بله | کانال 🍀محصولات غذایی رازق🍀

🍀محصولات غذایی رازق🍀

۱۱۸عضو
thumbnail

۲۲:۰۴

thumbnail
زهرا حبی:«- مامان+بله- این نوشابه تو+باشه- این ماستت+ممنون-این شکرت +بله ممنون-اینام براشما(مهمان های خیالی که میز عبادت رو برای نشستن انتخاب کردن)»...جوابِصبرُمیگم صبرِ فعال و قد کوتاه شدن اندازه قد خودشون
پ.ن:به وقت همین الان پ.ن۱:واقعا حقیقتا حقا یقینا بدیهی است که بچه ها با همراهی وهمراه داشتن و دیده شدن و زمان داشتن موجودات بی نظیری هستند که یک دستاوردِ بی بدیلِ لذت بردن و حظ کردن رو بدست میاریم به شرط دادن هزینه های مذکور undefined
+امیرعباس بیا بخواب-باشه بابا...-بابا جمع کردم
...پ. ن:آخرم اینجوری مثل کره درست و تمیز کار تحویل میدنبه شرط دادن هزینه های مذکور
پ. ن۱:چقدر لذت بخش وقتی که منِ مادر هزینه صبوری دادم اما با پدرش احساس و رابطه همانند سازیِ درست و بجا رو تجربه و ایجاد می‌کنه...

۲۲:۰۴

thumbnail
مادریچیست و چگونه است این موقعیتِمملو از لذتِازتکرارِتکرارِتکرارِتکراری ها... این موقعیت برهم‌زننده عادت های مملو از لذتundefinedسمفونیِمجذوب کنندهِجیرجیرِتابِ خواب
به شرطِ بودندر اکنونundefined
فی الجمله یافتم که از کفِ من میرود رشدِماحصل مادریاگر در اکنون نباشم
undefinedکمی چشیدمششیرین است و بی نظیر
پ. ن:رفیق دعا همان همیشگیundefinedهمان دامن هاهمان چشم ها🥺

۳:۱۸

thumbnail
+میگم در اینجوری ریموتی کردید زندگی بی برکت شده -چرا،چطور مگه؟+قبلاً کسی میخواست در میزد جلو در می‌رفتی متوجه می‌شدی کی اومدمی‌رفتی استقبالشالان بابا اومد اصلا ما متوجه نشدیم که اومد تو ..
.دوسه دقیقه بعد...×سلام +سلام بابا خسته نباشید×لعنت به هرچی پیشرفت و تکنولوژیه(به زبان آذری)+چرا؟×قبلا میومدی همسرت میومد حیاط استقبالت ... الان... ...پ. ن:حرف بسیار است از ابعاد و جوانب مختلف،اما فی الجمله همین بس که خعلی بایدتلاش و کنیم رصد کنیم و با چنگ و دندون ریز موقعیت هارو حفظ کنیم تا این کانون مقدس،خانواده حفظ بشهundefined

۱۶:۵۱

thumbnail
چون برای یک مسأله ییهویی مجبور بودم بشینم و جایی نرم نشستم و تو گوشی می‌چرخیدمو خیلی اتفاقی این رو دیدمundefined
گریه کردم در هموننننننن آننننن تمام قُوا رو تجهیز کردم تمام حاجتمندان و ملتمسین دعارو یاد کنم تو هموننننن آننننننی که گفتم تو همونننننن آننننن داشتم دچار عُجب میشدم از گریه سره صبحی برای اباعبدالله و اَدای اَلجارْ ثُمَّ الدّارو این حرفا undefined
می‌دونم نباید نزد خلق اعتراف به گناه کرد(چقدر تو ماهی خدا دلت میخواد فقط پیش خودت بشکنیم🤍🥺)
فقط دوست داشتم عصبانیت و حرص خوردنم یجوری خالی کنم..
شیطان جان داداش چرا یه دقه ولللل نمیکنی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
undefinedبوقت تب کردن طفلکمبوقتِ مادریundefined
چیست این مادری؟چگونه است چنین بودن؟عجیب است عجیب مادری را میگویم undefined
پ.ن:می‌گویند یوسف جام را در بارِ بنیامین گذاشت حسین جان اذن اشک را خودت به چشم ها میدهی شکر این نعمت را... undefined
#شیطان-دشمن-قسم‌خورده#آدمی-این-هزارتوی-درهم-تنیده

۳:۵۸

thumbnail
بفرمایید صبحانه🫠
پ.ن:مادری آن وادیِ محترم مادرانگی،پذیرش موج سواریموج سواری بر دریای خروشان غیر قابل پیش بینی ها
مادری،پذیرش پاک شدن
خالص شدن به گوهر حقیقی رسیدن همه اینها با گذر از همه آن گلوگاه های خشم و اضطراب و ترس از قضاوت و... مادری همانجا عجیب شجاعت میکند دیگر نمیترسی دیگر ترس های وهمی را ترک می‌کنی به ترس های اصیل می‌رسی دیگر از قضاوت های صبحانهِ ساعت سه بعداز ظهرِ خونه درهم تنیده نمیترسی و به ترس اصیل می‌رسیبه اینکه می‌ترسی در مقابل این مامورانِ انسان ساز،طفلکان را میگویم چهره واقعیت را به رخ بکشیآخ که چقدر ترسناک است درون متعفن اگر بماند و گندیده تر شود پ.ن۱:گفتم طفلکان،آن مامورانِ انسان ساز،آری همین است
یک تنه با تمام ضعف و جسم و نحیف اما با صلابتی کم نظیر همان درون متعفن را به نور می‌رسانند باشد که تو هم همقدمشان شویundefined

۱۱:۴۱

thumbnail

۹:۰۴

thumbnail
به وقت به کار گیری معلومات
فرمولِ حیات بخشِ دستاورد. هزینهundefinedundefinedundefined
از اواسط تابستون یکی از هدیه هاش چتربود... فکر کردن به شرایط شبه خشکسالی ایران و عدم احتمال بارش رحمت و امید این طفلکان معصوم بگم دیوانه کننده بود پر بیراه نگفتم مدام منتظر بارون بودتا هم چکمه هاش بپوشه که امسال اندازش شده هم چترش استفاده کنه دستاورده ارزشمندی بود رفتن زیر بارون امروزundefinedهزینه اش رو هم می‌دیمممکنه یکمم سرما بخوره undefined

۹:۰۴

thumbnail
هنوز شام آماده نکرده بودم فقط زیر کتری روشن کردماحساس میکنم همیشه چایی آماده باشه زندگی در جریانundefined
بدو اومدم آینه سرویس تمیز کردم (دوسه هفته است میخوام سرویس بشورم فرصت نمیکنم اما الان...)کلام(هدیه هام)چیدم جلوش خیلی ذوق کردم قشنگ شد نه؟
اومدم از‌لذت هایِ معمولیِ شادی آفرین بگماز#حسرت-های-پست که محرک میشن بگماز اینکه از کلیشه های عبور کنیم بیشتر خوش میگذره از اینکه چهارتا گلدون سیاه که نیست من رو شاد کردبودنِ در اکنون زیستِ‌در حالدرکِ واقعفهمِ حالِ‌خوبِ موجود زنده بود که حالم خوب کردundefinedزندگی همینقدر ساده است همینقدر مسخره همینقدر بازی بازی undefinedبازی بازی الکی الکی جدیش نکنیمundefined
پ.ن:یه وقتی از حسرت های پست میگم
پ.ن۱:یک مادری اینجا شاد شد،باشد که مادری آن طرف تر هم شاد شود...

#حسرت -های-پست#به-نفع-مقاومت#معمولی-ولی-شاد#مادری-همه-آموختنundefinedعید مون مبارک 🤍

۱۵:۴۱

thumbnail
مثل شبای قبل همون چایی زیرمون رو خوردیم تو خونه فلان کافه کجا بود؟
ولی چسبید دیگه تو خونه قشنگ راحت

۱۷:۵۵

thumbnail
....-فک کنم امشب خیلی حوصله نداری کمتر صحبت کنیم بهتره،یکم آروم شی
+آره یکم ذهنم مشوش-باشه عزیز...

۲۰:۱۵

thumbnail
این روزا هرچی میدومنمی‌رسم زودتر خسته میشم بیشتر کم میارم اما ته ته همشون یقین دارم یقینکه لطف هستند و تمام رشدو رشدی که درد داره حتی دیشب هم شب عیدغذای فریزی رو درآوردیم گرم کردیم خوردیممعمولی ولی آرام

۴:۵۱

راستی سلام صبح روز عید مبارک صمیمانه دعا میکنم پر از شادی و رضایت باشهundefined

۴:۵۲

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

thumbnail
+وای من خیلی دلم میخواد برم مشهد -مامان پس فردا میریم🥺+الهی به دل معصوم و مخلص تو امیرعباس، بریم
undefinedundefinedundefined+امیرعباس دعا کنیم؟-خدایا مارو ببر مَشَد،بریم موجهای آبی-خدایا مارو نگه دار بریم مَشَد-خدایا من و امیرعلی و مامان زَیا و بابا علیضا نگه دار بریم مَشَد
پ.ن:آقا جان خودت شاهدی،دعای هر وعده سره سفرش شمایید...undefined
پ.ن۱:نمیشود مادر باشی و در دعا کردن مادرانه دعا نکنیآقا جانمیدونید،خیلی ها چشم‌انتظار صحن و سرای شما در حسرتناول همه چشم انتظارابعد هم ما🥺پ.ن۲:میشه شما هم دعا کنیدundefinedپ.ن۳:خب دوسه سال شده مشهد الرضا undefined
#چهارشنبه-های-امام-رضایی#عالم-همه-ربط

۹:۴۵

meysam-motiei-bab-oljavad.mp3

۰۵:۰۹-۱۱.۸ مگابایت

۹:۴۶

thumbnail
رفقا قربون امام رضا که برم مناما همین بغل،شاه عبدالعظیم هم که میرید نگید به کسی ثُمَّ ماذا؟؟؟؟؟؟؟؟انشالله که در قول خودتون صادق هستید،که هستیدهمونجا در جوار آل الله ملتمسین دعارو از نظر بگذرانید ودعایی کنید و بخواهیدشون... اهل بیت خودشون به عوض این مواساتتون حب شما رو در قلوبشون بیشتر میکننundefined
پ. ن:شاید اینجا یه نالایقِ منتظر داره می‌شکنه از دوری🥺

۱۳:۵۶

thumbnail
این استیکر الان تو کانال استادم دیدم
🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺
آقای امام رضا می‌دونم که میدونید ما بعد از هرنماز خیلی اسم آقازادتون رو صدا زدیم
خیلی بهشون ارادت داریم این اظهارِ غمِ یکم قبلِ دوری از شمابا خبر ولادت امام جواد جانمون کمی سبک شدسهل شدتلخیهِ کاممونکمی شیرین شد...
دارید میبینید که دارم با اشک می‌نویسم امام رضا جانم به جوادالائمهعیدی بدید به هممون(بعد منزل نبود در سفر روحانی،پس قبول کنید این زیارت رو از ما)ویژهبه مادرانِ بالقوه چشم انتظار undefined

۱۴:۰۵

thumbnail
خدارو شکر میکنم که مامورِ ساختنِ ما میره رو در لباسشویی می ایستهو از جا کنده میشهundefinedاین یعنی امانتی خدا سالمِیکم سالمم نه هاخیلی سالمundefined

پ.ن:ماهنوز اون دیوار درست نکردیمundefinedدرست کنیم که چی بشهپشت مونده برا خودش 🤌

۲۰:۵۹

thumbnail
خیلی فکر کردمبالا پایین کردمبیخیال شدمبرای پدرنوشتن که لازم نیستچشم های تو همه حرف های توundefinedمولای ِ منعزیزِ منبابای ِ من... منم دخترِ شماباقی راکه همه،میدانیدفقط آمدم یک کلام بگویم خیلی دوستان دارم خیلی برای من دعا کنیدundefinedهمین . ‌. .

۱۰:۲۹