وضعیت بازارها در روز شنبه، ۲۲ فروردین ساعت ۱۲
۸:۳۱
روند جنگهای دنیا را با این نگاه تحلیلی ببینید.
این تصویر به یک الگوی مهم در ژئوپلیتیک اشاره میکند: رقابت قدرتهای بزرگ بر سر گلوگاههای استراتژیک اطراف اوراسیا.
در نقشه سه منطقه حساس مشخص شده که هر کدام نقش مهمی در توازن قدرت جهانی دارند:
۱. اوکراین و منطقه دونباس (غرب اوراسیا)جنگ روسیه و اوکراین فقط یک درگیری منطقهای نیست. این منطقه دروازه اتصال روسیه به اروپاست و در عین حال برای اروپا و ناتو خط تماس مستقیم با روسیه محسوب میشود. کنترل این منطقه بر امنیت اروپا، مسیرهای انرژی و توازن قدرت در غرب اوراسیا تأثیر مستقیم دارد.
۲. خلیج فارس و تنگه هرمز (جنوب اوراسیا)یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان است. بخش بزرگی از نفت جهان از این مسیر عبور میکند و هرگونه تنش در این منطقه میتواند قیمت انرژی، تجارت جهانی و حتی تورم در اقتصادهای بزرگ را تحت تأثیر قرار دهد.
۳. تنگه تایوان و شرق آسیا (شرق اوراسیا)این منطقه یکی از مهمترین مسیرهای تجارت دریایی جهان و محل رقابت استراتژیک چین و آمریکا است. علاوه بر اهمیت نظامی، این منطقه برای زنجیره تأمین جهانی و صنعت نیمههادیها اهمیت حیاتی دارد.
نکته مهم این است که این سه منطقه را نمیتوان جدا از هم دید. بسیاری از تحلیلگران معتقدند اینها سه صحنه از یک رقابت بزرگتر در سطح جهانی هستند؛ رقابتی بر سر کنترل مسیرهای حیاتی انرژی، تجارت و دسترسی به قلب اوراسیا.
در واقع هر قدرتی که بتواند بر این گلوگاهها اثر بگذارد، میتواند بر مسیرهای انرژی، تجارت جهانی و توازن قدرت بین شرق و غرب تأثیر جدی بگذارد.
آنچه در دونباس آغاز شد، در تنگه هرمز ادامه یافت و سرانجام در تنگه تایوان به اوج خواهد رسید.
برگرفته از مطالب دوست عزیزمون،دکتر آرش رییسینژاد@choraz
این تصویر به یک الگوی مهم در ژئوپلیتیک اشاره میکند: رقابت قدرتهای بزرگ بر سر گلوگاههای استراتژیک اطراف اوراسیا.
در نقشه سه منطقه حساس مشخص شده که هر کدام نقش مهمی در توازن قدرت جهانی دارند:
۱. اوکراین و منطقه دونباس (غرب اوراسیا)جنگ روسیه و اوکراین فقط یک درگیری منطقهای نیست. این منطقه دروازه اتصال روسیه به اروپاست و در عین حال برای اروپا و ناتو خط تماس مستقیم با روسیه محسوب میشود. کنترل این منطقه بر امنیت اروپا، مسیرهای انرژی و توازن قدرت در غرب اوراسیا تأثیر مستقیم دارد.
۲. خلیج فارس و تنگه هرمز (جنوب اوراسیا)یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان است. بخش بزرگی از نفت جهان از این مسیر عبور میکند و هرگونه تنش در این منطقه میتواند قیمت انرژی، تجارت جهانی و حتی تورم در اقتصادهای بزرگ را تحت تأثیر قرار دهد.
۳. تنگه تایوان و شرق آسیا (شرق اوراسیا)این منطقه یکی از مهمترین مسیرهای تجارت دریایی جهان و محل رقابت استراتژیک چین و آمریکا است. علاوه بر اهمیت نظامی، این منطقه برای زنجیره تأمین جهانی و صنعت نیمههادیها اهمیت حیاتی دارد.
نکته مهم این است که این سه منطقه را نمیتوان جدا از هم دید. بسیاری از تحلیلگران معتقدند اینها سه صحنه از یک رقابت بزرگتر در سطح جهانی هستند؛ رقابتی بر سر کنترل مسیرهای حیاتی انرژی، تجارت و دسترسی به قلب اوراسیا.
در واقع هر قدرتی که بتواند بر این گلوگاهها اثر بگذارد، میتواند بر مسیرهای انرژی، تجارت جهانی و توازن قدرت بین شرق و غرب تأثیر جدی بگذارد.
آنچه در دونباس آغاز شد، در تنگه هرمز ادامه یافت و سرانجام در تنگه تایوان به اوج خواهد رسید.
برگرفته از مطالب دوست عزیزمون،دکتر آرش رییسینژاد@choraz
۱۹:۱۹
@choraz
۸:۲۸
وضعیت بازارها در روز یکشنبه، ۲۳ فروردین، ساعت ۱۲
۸:۳۱
این تصویر یک نکته کلیدی را نشان میدهد: برای اولینبار در حدود ۴۰ سال اخیر، میزان ذخایر طلای کشورها از ذخایر دلاری عبور کرده است.
در نمودار میبینیم که وقتی ذخایر دلاری حالا کمتر از ذخایر طلا قرار گرفته. این یعنی:
- جهان در حال کاهش وابستگی به دلار است - طلا دوباره به دارایی امن دورانهای پرریسک تبدیل شده - توازن ذخایر جهانی در حال یک تغییر بزرگ است
این فقط یک روند اقتصادی نیست؛ یک سیگنال ژئواقتصادی مهم است.
تحلیلها میگویند وقتی طلا در ذخایر رسمی از دلار پیشی میگیرد، معمولا جهان وارد دورههای التهاب و بازآرایی قدرت میشود. حتی برخی مثل ری دالیو این شرایط را شبیه دورههای:
- جنگ سرد- یا حتی تنشهای پیش از جنگ جهانی دوممیدانند؛ یعنی نظم مالی و ساختار قدرت جهانی احتمالا در حال ورود به یک فاز جدید است.
شما اعضای چراز برای شرکت در لایوهای چراز اینوست میتوانید به یکی از این آیدیها پیام دهید: @arminhaqiqat @mohekarimi
@choraz
در نمودار میبینیم که وقتی ذخایر دلاری حالا کمتر از ذخایر طلا قرار گرفته. این یعنی:
- جهان در حال کاهش وابستگی به دلار است - طلا دوباره به دارایی امن دورانهای پرریسک تبدیل شده - توازن ذخایر جهانی در حال یک تغییر بزرگ است
این فقط یک روند اقتصادی نیست؛ یک سیگنال ژئواقتصادی مهم است.
تحلیلها میگویند وقتی طلا در ذخایر رسمی از دلار پیشی میگیرد، معمولا جهان وارد دورههای التهاب و بازآرایی قدرت میشود. حتی برخی مثل ری دالیو این شرایط را شبیه دورههای:
- جنگ سرد- یا حتی تنشهای پیش از جنگ جهانی دوممیدانند؛ یعنی نظم مالی و ساختار قدرت جهانی احتمالا در حال ورود به یک فاز جدید است.
شما اعضای چراز برای شرکت در لایوهای چراز اینوست میتوانید به یکی از این آیدیها پیام دهید: @arminhaqiqat @mohekarimi
@choraz
۱۹:۰۸
اگر آمریکا «تنگه هرمز» را از دست بدهد، چه بلایی سر اعتبارش میآید؟
این همان پرسشی است که متن این توییت مطرح میکند و پاسخ آن کاملاً تاریخی و تکاندهنده است.اگر آمریکا در سال ۲۰۲۶ کنترل هرمز را به ایران واگذار کند، این اتفاق از نظر اعتباری شبیه همان چیزی است که سال ۱۹۵۶ برای بریتانیا در بحران کانال سوئز رخ داد. آنجا بریتانیا و فرانسه تلاش کردند کانال را دوباره از مصر بگیرند، اما شکست خوردند و مجبور به عقبنشینی شدند. همان لحظه بود که عملا «صلح بریتانیایی» فرو ریخت و همه فهمیدند عصر ابرقدرتی بریتانیا تمام شده است.
توییت دقیقا همین مقایسه را میکند:اگر آمریکا نتواند گلوگاه هرمز را مثل گذشته کنترل کند، جایگاه «صلح آمریکایی» هم ضربهای مشابه میخورد؛ یعنی همانطور که سوئز پایان قدرت بریتانیا بود، هرمز میتواند نشانه فرسایش قدرت آمریکا باشد.
این تحلیل کاملا با حرفهای ری دالیو هم هماهنگ است. دالیو میگوید پایان دوره ابرقدرتها دقیقا از همان لحظه شروع میشود که «کنترل مسیرهای حیاتی انرژی و تجارت» از دستشان خارج شود. سقوط بریتانیا با سوئز شروع شد؛ و اگر آمریکا در هرمز دچار ضعف شود، این هم همان نقش را برای نظم جهانی امروز بازی میکند.
شما اعضای چراز برای شرکت در لایوهای چراز اینوست میتوانید به یکی از این آیدیها پیام دهید:
@arminhaqiqat
@mohekarimi
@choraz
این همان پرسشی است که متن این توییت مطرح میکند و پاسخ آن کاملاً تاریخی و تکاندهنده است.اگر آمریکا در سال ۲۰۲۶ کنترل هرمز را به ایران واگذار کند، این اتفاق از نظر اعتباری شبیه همان چیزی است که سال ۱۹۵۶ برای بریتانیا در بحران کانال سوئز رخ داد. آنجا بریتانیا و فرانسه تلاش کردند کانال را دوباره از مصر بگیرند، اما شکست خوردند و مجبور به عقبنشینی شدند. همان لحظه بود که عملا «صلح بریتانیایی» فرو ریخت و همه فهمیدند عصر ابرقدرتی بریتانیا تمام شده است.
توییت دقیقا همین مقایسه را میکند:اگر آمریکا نتواند گلوگاه هرمز را مثل گذشته کنترل کند، جایگاه «صلح آمریکایی» هم ضربهای مشابه میخورد؛ یعنی همانطور که سوئز پایان قدرت بریتانیا بود، هرمز میتواند نشانه فرسایش قدرت آمریکا باشد.
این تحلیل کاملا با حرفهای ری دالیو هم هماهنگ است. دالیو میگوید پایان دوره ابرقدرتها دقیقا از همان لحظه شروع میشود که «کنترل مسیرهای حیاتی انرژی و تجارت» از دستشان خارج شود. سقوط بریتانیا با سوئز شروع شد؛ و اگر آمریکا در هرمز دچار ضعف شود، این هم همان نقش را برای نظم جهانی امروز بازی میکند.
شما اعضای چراز برای شرکت در لایوهای چراز اینوست میتوانید به یکی از این آیدیها پیام دهید:
@arminhaqiqat
@mohekarimi
@choraz
۱۹:۱۶
وضعیت بازارها در روز دوشنبه، ۲۴ فروردین ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۰۴
۸:۳۴
لایو چراز اینوست پیش از وقوع آتشبس روی آپارات چراز منتشر شد.
لایو ۱۷ فروردین یکی از مهمترین تحلیلهایی بود که در چراز اینوست ارائه کردیم؛ چون درست قبل از اعلام آتشبس برگزار شد و در همان روز توضیح دادیم چرا روند تحولات به سمت توافق میرود. در این لایو نشان دادیم ادامه جنگ تورم را بهصورت خزنده بالا میبرد، آتشبس موقت هم همین مسیر را حفظ میکند و پایان جنگ از مسیر توافق میتواند کانال تورم را بالاتر ببرد. بر اساس دادهها و نشانههای میدانی، احتمال توافق را ۷۰ درصد برآورد کردیم.
در طول این جلسه، برخلاف تحلیلهای هیجانی رایج، تمام اتفاقات منطقه را از زاویه داده و منطق بررسی کردیم. از وضعیت تنگه هرمز و حجم عبور و مرور کشتیها گرفته تا آمار اصابتها، ماجرای سقوط نیروهای آمریکایی، تحرکات کشورهای عربی، سخنان ترامپ و نتانیاهو، حملات زیرساختی، نقش عملیات اصفهان، وضعیت صادرات و پتروشیمیها و حتی هدف نهایی آمریکا و اسرائیل. توضیح دادیم هر بازیگر چه میخواهد، چه فشارهایی وجود دارد و مسیر محتمل جنگ به کجا میرسد.
تماشای لایو:
https://www.aparat.com/v/jxzvo69
چراز اینوست جایی است برای تحلیل شفاف، علمی و بیطرفانه اقتصاد و ژئوپلیتیک؛ جایی که تلاش میکنیم سواد اقتصادی واقعی بسازیم. ما در چراز اینوست به جای هیجان، سیگنال یا روایتهای مبهم، تلاش میکنیم روندها را توضیح دهیم، دادهها را تحلیل کنیم و تصویری ارائه کنیم که بتوانید با آن تصمیمهای دقیقتر و آگاهانهتری بگیرید.
شما اعضای چراز برای شرکت در لایوهای چراز اینوست میتوانید به یکی از این آیدیها پیام دهید:
@arminhaqiqat
@mohekarimi
@choraz
لایو ۱۷ فروردین یکی از مهمترین تحلیلهایی بود که در چراز اینوست ارائه کردیم؛ چون درست قبل از اعلام آتشبس برگزار شد و در همان روز توضیح دادیم چرا روند تحولات به سمت توافق میرود. در این لایو نشان دادیم ادامه جنگ تورم را بهصورت خزنده بالا میبرد، آتشبس موقت هم همین مسیر را حفظ میکند و پایان جنگ از مسیر توافق میتواند کانال تورم را بالاتر ببرد. بر اساس دادهها و نشانههای میدانی، احتمال توافق را ۷۰ درصد برآورد کردیم.
در طول این جلسه، برخلاف تحلیلهای هیجانی رایج، تمام اتفاقات منطقه را از زاویه داده و منطق بررسی کردیم. از وضعیت تنگه هرمز و حجم عبور و مرور کشتیها گرفته تا آمار اصابتها، ماجرای سقوط نیروهای آمریکایی، تحرکات کشورهای عربی، سخنان ترامپ و نتانیاهو، حملات زیرساختی، نقش عملیات اصفهان، وضعیت صادرات و پتروشیمیها و حتی هدف نهایی آمریکا و اسرائیل. توضیح دادیم هر بازیگر چه میخواهد، چه فشارهایی وجود دارد و مسیر محتمل جنگ به کجا میرسد.
تماشای لایو:
https://www.aparat.com/v/jxzvo69
چراز اینوست جایی است برای تحلیل شفاف، علمی و بیطرفانه اقتصاد و ژئوپلیتیک؛ جایی که تلاش میکنیم سواد اقتصادی واقعی بسازیم. ما در چراز اینوست به جای هیجان، سیگنال یا روایتهای مبهم، تلاش میکنیم روندها را توضیح دهیم، دادهها را تحلیل کنیم و تصویری ارائه کنیم که بتوانید با آن تصمیمهای دقیقتر و آگاهانهتری بگیرید.
شما اعضای چراز برای شرکت در لایوهای چراز اینوست میتوانید به یکی از این آیدیها پیام دهید:
@arminhaqiqat
@mohekarimi
@choraz
۱۹:۳۳
وضعیت بازارها در روز سهشنبه، ۲۵ فروردین، ساعت ۱۲:۴۵
۹:۱۷
در تحلیلهای اخیر تجارت جهانی و امنیت انرژی، بهطور فزایندهای مشخص شده است که اهمیت استراتژیک تنگه هرمز فقط به نقش آن بهعنوان یک گلوگاه انتقال نفت محدود نمیشود. اگرچه این تنگه معمولاً بهعنوان یکی از مهمترین مسیرهای عبور انرژی در جهان شناخته میشود، اما اهمیت آن بهطور عمیقتری در امنیت غذایی جهانی نیز دیده میشود، زیرا یکی از مسیرهای اصلی انتقال کودهای نیتروژنی است؛ موادی که نقش اساسی و «زیرساختی» در کشاورزی صنعتی مدرن دارند. این ویژگی دوگانه باعث میشود تنگه هرمز در نقطه تلاقی امنیت انرژی و امنیت غذایی قرار بگیرد و اهمیت ژئوپلیتیکی آن را افزایش دهد.بر اساس دادههای تجارت بینالمللی و انرژی، حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد از کودهای اوره و آمونیاک جهان از مسیرهای صادراتی خلیج فارس عبور میکنند که وابسته به تنگه هرمز هستند. همچنین منطقه خلیج فارس حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد از صادرات جهانی آمونیاک را در اختیار دارد و کشورهایی مانند قطر، عربستان سعودی، ایران و امارات از تولیدکنندگان اصلی آن هستند. چون بیشتر این صادرات از طریق دریا انجام میشود، تنگه هرمز نقش یک گلوگاه مهم لجستیکی برای رساندن بهموقع کود به بازارهای جهانی را دارد.بازار کود به شدت به ریسکهای ژئوپلیتیکی حساس است. در دورههای تنش، قیمت جهانی اوره در مدت کوتاه حدود ۱۰ تا ۲۵ درصد نوسان داشته که بیشتر به دلیل نگرانی از کاهش عرضه بوده است. از طرف دیگر، این بازار از نظر تولید نیز آسیبپذیر است، زیرا بیش از ۷۰ درصد تولید جهانی آمونیاک به گاز طبیعی وابسته است. این موضوع باعث میشود تولید کود به بازار انرژی جهانی گره بخورد و از آنجا که این مسیرهای انرژی نیز تحت تأثیر تنگه هرمز هستند، یک ریسک دوگانه ایجاد میشود؛ یعنی هم بازار مواد اولیه (گاز) و هم بازار محصول نهایی (کود) به طور همزمان تحت تأثیر قرار میگیرند و نوسان سیستم را بیشتر میکنند.برآوردهای سازمان غذا و کشاورزی (FAO) نشان میدهد اگر اختلالها ادامه پیدا کند، قیمت جهانی کود در نیمه اول سال ۲۰۲۶ میتواند ۱۵ تا ۲۰ درصد بیشتر باشد. حتی قبل از ادامهدار شدن اختلالها نیز افزایش قیمتها دیده شده است؛ برای مثال قیمت اوره در اوایل مارس در بازارهای خاورمیانه ۱۹ درصد و در مصر ۲۸ درصد افزایش داشته است.این اثرات در کشورهایی که وابسته به واردات هستند شدیدتر است. برای مثال در هند که یکی از بزرگترین واردکنندگان کود در جهان است، دولت مجبور شد یارانه کود را ۱۱.۶ درصد افزایش دهد تا از کشاورزان در برابر افزایش هزینهها حمایت کند. همزمان قیمت جهانی کود دیآمونیوم فسفات (DAP) نیز حدود ۲۰ درصد افزایش پیدا کرد.دادههای بازار هم نشان میدهد که انتقال قیمت بسیار سریع اتفاق میافتد. قیمت اوره بلافاصله پس از شروع اختلالها حدود ۸۰ دلار در هر تن افزایش یافت (از حدود ۴۷۰ دلار به بیش از ۵۵۰ دلار)، که نتیجه افزایش هزینههای حملونقل، بیمه و واردات بود. همچنین در برخی بازارها قیمت اوره در مجموع ۳۰ تا ۴۰ درصد افزایش یافته که ناشی از محدودیت صادرات از منطقه خلیج فارس و افزایش هزینههای حمل و بیمه است.در نهایت، این اثرات به کشورهای پیشرفته و واردکننده نیز منتقل میشود. در ایالات متحده، به دلیل ساختار گسترده و وابسته به کود در کشاورزی، این شوکها بهطور مستقیم در هزینه تولید دیده شده است. کشاورزان آمریکایی گزارش دادهاند که هزینه نهادههای کود تا ۴۰ درصد افزایش یافته و این موضوع باعث بالا رفتن هزینه تولید محصولاتی مثل ذرت و گندم و فشار بیشتر بر کل زنجیره تأمین کشاورزی آمریکا شده است.
منبع: کانال تلگرام دکتر آرش رئیسی نژاد
@choraz
منبع: کانال تلگرام دکتر آرش رئیسی نژاد
@choraz
۱۱:۳۹
وضعیت بازار در روز سهشنبه، ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، ساعت ۱۹:۵۰
۱۶:۲۲
این اسلاید بهطور خلاصه نشان میدهد که کسری بودجه چگونه به شکلهای مختلف وارد اقتصاد میشود و چرا در نهایت به خلق نقدینگی و افزایش تورم منجر میگردد. زمانی که دولت با کسری مواجه میشود، برای تأمین منابع، چند مسیر مختلف پیش رو دارد و هر مسیر، یک سازوکار مشخص در سمت خلق پول و تورم ایجاد میکند.
اگر تأمین کسری بودجه از طریق بانک مرکزی انجام شود، نتیجه آن خلق پول مستقیم است؛ یعنی پایه پولی بدون واسطه افزایش پیدا میکند و این رشد پایه پولی، خودش را فوراً در نقدینگی و تورم نشان میدهد.
در حالت دوم، دولت از بانکها استقراض میکند. با توجه به ساختار ترازنامه بانکها، این استقراض باعث خلق پول غیرمستقیم میشود؛ زیرا بانکها برای خرید اوراق دولت یا پرداخت تسهیلات به دولت، بهصورت اعتباری پول خلق میکنند و این فرآیند به تورم منتقل میشود.
مدل سوم، استفاده از منابع صندوق توسعه ملی یا سایر صندوقهاست. اگر این تأمین مالی در شرایطی انجام شود که درآمد ارزی واقعی وجود نداشته باشد، باز هم عملاً به خلق پول در صورت نبود دلار منجر میشود؛ زیرا منابع صندوق تبدیل به ریال میشوند بدون آنکه پشتوانه ارزی کافی وجود داشته باشد.
روش دیگر، انتشار اوراق است. در ظاهر، انتشار اوراق یک روش غیرتورمی تلقی میشود، اما اگر نرخ بهره اوراق بالا برود یا بانکها مجبور به خرید این اوراق شوند، در عمل خلق نقدینگی (از مسیر ترازنامه بانکها) اتفاق میافتد و فشار تورمی در آینده ظاهر میشود. این همان تأثیر بودجه آینده بر نرخ بهره و نقدینگی است.
و در نهایت، کاهش بودجه عمرانی بهعنوان سادهترین راه کنترل کسری، پیامد دیگری دارد: کاهش سرمایهگذاری و کند شدن رشد اقتصادی. کاهش رشد اقتصاد باعث میشود نسبت نقدینگی به تولید بیشتر شود و این اختلاف، خود یک محرک تورمی است. به همین دلیل در سالهایی که بودجه عمرانی کم میشود، معمولاً فشار تورمی پایدارتر و مزمنتر میشود.
بهطور خلاصه، تقریبا هیچکدام از مسیرهای جبران کسری بودجه، بدون اثر روی خلق پول و تورم نیست. تفاوت فقط در این است که اثر در کدام بخش و با چه سرعتی ظاهر میشود.
چراز اینوست چیست و در لایوها چه میکنیم؟در چراز اینوست تلاش میکنیم مسائل پیچیده اقتصاد، سیاست و ژئوپلیتیک را به زبان ساده اما دقیق توضیح دهیم. لایوهای ما بر پایه داده، تحلیل مفهومی و شفافسازی روندهاست؛ نه روایت احساسی و نه هیجان. در هر جلسه، ساختارها و سازوکارهای واقعی اقتصاد را بررسی میکنیم تا اعضا بتوانند تصمیمهای آگاهانهتری بگیرند، تحولات آینده را بهتر پیشبینی کنند و تصویر واضحتری از مسیر اقتصاد ایران داشته باشند.
@choraz
اگر تأمین کسری بودجه از طریق بانک مرکزی انجام شود، نتیجه آن خلق پول مستقیم است؛ یعنی پایه پولی بدون واسطه افزایش پیدا میکند و این رشد پایه پولی، خودش را فوراً در نقدینگی و تورم نشان میدهد.
در حالت دوم، دولت از بانکها استقراض میکند. با توجه به ساختار ترازنامه بانکها، این استقراض باعث خلق پول غیرمستقیم میشود؛ زیرا بانکها برای خرید اوراق دولت یا پرداخت تسهیلات به دولت، بهصورت اعتباری پول خلق میکنند و این فرآیند به تورم منتقل میشود.
مدل سوم، استفاده از منابع صندوق توسعه ملی یا سایر صندوقهاست. اگر این تأمین مالی در شرایطی انجام شود که درآمد ارزی واقعی وجود نداشته باشد، باز هم عملاً به خلق پول در صورت نبود دلار منجر میشود؛ زیرا منابع صندوق تبدیل به ریال میشوند بدون آنکه پشتوانه ارزی کافی وجود داشته باشد.
روش دیگر، انتشار اوراق است. در ظاهر، انتشار اوراق یک روش غیرتورمی تلقی میشود، اما اگر نرخ بهره اوراق بالا برود یا بانکها مجبور به خرید این اوراق شوند، در عمل خلق نقدینگی (از مسیر ترازنامه بانکها) اتفاق میافتد و فشار تورمی در آینده ظاهر میشود. این همان تأثیر بودجه آینده بر نرخ بهره و نقدینگی است.
و در نهایت، کاهش بودجه عمرانی بهعنوان سادهترین راه کنترل کسری، پیامد دیگری دارد: کاهش سرمایهگذاری و کند شدن رشد اقتصادی. کاهش رشد اقتصاد باعث میشود نسبت نقدینگی به تولید بیشتر شود و این اختلاف، خود یک محرک تورمی است. به همین دلیل در سالهایی که بودجه عمرانی کم میشود، معمولاً فشار تورمی پایدارتر و مزمنتر میشود.
بهطور خلاصه، تقریبا هیچکدام از مسیرهای جبران کسری بودجه، بدون اثر روی خلق پول و تورم نیست. تفاوت فقط در این است که اثر در کدام بخش و با چه سرعتی ظاهر میشود.
چراز اینوست چیست و در لایوها چه میکنیم؟در چراز اینوست تلاش میکنیم مسائل پیچیده اقتصاد، سیاست و ژئوپلیتیک را به زبان ساده اما دقیق توضیح دهیم. لایوهای ما بر پایه داده، تحلیل مفهومی و شفافسازی روندهاست؛ نه روایت احساسی و نه هیجان. در هر جلسه، ساختارها و سازوکارهای واقعی اقتصاد را بررسی میکنیم تا اعضا بتوانند تصمیمهای آگاهانهتری بگیرند، تحولات آینده را بهتر پیشبینی کنند و تصویر واضحتری از مسیر اقتصاد ایران داشته باشند.
@choraz
۱۸:۳۸
در این تصویر بخشی از فایل اکسل تحلیل بودجه سال ۱۴۰۵ دیده میشود؛ جایی که ارقام مربوط به «واگذاری دارایی سرمایهای»، «واگذاری دارایی مالی» و «جمع منابع عمومی» در کنار «مصارف عمومی» قرار گرفتهاند. این جدولها هسته اصلی محاسبه کسری بودجه هستند، چون دقیقاً نشان میدهند دولت از کجا درآمد کسب میکند و در کجا هزینه میکند.
در سمت درآمدها، ردیفهای مختلفی شامل درآمدهای مالیاتی، درآمدهای ناشی از فروش داراییهای دولت، درآمدهای نفتی، واگذاری شرکتها، و سایر منابع دیده میشود. هرکدام از این ردیفها معادل یک جریان ورودی به منابع عمومی دولت هستند. در بخش مقابل، مصارف شامل هزینههای جاری، پرداختهای رفاهی، بازپرداخت اصل و سود بدهیها و همچنین بودجه عمرانی قرار دارد. تفاوت بین این دو بخش است که به ما کسری یا مازاد بودجه را نشان میدهد.
در این اکسل، دقیقا همین مقایسه انجام میشود: یعنی ابتدا همه منابع (درآمدها + واگذاریها) جمع میشود و سپس از کل مصارف کم میشود. اگر نتیجه منفی باشد، کسری بودجه واقعی دولت مشخص میشود.
اما نکته مهم این است که ما فقط به کسری ظاهری بسنده نمیکنیم؛ بلکه بررسی میکنیم کسری قرار است از چه طریقی تامین شود. چون نوع تامین کسری است که تعیین میکند تورم چقدر خواهد بود.
اگر کسری از طریق بانک مرکزی جبران شود، این به معنای خلق پول مستقیم است و تورم تقریباً قطعی و سریع رخ میدهد.
اگر از طریق بانکها باشد، با توجه به ساختار سیستم بانکی، خلق پول غیرمستقیم رخ میدهد که باز هم تورمزا است.
اگر از صندوق توسعه ملی برداشت شود و پشتوانه ارزی کافی وجود نداشته باشد، تبدیل منابع صندوق به ریال موجب خلق پول در غیاب ارز واقعی میشود.
اگر از طریق انتشار اوراق تامین شود، اثر تورمی ممکن است با تاخیر ظاهر شود، اما چون نرخ بهره افزایش پیدا میکند و سیستم بانکی مجبور به خرید اوراق میشود، نهایتا خلق نقدینگی آینده اتفاق میافتد.
اگر دولت بودجه عمرانی را کاهش دهد، از یک طرف ظاهرا کسری را کنترل میکند، اما در عمل باعث افت رشد اقتصادی و از بین رفتن توازن نقدینگی و تولید میشود که آن هم در نهایت تورمزا است.
بنابراین در این اکسل، با کنار هم گذاشتن این جدولها، ما میتوانیم تخمین بزنیم که:یک) کسری بودجه اسمی چقدر استدو) مسیرهای جبران کسری در سال پیشرو چیستسه) میزان خلق پول احتمالی در هر مسیر چقدر خواهد بودچهار) تورم انتظاری سال آینده چه محدودهای خواهد داشتاین دقیقاً کاری است که تحلیلگران بودجه انجام میدهند: «کسری بودجه» بهخودیخود تنها یک عدد است؛ مهمتر از عدد، «چگونگی تامین کسری» و «زمان اثرگذاری آن» است.
نقش جداول بودجه و پیوستهای آن در تحلیلبودجه هر سال شامل چند جلد و چندین جدول و پیوست است. پیوستهای مهم بودجه معمولا شامل این موارد میشود:پیوستهای درآمدی: جزئیات کامل درآمدهای مالیاتی، گمرکی، نفتی، فروش شرکتها و سایر ردیفهاپیوست هزینهها: جزئیات هزینههای جاری دستگاهها، هزینههای عمرانی، ردیفهای پاداش، حقوق و مزایاپیوستهای تبصرهها: شامل بندهای مهم مانند نحوه تسویه بدهیها، سقف برداشتها، مقررات انتشار اوراقپیوستهای ترازنامه دولت: که نشان میدهد دولت چقدر بدهکار است و بدهیهایش در چه بخشهایی قرار داردپیوستهای صندوق توسعه، شرکتهای دولتی و بانکهاتحلیل دقیق بودجه بدون استفاده از این پیوستها تقریبا ناممکن است؛ چون «ظاهر» بودجه معمولا عددهای خوشبینانهای نشان میدهد، اما در پیوستها واقعیتها قابل مشاهدهاند. برای مثال، در پیوستها میتوان دید درآمد واقعی نفت چقدر پیشبینی شده، سهم اوراق چقدر است و رشد هزینههای جاری در چه بخشی پنهان شده است. ما در اکسل، با وارد کردن اعداد واقعی و مقایسه آن با سالهای قبل، میتوانیم برآورد کنیم که اعداد بودجه تا چه حد قابل تحققاند و کسری «واقعی» چقدر است، نه کسری اعلامشده.
شما اعضای چراز برای شرکت در لایوهای چراز اینوست میتوانید به یکی از این آیدیها پیام دهید: @arminhaqiqat @mohekarimi
@choraz
در سمت درآمدها، ردیفهای مختلفی شامل درآمدهای مالیاتی، درآمدهای ناشی از فروش داراییهای دولت، درآمدهای نفتی، واگذاری شرکتها، و سایر منابع دیده میشود. هرکدام از این ردیفها معادل یک جریان ورودی به منابع عمومی دولت هستند. در بخش مقابل، مصارف شامل هزینههای جاری، پرداختهای رفاهی، بازپرداخت اصل و سود بدهیها و همچنین بودجه عمرانی قرار دارد. تفاوت بین این دو بخش است که به ما کسری یا مازاد بودجه را نشان میدهد.
در این اکسل، دقیقا همین مقایسه انجام میشود: یعنی ابتدا همه منابع (درآمدها + واگذاریها) جمع میشود و سپس از کل مصارف کم میشود. اگر نتیجه منفی باشد، کسری بودجه واقعی دولت مشخص میشود.
اما نکته مهم این است که ما فقط به کسری ظاهری بسنده نمیکنیم؛ بلکه بررسی میکنیم کسری قرار است از چه طریقی تامین شود. چون نوع تامین کسری است که تعیین میکند تورم چقدر خواهد بود.
اگر کسری از طریق بانک مرکزی جبران شود، این به معنای خلق پول مستقیم است و تورم تقریباً قطعی و سریع رخ میدهد.
اگر از طریق بانکها باشد، با توجه به ساختار سیستم بانکی، خلق پول غیرمستقیم رخ میدهد که باز هم تورمزا است.
اگر از صندوق توسعه ملی برداشت شود و پشتوانه ارزی کافی وجود نداشته باشد، تبدیل منابع صندوق به ریال موجب خلق پول در غیاب ارز واقعی میشود.
اگر از طریق انتشار اوراق تامین شود، اثر تورمی ممکن است با تاخیر ظاهر شود، اما چون نرخ بهره افزایش پیدا میکند و سیستم بانکی مجبور به خرید اوراق میشود، نهایتا خلق نقدینگی آینده اتفاق میافتد.
اگر دولت بودجه عمرانی را کاهش دهد، از یک طرف ظاهرا کسری را کنترل میکند، اما در عمل باعث افت رشد اقتصادی و از بین رفتن توازن نقدینگی و تولید میشود که آن هم در نهایت تورمزا است.
بنابراین در این اکسل، با کنار هم گذاشتن این جدولها، ما میتوانیم تخمین بزنیم که:یک) کسری بودجه اسمی چقدر استدو) مسیرهای جبران کسری در سال پیشرو چیستسه) میزان خلق پول احتمالی در هر مسیر چقدر خواهد بودچهار) تورم انتظاری سال آینده چه محدودهای خواهد داشتاین دقیقاً کاری است که تحلیلگران بودجه انجام میدهند: «کسری بودجه» بهخودیخود تنها یک عدد است؛ مهمتر از عدد، «چگونگی تامین کسری» و «زمان اثرگذاری آن» است.
نقش جداول بودجه و پیوستهای آن در تحلیلبودجه هر سال شامل چند جلد و چندین جدول و پیوست است. پیوستهای مهم بودجه معمولا شامل این موارد میشود:پیوستهای درآمدی: جزئیات کامل درآمدهای مالیاتی، گمرکی، نفتی، فروش شرکتها و سایر ردیفهاپیوست هزینهها: جزئیات هزینههای جاری دستگاهها، هزینههای عمرانی، ردیفهای پاداش، حقوق و مزایاپیوستهای تبصرهها: شامل بندهای مهم مانند نحوه تسویه بدهیها، سقف برداشتها، مقررات انتشار اوراقپیوستهای ترازنامه دولت: که نشان میدهد دولت چقدر بدهکار است و بدهیهایش در چه بخشهایی قرار داردپیوستهای صندوق توسعه، شرکتهای دولتی و بانکهاتحلیل دقیق بودجه بدون استفاده از این پیوستها تقریبا ناممکن است؛ چون «ظاهر» بودجه معمولا عددهای خوشبینانهای نشان میدهد، اما در پیوستها واقعیتها قابل مشاهدهاند. برای مثال، در پیوستها میتوان دید درآمد واقعی نفت چقدر پیشبینی شده، سهم اوراق چقدر است و رشد هزینههای جاری در چه بخشی پنهان شده است. ما در اکسل، با وارد کردن اعداد واقعی و مقایسه آن با سالهای قبل، میتوانیم برآورد کنیم که اعداد بودجه تا چه حد قابل تحققاند و کسری «واقعی» چقدر است، نه کسری اعلامشده.
شما اعضای چراز برای شرکت در لایوهای چراز اینوست میتوانید به یکی از این آیدیها پیام دهید: @arminhaqiqat @mohekarimi
@choraz
۱۸:۴۸
این نمودار یک تصویر کامل از چرخه تولید، مصرف و صادرات نفت و گاز در ایران ارائه میدهد و نشان میدهد که هر بشکه نفت پس از تولید، چگونه میان بخشهای مختلف اقتصاد توزیع میشود و نهایتا چه مقدار درآمد ارزی نصیب دولت میکند.
در بالای نمودار، حجم تولید نفت خام و میعانات گازی قرار دارد؛ یعنی همان ظرفیت اصلی کشور که پایه تمام اعداد دیگر است. از این تولید کل، بخشی به مصرف داخلی پالایشگاهها اختصاص پیدا میکند و بخشی دیگر به عنوان صادرات به بازار جهانی میرود. عدد صادرات در این نمودار بهصورت “میلیون بشکه در روز” نمایش داده شده است که تصویر نسبت صادرات به تولید را مشخص میکند.
در ادامه، درآمد حاصل از این صادرات به چند مسیر اصلی تقسیم میشود. بخشی از آن به دولت میرسد، بخشی به صندوق توسعه ملی اختصاص مییابد و سهمی نیز به شرکت ملی نفت تعلق دارد. این سهمبندیها معمولا بر اساس درصدهای مصوب بودجه تعیین میشوند. در تصویر مشاهده میکنیم که چه مقدار از درآمد دلاری صادرات، بعد از کسر سهم صندوق و شرکت ملی نفت، در نهایت در اختیار دولت قرار میگیرد.
در کنار این مسیر، عدد مربوط به صادرات گاز طبیعی هم دیده میشود. گاز برخلاف نفت خام سهم نسبتا کوچکتری در درآمدهای ارزی دارد، اما عدد خالص صادرات گاز به تفکیک در نمودار آورده شده تا نشان دهد مجموع درآمدهای ارزی انرژی از چه بخشهایی تشکیل شده است.
در بخش کناری نمودار نیز گروه «سایر» درج شده است. این بخش شامل صادرات کالاها یا مشتقات انرژی است که مستقیما در گروه نفت و گاز قرار نمیگیرند اما از لحاظ ماهیت، درآمد ارزی مرتبطی ایجاد میکنند. عدد دلاری این گروه نیز در تصویر وجود دارد.
@choraz
در بالای نمودار، حجم تولید نفت خام و میعانات گازی قرار دارد؛ یعنی همان ظرفیت اصلی کشور که پایه تمام اعداد دیگر است. از این تولید کل، بخشی به مصرف داخلی پالایشگاهها اختصاص پیدا میکند و بخشی دیگر به عنوان صادرات به بازار جهانی میرود. عدد صادرات در این نمودار بهصورت “میلیون بشکه در روز” نمایش داده شده است که تصویر نسبت صادرات به تولید را مشخص میکند.
در ادامه، درآمد حاصل از این صادرات به چند مسیر اصلی تقسیم میشود. بخشی از آن به دولت میرسد، بخشی به صندوق توسعه ملی اختصاص مییابد و سهمی نیز به شرکت ملی نفت تعلق دارد. این سهمبندیها معمولا بر اساس درصدهای مصوب بودجه تعیین میشوند. در تصویر مشاهده میکنیم که چه مقدار از درآمد دلاری صادرات، بعد از کسر سهم صندوق و شرکت ملی نفت، در نهایت در اختیار دولت قرار میگیرد.
در کنار این مسیر، عدد مربوط به صادرات گاز طبیعی هم دیده میشود. گاز برخلاف نفت خام سهم نسبتا کوچکتری در درآمدهای ارزی دارد، اما عدد خالص صادرات گاز به تفکیک در نمودار آورده شده تا نشان دهد مجموع درآمدهای ارزی انرژی از چه بخشهایی تشکیل شده است.
در بخش کناری نمودار نیز گروه «سایر» درج شده است. این بخش شامل صادرات کالاها یا مشتقات انرژی است که مستقیما در گروه نفت و گاز قرار نمیگیرند اما از لحاظ ماهیت، درآمد ارزی مرتبطی ایجاد میکنند. عدد دلاری این گروه نیز در تصویر وجود دارد.
@choraz
۱۹:۱۸
وضعیت بازارها در روز چهارشنبه، ۲۶ فروردین ۱۴۰۵، ساعت ۱۲
۸:۵۴
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
وضعیت بازارها در روز چهارشنبه، ۲۶ فروردین ۱۴۰۵، ساعت ۲۰:۵۵
۱۷:۲۹
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
قیمت داراییهای مختلف در طول دوران جنگ ایران با امریکا و اسراییل چگونه تغییر کرده؟
در طول جنگ با بالا رفتن ریسک، انتظارات تورمی افزایش پیدا کرد و نیاز به نقدینگی بالا رفت. همین موضوع صندوقهای etf بزرگ را مجبور کرد دارایی بفروشند. آنها سهام را نفروختند چون نمیخواستند ریزش سهام را تقویت کنند، اوراق را کنترل شده فروختند چون فروش زیاد اوراق و افزایش ناگهانی عرضه، باعث بالا رفتن نرخ بهره میشد، بنابراین فشار فروش بیشتر روی طلا تخلیه شد. همین مکانیزم افتهای عمیق طلا را در بخش میانی نمودار توضیح میدهد.
در مقابل، نفت بهعنوان حساسترین دارایی نسبت به ریسکهای عرضه، در همان روزهای ابتدایی جهشهای تند را تجربه کرد. هر بار که نگرانیها شدت میگرفت، بازار یک پرمیوم ریسک جدید روی قیمت نفت میگذاشت و همین پریمیوم اضافی باعث قلهزدنهای پشتسرهم میشد. وقتی احتمال آرام شدن فضا مطرح میشد، بخشی از این پریمیوم حذف میشد و قیمت نفت اصلاح میکرد؛ به همین دلیل حرکت آن در نمودار پرنوسان و موجدار دیده میشود.
هر اوج نفت نشاندهنده افزایش ریسک، هر سقوط طلا نتیجه فشار نقدینگی و هر اصلاح قیمت بازتاب کاهش نگرانیهاست. این نمودار در واقع یک تصویر فشرده از رفتار طبیعی بازارها در دورههای تنش بالاست.
@choraz
در طول جنگ با بالا رفتن ریسک، انتظارات تورمی افزایش پیدا کرد و نیاز به نقدینگی بالا رفت. همین موضوع صندوقهای etf بزرگ را مجبور کرد دارایی بفروشند. آنها سهام را نفروختند چون نمیخواستند ریزش سهام را تقویت کنند، اوراق را کنترل شده فروختند چون فروش زیاد اوراق و افزایش ناگهانی عرضه، باعث بالا رفتن نرخ بهره میشد، بنابراین فشار فروش بیشتر روی طلا تخلیه شد. همین مکانیزم افتهای عمیق طلا را در بخش میانی نمودار توضیح میدهد.
در مقابل، نفت بهعنوان حساسترین دارایی نسبت به ریسکهای عرضه، در همان روزهای ابتدایی جهشهای تند را تجربه کرد. هر بار که نگرانیها شدت میگرفت، بازار یک پرمیوم ریسک جدید روی قیمت نفت میگذاشت و همین پریمیوم اضافی باعث قلهزدنهای پشتسرهم میشد. وقتی احتمال آرام شدن فضا مطرح میشد، بخشی از این پریمیوم حذف میشد و قیمت نفت اصلاح میکرد؛ به همین دلیل حرکت آن در نمودار پرنوسان و موجدار دیده میشود.
هر اوج نفت نشاندهنده افزایش ریسک، هر سقوط طلا نتیجه فشار نقدینگی و هر اصلاح قیمت بازتاب کاهش نگرانیهاست. این نمودار در واقع یک تصویر فشرده از رفتار طبیعی بازارها در دورههای تنش بالاست.
@choraz
۱۸:۳۳