داریم به دورانِ «از الان با برنامهی من شروع کنی به خوندن، نمیگم رتبهی خیلی خوب، ولی دیگه زیر صد و پزشکی تهران رو میاری» مشاورهای کنکور نزدیک میشیم.
۱۸:۱۵
دیدین مشاورکنکورها برای انگیزهگرفتن همیشه اسم یکی رو برای دانشآموزهاشون مثال میزدن؟ من همیشه اون اسمه بودم.
۱۸:۱۷
واقعا دلم برای تستهای فیزیک گاجنقرهای تنگ شده. اگه کتابش رو نمیدادم بره به شکل جدی برای تفریح میخوندم و تست میزدم.
۱۸:۱۸
بازارسال شده از [ ماضیِ بعید ]
فاضل نظری تو برنامه سپنج میگه «آخرش همهمون پشیمونیم. یه روزی به یک جایی میرسیم که یومالحسرهست. بابت همهچیز حسرت میخوریم. چه روزهای خوب و موفقیتهامون، لذتهامون چه رنجهامون. در نهایت حسرت میخوریم.»
۱۹:۱۶
«برو پیش همونی که هر چی بگه همونه. شب بهخیر».هماکنون، در سراسر میدان انقلاب.
۱۹:۲۶
واقعا نمیتونم از نگاهکردن بهش دست بکشم. :)))))))
۱۹:۳۲
شعرش رو امیدروزبهی هیئتیها سروده.
۱۹:۳۲
عج؛
واقعا نمیتونم از نگاهکردن بهش دست بکشم. :)))))))
دوران دانشجویی توی کلاسمون یه چیزی رو باب کرده بودم، هر کس دیگری رو این/اون خطاب میکرد، من بهش میگفتم «این/اون رو به درخت میگن بیتربیت». و یهمدت بعد همه استفادهش میکردن.«اون» چیه آخه محمود. :))))
۱۹:۳۷
«اون میگه کی ماها بریم به خونه».
۱۹:۴۳
به بابام گفتم تو هم معتقدی سوپ غذا نیست؟بابام داد زد «دشمن اگه نمیدونه بدونه/مامانتون هر چی بگه، همونهاون میگه که چی غذائمونه/مامانتون هر چی بگه، همونه».
۱۹:۵۷
به بدنم گفتم الان که اتفاقی نیوفتاده؛ چرا افسرده و غمگین و فلکزده بهنظر میرسی؟ گفت «هورمونامون هر چی بگه همونه».
۲۰:۰۶
«نه عزیزم. من چیزی احساس نکردم. چون دل من به بودنت قرصه🥰».
۲۰:۴۶
زمینت اشکال نداره. دلت نلرزه جوون.
۲۰:۵۳
خدایا دست ما بد بر خورده همهی بلاها اومده اینور، همهی نعمتها رفته اونور. سری بعدی دو سهتا کتابی بر بزن.
۲۰:۵۹
عج؛
خدایا دست ما بد بر خورده همهی بلاها اومده اینور، همهی نعمتها رفته اونور. سری بعدی دو سهتا کتابی بر بزن.
اگر شما هم سوالتون اینه که «چرا؟».
۲۱:۱۶
شما ببینید سطح تنش چقدر بالا رفته که قبلا با یه تکلرزه میرفتیم سر صف پمپبنزین، ولی الان تا چهارپنجبار صدای بمب نشنویم از جامون تکون نمیخوریم.
۲۱:۲۱
کارکرد این قرصهای ضد افسردگی در شرایط حساس کنونی جامعه، در حد همون «بیا بوسش کنم خوب شه»ست.بوسهی پیرمرد نودسالهای که دندونمصنوعیهاش رو هم درآورده.
۲۱:۲۸
بازارسال شده از [ ماضیِ بعید ]
۲۲:۱۶
عج؛
پیام
بله، وقتی ازش میخوای یه فایل دهمگابایتی رو بفرسته:
۲۲:۲۴
عذاب الیم واسهم خوندن کانال کارآنلاینه. یعنی اگه یهجا گیرم بندازن و مجبورم کنن کانالشو بخونم، ده دقیقهی بعد کرده و نکردهم رو اعتراف میکنم.
۲۳:۴۱