بله | کانال نیسگیل || هادی سعادت
عکس پروفایل نیسگیل || هادی سعادتن

نیسگیل || هادی سعادت

۱۶عضو
thumbnail
اینجا اشک پیروز است
گاهی وقت‌ها که با مادرم تماس تصویری می‌گیرم وسط صحبت‌ بی‌دلیل گریه‌ام می‌گیرد. دست خودم نیست. اگر چه مدام دلداری‌ می‌دهد و تلاش می‌کند که ناراحت نشوم اما خودش هم تحمل نمی‌کند و مثل ابر بهار می‌بارد. شروع می‌کند به قربان صدقه رفتن؛ «فدات بشم چرا گریه می‌کنی» «دیوانه شدی» «گریه نکن» و ... بعد از این گریه و تسکین مادر است که دوباره نفس می‌گیرم، امید می‌گیرم و انرژی می‌گیرم برای ادامه روزهایم.دیروز که تو برنامه «جریان» شبکه یک علیرضا شفاه از نسبت صلابت و زنانگی می‌گفت دوباره یاد مادرم افتادم. یاد اشک‌ها و لبخندهایش. به یاد اینکه «صلابت» از اشک مادر و «زنانگی» از لبخند او متولد می‌شود؛ جان می‌گیرد و جهان ما را می‌سازد.__همه چیز تکراری شده است؛ شعارها، بنرها، پلاکاردها و حتی شکل و شمایل آدم‌ها. خیابانِ انقلاب کیپ تا کیپ جمعیت است. هر از گاهی روی جدول وسط خیابان می‌روم تا میزان جمعیت را ببینم. یکی می‌گوید: جمعیت رو می‌بینی حسین؟ فکر می‌کردی کسی جرأت کند به نماز جمعه بیاید؟ همهمه به پا شده. دو طرف خیابان و حتی پیاده‌روها جای سوزن انداختن نیست‌. هر کس برای خودش شعار می‌دهد؛ دختربچه‌، زن، مرد، پیر، جوان از چپ و راست فریاد می‌زنند؛ «مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل»، «مرگ بر نفوذی؛ مرگ برمنافق»، «هیهات من‌الذله» و ... نمی‌دانم به شعار کدام یک جواب بدهم. سکوت می‌کنم تا شعارها به نظمی برسد اما فایده ندارد. بعد از دقایقی، صدای میثم مطیعی در بلندگوهای میدان می‌پیچد؛ «می‌آید از هر سو، فریاد بیداران؛ الله اکبر، خامنه‌ای رهبر».مردم هر چه در توان دارند شعار می دهند؛ برخی آنقدر فریاد زده‌اند که صدایشان گرفته است. چنان مشت گره کرده را به سمت آسمان پرتاب می‌کنند که می‌ترسی دستشان از کتف‌شان جدا شود. زنان سیاه‌پوشی که در زل آفتاب آستین به دست گرفته‌اند و رجز می‌خوانند. میثم مطیعی از جایگاه داد می‌زند: ساکت نباش؛ مرگ با عزت بهتر از زندگی با ذلت است. میدان غرق در شعار است. دختر جوان اما به همسرش تکیه داده و حرکت نمی‌کند. مردم از دو طرفش عبور می‌کنند. چفیه سبز رنگ طرح فلسطین را دور سرش بسته و به دیوارنگاره میدان انقلاب خیره شده است. توجهم را بیشتر جلب می‌کند. نزدیکش می‌شوم. چشمانش را بسته و دستانش را به نشانه احترام بالای سینه گره کرده است. او اشک می‌ریزد. و لحظاتی بعد با چشم گریان به همراه همسرش دستانش را برای دعا بلند می‌کند. زاویه می‌گیرم تا از توجه من اذیت نشود‌. تصویر غرورانگیزی می‌بینم. یاد زهرا قبیسی می‌افتم؛ شیرزنی که در ویرانه‌‎های جنوب لبنان روبروی تانک رژیم اشغالگر و در یک قدمی مرگ ایستاد و برای دشمن رجز خواند. پرچم‌های سبز و سرخ و سفید به حرکت درآمده. سمت چپِ دختر جوان المان مسجد‌الاقصی و سمت دیگر تصویر شهید سلیمانی با مداحی حماسی حسین طاهری در هم آمیخته است:«حیدر حیدر یا صهیونجیش محمد قادموناینجا اشک کودک پیروز استاینجا خون بر موشک پیروز است»جرأت نمی‌کنم وارد گفت‌وگو شوم. به مسیر خود ادامه می‌دهم. ظاهراً این جمعه یک تفاوت‌ با جمعه‌های دیگر دارد و آن «اشک» است. اشکِ حماسی که صلابت و سلحشوری از آن جان می‌گیرد. و فریاد الله اکبر را از آنتن زنده در گوش یک ملت به صدا درمی‌آورد. دوباره یاد مادرم می‌افتم؛ یاد اشک‌ها و لبخندهایش.
#جمعه_خشم#جمعه_نصر#روایت_نبرد
@hadisaadat71

۱۵:۵۲

undefined «انقلاب اسلامی به عنوان یگانه مظهر حق در جهان امروز، تنها در نبرد رو در رو با باطل است كه به تمامیت مي‌رسد و این چنین، رو در رویی ما با آمریكا به عنوان مظهر بزرگ شیطان اجتناب‌ناپذیر و حتمی است.

undefined مبارزه‌ی كنونی ما با آمریكا مبین این حقیقت است كه نور انقلاب اسلامی با سرعتی بسا بیش‌تر از آن چه بتوان تصور كرد، پهنه‌ی سیاه شب جاهلیت را تسخیر مي‌كند و پیش مي‌رود.

undefined وقتی انقلاب اسلامی توانسته است به مرحله‌ای از تكامل خویش دست یابد كه آمریكا را به دخالت نظامی وادار كند، چه بسا كه صیرورت انقلاب خیلی زودتر از آن چه ما انتظار داریم به مراحل انتهایی رشد و تمامیت خویش نزدیك شود.

undefined سید مرتضی آوینی


#نبرد_اجتناب_ناپذیر
#شیطان_بزرگ

@hadisaadat_71

۲۲:۳۷

thumbnail
undefinedبه مشت‌های گره کرده همسر شهید خوب نگاه کنید. به انگشت سبابه او که قطب‌نمای شهادت است و به خشمی که از کلماتش می‌بارد.
undefinedمی‌گوید هر بار که محمد خانه می‌آمد، می‌گفتم؛ -محمد تونستید [اسرائیل را] بزنید؟+خانم به امید خدا پرونده‌اش را می‌پیچیم.-محمد اگر نتوانستید [اگر از روی جنازه شماها رد شدند]: ما خانم‌ها با همین چرشابمون اسرائیل رو خفه می‌کنیم.من پشتت ایستاده‌ام محمد...
undefinedآری برادر شهیدم؛ همسر تو از امروز پیامبر درد است و سوگ حماسی او لالایی سربازان در گهواره خواهد بود. این مشت گره کرده که به آسمان پرتاب می‌شود، خانمان سوزتر از کروز و خیبرشکن خواهد بود.

آتش‌افروز شود برق نگاهی، گاهیخانمان‌سوز بود آتش آهی، گاهی

#راهت_ادامه_دارد..#سوگ_حماسی
@hadisaadat_71

۱۷:۲۷

thumbnail
قدرتِ اول جهان
پسرم حسین خیلی بی‌تابی می‌کرد هر بار می‌رفت سرکار برمی‌گشت، می‌گفت: مامان، ما باید از تهران خارج بشیممیگن آمریکا می‌خواد ورود کنه. ارتش آمریکا با اسرائیل فرق داره. کلی پایگاه دوروبرمون داره. کشورهای عربی هم پشتش هستن و ..بحثمون طولانی شد. کلی دلیل آورد تا قانعم کنه. دید نشد. با لحنی متفاوت گفت مامان آمریکا بزرگترین قدرت جهانه!گفتم حسین‌جان بزرگترین قدرت جهان *«خداست»*. خدای این مردم.بحث تمام شد.حسین امروز تو مراسم تشییع بیشتر از من اشک ریخت.
#إِن_اللهَ_مَعَنا
تهران| ۷تیر۱۴۰۴ |مراسم تشییع شهدا

۱۶:۰۴