بله | کانال ابیات ناب🌱
عکس پروفایل ابیات ناب🌱ا

ابیات ناب🌱

۹۹۸عضو
ای آنکه طبیب دردهای مائیاین درد ز حد رفت چه میفرمائی
مولوی | undefined

۱۸:۳۴

بین عاشق شدن و مرگ، مگر فرقی هست؟وقتی از عشق نصیبی نبری؛ غیر از آه...!
فریدون مشیری | undefined

۱۳:۰۰

يا حسن بن علي علیه السلاماول تو را سرشته و انسان درست کردشرح تو را نوشته و قرآن درست کرد
بعداً گِل اضافیتان را اضافه کردتا از من خراب مسلمان درست کرد
علی اکبر لطیفیان | undefined

۱۶:۴۸

من بهشتم همه در دیدن خندیدن توست
تا تو باشی نشوم خیره به لبهای کسی
مجید احمدی | undefined

۱۵:۳۸

گفتی: «ز عشق یافت دلت روشنی؟» بلیآتش‌به‌خانمان‌زده را خانه روشن است!
عرفی شیرازی | undefined

۱۱:۳۵

به هر چیزی که آسیبی کنی، آن چیز جان گیردچنان گردد که از عشقش بخیزد صد پریشانی

مولانا | undefined

۱۱:۳۷

تقدیرِ من، از بندِ تو آزاد شدن نیستدیدی که گشودی در و من پَر نگشودم
فاضل نظری | undefined

۴:۱۵

پناه می برم ای دل ز دست خویش به دوستبه هوش باش که جز نیستی پناهی نیست

صفای اصفهانی | undefined

۵:۰۲

چرا صبح مرا، زندانىِ پيراهنت دارى؟تو كه خورشيد را، چون خون جارى در تنت دارى ...!

حسین منزوی | undefined

۱۷:۵۲

مژه بر هم زدنت را ،به چه مانند کنم ؟هم نفس می‌دمد و، هم ضربان می گیرد.

رباب شیرازی | undefined

۱۷:۵۳

از قيدِ خط و زلف، اميد نجات هست...بيچاره عـاشقى كه شود مبتلاى چشم
صائب تبریزی | undefined

۱۷:۵۷

هر دل نَبَرد چاشنیِ داغِ محبتاین آتش بی رنگ نسوزد همه کس را
بیدل دهلوی | undefined

۱۷:۵۹

ما قهر کردیم از شفا رو ای طبیب سنگ‌دلتا دردمندم آشتی با بی‌دوایی می‌کنم

استاد شهریار | undefined

۱۳:۳۶

در جستجوی یارِ دل آزار ،کَس نبود
این رَسم تازه را به جهان ما گذاشتیم!



رهی معیری | undefined

۱۵:۲۳

در قیامت اگر از عشق تو پرسند مرا
یادم آید ز تو و حال خود از یاد رود...


ضمیری اصفهانی | undefined

۸:۴۵

نقش کردم رخ زیبای تو بر خانه دلخانه ویران شد و آن نقش به دیوار بماند!


رحمت علیشاه | undefined

۹:۳۶

هیچ همدردی نمی یابم سزای خویشتنمی نهم چون بید مجنون سر به پای خویشتن
این چنین زیر و زبر عالم نمی ماند مداممی نشاند چرخ هر کس را به جای خویشتن




صائب تبریزی | undefined

۹:۴۸

اندیشه معشوق نگهبان خیال استعاشق نتواند به خیال دگر افتد...

صائب تبریزی | undefined

۹:۴۸

مرا جواب می کند سکوت چشمهای تو و باز تنگی نفس وباز هم هوای تو
دوباره می زند به این سر جنون گرفته ام دوباره انقلاب من... دوباره کودتای تو...

َشفیعی کدکنی | undefined

۱۰:۳۳

بیچاره‌ای که چاره طلب می‌کند ز‌خلق
دارد امید میوه، زشاخ بریده‌ای


رهی‌ معیری | undefined

۲۰:۴۳