۱۱:۰۴
کتاب عشق غریبهها خیلی خوب و جزئی نوشته شده. دلیل اون هم دسترسی نویسنده به حجم زیاد اسنادیه که تو آرشیوهای ملی انگلستان وجود داشته. واقعیت اینه که همین برتری آرشیوی باعث شده نویسنده تو ارائۀ روایت تاریخی بتونه پیشقدم باشه و یه جاهایی هم که به ضرر خودشون بوده رو ندیده بگیره.
یکی از مواردی که از انتقاداتی که در خصوص روایت تاریخی این کتاب میشه کرد پاک کردن کوتاهیهائیه که کلنل دارسی تو سرپرستی محصلین داشت. اگر پادکست رو گوش کرده باشید احتمالا با این کلنل دارسی آشنا شده باشید. این کلنل سرپرست محصلین ایرانی بود و برای اینکه خودش بتونه از دولت بریتانیا حق سرپرستی بگیره، مانع از این میشد که محصلین بتونن کارشون رو از کسی پیگیری کنن و بعد از یه جایی هم تلاش میکرد که اونا از موندن تو لندن منصرف بشن و برگردن ایران. نویسندۀ کتاب مقصر اصلی سرگردانی بچههای ایرانی رو دولت ایران معرفی میکنه و میگه کلنل دارسی فقط یه نظامی بیچارهاس که کلی خرج سرپرستی روی دستش مونده!
اما واقعیتی که توی اسناد تاریخی و سفرنامۀ میرزاصالح شیرازی میتونیم بهش برسیم اینه که دارسی مانع از این میشد که میرزا صالح و رفقاش بتونن با سرگوروزلی ارتباط مستقیم بگیرن. سر گوروزلی سفیر سابق انگلیس تو ایران بود و از جایگاه بالاتری نسبت به دارسی تو دستگاه وزارت خارجۀ انگلیسیا برخوردار بود. محصلین به کلنل دارسی میگن که میخوان در رابطه با سرگردونی شون با سرگوروزلی ملاقات کنن.
اما کلنل دارسی میگه گوروزلی گفته: اسم ایرانیارو نیار که حتی از شنیدن اسمشون هم ناخوش میشم. خلاصه بچه ها رو دست به سر میکنه.بعد از مدتی میرزا صالح خودش یه ارتباط با سرگوروزلی با واسطۀ یکی از محصلین برقرار میکنه. سرگوروزلی به واسطه میگه: سبب چیست که میرزا صالح بعد از این همه مدت به دیدن من نیامده؟ بگو به دیدن من بیاد...
این ماجرا رو تعریف کردیم که بگیم، کتاب عشق غریبهها با اینکه جزئی و محققانه نوشته شده ولی در برخی موارد هم سعی داشته یه چیزایی رو ندیده بگیره یا خیلی بزرگشون نکنه.
۱۱:۰۴
چیزی تا اولین شنبهی ماه جدید نمونده
سوم آبان؛ انتشار اپیزود چهارم
سرنوشت دانشجویان
castbox: https://castbox.fm/va/6744784
@mirza_podcast
۷:۵۵
محصلای ایرانی از لندن برگشتن و چند دفعۀ دیگه هم اعزام محصل انجام شد. اما شکست ها ادامه داشت و خبری از ترقیات نبود. تا اینکه امیرکبیر تصمیم گرفت خودش یه فکری به حال تحصیل و ترقی بکنه.
۱۲:۳۵
در معرفی همسفرای میرزا صالح و آدمایی که توی این سفر باهاشون برخورد داشت، خوبه به چند مورد اشاره کنیم. یکی از اون اشخاص میرزا ابوالحسن خان ایلچیه.
میرزا ابوالحسن خان در داستان سفر میرزا صالح کسیه که ابتدا از اونها در روسیه پذیرایی میکنه و بعد هم از طریق نام برخی از امور اونها رو رتق و فتق میکنه. نهایتاً هم با اومدن ایشون به لندن، محصلین یک سال پایانی اقامتشون رو میگذرونن و بعد هم به واسطۀ اون از انگلیس بر میگردن.جناب ایلچی از اسمش معلومه چیکارهس. ایشون سفیر دولت ایران در انگلیس و روسیه است و برای مدتی طولانی هم وزیر امور خارجۀ ایرانه.
ایشون سرگذشت جالبی در سیاست ایران داره و در یک کلام میشه گفت مهرۀ انگلیسیا در ایرانه. ایشون در اولین سفرش به انگلیس به عنوان سفیر ایران و در زمان فتحعلیشاه قاجار فراماسون میشه و برای همیشه ارتباط خوبی با انگلیسا پیدا میکنه. کارنامۀ ایشون حاوی یک صلحه که برای مردم ایران اصلاً شیرین نیست. این صلح همون عهدنامۀ گلستانه که قول داده بود کاری کنه تا بعضی ولایات ایران در این عهدنامه با مذاکره به ایران برگردن. بعد از این قولی که راجع به عهدنامۀ گلستان داد به سمت سفیر ایران در روسیه منصوب میشه و هیچ کاری رو نمیتونه از پیش ببره.بعد از موضوع عهدنامۀ گلستان و ناکامی در بازگشت ولایات باز به انگلیس میره و در این دوره محصلین رو با خودش به ایران میاره.
پس از بازگشت هم به سمت وزارت امور خارجه منصوب میشه و عهدنامۀ ترکمنچای هم در دورۀ اون به امضا میرسه.
یکی دیگه از نقاط زندگی سیاسی اون، مخالفت با قائم مقام فراهانی و همدست بودن با میرزای آقاسیه. به طوریکه بعد از قتل قائم مقام، اون مجددا به سمت وزارت خارجه تا آخر عمرش منصوب میشه.از ابوالحسن ایلچی پرترههای جذابی باقی مونده که نشون از سفرای زیاد و ارتباطش با مجامع مختلف توی انگلیسه.
castbox: https://castbox.fm/va/6744784
@mirza_podcast
میرزا ابوالحسن خان در داستان سفر میرزا صالح کسیه که ابتدا از اونها در روسیه پذیرایی میکنه و بعد هم از طریق نام برخی از امور اونها رو رتق و فتق میکنه. نهایتاً هم با اومدن ایشون به لندن، محصلین یک سال پایانی اقامتشون رو میگذرونن و بعد هم به واسطۀ اون از انگلیس بر میگردن.جناب ایلچی از اسمش معلومه چیکارهس. ایشون سفیر دولت ایران در انگلیس و روسیه است و برای مدتی طولانی هم وزیر امور خارجۀ ایرانه.
ایشون سرگذشت جالبی در سیاست ایران داره و در یک کلام میشه گفت مهرۀ انگلیسیا در ایرانه. ایشون در اولین سفرش به انگلیس به عنوان سفیر ایران و در زمان فتحعلیشاه قاجار فراماسون میشه و برای همیشه ارتباط خوبی با انگلیسا پیدا میکنه. کارنامۀ ایشون حاوی یک صلحه که برای مردم ایران اصلاً شیرین نیست. این صلح همون عهدنامۀ گلستانه که قول داده بود کاری کنه تا بعضی ولایات ایران در این عهدنامه با مذاکره به ایران برگردن. بعد از این قولی که راجع به عهدنامۀ گلستان داد به سمت سفیر ایران در روسیه منصوب میشه و هیچ کاری رو نمیتونه از پیش ببره.بعد از موضوع عهدنامۀ گلستان و ناکامی در بازگشت ولایات باز به انگلیس میره و در این دوره محصلین رو با خودش به ایران میاره.
پس از بازگشت هم به سمت وزارت امور خارجه منصوب میشه و عهدنامۀ ترکمنچای هم در دورۀ اون به امضا میرسه.
یکی دیگه از نقاط زندگی سیاسی اون، مخالفت با قائم مقام فراهانی و همدست بودن با میرزای آقاسیه. به طوریکه بعد از قتل قائم مقام، اون مجددا به سمت وزارت خارجه تا آخر عمرش منصوب میشه.از ابوالحسن ایلچی پرترههای جذابی باقی مونده که نشون از سفرای زیاد و ارتباطش با مجامع مختلف توی انگلیسه.
۱۱:۴۸
۱۱:۴۸
۱۱:۴۸
۶:۴۸
۶:۴۸
جعفرخان مشیرالدوله کیست؟
دومین شخصیت مهمی که توی این ماجرا باهاش برخورد کردیم میرزا جعفرخان مشیرالدوله مهندس باشیه. ایشون توی داستان اعزام محصل دانشجوی مهندسی و ریاضیه و از کسائیه که با میرزاصالح خیلی ارتباط خوبی داره. تو سفرایی که میرزا صالح به این طرف و اون طرف انگلیس میکنه جعفرخان هم حضور داره. به همین دلیل هم میشه حدس زد که احتمالاً یکی از اولین فراماسونهای ایرانی به همراه میرزاصالح بوده، البته میرزا صالح اسمی ازش نمیاره ولی این همراهی زیاد ممکنه به همقدمی توی لژ هم رسیده باشه.
ایشون بعد از بازگشت آدم خوشاقبالی توی سیاست ایرانه و به سمتای زیادی منصوب میشه. یکی از اولین کارهای اون انتصاب به سفارت ایران در استامبوله. در دوران این سفارت یه اختلافی بین دولت ایران و عثمانی پیش میاد که منجر به مذاکرات تعیین مرز بین ایران و عثمانی میشه. نمایندهای که توی دورۀ سفارت ایشون از طرف ایران به مذاکره با عثمانیها میپردازه میرزا تقی خان امیر کبیره.به طور کلی بعد از فوت محمد شاه و پادشاهی ناصرالدین شاه ایشون باز وضعش بهتر هم میشه. میرزا آقا خان نوری خیلی بهش توجهی نمیکنه اما بعد از میرزا آقا خان میشه رئیس شورای دولتی ایران. این سمت بعد از عزل میرزا آقا خان ایجاد میشه. ناصرالدین شاه میخواد دیگه صدر اعظم منصوب نکنه و مستقیماً به انتخاب وزرا و ادارۀ دولت، خودش اقدام میکنه. لذا وزرا رو ناصرالدین شاه منصوب میکنه و رئیس اون وزرا هم این آقای مشیرالدوله میشه. در خصوص مشیر الدوله میشه گفت مجموعاً آدم به درد بخوری بوده اما به شخصیت میرزاتقی خان امیرکبیر قابل مقایسه نبوده. فریدون آدمیت در این باره میگه: «مشیرالدوله آدم بصیر و آگاه و خیرخواهی بود - اما نه شخصیت میرزا تقیخان (امیرکبیر) را داشت، نه تدبیر و مهارت او را در فن گفتگوی سیاسی، نه چشم عاقبتنگر، و نه استقامت او را در برابر عثمانیان و انگلیسیان و روسیان و حتی دربار خود ایران»
castbox: https://castbox.fm/va/6744784
@mirza_podcast
دومین شخصیت مهمی که توی این ماجرا باهاش برخورد کردیم میرزا جعفرخان مشیرالدوله مهندس باشیه. ایشون توی داستان اعزام محصل دانشجوی مهندسی و ریاضیه و از کسائیه که با میرزاصالح خیلی ارتباط خوبی داره. تو سفرایی که میرزا صالح به این طرف و اون طرف انگلیس میکنه جعفرخان هم حضور داره. به همین دلیل هم میشه حدس زد که احتمالاً یکی از اولین فراماسونهای ایرانی به همراه میرزاصالح بوده، البته میرزا صالح اسمی ازش نمیاره ولی این همراهی زیاد ممکنه به همقدمی توی لژ هم رسیده باشه.
ایشون بعد از بازگشت آدم خوشاقبالی توی سیاست ایرانه و به سمتای زیادی منصوب میشه. یکی از اولین کارهای اون انتصاب به سفارت ایران در استامبوله. در دوران این سفارت یه اختلافی بین دولت ایران و عثمانی پیش میاد که منجر به مذاکرات تعیین مرز بین ایران و عثمانی میشه. نمایندهای که توی دورۀ سفارت ایشون از طرف ایران به مذاکره با عثمانیها میپردازه میرزا تقی خان امیر کبیره.به طور کلی بعد از فوت محمد شاه و پادشاهی ناصرالدین شاه ایشون باز وضعش بهتر هم میشه. میرزا آقا خان نوری خیلی بهش توجهی نمیکنه اما بعد از میرزا آقا خان میشه رئیس شورای دولتی ایران. این سمت بعد از عزل میرزا آقا خان ایجاد میشه. ناصرالدین شاه میخواد دیگه صدر اعظم منصوب نکنه و مستقیماً به انتخاب وزرا و ادارۀ دولت، خودش اقدام میکنه. لذا وزرا رو ناصرالدین شاه منصوب میکنه و رئیس اون وزرا هم این آقای مشیرالدوله میشه. در خصوص مشیر الدوله میشه گفت مجموعاً آدم به درد بخوری بوده اما به شخصیت میرزاتقی خان امیرکبیر قابل مقایسه نبوده. فریدون آدمیت در این باره میگه: «مشیرالدوله آدم بصیر و آگاه و خیرخواهی بود - اما نه شخصیت میرزا تقیخان (امیرکبیر) را داشت، نه تدبیر و مهارت او را در فن گفتگوی سیاسی، نه چشم عاقبتنگر، و نه استقامت او را در برابر عثمانیان و انگلیسیان و روسیان و حتی دربار خود ایران»
۶:۴۸
بابت تاخیر در انتشار این اپیزود و مشکل صدا ما رو میبخشید. امیدواریم در قسمتهای بعد این موضوع اصلاح بشه. در این قسمت به امیرکبیر پرداختیم و به جایی رسیدیم که اون دارالفنون رو تاسیس میکنه.
۱۶:۱۸
منابع این قسمت:
۱۱:۳۹
منابع این قسمت:
مجلۀ یغما شماره 247 تا 256 مقالات اقبال یغمایی
۱۱:۴۵
و باز هم مذاکره و باز هم فنون مذاکره!این روزا که صحبت از مذاکره ایران آمریکا است، اولین دفعهای نیست که بینشون مذاکره انجام میشه و تاریخ روایتگر روابط این دو کشوره. یکیش همین رابطۀ حاجی واشنگتن با رئیس جمهور آمریکا ست.ما تو قسمت سوم میرزا از فن مذاکره و تاریخچۀ علم دیپلماسی گفتیم، جایی که میرزاصالح شیرازی برای اولین بار داره از آداب روابط اجتماعی، خصوصاً در مهمونیای سیاسی صحبت میکنه.
ما رو بشنوید:
شنوتوhttps://shenoto.com/channel/podcast/پادکست-میرزا-feed
کستباکسhttps://castbox.fm/va/6744784
@mirza_podcast
ما رو بشنوید:
۱۷:۳۳
بازارسال شده از موسسه فرهنگی و هنری ضمیر
قصه شنیدید تابحال؟به تماشای تاریخ نشستید؟قصه سفر،نه برای تعطیلات، برای تحصیل.قصه عقبماندگی، پیشرفت و توسعه.قصه اولین کسایی که برای تحصیل مهاجرت کردن و اولین معلمایی که برای آموزش به ایران اومدن.
حالا در اوایل بیستبیستشش میلادی، راوی دویستوده سال قبل و اولین تلاش ها برای توسعه یافتگی در ایران هستیم.
فصل اول پادکست میرزا به تاریخ دانشگاه و آموزش عالی و دانشگاه از دورۀ قاجار تا امروز اختصاص دارد.
لینک شنوتو و کستباکس پادکست:
شنوتوhttps://shenoto.com/channel/podcast/پادکست-میرزا-feed
castboxhttps://castbox.fm/va/6744784
برای نمونه دعوت میکنیم شنونده یکی از قسمتهای جذاب منتشر شده در کانال میرزا باشید.




@mirza_podcast





حالا در اوایل بیستبیستشش میلادی، راوی دویستوده سال قبل و اولین تلاش ها برای توسعه یافتگی در ایران هستیم.
فصل اول پادکست میرزا به تاریخ دانشگاه و آموزش عالی و دانشگاه از دورۀ قاجار تا امروز اختصاص دارد.
برای نمونه دعوت میکنیم شنونده یکی از قسمتهای جذاب منتشر شده در کانال میرزا باشید.
۱۷:۲۷
Mirza-E05.mp3
۴۷:۰۵-۶۴.۶۷ مگابایت
۱۷:۲۹
فریاد از غفلت دولت و رشوه پدر سوخته و عمومیت تزویر و گوش بری عام و شیوع جهل مرکب. وزیر بی سواد صدر اعظم بی سواد دبیر بی سواد مشیر بی سواد، مستوفی بی سواد منشی بی سواد وزیر علوم بی سواد وزیر خارجه بی سواد، وزیر داخله بی سواد، وزیر جنگ بی سواد وزیر مالیه بی سواد، وزیر تجارت بی سواد، وزیر انطباعات بی سواد...
منابع این قسمت به این ترتیب است
رسالۀ شیخ و شوخ به اهتمام دکتر احمد مجاهد چاپ زمستان 73 انتشارات روزنه
۱۹:۱۱
یه نمونه از آدابی که میرزا صالح برای مذاکرات سیاسی لازمش داشت رو میتونید از سفرنامۀ خودش ببینید:زنان و مردان در اوطاقی جمع شده و وقتیکه شام حاضر باشد، یک نفر از نوکران خانه داخل به اطاق شده، مردم را خبردار میسازد که شام حاضر است. بعد از آن یکنفر از مردان عزیزتر از مهمانان، دست چپ خود را چمبر کرده، دست راست زن صاحب خانه را در دست خود انداخته از اطاق نشیمن به اطاق دیگر که شام حاضر است روانه گشته بعد از آن هر يك از مردان به طريق مزبور دست زنان را گرفته دو نفر به طريق مزبور داخل به اطاق شام شده، میزی بزرگ گذارده، سفره سفیدی در بالای میز کشیده، اطراف میز مزبور به قدر تعداد نفری کرسی گذارده در مقابل هر کرسی در روی میز بشقابی و غیره که مذکور شد گذارده و دستمال سفیدی هم گذاشته. هر کس بجای خود نشته . زن صاحب خانه در صدر مجلس نشسته و مرد صاحب خانه در پایین مجلس در مقابل زن خود نشسته شروع بشام خوردن میکنند...روایت روضه الصفای ناصری (ص676) از مذاکرات ایران و روسیه که منتهی به عهدنامۀ گلستان شد؛ 20 مهر 1192 شمسیاعليحضرت ايمپراطور ممالك روسيه به القابه، و اعليحضرت شاهنشاه ممالك ايران به اوصافه، به ملاحظۀ كمال مهربانى و اشفاق دولتين عليّتين كه دربارۀ اهالى و رعاياى جانبين دارند، به دفع و رفع امور عداوت و دشمنى كه برعكس رأى شوكتآراى ايشان است طالب، [و] استقرار مصالحۀ ميمونه و دوستى جواريّت سابقۀ مؤكده را [در بين الطرفين] راغب مىباشند، به عاليجاه نيكولاى رديشجوف به القابه، اختيار كلى عطا شده و اعليحضرت شاهنشاه ايران هم امير الامراء العظام ميرزا ابو الحسن خان به اوصافه را در اين كار مختار بالكل نمودهاند. حال در معسكر روسيه من محال گلستان متعلّقه به ولايات قراباغ، يعنى رودخانه زيوه ملاقات واقع و جمعيّت نموده، بعد از ابراز و مبادلۀ متمسّك مأموريت و اختيار كلّى خود به يكديگر و ملاحظه و تحقيق امور متعلّق به مصالحۀ مباركه به نام نامى پادشاهان عظام، قرار و به موجب اختيار نامهجات طرفين قيود و فصول و شروط مرقومۀ ذيل را الى ابد مقبول و مستصوب و استمرار مىداريم.برشی از قسمت دوم پادکست میرزا رو میبینید:شاید بشه گفت بین محصلای این کاروان معرفت، یکی از مهمترین رشتهها رو محمدعلی تحصیل میکرد. رشتهای که موقع سکونتش تو ایرانم به همون شناخته میشد: چخماق ساز! اینکه چرا تحصیل علم تفنگسازی و ساخت ادوات جنگی بر پایۀ علم اون زمان این قدر مهم بود، بر میگرده به دلیل سفر این محصلا و اون هم چیزی نبود جز شکست ایران از قشون امپراطوری روسیه. ایران اصلا وقتی به فکر اعزام محصل افتاد که تو یک درگیری نظامی هزینۀ سنگینی داده بود و کمکم اولیای دولت ایران میفهمیدن که وقتی تو سرزمین فارس حکومت میکنن، چشم بیگانه حتماً به این چهارراه جهانی خواهد افتاد. اون روز یه وقت انگلیس هوس میکرد از راه ایران سرباز و ادوات به هند بفرسته، یه روز روسیه میخواست پای کشتیهاش به آب گرم خلیج فارس بخوره. برای همین هم متوجه شدن برای استقلال و حفظ ایران باید مقاومت کرد. اما یه چیزی این وسط کم بود؛ سلاح! از اون روز و تا مدتها بعد یکی از مسائل قشون ایران تامین و ساخت سلاح برای استفاده توی جنگا بود.
castbox: https://castbox.fm/va/6744784
@mirza_podcast
۶:۱۷
۶:۱۷
۶:۱۷