نامهای به وزیر محترم اقتصاد جناب آقای دکتر مدنیزاده(1)
باسمه تعالی
عرض سلام و ادب
امروز شما برادر محترم و همکارانتان در وزارت اقتصاد در خطّ مقدّم جنگ هستید. موضعگیری رسمی شما در اینکه برای همۀ سناریوهای دشمن برنامهریزی شده نشان از این دارد که وزارت اقتصاد سنگر مقاومت است و همین خط مایز بسیار پررنگ شما با آنهاست که یا از اساس نزاعی با آمریکا ندارند، یا آن را بیفایده و پرهزینه میدانند. شما خوب میفهمید که هزینه سازش از هزینه مقاومت بیشتر است و همین کافی است تا صمیمانه با شما نکاتی را مطرح کنم انشاءالله که مفید و مورد رضایت خدا باشد.
1.مشکل سیاستگذاری اقتصادی ما در دوران دفاع مقدّس این بود که دائما تصوّر میشد جنگ امسال یا سال دیگر، امروز یا فردا تمام میشود! شما باید بهتر بدانید که این جنگ، جنگ وجودی است و دشمن به این راحتی رها نمیکند. زمان به پیش از طوفان الاقصی باز نمیگردد و ما هم بنا نداریم بعد از این همه هزینه به نقطه فرسودگی اقتصادی خود و کل محور مقاومت بازگردیم. همۀ برنامهریزیها و تدابیر باید معطوف به این باشد که کشور چه به لحاظ تابآوری اقتصادی در سطح مردم و پشتیبانی جنگ لااقل برای دو سال شرایط جنگی دیگر توان داشته باشد تا بیشتر و بهتر بجنگیم تا نقطه هزینهزایی پشیمان کننده و بازدارنده میسر شود.
2.شاید به ظاهر وزارت اقتصاد در میان نهادهای مختلف دولتی در موضوع اقتصاد جنگ جایگاه میدانی نداشته باشد. امّا بار کلّ این عرصه بر دوش شماست. علم، تقوا و بصیرت، مسئولیت و تعهّد میآورد و شما چه بخواهید و چه نخواهید بیشترین مسئولیت را در دولت برای این جنگ بر عهده دارید، امثال شما نقطه امید امام شهید در بیانیه گام دوم هستید و مطمئن باشید آن روز که شما دستها را در وزارت اقتصاد به نشانۀ تسلیم در برابر فشار جنگ بالا ببرید جام زهری دیگری نوشیده خواهد شد!
3.همۀ تمرکز باید بر مسئله جنگ و تابآوری اقتصادی باشد. اقتصاد ما مشکلات زیرساختی فراوانی دارد که تحریم، محاصره و جنگ آنها را شدیدتر هم کرده. نباید همۀ اینها اولویت یکسان داشته باشند. مطمئن باشید که در پایان این جنگ، امکانات و ابزارها برای رشد اقتصادی ایران بسیار بیشتر فراهم خواهد بود و بسیاری از محدودیت های امروز وجود نخواهد داشت. بنابراین معیار برای اولویت بخشی به مسائل اقتصادی ارتباط آنها با مسئله جنگ و تاب آوری است. به طور مشخّص حتّی احیای عدالت هم لزوما اولویت ندارد. مثلا اگر به اسم عدالت سیاستی اجرا شود که نهایتا به تضعیف تابآوری مردم بیانجامد اینجا این عدالتآفرینی ارزشمند نیست زیرا ضدّ مصلحت و عدالتآفرینی در افقی راهبردی است.
4.بیشک هر اصلاح اقتصادی در بخشهایی از مردم مخالف دارد. نباید از اعتراض معاندین و گروههای سیاسی و اعتراض اقشار مرفّه ترسید. بلکه باید از اعتراض کسانی ترسید که چیزی برای از دستدادن ندارند! تمام تلاش شما باید این باشد که در انواع سیاستگذاریها و اصلاحات اقتصادی در هدف و اجرا منافع و مسائل اقشار محروم و مستضعف جامعه در اولویت باشد. این خطّ قطعی مکتب امام بزرگوار ماست. وقتی نتیجه کارشناسیها و تصمیمسازیها و تصمیمگیریها این باشد که نهایتا در نسخههای اقتصادی ما بار بیشتر یک اصلاح اقتصادی بر دوش اقشار مستضعف جامعه باشد، یعنی یک جای کار مشکل دارد و باید این بیماری در تصمیمسازی و تصمیمگیری را درمان کرد. در واقع لبّ اشکالات بسیاری از دلسوزان انقلابی و کسانی که دائما از سر دلسوزی شما را با برچسبهایی چون نئولیبرال مینوازند و حال آنکه نه درک درستی از اقتصاد دارند و نه لزوما شرائط کشور را به درستی میدانند همین است که مجموعه تدابیر اقتصادی وضعیت این اقشار را بدتر میکند.
5.برچسب سیاستهای نئولیبرالی به همان اندازه سخیف است که برچسب سیاستهای کمونیستی. البته که کمونیزم اگر مؤثّر بود اقتصاد خود را حفظ میکرد. امّا مشکل این است که به فرموده امام بسیاری از افراد مغرض یا جاهل هر نوع سیاست با جهتگیری حمایت از فقراء و اقشار مستضعف را سیاست کمونیستی میدانند! نه گران سازی بنزین اصالت دارد ونه تثبیت آن یا حفظ وضعیت موجود.مهم همان معیاری است که داده شد. افزایش تاب آوری اقتصادی و امکان بهتر جنگیدن با شیوههایی که فشار اصلاحات را به جای اقشار توانمند روی اقشار محروم نیاندازد.
6.اگرچه نمیتوان جعبه ابزار سیاستگذاری و حکمرانی اقتصادی را کمونیست یا نئولیبرال نامید امّا شیوۀ استفاده از این جعبه ابزار مهم است. متأسفانه امروزه محیطهای دانشگاهی داخلی و خارجی غالبا کاربستهایی را به ذهن متبادر میکند که در جوامعی آزموده شده که خطّ عمومی جامعه بر اساس سرمایهسالاری تنظیم میشود. بنابراین ما در ایران اسلامی بسیار بیشتر از همه نیازمندیم که در استفاده از جعبه ابزار سیاستگذاری و حکمرانی اقتصادی بر اساس ابتکار و تجربه های بومی خویش تصمیم بگیریم.
باسمه تعالی
عرض سلام و ادب
امروز شما برادر محترم و همکارانتان در وزارت اقتصاد در خطّ مقدّم جنگ هستید. موضعگیری رسمی شما در اینکه برای همۀ سناریوهای دشمن برنامهریزی شده نشان از این دارد که وزارت اقتصاد سنگر مقاومت است و همین خط مایز بسیار پررنگ شما با آنهاست که یا از اساس نزاعی با آمریکا ندارند، یا آن را بیفایده و پرهزینه میدانند. شما خوب میفهمید که هزینه سازش از هزینه مقاومت بیشتر است و همین کافی است تا صمیمانه با شما نکاتی را مطرح کنم انشاءالله که مفید و مورد رضایت خدا باشد.
1.مشکل سیاستگذاری اقتصادی ما در دوران دفاع مقدّس این بود که دائما تصوّر میشد جنگ امسال یا سال دیگر، امروز یا فردا تمام میشود! شما باید بهتر بدانید که این جنگ، جنگ وجودی است و دشمن به این راحتی رها نمیکند. زمان به پیش از طوفان الاقصی باز نمیگردد و ما هم بنا نداریم بعد از این همه هزینه به نقطه فرسودگی اقتصادی خود و کل محور مقاومت بازگردیم. همۀ برنامهریزیها و تدابیر باید معطوف به این باشد که کشور چه به لحاظ تابآوری اقتصادی در سطح مردم و پشتیبانی جنگ لااقل برای دو سال شرایط جنگی دیگر توان داشته باشد تا بیشتر و بهتر بجنگیم تا نقطه هزینهزایی پشیمان کننده و بازدارنده میسر شود.
2.شاید به ظاهر وزارت اقتصاد در میان نهادهای مختلف دولتی در موضوع اقتصاد جنگ جایگاه میدانی نداشته باشد. امّا بار کلّ این عرصه بر دوش شماست. علم، تقوا و بصیرت، مسئولیت و تعهّد میآورد و شما چه بخواهید و چه نخواهید بیشترین مسئولیت را در دولت برای این جنگ بر عهده دارید، امثال شما نقطه امید امام شهید در بیانیه گام دوم هستید و مطمئن باشید آن روز که شما دستها را در وزارت اقتصاد به نشانۀ تسلیم در برابر فشار جنگ بالا ببرید جام زهری دیگری نوشیده خواهد شد!
3.همۀ تمرکز باید بر مسئله جنگ و تابآوری اقتصادی باشد. اقتصاد ما مشکلات زیرساختی فراوانی دارد که تحریم، محاصره و جنگ آنها را شدیدتر هم کرده. نباید همۀ اینها اولویت یکسان داشته باشند. مطمئن باشید که در پایان این جنگ، امکانات و ابزارها برای رشد اقتصادی ایران بسیار بیشتر فراهم خواهد بود و بسیاری از محدودیت های امروز وجود نخواهد داشت. بنابراین معیار برای اولویت بخشی به مسائل اقتصادی ارتباط آنها با مسئله جنگ و تاب آوری است. به طور مشخّص حتّی احیای عدالت هم لزوما اولویت ندارد. مثلا اگر به اسم عدالت سیاستی اجرا شود که نهایتا به تضعیف تابآوری مردم بیانجامد اینجا این عدالتآفرینی ارزشمند نیست زیرا ضدّ مصلحت و عدالتآفرینی در افقی راهبردی است.
4.بیشک هر اصلاح اقتصادی در بخشهایی از مردم مخالف دارد. نباید از اعتراض معاندین و گروههای سیاسی و اعتراض اقشار مرفّه ترسید. بلکه باید از اعتراض کسانی ترسید که چیزی برای از دستدادن ندارند! تمام تلاش شما باید این باشد که در انواع سیاستگذاریها و اصلاحات اقتصادی در هدف و اجرا منافع و مسائل اقشار محروم و مستضعف جامعه در اولویت باشد. این خطّ قطعی مکتب امام بزرگوار ماست. وقتی نتیجه کارشناسیها و تصمیمسازیها و تصمیمگیریها این باشد که نهایتا در نسخههای اقتصادی ما بار بیشتر یک اصلاح اقتصادی بر دوش اقشار مستضعف جامعه باشد، یعنی یک جای کار مشکل دارد و باید این بیماری در تصمیمسازی و تصمیمگیری را درمان کرد. در واقع لبّ اشکالات بسیاری از دلسوزان انقلابی و کسانی که دائما از سر دلسوزی شما را با برچسبهایی چون نئولیبرال مینوازند و حال آنکه نه درک درستی از اقتصاد دارند و نه لزوما شرائط کشور را به درستی میدانند همین است که مجموعه تدابیر اقتصادی وضعیت این اقشار را بدتر میکند.
5.برچسب سیاستهای نئولیبرالی به همان اندازه سخیف است که برچسب سیاستهای کمونیستی. البته که کمونیزم اگر مؤثّر بود اقتصاد خود را حفظ میکرد. امّا مشکل این است که به فرموده امام بسیاری از افراد مغرض یا جاهل هر نوع سیاست با جهتگیری حمایت از فقراء و اقشار مستضعف را سیاست کمونیستی میدانند! نه گران سازی بنزین اصالت دارد ونه تثبیت آن یا حفظ وضعیت موجود.مهم همان معیاری است که داده شد. افزایش تاب آوری اقتصادی و امکان بهتر جنگیدن با شیوههایی که فشار اصلاحات را به جای اقشار توانمند روی اقشار محروم نیاندازد.
6.اگرچه نمیتوان جعبه ابزار سیاستگذاری و حکمرانی اقتصادی را کمونیست یا نئولیبرال نامید امّا شیوۀ استفاده از این جعبه ابزار مهم است. متأسفانه امروزه محیطهای دانشگاهی داخلی و خارجی غالبا کاربستهایی را به ذهن متبادر میکند که در جوامعی آزموده شده که خطّ عمومی جامعه بر اساس سرمایهسالاری تنظیم میشود. بنابراین ما در ایران اسلامی بسیار بیشتر از همه نیازمندیم که در استفاده از جعبه ابزار سیاستگذاری و حکمرانی اقتصادی بر اساس ابتکار و تجربه های بومی خویش تصمیم بگیریم.
۱.۱K
۱:۱۵