سلاااام بعد از مدت ها🥹
۱۷:۰۰
تو کانال حوین شید و حواستون باشه، ساعت ۱۷:۰۰ کد تخفیف میزارم براتون ولی فقط ۱۵ نفر اول میتونن استفاده کنن:) 
۹:۵۶
تو گروه تیمآپ اکیپا هم جوین شید و دوستاتون رو اد کنید، قراره مثل تلگرام کلی فعالیت کنیم:
ble.ir/ekeepa_team
ble.ir/ekeepa_team
۱۲:۲۰
۱۳:۳۰
اکیپا | مرجع رزرو اتاق فرار و سینماترس و تفریح های گروهی
کد تخفیف ویژه اعضای کانال: bale فقط برای ۱۵ نفر اول!
آدرس سایت: ekeepa.co تخفیف ها ادامه داره... 
بخاطر استقبالتون تمدیدش کردیم
این کد رو تمام بازی های سایت فعاله.بجنب اینبار جا نمونی
" />
اگه تیم نداری بیا تو گروهمون:@ekeepa_team
اگه تیم نداری بیا تو گروهمون:@ekeepa_team
۱۱:۳۳
این یک تبلیغ نیست یک دعوته
نشان های پنهان شده… فقط یکی از شما میتونه پیداش کنه.
اولین سرنخ تا چند ساعت دیگه..
اولین سرنخ تا چند ساعت دیگه..
۱۴:۰۵
پرونده ۱: «اتاق قفلشده»
ساعت ۸:۱۵ شب، پلیس با تماس نگهبان ساختمان به دفتر کارآگاه خصوصی «سروش» میرسد. درِ دفتر از داخل قفل بوده و هیچکس جواب نمیداده. پلیس در را میشکند و وارد میشود.
سروش پشت میزش افتاده و از ناحیه سر کشته شده. روی فرش، کنار صندلی، چند قطره آب ریخته و چیزی که به نظر میرسد وسیله قتل بوده، در اتاق پیدا نمیشود.
تنها پنجره اتاق از داخل قفل بوده. هیچ راه خروج دیگری هم وجود نداشته.
روی میز این چیزهاست: • یک لیوان آب نصفه • یک پاکت نامه بازشده • یک ساعت مچی شکسته که روی ۷:۴۵ ایستاده • یک خودکار بدون در • و برگهای کنار دست سروش، که رویش نوشته شده:
«او دروغ گفت. سرنخ توی چیزیست که نباید اینجا باشد.»
چهار نفر آخرین کسانی بودند که آن روز سروش را دیده بودند: 1. نازنین، منشی:«ساعت ۷:۳۰ براش نامه آوردم. نامه هنوز بسته بود و روی میز نه لیوانی بود، نه ساعت. فقط یادمه خودکارش کنار دستش بود.» 2. امیر، شریکش:«حدود ۷:۴۵ رفتم داخل. لیوان آب روی میز بود و سروش داشت نامه رو باز میکرد. ساعتش هم روی دستش بود. وقتی خارج شدم، خودکار روی زمین افتاده بود.» 3. آرش، همسایه دفتر بغلی:«حدود ساعت ۸ صدای افتادن یک چیز سنگین اومد. بعدش چند ثانیه صدای راه رفتن شنیدم، ولی فکر کردم از راهرو بوده.» 4. نگار، آخرین مشتری:«من ۷:۵۵ از دفتر خارج شدم. سروش خیلی عصبی بود. نامه باز شده بود، ولی هنوز لیوان آب روی میز نبود. ساعت هم روی دستش بود و کار میکرد.»
فقط یکی از آنها دروغ میگوید.
اما این بار دو سرنخ وجود دارد: • چیزی روی میز بوده که نباید آنجا باشد. • و یک نفر چیزی را دیده که در زمانی که گفته، نمیتوانسته ببیند.
قاتل کیست؟ 1. نازنین 2. امیر 3. آرش 4. نگار
ساعت ۸:۱۵ شب، پلیس با تماس نگهبان ساختمان به دفتر کارآگاه خصوصی «سروش» میرسد. درِ دفتر از داخل قفل بوده و هیچکس جواب نمیداده. پلیس در را میشکند و وارد میشود.
سروش پشت میزش افتاده و از ناحیه سر کشته شده. روی فرش، کنار صندلی، چند قطره آب ریخته و چیزی که به نظر میرسد وسیله قتل بوده، در اتاق پیدا نمیشود.
تنها پنجره اتاق از داخل قفل بوده. هیچ راه خروج دیگری هم وجود نداشته.
روی میز این چیزهاست: • یک لیوان آب نصفه • یک پاکت نامه بازشده • یک ساعت مچی شکسته که روی ۷:۴۵ ایستاده • یک خودکار بدون در • و برگهای کنار دست سروش، که رویش نوشته شده:
«او دروغ گفت. سرنخ توی چیزیست که نباید اینجا باشد.»
چهار نفر آخرین کسانی بودند که آن روز سروش را دیده بودند: 1. نازنین، منشی:«ساعت ۷:۳۰ براش نامه آوردم. نامه هنوز بسته بود و روی میز نه لیوانی بود، نه ساعت. فقط یادمه خودکارش کنار دستش بود.» 2. امیر، شریکش:«حدود ۷:۴۵ رفتم داخل. لیوان آب روی میز بود و سروش داشت نامه رو باز میکرد. ساعتش هم روی دستش بود. وقتی خارج شدم، خودکار روی زمین افتاده بود.» 3. آرش، همسایه دفتر بغلی:«حدود ساعت ۸ صدای افتادن یک چیز سنگین اومد. بعدش چند ثانیه صدای راه رفتن شنیدم، ولی فکر کردم از راهرو بوده.» 4. نگار، آخرین مشتری:«من ۷:۵۵ از دفتر خارج شدم. سروش خیلی عصبی بود. نامه باز شده بود، ولی هنوز لیوان آب روی میز نبود. ساعت هم روی دستش بود و کار میکرد.»
فقط یکی از آنها دروغ میگوید.
اما این بار دو سرنخ وجود دارد: • چیزی روی میز بوده که نباید آنجا باشد. • و یک نفر چیزی را دیده که در زمانی که گفته، نمیتوانسته ببیند.
قاتل کیست؟ 1. نازنین 2. امیر 3. آرش 4. نگار
۱۸:۵۸
اکیپا | مرجع رزرو اتاق فرار و سینماترس و تفریح های گروهی
پرونده ۱: «اتاق قفلشده» ساعت ۸:۱۵ شب، پلیس با تماس نگهبان ساختمان به دفتر کارآگاه خصوصی «سروش» میرسد. درِ دفتر از داخل قفل بوده و هیچکس جواب نمیداده. پلیس در را میشکند و وارد میشود. سروش پشت میزش افتاده و از ناحیه سر کشته شده. روی فرش، کنار صندلی، چند قطره آب ریخته و چیزی که به نظر میرسد وسیله قتل بوده، در اتاق پیدا نمیشود. تنها پنجره اتاق از داخل قفل بوده. هیچ راه خروج دیگری هم وجود نداشته. روی میز این چیزهاست: • یک لیوان آب نصفه • یک پاکت نامه بازشده • یک ساعت مچی شکسته که روی ۷:۴۵ ایستاده • یک خودکار بدون در • و برگهای کنار دست سروش، که رویش نوشته شده: «او دروغ گفت. سرنخ توی چیزیست که نباید اینجا باشد.» چهار نفر آخرین کسانی بودند که آن روز سروش را دیده بودند: 1. نازنین، منشی: «ساعت ۷:۳۰ براش نامه آوردم. نامه هنوز بسته بود و روی میز نه لیوانی بود، نه ساعت. فقط یادمه خودکارش کنار دستش بود.» 2. امیر، شریکش: «حدود ۷:۴۵ رفتم داخل. لیوان آب روی میز بود و سروش داشت نامه رو باز میکرد. ساعتش هم روی دستش بود. وقتی خارج شدم، خودکار روی زمین افتاده بود.» 3. آرش، همسایه دفتر بغلی: «حدود ساعت ۸ صدای افتادن یک چیز سنگین اومد. بعدش چند ثانیه صدای راه رفتن شنیدم، ولی فکر کردم از راهرو بوده.» 4. نگار، آخرین مشتری: «من ۷:۵۵ از دفتر خارج شدم. سروش خیلی عصبی بود. نامه باز شده بود، ولی هنوز لیوان آب روی میز نبود. ساعت هم روی دستش بود و کار میکرد.» فقط یکی از آنها دروغ میگوید. اما این بار دو سرنخ وجود دارد: • چیزی روی میز بوده که نباید آنجا باشد. • و یک نفر چیزی را دیده که در زمانی که گفته، نمیتوانسته ببیند. قاتل کیست؟ 1. نازنین 2. امیر 3. آرش 4. نگار
هر کی زودتر جواب درست رو با دلیل درست و حسابی بفرسته، برنده این مرحلهست. فقط گفتن اسم قاتل کافی نیست؛ باید بگی چرا انتخابش کردی و کجای حرف بقیه با هم نمیخونه.
این معما ادامه داره و این فقط «سرنخ ۱» و سطح آسون پرونده بود، پس خیلی جدیتر و پیچیدهتر میشه توی مراحل بعدی.
اگه کسی بتونه هر سه سطح رو کامل و درست حل کنه، آخرش یه جایزه ویژه هم میگیره
@ekeepa_seller
این معما ادامه داره و این فقط «سرنخ ۱» و سطح آسون پرونده بود، پس خیلی جدیتر و پیچیدهتر میشه توی مراحل بعدی.
اگه کسی بتونه هر سه سطح رو کامل و درست حل کنه، آخرش یه جایزه ویژه هم میگیره
@ekeepa_seller
۱۸:۵۹
بچهها دمتون گرم! استقبال از سطح ۱ پرونده «اتاق قفلشده» بینظیر بود.
آمادهاید برای لول آپ؟
۱۱:۱۶