اگر متن ها و یا اشعاری که منتشر میشه برای خود بنده باشه ، زیر پست ذکر میشه و بالعکس اگر شعر یا متن از فرد دیگری باشه هم ذکر میشه.
۱۶:۱۳
آنقـَدر نامَت را فَریـاد مـیـزَنـَم و آنـقَدر صِدایـَت مـیـزَنـَم، تـا کـه آوایَم فِـرِشـتـِگـان را بیـدار کُنَد، بَلـکه فِرِشتِگان صِدایـَم را به گـوشـَت بِرِسانَـند.
...
آن هِنـگـام شـایَد دِلَت بَرایِ فِرِشـتِگان بِسـوزَد و بَرایِ خـَوابِ راحـَتِشان جَوابَم را بِدهـی.
ــــ متن از خودم هستش و روی ویدئو خام فرد دیگه ادیت شده.
𝑲𝒊𝒏𝒅 𝒆𝒍𝒇
۱۶:۲۵
در چَشمانَت آسمانی را میبینم که سفید است و قَمَری سیاهرنگ شَهرَش را روشن میسازد، حال و هوایَش طوفانی است و رعدوبرق های سرخ رَنگَش ز بی خوابیِ آسمان، دست از غُریدَن برنمی دارند،
اینها تَمامِشان گِردِ یکدیگر آمدند که مَرا مجنون سازند.. منِ مجنونِ عاشِق چه ها که نکردم و تویِ معشوقِ دل سنگی با دو آسمانَت چه ها که ندیدی!
ــــ متن از خودم هستش.
𝑲𝒊𝒏𝒅 𝒆𝒍𝒇
اینها تَمامِشان گِردِ یکدیگر آمدند که مَرا مجنون سازند.. منِ مجنونِ عاشِق چه ها که نکردم و تویِ معشوقِ دل سنگی با دو آسمانَت چه ها که ندیدی!
ــــ متن از خودم هستش.
𝑲𝒊𝒏𝒅 𝒆𝒍𝒇
۱۱:۲۶
او رفت و مَنِ جان به نفس بند
در مَحبَسِ دل مَحبوس گَشتم
او هیچگاه نخواهد بازگَردَد
ولی من هنوز، دنبالِ بازگَشتَم
ــــ شعر از خودم هستش.
𝑲𝒊𝒏𝒅 𝒆𝒍𝒇
در مَحبَسِ دل مَحبوس گَشتم
او هیچگاه نخواهد بازگَردَد
ولی من هنوز، دنبالِ بازگَشتَم
ــــ شعر از خودم هستش.
𝑲𝒊𝒏𝒅 𝒆𝒍𝒇
۱۸:۲۸
چِک چِکِ بارانِ شبگاهان به رویِ صورتِ ماهَش
ز زیباییِ او به زیر آمَدَست همان ماهَش
چگونه بر نگاهم زنجیر میبندد؟
چگونه میکند من را به خود رامَش؟
نمیخواهم ز این زنجیر آسوده
شَوَم، اسیر در دو چَشمانَش
خواهم بمانم، مُدام با خود بخوانم
که من دوستَش دارم بِلا شَک ولی افسوس... بَر من نکند لحظه ای، نِگاهَش
و افسوس که نمیکند به من لُطف
که من همراه باشم به راهَش
رِسیم بَر آخرِ قِصه و افسوس
که حسرت من خورم، بر روی ماهَش
ــــ شعر از خودم هستش ، توجه داشته باشید شعر، شعر نو هست و بیت نداره و هر خط یک مصراع هستش
𝑲𝒊𝒏𝒅 𝒆𝒍𝒇
ز زیباییِ او به زیر آمَدَست همان ماهَش
چگونه بر نگاهم زنجیر میبندد؟
چگونه میکند من را به خود رامَش؟
نمیخواهم ز این زنجیر آسوده
شَوَم، اسیر در دو چَشمانَش
خواهم بمانم، مُدام با خود بخوانم
که من دوستَش دارم بِلا شَک ولی افسوس... بَر من نکند لحظه ای، نِگاهَش
و افسوس که نمیکند به من لُطف
که من همراه باشم به راهَش
رِسیم بَر آخرِ قِصه و افسوس
که حسرت من خورم، بر روی ماهَش
ــــ شعر از خودم هستش ، توجه داشته باشید شعر، شعر نو هست و بیت نداره و هر خط یک مصراع هستش
𝑲𝒊𝒏𝒅 𝒆𝒍𝒇
۹:۰۷
ماهِ من، من همان پلنگِ مغرورِ مجنونِ عاشقم که تا شب میشود تا میبینَمَت تا نورَت چَشمانَم را نوازش میکند و تا صدایت مینَوازی، ز بلندایِ صخره های عشق میپَرَم تا تو را بگیرم، تا که مال من شَوی، تا که عشق من شَوی، اما خودم از همان صخره پَرت میشَوَم و در قرمزیِ خونِ عشقَت جان میدهم، با این حال راضیَم به رضایِ مرگ...
ــــ متن از خودم هستش.
𝑲𝒊𝒏𝒅 𝒆𝒍𝒇
ــــ متن از خودم هستش.
𝑲𝒊𝒏𝒅 𝒆𝒍𝒇
۱۶:۳۵
دارم چند پست آماده میکنم تا فعالیت رو از روزی یک پست فراتر ببرم
یکمی صبوری بکنید ادامه فعالیت پرقدرت تر هستش
یکمی صبوری بکنید ادامه فعالیت پرقدرت تر هستش
۱۴:۰۱
سپس روی به شیطان وُجودَش کرد و گفت :
شَرافَت من فراتر از آن است که به سکه بِفُروشَند و
شَرافَت تو پَست تر از آن است که به سکه بِفُروشَند.
ــــ متن از خودم هستش.
𝑲𝒊𝒏𝒅 𝒆𝒍𝒇
شَرافَت من فراتر از آن است که به سکه بِفُروشَند و
شَرافَت تو پَست تر از آن است که به سکه بِفُروشَند.
ــــ متن از خودم هستش.
𝑲𝒊𝒏𝒅 𝒆𝒍𝒇
۹:۱۷
از امروز انیمیشن هارو هم دوباره از سر میگیریم
۱۲:۳۶
چقدر پاهایَم درد میکُنَد، بُگذارید بِنشینَم، این سرگذشتِ تنه یِ درختِ بی رحمیست که رویَش نِشَستَم :
دانه بود، تِشنه بود، بَر خاکَش اَنداختَند، زخمی شد، باران زد، بارانی شد، خیس شد، سیراب شد، زخمِ عمیقَش دَریچه ای برای جَوانه اش شد، جوانه زد، باران زد، تَر شد، بیدار تر شد، جوان تر شد، گذشت، بزرگ تر شد، سبز شد، برگ شد، درخت شد
تیغ هایِ تیزِ اَرّه یِ چوب بُرِ پیرِ روستا هَمچون تیغ های شاخه هایَش که کودکان را نوازش میکردند، نوازشش کردند، زخمی شد، بَر خاکَش اَنداختَند، تشنه بود، باران نَیامد، خشک شد.
آری، این بهتر است، حال تَنه یِ خُشکَش صندلیِ بهتری خواهد بود، دیگر درختی نیست تا جز من کودک دیگَری را نیز کور کند، آن فقط یک صندلیست، آن چوب برِ پیر هم فقط پدر بزرگم بود.
ــــ متن از خودم هستش.
𝑲𝒊𝒏𝒅 𝒆𝒍𝒇
دانه بود، تِشنه بود، بَر خاکَش اَنداختَند، زخمی شد، باران زد، بارانی شد، خیس شد، سیراب شد، زخمِ عمیقَش دَریچه ای برای جَوانه اش شد، جوانه زد، باران زد، تَر شد، بیدار تر شد، جوان تر شد، گذشت، بزرگ تر شد، سبز شد، برگ شد، درخت شد
تیغ هایِ تیزِ اَرّه یِ چوب بُرِ پیرِ روستا هَمچون تیغ های شاخه هایَش که کودکان را نوازش میکردند، نوازشش کردند، زخمی شد، بَر خاکَش اَنداختَند، تشنه بود، باران نَیامد، خشک شد.
آری، این بهتر است، حال تَنه یِ خُشکَش صندلیِ بهتری خواهد بود، دیگر درختی نیست تا جز من کودک دیگَری را نیز کور کند، آن فقط یک صندلیست، آن چوب برِ پیر هم فقط پدر بزرگم بود.
ــــ متن از خودم هستش.
𝑲𝒊𝒏𝒅 𝒆𝒍𝒇
۱۵:۱۵
این گوسفندانِ رامنما را جدی بگیرید؛ وقتی دندان نشان دهند، خواهید دید که گرگها دستکم صادقترند، و آنگاه برای درندگیِ بیریایِ همان گرگهای خونیندل دلتنگ خواهید شد.
ــــ متن از خودم هستش.
𝑲𝒊𝒏𝒅 𝒆𝒍𝒇
ــــ متن از خودم هستش.
𝑲𝒊𝒏𝒅 𝒆𝒍𝒇
۱۴:۲۳
سری داستانی هم قراره از فردا آغاز بشه متن ها کمی طولانی تر میشن
۱۵:۲۳
در زندگی خواهم سه چیزَش بیش نسبت بر خودَش
فنجان عشقمان را بگیری به دست
من بریزم، همزمان گویم بس است؟
تا تو گویی، نه به نظر باز هم کم است
ــــ شعر از خودم هستش.
𝑲𝒊𝒏𝒅 𝒆𝒍𝒇
فنجان عشقمان را بگیری به دست
من بریزم، همزمان گویم بس است؟
تا تو گویی، نه به نظر باز هم کم است
ــــ شعر از خودم هستش.
𝑲𝒊𝒏𝒅 𝒆𝒍𝒇
۲۰:۲۲
جالب شد
بنده ۲ روز نبودم مثل اینکه
بنده ۲ روز نبودم مثل اینکه
۹:۴۸
گَهگُداری با سَرَت زَن ضربه ای بَر سازه اَت
گَر دُرُستَش ساخته باشی نِمیریزَد سَرَت
ــــ شعر از خودم هستش.
𝑲𝒊𝒏𝒅 𝒆𝒍𝒇
گَر دُرُستَش ساخته باشی نِمیریزَد سَرَت
ــــ شعر از خودم هستش.
𝑲𝒊𝒏𝒅 𝒆𝒍𝒇
۱۱:۵۴
بَر منِ دیوانه برگَشتَش چه دیر باشد چه زود
عاشِقَش بودم همان وقت که بود
حال که دیگر لِیلی عشق ندارد در دِلَش
چه بیاید چه نیاید، منِ مجنونِ عاشق را چه سود؟
ــــ شعر از خودم هستش.
𝑲𝒊𝒏𝒅 𝒆𝒍𝒇
عاشِقَش بودم همان وقت که بود
حال که دیگر لِیلی عشق ندارد در دِلَش
چه بیاید چه نیاید، منِ مجنونِ عاشق را چه سود؟
ــــ شعر از خودم هستش.
𝑲𝒊𝒏𝒅 𝒆𝒍𝒇
۸:۵۴