بازارسال شده از "رِیتونی در تَپه مارلیک"
الان چندین و چَن ساله ِشبا خوابُم نمی گیرهنِگو عاشق شدی؛ بابا مو اعصابُم نمی گیره
هُلُم میده جلو اما جهان کارش عقب گردهمو او "طفلم" که گردون از سر "تابُم" نمی گیره
ِغمام رویایین چیزی ِشبیه قصه ها اماپرِ شاماهی قصه به قلابُم نمی گیره
کسی قدر دل پاک مونه هرگز نمی دونهمو "موسی" هم ِبشُم "آسیه" از "آبُم" نمی گیره
مو هر دردآشنایی می شناسم رو لِبش خنده سخیالت ای دل شنگول و شادابُم نمی گیره؟
پسر کُش بوده ای دنیا از اول، آخر قصهاشاره میکُنم رستم مو سهرابُم... نمی گیره
نِفهمید و نمیفهمن مُنو درد مونه اینجامو خط دکترُم خالو کسی قابُم نمیگیره
احمد جم
هُلُم میده جلو اما جهان کارش عقب گردهمو او "طفلم" که گردون از سر "تابُم" نمی گیره
ِغمام رویایین چیزی ِشبیه قصه ها اماپرِ شاماهی قصه به قلابُم نمی گیره
کسی قدر دل پاک مونه هرگز نمی دونهمو "موسی" هم ِبشُم "آسیه" از "آبُم" نمی گیره
مو هر دردآشنایی می شناسم رو لِبش خنده سخیالت ای دل شنگول و شادابُم نمی گیره؟
پسر کُش بوده ای دنیا از اول، آخر قصهاشاره میکُنم رستم مو سهرابُم... نمی گیره
نِفهمید و نمیفهمن مُنو درد مونه اینجامو خط دکترُم خالو کسی قابُم نمیگیره
احمد جم
۱۲:۲۲
آل یاسین بخوانید.
۱۵:۰۰
بازارسال شده از گرافات بلیده ی یک گیاهِ زخمی
خودت و دوستات رو با یه ویدئو توصیف کن.ما :
۱۶:۲۳
بازارسال شده از توليدات جنگ تحمیلی سوم
اینجا خلیج فارس است و جای شما نیست :)
۱۶:۲۶
۱۳:۵۰
رزقِ ما از چهارشنبهای که تولد امامرضا بود : )
۱۳:۵۰
بازارسال شده از Mowji
من جای اژهای بودم شمقدری رو اعدام میکردم
۲۲:۱۶
بازارسال شده از واژه
دورهٔ چهار ساله و المپیک زهر مار.
۷:۲۳
یاسهاسبزخواهندشد ؛
دورهٔ چهار ساله و المپیک زهر مار.
تحمل بعضی استادها واقعا از توانم خارج شده است.
۷:۲۴
بازارسال شده از "رِیتونی در تَپه مارلیک"
نشسته در حیاط و ظرف چینی روی زانویشاناری بر لبش گل کرده سنجاقی به گیسویش
قناریهای این اطراف را بی بال و پر کردهصدای نازک برخورد چینی با النگویش
مضاعف میکند زیبایی اش را گوشوار آن سانکه در باغی درختی مهربان را آلبالویش
کسوف ماه رخ داده ست یا بالا بلای منبه روی چهره پاشیده است از ابریشم مویش؟
اگر پیچ امین الدوله بودم میتوانستمکمی از ساقههایم را ببندم دور بازویش
تو را از من جدا کردند هر باری به ترفندییکی با خنده تلخش یکی با برق چاقویش
قضاوت میکند تاریخ بین خان ده با منکه از من شعر میماند و از او باغ گردویش
رعیت زاده بودم دخترش را خان نداد و منهزاران زخم در دل داشتم این زخم هم رویش
"حامد عسکری"
قناریهای این اطراف را بی بال و پر کردهصدای نازک برخورد چینی با النگویش
مضاعف میکند زیبایی اش را گوشوار آن سانکه در باغی درختی مهربان را آلبالویش
کسوف ماه رخ داده ست یا بالا بلای منبه روی چهره پاشیده است از ابریشم مویش؟
اگر پیچ امین الدوله بودم میتوانستمکمی از ساقههایم را ببندم دور بازویش
تو را از من جدا کردند هر باری به ترفندییکی با خنده تلخش یکی با برق چاقویش
قضاوت میکند تاریخ بین خان ده با منکه از من شعر میماند و از او باغ گردویش
رعیت زاده بودم دخترش را خان نداد و منهزاران زخم در دل داشتم این زخم هم رویش
"حامد عسکری"
۹:۵۳
بازارسال شده از دفترچهٔ امیرعباس
استریم امشب (کامل نشد)ممنون از حضور دوستان خیلی حال داد
۷:۲۲
بازارسال شده از درون مغزیها
"غازغازی"
۱۴:۰۷
یاسهاسبزخواهندشد ؛
"غازغازی"
غازغازی منه ها : )
۱۴:۰۷
یاسهاسبزخواهندشد ؛
"غازغازی"
جریان امروز این بود که، بعد از نمیدونم چقدر وقت، کلاس داشتیم. حالا درسته که تو دانشگاه نبود و حتی از نزدیک دانشگاه هم رد نشدیم ولی خب. رفتیم دفتر استاد و اونجا کلاس برگزار کردیم. کُلش شاید، سه ماه نشده، دوماه و یکم ولی فکر کنم هممون به اندازه صد سال عوض شدیم. این ما همون مایی بودیم که پارسال همینموقع سر کلاس استاد عامریان مینشستیم. اونوقتها فکر میکردم فقط منم که غم دارم. و حال بقیه خوبه، شایدم خوب بود، یعنی من اینطور حس میکردم. شاید همه چیز، هنوز حتی همونجایی که بود خوب بود، برای هممون. و اون کلاس رو، با حضور استاد و گاها صحبتهای عمیقی که کفِ کلاس داشتیم، دوست داشتم، اون بچهها رو چه اونجا چه جای دیگه، دوست داشتم. هنوز هم دارم، و هنوز هم دلم میخواد دوباره دانشگاه باز بشه، دوباره تو سر و کله همدیگه بزنیم، دوباره بخندیم دوباره دانشگاهو بزاریم رو سرمون دوباره دراماهای جدید بسازیم ولی، دیگه بنظرم هیجوره آدمهای پارسال نمیشیم. دلم برای آدمهایی که بودیم تنگ میشه. دلم برای پارسال و حالِ خوبِ کلاسمون تنگ میشه خدایِ مهربون.
۱۸:۳۹
۱۹:۲۸
4_6023731146339127043.mp3
۰۳:۱۵-۳.۱۹ مگابایت
با تو همه دنیا رو میرم، چون شبها پی دست های تو روز شد : )
۱۱:۴۶
بازارسال شده از توليدات جنگ تحمیلی سوم
۱۳:۱۲
یاسهاسبزخواهندشد ؛
ولی نعمت مردم ایران...
اجرای نقاشی ایران امام رضا 
️
️ قاب اقتدار
️
️
خانه تولیدات جوان مرکز سیمرغ | @tolidat_javan |
خیلی دوسش دارم
" />
۱۳:۱۶
دستِ امامرضا درد نکنه واقعنی : )
۱۳:۱۶
بازارسال شده از حرف | ربات پیامرسان
دلم میخواد یه گریه پارتی بگیرم همه بشینیم دور هم برای بدبختیا و دلشکستگیامون گریه کنیم...
۲۲:۳۲