابع معدنی کمیاب، نفت و گاز و موقعیت استراتژیک خود در قطب شمال از اهمیت بالایی برخوردار است. ترامپ پیش از این نیز به مزایای منابع طبیعی گرینلند اشاره کرده بود، اما در عین حال تأکید داشت که اهمیت واقعی این جزیره برای آمریکا در بعد امنیتی آن است.
undefinedبا این حال، با توجه به همکاری‌های گسترده دانمارک با آمریکا و وجود پایگاه نظامی ایالات متحده در گرینلند، نیازی به ضمیمه کردن این سرزمین برای تضمین امنیت ملی آمریکا وجود ندارد. به نظر می‌رسد مهم‌ترین انگیزه ترامپ برای چنین اقدامی، ساختن میراثی تاریخی برای خود باشد. در صورت الحاق گرینلند به ایالات متحده، این کشور می‌تواند به شکلی نمادین در نقشه جهانی بزرگ‌تر و با نفوذتر از قبل به نظر برسد و ریاست جمهوری ترامپ را در تاریخ به عنوان یک دستاورد بزرگ ثبت کند.
undefinedبرنامه دولت ترامپ برای ضمیمه کردن گرینلند
undefinedوزیر خارجه آمریکا در بیان رویکرد این کشور در قبال گرینلند اظهار داشت که آمریکا قصد دارد پیشنهاد خرید این سرزمین را به دانمارک ارائه دهد. تهدیدات نظامی نیز به عنوان ابزاری برای فشار به دانمارک جهت آغاز مذاکرات مطرح شده‌اند، گرچه گزینه نظامی همچنان روی میز باقی مانده است.
undefinedطبق آخرین اخبار، آمریکا در تلاش است تا با ایجاد تفرقه بین گرینلند و دانمارک، مقامات گرینلند را به پذیرش الحاق به ایالات متحده تشویق کند. بر اساس پیشنهادات مطرح‌شده، آمریکا همان نوع رابطه‌ای که با جزایر میکرونزی و مارشال داشته است، به گرینلند پیشنهاد می‌دهد؛ بدین معنا که گرینلند اختیار داخلی خود را حفظ کرده، اما امور نظامی آن تحت کنترل ایالات متحده قرار خواهد گرفت.
undefinedپیامدهای احتمالی تداوم این رویکرد
undefinedاگر ایالات متحده به تلاش‌های خود برای تصاحب گرینلند ادامه دهد، روابط کشورهای اروپایی با ایالات متحده به شدت دچار تنش خواهد شد. در صورت مخالفت جدی اروپا، تمرکز بر حمایت از اوکراین و مقابله با تهدیدات روسیه کاهش پیدا می‌کند. این مسئله همچنین می‌تواند موجب تضعیف انسجام داخلی اتحادیه اروپا گردد. از سوی دیگر، اگر اروپا به اتخاذ رویکردی نرم‌تر و انفعالی ادامه دهد، مشروعیت جریانات حاکم در این کشورها بیش از پیش زیر سوال خواهد رفت و ایالات متحده می‌تواند باج‌گیری‌های بیشتری از آنها انجام دهد، که این امر به بحران‌های سیاسی عمیق‌تری در اروپا خواهد انجامید.
undefinedعلاوه بر این، چنین اقداماتی می‌تواند ضربه‌ای جبران‌ناپذیر به اعتبار و موجودیت ائتلاف ناتو وارد سازد. این موضوع می‌تواند زمینه‌ساز تضعیف بازدارندگی اروپا در برابر روسیه و کاهش نفوذ سیاسی-نظامی قاره اروپا باشد.
undefinedدولت ترامپ به طور جدی در حال تلاش برای ضمیمه کردن گرینلند است. رویکرد اصلی آن در این فرآیند، ترکیبی از فشار نظامی و پیشنهادات رفاهی به مقامات گرینلند است. ایالات متحده ممکن است تلاش کند تا از طریق پیشنهادهایی مانند حمایت بیشتر از اوکراین، کشورهای اروپایی را متقاعد کند که در برابر این الحاق مخالفتی نکنند. با این حال، واکنش و تصمیم‌گیری کشورهای اروپایی، نقشی کلیدی در تعیین سرنوشت این اقدام و پیامدهای آن خواهد داشت.
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/826

۲۰:۱۰

thumbnail
undefinedجنگ‌های نوین به چیزی بیش از فناوری نوین نیاز دارند!undefined️وار آن راکس
#تهران_ریویو #نظامی
undefinedدر حقیقت، تمام نیروهای نظامی طبیعتاً تمایل دارند که از جنگ اوکراین درس‌هایی بگیرند، اما باید دقت کنیم که بیش از حد بر فناوری متمرکز نشویم. هر جنگی ویژگی‌های خاص خود را دارد که تحت تأثیر عوامل مختلفی از جمله فناوری، دکترین، تاکتیک‌ها و فرهنگ نظامی طرفین درگیر قرار می‌گیرد. جنگ روسیه و اوکراین نیز از این قاعده مستثنی نیست و اگر این جنگ را به درستی در زمینه‌اش قرار ندهیم، این خطر وجود دارد که نیروهای نظامی به نتایج نادرستی برسند.
undefinedدرس‌هایی از اوکراین
undefinedفناوری‌های میدان جنگ اوکراین، به‌ویژه پهپادها، هنوز باعث ایجاد شیوه جدیدی از جنگیدن نشدند. بلکه آن‌ها بیشتر به‌عنوان جایگزینی برای قابلیت‌های مفقود شده عمل می‌کنند. تغییرات دائمی در نیروهای نظامی ناتو فقط زمانی رخ خواهد داد که این فناوری‌ها با پلتفرم‌های موجود ترکیب شوند و مهم‌تر از همه، از طریق دکترین‌ها و مفاهیمی که واقعاً ظرفیت آن‌ها را برای ایجاد برتری به بهره‌برداری می‌رسانند، به کار گرفته شوند.
undefinedدر اوکراین، ما ترکیبی از جنگ جهانی اول و جنگ جهانی سوم را می‌بینیم. فناوری، از جمله پهپادها، ربات‌ها و هوش مصنوعی، پیش‌نمایشی از آنچه در یک جنگ آینده انتظار داریم را ارائه می‌دهد. اما همچنین می‌بینیم که از تهاجم اولیه روسیه در فوریه ۲۰۲۲ و ضد حملات اوکراینی‌ها در پاییز همان سال و در کورسک ۲۰۲۴ به بعد، به‌طور قابل توجهی ایستا، فرسایشی و یادآور جنگ جهانی اول شده است.
undefinedبه نظر می‌رسد که پهپادها تاکنون قادر به جایگزینی قابلیت‌هایی مانند تانک یا خودروهای جنگی پیاده‌نظام نیستند، چرا که هنوز نمی‌توانند زمین را تصرف کرده و نگه دارند، یا برای ایجاد شوک عملیاتی حرکت کنند، یا به اندازه تانک‌ها واکنش نشان دهند. پهپادها بیشتر مکملی برای قابلیت‌های سنتی خواهند بود، و هنوز به‌طور مؤثر با مجموعه کامل پلتفرم‌های موجود ترکیب نشده‌اند.

undefinedبر اساس تجربیات، شیوه‌های جنگی ما به‌ندرت تغییر می‌کند مگر اینکه توسط دکترین و مفاهیم هدایت شود و در عین حال نیاز به تغییر فرهنگی نیز دارد.
undefinedرفتار اوکراین در استفاده از پهپادها را نباید به‌عنوان مدل آماده‌ای برای ناتو در نظر گرفت. اوکراین در حال جبران کمبود توانمندی‌ها، به‌ویژه در زمینه توپخانه و پیاده‌نظام است. رویکرد پهپادمحور آن منجر به بن‌بست در میدان شده است، نه یک پیشرفت. عوامل واقعی تغییر، دکترین و مفاهیم هستند، نه ابزارها. پذیرش فناوری باید تحت دکترین تکامل‌یافته، مفاهیم عملیاتی و فرهنگ سازمانی قرار گیرد. فناوری به‌تنهایی نمی‌تواند شیوه جدیدی از جنگ را به ارمغان آورد، هرچند که می‌تواند به‌طور مؤثری آن را ممکن سازد.
undefinedایجاد تغییر شامل یک فرآیند سیستماتیک از تحقیق و توسعه، تحلیل عملیاتی، آزمایش‌ها، ارزیابی‌ها، به‌کارگیری و آموزش واقع‌بینانه است. به‌عنوان مثال، ما نمی‌توانیم بدانیم که آیا یک دسته خودمختار از پهپادها مؤثرترین روش برای مقابله با اهداف در عمق خواهد بود مگر آنکه این ایده به‌طور سیستماتیک آزمایش شود.
undefinedاین فرآیند سیستماتیک همچنین شامل تمام خطوط توسعه قابلیت‌ها، از جمله دکترین، طراحی نیرو، آموزش و لجستیک است که در معادل بریتانیایی TEPIDOIL و معادل آمریکایی آن DOTMLPF-P گنجانده شده و احتمالاً منجر به ساختارهای نیرویی و شغلی بسیار متفاوت خواهد شد.
undefinedیکپارچگی، منبع واقعی برتری است
undefined پهپادها، هوش مصنوعی و مهمات نرم‌افزارمحور باید با تانک‌ها، خودروهای جنگی پیاده‌نظام، توپخانه، نیروی هوایی و شبکه‌های فرماندهی و کنترل مؤثر ترکیب شوند. پتانسیل واقعی سیستم‌های جدید تنها زمانی آشکار خواهد شد که آن‌ها با قابلیت‌های پیشین ترکیب شوند تا یک نیروی یکپارچه با مفاهیم عملیاتی مناسب ایجاد شود.
undefinedمناطق مختلف نیازمند مفاهیم عملیاتی متفاوت خواهند بود. به‌عنوان مثال، نبرد نزدیک پهپادمحور اوکراین به‌طور خودکار به عملیات در برابر سیستم‌های پیشرفته ضد دسترسی و منع منطقه‌ای چین قابل انتقال نیست، حتی اگر این رویکرد در نبردهای نزدیک تایوان یا کره کاربردی داشته باشد.
undefinedفرهنگ همیشه در قلب تغییر واقعی است
undefinedامروزه برای ایجاد تغییر باید سیستم‌های نرم‌افزارمحور و خودمختار را در مقیاس گسترده به‌کار بگیریم تا یاد بگیریم چگونه از آن‌ها استفاده کنیم و سپس با آزمایش آنها بفهمیم آیا فرضیات ما تحت چالش‌های زمانی، مکانی و شرایط اشباع که پیش‌تر ذکر شد، اصلاح می‌شوند یا نه. انقلاب واقعی تنها زمانی به وقوع خواهد پیوست که این سیستم‌ها به اندازه کافی به‌طور گسترده‌تری به‌کار گرفته شوند تا پتانسیل واقعی عملیاتی و محدودیت‌های آن‌ها شناخته شود و این اطلاعات به مفاهیم عملیاتی تبدیل گردد.
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/827

۱۶:۳۷

thumbnail
undefinedامارات و حمایت از جنگ‌های جدایی‌طلبانه به نفع اسرائیلundefinedالخنادق
#رویة_العربیة #غرب_آسیا #امارات
undefinedچندپارگی و جنگ‌هایی که برخی کشورهای عربی را درگیر کرده، پیامد خودجوش منازعات داخلی نیست، بلکه به پدیده‌ای تکرارشونده بدل شده که نشانه‌های مداخله سازمان‌یافته خارجی را با هدف بازطراحی منطقه بر اساس حوزه‌های نفوذ جدید در خود دارد. در کانون این مداخلات، نقش امارات متحده عربی به‌عنوان عاملی مشترک برجسته می‌شود. از لیبی تا یمن، و از سودان تا سومالی، الگویی واحد در حال ظهور است؛ سیاستی که می‌کوشد دولت-ملت را از محتوای واقعی‌اش تهی کند و منازعه را به ابزاری دائمی برای کنترل ژئوپلیتیکی بدل سازد. این سیاست از یک نظم منطقه‌ای گسترده‌تر جدایی‌ناپذیر است؛ نظمی که در آن منافع امارات با چشم‌انداز راهبردی اسرائیل برای تجزیه دولت‌های دارای وزن جغرافیایی و جمعیتی قابل‌توجه، کنترل مسیرهای حیاتی دریایی، و تبدیل منطقه به موزاییکی از واحدهای ضعیف و متخاصم به هم گره می‌خورد.
undefinedلیبی
undefinedاز زمان سقوط قذافی، لیبی برای بازسازی دولتی واحد از دل ویرانی‌های جنگ، فروپاشی نهادی و مداخله خارجی تقلا کرده است. در میان مخرب‌ترین بازیگران خارجی، امارات متحده عربی قرار دارد که اصلی‌ترین حامی سیاسی، مالی و نظامی ژنرال خلیفه حفتر بوده و عملاً مانعی جدی در برابر وحدت لیبی ایجاد کرده است. مداخله امارات شکاف‌ها را تعمیق کرده، منازعه را طولانی ساخته و با اهداف راهبردی گسترده‌تر اسرائیل برای تجزیه دولت‌های منطقه همسو شده است؛ اهدافی که در نهایت به شکل‌گیری واحدهایی ضعیف و رقیب می‌انجامد.
undefinedیمن
undefinedدر دوره‌های اخیر، نقش امارات در یمن از طریق حمایت مستمر از عیدروس الزبیدی و چهره‌هایی چون طارق صالح و شورای انتقالی جنوب آشکارتر شده است؛ حمایتی که وحدت یمن را تضعیف کرده و چشم‌انداز هرگونه حل‌وفصل سیاسی فراگیر را کم‌رنگ می‌سازد و کشور را در وضعیتی از جنگ دائمی نگاه می‌دارد. این سیاست نه‌تنها در خدمت جاه‌طلبی‌های امارات در جنوب یمن است، بلکه با اهداف راهبردی گسترده‌تر اسرائیل که تجزیه یمن را ترجیح می‌دهد نیز هم‌راستاست. با حمایت از شورای انتقالی جنوب به‌عنوان نیرویی جدایی‌طلب، امارات تداوم جنگ در یمن را بدون افق حل‌وفصل تضمین کرده است. جنوب چندپاره به معنای فقدان موضع مذاکره‌ای واحد، نبود نهادهای دولتی منسجم، و فقدان پایانی روشن برای منازعه است. این ثبات مدیریت‌شده به سود اسرائیل است که در پی تحکیم نفوذ خود بر آبراه‌های راهبردی مانند تنگه باب‌المندب و خلیج عدن است.
undefinedسودان
undefinedسقوط سودان به ورطه جنگی فاجعه‌بار را نمی‌توان صرفاً با منازعات داخلی یا ناکامی‌های گذار سیاسی توضیح داد. مداخله خارجی به‌ویژه از سوی امارات نقشی تعیین‌کننده در توانمندسازی نیروهایی داشته که وحدت سودان را تضعیف کرده و منازعه را تداوم بخشیده‌اند. با حمایت از حمیدتی، و شبه‌نظامیان نیروهای پشتیبانی سریع، امارات به تبدیل گذار شکننده سودان به نزاعی خشن یاری رسانده است؛ نزاعی که در خدمت دستورکارهای منطقه‌ای گسترده‌تر، از جمله منافع راهبردی اسرائیل در تجزیه دولت‌های قدرتمند عربی، قرار دارد. حمایت از حمیدتی صرفاً انتخابی تاکتیکی از سوی امارات نیست، بلکه بخشی از الگویی منطقه‌ای گسترده‌تر است: توانمندسازی بازیگران مسلح غیردولتی یا شبه‌دولتی برای تضعیف نهادهای ملی و جلوگیری از ظهور دولت‌هایی مستقل و متحد.
undefinedسومالی‌لند
undefinedامارات از طریق حمایت سیاسی، مالی و نظامی از مقامات جدایی‌طلب سومالی‌لند مستقر در هرگِیسا، نقشی به‌شدت مخرب ایفا می‌کند. از زمان اعلام یک‌جانبه استقلال سومالی‌لند در سال ۱۹۹۱، دولت‌های پیاپی سومالی بر ضرورت وحدت ملی برای ثبات بلندمدت تأکید کرده‌اند. امارات به‌جای حمایت از حل‌وفصل مذاکره‌شده در چارچوب دولتی متحد، مسیر دور زدن موگادیشو و تعامل با سومالی‌لند به‌عنوان شریکی شبه‌حاکمیتی را برگزیده است. این رویکرد در سرمایه‌گذاری‌های ابوظبی در بنادر، تأسیسات نظامی و ترتیبات امنیتی، به‌ویژه از طریق کنترل شرکت DP World بر بندر بربره و توسعه زیرساخت‌های نظامی مرتبط با امارات در پیرامون آن آشکار است.
undefinedپیامدهای ژئوپلیتیکی این وضعیت فراتر از سومالی است. سومالی‌لند در موقعیتی راهبردی مشرف به تنگه باب‌المندب قرار دارد. کنترل یا حتی نفوذ غیرمستقیم بر بنادر و زیرساخت‌های امنیتی این منطقه، اهرم عظیمی بر تجارت جهانی و امنیت منطقه‌ای فراهم می‌آورد. در اینجا نیز همگرایی با منافع راهبردی اسرائیل آشکار است؛ چراکه تفکر امنیتی اسرائیل طی دهه‌ها بر اهمیت دریای سرخ و شاخ آفریقا به‌عنوان عرصه‌هایی برای قدرت، رصد رقبا و تأمین امنیت مسیرهای دریایی تأکید داشته است.
undefinedمطالعه متن کامل مقاله https://institutetehran.com/art/828undefined
undefinedتلگرام https://t.me/InstituteTehran

۱۶:۳۹