ای آنکه طبیب دردهای مائیاین درد ز حد رفت چه میفرمائی
مولوی |
مولوی |
۱۸:۳۴
بین عاشق شدن و مرگ، مگر فرقی هست؟وقتی از عشق نصیبی نبری؛ غیر از آه...!
فریدون مشیری |
فریدون مشیری |
۱۳:۰۰
يا حسن بن علي علیه السلاماول تو را سرشته و انسان درست کردشرح تو را نوشته و قرآن درست کرد
بعداً گِل اضافیتان را اضافه کردتا از من خراب مسلمان درست کرد
علی اکبر لطیفیان |
بعداً گِل اضافیتان را اضافه کردتا از من خراب مسلمان درست کرد
علی اکبر لطیفیان |
۱۶:۴۸
من بهشتم همه در دیدن خندیدن توست
تا تو باشی نشوم خیره به لبهای کسی
مجید احمدی |
تا تو باشی نشوم خیره به لبهای کسی
مجید احمدی |
۱۵:۳۸
گفتی: «ز عشق یافت دلت روشنی؟» بلیآتشبهخانمانزده را خانه روشن است!
عرفی شیرازی |
عرفی شیرازی |
۱۱:۳۵
به هر چیزی که آسیبی کنی، آن چیز جان گیردچنان گردد که از عشقش بخیزد صد پریشانی
مولانا |
مولانا |
۱۱:۳۷
تقدیرِ من، از بندِ تو آزاد شدن نیستدیدی که گشودی در و من پَر نگشودم
فاضل نظری |
فاضل نظری |
۴:۱۵
پناه می برم ای دل ز دست خویش به دوستبه هوش باش که جز نیستی پناهی نیست
صفای اصفهانی |
صفای اصفهانی |
۵:۰۲
چرا صبح مرا، زندانىِ پيراهنت دارى؟تو كه خورشيد را، چون خون جارى در تنت دارى ...!
حسین منزوی |
حسین منزوی |
۱۷:۵۲
مژه بر هم زدنت را ،به چه مانند کنم ؟هم نفس میدمد و، هم ضربان می گیرد.
رباب شیرازی |
رباب شیرازی |
۱۷:۵۳
از قيدِ خط و زلف، اميد نجات هست...بيچاره عـاشقى كه شود مبتلاى چشم
صائب تبریزی |
صائب تبریزی |
۱۷:۵۷
هر دل نَبَرد چاشنیِ داغِ محبتاین آتش بی رنگ نسوزد همه کس را
بیدل دهلوی |
بیدل دهلوی |
۱۷:۵۹
ما قهر کردیم از شفا رو ای طبیب سنگدلتا دردمندم آشتی با بیدوایی میکنم
استاد شهریار |
استاد شهریار |
۱۳:۳۶
در جستجوی یارِ دل آزار ،کَس نبود
این رَسم تازه را به جهان ما گذاشتیم!
رهی معیری |
این رَسم تازه را به جهان ما گذاشتیم!
رهی معیری |
۱۵:۲۳
در قیامت اگر از عشق تو پرسند مرا
یادم آید ز تو و حال خود از یاد رود...
ضمیری اصفهانی |
یادم آید ز تو و حال خود از یاد رود...
ضمیری اصفهانی |
۸:۴۵
نقش کردم رخ زیبای تو بر خانه دلخانه ویران شد و آن نقش به دیوار بماند!
رحمت علیشاه |
رحمت علیشاه |
۹:۳۶
هیچ همدردی نمی یابم سزای خویشتنمی نهم چون بید مجنون سر به پای خویشتن
این چنین زیر و زبر عالم نمی ماند مداممی نشاند چرخ هر کس را به جای خویشتن
صائب تبریزی |
این چنین زیر و زبر عالم نمی ماند مداممی نشاند چرخ هر کس را به جای خویشتن
صائب تبریزی |
۹:۴۸
اندیشه معشوق نگهبان خیال استعاشق نتواند به خیال دگر افتد...
صائب تبریزی |
صائب تبریزی |
۹:۴۸
مرا جواب می کند سکوت چشمهای تو و باز تنگی نفس وباز هم هوای تو
دوباره می زند به این سر جنون گرفته ام دوباره انقلاب من... دوباره کودتای تو...
َشفیعی کدکنی |
دوباره می زند به این سر جنون گرفته ام دوباره انقلاب من... دوباره کودتای تو...
َشفیعی کدکنی |
۱۰:۳۳
بیچارهای که چاره طلب میکند زخلق
دارد امید میوه، زشاخ بریدهای
رهی معیری |
دارد امید میوه، زشاخ بریدهای
رهی معیری |
۲۰:۴۳