بله | کانال امین
عکس پروفایل امینا

امین

۱,۳۰۹عضو
thumbnail
undefined پرواز شدند و پر گشودند به عرش
undefined بخش «امین» شعر و ادب فارسی رسانه‌ی KHAMENEI.IR، شعری را که آقای مصطفی محدثی خراسانی درباره #شهدای_غواص در دیدار شاعران با رهبر انقلاب در سال ۱۴۰۳ خواند، به مناسبت سالگرد عملیات #کربلای_چهار منتشر می‌کند:
undefinedاز چنبر نفس رسته بودند آن‌هابُتها همه را شکسته بودند آن‌ها
undefinedپرواز شدند و پر گشودند به عرشهرچند که دست‌بسته بودند آن‌ها
undefined آقای مصطفی محدثی خراسانی؛ ۱۴۰۳/۰۱/۰۶
undefined @khamenei_poems

۱۸:۱۰

thumbnail
undefined  قفلی نمانده باقی در سایۀ عنایت...

*undefined گذرانِ شعرخوانی آقای مرتضی امیری اسفندقه در حضور رهبر انقلاب از سال ۱۳۸۳

undefined #گذران مجموعه‌ای است با هدف مرور حضور و شعرخوانی شاعران در دیدارهای نیمه‌ی رمضان که یکشنبه‌ها در *«امین»
منتشر می‌شود...

undefinedآن باد که آغشته به بوی نفس توستاز کوچۀ ما کاش گذر داشته باشدundefined سال ۱۳۸۳
undefinedنشست و گفت کجا می‌رویم ما یاراسفر برادر من می‌برد کجا ما را؟undefinedسال ۱۳۸۷
undefinedدر تو مباد! ميهن مستان و راستانتزوير را به تخت به زور زر آورندundefinedسال ۱۳۸۸
undefinedنه یوسفم هر آینه نه رستمم یقیندر راه من به حیله چرا چاه می‌کنندundefinedسال ۱۳۹۱
undefinedمی‌خواهم از خدا که هزاران هزار سالای خضر شعر! زنده بمانی، بمان! بمان!undefinedسال ۱۳۹۲
undefined کم‌کم بدل به قلعۀ متروکه می‌شودشهری که کوچه‌هاش به نام شهید نیستundefinedسال ۱۳۹۴
undefinedقفلی نمانده باقی در سایۀ عنایتدر دست خود کلیدِ درهای باز دارمundefinedسال ۱۳۹۷
undefinedچون رود امیدوارم بی تاب و بی قرارممن می‌روم سوی دریا جای قرار من و توundefined سال ۱۳۹۸
undefined @khamenei_poems

۱۷:۳۹

thumbnail
undefined از حکمت فردوسی تا معنویت حافظ و سعدی؛undefined اشاره رهبر انقلاب به سرمایه‌ی معنوی شعر فارسی
undefined #امین، بخش‌هایی از بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره زبان و ادبیات فارسی
undefined @khamenei_poems

۱۵:۰۴

thumbnail
undefined ايران من! بلات مَهِل بر سر آورندundefined مگذار در تو اجنبيان سر برآورند
undefined بخش «امین» شعر و ادب فارسی رسانه‌ی KHAMENEI.IR، شعری را که آقای مرتضی امیری اسفندقه در دیدار شاعران با رهبر انقلاب در سال ۱۳۸۸ خواند، به مناسبت سالروز #حماسه_۹دی ۸۸ منتشر می‌کند:
undefinedايران من! بلات مَهِل بر سر آورندمگذار در تو اجنبيان سر برآورند
undefinedدر تو مباد! ميهن مستان و راستانتزوير را به تخت به زور زر آورند
undefinedچيزي نمانده است كه فرزندهاي تواز بس شلوغ حوصله‌ات را سرآورند
undefinedيك هفته است زخمي رعب و رقابتيدر تو مباد حمله به يكديگر آورند
undefinedهمسنگران به جان هم افتاده‌اند و سختدر تو مباد حمله به همسنگر آورند
undefinedبا دست دوستي نكند راويان فتحاز آستين خويش برون خنجر آورند
undefinedفرزانگان شيفتۀ خدمتت مباد تشنه‌ي مقام، بازي قدرت در‌آورند
undefinedگزليك مي‌دهند به دست منافقاناز پشت سر مباد كه خيره سرآورند
undefinedافتاده‌اند سخت به جان هم و تو راچيزي نمانده است به بام و در آورند
undefinedتا حل كنند مشكل آسان خويش راچيزي نمانده اجنبي‌‌ داور آورند
undefinedوجدان بس است، داور ايراني نجيبشاهد نياز نيست كه در محضر آورند
undefinedدر تو براي هم ‌وطن مرد من! مخواه ياران روزهاي خطر لشكر آورند
undefinedبردار و در كليله و دمنه بخوان، مباد در تو به جاي شير، شغالِ گر آورند
undefinedدر تو مباد مكر شغال و صداي گاوهمسر شوند و حمله به شير نر آورند
undefinedنه... نه... مباد! باز امير كبير من!بهر گشودن رگ تو، نشتر آورند
undefinedنادر حكايتي‌ست مبادا كه بر سرتياران بلاي حملۀ اسكندر آورند
undefinedساكت نشسته‌اي وطن من سخن بگوچيزي نمانده حرف برايت درآورند
undefinedدر تو مباد جاي بدن‌هاي نازنيناز آتش مناظره خاكستر آورند
undefinedنه... نه... مباد مغز جوانان خوراك جنگفرمان بده كه كاوۀ آهنگر آورند
undefinedپاي پياده در سفر رزم اشكبوسفرمان بده كه رستم نام‌آور آورند
undefinedسيمرغ را خبر كن و با موبدان بگوتا چاره‌اي به دست بيايد، پر آورند
undefinedبا اين يكي بگو كه خودت را نشان بدهخارت مباد در نظر و منظر آورند
undefinedبا آن دگر بگو سر جاي خودت نشينكاري مكن كه حمله بر اين كشور آورند
undefinedهمسنگران به جان هم افتاده‌اند و گرمتا نان براي مردم ناباور آورند
undefinedمردم كه آمدند به اعجاز رأي خويش از لجّه‌هاي رنگ برون گوهر آورند
undefinedايران من! بلند بگو، ها! بگو... بگو...مردم نيامدند كه چشم تر آورند
undefinedمردم نيامدند كه بر روي دست‌هااز حجم سبز، دسته‌گل پرپر آورند
undefinedمردم نيامدند كه از انفجار سرخاز خون عاشقان وطن ساغر آورند
undefinedمردم نيامدند خدا را عوض كنندمردم نيامدند كه پيغمبر آورند
undefinedمردم نيامدند دو دسته شوند و بازحمله به هم به دمدمه سر تا سر آورند
undefinedمردم نيامدند بلاشك تلف شوندمردم نيامدند يقين تَسخر آورند
undefinedمردم كه هر هميشه فرودست بوده‌اند تا بر فراز دست يكي سرور آورند
undefinedكوزه‌گران كوزه‌شكسته كه قادرندبا يك كرشمه، كوزه و كوزه‌گر آورند
undefinedمردم نخواستند كه از فتح سومناتبا خود ولو حلال، زن و زيور آورند
undefinedمردم نخواستند به بزم مفاخرههميان نقره، خلطۀ سيم و زر آورند
undefinedمردم نخواستند بساطي به هم زنندمردم نخواستند كه نامي برآورند
undefinedمردم كه پاسدار شكست و درستي‌اند ناظر به هر چه خير و به هر چه شر آورند
undefinedمردم كه داوران كهنسال و كاهنندنه مهره‌هاي پوچ كه در ششدر آورند
undefinedمردم كه آمدند كتاب و كلاس رااز پايتخت جانب آبيدر آورند
undefinedمردم كه آمدند چراغ اميد را در ظلمت شبانه به هر معبر آورند
undefinedمردم كه آمدند كه ايران پاك رابار دگر به نطق سر منبر آورند
undefinedمردم كه فوتشان سخن و فنّشان غم استمردم كه آمدند سخن‌گستر آورند
undefinedمردم كه هيچشان هنري غير عشق نيستمردم كه آمدند هنرپرور آورند
undefinedايران من! قصيده برايت سروده‌امبا شاعران بگوي از اين بهتر آورند
undefinedبستم به بال باد و سپردم به ابرهااز تو خبر براي منِ مضطر آورند
undefinedتكرار شد اگر به دو سه بيت قافيهفرمان بده قصيدگكي ديگر آورند
undefinedآيينۀ تمام قد عشق! پيش توياران چگونه سر زخجالت برآورند؟
undefinedاين شاخه‌هاي سر به درِ ريشه در خزاندر محضر بهار چه برگ و بر آورند؟
undefinedنامحرمان خلوت انس تو با چه روايران من دوباره تو را در بر آورند؟
undefinedمن عاشقانه شاعرم و شاعر وطنبيرون مرا مخواه كه از چنبر آورند
undefinedاسفندم و به پاي تو بي‌تاب سوختنچشم بد از تو دور! بگو مجمر آورند
undefinedمن رأي داده‌ام به تو و مي‌دهم به تواز كاسه، چشم‌هاي مرا گر درآورند
undefined آقای مرتضی امیری اسفندقه؛ ۱۳۸۸/۰۶/۱۴
undefined @khamenei_poems

۲۰:۱۵

thumbnail
undefined به مناسبت سالروز #حماسه_۹دی ۸۸undefined فتنه شاید در صفِ صِفّین می‌جنگیده روزی...
undefinedفتنه شاید، روزگاری اهلِ ایمان بوده باشدآه... این ابلیس شاید، روزی انسان بوده باشد
undefinedفتنه شاید، در لباسِ میش، گرگی تیزدنداندر لباسی تازه شاید، فتنه چوپان بوده باشد
undefinedفتنه شاید، کُنجِ پستوی کسی... لای کتابی...فتنه لازم نیست حتما در خیابان بوده باشد
undefinedفتنه شاید در صفِ صِفّین می‌جنگیده روزیفتنه شاید در زمانِ شاه، زندان بوده باشد!
undefinedفتنه شاید با امام از کودکی همسایه بودهیا که در طیّارۀ پاریس‌تهران بوده باشد
undefinedفتنه شاید تابی از زُلفِ پریشانِ نگاریفتنه شاید خوابی از آن چشم فتّان بوده باشد
undefinedفتنه شاید این‌که دارد شعر می‌خواند برایت...وا مصیبت! فتنه شاید از رفیقان بوده باشد
undefinedذرّه‌ای بر دامنِ اسلام ننشیند غبارینامسلمانی اگر همنامِ سلمان بوده باشد
undefinedدورۀ فتنه‌ست آری، می‌شناسد فتنه‌ها راآن‌که در این کربلا عبّاس دوران بوده باشد
undefinedفتنه خشک و ‌تر نمی‌داند، خدایا وقت رفتنکاشکی دستم به دامان شهیدان بوده باشد
undefined آقای مهدی جهاندار؛ ۱۳۹۶/۰۳/۲۰
undefined @khamenei_poems

۲۰:۳۱

thumbnail
undefined به مناسبت سالروز #حماسه_۹دی ۸۸undefined ز چهره‌های منافق نقاب برداريد...
undefinedز چشمِ بسته هلا مُهر خواب برداريدبه دفع فتنه قدم با شتاب برداريد
undefinedسپاه تفرقه بر طبل اتّحاد زده‌ستز پيش چشم جهان‌بين، حجاب برداريد
undefinedبه نورِ بينشِ خورشيدِ رهبري آنكز چهره‌هاي منافق نقاب برداريد
undefinedگذار ما به بيابان شور خواهد بودهلا ز چشمۀ ايثار آب برداريد
undefinedدر اين مراجعه با درد و داغ هم‌سفريمبه قدر تُنگِ كفايت شراب برداريد
undefinedبه‌راستی كه در اين استقامت خونينمباد يك سر مو پيچ و تاب برداريد
undefinedبه پشتوانۀ تعقيب تا شناساييچراغ شب‌شكن آفتاب برداريد
undefinedبس است لحظه‌شماری، به نامِ عدل علينقاب از رخ روز حساب برداريد
undefinedجُويی زيان نرساند به احتياط اگردر اين محاكمه دار و طناب برداريد
undefinedبه موج‌خانۀ درياي انقلاب آنكقدم گذاشته چندين حباب برداريد
undefinedبه اهل فتنه بگوييد با صداي بلندخيال بود كه آب از سراب برداريد
undefinedفلات نور چراگاه گاوِ شيطان نيست طمع ز مزرعۀ‌ انقلاب برداريد
undefinedز چشم اگر نستانيد خواب را، فردا سر بريده ز بالين خواب برداريد
undefinedآقای قادر طهماسبی(فرید)؛ ۱۳۸۸/۰۶/۱۴
undefined @khamenei_poems

۲۰:۳۳

thumbnail
undefined درباره درخشش حضرت امام جواد علیه‌السلام در مجلس علمی برپاشده از سوی مأمون
undefinedمجلسی علمی بياراييدگفت با درباريان مأمونهر چه دانشمند از هر جا كه بتوانيد گرد آريدوآنگه او، يعنی امام شيعيان، ابن‌الرّضا،آن كودك نُه‌ساله رادر صدر آن مجلس فرا داريد!
undefinedپرسشی فقهی از او دانشوری پرسد كه درمانَدكودكی از دانش فقهی چه می‌داند؟من يقين دارم كه نتوانداو ميان جمع از پاسخ فرو ماندمجلس از دانشوران پر بودهر كسی بنشسته بود آنجا كه او را نيک درخور بوددر كنار تختِ مأمون، جايگاه برترين دانشور دينیدر دگر سو، جای آن خورشيد كوچکجای آن كودکسوی آن گر اندكی گردن بيفرازی چهره‌اش را نيز می‌بينیچهره‌ای رخشنده و روشندر نگاهش موجی آرام است و پُرژرفاستگويی آن چشمان او درياستپرتو مهتابی و كم‌رنگ يک لبخنددر نگاه و در تبسّم، چشم و لب را می‌دهد پيوندكودک است امّا... صولت نوباوگان شيرها با اوستكوچک است امّا... قدرت انديشگی چون پيرها با اوستچون اشارت كرد مأمونكرد آغازِ سخن، دانشور برترپيری از هفتاد افزون‌ترشايد اندک بيش، اندک كم نام او «يحيای بِن اَكثَم!»رخصتی دِه تا بپرسم از تو اي فرزند پيغمبر! پرسشی در نزد اين مردان دانشور
undefinedآن امام راستان فرمود: «آنچه خواهی پرس.»گفت مرد آيا شكار اندر حرم را حكم فقهی چيست؟چون كس آنجا افكند تيری،گر شكاری كشت، هيچ او را هست تدبيری؟آن امام پاک‌جان پرسيد: او مُحِل بوده‌ست يا مُحرم؟اهل دانش بوده يا نادان؟ تير را عمدا فكنده يا خطا كرده‌ست؟روز بوده يا به شب كاين ماجرا كرده‌ست؟آن‌ چه را او كشت...بچّه‌حيوان بود يا حيوان كامل بود؟آن ‌كه صيد افكند كودک بود يا انسان عاقل بود؟نيز آيا او بُوَد بنده؟يا كه آزاد است و خادم نيست؟او ز كار خود پشيمان است؟ يا كه نادم نيست؟كار او صيد است؟يا شكارش از سر شوق و تفنّن بود؟وآن‌چه كرد آيا به احرام خود اندر عمره يا حج تمتّع بود؟هر يک از اين‌ها كه پرسيدم حدود بيست...در سؤالت نيست!
undefinedگر به واقع حكم حق را از سؤال خويش می‌جويیخود بگو با من، ميان اين همه آيا سؤالت چيست؟تا بگويم پاسخت را در خور هر يک كه می‌گويیبهت بی‌فرجام آن پرسنده و مأمون و مجلس رابعد از اين گفتار می‌دانی؟من چه گويم آن ‌چه را خود زين روايت بازمی‌خوانی؟
undefined به مناسبت سالروز ولادت امام جواد علیه‌السلام
undefinedآقای سیدعلی موسوی گرمارودی؛ ۱۳۸۸/۶/۱۴ | مشاهده در سایت
undefined«امین»؛ شعر و ادب فارسی به روایت حضرت آیت‌‌الله خامنه‌ایundefined Farsi.Khamenei.ir

۷:۴۶

thumbnail
undefined تو آن اسطوره‌ای هستی، که در افسانه‌های شرق می‌مانی...
undefined بخش «امین» شعر و ادب فارسی رسانه‌ی KHAMENEI.IR، شعری را که آقای زکریا اخلاقی درباره شهید سلیمانی در دیدار شاعران با رهبر انقلاب در سال ۱۴۰۳ خواند، به مناسبت ایام سالگرد شهادت شهید حاج‌قاسم سلیمانی منتشر می‌کند:
undefinedبتاب ای لالۀ پرپر، هوای عالم از عطر تو آکنده‌ستچقدر این صبحدم زیباست، چقدر این جلوۀ خونین برازنده‌ست
undefinedخوشا آن جان سرشاری که پیش از مرگ لبریز شهادت بودکه عاشق از ازل جاری‌ست، که عاشق تا فراسوی ابد زنده‌ست
undefinedتو را در رقص خون دیدم، تو را در رقص جولان در دل میدانببین! این رقص خون امروز، چه شوری در نهاد عالم افکنده‌ست
undefinedبیا سجّاده را بگشا، تو را در آسمان‌ها چشم‌درراهنددر این پرواز دست‌افشان، نماز جعفر طیّار زیبنده‌ست
undefinedلب شطّ فرات امشب، صدای روضۀ عبّاس می‌آیدمگر امشب بر این ساحل، کدامین ماه خون‌افشان درخشنده‌ست
undefinedتو آن اسطوره‌ای هستی، که در افسانه‌های شرق می‌مانیببین! افسون لبخندت، چه نقشی بر نگین قلب‌ها کنده‌ست
undefinedچه شب‌هایی که در لبنان، چه شب‌هایی که در دشت عراق و شاماز این منزل به آن منزل، که سالک را سلوک این‌سان برازنده‌ست
undefinedتو سردار سپاه عشق، تو پرچمدار فتح قدس خواهی ماندکه این خون تا ابد جاری‌ست، که این خون رهگشای راه آینده‌ست
undefinedتو در آدینۀ موعود، به باغ ارغوان‌ها بازخواهی گشتدر آن صبح بهارافشان، تو را برگشتنی اینگونه فرخنده‌ست
undefined آقای زکریا اخلاقی؛ ۱۴۰۳/۱۲/۲۵ | مشاهده در سایت
undefined @khamenei_poems

۱۷:۴۳

thumbnail
undefined رقص اندر خون خود مردان کنند
undefined نماهنگ KHAMENEI.IR از سروده‌ای در دیدار شاعران با رهبر انقلاب در سال گذشته برگرفته از شعر خاطره‌انگیزی که حاج قاسم سلیمانی چندی پیش از شهادتش درباره شهادت خواندند؛undefined رقص جولان بر سر میدان کنندرقص اندر خون خود مردان کنند
undefined انتشار به مناسبت ایام سالگرد شهادت شهید حاج‌قاسم سلیمانی
undefined مشاهده در سایت | متن کامل شعر
undefined @khamenei_poems

۱۸:۳۴

thumbnail
undefined به مناسبت ایام سالگرد شهادت شهید حاج‌قاسم سلیمانیundefined کشتند تو را ولی تو نامیرایی...
undefined کشتند تو را ولی تو نامیراییحقا که عجب نمردن زیباییبا واژۀ مرگ جان تو بیگانه ستتو زنده‌تر از تمام آدم‌هایی

undefinedببین که با غم و اندوه بعد رفتن تومیان معرکه ماییم و راه روشن تو
undefinedچگونه زیسته بودی مگر که از دنیانبود گرد تعلق به روی دامن تو
undefinedنه پشت میز نه بر روی منبرت دیدیمفدای در دل آتش خطابه‌خواندن تو
undefinedچقدر دیر تو را دوستان شناخته‌اندچقدر خوب تو را می‌شناخت دشمن تو
undefined وطن برای تو دل‌های دردمندان بودقسم به عشق که مرزی نداشت میهن تو
undefined چه کرد با تن صدپارۀ تو آتش خصمکه عطر کرب و بلا می‌وزد ز مدفن تو
undefined به روی خاک فقط دست غرقه در خونیبرای بیعت ما مانده بود از تن تو
undefined آقای حسین زرنقی؛ ۱۴۰۲/۰۱/۱۶ | مشاهده در سایت
undefined @khamenei_poems

۱۳:۵۹

thumbnail
undefined از گمشدۀ خویش، خدا، می‌گفتند
undefined آنی که شهید آشکارا دیدش

undefined بخش «امین» شعر و ادب فارسی رسانه‌ی KHAMENEI.IR، شعری را که آقای حامد طونی درباره شهید سلیمانی در دیدار شاعران با رهبر انقلاب در سال ۱۴۰۳ خواند، به مناسبت سالگرد شهادت شهید حاج‌قاسم سلیمانی منتشر می‌کند:
undefined عارف بود و رسالۀ توحیدشواعظ بود و بشارت و تهدیدش
undefinedاز گمشدۀ خویش، خدا، می‌گفتندآنی که شهید آشکارا دیدش
undefined آقای حامد طونی؛ ۱۴۰۳/۰۱/۰۶ | مشاهده در سایت
undefined @khamenei_poems

۱۴:۰۲

thumbnail
undefined به مناسبت ایام سالگرد شهادت شهید حاج‌قاسم سلیمانیundefined آئینه‌ی مزار تو از کربلا رسید...
undefinedتو ملّت شهادتی و ما چه‌قدر کم! لبخند بی‌شمار تو از کربلا رسیدانگشتر تو عطر «اباالفضل» می‌دهد، این گریه‌ها کنار تو از کربلا رسید
undefinedمشهد، سلام، آینه، گل، روضه، گندم، اشک، دست علی‌ست بر سرتان آی مردم، اشک...یک نیمه نذر غربت خورشید هشتم، اشک، یک نیمه از بهار تو از کربلا رسید
undefinedتهران‌نجف مسیر تو صد در صد از دمشق! باران، مدینه مبدأت از مقصد از دمشق!پرواز «محسن حججی» آمد از دمشق، آیینۀ مزار تو از کربلا رسید
undefinedرهبر! درود! معجزه! فتح‌المبین شدی، لبخند ذوالفقار «هزارآفرین» شدییک شیشه عطر گریۀ امّ‌البنین شدی، دستور انتشار تو از کربلا رسید
undefinedدست تو قطع، نامۀ بارانِ قتلگاه، امضای قطعنامۀ بارانِ قتلگاهخاکستر ادامۀ باران قتلگاه، با دست بی‌سوار تو از کربلا رسید
undefinedآری شهادت تو بزرگ است از جنوب، دریاست، از شمال گل سرخ بی‌غروباز اشکِ مغربِ ملکوت، آسمان چه خوب، در ساعت قرار تو از کربلا رسید
undefinedشمع فدای رهبرِ پروانه در غروب، اشک، استخاره، خون، چه غریبانه در غروبیک دانه در سپیده و یک دانه در غروب، تسبیح روزه‌دار تو از کربلا رسید
undefinedسردار، قبله، دست تو بر سینه، کربلا، باران سرود ملّی آیینه، کربلاعکس امام، زائر دیرینه، کربلا، گُل قبل از انفجار تو از کربلا رسید
undefinedمولا! علی! علی! عَلَم! ‌الله! فاطمه! لبیک مهدی آمدم! الله! فاطمهشعر حرم، قدم قدم، الله، فاطمه، یک اربعین شعار تو از کربلا رسید
undefinedجانباز شصت‌درصد خونت سفید شد، خاکستر تو ریخت به دریا، شهید شددست تو برگ اول یک سررسید شد، تابوت آبشار تو از کربلا رسید
undefinedمی‌سوخت با صدای گزارشگر تو ماه، با لهجۀ عراقیِ همسنگر تو ماهدست امام آینه‌ات، بر سر تو ماه، خون خبرنگار تو از کربلا رسید
undefinedیا سر به قبله یا حرم، الله، یاحسین، یک فاطمیّه تا حرم، الله، یاحسینسمت بقیع با حرم، الله، یاحسین، پروانه، گل، قطار تو از کربلا رسید
undefined آقای محمدسعید میرزایی؛ ۱۴۰۳/۰۱/۰۶ | مشاهده در سایت
undefined @khamenei_poems

۱۴:۰۳

thumbnail
undefined كوه است علي كه استوار است و گران
undefined بخش «امین» شعر و ادب فارسی رسانه‌ی KHAMENEI.IR، به مناسبت ایام ولادت حضرت امیرالمومنین علیه‌السلام، مجموعه‌ی «#مزامیر_امیر»، شعرخوانی‌های شاعران درباره‌ی حضرت علی علیه‌السلام در دیدار با رهبر انقلاب را منتشر می‌کند:
undefinedرود است علي، پاك و زلال است و روانكوه است علي كه استوار است و گران
undefinedمن رود نديده‌ام چنين پابرجامن كوه نديده‌ام چنين در جريان
undefined آقای میلاد عرفان‌پور؛ ۱۳۹۰/۰۵/۲۴ | مشاهده در وبسایت
undefined Farsi.Khamenei.ir

۱۹:۰۴

thumbnail
undefined یاعلی! پدر! هماره مهربان‌ترین...
undefined بخش «امین» شعر و ادب فارسی رسانه‌ی KHAMENEI.IR، به مناسبت ایام ولادت حضرت امیرالمومنین علیه‌السلام، در مجموعه‌ی «#مزامیر_امیر»، شعری را که آقای اسماعیل امینی در دیدار سال ۱۳۹۶ درباره‌ی حضرت علی علیه‌السلام خواند، منتشر می‌کند:
undefinedدر میان لرزه‌های شک، صلابت یقینآن عمود آفرینش جهان، عِماد دین
undefinedآن که فقر خاک‌ها به یُمن خاکساری‌اشاز خجستگی گذشت از آسمان هفتمین
undefinedآسمان جا گرفته در زمین! ابوترابفخر می‌کند به نام او بر آسمان، زمین
undefinedای فراتر آن‌چنان که رفته تا فراز عرشای فروتن آن‌چنان که با یتیم همنشین
undefinedیاعلی مدد! کلام تو شفای جان ماستیا علی! حضور تو ظهور مصحف مبین
undefinedما مکرر آمدیم و سائلانه اینچنینای غدیر رحمت خدا امیرمومنین
undefinedسائلان بر آستان لطف تو مکررندای نهاده بر کف نیاز سائلان نگین
undefinedما شبانه‌های فقر کوچه‌های کوفه‌ایمشوق و انتظار را در اشک‌هایمان ببین
undefinedیاعلی پس از تو قرن‌ها یتیم مانده‌اندیاعلی! پدر! هماره مهربان‌ترین
undefinedای امام مانده در میان شیعه هم غریب!باد تا ابد قرون به نام نامی‌ات قرین!
undefined آقای اسماعیل امینی ؛ ۱۳۹۶/۰۳/۲۰ | مشاهده در وبسایت
undefined Farsi.Khamenei.ir

۱۹:۰۶

thumbnail
undefined به مناسبت میلاد حضرت امیرالمومنین علیه‌السلامundefined بر درگه مرتضی گدایی عشق است
undefined با نور علی دل به سیاهی ندهمجز او به ولایتی، گواهی ندهم
undefinedبر درگه مرتضی گدایی عشق استآن را به هزار پادشاهی ندهم
undefined «#مزامیر_امیر»؛ مجموعه شعرخوانی‌های شاعران در ستایش حضرت علی علیه‌السلام در دیدار با رهبر انقلاب
undefined آقای هادی فردوسی؛ ۱۳۹۸/۰۲/۳۰ | مشاهده در وبسایت
undefined Farsi.Khamenei.ir

۱۹:۰۶

thumbnail
undefined به مناسبت میلاد حضرت امیرالمومنین علیه‌السلامundefined نه، خوب مگویید، علی عالی بود...
undefined هرچند ولی مومنان والی بوددر سفره‌اش اندیشۀ نان خالی بوددر معرفت یگانۀ هستی‌بخشنه! خوب نگویید، علی عالی بود
undefined مردانه‌ترین مرد جوانمرد علی‌ستمنظومۀ عشق و مظهر درد علی‌ستنان‌آور پنهان یتیمان است اوخورشید پرآوازۀ شبگرد علی‌ست
undefined «#مزامیر_امیر»؛ مجموعه شعرخوانی‌های شاعران در ستایش حضرت علی علیه‌السلام در دیدار با رهبر انقلاب
undefined آقای سعید یوسف‌نیا؛ ۱۴۰۲/۰۱/۱۶ | مشاهده در وبسایت
undefined Farsi.Khamenei.ir

۱۵:۰۸

thumbnail
undefined  جلیل بود و تجلّی نداشت، فاش نبود...
undefined گذرانِ شعرخوانی آقای سیدسلمان علوی در حضور رهبر انقلاب از سال ۱۳۸۳
undefined #گذران مجموعه‌ای است با هدف مرور حضور و شعرخوانی شاعران در دیدارهای نیمه‌ی رمضان که یکشنبه‌ها در «امین» منتشر می‌شود...
undefinedدر هم شکسته سُکر خراسان را سوگی که لهجۀ عربی داردکِل می‌کشد برای تو پلک توس، نی می‌زند برای تو نیشابورundefined سال ۱۳۸۳
undefinedفلک نبود، فراسو نبود، فرش نبودملک نبود، هیاهو نبود، عرش نبودجلیل بود و تجلّی نداشت، فاش نبودقدیم بود، قدیمی که ابتداش نبودundefined سال ۱۴۰۳
undefined @khamenei_poems

۱۹:۳۷

thumbnail
undefined طنين خطبه‌اش انگار در صفّين و گوش نهروان پيچيد...
undefined بخش «امین» شعر و ادب فارسی رسانه‌ی KHAMENEI.IR، به مناسبت سالروز وفات حضرت زینب کبری سلام‌الله‌علیها، در مجموعه‌ی «#آیینۀ_صبر» (اشعاری در رثای حضرت زینب(س))، شعری را که آقای علیرضا رجبعلی‌زادۀ کاشانی در دیدار سال ۱۴۰۳ خواند، منتشر می‌کند:
undefinedسپس روز از نفس افتاد و راوی گفت آوای اذان پيچيد... صدا آری صدای زخمی زن در گلوی آسمان پيچيد
undefinedصدا اما صدايی چون صدای غربت مولا كه راوی گفت طنين خطبه‌اش انگار در صفّين و گوش نهروان پيچيد
undefinedنفس‌ها حبس شد در سينه، خم شد شانه‌های زير بار شرم صدا تا در سكوت سربی و سنگين زنگ اشتران پيچيد
undefinedو امّا بعد با انگشت سويی را نشان می‌داد و راوی گفت كه از آن سو چه بوی سيب سرخی در مشام كاروان پيچيد
undefinedالا سرهای در پستوی دكّان‌های بيعاری به خود سرگرمكه باری با شما سودای زر طوماری از سود و زيان پيچيد
undefinedشمايان! با شمايم! سايه‌مردانِ شراب و شعر و شمشير آی كه نقل ننگتان هفتاد منزل در دهان اين و آن پيچيد
undefinedبپرس آيا كجا بوديد وقتی رود رود آب... راوی گفت: شنيدم؟ يا كه ديدم؟ مثل دود آه من تا بيكران پيچيد
undefinedكجا بوديد وقتی شيهۀ خونين آن اسب غيور از دور ميان دشنۀ دشنام و تير طعنه و زخم زبان پيچيد؟
undefinedخبــر آن دست‌های روی خاک‌افتادۀ چون پيچك سروی‌ست كه دور از آب، دورِ ساقۀ تنهای دست باغبان پيچيد
undefinedخبر آری خبر ماييم در زنجير و راه، اين راه ناهموار كه با هر پيچ وخم وادی به وادی پا به پای ساربان پيچيد
undefinedنمی‌جنبيد آب از آب! راوی گفت ...و شب شطّ علیلی بود شبی كه داغ با هر واژه دردی تازه شد در استخوان پيچيد
undefinedنگاهش را ربوده بود ناپيدای دوری... همچنان از كِی؟ كه روی منبر نِی صوت قرآن در سكوت روضه‌خوان پيچيد
undefinedچه بود اين؟ اين صدای گريۀ من بود؟ در من گريه می‌كرد ابر؟ كه بود اين آی راوی! او كه نامش روضه شد در داستان پيچيد؟
undefined آقای علیرضا رجبعلی‌زادۀ کاشانی؛ ۱۴۰۳/۱۲/۲۵ | مشاهده در وبسایت
undefined Farsi.Khamenei.ir

۱۳:۵۳

thumbnail
undefined به مناسبت سالروز وفات حضرت زینب کبری سلام‌الله‌علیهاundefined چشم‌هایش هیچ‌چیزی غیر زیبایی ندید...
undefinedآسمان بی‌شک پر از تکبیرة‌الاحرام اوستغم همیشه تشنۀ دریای ناآرام اوست
undefinedاوج تفسیر تمام آیه‌های عاشقیدر میان خطبه‌های کربلا تا شام اوست
undefinedمثل نام مرتضی بعد از پیمبر دیده‌امهر کجا نام حسین آمد پس از آن، نام اوست
undefinedچشم‌هایش هیچ‌چیزی غیر زیبایی ندید«ما رأیتُ» اولین و آخرین پیغام اوست
undefinedشیعه بی‌تردید بی‌زینب به پایان می‌رسیددر دل ایمانی اگر داریم از اسلام اوست
undefinedاز نجف تا کربلا موکب به موکب می‌رومهر کجا پا می‌گذارم سفرۀ اکرام اوست
undefinedکربلا پایان پرچمداری زینب نبودتازه این آغاز ختم سورۀ انعام اوست
undefined مجموعه‌ی «#آیینۀ_صبر»
undefined خانم سمانه روشنایی؛ ۱۳۹۷/۰۳/۰۹ | مشاهده در وبسایت
undefined Farsi.Khamenei.ir

۱۳:۵۴

thumbnail
undefined رفت و غزلم چشم‌به‌راهش نگران شد...
undefined #عاشقانه_بخوان؛ مجموعه اشعار عاشقانه‌ی دیدارهای نیمه‌ی رمضان
undefined رفت و غزلم چشم‌به‌راهش نگران شددلشورۀ ما بود، دل‌آرام جهان شد
undefinedدر اوّل آسایشمان سقف فروریختهنگام ثمردادنمان بود، خزان شد
undefinedزخمی به گِل کهنۀ ما کاشت خداونداینجا که رسیدیم همان زخم دهان شد
undefinedآنگاه همان زخم، همان کورۀ کوچک،شد قلّۀ یک آه، مسیر فوران شد
undefinedبا ما که نمک‌گیر غزل بود چنین کردبا خلق ندانیم چه‌ها کرد و چُنان شد؟
undefinedما حسرت و دلتنگی و تنهایی عشقیمیعقوب پسر دید... زلیخا که جوان شد...
undefinedجان را به تمنای لبش بردم و نگرفتگفتم بستان بوسه بده، گفت گران شد
undefinedیک عمر به سودای لبش سوختم و آهروزی که لب آورد ببوسم رمضان شد
undefinedبا هر که نوشتیم چها کرد به ما، گفت:مصداق همان وای به حال دگران شد
undefined آقای حامد عسکری؛ ۱۴۰۳/۰۱/۰۶
undefined رهبر انقلاب از شعر عاشقانه می‌گویند
undefined @khamenei_poems

۱۲:۱۴