اونقدم ناراحتم نکردنکولی بازی در آوردم؟!
نگران شدینباباخشید🦧
۱۳:۳۵
یه نفر خیلی خنده دار نوشته بود: خداروشکر تقویم مضخرفتو نخریدم
میخواستم بگم اولا مزخرفدوما تقویمام تقریبا تمومشدخداروشکر روی میز آدمهای درستی رفت نشست

--ولی نگفتم--و چون عادت ندارم احتمالا عکسش و اسمش هم تا مدتها تو یادم میمونه🦧
۱۳:۳۸
قربونت برمنه مامانبا تو نبود🥺🩷

۱۳:۵۲
با بوجیبوجیهای شمابیشتر داره گریم میاد-بس کنید
--من چیکار کردم که شماها سهم این روزای من شدین🫂
۱۴:۱۲
ببخشید برای تلطیف فضامیشه اون ویس که براتون رو آهنگ کردی خونده بودمو بفرستم؟
--اصلا رفتم تلگرام که اونو پیدا کنم

۱۵:۰۰
بازارسال شده از Fateme
هوپ.mp3
۰۱:۲۲-۱.۳۵ مگابایت
۱۵:۳۱
هم صداشو کم کنید کر نشیدهم اگه کُردی اینجاست اینو میشنوهپیشاپیش معذرت


۱۵:۳۲
وای کاش زارتی بعدشاون مداحیای که قبلا فرستادم پلی نمیشد🦧خجالت کشیدم
🦽
۱۵:۴۹
۷:۲۰
۷:۲۰
هوپ
خوشمزه سالادهارو اینجا هم بذارم؟ دلم برای پستش تنگ شده🥲
خوشمزه سالاد / ۲ :)
۱۰:۵۵
سورمهای و کمی صورتی🩷:)
۱۱:۵۵
۱۱:۵۵
به فصل توتبگ و سالِ «استفادهیِ بیشتر از توتبگها» خوش اومدین🩷
۱۲:۰۰
۱۲:۰۶
۱۲:۰۶
۱۲:۰۶
«بزرگسالی»--توی باشگاهیه دختر جدید حدود ۱۵-۱۶ساله اومده بودو طبق معمول انقدر زارت به زارت بهش لبخند زدمکه اومد جلو باهام حرف بزنه--موقعِ رفتنوقتی دید خودم دارم میرمگفت: واای خوش به حالت کاش منم زودتر بزرگ بشمهمش مامانم نیاد دنبالم:))--با یه نگاه مامانگونهای یه لبخند غمگین بهش زدمگفتم: میدونم که الان باورت نمیشه و نمیخوای حرفمو قبول کنیولی اونقدم که فکر میکنی این بزرگ شدن و مستقل شدن کیف نمیده...یه جایی دلت برای همینکه مواظبت باشن، تنگ میشه...!----------دلم برای اینکه مواظبم باشن، تنگ شده ...!--نمیدونم میفهمید چی میگم یا نهولی از ته ته قلبمبعضی وقتا فکر میکنمکاش انقدر نگفته بودم: «خودم میتونم»که الان دیفالت ذهنی همه این باشه : «خودش میتونه»-----در «خودمنمیتونم ترین» حالت ممکنمو حتی نمیتونم کمک بگیرم...!--۱۹اردیبهشت۱۴۰۵
۱۳:۵۷
بازارسال شده از khanom.lam
۱۵:۵۴