۱۳:۴۹
۱۳:۴۹
۱۳:۴۹
۱۳:۴۹
۱۳:۴۹
امین خواند 📖
برای چهارمین بار خواندن کتاب #هفت_عادت_مردمان_موثر را شروع کردم. بارها گفتهام و یک بار دیگر هم بگویم که بهترین کتابی که میشود در حوزه توسعه فردی خواند به نظرم همین کتاب است. این بار به سرم زده که یک ارائه از کتاب را به همراه تجربیات زیسته خودم تهیه کنم و در جمع کوچکی از رفقا ارائه کنم. توصیه خود استفان کاوی هم همین است: کتاب را برای دیگران توضیح دهید. هفت عادت مردمان موثر کتابی قدیمی است که البته مباحثش تازه تازه است. با هر بار خواندنش چیز یاد میگیرم و اگر بتوانم کمی بیشتر به آن عمل کنم فکر میکنم موثر و موثرتر باشم. کتاب ۲۰۰ صفحه دارد و ترجمه گیتی خوشدل هم خوب است.
کتاب #هفت_عادت_مردمان_موثر برای چهارمین بار #تمام_شد. هفت عادتی که بیان میکند، سهل ولی ممتنع است:
کتاب سه بخش کلی دارد:
بخش اول راجع به مدل کلی حاکم بر کتاب است. اینکه تعریف موثر بودن چیست و دو دسته کلی عادتهایی که ناظر بر منش و ناظر بر شخصیت هستند کدام است. اینجا یکی از مهمترین درسهای کتاب را داریم: تفاوت «تولید» با «قدرت تولید». گاهی وقتها تولید میکنیم ولی به قیمت از دست دادن قدرت تولید.
در بخش دوم سه عادت در سطح فردی را داریم:
یک) عامل بودن: اینکه تو عامل باشی نه منفعل
دو) ذهنا از پایان شروع کردن: چشمانداز داشتن در زندگی و سخنرانی پایان عمر را از ابتدا نوشتن
سه) کارهای مهم را اول انجام دادن
و در بخش سوم به سه عادت در سطح اجتماعی و ارتباطی اشاره میکند:
چهار) داشتن ذهنیت برنده برنده
پنج) نخست گوش دادن و سپس توقع شنیده شدن
شش) ایجاد همافزایی
و عادت هفتم که در سطح فردی است ولی به درد همه عادتهای قبلی میخورد:
هفت) اره خود را تیز کنید.
نقش کلی ارائه این کتاب را در ذهنم ریختهام امیدوارم بتوانم آن را با مثالهایی از زندگی فردی و کاری خودم و داستانهایی از زندگانی دیگران در هم بیامیزیم و به زودی در یک دوره کوتاه آموزشی ارائهاش کنم.
باز هم پیشنهاد میکنم اگر این کتاب را نخواندهاید حتما بخوانید. به یک بار خواندنش حتما میارزد :)
کتاب سه بخش کلی دارد:
بخش اول راجع به مدل کلی حاکم بر کتاب است. اینکه تعریف موثر بودن چیست و دو دسته کلی عادتهایی که ناظر بر منش و ناظر بر شخصیت هستند کدام است. اینجا یکی از مهمترین درسهای کتاب را داریم: تفاوت «تولید» با «قدرت تولید». گاهی وقتها تولید میکنیم ولی به قیمت از دست دادن قدرت تولید.
در بخش دوم سه عادت در سطح فردی را داریم:
یک) عامل بودن: اینکه تو عامل باشی نه منفعل
دو) ذهنا از پایان شروع کردن: چشمانداز داشتن در زندگی و سخنرانی پایان عمر را از ابتدا نوشتن
سه) کارهای مهم را اول انجام دادن
و در بخش سوم به سه عادت در سطح اجتماعی و ارتباطی اشاره میکند:
چهار) داشتن ذهنیت برنده برنده
پنج) نخست گوش دادن و سپس توقع شنیده شدن
شش) ایجاد همافزایی
و عادت هفتم که در سطح فردی است ولی به درد همه عادتهای قبلی میخورد:
هفت) اره خود را تیز کنید.
نقش کلی ارائه این کتاب را در ذهنم ریختهام امیدوارم بتوانم آن را با مثالهایی از زندگی فردی و کاری خودم و داستانهایی از زندگانی دیگران در هم بیامیزیم و به زودی در یک دوره کوتاه آموزشی ارائهاش کنم.
باز هم پیشنهاد میکنم اگر این کتاب را نخواندهاید حتما بخوانید. به یک بار خواندنش حتما میارزد :)
۱۸:۴۲
ایمان، امیر و محسن پیشنهاد داده بودند که شنیدن کتاب صوتی را امتحان کنم. تا هفته پیش در برابراین پیشنهاد مقاومت کرده بودم. میگفتم باید آثار بزرگ را از روی کتاب -آن هم نسخه کاغذی- خواند. با این حال سهشنبه وقتی کمی کلافه بودم گفتم پیشنهادشان را امتحان کنم.
انتخابم در اپلیکیشن نوار -که مدتی قبل اشتراک یک سالهاش را خریده بودم- کتاب #جنایت_و_مکافات از داستایوسکی بود. بعد از خواندن #ابله که بیشتر از هزار صفحه بود و #شیطان که کوتاه و جمع و جور بود، گفتم در حال و هوای کتابها و نویسندگان بزرگ روس باقی بمانم. خب جنایت و مکافات هم کتاب مشهوری است و انتخابش کردم و عجب انتخابی بود!
کتاب به طرز حیرتآوری جذاب و درگیرکننده است و گویشگر آن، آقای علی عمرانی هم یک اجرای عالی و تاثیرگذار دارد. من کتاب صوتی پیش از این گوش نداده بودم ولی این واقعا محشر است. عمرانی اینقدر خوب حال و هوای شخصیتهای داستان را درمیآورد و به جای هر کدام حرف میزند که آدم میخکوب میشود. داستایوسکی هم توصیفات و کوچکترین حالات فرد و مخصوصا شخصیت اصلیاش را جوری تعریف و توصیف میکند که واقعا میتوانی خودت را جای او قرار دهی.
کتاب چهل فصل دارد و من در همین کمتر از یک هفته به ابتدای فصل ۱۳ رسیدهام. زمان کتاب صوتی، بیشتر از ۲۶ ساعت است ولی اینکه حدود ۳۰ درصد آن را اینجوری و در این مدت کم گوش دادهام یعنی چقدر وقت مرده در طول روز دارم و چقدر میشود از آنها استفاده کرد.
جنایت و مکافات داستان یک جوان دانشجو به نام راسکلنیکف است که به دلیل شرایطی تصمیم به جنایتی میگیرد. کتاب واقعا عالی است و توصیفات عجیب از افکار و رفتارهای او را نشان میدهد. اگر در اطرافتان کسی را دارید که ممکن است مرتکب جنایت شود این کتاب صوتی میتواند او را از انجام این کار منصرف کند
ولی سوای از شوخی توصیفات کتاب جذاب است و یک کلاس نویسندگی است. و در آخر آفرین بر علی عمرانی که اینقدر هنرمند است.
انتخابم در اپلیکیشن نوار -که مدتی قبل اشتراک یک سالهاش را خریده بودم- کتاب #جنایت_و_مکافات از داستایوسکی بود. بعد از خواندن #ابله که بیشتر از هزار صفحه بود و #شیطان که کوتاه و جمع و جور بود، گفتم در حال و هوای کتابها و نویسندگان بزرگ روس باقی بمانم. خب جنایت و مکافات هم کتاب مشهوری است و انتخابش کردم و عجب انتخابی بود!
کتاب به طرز حیرتآوری جذاب و درگیرکننده است و گویشگر آن، آقای علی عمرانی هم یک اجرای عالی و تاثیرگذار دارد. من کتاب صوتی پیش از این گوش نداده بودم ولی این واقعا محشر است. عمرانی اینقدر خوب حال و هوای شخصیتهای داستان را درمیآورد و به جای هر کدام حرف میزند که آدم میخکوب میشود. داستایوسکی هم توصیفات و کوچکترین حالات فرد و مخصوصا شخصیت اصلیاش را جوری تعریف و توصیف میکند که واقعا میتوانی خودت را جای او قرار دهی.
کتاب چهل فصل دارد و من در همین کمتر از یک هفته به ابتدای فصل ۱۳ رسیدهام. زمان کتاب صوتی، بیشتر از ۲۶ ساعت است ولی اینکه حدود ۳۰ درصد آن را اینجوری و در این مدت کم گوش دادهام یعنی چقدر وقت مرده در طول روز دارم و چقدر میشود از آنها استفاده کرد.
جنایت و مکافات داستان یک جوان دانشجو به نام راسکلنیکف است که به دلیل شرایطی تصمیم به جنایتی میگیرد. کتاب واقعا عالی است و توصیفات عجیب از افکار و رفتارهای او را نشان میدهد. اگر در اطرافتان کسی را دارید که ممکن است مرتکب جنایت شود این کتاب صوتی میتواند او را از انجام این کار منصرف کند
۱۹:۱۵
امین خواند 📖
کتابی که از دیشب شروع کردم، #شرح_زندگانی_من از عبدالله مستوفی بود. کتاب را انتشارات هرمس چاپ کرده و من چاپ اولش را از نمایشگاه تهران حدود ۱۸ سال پیش گرفتهام و خب در همه این سالها آرزوی خواندنش را داشتم. تعریفش را زیاد شنیده بودم ولی حجم کتاب (۲۴۰۰ صفحه) کار را برای نزدیک شدن به آن سخت میکرد. هفته قبل که دیدم #ابله را خواندهام با خودم گفتم چرا یک زندگینامه تحسینشده ایرانی را نخوانم؟ و شروع کردم و عجججب کتابی است! دیروز یک نفس تا صفحه ۱۰۰ جلو آمدم و بر قلم ساده و روان و طناز عبدالله مستوفی درود فرستادم. نویسنده کتاب در سال ۱۳۲۰ کتاب را نوشته و تا سال ۱۳۲۹ هم در قید حیات بوده و کتابی معاصر محسوب میشود. خب از اسم کتاب معلوم است که قرار است زندگی عبدالله مستوفی را بخوانیم ولی در سه بخش اول کتاب با عناوین «اسلاف من در سلطنت آقا محمدخان قاجار» «اسلاف من در سلطنت فتحعلیشاه قاجار» و «اسلاف من در سلطنت محمدشاه قاجار» بیشتر شرح آن دورههای تاریخی و اخلاق و رفتار پادشاهان و مقامات بالای دربار قاجار از صدراعظم و مستوفیالممالک و وزیر لشکر و سایرین است. کلا هم زیرعنوان کتاب گویاست: «تاریخ اداری و اجتماعی دوره قاجاریه». جد بزرگ عبدالله مستوفی با نام اسماعیل مستوفی، مستوفی دستگاه آقامحمدخان بوده. مستوفی یعنی کسی که حساب و کتابهای خرج و درآمدها را نگهداری میکند و برات و اسناد دولتی را مهر میکند و به آنها اعتبار میدهد. خاندان مستوفی نسل اندر نسل در دستگاه قاجار به این کار مشغول بودهاند و همین است که منبع خیلی خوبی برای شناخت آن دوران به شمار میروند. من کتاب را در همین خیز اول خیلی پسندیدم و دوستش داشتم و امیدوارم همینجور باقی بماند. در مسابقه دیشب دو نفر اول که حدس درست زدند آقایان سعید @sshad و مهدی @mahdidarzi بودند که جایزه پاکت طلایشان را برایشان میفرستم :)
در کتاب #شرح_زندگانی_من به صفحه ۳۰۰ رسیدم. بارها با کتاب خندیدم. عصبانی شدم. به فکر فرو رفتم و چیز یاد گرفتم. یاد گرفتنهایم تا الان اینهاست:
- اول اینکه کتاب پر از اصطلاحات و ضربالمثلها و وجه تسمیه آنهاست. با بیان شیرینی هم ذکر شدهاند که خب زیباست. مثلا اینکه وجه تسمیه مثل «اگر علی ساربونه میدونه شترش را کجا بخوابونه» را در این کتاب یاد گرفتم. عبدالله مستوفی هم آنقدر در زمینه بحث این ضربالمثلها و کنایات را درست به کار میبرد که چارهای جز آفرینگویی باقی نمیماند.
- دوم از امیرکبیر یاد گرفتم که چقدر فرصت ۴ ساله زیاد است. کسی که توانسته در ۴ سال اینقدر سبب خیر شود چه عالی بوده. قاطعیت و حتی پرخاشگری امیرکبیر به من یاد داد که برای مثمر ثمر بودن خیلی وقتها اخم و تخم لازم است. یعنی اگر میخواهی نظم دهی باید جدی باشی.
- سوم از آقاخان نوری یاد گرفتم که اگر کاری را بلد نباشی و به بطالت بگذرانی چقدر میتوانی کشورت را عقب نگه داری. میتوانید ترکمنستان و افغانستان را بدهی برود. همسایگی با چین و هندوستان را بدهی برود و ...
- یاد گرفتم که آقا محمدخان قاجار جدی و کننده بود. شاید عقدهای و خسیس بود که بود ولی اگر آقا محمد خان نبود شاید ایرانی هم به این شکل نبود. ولی در عین حال خست میتواند چه ویژگی حقیرکننده و ناراحتیآفرینی میتواند باشد که حتی باعث قتلت بشود. برای چه؟ به خاطر دو تا دانه خربزه که از اینکه زیردستانت خوردهاند عصبانی بودهای!
- یاد گرفتم که معمولا نسلی که زحمت میکشد، نسل تنپروری را به دنبال میآورد. پس نباید تنپرور بار آورد. باید کودکان را کمی سختی داد. نشانه؟ حال و روز نزار فتحعلیشاه که پس از آقامحمدخان قوی و سختکوش روی کار آمده بود.
- یاد گرفتم که حسادت نکنم. اگر کسی از من بهتر است دوست داشته باشم که در کنارش باشم نه اینکه از بودنش حالم بد بشود. حالتی که شاید ناصرالدین شاه نسبت به امیرکبیر داشت و با همین حربه بدخواهان او را بدگمانش کردند و امیرکبیری را کشت که شاید دیگر ایران به خود چنین امیری را ندید.
- و یاد گرفتم که حواسم به زبانم و به توجهم باشد. به فردی که از نظر مقام بالاتر از توست باید احترام بگذاری. نه اینکه تملق بگویی ولی باید او را در صدر بنشانی و احترام مقامش را داشته باشی. بدزبان و کمتوجهی گاهی نه تنها به قیمت از دست رفتن جان تمام میشود بلکه ملتی را از خدماتی که تو میتوانستی به آنها بکنی و نسلهایی که میتوانستند از خدمات تو بهرهمند شوند محروم میکنی. قصه کمتوجهی قائممقام فراهانی به محمدشاه قاجار و گاهی تندخویی و کمتوجهی امیرکبیر به ناصرالدینشاه و در آخر قتل هر دو نفرشان به دستور شاه همین است.
شرح زندگانی من کتاب ارزشمندی است و از خواندنش خوشحالم.
- اول اینکه کتاب پر از اصطلاحات و ضربالمثلها و وجه تسمیه آنهاست. با بیان شیرینی هم ذکر شدهاند که خب زیباست. مثلا اینکه وجه تسمیه مثل «اگر علی ساربونه میدونه شترش را کجا بخوابونه» را در این کتاب یاد گرفتم. عبدالله مستوفی هم آنقدر در زمینه بحث این ضربالمثلها و کنایات را درست به کار میبرد که چارهای جز آفرینگویی باقی نمیماند.
- دوم از امیرکبیر یاد گرفتم که چقدر فرصت ۴ ساله زیاد است. کسی که توانسته در ۴ سال اینقدر سبب خیر شود چه عالی بوده. قاطعیت و حتی پرخاشگری امیرکبیر به من یاد داد که برای مثمر ثمر بودن خیلی وقتها اخم و تخم لازم است. یعنی اگر میخواهی نظم دهی باید جدی باشی.
- سوم از آقاخان نوری یاد گرفتم که اگر کاری را بلد نباشی و به بطالت بگذرانی چقدر میتوانی کشورت را عقب نگه داری. میتوانید ترکمنستان و افغانستان را بدهی برود. همسایگی با چین و هندوستان را بدهی برود و ...
- یاد گرفتم که آقا محمدخان قاجار جدی و کننده بود. شاید عقدهای و خسیس بود که بود ولی اگر آقا محمد خان نبود شاید ایرانی هم به این شکل نبود. ولی در عین حال خست میتواند چه ویژگی حقیرکننده و ناراحتیآفرینی میتواند باشد که حتی باعث قتلت بشود. برای چه؟ به خاطر دو تا دانه خربزه که از اینکه زیردستانت خوردهاند عصبانی بودهای!
- یاد گرفتم که معمولا نسلی که زحمت میکشد، نسل تنپروری را به دنبال میآورد. پس نباید تنپرور بار آورد. باید کودکان را کمی سختی داد. نشانه؟ حال و روز نزار فتحعلیشاه که پس از آقامحمدخان قوی و سختکوش روی کار آمده بود.
- یاد گرفتم که حسادت نکنم. اگر کسی از من بهتر است دوست داشته باشم که در کنارش باشم نه اینکه از بودنش حالم بد بشود. حالتی که شاید ناصرالدین شاه نسبت به امیرکبیر داشت و با همین حربه بدخواهان او را بدگمانش کردند و امیرکبیری را کشت که شاید دیگر ایران به خود چنین امیری را ندید.
- و یاد گرفتم که حواسم به زبانم و به توجهم باشد. به فردی که از نظر مقام بالاتر از توست باید احترام بگذاری. نه اینکه تملق بگویی ولی باید او را در صدر بنشانی و احترام مقامش را داشته باشی. بدزبان و کمتوجهی گاهی نه تنها به قیمت از دست رفتن جان تمام میشود بلکه ملتی را از خدماتی که تو میتوانستی به آنها بکنی و نسلهایی که میتوانستند از خدمات تو بهرهمند شوند محروم میکنی. قصه کمتوجهی قائممقام فراهانی به محمدشاه قاجار و گاهی تندخویی و کمتوجهی امیرکبیر به ناصرالدینشاه و در آخر قتل هر دو نفرشان به دستور شاه همین است.
شرح زندگانی من کتاب ارزشمندی است و از خواندنش خوشحالم.
۱۹:۰۷
امین خواند 📖
تصویر
فصل دوم از کتاب #اطلس_جنگ_جهانی_دوم را خواندم و به صفحه ۱۰۰ رسیدم. عنوانش بود:۱۹۳۹ تا ۱٩۴۱: پیروزیهای آلمان
آلمان در دو سال ابتدای جنگ دست بالا که چه عرض کنم، دست خیلی خیلی بالا را در جنگ در اختیار دارد. تقریبا کل اروپا (به غیر از انگلستان و سوئد و سوئیس) توسط آلمانیها و شریکشان ایتالیا فتح میشوند. آلمانیها آنقدر قوی هستند که انگار اروپا راهی جز تسلیم شدن ندارد. در نقشههای آن سالها دیگر تقریبا کل اروپا را «آلمان بزرگ» میخوانند. نوع حمله برقآسای آلمانیها نام خاصی هم دارد: «بلیتسکریگ» بیرحم و سریع: جنگ ترکیبی، از انداختن مدافعان و تصرف شهرها. در همان روزهای ابتدایی لهستان اشغال میشود، بلژیک هم همینطور. دانمارک و نروژ را هم آلمان میگیرد. و در خیزی بلند فرانسه هم که در تمام طول جنگ اول جهانی مقاومت کرده بود توسط آلمان تسخیر میشود. هیتلر به پاریس میرود و با برج ایفل یادگاری میگیرد.در فرانسه این بار به پایتختی شهر «ویشی» دولتی سرکار میآید که با نازیها همکاری میکند. نکته جالب اسنکه رئیس این دولت مارشال پتن از کهنه سربازان فرانسوی در جنگ جهانی اول است. «فرانسه ویشی» چهار سال وجود خواهد داشت.
با این حال انگلستان به رهبری چرچیل مقاومت میکند. سه چیز در این مقاومت نقشآفرین است: رهبری قوی، وجود مرز آبی بین آلمان و انگلستان که لشکرکشی را برای آلمانیها سخت میکند و منابع مستعمراتی بریتانیا که در طول جنگ با منابع انسانی و معدنی و سوخت، مانع از فروپاشی بریتانیا میشود.
در ۱۹۴۱ آمریکا رسما وارد جنگ میشود و شروع به دادن وام به متفقین میکند. حتی شوروی که با هم دشمنی جدی دارند هم از آمریکاییها منابع و وام میگیرد. با این حال آلمانیها هنوز پیشتازند. البته ایتالیا به عنوان متحد آلمان چندان وضع خوبی ندارد و همین هیتلر را مجبور میکند به جای تمرکز بر شوروی، به سمت جنوب اروپا بیاید و از ایتالیا حمایت کند. کشورهای بالکان اینطور تسخیر میشوند.
با این حال متفقین کشورهای مسلمان خاورمیانه (از جمله ایران) که حاکمانی متمایل به هیتلر دارند را تسخیر میکنند و منابع ارزشمند این کشورها را به خدمت جنگ میگیرند و همینطور مانع از دستاندازی هیتلر به یکی از مهمترین داراییهای بریتانیا یعنی هند میشوند.
در انتهای ۱۹۴۱ بالاخره هیتلر به شوروی حمله میکند و در عملیات بارباروسا صدها کیلومتر در شوروی پیشروی و لنینگراد را محاصره میکند. اما عملیات سرنوشتساز تسخیر مسکو با مقاومت عجیب روسها شکست میخورد و آلمانها متوقف میشوند.
آلمان در دو سال ابتدای جنگ دست بالا که چه عرض کنم، دست خیلی خیلی بالا را در جنگ در اختیار دارد. تقریبا کل اروپا (به غیر از انگلستان و سوئد و سوئیس) توسط آلمانیها و شریکشان ایتالیا فتح میشوند. آلمانیها آنقدر قوی هستند که انگار اروپا راهی جز تسلیم شدن ندارد. در نقشههای آن سالها دیگر تقریبا کل اروپا را «آلمان بزرگ» میخوانند. نوع حمله برقآسای آلمانیها نام خاصی هم دارد: «بلیتسکریگ» بیرحم و سریع: جنگ ترکیبی، از انداختن مدافعان و تصرف شهرها. در همان روزهای ابتدایی لهستان اشغال میشود، بلژیک هم همینطور. دانمارک و نروژ را هم آلمان میگیرد. و در خیزی بلند فرانسه هم که در تمام طول جنگ اول جهانی مقاومت کرده بود توسط آلمان تسخیر میشود. هیتلر به پاریس میرود و با برج ایفل یادگاری میگیرد.در فرانسه این بار به پایتختی شهر «ویشی» دولتی سرکار میآید که با نازیها همکاری میکند. نکته جالب اسنکه رئیس این دولت مارشال پتن از کهنه سربازان فرانسوی در جنگ جهانی اول است. «فرانسه ویشی» چهار سال وجود خواهد داشت.
با این حال انگلستان به رهبری چرچیل مقاومت میکند. سه چیز در این مقاومت نقشآفرین است: رهبری قوی، وجود مرز آبی بین آلمان و انگلستان که لشکرکشی را برای آلمانیها سخت میکند و منابع مستعمراتی بریتانیا که در طول جنگ با منابع انسانی و معدنی و سوخت، مانع از فروپاشی بریتانیا میشود.
در ۱۹۴۱ آمریکا رسما وارد جنگ میشود و شروع به دادن وام به متفقین میکند. حتی شوروی که با هم دشمنی جدی دارند هم از آمریکاییها منابع و وام میگیرد. با این حال آلمانیها هنوز پیشتازند. البته ایتالیا به عنوان متحد آلمان چندان وضع خوبی ندارد و همین هیتلر را مجبور میکند به جای تمرکز بر شوروی، به سمت جنوب اروپا بیاید و از ایتالیا حمایت کند. کشورهای بالکان اینطور تسخیر میشوند.
با این حال متفقین کشورهای مسلمان خاورمیانه (از جمله ایران) که حاکمانی متمایل به هیتلر دارند را تسخیر میکنند و منابع ارزشمند این کشورها را به خدمت جنگ میگیرند و همینطور مانع از دستاندازی هیتلر به یکی از مهمترین داراییهای بریتانیا یعنی هند میشوند.
در انتهای ۱۹۴۱ بالاخره هیتلر به شوروی حمله میکند و در عملیات بارباروسا صدها کیلومتر در شوروی پیشروی و لنینگراد را محاصره میکند. اما عملیات سرنوشتساز تسخیر مسکو با مقاومت عجیب روسها شکست میخورد و آلمانها متوقف میشوند.
۱۲:۱۸
در روز ولادت مولا علی، کتاب #روح_الله (روایت مستند از زندگی امام خمینی) را از کتابخانه خانه پدری برداشتم. کتاب را هادی حکیمیان نوشته که یزدی است و کتابش هم کتابی تحسین شده است که انتشارات شهرستان ادب چاپش کرده.
کتاب ده فصل دارد. داستانی است. یعنی نویسنده سعی کرده وقایع زندگی امام را در قالب داستان بریزد. نویسنده در واقع دانای کل داستان است و از زاویه نگاه افراد مختلف به قصه نگاه میکند. فصل اول «آقای شاه» نام داشت و از سخنرانی امام که منجر به تبعید میشود کتاب را شروع کرد و در فصل دوم با عنوان «سفر فرنگ» به دوران کودکی امام در خمین سفر میکند.
کتاب را در این هشتاد صفحه جالب یافتم. امیدوارم در هر بار سر زندن به خانه پدری کمی از آن را بخوانم و کمکم به پایان نزدیک شوم.
کتاب ده فصل دارد. داستانی است. یعنی نویسنده سعی کرده وقایع زندگی امام را در قالب داستان بریزد. نویسنده در واقع دانای کل داستان است و از زاویه نگاه افراد مختلف به قصه نگاه میکند. فصل اول «آقای شاه» نام داشت و از سخنرانی امام که منجر به تبعید میشود کتاب را شروع کرد و در فصل دوم با عنوان «سفر فرنگ» به دوران کودکی امام در خمین سفر میکند.
کتاب را در این هشتاد صفحه جالب یافتم. امیدوارم در هر بار سر زندن به خانه پدری کمی از آن را بخوانم و کمکم به پایان نزدیک شوم.
۱۷:۱۶
امین خواند 📖
ایمان، امیر و محسن پیشنهاد داده بودند که شنیدن کتاب صوتی را امتحان کنم. تا هفته پیش در برابراین پیشنهاد مقاومت کرده بودم. میگفتم باید آثار بزرگ را از روی کتاب -آن هم نسخه کاغذی- خواند. با این حال سهشنبه وقتی کمی کلافه بودم گفتم پیشنهادشان را امتحان کنم. انتخابم در اپلیکیشن نوار -که مدتی قبل اشتراک یک سالهاش را خریده بودم- کتاب #جنایت_و_مکافات از داستایوسکی بود. بعد از خواندن #ابله که بیشتر از هزار صفحه بود و #شیطان که کوتاه و جمع و جور بود، گفتم در حال و هوای کتابها و نویسندگان بزرگ روس باقی بمانم. خب جنایت و مکافات هم کتاب مشهوری است و انتخابش کردم و عجب انتخابی بود! کتاب به طرز حیرتآوری جذاب و درگیرکننده است و گویشگر آن، آقای علی عمرانی هم یک اجرای عالی و تاثیرگذار دارد. من کتاب صوتی پیش از این گوش نداده بودم ولی این واقعا محشر است. عمرانی اینقدر خوب حال و هوای شخصیتهای داستان را درمیآورد و به جای هر کدام حرف میزند که آدم میخکوب میشود. داستایوسکی هم توصیفات و کوچکترین حالات فرد و مخصوصا شخصیت اصلیاش را جوری تعریف و توصیف میکند که واقعا میتوانی خودت را جای او قرار دهی. کتاب چهل فصل دارد و من در همین کمتر از یک هفته به ابتدای فصل ۱۳ رسیدهام. زمان کتاب صوتی، بیشتر از ۲۶ ساعت است ولی اینکه حدود ۳۰ درصد آن را اینجوری و در این مدت کم گوش دادهام یعنی چقدر وقت مرده در طول روز دارم و چقدر میشود از آنها استفاده کرد. جنایت و مکافات داستان یک جوان دانشجو به نام راسکلنیکف است که به دلیل شرایطی تصمیم به جنایتی میگیرد. کتاب واقعا عالی است و توصیفات عجیب از افکار و رفتارهای او را نشان میدهد. اگر در اطرافتان کسی را دارید که ممکن است مرتکب جنایت شود این کتاب صوتی میتواند او را از انجام این کار منصرف کند
ولی سوای از شوخی توصیفات کتاب جذاب است و یک کلاس نویسندگی است. و در آخر آفرین بر علی عمرانی که اینقدر هنرمند است.
#جنایت_و_مکافات داستانی پر از بزنگاهها و شرححالهاست. داستانی که احتمالا روانشناسها، ریزهکاریهای آن را بهتر از دیگر خوانندگان و شنوندگان درک کنند.
داستایوسکی توانایی عجیبی در توصیف ذهنیات شخصیتهای داستانهایش دارد. ریزهکاریهای رفتاری و گفتاری و ظاهریشان را هم به خوبی در خدمت میگیرد تا ذهنیاتشان را برای خواننده شرح دهد. گاهی فکر میکنی این همه گفتن و پرداختن به جزئیات لازم است؟ البته همین است که گاهی کتاب و خواندنش را خستهکننده میکند. بنابراین خواندن این کتاب و همینطور کتاب #ابله که قبلا راجع به آن نوشته بودم را به کسانی که تازه میخواهند کتابخوان شوند توصیه نمیکنم. کتابهایی بزرگ و طولانی و پر از ریزهکاریها و شخصیت هستند که دنبالکردنشان گاهی سخت میشود.
گوش دادن به این کتاب صوتی ۲۶ ساعت زمان میخواست. آنقدر علی عمرانی، گوینده کتاب، هنرمند و توانا بود که تا اطلاع ثانوی رمانهایی که نسخه صوتی داشته باشند را به صورت صوتی گوش میدهم. چرا؟ چون فکر میکنم هنر گوینده کتاب صوتی با من کاری کرد که شخصیتهای کتاب را بهتر و عمیقتر بشناسم و با آنها زندگی کنم. ضمن اینکه گوش دادن به کتاب رمان، وقتهای مرده را هم زنده میکرد.
گوش دادن به کتاب صوتی جنایت و مکافات در دی ماه ۱۴۰۴ #تمام_شد.
داستایوسکی توانایی عجیبی در توصیف ذهنیات شخصیتهای داستانهایش دارد. ریزهکاریهای رفتاری و گفتاری و ظاهریشان را هم به خوبی در خدمت میگیرد تا ذهنیاتشان را برای خواننده شرح دهد. گاهی فکر میکنی این همه گفتن و پرداختن به جزئیات لازم است؟ البته همین است که گاهی کتاب و خواندنش را خستهکننده میکند. بنابراین خواندن این کتاب و همینطور کتاب #ابله که قبلا راجع به آن نوشته بودم را به کسانی که تازه میخواهند کتابخوان شوند توصیه نمیکنم. کتابهایی بزرگ و طولانی و پر از ریزهکاریها و شخصیت هستند که دنبالکردنشان گاهی سخت میشود.
گوش دادن به این کتاب صوتی ۲۶ ساعت زمان میخواست. آنقدر علی عمرانی، گوینده کتاب، هنرمند و توانا بود که تا اطلاع ثانوی رمانهایی که نسخه صوتی داشته باشند را به صورت صوتی گوش میدهم. چرا؟ چون فکر میکنم هنر گوینده کتاب صوتی با من کاری کرد که شخصیتهای کتاب را بهتر و عمیقتر بشناسم و با آنها زندگی کنم. ضمن اینکه گوش دادن به کتاب رمان، وقتهای مرده را هم زنده میکرد.
گوش دادن به کتاب صوتی جنایت و مکافات در دی ماه ۱۴۰۴ #تمام_شد.
۱۷:۵۵
امین خواند 📖
فصل دوم از کتاب #اطلس_جنگ_جهانی_دوم را خواندم و به صفحه ۱۰۰ رسیدم. عنوانش بود: ۱۹۳۹ تا ۱٩۴۱: پیروزیهای آلمان آلمان در دو سال ابتدای جنگ دست بالا که چه عرض کنم، دست خیلی خیلی بالا را در جنگ در اختیار دارد. تقریبا کل اروپا (به غیر از انگلستان و سوئد و سوئیس) توسط آلمانیها و شریکشان ایتالیا فتح میشوند. آلمانیها آنقدر قوی هستند که انگار اروپا راهی جز تسلیم شدن ندارد. در نقشههای آن سالها دیگر تقریبا کل اروپا را «آلمان بزرگ» میخوانند. نوع حمله برقآسای آلمانیها نام خاصی هم دارد: «بلیتسکریگ» بیرحم و سریع: جنگ ترکیبی، از انداختن مدافعان و تصرف شهرها. در همان روزهای ابتدایی لهستان اشغال میشود، بلژیک هم همینطور. دانمارک و نروژ را هم آلمان میگیرد. و در خیزی بلند فرانسه هم که در تمام طول جنگ اول جهانی مقاومت کرده بود توسط آلمان تسخیر میشود. هیتلر به پاریس میرود و با برج ایفل یادگاری میگیرد.در فرانسه این بار به پایتختی شهر «ویشی» دولتی سرکار میآید که با نازیها همکاری میکند. نکته جالب اسنکه رئیس این دولت مارشال پتن از کهنه سربازان فرانسوی در جنگ جهانی اول است. «فرانسه ویشی» چهار سال وجود خواهد داشت. با این حال انگلستان به رهبری چرچیل مقاومت میکند. سه چیز در این مقاومت نقشآفرین است: رهبری قوی، وجود مرز آبی بین آلمان و انگلستان که لشکرکشی را برای آلمانیها سخت میکند و منابع مستعمراتی بریتانیا که در طول جنگ با منابع انسانی و معدنی و سوخت، مانع از فروپاشی بریتانیا میشود. در ۱۹۴۱ آمریکا رسما وارد جنگ میشود و شروع به دادن وام به متفقین میکند. حتی شوروی که با هم دشمنی جدی دارند هم از آمریکاییها منابع و وام میگیرد. با این حال آلمانیها هنوز پیشتازند. البته ایتالیا به عنوان متحد آلمان چندان وضع خوبی ندارد و همین هیتلر را مجبور میکند به جای تمرکز بر شوروی، به سمت جنوب اروپا بیاید و از ایتالیا حمایت کند. کشورهای بالکان اینطور تسخیر میشوند. با این حال متفقین کشورهای مسلمان خاورمیانه (از جمله ایران) که حاکمانی متمایل به هیتلر دارند را تسخیر میکنند و منابع ارزشمند این کشورها را به خدمت جنگ میگیرند و همینطور مانع از دستاندازی هیتلر به یکی از مهمترین داراییهای بریتانیا یعنی هند میشوند. در انتهای ۱۹۴۱ بالاخره هیتلر به شوروی حمله میکند و در عملیات بارباروسا صدها کیلومتر در شوروی پیشروی و لنینگراد را محاصره میکند. اما عملیات سرنوشتساز تسخیر مسکو با مقاومت عجیب روسها شکست میخورد و آلمانها متوقف میشوند.
جنگ جهانی دوم ویرانگرین جنگ در تاریخ، سرشار از درس است. مهمترینش برای من مسخره بودن قوانین حقوق بشری برای قدرتهاست. آنها قوانین را به هیچ میگیرند و جالب اینجاست که به این رفتارشان هم رنگ قانون و حق میدهند.
مثلا نمیدانستم و این کتاب (هرچند به اجمال و گذرا به دلیلی که قبلا هم گفته بودم) نشان داد که متفقین با مردم آلمان چه کردند. صدها هزار نفر از غیر نظامیان آلمانی در بمبارانهای شهرها و مناطق مسکونی آلمان کشته شدند. چیزی که آلمانیها هرگز به آن دست نیافتند و البته شاید اگر قدرتش را داشتند انجامش میدادند. اما تا حالا هر چه دیده بودم و شنیده بودم راجع به سبعیت آلمانها و نازیها در جنگ بود در حالی که طرف مقابل نه تنها چیزی از درندگی کم نداشت که وقتی دستش رسید آلمان و ژاپن را تقریبا مبدل به ویرانه کرد.
درس دوم افسانه بودن هولوکاست است. کتابی در این حد یکطرفه راجع به جنگ هم نمیتواند آدم را قانع کند که چیزی به اسم هولوکاست با ادعای کشته شدن سیستماتیک ۶ میلیون یهودی واقعیت دارد. ۶ میلیون عدد خیلی خیلی بزرگی است و البته دروغ هر چه بزرگتر باشد باورپذیرتر است. اینکه نازیها با یهودیها مشکل داشتند و بسیاری از آنها را کشتند واقعی است اما در طرف مقابل متفقین هم بسیاری از آلمانها (نه فقط نیروی نظامی که غیرنظامیان) را کشتند. عدد کشتههای آلمان به تنهایی از مجموع چند کشور از طرف مقابل برابر است. اما این در هیچ کجا تصریح نمیشود و لاپوشانی میشود.
درس سوم حرکت بزرگ آمریکاییها و کاری بود که با ژاپنیها کردند و البته به آن افتخار کردند. آنها تقریبا ژاپن را ویرانه کردند. صدها هزار غیرنظامی را کشتند ولی در ادبیاتشان و حتی در این کتاب هم از این مهم رد میشوند و البته از ذکر سبعیت ژاپنیها چیزی فروگذار نمیکنند. تاریخ را برندگانش مینویسند. همینهایی که به بمبهای اتمیشان اسمهای بامزه میدهند تا کشتارهایشان را خفیف جلوه دهند و در کتابشان درست در صفحه بعد از بمباران اتمی ژاپن تیتر میزنند: «آرامش در اقیانوس آرام»! این تازه بعد از ویران کردن شهرهای ژاگن با بمبهای آتشزاست که صدها نفر غیرنظامی را زنده زنده در آتش سوزانید. آمریکاییها برای تحقق رسالت خودخواندهشان (آزادی و دموکراسی) حق دارند میلیونها نفر را زنده بسوزانند یا با بمب اتمی خاکستر کنند و در ادامه به این کار افتخار و آن را لازم و مفید بخوانند.
از خواندن اطلس جنگ جهانی دوم غصه خوردم و البته درس گرفتم و باز هم برایم شفاف شد که قدرتهای غرب و شرق چقدر نامرد ند و برای زنده ماندن در این جهانی که قانون جنگل بر آن حکمفرماست باید قوی بود. در همه چیز. کتاب ۲٧۰ صفحه و ۵ فصل داشت و خواندنش در دی ماه ۱۴۰۴ #تمام_شد.
مثلا نمیدانستم و این کتاب (هرچند به اجمال و گذرا به دلیلی که قبلا هم گفته بودم) نشان داد که متفقین با مردم آلمان چه کردند. صدها هزار نفر از غیر نظامیان آلمانی در بمبارانهای شهرها و مناطق مسکونی آلمان کشته شدند. چیزی که آلمانیها هرگز به آن دست نیافتند و البته شاید اگر قدرتش را داشتند انجامش میدادند. اما تا حالا هر چه دیده بودم و شنیده بودم راجع به سبعیت آلمانها و نازیها در جنگ بود در حالی که طرف مقابل نه تنها چیزی از درندگی کم نداشت که وقتی دستش رسید آلمان و ژاپن را تقریبا مبدل به ویرانه کرد.
درس دوم افسانه بودن هولوکاست است. کتابی در این حد یکطرفه راجع به جنگ هم نمیتواند آدم را قانع کند که چیزی به اسم هولوکاست با ادعای کشته شدن سیستماتیک ۶ میلیون یهودی واقعیت دارد. ۶ میلیون عدد خیلی خیلی بزرگی است و البته دروغ هر چه بزرگتر باشد باورپذیرتر است. اینکه نازیها با یهودیها مشکل داشتند و بسیاری از آنها را کشتند واقعی است اما در طرف مقابل متفقین هم بسیاری از آلمانها (نه فقط نیروی نظامی که غیرنظامیان) را کشتند. عدد کشتههای آلمان به تنهایی از مجموع چند کشور از طرف مقابل برابر است. اما این در هیچ کجا تصریح نمیشود و لاپوشانی میشود.
درس سوم حرکت بزرگ آمریکاییها و کاری بود که با ژاپنیها کردند و البته به آن افتخار کردند. آنها تقریبا ژاپن را ویرانه کردند. صدها هزار غیرنظامی را کشتند ولی در ادبیاتشان و حتی در این کتاب هم از این مهم رد میشوند و البته از ذکر سبعیت ژاپنیها چیزی فروگذار نمیکنند. تاریخ را برندگانش مینویسند. همینهایی که به بمبهای اتمیشان اسمهای بامزه میدهند تا کشتارهایشان را خفیف جلوه دهند و در کتابشان درست در صفحه بعد از بمباران اتمی ژاپن تیتر میزنند: «آرامش در اقیانوس آرام»! این تازه بعد از ویران کردن شهرهای ژاگن با بمبهای آتشزاست که صدها نفر غیرنظامی را زنده زنده در آتش سوزانید. آمریکاییها برای تحقق رسالت خودخواندهشان (آزادی و دموکراسی) حق دارند میلیونها نفر را زنده بسوزانند یا با بمب اتمی خاکستر کنند و در ادامه به این کار افتخار و آن را لازم و مفید بخوانند.
از خواندن اطلس جنگ جهانی دوم غصه خوردم و البته درس گرفتم و باز هم برایم شفاف شد که قدرتهای غرب و شرق چقدر نامرد ند و برای زنده ماندن در این جهانی که قانون جنگل بر آن حکمفرماست باید قوی بود. در همه چیز. کتاب ۲٧۰ صفحه و ۵ فصل داشت و خواندنش در دی ماه ۱۴۰۴ #تمام_شد.
۱۷:۴۷
دو نفر از دوستان پیشنهاد کردند که کتاب #شبهای_روشن از #داستایوسکی را بخوانم. مهدی کتاب را برایم آورد. کتابی جمع و جور در قطع جیبی و در صد صفحه بود. آن را در یکی دو بار مراجعه به دندانپزشکی و دو سه شب قبل از خواب مطالعه کردم. داستان یک جوان خیالپرداز که در چند شب، یک آشناییِ خواستنیْ حالِ دلش را خوب میکند و مرغ خیالش را پرواز میدهد.
به نظرم اگر میخواهید ببینید نثر داستایوسکی و نحوهای که به شخصیتهای داستانهایش نگاه میکند و جزئیات و حالات درونی آنها را میشکافد را دوست دارید یا نه این کتاب میتواند خیلی کمکتان کند. چون هم کوتاه است و حوصلهشان را سر نمیبرد و هم تا اندازه خوبی «مشت نمونه خروار» کارهای اوست. البته که من جنایت و مکافات را خیلی بیشتر دوست داشتم.
خواندن کتاب شبهای روشن در دی ماه ۱۴۰۴ #تمام_شد.
به نظرم اگر میخواهید ببینید نثر داستایوسکی و نحوهای که به شخصیتهای داستانهایش نگاه میکند و جزئیات و حالات درونی آنها را میشکافد را دوست دارید یا نه این کتاب میتواند خیلی کمکتان کند. چون هم کوتاه است و حوصلهشان را سر نمیبرد و هم تا اندازه خوبی «مشت نمونه خروار» کارهای اوست. البته که من جنایت و مکافات را خیلی بیشتر دوست داشتم.
خواندن کتاب شبهای روشن در دی ماه ۱۴۰۴ #تمام_شد.
۱۷:۳۵
کتاب نمایشنامه #مرگ_فروشنده را گوش دادم. زمانش تقریبا ۳.۵ ساعت بود که در مسیر رفت و برگشت به شرکت شنیدمش. نویسنده کتاب آرتور میلر امریکایی است که زمانی همسر هنرپیشه معروف سینمای امریکا، مرلین مونرو هم بوده. آرتور میلر برای نوشتن این نمایشنامه برنده جایزه پولیتزر شده. کتاب در دهه ۱۹۴۰ نوشته شده و حال و هوای جالبی دارد. قصه یک بازاریاب به نام ویلی که سن و سالی از او گذشته و حالا پس از ۳۵ سال بازاریابی خسته و فرسوده شده و دو پسرش هم هنوز سر و سامان نگرفتهاند.
کتاب تفکر برانگیزی بود. در مذمت مقایسه کردن خود با دیگران، در مذمت کار کردن برای پول، پول در آوردن برای کسی بودن و در مذمت رویای امریکایی. من کتاب را دوست داشتم.
گوش دادن به نسخه صوتی این کتاب در پلتفرم #نوار در بهمن ماه ۱۴۰۴، #تمام_شد.
نکته: فکر میکنم با توجه به داستان و اتفاقاتش بهتر است آن را بدون حضور کودکان گوش داد.
کتاب تفکر برانگیزی بود. در مذمت مقایسه کردن خود با دیگران، در مذمت کار کردن برای پول، پول در آوردن برای کسی بودن و در مذمت رویای امریکایی. من کتاب را دوست داشتم.
گوش دادن به نسخه صوتی این کتاب در پلتفرم #نوار در بهمن ماه ۱۴۰۴، #تمام_شد.
نکته: فکر میکنم با توجه به داستان و اتفاقاتش بهتر است آن را بدون حضور کودکان گوش داد.
۱۷:۱۴
به پیشنهاد علیرضا کتاب #خدمتکار_و_پروفسور را خواندم. کتاب در مورد یک خانم خدمتکار است که برای موسسه کار در خانه کار میکند و مامور به مراقبت از یک پیرمرد میشود. پیرمرد یک پروفسور ریاضی است که به دلیل حادثهای حافظه کوتاه مدتش را از دست داده. در واقع حالا تنها اتفاقات قبل از آن حادثه را به یاد دارد به اضافه اتفاقات ۸۰ دقیقه اخیر را. به خاطر همین مجبور است در تکههای کاغذ چیزهایی که میخواهد فراموش نکند را بنویسد و با سوزن به لباسش بچسباند.
این ایده خیلی زیبایی برای نوشتن یک رمان است که به نظرم میشد با آن کارها کرد! ولی به نظر من نویسنده در این کتاب در حد همین ایده باقی میماند. کتاب به آرامی جلو میرود. شخصیت پسر خدمتکار هم در آن نقشآفرینی میکند و با حضور شخصیتی دیگر اندکی رنگ معمایی میگیرد. ولی هیچ وقت جذاب و نفسگیر نمیشود. رمان پیچهای زیبا و نقاط عطف جدی ندارد و البته آرام است و گاهی تو را به فکر فرو میبرد.
چند نکته بامزه ریاضیاتی و نگاه به حل مساله را از کتاب یاد گرفتم. مثلا آیا میدانستید هنه اعداد اول را میشود به صورت 4n+1 و 4n-1 نوشت؟ یا اینکه به عددی کامل میگوییم که مجموع مقسومهای آن با خودش برابر باشد و این عددها خیلی اندکند. اولینشان ۶ است: 1+2+3=6 و بعدی ۲۸ است: 1+2+4+7+14=28 به عددهایی که مجموع مقسومهای بزرگتر از خودش باشد عدد زائد و به عددی که مجموع مقسومهای کمتر از خودش باشد عدد ناقص میگویند. نوع نگاه پروفسور به این عددها برایم جالب بود. اینکه ریاضیات زبان طبیعت است و شاید بشود هنه چیز را به ریاضی تبدیل کرد.
کتاب را کمکم و پیش از خواب خواندم. هر چند کتابی پرفروش در ژاپن بوده و طبق گفتهها بیشتر از ۵۰ میلیون نسخه از آن فروش رفته ولی چندان با ذائقه من سازگار نبود. به هر حال خواندنش چیزهایی را به من اضافه کرد و کمی اعداد و ارقام برایم لطیفتر و معنادارتر شدند.
کتاب خدمتکار و پروفسور ۲۵۰ صفحه در ده فصل داشت و مطالعه آن در دی و بهمن ۱۴۰۴ #تمام_شد.
این ایده خیلی زیبایی برای نوشتن یک رمان است که به نظرم میشد با آن کارها کرد! ولی به نظر من نویسنده در این کتاب در حد همین ایده باقی میماند. کتاب به آرامی جلو میرود. شخصیت پسر خدمتکار هم در آن نقشآفرینی میکند و با حضور شخصیتی دیگر اندکی رنگ معمایی میگیرد. ولی هیچ وقت جذاب و نفسگیر نمیشود. رمان پیچهای زیبا و نقاط عطف جدی ندارد و البته آرام است و گاهی تو را به فکر فرو میبرد.
چند نکته بامزه ریاضیاتی و نگاه به حل مساله را از کتاب یاد گرفتم. مثلا آیا میدانستید هنه اعداد اول را میشود به صورت 4n+1 و 4n-1 نوشت؟ یا اینکه به عددی کامل میگوییم که مجموع مقسومهای آن با خودش برابر باشد و این عددها خیلی اندکند. اولینشان ۶ است: 1+2+3=6 و بعدی ۲۸ است: 1+2+4+7+14=28 به عددهایی که مجموع مقسومهای بزرگتر از خودش باشد عدد زائد و به عددی که مجموع مقسومهای کمتر از خودش باشد عدد ناقص میگویند. نوع نگاه پروفسور به این عددها برایم جالب بود. اینکه ریاضیات زبان طبیعت است و شاید بشود هنه چیز را به ریاضی تبدیل کرد.
کتاب را کمکم و پیش از خواب خواندم. هر چند کتابی پرفروش در ژاپن بوده و طبق گفتهها بیشتر از ۵۰ میلیون نسخه از آن فروش رفته ولی چندان با ذائقه من سازگار نبود. به هر حال خواندنش چیزهایی را به من اضافه کرد و کمی اعداد و ارقام برایم لطیفتر و معنادارتر شدند.
کتاب خدمتکار و پروفسور ۲۵۰ صفحه در ده فصل داشت و مطالعه آن در دی و بهمن ۱۴۰۴ #تمام_شد.
۱۰:۳۸
از سری کتابهای #سایان این بار به سراغ کتاب #زندگی_و_زمانه_آیت_الله_هاشمی_رفسنجانی رفتم. سایان در مورد ایران و تاریخش چند کتاب دارد که همهش را در این سالها تهیه کردهام: تاریخ جنگ، امام خمینی، آیتالله خامنهای، شهید بهشتی، هاشمی رفسنجانی (دو جلد) و تاریخ چهارجلدی ایران باستان. در مجموع ده جلد هستند و به تقریب میشود گفت که حدود ۴ هزار صفحه دارند. از این بین چهار تای اول را خواندهام و حالا وارد دو جلدی هاشمی میشوم. اگر این تمام شود هدف بعدی چهار جلدی ایران باستان است و البته سایان در حال چاپ چهار جلدی بعدی (جلدهای ۵ تا ۸) تاریخ ایران است که به زودی منتشر میشود و خب باید آنها را هم بخرم و بخوانم. (به این حالت، شهوت کتابخوانی و کتابداری میگویند که هیچ خوب نیست و اذیتم میکند ولی خب چه کنم؟ در مقابله با آن ناتوانم
)
کتاب آیت الله هاشمی رفسنجانی دو جلد است. در مجموع بیشتر از ۱۰۰۰ صفحه است و در ده فصل مرتب شده. شش فصل در کتاب اول و چهار فصل در کتاب دوم.
در دو هفتهای که کتاب را شروع کردهام به صفحه ۳۲۰ رسیدم و ۵ فصل اول را خواندم. کتاب که از هنگام تولد هاشمی شروع شده بود حالا به آغاز ریاستجمهوری آیت الله خامنهای در سال ۱۳۶۰ رسیده. هاشمی کاراکتری پرتلاش و باهوش و مصمم است. این روحیه یادگیرندگی و تلاش، برایم یادگیری دارد. چیزهای بامزهای هم در این کتاب تا اینجا دیدم که جالب توجه بود. مثلا روحیات آقای منتظری در همان پیش از انقلاب که شاید مقداری از اتفاقات سالهای پایان زندگی امام خمینی و درگیری او با امام را توضیح دهد.
کتاب آیت الله هاشمی رفسنجانی دو جلد است. در مجموع بیشتر از ۱۰۰۰ صفحه است و در ده فصل مرتب شده. شش فصل در کتاب اول و چهار فصل در کتاب دوم.
در دو هفتهای که کتاب را شروع کردهام به صفحه ۳۲۰ رسیدم و ۵ فصل اول را خواندم. کتاب که از هنگام تولد هاشمی شروع شده بود حالا به آغاز ریاستجمهوری آیت الله خامنهای در سال ۱۳۶۰ رسیده. هاشمی کاراکتری پرتلاش و باهوش و مصمم است. این روحیه یادگیرندگی و تلاش، برایم یادگیری دارد. چیزهای بامزهای هم در این کتاب تا اینجا دیدم که جالب توجه بود. مثلا روحیات آقای منتظری در همان پیش از انقلاب که شاید مقداری از اتفاقات سالهای پایان زندگی امام خمینی و درگیری او با امام را توضیح دهد.
۱۸:۲۱
به پیشنهاد حسین کتاب #مغازه_خودکشی را گوش دادم. کتابی تخیلی در زمانی که مردم به دلیل افسردگی و مشکلات خودشان را میکشند. زمانهای که آنقدر تقاضا زیاد است که مغازههایی برای فروختن لوازم خودکشی وجود دارد و داستان قصه در یکی از این مغازهها میگذرد. مغازهای که یک خانواده ادارهاش میکنند. زن و شوهر و سه فرزند که یکی از آنها با بقیه فرق میکند.
همه این قصه بالا را در همان چند دقیقه اول گوش دادن یا مطالعه قصه میفهمیم. ایده بامزهای است ولی به نظر من در نیامده. به هر حال داستان حاوی درسی برای من بود:اینکه میشود به زندگی جور دیگری نگاه کرد حتی وقتی که مجبور باشی کاملا در خلاف جریان آب و اطرافیان شنا کنی.
گوش دادن به کتاب صوتی که ۴.۵ ساعت بود، در مسیر کار به خانه در بهمن ماه #تمام_شد. من کتاب را برای گوش دادن توصیه نمیکنم و فکر میکنم کتابهای خیلی بهتری برای گوش دادن یا مطالعه هستند. به هر حال اگر خواستید گوش کنید متوجه باشید که کتاب اصلا مناسب گوش دادن با کودکان نیست.
همه این قصه بالا را در همان چند دقیقه اول گوش دادن یا مطالعه قصه میفهمیم. ایده بامزهای است ولی به نظر من در نیامده. به هر حال داستان حاوی درسی برای من بود:اینکه میشود به زندگی جور دیگری نگاه کرد حتی وقتی که مجبور باشی کاملا در خلاف جریان آب و اطرافیان شنا کنی.
گوش دادن به کتاب صوتی که ۴.۵ ساعت بود، در مسیر کار به خانه در بهمن ماه #تمام_شد. من کتاب را برای گوش دادن توصیه نمیکنم و فکر میکنم کتابهای خیلی بهتری برای گوش دادن یا مطالعه هستند. به هر حال اگر خواستید گوش کنید متوجه باشید که کتاب اصلا مناسب گوش دادن با کودکان نیست.
۱۹:۵۳
امین خواند 📖
از سری کتابهای #سایان این بار به سراغ کتاب #زندگی_و_زمانه_آیت_الله_هاشمی_رفسنجانی رفتم. سایان در مورد ایران و تاریخش چند کتاب دارد که همهش را در این سالها تهیه کردهام: تاریخ جنگ، امام خمینی، آیتالله خامنهای، شهید بهشتی، هاشمی رفسنجانی (دو جلد) و تاریخ چهارجلدی ایران باستان. در مجموع ده جلد هستند و به تقریب میشود گفت که حدود ۴ هزار صفحه دارند. از این بین چهار تای اول را خواندهام و حالا وارد دو جلدی هاشمی میشوم. اگر این تمام شود هدف بعدی چهار جلدی ایران باستان است و البته سایان در حال چاپ چهار جلدی بعدی (جلدهای ۵ تا ۸) تاریخ ایران است که به زودی منتشر میشود و خب باید آنها را هم بخرم و بخوانم. (به این حالت، شهوت کتابخوانی و کتابداری میگویند که هیچ خوب نیست و اذیتم میکند ولی خب چه کنم؟ در مقابله با آن ناتوانم
) کتاب آیت الله هاشمی رفسنجانی دو جلد است. در مجموع بیشتر از ۱۰۰۰ صفحه است و در ده فصل مرتب شده. شش فصل در کتاب اول و چهار فصل در کتاب دوم. در دو هفتهای که کتاب را شروع کردهام به صفحه ۳۲۰ رسیدم و ۵ فصل اول را خواندم. کتاب که از هنگام تولد هاشمی شروع شده بود حالا به آغاز ریاستجمهوری آیت الله خامنهای در سال ۱۳۶۰ رسیده. هاشمی کاراکتری پرتلاش و باهوش و مصمم است. این روحیه یادگیرندگی و تلاش، برایم یادگیری دارد. چیزهای بامزهای هم در این کتاب تا اینجا دیدم که جالب توجه بود. مثلا روحیات آقای منتظری در همان پیش از انقلاب که شاید مقداری از اتفاقات سالهای پایان زندگی امام خمینی و درگیری او با امام را توضیح دهد.
جلد اول از دوره دوجلدی #زندگی_و_زمانه_آیت_الله_هاشمی_رفسنجانی ۵۵۰ صفحه داشت. از اول زندگی تا ابتدای دوره ریاست جمهوری او در این کتاب آمده بود. کتاب یک دوره سریع تاریخ معاصر هم هست که البته سعی شده نقش اولش هاشمی باشد. گرچه بعضی جاها معلوم نیست چرا از دیگرانی هم نقل قول میکند.
نویسنده کتاب جعفر شیرعلینیا است. محققی که بیشتر با تاریخ جنگ او را میشناسند ولی خب علاقمند است در زمینه تاریخ معاصر و انقلاب هم بنویسد. شیرعلینیا نظرات خاص خودش را دارد یعنی باید حواست باشد که چه کسی کتاب را نوشته. مثلا باید دانست که او مخالف ادامه جنگ بعد از خرمشهر است و یا انتقاداتی به رهبری دارد که گاهی او را علاقمند میکند که نقش او را در مسیر انقلاب کمرنگتر و نقش دیگرانی را پررنگتر کند.
با این حال جلد اول کتاب که جلد بزرگتری نسبت به جلد دوم است را خواندم و البته لذت بردم. علاقه به کتابهای مصور که به قول روانشناسها ریشه در کودکی دارد خواندن این قبیل کتابها را ساده و روان میکند. خواندن جلد دوم را به صورت موقت به تعویق میاندازم و در این بین به سراغ کتابهای دیگری خواهم رفت. خواندن جلد اول در بهمن ماه #تمام_شد.
نویسنده کتاب جعفر شیرعلینیا است. محققی که بیشتر با تاریخ جنگ او را میشناسند ولی خب علاقمند است در زمینه تاریخ معاصر و انقلاب هم بنویسد. شیرعلینیا نظرات خاص خودش را دارد یعنی باید حواست باشد که چه کسی کتاب را نوشته. مثلا باید دانست که او مخالف ادامه جنگ بعد از خرمشهر است و یا انتقاداتی به رهبری دارد که گاهی او را علاقمند میکند که نقش او را در مسیر انقلاب کمرنگتر و نقش دیگرانی را پررنگتر کند.
با این حال جلد اول کتاب که جلد بزرگتری نسبت به جلد دوم است را خواندم و البته لذت بردم. علاقه به کتابهای مصور که به قول روانشناسها ریشه در کودکی دارد خواندن این قبیل کتابها را ساده و روان میکند. خواندن جلد دوم را به صورت موقت به تعویق میاندازم و در این بین به سراغ کتابهای دیگری خواهم رفت. خواندن جلد اول در بهمن ماه #تمام_شد.
۷:۲۶
کتاب #نبرد_قدرت_در_ایران «چرا و چگونه روحانیت برنده شد؟» را امیرحسین معرفی کرد. کتاب را محمد سمیعی نوشته که دانشیار دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران است. کتاب را از بازار کتاب گرفتم به ۵۶۰ هزار تومان. چاپ قدیم است. چاپ جدیدش نزدیک یک میلیون تومان است. وقتی چاپ قدیم کتابها را اینجوری شکار میکنم حس برندگان لاتاری را دارم (نمیدانم حسشون دقیقا چیست ولی احتمالا آنها هم اوایلش خوشحال هستند
)
راستش وقتی هفته پیش کتاب به دستم رسید ترسیدم. کتاب ۸۰۰ صفحهای بدون حتی یک دانه عکس
برای من که در دایره المعارفها و اطلسهای زیبا غرق شدهام کتاب ترسناکی بود. سنگین. هر صفحه ۳۰ خط نوشته دارد. سرانگشتی حساب کنی میشود ٢۴ هزار خط! خوفناک ولی به همان اندازه هم جالب بود. یک چالش بامزه که دوستش دارم. تا باشد از این چالشها. عنوان کتاب قلقلکم میداد و همین شد که یکی از زودترین شروعهای تاریخ کتابهایم را داشتم. فقط ۷ روز بعد از رسیدنش شروع کردم و بهبه به این کتاب.
زیباست. متقن است. علمی است. نجیب است. سعی میکند بیطرف باشد. پر از اطلاعات نغز است که با این همه مطالعه در همه این سالها برای من هم تازگی دارد (تواضع زیاد
).
کتاب را یکنفس تا صفحه ۸۵ و ابتدای فصل ۳ خواندم. در ایام دهه مبارک فجر و پایانبافتم ۲۵ قرن پادشاهی در این مملکت نیاز به چنین کتابی داشتم. به دور از شعار و تا حد امکان بیطرفانه و علمی به وقایع منجر به پیروزی انقلاب خواهد پرداخت و خیلی مشتاقم که ببینم آخرش چه میشود :)
در فصل اول با عنوان «شاه در خواب» داستان را از جشنهای پادشاهی سال ۵۵ آغاز میکند و شاهنشاهی که کشورش مدرنترین و پیشرفتهترین و دارای بزرگترین ارتش در منطقه است. غره به خود و بدون ترس از مخالفانی که در این سالها قلع و قمع شدهاند. با این حال تئوریهای هانتینگتون و لاکلائو و میشل فوکو و گیدنز چیزهایی برای شرح وضعیت انقلابی در آن زمان دارند.
هانتینگتون چهره یک پادشاه را تصویر میکند که میخواهد کشورش را به سرعت اصلاح کند و در این راه باید با قدرتهای دیگر درون کشور بجنگد ولی به خاطر همین جنگ از اصلاح خودش ناتوان است. نهاد پادشاهی را سنتی (و دیکتاتور) نگه میدارد و انتظار دارد بقیه اصلاح شوند. همین باعث شورش طبقهها علیه او میشود. طبقههای که به دلیل اصلاحات حالا بیشتر میدانند و آزادی سیاسی و اجتماعی میخواهند در حالیکه پادشاه مخالف آن است. علاوه بر این هانتینگتون اصلاحات سریع را باعث فساد میداند چرا که ساختارهای قدیمی، کشش اصلاحات سریع را ندارند و فسادزا میشوند. و در کنار اینها، هانتگتون معتقد است که پادشاه در مسیر اصلاح نیاز به پشتوانه دارد و چون آن را داخل کشورش نمیبیند، دست درخواست به سمت کشورهای خارجی دراز میکند.
اما تئوری هانتینگتون نمیتواند همه چیز را در مورد یک انقلاب توضیح دهد. دو مساله اصلی اینجاست: اول اینکه جامعه متکثر است و لزومی ندارد همه مخالفان پادشاه علیه او متحد شوند. یعنی خیلی محتمل است که بردارهای مخالفان، همدیگر را خنثی کند و پادشاه در امان بماند. و دوم اینکه مخالفت مردم با شاه لزوما نمیتواند منجر به انقلاب و دگرگونی شود. بلکه بسیار محتمل است که به هرج و مرج گرفتار شود.
اینجا تئوری لاکلائو به کمک میآید و دو ضعف تئوری قبل را برطرف میکند:یک) اصلاحات سریع و دیکتاتوری توامان شاه، مخالفانش را حول یک «دال میانتهی» متحد میکند. «دال میانتهی» یعنی چیزی که مخالفان میدانند که نمیخواهند و همه مخالفش هستند. در انقلاب ایران این دال میانتهیر، ضدیت با آمریکا ست. و در مورد ضعف دوم نظریه نیز لاکلائو قائل به پدید آمدن «هژمون» است. هژمون یعنی بخش از مخالفان که میتوانند خود را نماینده کلیه مخالفان جلوه دهند. آنها میتوانند بر دیگران مستولی شوند و همه را زیر چتر خود جمع کنند و به جنگ پادشاه بروند. حالا سوال کتاب این میشود که چه شد که روحانیت در انقلاب ایران تبدیل به هژمون شدند؟
در پاسخ به این سوال دو نظریه فوکو (قدرت بودنی نیست بلکه اعمال کردنی است. قدرت و اعمال آن پیچیده است و داینامیک دارد) و گیدنز (علاوه بر ساختار، خود افراد هم نقشآفرین هستند و موضوعیت دارند. مثلا اگر در زمان انقلاب ایران به جای محمدرضا، امام خمینی و کارتر در همان ساختار و شرایط با مثلث رضاشاه، حاج شیخ عبدالکریم حائری و نیکسون مواجه بودیم چه بسا روند انقلاب کلا عوض میشد) به کمک نویسنده خواهند آمد.
همین است که نویسنده از فصل سوم به چهارصد سال قبل و ابتدای دوره صفویه میرود تا ریشههای ساختار قدرت و نقشآفرینان را از آن زمان ردگیری و بررسی کند.
فصل صفوی هم سرشار از اطلاعات بکر و زیبا برای من بود. که بعدا مینویسمشان. حیف که نمیشود کتاب را همراه خودم داشته باشم و زودتر بخوانمش :)
راستش وقتی هفته پیش کتاب به دستم رسید ترسیدم. کتاب ۸۰۰ صفحهای بدون حتی یک دانه عکس
زیباست. متقن است. علمی است. نجیب است. سعی میکند بیطرف باشد. پر از اطلاعات نغز است که با این همه مطالعه در همه این سالها برای من هم تازگی دارد (تواضع زیاد
کتاب را یکنفس تا صفحه ۸۵ و ابتدای فصل ۳ خواندم. در ایام دهه مبارک فجر و پایانبافتم ۲۵ قرن پادشاهی در این مملکت نیاز به چنین کتابی داشتم. به دور از شعار و تا حد امکان بیطرفانه و علمی به وقایع منجر به پیروزی انقلاب خواهد پرداخت و خیلی مشتاقم که ببینم آخرش چه میشود :)
در فصل اول با عنوان «شاه در خواب» داستان را از جشنهای پادشاهی سال ۵۵ آغاز میکند و شاهنشاهی که کشورش مدرنترین و پیشرفتهترین و دارای بزرگترین ارتش در منطقه است. غره به خود و بدون ترس از مخالفانی که در این سالها قلع و قمع شدهاند. با این حال تئوریهای هانتینگتون و لاکلائو و میشل فوکو و گیدنز چیزهایی برای شرح وضعیت انقلابی در آن زمان دارند.
هانتینگتون چهره یک پادشاه را تصویر میکند که میخواهد کشورش را به سرعت اصلاح کند و در این راه باید با قدرتهای دیگر درون کشور بجنگد ولی به خاطر همین جنگ از اصلاح خودش ناتوان است. نهاد پادشاهی را سنتی (و دیکتاتور) نگه میدارد و انتظار دارد بقیه اصلاح شوند. همین باعث شورش طبقهها علیه او میشود. طبقههای که به دلیل اصلاحات حالا بیشتر میدانند و آزادی سیاسی و اجتماعی میخواهند در حالیکه پادشاه مخالف آن است. علاوه بر این هانتینگتون اصلاحات سریع را باعث فساد میداند چرا که ساختارهای قدیمی، کشش اصلاحات سریع را ندارند و فسادزا میشوند. و در کنار اینها، هانتگتون معتقد است که پادشاه در مسیر اصلاح نیاز به پشتوانه دارد و چون آن را داخل کشورش نمیبیند، دست درخواست به سمت کشورهای خارجی دراز میکند.
اما تئوری هانتینگتون نمیتواند همه چیز را در مورد یک انقلاب توضیح دهد. دو مساله اصلی اینجاست: اول اینکه جامعه متکثر است و لزومی ندارد همه مخالفان پادشاه علیه او متحد شوند. یعنی خیلی محتمل است که بردارهای مخالفان، همدیگر را خنثی کند و پادشاه در امان بماند. و دوم اینکه مخالفت مردم با شاه لزوما نمیتواند منجر به انقلاب و دگرگونی شود. بلکه بسیار محتمل است که به هرج و مرج گرفتار شود.
اینجا تئوری لاکلائو به کمک میآید و دو ضعف تئوری قبل را برطرف میکند:یک) اصلاحات سریع و دیکتاتوری توامان شاه، مخالفانش را حول یک «دال میانتهی» متحد میکند. «دال میانتهی» یعنی چیزی که مخالفان میدانند که نمیخواهند و همه مخالفش هستند. در انقلاب ایران این دال میانتهیر، ضدیت با آمریکا ست. و در مورد ضعف دوم نظریه نیز لاکلائو قائل به پدید آمدن «هژمون» است. هژمون یعنی بخش از مخالفان که میتوانند خود را نماینده کلیه مخالفان جلوه دهند. آنها میتوانند بر دیگران مستولی شوند و همه را زیر چتر خود جمع کنند و به جنگ پادشاه بروند. حالا سوال کتاب این میشود که چه شد که روحانیت در انقلاب ایران تبدیل به هژمون شدند؟
در پاسخ به این سوال دو نظریه فوکو (قدرت بودنی نیست بلکه اعمال کردنی است. قدرت و اعمال آن پیچیده است و داینامیک دارد) و گیدنز (علاوه بر ساختار، خود افراد هم نقشآفرین هستند و موضوعیت دارند. مثلا اگر در زمان انقلاب ایران به جای محمدرضا، امام خمینی و کارتر در همان ساختار و شرایط با مثلث رضاشاه، حاج شیخ عبدالکریم حائری و نیکسون مواجه بودیم چه بسا روند انقلاب کلا عوض میشد) به کمک نویسنده خواهند آمد.
همین است که نویسنده از فصل سوم به چهارصد سال قبل و ابتدای دوره صفویه میرود تا ریشههای ساختار قدرت و نقشآفرینان را از آن زمان ردگیری و بررسی کند.
فصل صفوی هم سرشار از اطلاعات بکر و زیبا برای من بود. که بعدا مینویسمشان. حیف که نمیشود کتاب را همراه خودم داشته باشم و زودتر بخوانمش :)
۲۰:۱۹
امین خواند 📖
کتاب #نبرد_قدرت_در_ایران «چرا و چگونه روحانیت برنده شد؟» را امیرحسین معرفی کرد. کتاب را محمد سمیعی نوشته که دانشیار دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران است. کتاب را از بازار کتاب گرفتم به ۵۶۰ هزار تومان. چاپ قدیم است. چاپ جدیدش نزدیک یک میلیون تومان است. وقتی چاپ قدیم کتابها را اینجوری شکار میکنم حس برندگان لاتاری را دارم (نمیدانم حسشون دقیقا چیست ولی احتمالا آنها هم اوایلش خوشحال هستند
) راستش وقتی هفته پیش کتاب به دستم رسید ترسیدم. کتاب ۸۰۰ صفحهای بدون حتی یک دانه عکس
برای من که در دایره المعارفها و اطلسهای زیبا غرق شدهام کتاب ترسناکی بود. سنگین. هر صفحه ۳۰ خط نوشته دارد. سرانگشتی حساب کنی میشود ٢۴ هزار خط! خوفناک ولی به همان اندازه هم جالب بود. یک چالش بامزه که دوستش دارم. تا باشد از این چالشها. عنوان کتاب قلقلکم میداد و همین شد که یکی از زودترین شروعهای تاریخ کتابهایم را داشتم. فقط ۷ روز بعد از رسیدنش شروع کردم و بهبه به این کتاب. زیباست. متقن است. علمی است. نجیب است. سعی میکند بیطرف باشد. پر از اطلاعات نغز است که با این همه مطالعه در همه این سالها برای من هم تازگی دارد (تواضع زیاد
). کتاب را یکنفس تا صفحه ۸۵ و ابتدای فصل ۳ خواندم. در ایام دهه مبارک فجر و پایانبافتم ۲۵ قرن پادشاهی در این مملکت نیاز به چنین کتابی داشتم. به دور از شعار و تا حد امکان بیطرفانه و علمی به وقایع منجر به پیروزی انقلاب خواهد پرداخت و خیلی مشتاقم که ببینم آخرش چه میشود :) در فصل اول با عنوان «شاه در خواب» داستان را از جشنهای پادشاهی سال ۵۵ آغاز میکند و شاهنشاهی که کشورش مدرنترین و پیشرفتهترین و دارای بزرگترین ارتش در منطقه است. غره به خود و بدون ترس از مخالفانی که در این سالها قلع و قمع شدهاند. با این حال تئوریهای هانتینگتون و لاکلائو و میشل فوکو و گیدنز چیزهایی برای شرح وضعیت انقلابی در آن زمان دارند. هانتینگتون چهره یک پادشاه را تصویر میکند که میخواهد کشورش را به سرعت اصلاح کند و در این راه باید با قدرتهای دیگر درون کشور بجنگد ولی به خاطر همین جنگ از اصلاح خودش ناتوان است. نهاد پادشاهی را سنتی (و دیکتاتور) نگه میدارد و انتظار دارد بقیه اصلاح شوند. همین باعث شورش طبقهها علیه او میشود. طبقههای که به دلیل اصلاحات حالا بیشتر میدانند و آزادی سیاسی و اجتماعی میخواهند در حالیکه پادشاه مخالف آن است. علاوه بر این هانتینگتون اصلاحات سریع را باعث فساد میداند چرا که ساختارهای قدیمی، کشش اصلاحات سریع را ندارند و فسادزا میشوند. و در کنار اینها، هانتگتون معتقد است که پادشاه در مسیر اصلاح نیاز به پشتوانه دارد و چون آن را داخل کشورش نمیبیند، دست درخواست به سمت کشورهای خارجی دراز میکند. اما تئوری هانتینگتون نمیتواند همه چیز را در مورد یک انقلاب توضیح دهد. دو مساله اصلی اینجاست: اول اینکه جامعه متکثر است و لزومی ندارد همه مخالفان پادشاه علیه او متحد شوند. یعنی خیلی محتمل است که بردارهای مخالفان، همدیگر را خنثی کند و پادشاه در امان بماند. و دوم اینکه مخالفت مردم با شاه لزوما نمیتواند منجر به انقلاب و دگرگونی شود. بلکه بسیار محتمل است که به هرج و مرج گرفتار شود. اینجا تئوری لاکلائو به کمک میآید و دو ضعف تئوری قبل را برطرف میکند: یک) اصلاحات سریع و دیکتاتوری توامان شاه، مخالفانش را حول یک «دال میانتهی» متحد میکند. «دال میانتهی» یعنی چیزی که مخالفان میدانند که نمیخواهند و همه مخالفش هستند. در انقلاب ایران این دال میانتهیر، ضدیت با آمریکا ست. و در مورد ضعف دوم نظریه نیز لاکلائو قائل به پدید آمدن «هژمون» است. هژمون یعنی بخش از مخالفان که میتوانند خود را نماینده کلیه مخالفان جلوه دهند. آنها میتوانند بر دیگران مستولی شوند و همه را زیر چتر خود جمع کنند و به جنگ پادشاه بروند. حالا سوال کتاب این میشود که چه شد که روحانیت در انقلاب ایران تبدیل به هژمون شدند؟ در پاسخ به این سوال دو نظریه فوکو (قدرت بودنی نیست بلکه اعمال کردنی است. قدرت و اعمال آن پیچیده است و داینامیک دارد) و گیدنز (علاوه بر ساختار، خود افراد هم نقشآفرین هستند و موضوعیت دارند. مثلا اگر در زمان انقلاب ایران به جای محمدرضا، امام خمینی و کارتر در همان ساختار و شرایط با مثلث رضاشاه، حاج شیخ عبدالکریم حائری و نیکسون مواجه بودیم چه بسا روند انقلاب کلا عوض میشد) به کمک نویسنده خواهند آمد. همین است که نویسنده از فصل سوم به چهارصد سال قبل و ابتدای دوره صفویه میرود تا ریشههای ساختار قدرت و نقشآفرینان را از آن زمان ردگیری و بررسی کند. فصل صفوی هم سرشار از اطلاعات بکر و زیبا برای من بود. که بعدا مینویسمشان. حیف که نمیشود کتاب را همراه خودم داشته باشم و زودتر بخوانمش :)
فصل دوم کتاب #نبرد_قدرت_در_ایران را خواندم. عنوانش این بود: آرایش سیاسی در فراز و فرود صفویان. یک فصل جمع و جور ۳۵ صفحهای ولی خواندنی.
کتاب خوب کتابی است که چیزی را به تو اضافه کند. این کتاب هم اینچنین است. همین است که شاید بعد از کتاب سه جلدی نگاهی به تاریخ جهان جواهر لعل نهرو، این اولین کتابی است که در سالی که گذشت اینقدر خواندنش را دوست دارم. چیزهایی را در پس ذهنم تغییر میدهد. حس میکنم که خیلی چیزهای پراکنده قبلی که در کتابهای مختلف دیدهام را به هم وصل میکند. به صورت انتزاعی فکر میکنم سلولهای مغزم در حال جابجایی در جمجمهای هستند و دارند به دید و بازدید هم میروند و نظم جدیدی میگیرند. این حالت را دوست دارم. کتابهایی که چند صفحه را بخوانی و بعد ناگزیر باشی کتاب را ببندی و چشمانت را هم همینطور و فکر کنی خیلی زیاد نیستند و این هم از این دسته کتابهاست.
در فصل دوم هم چند نکته ذهنم را درگیر کرد:
۱. صفویان نقش مهمی در تاریخ و جغرافیای ایران دارند. به قولی «ایران کنونی را بایستی مخلوق شهریاران صفوی دانست».
۲. آنها حکومت طولانی و در خیلی از مواقع محکمی را داشتند. دوران حکومتشان آنقدر طولانی بود که مجموع زمان حکومت افشاریه و زندیه و قاجاریه و پهلوی باشد. همین بود که آنها آنقدر وقت داشتند که اثری ماندگار از خود به جا بگذارند. کلا وقت داشتن چیز مهمی است. ثبات است که اجازه کارهای زیرساختی را میدهد .
۳. آنها اولین حکومت بعد از ساسانیان بودند که ابران را متحد کردند و البته انتخاب تشیع به عنوان مذهب اصلی توسط آنها اگرچه شاید جامعه اسلامی را دوپاره کرد ولی هویت ایرانی را زنده کرد. البته که تشیع قبل از صفویه هم در ایران بود ولی هیچ وقت مذهب رسمی نبود.
۴. چهار نیروی سیاسی در زمان صفویه بودند که آنها را با چهار عنصر سازنده طبیعتی به بیان یونانیها متناظر میکنند:آب و آتش و خاک و باداهل علم و اهل شمشیر و اهل معاملات و اهل زمین و زارعت.
۵. در دوران صفوی قدرت در دستان اهل شمشیر و اهل قلم بود. اهل شمشیر همان ایلات صفوی بودند. مثلا آنقدر خوب نمیدانستم که صفویه هم ایل بودهاند. با همان حال و هوای ایلیاتی. به شدت خشن و به شدت سنگدل. کلا تا همین اواخر در زمان پهلوی ما ارتش درستی نداشتهایم. هر جا جنگ میشده این ایلات ایرانی بودهاند که به نبرد میرفتهاند. اهل زراعت و اعل معاملات (تاجران) قدرت زیادی نداشتهاند.
۶. اهل شمشیر در زمان صفویان در ابتدا ایل صفوی و قزلباشها بودند. آنها به شدت خشن بودند. داستانهایی که در کتاب راجع به نحوه برخورد آنها با متمردین و دشمنانشان وجود دارد مو را بر تن سیخ میکند. داستان زنده زنده کبابکردنها و حتی خوردن جسد دشمنان و ساختن لیوان و قدح با استخوان مغز دشمنان و خوردن شراب در آنها. عجیب بود.
۷. کتاب اهل قلم زمان صفوی را در دو دسته نام میبرد: دیوانسالاران و روحانیان. دیوانسالاران کسانی هستند که کارهای اداری دیوانی را در دربار انجام میدهند. آنها معمولا خود را به شاه گره نمیزنند به خاطر همین با آمدن و رفتن پادشاهان خیلی وقتها اینها در جای خود باقی میمانند. آنها سه ویژگی داشتند: از طبقه اعیان بودند، گاهی به خاطر مصلحت شخصی، مصالح عمومی را قربانی میکردند و سوم اینکه آنها در برهه مهمی از تاریخ که اروپاییها در حال پیشرفت بودند درک درستی از پیشرفت نداشتند. برای آموختن صنایع جدید پیشقدم نشدند و حتی زبانهای خارجی را هم به درستی یاد نگرفتند. اگر اینها در آن زمان چنین میکردندد شاید وضع امروز ایران به طور کلی متفاوت میشد.
۸. دسته آخر روحانیان هستند که برای نخستین بار در تاریخ خود وارد عرصه سیاست و حکومت میشدند. و البته صرفا عهدهدار مناصب مذهبی بودند. آنها هم سه ویژگی داشتند: یک اینکه به شدت بیتجربه در امر سیاسی بودند و دوم اینکه به شدت در درون خود متفرق بودند و حتی در بعضی موارد کار را به تکفیر همدیگر هم میرساندند و سوم اینکه در طول دوره صفوی شاهد سیر قهقرایی آنها در جامعیت هستیم. از یک عالم همهچیز آن به افرادی که صرفا در فقع کاردان هستند.
اینکه در دوران صفوی روحانیت شیعه در مقابل چالشی بزرگ قرار گرفته هم برایم جالب بود. اینکه چطور باید با حاکمی کار کند که اگرچه شیعه است ولی فینفسه ظالم و در زندگی خصوصی خود زنباره و شرابخوار است؟ همین است که روحانیت از همان مقطع دوپاره میشود گروهی مانند شوشتری و مقدس اردبیلی از سیاست فاصله میگیرند و گروه بزرگی مانند محقق کرکی و شیخ بهایی و علامه مجلسی در دولت صفوی مناصب بالای شیخالاسلامی میگیرند و منشا اثراتی ماندگار در تاریخ شیعه میشوند.
کتاب خوب کتابی است که چیزی را به تو اضافه کند. این کتاب هم اینچنین است. همین است که شاید بعد از کتاب سه جلدی نگاهی به تاریخ جهان جواهر لعل نهرو، این اولین کتابی است که در سالی که گذشت اینقدر خواندنش را دوست دارم. چیزهایی را در پس ذهنم تغییر میدهد. حس میکنم که خیلی چیزهای پراکنده قبلی که در کتابهای مختلف دیدهام را به هم وصل میکند. به صورت انتزاعی فکر میکنم سلولهای مغزم در حال جابجایی در جمجمهای هستند و دارند به دید و بازدید هم میروند و نظم جدیدی میگیرند. این حالت را دوست دارم. کتابهایی که چند صفحه را بخوانی و بعد ناگزیر باشی کتاب را ببندی و چشمانت را هم همینطور و فکر کنی خیلی زیاد نیستند و این هم از این دسته کتابهاست.
در فصل دوم هم چند نکته ذهنم را درگیر کرد:
۱. صفویان نقش مهمی در تاریخ و جغرافیای ایران دارند. به قولی «ایران کنونی را بایستی مخلوق شهریاران صفوی دانست».
۲. آنها حکومت طولانی و در خیلی از مواقع محکمی را داشتند. دوران حکومتشان آنقدر طولانی بود که مجموع زمان حکومت افشاریه و زندیه و قاجاریه و پهلوی باشد. همین بود که آنها آنقدر وقت داشتند که اثری ماندگار از خود به جا بگذارند. کلا وقت داشتن چیز مهمی است. ثبات است که اجازه کارهای زیرساختی را میدهد .
۳. آنها اولین حکومت بعد از ساسانیان بودند که ابران را متحد کردند و البته انتخاب تشیع به عنوان مذهب اصلی توسط آنها اگرچه شاید جامعه اسلامی را دوپاره کرد ولی هویت ایرانی را زنده کرد. البته که تشیع قبل از صفویه هم در ایران بود ولی هیچ وقت مذهب رسمی نبود.
۴. چهار نیروی سیاسی در زمان صفویه بودند که آنها را با چهار عنصر سازنده طبیعتی به بیان یونانیها متناظر میکنند:آب و آتش و خاک و باداهل علم و اهل شمشیر و اهل معاملات و اهل زمین و زارعت.
۵. در دوران صفوی قدرت در دستان اهل شمشیر و اهل قلم بود. اهل شمشیر همان ایلات صفوی بودند. مثلا آنقدر خوب نمیدانستم که صفویه هم ایل بودهاند. با همان حال و هوای ایلیاتی. به شدت خشن و به شدت سنگدل. کلا تا همین اواخر در زمان پهلوی ما ارتش درستی نداشتهایم. هر جا جنگ میشده این ایلات ایرانی بودهاند که به نبرد میرفتهاند. اهل زراعت و اعل معاملات (تاجران) قدرت زیادی نداشتهاند.
۶. اهل شمشیر در زمان صفویان در ابتدا ایل صفوی و قزلباشها بودند. آنها به شدت خشن بودند. داستانهایی که در کتاب راجع به نحوه برخورد آنها با متمردین و دشمنانشان وجود دارد مو را بر تن سیخ میکند. داستان زنده زنده کبابکردنها و حتی خوردن جسد دشمنان و ساختن لیوان و قدح با استخوان مغز دشمنان و خوردن شراب در آنها. عجیب بود.
۷. کتاب اهل قلم زمان صفوی را در دو دسته نام میبرد: دیوانسالاران و روحانیان. دیوانسالاران کسانی هستند که کارهای اداری دیوانی را در دربار انجام میدهند. آنها معمولا خود را به شاه گره نمیزنند به خاطر همین با آمدن و رفتن پادشاهان خیلی وقتها اینها در جای خود باقی میمانند. آنها سه ویژگی داشتند: از طبقه اعیان بودند، گاهی به خاطر مصلحت شخصی، مصالح عمومی را قربانی میکردند و سوم اینکه آنها در برهه مهمی از تاریخ که اروپاییها در حال پیشرفت بودند درک درستی از پیشرفت نداشتند. برای آموختن صنایع جدید پیشقدم نشدند و حتی زبانهای خارجی را هم به درستی یاد نگرفتند. اگر اینها در آن زمان چنین میکردندد شاید وضع امروز ایران به طور کلی متفاوت میشد.
۸. دسته آخر روحانیان هستند که برای نخستین بار در تاریخ خود وارد عرصه سیاست و حکومت میشدند. و البته صرفا عهدهدار مناصب مذهبی بودند. آنها هم سه ویژگی داشتند: یک اینکه به شدت بیتجربه در امر سیاسی بودند و دوم اینکه به شدت در درون خود متفرق بودند و حتی در بعضی موارد کار را به تکفیر همدیگر هم میرساندند و سوم اینکه در طول دوره صفوی شاهد سیر قهقرایی آنها در جامعیت هستیم. از یک عالم همهچیز آن به افرادی که صرفا در فقع کاردان هستند.
اینکه در دوران صفوی روحانیت شیعه در مقابل چالشی بزرگ قرار گرفته هم برایم جالب بود. اینکه چطور باید با حاکمی کار کند که اگرچه شیعه است ولی فینفسه ظالم و در زندگی خصوصی خود زنباره و شرابخوار است؟ همین است که روحانیت از همان مقطع دوپاره میشود گروهی مانند شوشتری و مقدس اردبیلی از سیاست فاصله میگیرند و گروه بزرگی مانند محقق کرکی و شیخ بهایی و علامه مجلسی در دولت صفوی مناصب بالای شیخالاسلامی میگیرند و منشا اثراتی ماندگار در تاریخ شیعه میشوند.
۱۹:۱۷