سلحشور عارفنگاهی به پدیدهی #حاج_قاسم_سلیمانی
پیش از آن که موهبت وجود #حاج_قاسم و نیروی قدس برای امنیت کشور اینگونه بروز و ظهور پیدا کند، او در گوشهی گمنامی خود، مشغول همین خدمت بود و البته نیش طعنهها و تهمتها را نوش میکرد. اما در سالهای اخیر، نام حاج قاسم سلیمانی بر سر زبانها افتاده و موفقیت جبههی مقاومت در برابر داعش و فتنههای منطقه، محبوبیت بینظیری را برای او رقم زده است؛ حتی از زبان دشمنان انقلاب هم تجلیلها و تکریمها را میتوان شنید؛ مثل تعبیری که دو-سه سال پیش، مسعود بهنود، در مقام کارشناس شبکهی بیبیسی فارسی، در بارهی حاج قاسم به کار برد: #سردار_عارف.بهنود بهدرستی، با ارجاع به شهید مصطفی چمران شمایل نوعیِ جنگآوران عارفمسلکی را معرفی کرد که اصلاً میوهی تفکر انقلاب اسلامی هستند. تا پیش از آن، انسان انتظار داشت که مرد جنگی و مبارز را در صورتی خشن و انعطافناپذیر و بیگانه با عواطف و احساسات ببیند. اما دکتر چمران ویژگیهای متفاوت و به ظاهر متضادی را توأماً داشت. مرد جنگی اما دانشمند، مربی، هنرمند، نویسنده، متفکر و... که وجوه عرفانی خاص و منحصربهفردی هم داشت و در نیایشهای مکتوبش ثبت شده بود. او در نوع خود پدیدهای یکه و تازه بود که جوانان ایرانی را در برهههای مختلف تاریخ انقلاب به خود جذب کرده است. اما این الگو رفتهرفته در متن هشت سال دفاع مقدس تکثیر شد و شخصیتهای بسیاری را به ظهور رساند. شهیدان برونسی، دستواره، خرازی، متوسلیان، همت، کاظمی، کاوه، باکری و... که از یک سو در فرماندهی جنگ فعال و مبتکر بودند و از سوی دیگر صاحب کرامت بودند و در اخلاق و معنویت اسوه شدند.در حقیقت با انقلاب اسلامی، تاریخ عرفان برگ جدیدی را رو کرد: عرفانی که سلوک معنوی را در مبارزه با ظلم و استکبار پیدا میکند و این شهدا در حقیقت عینیت یافتهی همین نحلهی فکری انقلاب و بهمثابه پایهگذاران آخرین فرقهی عرفانی شیعه شناخته میشوند. و حالا #حاج_قاسم_سلیمانی – و البته بسیاری دیگر که هنوز در گوشهی گمنامیند – نمونههای متأخر همین سبک انسانی هستند و بهنوعی او را میشود یکی از محصولات کارخانهی انسانسازی #انقلاب_اسلامی دانست. البته در قاموس شیعه مؤمن "مجمع اضداد" است و لذا ظهور این انسانها در کورهی دفاع مقدس، مستقیماً در سنتهای عرفانی شیعیان ریشه دارد، اما فراموش نباید کرد که تجربهی عاشقانهی این نسل با آفتاب وجود #امام_خمینی که خود قطب اول "عرفای ظلمستیز" بود، چنین محصول انسانی متعالی و ارجمندی را پدیدار کرد. این پدیده در تاریخ اسلام بینظیر نیست، اما پیدایش آن در عصر مدرنیسم و سقوط هویت انسانی به مراتب حیوانی وجود، و در تمدنی که میکوشد خلیفهی خدا را به رُبات مبدّل کند! شگفتآور و خیرهکننده است.در این پدیدهی انقلاب اسلامی، یعنی سلحشوری که حضورش در جهان ارمغان محبت و صفا است، و نه قهر و خشونت میتوان افقهای انسانی انقلاب را شناسایی کرد و باب یک #انسانشناسی جدید را بر آکادمیهای فرسودهی کشورمان گشود؛ حداقل از آکادمیهایی که #سپاه_پاسداران_انقلاب_اسلامی بنا کرده، توقع زیادی نیست.
https://ble.im/36554444
پیش از آن که موهبت وجود #حاج_قاسم و نیروی قدس برای امنیت کشور اینگونه بروز و ظهور پیدا کند، او در گوشهی گمنامی خود، مشغول همین خدمت بود و البته نیش طعنهها و تهمتها را نوش میکرد. اما در سالهای اخیر، نام حاج قاسم سلیمانی بر سر زبانها افتاده و موفقیت جبههی مقاومت در برابر داعش و فتنههای منطقه، محبوبیت بینظیری را برای او رقم زده است؛ حتی از زبان دشمنان انقلاب هم تجلیلها و تکریمها را میتوان شنید؛ مثل تعبیری که دو-سه سال پیش، مسعود بهنود، در مقام کارشناس شبکهی بیبیسی فارسی، در بارهی حاج قاسم به کار برد: #سردار_عارف.بهنود بهدرستی، با ارجاع به شهید مصطفی چمران شمایل نوعیِ جنگآوران عارفمسلکی را معرفی کرد که اصلاً میوهی تفکر انقلاب اسلامی هستند. تا پیش از آن، انسان انتظار داشت که مرد جنگی و مبارز را در صورتی خشن و انعطافناپذیر و بیگانه با عواطف و احساسات ببیند. اما دکتر چمران ویژگیهای متفاوت و به ظاهر متضادی را توأماً داشت. مرد جنگی اما دانشمند، مربی، هنرمند، نویسنده، متفکر و... که وجوه عرفانی خاص و منحصربهفردی هم داشت و در نیایشهای مکتوبش ثبت شده بود. او در نوع خود پدیدهای یکه و تازه بود که جوانان ایرانی را در برهههای مختلف تاریخ انقلاب به خود جذب کرده است. اما این الگو رفتهرفته در متن هشت سال دفاع مقدس تکثیر شد و شخصیتهای بسیاری را به ظهور رساند. شهیدان برونسی، دستواره، خرازی، متوسلیان، همت، کاظمی، کاوه، باکری و... که از یک سو در فرماندهی جنگ فعال و مبتکر بودند و از سوی دیگر صاحب کرامت بودند و در اخلاق و معنویت اسوه شدند.در حقیقت با انقلاب اسلامی، تاریخ عرفان برگ جدیدی را رو کرد: عرفانی که سلوک معنوی را در مبارزه با ظلم و استکبار پیدا میکند و این شهدا در حقیقت عینیت یافتهی همین نحلهی فکری انقلاب و بهمثابه پایهگذاران آخرین فرقهی عرفانی شیعه شناخته میشوند. و حالا #حاج_قاسم_سلیمانی – و البته بسیاری دیگر که هنوز در گوشهی گمنامیند – نمونههای متأخر همین سبک انسانی هستند و بهنوعی او را میشود یکی از محصولات کارخانهی انسانسازی #انقلاب_اسلامی دانست. البته در قاموس شیعه مؤمن "مجمع اضداد" است و لذا ظهور این انسانها در کورهی دفاع مقدس، مستقیماً در سنتهای عرفانی شیعیان ریشه دارد، اما فراموش نباید کرد که تجربهی عاشقانهی این نسل با آفتاب وجود #امام_خمینی که خود قطب اول "عرفای ظلمستیز" بود، چنین محصول انسانی متعالی و ارجمندی را پدیدار کرد. این پدیده در تاریخ اسلام بینظیر نیست، اما پیدایش آن در عصر مدرنیسم و سقوط هویت انسانی به مراتب حیوانی وجود، و در تمدنی که میکوشد خلیفهی خدا را به رُبات مبدّل کند! شگفتآور و خیرهکننده است.در این پدیدهی انقلاب اسلامی، یعنی سلحشوری که حضورش در جهان ارمغان محبت و صفا است، و نه قهر و خشونت میتوان افقهای انسانی انقلاب را شناسایی کرد و باب یک #انسانشناسی جدید را بر آکادمیهای فرسودهی کشورمان گشود؛ حداقل از آکادمیهایی که #سپاه_پاسداران_انقلاب_اسلامی بنا کرده، توقع زیادی نیست.
https://ble.im/36554444
۱۶:۴۸
۲۰:۳۵
#تاریخ_سپاهدر مورد تاریخ #سپاه چند کتاب محدود وجود دارد. از جمله کتاب تاریخ شفاهی تأسیس #سپاه_پاسداران که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی و زیر نظر اولین فرمانده سپاه در سال 93 منتشر شده است.این کتاب حاوی اطلاعات و نکات جالبی است که به تدریج در این کانال استفاده خواهد شد.
https://ble.im/36554444
https://ble.im/36554444
۸:۳۲
گارد ملی یا سپاه پاسداران؟!عبارت «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» چهگونه ساخته شد؟
یکی از چهار گروه مسلحی که ترکیب بدوی #سپاه_پاسداران را تشکیل میداد، توسط دولت موقت با نام گارد ملی شکل گرفت. مجموعهی دوم هم با عنوان پاسا، مخفف "پاسداران انقلاب اسلامی" با مدیریت #شهید_محمد_منتظری فعالیت میکرد.مرحوم #ابراهیم_یزدی در مصاحبهای گفته است: من به عنوان معاون نخستوزیر در امور انقلاب از واژهی گارد ملی خیلی خوشم نیامد. فکر میکردم که در شأن جمهوری اسلامی نباشد. لذا اسم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را مطرح کردم.شهید منتظری که با مبارزان فلسطین و لبنان ارتباط داشت، بعد از ورود به ایران با نیت تأسیس سپاه، تعدادی از آموزشدیدگان در مبارزهی چریکی را با خود به ایران آورد. علیمحمد بشارتی در خاطرات خود میگوید: شبی در یکی از پادگانهای تهران در حضور آیتالله بهشتی، محمد غرضی و محمد منتظری گفتم که ما باید ارگانی مثل گارد حفاظت یا حراست درست کنیم تا از انقلاب نگهداری نماییم. مرحوم محمد منتظری که به لبنان رفته و در آنجا سپاه صلح را دیده بود، گفت ما باید سپاه درست کنیم و اسمش را سپاه پاسداران بگذاریم...در جمعبندی تحقیقات محرز شده که به یقین اولین کسی که نام سپاه را مطرح کرد، شهید منتظری است. بعدها هنگام تصویب اساسنامهی سپاه در #مجلس_شورای_اسلامی بحثهای فراوانی بر سر افزودن عنوان "ایران" به دنبالهی نام سپاه مطرح شد که در نهایت با این استدلال که انقلاب اسلامی واقعهای جهانی بوده و محدود به ایران نیست، عنوان "سپاه پاسداران انقلاب اسلامی" به تصویب رسید.
منبع: کتاب تاریخ شفاهی سپاه پاسداران (با تلخیص و تصرف)https://ble.im/36554444
یکی از چهار گروه مسلحی که ترکیب بدوی #سپاه_پاسداران را تشکیل میداد، توسط دولت موقت با نام گارد ملی شکل گرفت. مجموعهی دوم هم با عنوان پاسا، مخفف "پاسداران انقلاب اسلامی" با مدیریت #شهید_محمد_منتظری فعالیت میکرد.مرحوم #ابراهیم_یزدی در مصاحبهای گفته است: من به عنوان معاون نخستوزیر در امور انقلاب از واژهی گارد ملی خیلی خوشم نیامد. فکر میکردم که در شأن جمهوری اسلامی نباشد. لذا اسم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را مطرح کردم.شهید منتظری که با مبارزان فلسطین و لبنان ارتباط داشت، بعد از ورود به ایران با نیت تأسیس سپاه، تعدادی از آموزشدیدگان در مبارزهی چریکی را با خود به ایران آورد. علیمحمد بشارتی در خاطرات خود میگوید: شبی در یکی از پادگانهای تهران در حضور آیتالله بهشتی، محمد غرضی و محمد منتظری گفتم که ما باید ارگانی مثل گارد حفاظت یا حراست درست کنیم تا از انقلاب نگهداری نماییم. مرحوم محمد منتظری که به لبنان رفته و در آنجا سپاه صلح را دیده بود، گفت ما باید سپاه درست کنیم و اسمش را سپاه پاسداران بگذاریم...در جمعبندی تحقیقات محرز شده که به یقین اولین کسی که نام سپاه را مطرح کرد، شهید منتظری است. بعدها هنگام تصویب اساسنامهی سپاه در #مجلس_شورای_اسلامی بحثهای فراوانی بر سر افزودن عنوان "ایران" به دنبالهی نام سپاه مطرح شد که در نهایت با این استدلال که انقلاب اسلامی واقعهای جهانی بوده و محدود به ایران نیست، عنوان "سپاه پاسداران انقلاب اسلامی" به تصویب رسید.
منبع: کتاب تاریخ شفاهی سپاه پاسداران (با تلخیص و تصرف)https://ble.im/36554444
۲۳:۰۸
من امیدوارم که همان طوری که شما پاسدارهای اسلام هستید، پاسداری از خودتان هم بکنید، پاسداری از نفس خودتان بکنید؛ نگذارید نفس سرکشی بکند، هر کاری می خواهد بکند. مهار کنید نفس خودتان را که تابع اسلام باشد. هرچه خدا می خواهد عمل بکنید.https://ble.im/36554444
۱۳:۱۷
پاسدار:
طرح| بدر؛ طلوع شهادت!
۲۵ اسفند سالروز شهادت بسیجی پاسدار شهید مهدی باکری گرامی باد.
@Rajanews_com
۸:۱۶
۹:۵۴
اسرار عشق و مستی (1)به مناسبت روز پاسدار
متن حاضر دلنوشتهی یک پاسدار جوان است که سال پیش در روز پاسدار بهطور محدود منتشر شد. امروز و به مناسبت روز مبارک پاسدار، تقدیم میشود. اما به دلیل طولانی بودن، بهصورت بخشبندی خواهد آمد:
"پاسداری، جاذبهی شورانگیز دههی شصت بود که بسیاری از جوانان انقلابی را به خود کشید. پدر من هم یکی از آن ها بود. در این جذبه، یک تفاوت و استقلال غرورآمیز از همهی گونههای نظامی و حتی گروههای مبارز موجود در دنیا وجود داشت. یک نیروی مبارز جوان که شبیه هیچ یک از ارتشها و قوای نظامی دنیا نیست. آنها لباسی سبز میپوشند که یک آرم مستطیلی روی جیب سمت چپش دارد و دیگر هیچ... فرمانده را از راننده نمیتوان تشخیص داد... ژنرال و افسر و سرباز ندارد! صمیمی و خوشرو، اما مغرور و بااراده به نظر میرسند... اهل مبارزهاند، اما اثری از خشم و خشونت در صورتشان دیده نمیشود. من هم که در آن دهه، کودکیِ خود را کنار دست پدر، و چه بسیار در پادگانهای سپاه گذراندم، عمیقاً مجذوب بودم و تقریباً میتوانم بگویم در هر دورهی سنی، مادرم را واداشتهام تا برایم لباس سپاهی بدوزد. آرشیو نقاشیهای هر کودکی پر از منظرههای خانه و گل و درخت یاآدم و ماشین و هواپیما است؛ اما نقاشیهای من پر است از پاسدار و آرم سپاه و جنگ و جبهه و امام. آن روزها آرم سپاه، به چشمم زیباترین طرح گرافیکی دنیا بود (به کسی نگویید، حتی هنوز که کارشناس گرافیک شدهام هم به چشمم همان است!)..."
https://ble.im/36554444
متن حاضر دلنوشتهی یک پاسدار جوان است که سال پیش در روز پاسدار بهطور محدود منتشر شد. امروز و به مناسبت روز مبارک پاسدار، تقدیم میشود. اما به دلیل طولانی بودن، بهصورت بخشبندی خواهد آمد:
"پاسداری، جاذبهی شورانگیز دههی شصت بود که بسیاری از جوانان انقلابی را به خود کشید. پدر من هم یکی از آن ها بود. در این جذبه، یک تفاوت و استقلال غرورآمیز از همهی گونههای نظامی و حتی گروههای مبارز موجود در دنیا وجود داشت. یک نیروی مبارز جوان که شبیه هیچ یک از ارتشها و قوای نظامی دنیا نیست. آنها لباسی سبز میپوشند که یک آرم مستطیلی روی جیب سمت چپش دارد و دیگر هیچ... فرمانده را از راننده نمیتوان تشخیص داد... ژنرال و افسر و سرباز ندارد! صمیمی و خوشرو، اما مغرور و بااراده به نظر میرسند... اهل مبارزهاند، اما اثری از خشم و خشونت در صورتشان دیده نمیشود. من هم که در آن دهه، کودکیِ خود را کنار دست پدر، و چه بسیار در پادگانهای سپاه گذراندم، عمیقاً مجذوب بودم و تقریباً میتوانم بگویم در هر دورهی سنی، مادرم را واداشتهام تا برایم لباس سپاهی بدوزد. آرشیو نقاشیهای هر کودکی پر از منظرههای خانه و گل و درخت یاآدم و ماشین و هواپیما است؛ اما نقاشیهای من پر است از پاسدار و آرم سپاه و جنگ و جبهه و امام. آن روزها آرم سپاه، به چشمم زیباترین طرح گرافیکی دنیا بود (به کسی نگویید، حتی هنوز که کارشناس گرافیک شدهام هم به چشمم همان است!)..."
https://ble.im/36554444
۱۱:۰۰
اسرار عشق و مستی (2)به مناسبت روز پاسدار
...از عجایب آن زمان بود که وقتی در سینمای دنیا تندیس هیولایی راکی و رمبو را میتراشیدند، و تا هر گوشهی دنیا میتوانستی اتاق خواب جوانانی را پیدا کنی که دیوارش مزین به پوستر این هیولاها است، ما مجذوب هیکل لاغر و باریک پاسدار بودیم. اغلب هم دیدن این تصویر همراه بود با عنوان شهید که پای آن ضمیمه شده بود. البته که پاسدار شدن به سادگی پوشیدن یک دست لباس سبز نبود. عضلههای ورقلمبیده هم نبود که با چند ماه باشگاه رفتن و بالا انداختن چند قلم داروی نیروزا درست بشود. اوایل انقلاب میگفتند به پاسدارجماعت زن ندهید؛ اینها داماد ششماهه هستند. ضمیمهی "شهید" پای آن تصویر دلربا، تصمیمگیری را مشکل میکرد. یادم است چند سال پیش سردار صفوی در مصاحبهای گفته بود سپاه در ابتدای جنگ سیهزار پاسدار داشت و در پایان جنگ، سیهزار شهید داده بود...البته در آن عالم کودکی، ما شیفتهی همان تصویر ایدهآل و خوشصورت پاسدار بودیم و چندان از هویت حقیقی پاسدار وآرمانها و سرگذشت او سر در نمیآوردیم. اما هرچه بود، مطمئنم که من در این میدان مغناطیسی تنها نبودم. بعدها بسیار وبسیار از پاسداران را دیدم که جذب همین جاذبه شده بودند. آنها هیچ کدام سپاهی شدن را به عنوان یک شغل انتخاب نکردهبودند. اگر از دلیلشان میپرسیدی، نمیتوانستند توضیح بدهند که شیفتهی چه چیزی شدند؟! فقط میگفتند: پاسداری.جالبتر و عجیبتر از همه آنکه خیلیها به همین دلیل از سپاه بیرون رفتند! یعنی وقتی دیدند اتفاقاتی هم هست که میتواند آن شمایل زیبا و جذاب که از پاسدار میشناختند را مخدوش کند، پا پس کشیدند و از پاسداری استعفا دادند!! خب مگر میشود هزاران نفر در یک سازمان نظامی، همه پاک و پاکزاده و شهید باشند؟! اما خیلیها طاقت همین عارضهی طبیعی را هم نداشتند و رفتند!به هر حال من منتظر اولین فرصت بودم...
https://ble.im/36554444
...از عجایب آن زمان بود که وقتی در سینمای دنیا تندیس هیولایی راکی و رمبو را میتراشیدند، و تا هر گوشهی دنیا میتوانستی اتاق خواب جوانانی را پیدا کنی که دیوارش مزین به پوستر این هیولاها است، ما مجذوب هیکل لاغر و باریک پاسدار بودیم. اغلب هم دیدن این تصویر همراه بود با عنوان شهید که پای آن ضمیمه شده بود. البته که پاسدار شدن به سادگی پوشیدن یک دست لباس سبز نبود. عضلههای ورقلمبیده هم نبود که با چند ماه باشگاه رفتن و بالا انداختن چند قلم داروی نیروزا درست بشود. اوایل انقلاب میگفتند به پاسدارجماعت زن ندهید؛ اینها داماد ششماهه هستند. ضمیمهی "شهید" پای آن تصویر دلربا، تصمیمگیری را مشکل میکرد. یادم است چند سال پیش سردار صفوی در مصاحبهای گفته بود سپاه در ابتدای جنگ سیهزار پاسدار داشت و در پایان جنگ، سیهزار شهید داده بود...البته در آن عالم کودکی، ما شیفتهی همان تصویر ایدهآل و خوشصورت پاسدار بودیم و چندان از هویت حقیقی پاسدار وآرمانها و سرگذشت او سر در نمیآوردیم. اما هرچه بود، مطمئنم که من در این میدان مغناطیسی تنها نبودم. بعدها بسیار وبسیار از پاسداران را دیدم که جذب همین جاذبه شده بودند. آنها هیچ کدام سپاهی شدن را به عنوان یک شغل انتخاب نکردهبودند. اگر از دلیلشان میپرسیدی، نمیتوانستند توضیح بدهند که شیفتهی چه چیزی شدند؟! فقط میگفتند: پاسداری.جالبتر و عجیبتر از همه آنکه خیلیها به همین دلیل از سپاه بیرون رفتند! یعنی وقتی دیدند اتفاقاتی هم هست که میتواند آن شمایل زیبا و جذاب که از پاسدار میشناختند را مخدوش کند، پا پس کشیدند و از پاسداری استعفا دادند!! خب مگر میشود هزاران نفر در یک سازمان نظامی، همه پاک و پاکزاده و شهید باشند؟! اما خیلیها طاقت همین عارضهی طبیعی را هم نداشتند و رفتند!به هر حال من منتظر اولین فرصت بودم...
https://ble.im/36554444
۷:۱۷
۷:۱۹
هان! ای پاسداران عصر حاضرمتن پیام امام خمینی و اعلام روز پاسدار
بسم الله الرحمن الرحیمروز مبارک سوم شعبان المعظم را که روز طلیعه پاسدار و پاسداری از مکتب مترقی اسلام است، به عموم هم میهنان و بخصوص پاسداران انقلاب اسلامی تبریک عرض [میکنم] و بحق باید این روز معظم را «روز پاسدار» بنامیم. روز ولادت با سعادت بزرگ پاسدار قرآن کریم و اسلام عزیز است. پاسداری که هر چه داشت در راه هدف اهدا کرد؛ و اسلام عزیز را از پرتگاه انحراف رژیم طاغوتی بنی امیه نجات داد. رژیم منحط بنی امیه میرفت تا اسلام را رژیم طاغوتی، و بنیانگذار اسلام را بر خلاف آنچه بوده معرفی کند. معاویه و فرزند ستمکارش به اسم خلیفه رسول الله با اسلام آن کرد که چنگیز با ایران؛ و اساس مکتب وحی را تبدیل به رژیم شیطانی نمود. اگر فداکاری پاسدار عظیم الشان اسلام و شهادت جوانمردانه پاسداران بزرگ و اصحاب فداکار او نبود، اسلام در خفقان بنی امیه و رژیم ظالمانه آنان وارونه معرفی میشد، و زحمات نبی اکرم- صلی الله علیه و آله- و اصحاب فداکارش هدر میرفت.هان، ای پاسداران عصر حاضر و انقلاب اسلامی! به امام امت ]حضرت ولی عصر (عج)[ و پاسدار قرآن کریم و اسلام عزیز اقتدا نموده حق پاسداری از انقلاب اسلامی را به خوبی ادا کنید؛ و از این منصب بزرگ، که منصب انبیای عظام و اولیای خداوند تعالی است به خوبی حفاظت کنید. نکند خدای نخواسته کاری کنید که مقام پاسداری لکه دار شود؛ و مبادا در لباس پاسداری از شما عملی صادر شود که موجب سرشکستگی اسلام باشد و خدای نخواسته گفته شود پاسداران اسلام چون ماموران سازمان «۴» هستند.و اکیداً از شما جوانان عزیز خواستارم که عناصر ناپاک را از خود دور کنید. که عمل خلاف یک نفر ممکن است گروهی را بدنام کند. ما امروز مواجه هستیم با گروههایی که در کمین نشسته و میخواهند اسلام و انقلاب شکوهمند اسلام را بر خلاف آنچه هست معرفی کنند و به قشرهای مختلف اسلامی خرده گیرند؛ و آنچه در افراد غیر مسئول میگذرد به حساب نهضت و اسلام بیاورند. لهذا لازم است علمای اعلام، که راهنمای جامعه هستند، و کمیتهها و دادگاهها و پاسداران انقلاب کوشش کنند و نگذارند کسانی از روی شیطنت و توطئه یا از روی جهالت و بیاطلاعی از مبانی اسلام، رفتاری کنند که نهضت پاک اسلامی را واژگونه و مکتب مقدس اسلام و جمهوری اسلامی را لکه دار کنند. من از تمام گروههای مذکور میخواهم که به دولت موقت اسلامی کمک کنند؛ و دخالتهای مستقیم در امور دولتی و در عزل و نصب ماموران نکنند. دخالتهایی که موجب تضعیف دولت اسلامی میشود بر خلاف رضای خداست و باید از آن احتراز شود.روح الله الموسوی الخمینی2 شعبان المعظم 99/ 6 تیر 1358https://ble.im/36554444
بسم الله الرحمن الرحیمروز مبارک سوم شعبان المعظم را که روز طلیعه پاسدار و پاسداری از مکتب مترقی اسلام است، به عموم هم میهنان و بخصوص پاسداران انقلاب اسلامی تبریک عرض [میکنم] و بحق باید این روز معظم را «روز پاسدار» بنامیم. روز ولادت با سعادت بزرگ پاسدار قرآن کریم و اسلام عزیز است. پاسداری که هر چه داشت در راه هدف اهدا کرد؛ و اسلام عزیز را از پرتگاه انحراف رژیم طاغوتی بنی امیه نجات داد. رژیم منحط بنی امیه میرفت تا اسلام را رژیم طاغوتی، و بنیانگذار اسلام را بر خلاف آنچه بوده معرفی کند. معاویه و فرزند ستمکارش به اسم خلیفه رسول الله با اسلام آن کرد که چنگیز با ایران؛ و اساس مکتب وحی را تبدیل به رژیم شیطانی نمود. اگر فداکاری پاسدار عظیم الشان اسلام و شهادت جوانمردانه پاسداران بزرگ و اصحاب فداکار او نبود، اسلام در خفقان بنی امیه و رژیم ظالمانه آنان وارونه معرفی میشد، و زحمات نبی اکرم- صلی الله علیه و آله- و اصحاب فداکارش هدر میرفت.هان، ای پاسداران عصر حاضر و انقلاب اسلامی! به امام امت ]حضرت ولی عصر (عج)[ و پاسدار قرآن کریم و اسلام عزیز اقتدا نموده حق پاسداری از انقلاب اسلامی را به خوبی ادا کنید؛ و از این منصب بزرگ، که منصب انبیای عظام و اولیای خداوند تعالی است به خوبی حفاظت کنید. نکند خدای نخواسته کاری کنید که مقام پاسداری لکه دار شود؛ و مبادا در لباس پاسداری از شما عملی صادر شود که موجب سرشکستگی اسلام باشد و خدای نخواسته گفته شود پاسداران اسلام چون ماموران سازمان «۴» هستند.و اکیداً از شما جوانان عزیز خواستارم که عناصر ناپاک را از خود دور کنید. که عمل خلاف یک نفر ممکن است گروهی را بدنام کند. ما امروز مواجه هستیم با گروههایی که در کمین نشسته و میخواهند اسلام و انقلاب شکوهمند اسلام را بر خلاف آنچه هست معرفی کنند و به قشرهای مختلف اسلامی خرده گیرند؛ و آنچه در افراد غیر مسئول میگذرد به حساب نهضت و اسلام بیاورند. لهذا لازم است علمای اعلام، که راهنمای جامعه هستند، و کمیتهها و دادگاهها و پاسداران انقلاب کوشش کنند و نگذارند کسانی از روی شیطنت و توطئه یا از روی جهالت و بیاطلاعی از مبانی اسلام، رفتاری کنند که نهضت پاک اسلامی را واژگونه و مکتب مقدس اسلام و جمهوری اسلامی را لکه دار کنند. من از تمام گروههای مذکور میخواهم که به دولت موقت اسلامی کمک کنند؛ و دخالتهای مستقیم در امور دولتی و در عزل و نصب ماموران نکنند. دخالتهایی که موجب تضعیف دولت اسلامی میشود بر خلاف رضای خداست و باید از آن احتراز شود.روح الله الموسوی الخمینی2 شعبان المعظم 99/ 6 تیر 1358https://ble.im/36554444
۸:۴۳
اسرار عشق و مستی (3)به مناسبت روز پاسدار
اولین فرصتی که بتوانم فراتر از لباس ماماندوز بازیهای کودکی، پاسدار شوم. وقتی که چهاردهساله شدم، در دبیرستان سپاه ثبت نام کردم. تقریباً یک سال گذشت تا خلعت به تنمان نشست. اما آن زمان، زمان شروع تغییرات بود. از آن زمان تا وقتی که فارغالتحصیل شوم، یعنی از پاسدار مأمور به تحصیل، به پاسدار مأمور به خدمت تبدیل شوم، خیلی اتفاقات افتاد. در چهرهی جامعه دیگر آن شوق و اشتیاق قبلی از دیدن یک پاسدار نبود. دیگر جوانان مجذوب هیکل نتراشیده و نخراشیدهی ترمیناتور و بندبازیهای اسپایدرمن و... شده بودند. میگفتند در اوایل انقلاب، مردم آرم سپاه را روی قلب پاسدار میبوسیدند، اما حالا...وارد دانشگاه شدم و انگار کلاً دنیای دیگری بود. خیلی حرفها درآمده بود. اوایل بین دوستانم با افتخار از پاسدار بودنم میگفتم، اما انگار برای کسی جالب نبود. در دانشگاه به دختری علاقه مند شدم و کار به خواستگاری کشید. او هم با من شرطکرد که از سپاه خارج شوم. اما با همهی تپش قلبی که موقع دیدنش میگرفتم، حتی با همهی تردیدی که همیشه در موقعتصمیمگیریها داشتهام، بدون معطلی قاطعانهترین جواب عمرم را دادم... و دیگر چنین قاطعیتی در من پیدا نشد! طوری که او هم همان موقع دانست که باید این شرط را کنار بگذارد. اصلاً تصوّر پاسدار نبودن برایم غیر ممکن بود.ما این اقبال را داشتیم که در پاسداری بتوانیم هر شغلی را انتخاب کنیم؛ نظامی باشیم، معمار باشیم، دکتر باشیم، صنعتگر، جامعهشناس و حتی هنرمند. در آن روزها، بدون پاسداری انقلاب، اشتغال به هیچ کدام از اینها برایم معنی نداشت... شاید بهنوعی لجاجت با اطراف خودم رسیده بودم. هرچه بد میگفتند، من دفاع میکردم. اما به هر حال واضح بود که دارم خلاف جهت شنا میکنم. البته اتفاق دیگری هم در من داشت واقع میشد. شاید از برکت همان هجمهها و بدگوییها بود که به دنبال شناختن هویت پاسداری و تاریخ آن رفتم. این که پاسداران در سالهای جنگ چه کردند، در کردستان چهگونه رفتار کردند، در سالهای سازندگی چهها ساختند، در کرامات اخلاقی به کجاها رسیدند، در عالم مدیریت چه رسومی به یادگار گذاشتند، در علم نظامی و مهندسی چه ابداعاتی کردند و...
https://ble.im/36554444
اولین فرصتی که بتوانم فراتر از لباس ماماندوز بازیهای کودکی، پاسدار شوم. وقتی که چهاردهساله شدم، در دبیرستان سپاه ثبت نام کردم. تقریباً یک سال گذشت تا خلعت به تنمان نشست. اما آن زمان، زمان شروع تغییرات بود. از آن زمان تا وقتی که فارغالتحصیل شوم، یعنی از پاسدار مأمور به تحصیل، به پاسدار مأمور به خدمت تبدیل شوم، خیلی اتفاقات افتاد. در چهرهی جامعه دیگر آن شوق و اشتیاق قبلی از دیدن یک پاسدار نبود. دیگر جوانان مجذوب هیکل نتراشیده و نخراشیدهی ترمیناتور و بندبازیهای اسپایدرمن و... شده بودند. میگفتند در اوایل انقلاب، مردم آرم سپاه را روی قلب پاسدار میبوسیدند، اما حالا...وارد دانشگاه شدم و انگار کلاً دنیای دیگری بود. خیلی حرفها درآمده بود. اوایل بین دوستانم با افتخار از پاسدار بودنم میگفتم، اما انگار برای کسی جالب نبود. در دانشگاه به دختری علاقه مند شدم و کار به خواستگاری کشید. او هم با من شرطکرد که از سپاه خارج شوم. اما با همهی تپش قلبی که موقع دیدنش میگرفتم، حتی با همهی تردیدی که همیشه در موقعتصمیمگیریها داشتهام، بدون معطلی قاطعانهترین جواب عمرم را دادم... و دیگر چنین قاطعیتی در من پیدا نشد! طوری که او هم همان موقع دانست که باید این شرط را کنار بگذارد. اصلاً تصوّر پاسدار نبودن برایم غیر ممکن بود.ما این اقبال را داشتیم که در پاسداری بتوانیم هر شغلی را انتخاب کنیم؛ نظامی باشیم، معمار باشیم، دکتر باشیم، صنعتگر، جامعهشناس و حتی هنرمند. در آن روزها، بدون پاسداری انقلاب، اشتغال به هیچ کدام از اینها برایم معنی نداشت... شاید بهنوعی لجاجت با اطراف خودم رسیده بودم. هرچه بد میگفتند، من دفاع میکردم. اما به هر حال واضح بود که دارم خلاف جهت شنا میکنم. البته اتفاق دیگری هم در من داشت واقع میشد. شاید از برکت همان هجمهها و بدگوییها بود که به دنبال شناختن هویت پاسداری و تاریخ آن رفتم. این که پاسداران در سالهای جنگ چه کردند، در کردستان چهگونه رفتار کردند، در سالهای سازندگی چهها ساختند، در کرامات اخلاقی به کجاها رسیدند، در عالم مدیریت چه رسومی به یادگار گذاشتند، در علم نظامی و مهندسی چه ابداعاتی کردند و...
https://ble.im/36554444
۱۴:۲۱
سپاه به عنوان چشم و گوش انقلاب اسلامی عمل میکند و بهعنوان نیروی مخصوص امام، جهت در هم کوبیدن هر نوع حرکت ضد انقلابی، از هر طرف که بر علیه دولت اسلامی باشد، وارد عمل میشود.بهعنوان نیروی به موازات ارتش عمل کرده تا اینکه از نظر نیرو هم سطح آنها شود و بتواند از هر نوع انحراف در میان ارتش جلوگیری کند.سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، بر کلیهی وظایف کمیتهی امام نظارت داشت تا اینکه مسئلهای غیر قابل حل نماند.سپاه پاسداران انقلاب بهعنوان یک نیروی حافظ در داخل عمل کرده و همچنین به دیگر نیروهای قانونی داخلی کمک میکند تا اینکه وظایفشان را به نحو احسن انجام دهند و با کوچکترین اخطار آمادهی حرکت به هر نقطهای باشند.سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بهعنوان نگهبان سرسخت انقلاب اسلامی عمل میکند. این افراد را با شوق و ذوق میهندوستی و روحیهی فداکاری اسلامی تعلیم میدهند.
۲۱:۰۸
اسرار عشق و مستی (4)به مناسبت #روز_پاسدار
سالهای دانشجویی را در بسیج دانشجویی گذراندم. در همان سالها بود که وقتی مسئولین تصمیم گرفتند #آرم_سپاه را ازسربرگهای بسیج دانشجویی حذف کنند، به من یکی خیلی بَر خورد. کاسهی داغتر از آش شده بودم. خیلیها هم مثل منمخالف بودند و در جلسات با مسئولین جدل میکردیم. میگفتند نباید بسیج در محیط دانشگاه جلوهی نظامی داشته باشد و منمیگفتم، #سپاه یک نهاد فقط نظامی نیست... حافظ انقلاب است و حافظ انقلاب تکبعدی نیست. خلاصه زیر بار نمیرفتم تا جاییکه با بیجواب ماندن مکاتباتم مجبور شدم از سربرگهای جدید استفاده کنم! این دومین نهیب جامعه بود که: شوق و رغبتت رابرای خودت نگهدار! اولین نهیب، همان شرط دختر محبوبم بود.در کشورهای غربی رسم است که اگر نالایقترین افسرِ بیعرضهترین ارتش دنیا، یا حتی جنایتکارترین آنها هم باشند، درمهمانیها یا حتی مراسم عروسی، لباس نظامی را با همهی علائم و تزیینات پوچش به تن کنند و با آن فخر وطنپرستی بفروشند.اما در اینجا، حتی وقتی مأمور به خدمت شدم و وارد یکی از ردههای فرهنگی# سپاه شدم، از لباس سپاه خبری نبود. درمحیطهای سپاه همه باید لباس پاسداری بپوشند، اما واحدهای فرهنگی از این کار معافند! البته برای طبع راحتطلبمانخوشآیند بود، اما برای من معنی آزاردهندهای داشت. این کار میگوید که فعالیت فرهنگی بخشی از وظیفهی پاسداری نیست وچون همه لباس سپاه را لباس نظامی میدانند، نباید در محیط فرهنگی آن را پوشید!!... مهمانی و عروسی پیشکش؛ اینجا درمحیط رسمی کار هم پوشیدن لباس پاسداری عیب دارد!گویا باید شغل افتخارآمیزمان را از دیگران مخفی نگه داریم! آن هم نه برای رعایت ملاحظات امنیتی؛ بلکه به دلیل روترشکردنها و سنگینی بعضی نگاههای ملامتآمیز. گیرم که بعضی از سپاهیها خبط و خطاهایی کردهاند، اما به ما چه مربوط کهمجذوب امامزادههای سپاه شده بودیم و سعی میکردیم شبیه آنها باشیم؟! مگر حضرت آقا نبود که فرمود: حکم مستوری مستیهمه بر عاقبت است؟... و فرمود: آنها تشکیلدهندهی هویت سپاه نیستند. (1)اما چهبسیار عیبجوها که با اشتیاق وصفناپذیری منتظر نشستهاند تا یک فرشته خطا کند و حجم سنگین شایعات و یککلاغ چهل کلاغ را به راه بیاندازند. شیطان از سقوط یک فرشته چرا ذوقزده نشود؟! آنها مهارت دارند تا از یک قطرهی ناقابلچنان سِیلی بسازند که نزدیکترین نزدیکانت و حتی همکاران و هملباسهایت را هم با خود ببرد... این چیزها دل آدم را سُستمیکند و کمکم باورت میشود که دیگر تمام شد؛ آن تصویر دوستداشتنی تو به افسانهها پیوست و همین وهم کافی است تا آتششوقت را سرد کند...اما گویا خدا میخواست ما در حالتی شاد و پریشان نگه دارد...https://ble.im/36554444
سالهای دانشجویی را در بسیج دانشجویی گذراندم. در همان سالها بود که وقتی مسئولین تصمیم گرفتند #آرم_سپاه را ازسربرگهای بسیج دانشجویی حذف کنند، به من یکی خیلی بَر خورد. کاسهی داغتر از آش شده بودم. خیلیها هم مثل منمخالف بودند و در جلسات با مسئولین جدل میکردیم. میگفتند نباید بسیج در محیط دانشگاه جلوهی نظامی داشته باشد و منمیگفتم، #سپاه یک نهاد فقط نظامی نیست... حافظ انقلاب است و حافظ انقلاب تکبعدی نیست. خلاصه زیر بار نمیرفتم تا جاییکه با بیجواب ماندن مکاتباتم مجبور شدم از سربرگهای جدید استفاده کنم! این دومین نهیب جامعه بود که: شوق و رغبتت رابرای خودت نگهدار! اولین نهیب، همان شرط دختر محبوبم بود.در کشورهای غربی رسم است که اگر نالایقترین افسرِ بیعرضهترین ارتش دنیا، یا حتی جنایتکارترین آنها هم باشند، درمهمانیها یا حتی مراسم عروسی، لباس نظامی را با همهی علائم و تزیینات پوچش به تن کنند و با آن فخر وطنپرستی بفروشند.اما در اینجا، حتی وقتی مأمور به خدمت شدم و وارد یکی از ردههای فرهنگی# سپاه شدم، از لباس سپاه خبری نبود. درمحیطهای سپاه همه باید لباس پاسداری بپوشند، اما واحدهای فرهنگی از این کار معافند! البته برای طبع راحتطلبمانخوشآیند بود، اما برای من معنی آزاردهندهای داشت. این کار میگوید که فعالیت فرهنگی بخشی از وظیفهی پاسداری نیست وچون همه لباس سپاه را لباس نظامی میدانند، نباید در محیط فرهنگی آن را پوشید!!... مهمانی و عروسی پیشکش؛ اینجا درمحیط رسمی کار هم پوشیدن لباس پاسداری عیب دارد!گویا باید شغل افتخارآمیزمان را از دیگران مخفی نگه داریم! آن هم نه برای رعایت ملاحظات امنیتی؛ بلکه به دلیل روترشکردنها و سنگینی بعضی نگاههای ملامتآمیز. گیرم که بعضی از سپاهیها خبط و خطاهایی کردهاند، اما به ما چه مربوط کهمجذوب امامزادههای سپاه شده بودیم و سعی میکردیم شبیه آنها باشیم؟! مگر حضرت آقا نبود که فرمود: حکم مستوری مستیهمه بر عاقبت است؟... و فرمود: آنها تشکیلدهندهی هویت سپاه نیستند. (1)اما چهبسیار عیبجوها که با اشتیاق وصفناپذیری منتظر نشستهاند تا یک فرشته خطا کند و حجم سنگین شایعات و یککلاغ چهل کلاغ را به راه بیاندازند. شیطان از سقوط یک فرشته چرا ذوقزده نشود؟! آنها مهارت دارند تا از یک قطرهی ناقابلچنان سِیلی بسازند که نزدیکترین نزدیکانت و حتی همکاران و هملباسهایت را هم با خود ببرد... این چیزها دل آدم را سُستمیکند و کمکم باورت میشود که دیگر تمام شد؛ آن تصویر دوستداشتنی تو به افسانهها پیوست و همین وهم کافی است تا آتششوقت را سرد کند...اما گویا خدا میخواست ما در حالتی شاد و پریشان نگه دارد...https://ble.im/36554444
۸:۴۱
اسرار عشق و مستی (5)به مناسبت روز #پاسدار
پاسدار سهمیه داشت که هر چند وقت، یک دوجین شهید بدهد. سال 84، حاج احمد کاظمی، مهتدی، سلیمانی و... سال 88، سردار شوشتری و همراهانش. سال90 ، تهرانی مقدم و پاسدارانش و... هر موقع که نزدیک میشد از پاسداری دل بکَنَم، و آن را شغلی مثل همهی شغلها تصور کنم، غافلگیر میشدم. با خودم میگفتم این #شهید دیگر از کجای #سپاه درآمد؟! این شهید در کجا مخفی بود که چشم کور عیبجوهای مشتاق ندید؟! با آن خصوصیاتش که به هیچ فرمانده و ژنرالی نرفته است! و باز در کنج خیال من هیبت آن پاسدار جوان لاغراندام که بیشتر صورتی شبیه حاج ابراهیم همت داشت، با تنها نشانش همان آرم مستطیلی روی جیب سمت چپ میدرخشید. طرح مباحث #تولید_علم بومی و تمدنسازی اسلامی و... برای من انکشاف یک ورق جدید از جاذبههای منحصربهفرد #سپاه بود. متوجه شدم در سرگذشت این اعجوبه، تجربههای بینظیری وجود دارد که بسیار قابل ارجاع و الگوگیری برای تولید علم و حتی تمدنسازی است. تاریخ سپاه، ثروت بزرگی است که امروز بشود با آن راه تمدنسازی و مستقل شدن را پیدا کرد و تمامیت سپاه را میشد مثل یک ماکت جلو چشم گذاشت و از آن نمونهبرداری کرد... اما حتی خود سپاه هم اینهمه به خودش و داشتههایش ایمان ندارد!سالها گذشت و حالا من وارد سومین دههی زندگی و دومین دههی پاسداریم شدهام. این روزها ورق برگشته. دوباره سپاه در روزهای اوج است. چند سال پیش برنامهی خندوانه در روز پاسدار، خانوادهی یک شهید #مدافع_حرم را دعوت کرد. بزرگداشت روز پاسدار، به این شیوه، از چنین برنامهای بیش از حد غریب به نظر میآمد؛ ولی اتفاق افتاد. حالا پروفایل تلگرام خیلیها آرم سپاه شده است! همه به پاسدار مدافع حرم احترام میگذارند. این روزها سوپراستار محبوب جامعه که همه میخواهند با او سلفی بگیرند، یک فرمانده سپاه است. این فرمانده، نمونهای از همان شمایل محبوب من است که همیشه در کنج خیالاتم بود. موهایش سفید شده و کوهی از همهی تجربههای بینظیری که میگفتم را بر پشت خود میکشد؛ اما همان "پاسدار" است. همانی که از گفتن شیفتهگی کودکانهام نسبت به او شرم داشتم و همیشه میترسیدم که به سخره کشیده شود. در کنج خیالم نگهش میداشتم که حرمتش محفوظ بماند و کمظرفیتها، چهرهی نورانیش را با اشاره به سپاهیهای از پاسداری ساقط شده، خراب نکنند. کمظرفیتها همیشه صورتهای سیاه را خوب به یاد میآورند، اما صورتهای نورانی را زود فراموش میکنند. آنها با آن واقعبینی مشمئزکنندهشان، کاری میکنند که تو از کمالگرایی و ایدهآلطلبیهایت خجالتزده شوی و به ضعف و نقصهایت افتخار کنی!توصیف یک شمایل یا انسان نوعی، با شمردن غلط و درستهای یک مصداق به نام عَمر و زید، دو کار متفاوت است. پاسدار یک شمایل دارد و صدهاهزار مصداق. هم مصداقهای خوب، هم مصداقهای بد. اما سرشت ما با مصداقها کاری ندارد، او فقط به شمایل دل میبندد...ما خوشاقبالیم که در قسمتی از تاریخ به دنیا آمدیم که آن صورت نوعی پاسدار، برایمان اسطورهای در افسانههای دور نبوده و یا در صنعت سینما ساخته و پرداخته نشده است. ما شیفتهگان یک واقعیت عینی و ملموس هستیم که در همین سالهای حیات زمینی خود، در کوچه و خیابان محل زندگیمان و محل خدمتمان بارها دیدهایم و میبینیم. و یقین دارم که اثر زنده و فعال این شمایل است که هنوز در سپاه و بین پاسداران، بیش از هر جای دیگری میتوان روی خوش صفا و خلوص و شهادت را زیارت کرد.و با این قیاس، حتی اگر خود را لایق آن لباس هم ندانیم، روز پاسدار، روز میلاد حضرت سیدالشهدا، بر ما مبارک است.پایانhttps://ble.im/36554444
پاسدار سهمیه داشت که هر چند وقت، یک دوجین شهید بدهد. سال 84، حاج احمد کاظمی، مهتدی، سلیمانی و... سال 88، سردار شوشتری و همراهانش. سال90 ، تهرانی مقدم و پاسدارانش و... هر موقع که نزدیک میشد از پاسداری دل بکَنَم، و آن را شغلی مثل همهی شغلها تصور کنم، غافلگیر میشدم. با خودم میگفتم این #شهید دیگر از کجای #سپاه درآمد؟! این شهید در کجا مخفی بود که چشم کور عیبجوهای مشتاق ندید؟! با آن خصوصیاتش که به هیچ فرمانده و ژنرالی نرفته است! و باز در کنج خیال من هیبت آن پاسدار جوان لاغراندام که بیشتر صورتی شبیه حاج ابراهیم همت داشت، با تنها نشانش همان آرم مستطیلی روی جیب سمت چپ میدرخشید. طرح مباحث #تولید_علم بومی و تمدنسازی اسلامی و... برای من انکشاف یک ورق جدید از جاذبههای منحصربهفرد #سپاه بود. متوجه شدم در سرگذشت این اعجوبه، تجربههای بینظیری وجود دارد که بسیار قابل ارجاع و الگوگیری برای تولید علم و حتی تمدنسازی است. تاریخ سپاه، ثروت بزرگی است که امروز بشود با آن راه تمدنسازی و مستقل شدن را پیدا کرد و تمامیت سپاه را میشد مثل یک ماکت جلو چشم گذاشت و از آن نمونهبرداری کرد... اما حتی خود سپاه هم اینهمه به خودش و داشتههایش ایمان ندارد!سالها گذشت و حالا من وارد سومین دههی زندگی و دومین دههی پاسداریم شدهام. این روزها ورق برگشته. دوباره سپاه در روزهای اوج است. چند سال پیش برنامهی خندوانه در روز پاسدار، خانوادهی یک شهید #مدافع_حرم را دعوت کرد. بزرگداشت روز پاسدار، به این شیوه، از چنین برنامهای بیش از حد غریب به نظر میآمد؛ ولی اتفاق افتاد. حالا پروفایل تلگرام خیلیها آرم سپاه شده است! همه به پاسدار مدافع حرم احترام میگذارند. این روزها سوپراستار محبوب جامعه که همه میخواهند با او سلفی بگیرند، یک فرمانده سپاه است. این فرمانده، نمونهای از همان شمایل محبوب من است که همیشه در کنج خیالاتم بود. موهایش سفید شده و کوهی از همهی تجربههای بینظیری که میگفتم را بر پشت خود میکشد؛ اما همان "پاسدار" است. همانی که از گفتن شیفتهگی کودکانهام نسبت به او شرم داشتم و همیشه میترسیدم که به سخره کشیده شود. در کنج خیالم نگهش میداشتم که حرمتش محفوظ بماند و کمظرفیتها، چهرهی نورانیش را با اشاره به سپاهیهای از پاسداری ساقط شده، خراب نکنند. کمظرفیتها همیشه صورتهای سیاه را خوب به یاد میآورند، اما صورتهای نورانی را زود فراموش میکنند. آنها با آن واقعبینی مشمئزکنندهشان، کاری میکنند که تو از کمالگرایی و ایدهآلطلبیهایت خجالتزده شوی و به ضعف و نقصهایت افتخار کنی!توصیف یک شمایل یا انسان نوعی، با شمردن غلط و درستهای یک مصداق به نام عَمر و زید، دو کار متفاوت است. پاسدار یک شمایل دارد و صدهاهزار مصداق. هم مصداقهای خوب، هم مصداقهای بد. اما سرشت ما با مصداقها کاری ندارد، او فقط به شمایل دل میبندد...ما خوشاقبالیم که در قسمتی از تاریخ به دنیا آمدیم که آن صورت نوعی پاسدار، برایمان اسطورهای در افسانههای دور نبوده و یا در صنعت سینما ساخته و پرداخته نشده است. ما شیفتهگان یک واقعیت عینی و ملموس هستیم که در همین سالهای حیات زمینی خود، در کوچه و خیابان محل زندگیمان و محل خدمتمان بارها دیدهایم و میبینیم. و یقین دارم که اثر زنده و فعال این شمایل است که هنوز در سپاه و بین پاسداران، بیش از هر جای دیگری میتوان روی خوش صفا و خلوص و شهادت را زیارت کرد.و با این قیاس، حتی اگر خود را لایق آن لباس هم ندانیم، روز پاسدار، روز میلاد حضرت سیدالشهدا، بر ما مبارک است.پایانhttps://ble.im/36554444
۱۰:۲۷
ما پيروان راه هزارانسالة انبيا هستيم و به عهد ازلي خويش با آفريدگار متعال لبيك گفتهايم و براي تحقق آن عصر موعود، عصر عدالت و حاكميت احكام خدا، قيام كردهايم تا راه تاريخ را به سوي نور بگشاييم. و اگر چشم دل باشد، خواهد ديد كه اين راه با بالهاي ملائكه فرش شده است.
سرباز گمنام، برنامۀ روایت فتح، شهید مرتضی آوینی
https://ble.im/36554444
سرباز گمنام، برنامۀ روایت فتح، شهید مرتضی آوینی
https://ble.im/36554444
۱۱:۵۸
حضرت آیت الله خامنهای فرمانده معظم کل قوا در حکمی با سپاس از خدمات با ارزش و ماندگار سردار سرلشکر جعفری در فرماندهی سپاه، سردار حسین سلامی را با اعطاء درجه سرلشکری به فرماندهی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منصوب کردند.رهبر انقلاب اسلامی همچنین در حکم جداگانهای سردار سرلشکر محمدعلی جعفری را به مسئولیت قرارگاه فرهنگی و اجتماعی حضرت بقیة الله الاعظم ارواحنافداه منصوب کردند.@iribnews
۱۷:۲۰
بازارسال شده از پاسدار فرهنگ | ابوسلمان متولیان
شاه شمشادقدان، خسرو شیریندهنانکه به مژگان شکند هیمنهی مستکبران
طراح: محمدعلی نادریhttps://ble.ir/pasdarfarhang
طراح: محمدعلی نادریhttps://ble.ir/pasdarfarhang
۱۴:۲۷