شط شیرین
#بازار_تحلیل تحلیلهای خیلی تند و تیزی شنیدم از آدمهای اهل قلم و رسانه، که ممکنه آمریکا بمب هستهای بزنه و از طرفی هم شبکه مجاهدین خلق که در این قضیه سازماندهی رو داشتند برای کودتا شورش کنند. پس باید آزمایش اتمی کنیم و تنگه هرمز رو ببندیم بازار این تحلیلها داغه و البته خیلی مبنا و دادهای برای اثبات حرفهاشون ارائه نمیدن، صرفا یکسری سناریوی احتمالیاند که به ذهن آدم میرسه. براساس چند روند جهانی، در خصوص این تحلیلها نکاتی به نظر میرسه. اول اینکه آمریکا معلوم نیست اصلا وارد جنگ به صورت مستقیم بشه، این احتمال ضعیفه به این علت که روند جهانیشدن متوقف شده و آمریکا یه محلیگرایی رو شروع کرده. احتمال ورود هست، اما مثل زمانی که بایدن (یک گلوبالیست) به اوکراین کمک کرد و به نظر نمیرسه در حد استفاده از بمب اتم به جنگ ورود کنه. اگر ورودی باشه احتمالا در حد بمباران از پایگاهها و ارسال جتها خواهد بود که ایران توانایی پاسخ متقابل داره. در خصوص مجاهدین خلق، بعید میرسه سازمان اصلی آشوبگرها این گروه باشه. چراکه اساسا ایدئولوژی اونها در جهان شکستخورده است و یک گروه هویتی در ایران محسوب نمیشن. سازماندهی قوی دارند ولی بعیده جذابیت داشه باشند. احتمالا با موساد همکاری کردند و سازمان اصلی آشوب با موساده و در اون همه مخالفها حضور داشتند. اگرچه مل متاسفانه دادهی زیادی برای تحلیل این موضوع نداریم. در خصوص تنگه هرمز باید به حضور حجاج ایرانی در مکه و البته سیاست همسایگی توجه کرد، در این خصوص نمیشه یه طرفه به قاضی رفت. سناریوی احتمالی این جنگ نهایتا به نظر میرسه صلح یا آتش بس دیپلماتیکه، صلحی که یادآور دوران صلح مسلحه. البته هنوز خروج ایران از NPT و آزمایش اتمی یه امر بایسته است که نمیفهمیم چرا رخ نمیده؟ آیا دنبال کاپ اخلاقیم؟ در نهایت به نظرم برخی تحلیلها روی نوستالژی دهه شصت یا سناریوهای دوران جهانی شدن استوارند و بیشترین کاری که میکنند نگران کردن مردمه.
@shatteshirin
منظور از صلح دیپلماتیک، ترس گلوبالیستهای ایرانی برای مجازات اسرائیله که اشتباه بزرگیه
۱۷:۳۶
#خدای_جنگآخر هفته تلویزیون میزبان چند فیلم ملی بود که از میان آنها خدایجنگ نصیب ما شد.موضوع فیلم از آن جهت که با کتاب وزین خطمقدم یکی بود مایل دیدن بودم. اما میخواستم در لحظه پرتاب موشک در پایان فیلم، اشکی از سر غرور، مانند زمان بالا رفتن پرچم ایران بعد از کسب مدال طلا، نصیبمان بشود ولی نشد. (بر عکس کتاب)
در واقع فیلم برای غرور ملی ساخته نشده بود، بیشتر فیلمِ عدالتخواهانه بود. دنبال این نبود که بگه ما میتوانیم، دنبال این بود که بگه با اینکه نمیذارن، توانستیم. همون حرف فیلم مصلحت بود.
این مسئله به این دلیل بود که حس پایانی غرور ملی، با دو سه سکانس داستانی قبل از پایان، شهید شد. درام جدایی پدر از فرزند، پیروزی آخر رو پر از غم و تلخ کرد و فیلم در لحظهای که میتونست اوج باشه، متوسط بود.قصه غیرتاریخی دیگهای که اضافه شده بود در خصوص زدن موشک به محله لیبیایی مخالف قذافی در عراق بود. اما این موضوع که به دعوای اخلاقی زدن مردم تبدیل شده بود شعاری به نظر میرسید و اصلا بهتر بود توی فیلم نمیبود.در کل مواجهه با افسرای اهل لیبی تا اواسط فیلم خوب بود ولی از نیمه تا پایان فیلم سمفونی غم بود که برداشت یاس هم میشد ازش کرد.
@shatteshirin
در واقع فیلم برای غرور ملی ساخته نشده بود، بیشتر فیلمِ عدالتخواهانه بود. دنبال این نبود که بگه ما میتوانیم، دنبال این بود که بگه با اینکه نمیذارن، توانستیم. همون حرف فیلم مصلحت بود.
این مسئله به این دلیل بود که حس پایانی غرور ملی، با دو سه سکانس داستانی قبل از پایان، شهید شد. درام جدایی پدر از فرزند، پیروزی آخر رو پر از غم و تلخ کرد و فیلم در لحظهای که میتونست اوج باشه، متوسط بود.قصه غیرتاریخی دیگهای که اضافه شده بود در خصوص زدن موشک به محله لیبیایی مخالف قذافی در عراق بود. اما این موضوع که به دعوای اخلاقی زدن مردم تبدیل شده بود شعاری به نظر میرسید و اصلا بهتر بود توی فیلم نمیبود.در کل مواجهه با افسرای اهل لیبی تا اواسط فیلم خوب بود ولی از نیمه تا پایان فیلم سمفونی غم بود که برداشت یاس هم میشد ازش کرد.
۱۸:۴۴
محرم است و هنگامه سربازی حسین(ع)چه یزیدی در پیش...
@shatteshirin
۳:۳۲
دنیا حکمت و عقلانیت ایران را دیدحالا صلابت را میبیند،باید تمامعیار جنگید،زمینی،دریایی،هوایی،از زیر و رو بر سرشان میریزیم.اخراجشان میکنیم،پشیمانشان میکنیمانشاءالله
@shatteshirin
۳:۳۴
بازارسال شده از مسعود براتی
هدف اصلی حمله دیشب آمریکا به ایران #صلح_تحمیلی است.ملت ایران تسلیم صلح تحمیلی نخواهد شد.
۳:۳۶
فقط انجامش دهید!
چرا یهود عجله دارد؟مثل روزی که موسی به عبادت برخاست برای بازگشتش صبر نکرد؟یهود مرد جنگ نیست، مرد میز ربا و شرطبندی است.فقط حمله کنید، آنها ورقهایشان را رو کردند، عجله دارند برای تمام شدن
@shatteshirin
چرا یهود عجله دارد؟مثل روزی که موسی به عبادت برخاست برای بازگشتش صبر نکرد؟یهود مرد جنگ نیست، مرد میز ربا و شرطبندی است.فقط حمله کنید، آنها ورقهایشان را رو کردند، عجله دارند برای تمام شدن
۳:۴۶
30-Baba-Khoon-Dad.mp3
۰۲:۵۹-۲.۸۳ مگابایت
بابا آب داد دیگه شعار ما نیستبابا خون داد، بابا خون داد
سرودی از دل انقلاب و جنگ برای مقاومت این روزها
@shatteshirin
سرودی از دل انقلاب و جنگ برای مقاومت این روزها
۷:۱۶
بازارسال شده از متسا | مرجع ترویج سواد امنیتی
9944732802621186_15766410707399.mp3
۰۵:۱۵-۱۲.۴۲ مگابایت
شیپور جنگ را زده و همواره صلح میطلبیدابلیسزادگان پلید ای بدترین اهل زمین
مردم علاج در وطن استدنیا فقط لب و دهن استاین جنگ جنگ تن به تن استآزادگان کل جهان فکری برای تربیت اقوام بردهدار کنیداین ظلمهای بیحدشانافکار تیره و بدشانآژیرهای ممتدشانسوراخهای گنبدشاناین موشهای شب زده راای گربه ها شکار کنید
آهنگساز، تنظیمکننده و خواننده: محسن چاوشی
شاعر: کاظم بهمنی
۵:۳۶
صلحِمسلّح!
@shatteshirin
۸:۱۰
صحبتهای آقا برای ما مصداق این آیه بود؛
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ*إِيمَانًا وَعَلَىٰ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ
ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ، ﻓﻘﻂ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﭼﻮﻥ ﻳﺎﺩ ﺧﺪﺍ ﺷﻮﺩ ، ﺩﻝ ﻫﺎﻳﺸﺎﻥ ﺗﺮﺳﺎﻥ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ، ﻭﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﺁﻳﺎﺕ ﺍﻭ ﺑﺮ ﺁﻧﺎﻥ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﺷﻮﺩ ﺑﺮ ﺍﻳﻤﺎﻧﺸﺎﻥ ﻣﻰ ﺍﻓﺰﺍﻳﺪ ، ﻭ ﺑﺮ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺷﺎﻥ ﺗﻮﻛﻞ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ .(٢)
@shatteshirin
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ*إِيمَانًا وَعَلَىٰ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ
ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ، ﻓﻘﻂ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﭼﻮﻥ ﻳﺎﺩ ﺧﺪﺍ ﺷﻮﺩ ، ﺩﻝ ﻫﺎﻳﺸﺎﻥ ﺗﺮﺳﺎﻥ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ، ﻭﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﺁﻳﺎﺕ ﺍﻭ ﺑﺮ ﺁﻧﺎﻥ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﺷﻮﺩ ﺑﺮ ﺍﻳﻤﺎﻧﺸﺎﻥ ﻣﻰ ﺍﻓﺰﺍﻳﺪ ، ﻭ ﺑﺮ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺷﺎﻥ ﺗﻮﻛﻞ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ .(٢)
۱۱:۰۸
حس با مردم است...
صبح آش و لاش از سفر سیزده ساعته دیشب بودم. از حوزه تماس گرفتند و گفتند هستی امروز؟ توی رودربایستی گفتم: آره آره، حتما. البته برایم قطعی بود که رفتن به مراسم تشییع تنها کاری است که از دستم بر میآید و شاید درمانی برای این حس بیعملیام باشد. هنوز کوفتگی در تنم مانده بود که صحبتهای جستهگریخته آن زردک توی ذهنم مرور میشد، از روزی که آقا صحبت کردند، قلبم آرام شده بود، حس زندگی گرفته بودم و اخبار اثر کمی رویم داشتند. هرچند همین آثار کم روی هم تلمبار میشدند و حس زندگی را به اضطراب بدل میکردند.با همین احوالات نزار راهی شدم. نبود ماشین و گرانی اسنپ سبب شد، از سلول خودم بیرون بیایم و همراه مردم در مترو باشم.در مترو که باز شد حس میکردم دارم بیدار میشوم. داخل آدمهایی بودند یکدست سیاهپوش و متراکم. خانمی شلوار لی متمایل به سفید داشت با شال و پیراهنی سیاه و البته جلویم دو نوجوان پنهانکی پهلوان کشتیگیر محلشان را مسخره میکردند. حس درونم داشت خمیازههای آخر را میکشید و بیدار میشد که از میان ایستگاهها گذشتیم. موقع خروج به صف طولانی انتظار برخوردم و سیل جمعیت میگفت امروز، روز خداست.
اما جمع مردم خونِ رگهایی بودند که از یک قلب ضربان میگرفتند، هرچه به قلب جمعیت نزدیکتر میشدی، حس بودنت داغتر میشد. من میدان آزادی بودم و با آزادی فراوانی خودم را به ورودی خیابان رساندم. از صداها معلوم بود که قلب جمعیت اندکی فاصله دارد. تا اینجا، برای نفس گرفتن مهمان شربت آبلیموی ایستگاهی جنب میدان آزادی شدم. دستم را برای برداشتن شربت که دراز کردم، خالکوبی علامت حزب نازی روی دستانی به مثال دستان تعمیرکارها توجهم را جلب کرد. چشمهایم دست را که دنبال کردند پیرمرد سبیلکلفت کلاه دورهدار را یافتند، مشتیها حس دهه چهل را به من میدادند....
مهدی کیانی
@shatteshirin
صبح آش و لاش از سفر سیزده ساعته دیشب بودم. از حوزه تماس گرفتند و گفتند هستی امروز؟ توی رودربایستی گفتم: آره آره، حتما. البته برایم قطعی بود که رفتن به مراسم تشییع تنها کاری است که از دستم بر میآید و شاید درمانی برای این حس بیعملیام باشد. هنوز کوفتگی در تنم مانده بود که صحبتهای جستهگریخته آن زردک توی ذهنم مرور میشد، از روزی که آقا صحبت کردند، قلبم آرام شده بود، حس زندگی گرفته بودم و اخبار اثر کمی رویم داشتند. هرچند همین آثار کم روی هم تلمبار میشدند و حس زندگی را به اضطراب بدل میکردند.با همین احوالات نزار راهی شدم. نبود ماشین و گرانی اسنپ سبب شد، از سلول خودم بیرون بیایم و همراه مردم در مترو باشم.در مترو که باز شد حس میکردم دارم بیدار میشوم. داخل آدمهایی بودند یکدست سیاهپوش و متراکم. خانمی شلوار لی متمایل به سفید داشت با شال و پیراهنی سیاه و البته جلویم دو نوجوان پنهانکی پهلوان کشتیگیر محلشان را مسخره میکردند. حس درونم داشت خمیازههای آخر را میکشید و بیدار میشد که از میان ایستگاهها گذشتیم. موقع خروج به صف طولانی انتظار برخوردم و سیل جمعیت میگفت امروز، روز خداست.
اما جمع مردم خونِ رگهایی بودند که از یک قلب ضربان میگرفتند، هرچه به قلب جمعیت نزدیکتر میشدی، حس بودنت داغتر میشد. من میدان آزادی بودم و با آزادی فراوانی خودم را به ورودی خیابان رساندم. از صداها معلوم بود که قلب جمعیت اندکی فاصله دارد. تا اینجا، برای نفس گرفتن مهمان شربت آبلیموی ایستگاهی جنب میدان آزادی شدم. دستم را برای برداشتن شربت که دراز کردم، خالکوبی علامت حزب نازی روی دستانی به مثال دستان تعمیرکارها توجهم را جلب کرد. چشمهایم دست را که دنبال کردند پیرمرد سبیلکلفت کلاه دورهدار را یافتند، مشتیها حس دهه چهل را به من میدادند....
۱۷:۰۹
حس با مردم است(۲)
هنوز قبل از دانشگاه شریف بود و سرعت حرکت من از میدان آزادی خلاف جریان جمعیت به وضوح کند شده بود. دستم به روایت نمیرفت، هنوز ضربانم کوک نشده بود، میخواستم ببینم و حس کنم. صدای مداحیها با تفکیک از هم در هر مرحلهای به گوش میرسید و یکی مرا به مطالعهای از حس مشترک مردم وا میداشت: نفرین بر دنیای بیدردی...همین گرمای مرا بیشتر میکرد، نفرین! و مردمی که مردماند چون مهر و کینشان را هنوز دارند. هنوز حاضر نیستند همه چیز را به هر بهایی بفروشند.جلوتر بندی نظامی سرود ملی را مینواخت و بعد آن هم، نوای سوگ را آغازید. من که خلاف جهت جمعیت شنا میکردم، اشک را در چشم مردی به سن پدرم دیدم که حلقه زد و خانمی که داشت با این سرود غمگنانه سرشک خود را با چادر میگرفت. حس بر حس من افزود و دیدم چگونه مردم هنوز حسشان را در آغوش میکشند در حالیکه میتوانند آن را در ازای پاساژها و باشگاههای فوتبال بفروشند!
جلوتر و درست عکس جهت جمعیت که میرفتم پرچمی را دیدم که نوشته بود: معیار شرافت، نسبت ما با فلسطین است. این آن جملهای بود که میتوانست نبض مرا تکان دهد و بگویم:آهان! هنوز برای مردم شرافت مانده و غیرت پررنگ است و *ارزش*، سهم بزرگی در معادلات دارد. ما انسانیت را در نسبت با مظلوم میفهمیم و برایمان مهم است که صبح که بلند میشویم گره از کار مظلومی باز کنیم لذاست که به متاعی اندک آن را نمیفروشیم.
مهدی کیانی
@shatteshirin
هنوز قبل از دانشگاه شریف بود و سرعت حرکت من از میدان آزادی خلاف جریان جمعیت به وضوح کند شده بود. دستم به روایت نمیرفت، هنوز ضربانم کوک نشده بود، میخواستم ببینم و حس کنم. صدای مداحیها با تفکیک از هم در هر مرحلهای به گوش میرسید و یکی مرا به مطالعهای از حس مشترک مردم وا میداشت: نفرین بر دنیای بیدردی...همین گرمای مرا بیشتر میکرد، نفرین! و مردمی که مردماند چون مهر و کینشان را هنوز دارند. هنوز حاضر نیستند همه چیز را به هر بهایی بفروشند.جلوتر بندی نظامی سرود ملی را مینواخت و بعد آن هم، نوای سوگ را آغازید. من که خلاف جهت جمعیت شنا میکردم، اشک را در چشم مردی به سن پدرم دیدم که حلقه زد و خانمی که داشت با این سرود غمگنانه سرشک خود را با چادر میگرفت. حس بر حس من افزود و دیدم چگونه مردم هنوز حسشان را در آغوش میکشند در حالیکه میتوانند آن را در ازای پاساژها و باشگاههای فوتبال بفروشند!
جلوتر و درست عکس جهت جمعیت که میرفتم پرچمی را دیدم که نوشته بود: معیار شرافت، نسبت ما با فلسطین است. این آن جملهای بود که میتوانست نبض مرا تکان دهد و بگویم:آهان! هنوز برای مردم شرافت مانده و غیرت پررنگ است و *ارزش*، سهم بزرگی در معادلات دارد. ما انسانیت را در نسبت با مظلوم میفهمیم و برایمان مهم است که صبح که بلند میشویم گره از کار مظلومی باز کنیم لذاست که به متاعی اندک آن را نمیفروشیم.
۱۷:۱۳
حس با مردم است(۳)
دیگر توان راه رفتن بر خلاف جمعیت را ندارم. اینجا قلب مردم است، جایی که حس از آن نشئت میگیرد. ماشین حمل پیکرها از جلوی ما رد میشود و چهرههای مصممی که نقش بر تابوتاند برایم تلنگر اند. تلنگری برای اینکه صبح بیحس بودم و اینجا در کنار مردم در جوشم و معلوم نیست تا صبح روز بعد نبض احساساتی که از مردم و شهدا گرفتهام باقی بماند یا نه. اکثر شهدا میانسالاند و این یعنی در جنگ با رژیم کودککش باید تجربه بزرگان را داشت و عقل را در راه مبارزه پیر کرد. اما اینجا جز اینکه دل به جمعیت نالان بسپارم انتخابی ندارم. از اینجاست که معناهای جدید دارند تقسیم میشوند. کودکانی که قطعهای کارتن را به عنوان باد بزن به عابرین میدهند، به تقلید از طفلان اربعین، از اینجا نیرو میگیرند و پیرانی که تکیهشان به عصا است از اینجا دم.
مهدی کیانی
@shatteshirin
دیگر توان راه رفتن بر خلاف جمعیت را ندارم. اینجا قلب مردم است، جایی که حس از آن نشئت میگیرد. ماشین حمل پیکرها از جلوی ما رد میشود و چهرههای مصممی که نقش بر تابوتاند برایم تلنگر اند. تلنگری برای اینکه صبح بیحس بودم و اینجا در کنار مردم در جوشم و معلوم نیست تا صبح روز بعد نبض احساساتی که از مردم و شهدا گرفتهام باقی بماند یا نه. اکثر شهدا میانسالاند و این یعنی در جنگ با رژیم کودککش باید تجربه بزرگان را داشت و عقل را در راه مبارزه پیر کرد. اما اینجا جز اینکه دل به جمعیت نالان بسپارم انتخابی ندارم. از اینجاست که معناهای جدید دارند تقسیم میشوند. کودکانی که قطعهای کارتن را به عنوان باد بزن به عابرین میدهند، به تقلید از طفلان اربعین، از اینجا نیرو میگیرند و پیرانی که تکیهشان به عصا است از اینجا دم.
۱۷:۱۳
این ماجرا و این تعبیر برای انسان معاصر یادآور تعبیر آقا راجع به سپاه و ارتش است. اقا گفتند: من به سپاه و ارتش خود افتخار میکنم!
این وفاداری بین امام و ماموم، هر جا هست هم دلگرمی است هم منحصر به فرد و تاریخی. منحصر به فرد بودن و تاریخی بودنش بر این اساس است که اتفاقا مصداق تام وفاداری است، مبنایش یک رابطه مالی یا خونی نیست، شوق شهادتش یک رابطه فطری است، شوق به بهترین مرگ است مثل همان بچه که شوق به زندگی دارد و انس با پستان مادر، شوق سردار اسلام به شهادت آنگونه است.
۱۸:۴۵
#بعداز_جنگ_چه_میشود؟
میگفت انگار روی شهر گرد مرگ پاشیدهاند. هنوز صبحها ترافیک قدیم نمیشود. هر اداره که داری میبینی حس کار کردن نیست و بعد از جنگ، انگار مردم هنوز جنگزدهاند.
دیدم راست میگوید، این همان وضعیت معرفتی بعد از جنگ است. جنگها در ما خلا معرفتی ایجاد میکنند. در جنگ، ما تمامی پیشفرضهایمان را به حالت تعلیق در میآوریم حتی این پیش فرض ابتدایی که فردا میرویم سر کار یا نفس میکشیم. یکی از مهمترین وضعیتهای تعلیق در جنگ فکر کردن به مرگ است، فکری بنیادین که در تمامی تاریخ همراه بشر بوده اما هیچگاه آن را نزدیک به خود نشمرده است.جنگ پیشفرضهای زندگی ما را معلق میکند و در این تعلیق، خلا ایجاد میشود. ظرفی را تصور کنید که میوههایش را بیرون ریخته اید، حالا ظرف خالی است. حالا ذهن ما که به همه ساختارهای روزمره گذشته شک کرده است با فکرهای طوفانی مواجه میشود؛ چه چیز قرار است این ظرف را پر کند؟ این وضعیت جدید چه قدر پایدار است و...
*خلا موقعیت تولید معناست*؛ آدمها در سکوت میتوانند معنا به دست آورند، دانشمندان هم وقتی در مورد پیشفرضهای بنیادین مطالعه میکنند، راههای جدیدی مییابند، فلذا آن چیزی که جامعه با آن مواجه است موقعیت تولید معناست.
در هر خلا، ایمان میتواند مولد معنای امید باشد، فلذا در جامعه جدید پساجنگ مومنین فعالتر میشوند اگر واقعا مومن باشند. (خلا برای مومن مثل خواندن نماز شب در تاریکی شب است، مومن به دنبال شرایطی است که در آن پیشفرضهای اولیهاش را معلق کند تا معنویتی جدید را صید نماید، جنگ هم چنین میکند)
حال در جامعه به طور کلی، اگر امکان خلق معانی ایمانی نباشد، یا با یاس و سردرگمی مواجه میشود و جامعه افسرده میگردد (مثل کسانیکه از سکوت و تاریکی، که موقعیتهای خلا اند، گریزانند و نمیتوانند دوام بیاورند) یا معانی جدیدی در جامعه خلق میشود که موتور جامعه را روشن میکند. نقد اجتماعی زیاد میشود، مبارزه با فساد جدیتر میگردد و پیشرفت سرعت میگیرد.
بعد از دفاع هشت ساله نیز جامعه ما با خلا روبرو بود. ماموریت پر کردن این خلا به نیروهای سازندگی شبه دیکتاتور رسید و نقد اجتماعیای که هم سویه اصلاحطلبی از آن بیرون آمد و هم سویه حزباللهی. میتوان گفت تمامی ساختارهای سیاسی ما به نوعی شدیدا متاثر از جنگ قرار گرفتند.
@shatteshirin
میگفت انگار روی شهر گرد مرگ پاشیدهاند. هنوز صبحها ترافیک قدیم نمیشود. هر اداره که داری میبینی حس کار کردن نیست و بعد از جنگ، انگار مردم هنوز جنگزدهاند.
دیدم راست میگوید، این همان وضعیت معرفتی بعد از جنگ است. جنگها در ما خلا معرفتی ایجاد میکنند. در جنگ، ما تمامی پیشفرضهایمان را به حالت تعلیق در میآوریم حتی این پیش فرض ابتدایی که فردا میرویم سر کار یا نفس میکشیم. یکی از مهمترین وضعیتهای تعلیق در جنگ فکر کردن به مرگ است، فکری بنیادین که در تمامی تاریخ همراه بشر بوده اما هیچگاه آن را نزدیک به خود نشمرده است.جنگ پیشفرضهای زندگی ما را معلق میکند و در این تعلیق، خلا ایجاد میشود. ظرفی را تصور کنید که میوههایش را بیرون ریخته اید، حالا ظرف خالی است. حالا ذهن ما که به همه ساختارهای روزمره گذشته شک کرده است با فکرهای طوفانی مواجه میشود؛ چه چیز قرار است این ظرف را پر کند؟ این وضعیت جدید چه قدر پایدار است و...
*خلا موقعیت تولید معناست*؛ آدمها در سکوت میتوانند معنا به دست آورند، دانشمندان هم وقتی در مورد پیشفرضهای بنیادین مطالعه میکنند، راههای جدیدی مییابند، فلذا آن چیزی که جامعه با آن مواجه است موقعیت تولید معناست.
در هر خلا، ایمان میتواند مولد معنای امید باشد، فلذا در جامعه جدید پساجنگ مومنین فعالتر میشوند اگر واقعا مومن باشند. (خلا برای مومن مثل خواندن نماز شب در تاریکی شب است، مومن به دنبال شرایطی است که در آن پیشفرضهای اولیهاش را معلق کند تا معنویتی جدید را صید نماید، جنگ هم چنین میکند)
حال در جامعه به طور کلی، اگر امکان خلق معانی ایمانی نباشد، یا با یاس و سردرگمی مواجه میشود و جامعه افسرده میگردد (مثل کسانیکه از سکوت و تاریکی، که موقعیتهای خلا اند، گریزانند و نمیتوانند دوام بیاورند) یا معانی جدیدی در جامعه خلق میشود که موتور جامعه را روشن میکند. نقد اجتماعی زیاد میشود، مبارزه با فساد جدیتر میگردد و پیشرفت سرعت میگیرد.
بعد از دفاع هشت ساله نیز جامعه ما با خلا روبرو بود. ماموریت پر کردن این خلا به نیروهای سازندگی شبه دیکتاتور رسید و نقد اجتماعیای که هم سویه اصلاحطلبی از آن بیرون آمد و هم سویه حزباللهی. میتوان گفت تمامی ساختارهای سیاسی ما به نوعی شدیدا متاثر از جنگ قرار گرفتند.
۶:۴۵
بازارسال شده از موسسه فرهنگی و هنری ضمیر
ای ایران.mp3
۰۵:۰۵-۹.۲۳ مگابایت
رادیو ضمیر
قسمت ۱- ای ایران
ای ایران سرودهای ملی و میهنی است که رادیو ضمیر در این قسمت به روایت جریانهایی میپردازد که باعث خلق این اثر هنری شده.توصیه میکنیم به هیج عنوان این پادکست کوتاه را از دست ندهید
ارتباط با ادمین
:
@zamir_admin
آدرس کانال:
@zmir_ir
ای ایران سرودهای ملی و میهنی است که رادیو ضمیر در این قسمت به روایت جریانهایی میپردازد که باعث خلق این اثر هنری شده.توصیه میکنیم به هیج عنوان این پادکست کوتاه را از دست ندهید
ارتباط با ادمین
آدرس کانال:
۱۹:۲۳
بازارسال شده از اخبار جبهه مقاومت
۱۵:۴۲
شط شیرین
رژیم صهیونیستی همچنان درحال بمباران مواضع تروریست های الجولانی در سوریه است
منابع سوری گزارش دادند: جنگنده های رژیم صهیونیستی به گردان تانکها و توپخانه تروریست های الجولانی در شهر ازرع واقع در حومه استان درعا جنوب سوریه حملاتی انجام داده است.
اخبار جبهه مقاومت @akhbarJM
الشام، الشام!اتفاقات این روزای سوریه همون چیزیه که ده بیست سال پیش تصور میشد تحلیل و حرفای گندهست. اسرائیل هر روز بیشتر ثابت میکنه بودنش توی منطقه فقط برای تضعیف بقیهاست. حتی نمیذاره تصور یه کشور یکپارچه باقی بمونه. کاری که اسرائیل داره تو سوریه میکنه حمایت از تجزیه است. رژیم با سرکوب دولت جولانی داره به دروزیها کمک میکنه که بتونن جلوتر بیان و عملا یه دولت همیشه متخاصم دیگه حاکم باشه.میتونستن جولانی رو سر کار بیارن و با پول دادن بهش یه امارات و قطر دیگه علیه ایران درست کنن ولی حتی به این تروریست دستنشانده هم اعتماد ندارن و یه سوریه تجزیه شده و ضعیف رو خیلی بیشتر میپسندن.
آدم از این حجم رذالت گر میگیره.
@shatteshirin
آدم از این حجم رذالت گر میگیره.
۱۵:۴۲
بازارسال شده از سیاسی نیوز
۱۳:۰۳
شط شیرین

تصویری واضح از شدت حمله به ستادکل ارتش سوریه توسط رژیم صهیونیستی
@siasinews
نتیجۀ امان نامه...
@shatteshirin
۱۳:۰۵