و اما احتجاج به آنچه از آیات ظاهر است:۱-در آیهی ۵ یونس خداوند فرموده: «وسیلهی شناخت شمارِ سالها و حساب کارها، منازل قمر (جایگاههای مقرر ماه) است.» آیه نفرمود «دیده شدن هلال ماه» وسیلهی حساب و شمارش سالهاست. بلکه فرمود: «منازل ماه» وسیلهی حساب است، نه «رؤیت ماه». یعنی همان مکانهای نزول ماه که در هر گردش به دور زمین برای او مقدر شده و در هر شبانه روز در یکی از آنها فرود آمده و قرار میگیرد. این منازل را به کمک موقعیت مکانی ماه نسبت به بعضی از ستارهها میشناسند. ۲-آیهی سوم (الانبیاء/۳۳) به صراحت میفرماید: خورشید و ماه هر دو در یک فلک میگردند. و در تفسیرش فرمودند: به همراه چرخش فلک، خورشید و ماه نیز میچرخند و آیهی دوم (ابراهیم/۳۳) میفرماید: «خورشید و ماه پیدرپی روانند.» و در تفسیر آن گفته شده «پشت سر همدیگر» هستند که طبق آیهی چهارم (یس/۳۹) هرگز به هم نمیرسند و آیهی ششم (الرحمن/۵) هم، بیانگر نظم خورشید و ماه در حرکتشان است. پس موقعیت مکانی ماه و خورشید در هر روز و هر شب دارای نسبتی مشخص و منظم است و موقعیت ماه را میتوان از موقعیت خورشید سنجید. حال وقتی آیهی اول (یونس/۵)، «منازل ماه» را وسیلهی حساب سالها میداند و آیات دیگر میگوید: ماه گردش منظم و حساب شده ای دارد، پس آیا میتوان فقط «صرف رؤیت هلال» را که هیچ نظم و حسابی ندارد وسیلهی حساب سالها و ایام دانست؟ بلکه اگر هلالی رؤیت شود که تطابقی با مشخصات موقعیتِ نسبیِ ماه با خورشید در شب یکم هر ماه قمری ندارد، آن وقت اگر آن شب را صرفاً به خاطر آنکه تا پیش از آن شب، هلالی رؤیت نشده بود شب یکم بدانیم نظم خورشید و ماه و تناسب مکانی آن دو نسبت به یکدیگر و یک قانون بدیهی خلقت را منکر شدیم و با چندین آیه از قرآن مخالفت کردیم.۳-دربارهی معنای «عرجون القدیم» در آیهی چهارم (یس/۳۹)، در مجمع البحرین آمده: «عود اصفر فیه شماریخ الغدق. فاذا قدم و استقوس شبّه به الهلال» (شاخهی زردی که در آن خوشههای فراوان خرماست. پس چنانچه قدیمی شود و قوس بگیرد، هلال شبیه به آن میشود: ص۵۴۸) ✓آیه اول (یونس/۵) فرمود: «برای ماه منازلی مقدر کرد تا که شمار سالها و حساب را یاد بگیرید» و آیهی چهارم (یس/۳۹) همان را با اندک تفاوت فرموده: «و برای ماه منازلی مقدر کردیم تا اینکه مانند شاخهی کهنهی نخل برگردد». از کنار هم گذاشتن این دو آیه پیداست که آخرین هلال با اولین هلال شبیه بوده و هر دو مانند شاخهی نازک و خمیدهی درخت خرما هستند؛ بنابراین آن هلالی از ماه که حقیقتاً در منزل اول بوده و نازک و مانند شاخهی کهنهی درخت خرماست وسیلهی حساب است نه هر هلالی که رؤیت میشود! چرا که آیه فرموده: «حتی عاد» یعنی خداوند ماه را در منازلی قرار داده «تا اینکه برگردد» و در کنارش فرموده: «مانند شاخهی کهنهی نخل». این یعنی شکل ماه در آخرین منزلش در آخرین وضعیت (یعنی در هنگام غروب) با شکل آن در منزل اول در اولین وضعیت (یعنی در هنگام طلوع) یکی بوده و هر دو مانند شاخهی کهنه و خمیدهی نخل هستند که میدانیم تنهی درخت، عمود بر زمین است و شاخههای کهنهی آن یا از سمت راست و یا از سمت چپ به سمت زمین خم میشوند. پس میتوان نتیجه گرفت اگر هلال بعد از طلوع، در نیم کرهی بالایی ماه در ربع چپ یا راست باشد مانند شاخهای است که از درخت به سمت پایین خم شده است؛ بنابراین اگر هلال بعد از طلوع ماه، در نیم کرهی بالایی ماه و نازک باشد میتوان گفت که علامت اولین روز از آن ماه قمری است.✓همچنین از این آیه به دست میآید که ماه در روز اول، هرگز طوق دار یا پرنور نخواهد بود بلکه مانند شاخهی کهنهی نخل، نازک است و قسمت میانی آن عریض تر از سر و ته آن نیست. پس هلال طوقدار هرگز نمیتواند علامت روز اول باشد و اگر هلالِ رؤیت شده مانند شاخهی کهنهی نخل، نازک نباشد و آن را علامت یکم ماه بدانیم -که عادت رؤیت محوران است- با قرآن مخالفت کردیم. عین همین مطلب در روایات عددمحوری نیز آمده است.۴-آیات ۲، ۳ و ۴ سوره شمس که هر سه «اذا» دارند قسم به هنگامهی آغاز چیزهاست. قسم به طلوع خورشید که آغاز «نهار» است و غروب و پنهانی خورشید که آغاز «لیل» است. پس قاعدتاً آیهی ۲ (و القمر "اذا" تلها) نیز باید بیانگر آغاز ماه قمری باشد؛ یعنی قسم به لحظهای که ماه، از آفتاب عقب میافتد و به دنبال آن و پشت سرش میرود و هلال ماه، نو و جدید شده و «شهر» آغاز میگردد. این گاهی در اواخر روز، قبل از شب اتفاق میافتد و گاهی در شب رخ میدهد که به تبع آن، ابتدا خورشید طلوع کرده و سپس بعد از آن، ماه طلوع میکند و در هر دو صورت، هلال ماه در آن لحظه نو و جدید بوده و با هلال های قبلی متفاوت است که از این آیه میتوان فهمید همان شب، اولین شب ماه قمری است.
بازگشت به فهرست مطالب@Hekmateshie
بازگشت به فهرست مطالب@Hekmateshie
۱۵:۵۱