دوستان خوبم کارگاه تاب آوری و راهنمای عملی در روزهای سخت و پر تنش رو در روبیکا شروع کردم ...حتما دنبال کنید چون خیلی کمکتون میکنه..
۲۱:۱۲
۱۷:۳۲
از ساعت ۰۰:۳۰ بامداد چهارشنبه مشکل دسترسی به سایت شما برطرف شد.در حال حاضر همه قابلیتها و دادهها بدون تغییر و مشکل در دسترساند.جزییات بیشتر:
https://nooragahii.ir
۱۱:۲۷
معصوم ترین مردگانکشتگان بمباران های هوایی هستندهیچ چیز به اندازه جنگآدم را از آسمان نمی ترساند
#جواد_گنجعلی
#جواد_گنجعلی
۱۸:۴۶
گفت: اين روزها کمی افسرده به نظر میرسی.گفتم: واقعا؟گفت: حتما نيمه شبها زيادی فکر میکنی. من فکر کردن های نيمه شب را کنار گذاشته ام.گفتم: چطور تونستی اين کار را بکنی؟
او گفت: هر وقت افسردگی به سراغم مياد، شروع به تميز کردن خانه میکنم. حتی اگر دو يا سه صبح باشد. ظرفها را میشویم، اجاق را گردگيري میکنم، زمين را جارو میکشم، دستمال ظرفها را در سفيدکننده میاندازم، کشوهای ميزم را منظم میکنم و هر لباسی را که جلوی چشم باشد اتو میکشم. آن قدر اين کار را میکنم تا خسته شوم، بعد چيزی مینوشم و میخوابم. صبح بيدار میشوم و وقتی جورابهايم را میپوشم، حتي يادم نمیآید، شب قبل به چه فکر میکردم.
بار ديگر به اطراف نگاهی انداختم. اتاق مثل هميشه تميز و مرتب بود.
گفت: آدمها در ساعت سه صبح به هر جور چيزي فکر میکنند. همه ما اينطور هستيم. برای همين هر کدام مان بايد شيوه ی مبارزه خود را با آن پيدا کنيم...!
کجا ممکن است پيدايش کنم؟
" />
#هاروکی_موراکامی
او گفت: هر وقت افسردگی به سراغم مياد، شروع به تميز کردن خانه میکنم. حتی اگر دو يا سه صبح باشد. ظرفها را میشویم، اجاق را گردگيري میکنم، زمين را جارو میکشم، دستمال ظرفها را در سفيدکننده میاندازم، کشوهای ميزم را منظم میکنم و هر لباسی را که جلوی چشم باشد اتو میکشم. آن قدر اين کار را میکنم تا خسته شوم، بعد چيزی مینوشم و میخوابم. صبح بيدار میشوم و وقتی جورابهايم را میپوشم، حتي يادم نمیآید، شب قبل به چه فکر میکردم.
بار ديگر به اطراف نگاهی انداختم. اتاق مثل هميشه تميز و مرتب بود.
گفت: آدمها در ساعت سه صبح به هر جور چيزي فکر میکنند. همه ما اينطور هستيم. برای همين هر کدام مان بايد شيوه ی مبارزه خود را با آن پيدا کنيم...!
۱۴:۴۹
خدای عزیزممرا ببوس وقتی که غمگینم، مرا در آغوش بگیر وقتی که تنهایم.، تسلایم ده وقتی که غصه دارم، سخنان زیبا در گوشم زمزمه کن وقتی که به امید نیاز دارم، و تشویقم کن وقتی که دنبال آرزوهایم می روم. 
#مناجات #نورآگاهی @nooragahii_bookstore
#مناجات #نورآگاهی @nooragahii_bookstore
۱۴:۵۰
«همه خانوادههای خوشبخت شبیه یکدیگرند؛اما هر خانواده بدبختی، بدبختیِ خود را به شیوه خاصی تجربه میکند.»
لئو تولستوی, آنا کارنینا
فروشگاه اینترنتی نورآگاهی
لئو تولستوی, آنا کارنینا
۸:۰۵
#آموزشی
تولتسوی در شروع بزرگترین رمان خود «آنا کارنینا» از حادثه استفاده نمیکند. او با یک ادعا درباره جهان شروع میکند.
وقتی نویسنده در جمله اول یک «قانون درباره زندگی» مطرح میکند، ذهن خواننده فورا درگیر میشود. چنین جملهای فقط اطلاعات نمیدهد؛ یک فرضیه میسازد. خواننده ناخودآگاه شروع میکند به فکر کردن، سنجیدن و راستیآزمایی: آیا واقعاً خوشبختیها شبیه هماند؟ چرا باید چنین باشد؟
نکته جالبتر این است که نقشه کل رمان در همین جمله پنهان شده است. تولستوی در طول داستان چند خانواده را نشان میدهد و ثابت میکند که هر کدام به شکل متفاوتی فرو میپاشند. رمان تبدیل میشود به آزمایشگاهی برای بررسی همان ادعای آغازین.
اما چیز دیگری هم این جمله را ماندگار کرده، یک تضاد ساده، اما بسیار دقیق.
خوشبختی => شبیه همبدبختی => متفاوت
ذهن انسان به شکل طبیعی جذب چنین تضادهایی میشود. ما جهان را با مقایسه، دوگانهها و الگوها میفهمیم؛ و جملهٔ آغازین تولستوی دقیقاً همین میل ذهنی را فعال میکند.
بهترین شروع داستان لزوما با حادثه نیست، گاهی با یک مشاهده تیزبینانه در انسان شروع میشود. چیزی شبیه این:
«آدمها وقتی دروغ میگویند بیشتر از همیشه صادق به نظر میرسند.»یا:*«بیشتر دوستیها نه با دعوا، بلکه با سکوت از بین میروند.»
تولتسوی در شروع بزرگترین رمان خود «آنا کارنینا» از حادثه استفاده نمیکند. او با یک ادعا درباره جهان شروع میکند.
وقتی نویسنده در جمله اول یک «قانون درباره زندگی» مطرح میکند، ذهن خواننده فورا درگیر میشود. چنین جملهای فقط اطلاعات نمیدهد؛ یک فرضیه میسازد. خواننده ناخودآگاه شروع میکند به فکر کردن، سنجیدن و راستیآزمایی: آیا واقعاً خوشبختیها شبیه هماند؟ چرا باید چنین باشد؟
نکته جالبتر این است که نقشه کل رمان در همین جمله پنهان شده است. تولستوی در طول داستان چند خانواده را نشان میدهد و ثابت میکند که هر کدام به شکل متفاوتی فرو میپاشند. رمان تبدیل میشود به آزمایشگاهی برای بررسی همان ادعای آغازین.
اما چیز دیگری هم این جمله را ماندگار کرده، یک تضاد ساده، اما بسیار دقیق.
خوشبختی => شبیه همبدبختی => متفاوت
ذهن انسان به شکل طبیعی جذب چنین تضادهایی میشود. ما جهان را با مقایسه، دوگانهها و الگوها میفهمیم؛ و جملهٔ آغازین تولستوی دقیقاً همین میل ذهنی را فعال میکند.
بهترین شروع داستان لزوما با حادثه نیست، گاهی با یک مشاهده تیزبینانه در انسان شروع میشود. چیزی شبیه این:
«آدمها وقتی دروغ میگویند بیشتر از همیشه صادق به نظر میرسند.»یا:*«بیشتر دوستیها نه با دعوا، بلکه با سکوت از بین میروند.»
۸:۰۶
۶ راهکار برای مقابله با تنبلی#اهمالکاری
۸:۵۷
۸:۵۷
۸:۵۸
۸:۵۸
۸:۵۸
۸:۵۸
#اهمالکاری 




۸:۵۹
۶ تكنيک ژاپنی براى كنار گذاشتن تنبلى
۱۲:۵۳
IMG_20260413_014130.jpg
۶۳.۸۱ کیلوبایت
#بریده_کتاب
زیاد کتاب میخواند.گاه در کلوب بست مینشست. ریشش را به حالت عصبی میکشید و مجلات و کتابها را ورق میزد. از چهرهاش معلوم بود که نمیخواند بلکه میبلعد و حتی فرصت خوب جویدن به خود نمیدهد. از قرار معلوم مطالعه یکی از عادتهای بیمارگونه او بود چون با ولع بسیاری به هر چه دم دستش بود هجوم می برد، حتّی به تقویمها و روزنامههای سال گذشته. در خانه همیشه درازکش کتاب میخواند...
#اتاق_شماره_۶ #آنتوان_چخوف
کتابفروشی نورآگاهی
کتاب بخوانیم ک تاب بیاوریم*@nooragahii_bookstore
#اتاق_شماره_۶ #آنتوان_چخوف
کتابفروشی نورآگاهی
کتاب بخوانیم ک تاب بیاوریم*@nooragahii_bookstore
۲۲:۱۲
کیا اینطوری هستن؟دستا بالا



۲۲:۱۳
کی همدیگر را میبینیم؟بعد از یک سال و یک جنگو جنگ کی تمام میشود؟آن گاه که باهم دیدار کنیم
محمود درویش
@nooragahii_bookstore
محمود درویش
@nooragahii_bookstore
۲۱:۵۴