بلهی عزیزم خلم من؟! از بازوی تو طلای مطمئن بخرم؟! بازوی تویی که به خودتم اطمینانی نیست؟!
۸:۴۶
از عمو ترامپ شما که بخاری بلند نمیشه از عمو مجید نقطهزن خودمون تقاضای ارسال چند موشک سوخت جامد با کلاهک انفجاری چندتنی، به قلب امارات دارم. من دیگه این حجم کار رِه nmt.
۱۹:۱۳
نامه میخواین؟
۲۰:۵۲
بادکنکیدرشهرکاکتوسها🎈
پیام
هعی عزیزمن.آدم گاهی وقتا دلش میخواد بز کوهی باشه ولی حسرتِ کسی به دلش نمونه.
۲۱:۳۴
من با تهماندهی امیدهای روی زمینریختهام دلم را آذین بستم به هوای ماندن تو؛ همانها هم توی دلم تار عنکبوت بستند. احساس میکردم کسی توی دشت دلم دویده که پروانهها اینگونه درشتابند. صاعقه بودی؛ به قصد ویرانی لانهی گنجشکها، خشکاندن گلها و کشتن پروانهها.خبر بد اینکه بیشتر از آنکه سوگوار تو باشم به خودِ از دست رفتهام میاندیشم. بارها طعم مرگ را چشیدم، خودم را دفن کردم و صبح از گور برخاستم.به قول الاهه" چقد بد پرت شدی تو بزرگسالی این چندسال اسماء". من دردندیدهْ نبودم، من غمهایی از سرگذراندم که قد و قوارهیشان خیلی از من بزرگتر بود ولی غم تو با پنبه سر برید. به خودم آمدم دیدم منم و یک غم ممتد و مرگی تدریجی.کاش سوالی بیجواب بودی نه اینگونه قاطع و واضح. کاش یک غریبه باقی میماندی. کاش لااقل شیشهی مربای تمشک را پس میآوردی. من دلم را توی آن برایت گذاشته بودم. =)چه میدانم عزیزمن. به هر حال باید زندگی را جمع کرد. همهچیز بهم ریخته اما ترکیب همان است الّا یک چیز آن هم خودم! خودم را گم کردهام. لطفا قبل از آنکه دیر شود خودم را به خودم برگردان.
#نامهها | ناگفتهها؛ حسهای ماسیده در قلب.
#نامهها | ناگفتهها؛ حسهای ماسیده در قلب.
۲۱:۳۹
بازارسال شده از _مُهَنّـا_
* کسی/چیزی
حسرت. [ح َ رَ ]: حسرت یعنی ندامت و اندوه شدید بر آنچه از دست رفته باشد و امکان بازگشت آن نباشد.
حسرت. [ح َ رَ ]: حسرت یعنی ندامت و اندوه شدید بر آنچه از دست رفته باشد و امکان بازگشت آن نباشد.
۲۱:۵۵
نرگس=*]]]]
۲۱:۵۶
حرفای امشبمون؟ble.ir/join/S8KaN77Yf6
۲۲:۲۹
این شیفت تموم نشده شیفت بعدی شروع میشه. پلیز سند موشک به دوبای.
۵:۴۱
استوریها بیشتر از پستا ویو میخوره وقتشه تبلیغات رو از استوریا شروع کنم.
۷:۰۸
اگه بخوای از میزان شانسم بدونی، همین کافیه که ماشین خودم بنزین نداشت برای اینکه دیر نرسم اسنپ گرفتم، الان با راننده اسنپ تو صف پمپ بنزینیم=))))) عالی.
۸:۰۴
=)
۸:۰۹
بازارسال شده از ناشناس حرفاتو
به نظرم شل کن از مسیر لذت ببر
۸:۱۸
بادکنکیدرشهرکاکتوسها🎈
به نظرم شل کن از مسیر لذت ببر
ایدهی دیگهای هم نمیشه داشت.=))
۸:۲۱
اروپا هرچه روپا =)))))))
۸:۳۲
Erfan Tahmasbi - Emshab (320).mp3
۰۳:۰۴-۷.۴۱ مگابایت
=)
۱۸:۴۳
بادکنکیدرشهرکاکتوسها🎈
=)
امشب که شیفتم تموم شد، سراغ آسانسور رفتم، با صدای سلام یکی از بچها، دستم روی دکمهی آسانسور خشک شد. یاد تو افتادم. اون روز که خودم رو زدم به اون راه، که مثلا حواسم بهت نیست، که مثلا ندیدمت.جلوی آسانسور دستت رو زودتر آوردی و با خنده گفتی سلام. وسایلم از دستم افتاد، موقع جمع کردنشون انقدر دستام میلرزید که بغضم گرفت. تو ندیدی. مثل همهی نگاههای خیرهم بهت که هیچوقت ندیدی.بگذریم، خیلی چیزها گذشت عزیزمن، درست از روی قلب من!امشب هم کل مسیر کلینیک تا خونه "امشبِ" طهماسبی رو پلی میکنم و چشمام رو میبندم. کاش بتونم از دلم برونمت. نمیدونم کی....
+خانم... اهمم، خانم... - چیزی فرمودین؟ نشنیدم.+ ببخشید من سیگار بکشم مشکلی که ندارید؟- نه راحت باش.
#نامهها | آسانسور؛ تمنای فراموشی، تقلای خاطره.
+خانم... اهمم، خانم... - چیزی فرمودین؟ نشنیدم.+ ببخشید من سیگار بکشم مشکلی که ندارید؟- نه راحت باش.
#نامهها | آسانسور؛ تمنای فراموشی، تقلای خاطره.
۱۸:۴۳
دست ۷ نفر رو بگیرید بشیم ۵۷۰تا. =)
۱۸:۵۱
بازارسال شده از ناشناس حرفاتو
منتظر نامه بودم🥲خیلی خوب بود خیلییی


۱۸:۵۶
اگه تو کل زندگیم یه نفر اینطوری ازم تعریف میکرد الان کمتر از پروفسور سمیعی نبودم به علی. خجالتم میدی هی.
۱۸:۵۶