بله | کانال عربی پایه دهم
عکس پروفایل  عربی پایه دهم ع

عربی پایه دهم

۴۳ عضو
thumbnail
آزمون ۲

۱۱:۵۵

thumbnail
جواب آزمون ۳

۱۲:۰۷

تمرین پنجم درس ۴11*از آسمان آبی فرستاد پی با آن میوه ها رو روزی برای شما در آورد(پدید آورد)2*خداوند یاور کسانی است که ایمان آوردند ، آنها را از تاریکی‌ها به سوی نور خارج میکند۳*به آنها کتاب و حکمت بیاموز۴*وآن را به حق نازل کردیم و به حق نازل شد5*گفت قطعا من میدانم آنچه را شما نمیدانید

۱۲:۲۰

تمرین ۶کتابحاول تقاعد ارسل
لاتقبلوا. /ویتعلماعتراف

۱۲:۲۴

انتهای درس ۴ عربی 10ریاضی و تجربی.aac

۰۲:۱۴-۴.۱۴ مگابایت

۱۲:۲۹

عربی پایه دهم
724180738_-390583336.pdf
نمودار درس

۱۷:۴۶

محمود صنیعی تهرانی:معنی کلمات درس ششم عربی دهماِستَقبَلَ: به پیشواز رفت تَلا: خواند «أَتْلو: می‌خوانم» کانَ … یُرَحِّبونَ: خوشامد می‌گفتنداِستَقَرَّ: استقرار یافت جَیْش: ارتش «جمع: جُیوش» کَریه: زشت و ناپسندأَشْعَلَ: شعله ور کرد حَدید: آهن مُحارَبَه: جنگیدنأَصْلَحَ: اصلاح کرد خَرَّبَ: ویران کرد مُستَنقَع: مردابأَطاعَ: پیروی کرد ذابَ: ذوب شد مَضیق: تنگهاِغتَنَمَ: غنیمت شمرد رَفَضَ: نپذیرفت نُحاس: مسإغْلاق: بستن سارَ: حرکت کرد، به راه افتاد نَحْوَ: سمتِبِناء: ساختن، ساختمان سَکَنَ: زندگی کرد نَهَبَ: به تاراج بُردتَخَلَّصَ: رهایی یافت کانَ … یَحْکُمُ: حکومت می‌کرد وُصول: رسیدن
تَرجِمِ الْآیاتِ الْمُبارَکهَ، ثُمَّ عَیِّنِ الْأَفعالَ الْمَجهولَهَ.آیات مبارکه را ترجمه کنید، سپس افعال مجهول را مشخص کنید.
۱- ﴿وَ إِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ﴾ معنی: و هنگامی که قرآن خوانده می‌شود، به آن گوش فرا دهید.قُرِئَ: فعل مجهولالْقُرْآنُ: نائب فاعل و مرفوع
۲- ﴿یُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِیمَاهُمْ﴾معنی: گناه‌کاران از چهره‌شان شناخته می‌شوند.یُعْرَفُ: فعل مجهولالْمُجْرِمُونَ: نائب فاعل و مرفوع با «و» فرعی
۳- ﴿خُلِقَ الْإنْسَانُ ضَعِیفاً﴾معنی: انسان، ضعیف آفریده شده است.خُلِقَ: فعل مجهولالْإنْسَانُ: نائب فاعل و مرفوع
۴- ما عُمِّرَتِ الْبُلدانُ بِمِثلِ الْعَدْلِ.معنی: آباد نشد شهرها به مثل عدل (با هیچ چیز مانند عدالت، شهرها آباد نشده است.)عُمِّرَتِ: ماضی مجهول
۵- إنَّ أوَّلَ ما یُحاسَبُ بِهِ الْعَبدُ الصَّلاهُ، فَإنْ قُبِلَتْ قُبِلَ ما سِواها.معنی: اولین چیزی که بنده به آن محاسبه می‌شود نماز است. پس اگر قبول شد، بقیه چیزها (جز آن نیز) قبول می‌شود.قُبِلَتْ: ماضی مجهولقُبِلَ: ماضی مجهول
مَعَ مَسؤولِ اسْتِقبالِ الْفُندُقِبا مسئول پذیرش هتل
اَلسّائِحُگردشگر مَسؤولُ الِاسْتِقبالِمسئول پذیرشرَجاءً، أَعطِنی مِفتاحَ غُرفَتی.لطفاً کلید اتاقم را به من بده. ما هوَ رَقَمُ غُرفَتِکَ؟شماره‌ی اتاقت چند است؟مِئَتانِ وَ عِشرونَ.دویست و بیست تَفَضَّلْ.بفرماعَفواً، لَیسَ هٰذا مِفتاحَ غُرفَتی.ببخشید، این کلید اتاقم نیست. أَعتَذِرُ مِنکَ؛ أَعطَیتُکَ ثَلاثَمِئَهٍ وَ ثَلاثینَ.عذر می‌خواهیم؛ سیصد و سی را به شما دادم.لا بَأسَ، یا حَبیبی. ما هیَ ساعَهُ دوَامِکَ؟اشکالی ندارد دوست من. ساعت کارت تا چند است؟ مِنَ السّادِسَهِ صَباحاً إلَی الثّانیَهِ بَعدَ الظُّهرِ؛ ثُمَّ یَأتی زَمیلی بَعدی.از شش صبح تا دو بعدازظهر؛ سپس همکارم بعد از من می‌آید.مَتیٰ مَواعِدُ الْفَطورِ وَ الْغَداءِ وَ الْعَشاءِ؟وقت‌های صبحانه و ناهار و شام چه وقت است؟ اَلْفَطورُ مِنَ السّابِعَهِ وَ النِّصفِ حَتَّی التّاسِعَهِ إلّا رُبعاً؛صبحانه از هفت و نیم تا یک ربع به نه.اَلْغَداءُ مِنَ الثّانیَهَ عَشْرهَ حَتَّی الثّانیَهِ وَ الرُّبعِ؛ناهار از دوازده تا دو و ربعاَلْعَشاءُ مِنَ السّابِعَهِ حَتَّی التّاسِعَهِ إلّا رُبعاً.شام از هفت تا یک ربع به نه.وَ ما هوَ طَعامُ الْفَطورِ؟غذای صبحانه چیست؟ شایٌ وَ خُبزٌ وَ جُبنَهٌ وَ زُبدَهٌ وَ حَلیبٌ وَ مُرَبیَّ الْمِشمِشِ.چای و نان و پنیر و کره و شیر و مربای زردآلووَ ما هوَ طَعامُ الْغَداءِ؟و غذای ناهار چیست؟ رُزٌّ مَعَ دَجاجٍ.برنج و مرغوَ ما هوَ طَعامُ الْعَشاءِ؟و غذای شام چیست؟ رُزٌّ مَعَ مَرَقِ باذِنجانٍ.برنج با خورشت بادمجانأَشکُرُکَ.از تو سپاسگزارم. لا شُکرَ عَلَی الْواجِبِ.وظیفه است. تشکر لازم نیست
أَیُّ کَلِمَهٍ مِنْ کَلِماتِ الْمُعجَمِ، تُناسِبُ التَّوضیحاتِ التّالیَهَ؟کدام یک از کلمات فرهنگ لغت برای توضیحات زیر مناسب است؟
۱- بِمَعنَی الذَّهابِ نَحوَ الضَّیفِ وَ إظهارِ الْفَرَحِ بِهِ. إِسْتَقْبال به پیشواز رفتنمعنی: به معنی رفتن به سوی مهمان و اظهار شادی (خوشحالی) به (از) آن.
۲- مَجموعَهٌ کَبیرَهٌ مِنَ الْجُنودِ لِلدِّفاعِ عَنِ الْوَطَنِ. جَیش ارتشمعنی: مجموعه‌ای بزرگ از سربازان برای دفاع از وطن.
۳- مَکانٌ یَجتَمِعُ فیهِ الْماءُ زَماناً طَویلاً. مُستَنفَع باتلاقمعنی: مکانی که آب در آن زمانی طولانی جمع می‌شود.
۴- فِلِزٌّ یُستَخدَمُ فی صِناعَهِ الْکَهرَباءِ. نحاس مسمعنی: فلزی که در صنعت برق استفاده می‌شود.
۵- مَکانٌ بَینَ جَبَلَینِ. مَضیق تنگهمعنی: مکانی بین دو کوه.
ضَعْ فی الْفَراغِ کَلِمَهً مُناسِبَهً مِنَ الْکَلِماتِ التّالیَهِ. «ثَلاثُ کَلِماتٍ زائِدَهٌ» یک کلمه مناسب از کلمات زیر را در جای خالی قرار دهید. “سه کلمه اضافی”ذابَ = منحل شد / تَخَلَّصَ = خلاص شد / مُحارَبَهِ = دعوا / أَصْلَحَ = آشتی / کَریهَهٍ = منفور / مُفسِدونَ = فاسد / رَفَضَ = رد شد / اُسْکُنْ = ساکن شد
۱- ﴿مَنْ عَمِلَ مِنْکُمْ سُوءاً بِجَهَالَهٍ ثُمَّ تَابَ مِنْ بَعْدِهِ و

۱۳:۱۹

َ أَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ﴾ معنی: هر کس از شما به نادانی کار بدی کند، سپس بعد از آن توبه کند و [خودش] را اصلاح کند، [او را می‌بخشد، زیرا] او بسیار آمرزنده و مهربان است.
۲- ﴿إِنَّ یَأْجُوجَ وَ مَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ﴾معنی: یقیناً یأجوج و مأجوج در [این] زمین (سرزمین) فسادگرند
۳- ﴿وَ یَا آدَمُ اسْکُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُکَ الْجَنَّهَ﴾معنی: و ای آدم، تو و همسرت در این باغ ساکن شوید.
۴- ذَهَبَ جَیشُنَا الْقَویُّ ل‍ِمُحارَبَهِ أعدائِنا.معنی: ارتش قوی ما رفت تا با دشمنان بجنگد.
۵- وَصَلَ ذوالْقَرنَینِ إلی مُستَنقَعاتٍ میاهُها ذاتُ رائحِهِ کَریهَهٍ.معنی: ذوالقرنین به باتلاق‌هایی رسید که آب آن بوی گند می‌داد.
تمرین سوم الثالث
undefined ضَعْ فی الْفَراغِ کَلِمَهً مُناسِبَهً.
یک کلمه مناسب را در جای خالی قرار دهید. (جواب درست با علامت سوال نمایش داده شده است)

۱- اَلْماضی مِن «یَستَقبِلُ»: استقبل؟؟؟؟ / قَبِلَ / أقْبَلَ

۲- اَلْمُضارِعُ مِن «فَرَّقَ»: یَتَفَرَّقُ / یَفْترِقُ / یُفَرَّقُ؟؟؟؟؟؟

۳- اَلْمَصدَرُ مِن «أَغْلَقَ»: اِنْغِلاق / إغْلاق؟؟؟؟؟ / تَغْلیق

۴- اَلْأمرُ مِن «تُعَلِّمونَ»: عَلِّموا ؟؟؟؟/ أَعْلِموا / اِعْلَموا

۵- اَلْفِعلُ الْمَجهولُ: یُشَرِّفُ / یُضْرَبُ ؟؟؟؟/ یلُاحِظُ

۶- اَلْمَجهولُ مِنْ یُخْرِجُ: أُخْرِجَ / یَخْرُجُ / یُخْرَجُ ؟؟؟؟

۷- اَلْفِعلُ الْمَجهولُ: رَفَضَ / قَرُبَ / ذًکِرَ؟؟؟؟

undefined تمرین چهارم
الرابع
undefinedتَرجِمِ الْعِباراتِ التّالیَهَ، ثُمَّ عَیِّنِ الْأَفعالَ الْمَجهولَهَ.عبارات زیر را ترجمه کنید، سپس افعال مجهول را اختصاص دهید.
۱- ﴿یَا أَیُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ یَخْلُقُوا ذُبَابًا﴾معنی: ای مردم، مثلی زده شده است، به آن گوش فرا دهید: کسانی را که به‌جز خدا می‌خوانید، مگسی را نخواهند آفرید.ضُرِبَ
۲- ﴿قُلْ إِنِّی أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ مُخْلِصاً لَهُ الدِّینَ﴾ معنی: بگو: من مأمور شده‌آم که خدا را در حالی که دین [ـَ م یا عبادتم] را برای او خالص گردانیده‌ام، بپرستم.أُمِرْتُ
۳- ﴿شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ﴾ معنی: ماه رمضان است، که قرآن در آن نازل شده است.أُنْزِلَ
۴- تُغْسَلُ مَلابِسُ الرّیاضَهِ قَبْلَ بِدایَهِ الْمُسابَقاتِ.معنی: لباس‌های ورزش قبل از شروع مسابقات شسته می‌شود.تُغْسَلُ
۵- یُفْتَحُ بابُ صالَهِ الِإمْتِحانِ لِلطُّلّابِ.معنی: درِ سالنِ امتحان برای دانش آموزان باز می‌شود.یُفْتَح
undefined عَیِّنِ التَّرجَمَهَ الصَّحیحَهَ.
۱- ﴿یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسَی أَنْ یَکُونُوا خَیْراً مِنْهُمْ﴾ای کسانی که ایمان آورده‌اید، نباید مردمانی، مردمانی [دیگر] را ریشخند کنند، شاید آنها (undefined️خوب / undefinedبهتر از خودشان) باشند؛
۲- ﴿وَ لَا تَلْمِزُوا أَنْفُسَکُمْ وَ لَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ﴾و از (undefinedخودتان / undefined️دیگران) عیب نگیرید، و به همدیگر (undefined️لقب / undefinedلقب‌های) زشت ندهید؛
۳- ﴿یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِنَ الظَّنِّ﴾ای کسانی که ایمان آورده‌اید، (undefined️به بسیاری از گمان‌ها اعتماد نکنید. / undefinedاز بسیاری از گمان‌ها دوری کنید.)؛
۴- ﴿إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً﴾زیرا برخی گمان‌ها (undefinedگناه / undefined️زشت) است، و جاسوسی نکنید؛ و نباید غیبتِ (undefined️دیگران / undefinedهمدیگر) کنید؛
۵- ﴿أَیُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتًا فَکَرِهْتُمُوهُ﴾آیا کسی از شما (undefined️می‌خواهد / undefinedدوست می‌دارد) که گوشت برادرش را که مرده است (undefinedبخورد / undefined️بکَند)؟ [کاری که] آن را ناپسند می‌دارید.
جواب بحث علمی صفحه ۹۰ درس چهارم عربی دهماَلْبَحثُ الْعِلمیُّاِبحَثْ عَن آیَهٍ أوْ حَدیثٍ أو شِعرٍ أَو کَلامٍ جَمیلٍ مُرتَبِطٍ بِمَفهومِ الدَّرسِ. (اَلْإشارَهُ إلَی النِّعَمِ الْإلٰهیَّهِ)به دنبال آیه، حدیث، شعر یا کلمات زیبای مرتبط با مفهوم درس باشید. (اشاره به نعمت های الهی)
ترجمه آیه: وَ مَنْ یَشْکُرْ فَإِنَّما یَشْکُرُ لِنَفْسِهِمعنی: پس هرکس شکر میکند پس فقط برای خودش شکر میکند
جواب سوال:«وَمِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکمْ مِنْ أَنْفُسِکمْ أَزْواجاً لِتَسْکنُوا إِلَیها وَجَعَلَ بَینَکمْ مَوَدَّهً وَرَحْمَهً»(روم ۲۱)معنی: از نشانه های قدرت و حکمت الهی آن است که از خودتان برای شما جفت قرار داد تا در کنار همسر خود آرامش روحی پیدا کنید و میان شما دوستی و رحمت را قرار داد.
«وَجَعَلْنا اللَّیلَ لِباساً * وَجَعَلْنا النَّهارَ مَعاشاً»معنی: «و شب را لباس و روز را روزی قرار دادیم».
معنی کلمات درس ۷ عربی دهمأَدَّی: ایفا کرد، منجر شد تَجَمَّعَ: جمع شد ضِعف: برابر در مقدار «ضِعفَینِ: دو برابر»أرَشَدَ: راهنم

۱۳:۱۹

ایی کرد تَیّار: جریان طُیور: پرندگان «مفرد: طَیر»أَرْضَعَ: شیر داد جَماعیّ: گروهی عَرَّفَ: معرّفی کردأَعلَی: بالا، بالاتر حادّ: تیز عَزَمَ: تصمیم گرفتأَنْفَقَ: انفاق کرد دَلافین: دلفین‌ها غَنَّی: آواز خوانْدأُنوف: بینی‌ها «مفرد: أَنف» دَوْر: نقش قَفَزَ: پرید، جهیدأَوصَلَ: رسانید ذاکِرَه: حافظه لَبونَه: پستانداربِحار: دریاها «مفرد: بَحْر» رائِع: جالب کَذٰلِکَ: همین طوربَکَی: گریه کرد سَمَکُ الْقِرْشِ: کوسه ماهی مُنقِذ: نجات دهندهبَلَغَ: رسید شاطِئ: ساحل «جمع: شَواطِئ» مَوسوعَه: دانشنامهبَلیٰ: آری صَفَرَ: سوت زد
undefined عَیِّنِ الصَّحیحَ وَ الْخَطَأَ حَسَبَ نَصِّ الدَّرسِ.با توجه به متن درس درست و نادرست را مشخص کنید.
۱- اَلدُّلفینُ مِنَ الْحَیَواناتِ اللَّبونَهِ الَّتی تُرضِعُ صِغارَها. درست undefinedمعنی: دلفین از حیوانات پستانداری هست که بچه هایش را شیر میدهد.
۲- یُؤَدّی سَمَکُ الْقِرشِ دَوراً مُهِمّاً فی الْحَربِ وَ السِّلْمِ. نادرستundefinedمعنی: کوسه ماهی نقش مهمی در جنگ و صلح ایفا می کند
۳- سَمْعُ الْإنسانِ یَفوقُ سَمْعَ الدُّلفینِ عَشْرَ مَرّاتٍ. نادرستundefinedمعنی: شنوایی انسان ده برابر برتر از شنوایی دلفین است
۴- سَمَکُ الْقِرشِ صَدیقُ الْإِنسانِ فِی الْبِحارِ. نادرستundefinedمعنی: .کوسه ماهی دوست انسان در دریاست.
۵- سَمَکُ الْقِرْشِ عَدوُّ الدَّلافینِ. درست undefinedمعنی: کوسه ماهی دشمن دلفین‌ها است.
۶- لِلدَّلافینِ أُنوفٌ حادَّهٌ. درست undefinedمعنی: دلفینها بینی های تیزی دارند.
اِخْتَبِرْ نَفْسَکَ / خودت را بررسی کنundefined عَیِّنِ الْمَحَلِّ الْإعرابیَّ لِلْکَلِماتِ الْمُلَوَّنَهَ.نقطه عطف کلمات رنگی را مشخص کنید.
۱- اَلْعِلْمُ خَیرٌ مِنَ الْمالِ. اَلْعِلْمُ یَحرُسُکَ وَ أَنتَ تَحرُسُ الْمالَ. أَمیرُ الْمُؤمنینَ علیٌّ (ع)معنی: خَیرٌ (خبر و مرفوع به تنوین رفع) / اَلْعِلْمُ (مبتدا و مرفوع به ضمه) /کَ (مفعول و مبنی) / الْمالَ (مفعول و منصوب به فتحه)
۲- ﴿قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ …﴾ اَلْعَنکَبوت: ۲۰معنی: فِی الْأَرْضِ: جار و مجرور
undefined تَرْجِمْ هٰذِهِ الْجُمَلَ.این جملات را ترجمه کنید
۱- ﴿رَبِّ اجْعَلْنی مُقیمَ الصَّلاهِ﴾ معنی: پروردگارا مرا بر پا دارندۀ نماز قرار ده.
۲- اَللّهُمَّ انْفَعْنی بِما عَلَّمْتَنی وَ عَلِّمْنی ما یَنفَعُنی.معنی: پروردگارا به من سود برسان نسبت به آنچه که به من آموختی و به من بیاموز هر آنچه که به من سود میرساند.
۳- إِنَّ اللهَ أَمَرَنی بِمُداراهِ النّاسِ کَما أَمَرَنی بِإقامَهِ الْفَرائِضِ.معنی: براستی که خداوند مرا فرمان داد با مردم مدارا کنم، همانطور که برپا داشتن واجبات را بر من فرمان داده بود.
۴- اَللّٰهُمَّ اجْعَلْنی شَکوراً وَ اجْعَلْنی صَبوراً وَ اجْعَلْنی فی عَینی صَغیراً وَ فی أَعْیُنِ النّاسِ کَبیراً.معنی: پروردگارا مرا بسیار شکر گزار و بسیار شکیبا قرارده و مرا در چشمم کوچک و در چشمان مردم بزرگ گردان.
مَعَ مُشرِفِ خَدَماتِ الْفُندُقِبا مدیر داخلی خدمات هتل
اَلسّائِحُگردشگر مَسؤولُ الِاستِقبالِمسئول پذیرشعَفواً؛ مَن هوَ مَسؤولُ تَنظیفِ الْغُرَفِ وَ الْحِفاظِ عَلَیها؟ببخشید؛ چه کسی مسئول تمیز کردن اتاق ها و نگهداری از آنهاست؟ اَلسَّیِّدُ دِمَشقیّ مُشرِفُ خَدَماتِ غُرفِ الْفُندُقِ. مَا هیَ الْمُشکِلَهُ؟آقای دمشقی مدیر داخلی خدمات اتاقهای هتل است. مشکل چیست؟لَیسَتِ الْغُرَفُ نَظیفَهً، و فیها نَواقِصُ.اتاقها تمیز نیستند و کمبود هایی در آنهاست. أَعتَذِرُ مِنکَ؛ رَجاءً، اِستَرِحْ؛ سَأَتَّصِلُ بِالْمُشرفِ.از شما معذرت میخواهم. لطفاً استراحت کن؛ با مدیر داخلی تماس خواهم گرفتمَسؤولُ الِاسْتِقبالِ یَتَّصِلُ بِالْمُشرِفِ وَ یَأتِی الْمُشرِفُ مَعَ مُهَندِسِ الصّیانَهِ.مسئول پذیرش با مدیر داخلی تماس میگیرد و مدیر داخلی همراه مهندس تعمیرات میآید.مُشرِفُ خَدَماتِ الْفُندُقِمدیر داخلی خدمات هتل اَلسّائِحُگردشگرما هیَ الْمُشکِلَهُ، یا حَبیبی؟!دوست من، مشکل چیست؟! لَیسَتْ غُرفَتی وَ غُرَفُ زُمَلائی نَظیفَهً،و فیها نَواقِصُ.اتاق من و دوستانم تمیز نیست، و کمبودهایی دارند.سَیَأتی عُمّالُ التَّنظیفِ، وَ مَا الْمُشکِلاتُ الْأُخرَی؟نظافت‌چی‌ها خواهند آمد، و مشکلات دیگر چیست؟ فی الْغُرفَهِ الْأولَی سَریرٌ مَکسورٌ،در اتاق اول تختی شکسته استوَ فی الْغَرفَهِ الثّانیَهِ شَرشَفٌ ناقِصٌ،و در اتاق دوم ملافه کم استوَ فی الْغُرفَهِ الثّالِثَهِ الْمُکَیِّفُ لا یَعمَلُ. و در اتاق سوم کولر کار نمی‌کند.نَعتَذِرُ مِنکُم. سَنُصَلِّحُ کُلَّ شَیءٍ بِسُرعَهٍ؛ عَلَی عَینی.از شما عذرخواهی می‌کنیم. همه‌چیز را به سرعت تعمیر خواهیم کرد؛ بر روی چشمم. تَسلَمُ عَینُکَ!چشمت سلامت (چشمت بی بلا)
undefined تمرین یک _ الاولundefinedعَیِّنِ الْجُملَهَ الصَّحیحَهَ وَ غَیرَ الصَّحیحَهِ حَسَبَ الْحَقیقهِ وَ

۱۳:۱۹

الْواقِعِ.جملات صحیح و نادرست را با توجه به حقیقت و واقعیت کنید.
۱- عِندَما یَنقَطِعُ تَیّارُ الْکَهرَباءِ فِی اللَّیلِ، یَغرَقُ کُلُّ مَکانٍ فی الظَّلامِ. درست undefinedمعنی: هنگامی که جریان برق قطع میشود همه جا در تاریکی فرو میرود
۲- اَلطّاووسُ مِنَ الطُّیورِ الْمائیَّهِ تَعیشُ فَوقَ جِبالٍ ثَلجیَّهٍ. نادرستundefinedمعنی: طاووس از پرندگان آبزی است که بالای کوههای یخی زندگی میکند
۳- اَلْمَوسوعَهُ مُعجَمٌ صَغیرٌ جِدّاً یَجمَعُ قَلیلاً مِنَ الْعُلومِ. نادرستundefinedمعنی: دانشنامه؛ لغتنامه بسیار کوچکی است که اندکی از دانشها را در برمیگیرد.
۴- اَلشّاطِئُ مِنطَقَهٌ بَرّیَّهٌ بِجِوارِ الْبِحارِ وَ الْمُحیطاتِ. درست undefinedمعنی: ساحل منطقهای خشک در کنار دریاها و اقیانوس هاست
۵- اَلْأَنفُ عُضوُ التَّنَفُّسِ وَ الشَّمِّ. درست undefinedمعنی: بینی عضو تنفس و بویایی است.
۶- اَلْخُفّاشُ طائِرٌ مِنَ اللَّبوناتِ. درست undefinedمعنی: خفاش پرنده‌ای از پستانداران است.
undefined تمرین دوم_ الثانیundefinedضَعْ فی الْفَراغِ کَلِمَهً مُناسِبَهً مِنَ الْکَلِماتِ التّالیَهِ. «کَلِمَتانِ زائِدَتانِ»یک کلمه مناسب از کلمات زیر را در جای خالی قرار دهید. “دو کلمه اضافی”
أُنوف = بینی ها/ دَوْرَ = نقش / قَفَزَ =پرید ، جهش کرد / بَلَغْنا = رسیدیم / أَسریٰ = اسیر / أَساوِرَ = دستبند / الذّاکِرَهِ =حافظه / تَیّارٌ = جریان
۱- اِشتَریٰ أَبی لِأُختی الصَّغیرَهِ أَساوِرَ مِنْ ذَهَبٍ.معنی: پدرم برای خواهر کوچکم دستبندهایی از طلا خرید.
۲- کانَ کُلُّ طالِبٍ یَلعَبُ دَوْرَهُ بِمَهارَهٍ بالِغَهٍ.معنی: هر دانش‌آموزی نقش خود را با مهارتی کامل بازی می‌کرد.
۳- قالَ الطُّلّابُ: بَلَغْنا السَّنَهَ السّادِسَهَ عَشْرَهَ مِنَ الْعُمرِ.معنی: دانش‌آموزان گفتند: به سال ۱۶ از عمر (سن ۱۶سالگی) رسیدیم.
۴- عَصَفَتْ ریاحٌ شَدیدَهٌ وَ حَدَثَ تَیّارٌ فی ماءِ الْمُحیطِ.معنی: بادهای شدید وزید و جریانی در آب اقیانوس ایجاد شد.
۵- أَنصَحُکَ بِقِراءَهِ کِتابٍ حَولَ طُرُقِ تَقویَهِ الذّاکِرَهِ لِأَنَّکَ کَثیرُ النِّسیانِ.معنی: تو را به خواندن کتابی درباره راه‌های تقویت حافظه سفارش (نصیحت) می‌کنم چون تو خیلی فراموشکاری.
۶- لَدَینا زَمیلٌ ذَکیٌّ جِدّاً قَفَزَ مِنَ الصَّفِّ الْأَوَّلِ إلَی الصَّفِّ الثّالِثِ.معنی: همکلاسی بسیار باهوشی داریم که از کلاس اول به کلاس سوم جهش کرد.
undefined تمرین سوم الثالث
undefinedتَرجِمِ الْآیَتَینِ وَ الْأَحادیثَ، ثُمَّ ضَعْ خَطّاً تَحتَ الْجارِّ وَ الْمَجرورِ.
آیات و روایات زیر را ترجمه کنید سپس زیر جار و مجرور خط بکشید.
(مدیر همیار: در کتاب زیر کلمات خط بکشید فقط)

۱- ﴿وّ أَدْخِلْنی بِرَحْمَتِکَ فی عِبادِکَ الصّالِحینَ﴾
معنی: و به رحمتت مرا در [ردیف] بندگان شایسته‌ات وارد کن
جار و مجرور: بِرَحْمَتِـکَ (کسره ـِـ)
جار و مجرور: فی عِبادِکَ (کسره ـِـ)

۲- ﴿وَ انْصُرْنا عَلَی الْقومِ الْکافِرینَ﴾
معنی: و ما را بر قوم کافران یاری کن
جار و مجرور: عَلَی الْقومِ (کسره ـِـ)

۳- أَدَبُ الْمَرءِ خَیرٌ مِنْ ذَهَبِهِ.
معنی: ادب انسان از طلای(ثروت) او بهتر است.
جار و مجرور: مِنْ ذَهَبِهِ (کسره ـِـ)

۴- عَلَیکَ بِذِکْرِ الله فَإنَّهُ نورُ الْقَلْبِ.
معنی: بر تو باد ذکر خدا که آن روشنایی دلهاست.
جار و مجرور: بِذِکْرِ (کسره ـِـ)

۵- جَمالُ الْعِلْمِ نَشْرُهُ وَ ثَمَرَتُهُ الْعَمَلُ بِهِ.
معنی: زیبایی دانش نشر آن و میوه‌اش، عمل کردن به آن است.
جار و مجرور: بِهِ (کسره ـِـ)

undefined تمرین چهارم
الرابع
undefined عَیِّنِ الْکَلِماتِ الْمُتَرادِفَهَ وَ الْمُتَضادَّهَ.کلمات مترادف و متضاد را مشخص کنیدصفحه ۱۰۲ درس ۷ عربی دهمبَعَثَ = أَرسَلَ فرستاد بَکَی ≠ ضَحِکَگریه کرد – خندیدبَغتَهً = فَجأَهًناگهان أَقَلّ ≠ أَکثَرکمتر – بیشترکَتَمَ = سَتَرَپنهان کرد – پوشاند ضَوء ≠ ظَلامنور – تاریکیشاطِئ = ساحِلساحل دَفَعَ ≠ اِستَلَمَپرداخت کرد – دریافت کرد صِغار≠ کِبارکوچک‌ها – بزرگ‌ها بَعُدَ ≠ قَرُبَدور شد – نزدیک شد
undefined تمرین پنجم الخامس
undefinedتَرجِمْ کَلِماتِ الْجَدوَلِ الْمُتَقاطِعِ، ثُمَّ اکْتُبْ رَمزَهُ. (کَلِمَتانِ زائِدَتانِ)
۱- کوچک‌ها: صِغار
۲- این طور: کذَٰلکِ
۳- تیز: حادهَّ
۴- پدیده: ظاهِرَه
۵- سوت زدند: صَفَروا
۶- روغن‌ها: زُیوت
۷- نقش: دَوْر
۸- شنوایی: سَمْع
۹- جالب: رائِع
۱۰- نجات دهنده: مُنقِذ
۱۱- نامیدیم: سَمَّیْنا
۱۲- دستبند: سِوار
۱۳- گرم و صمیمی: حَمیم
۱۴- برف‌ها: ثلُوج
۱۵- حافظه: ذاکِرَه
۱۶- پستاندار: لبَونهَ
۱۷- پرندگان: طیُور
۱۸- رسانید: أوَصَلَ
۱۹- باران بارید: أَمطَرَ
۲۰- بخشید: عَفا
۲۱- می‌رسند: یَبْلُغْنَ
۲۲- ترانه خواندید: غَنَّیتُم
۲۳- گریه کرد: بکَیَ

undefined تمرین ششم
السادس
undefinedتَرْجِمِ الْآیَه وَ الْأحادیثَ، ثُمَّ أَعْرِبِ الْکَلِماتِ الْمُلَوَّنَهَ.آیه و احادیث را ترجمه کنید سپ

۱۳:۱۹

س کلمات رنگی را تلفظ کنید.
۱- ﴿وَ یَقولُ الْکافِرُ یا لَیتَنی کُنتُ تُراباً﴾معنی: کافر می‌گوید ای کاش من خاک بودم.الْکافِرُ: فاعل و مرفوع به ضمه
۲- مُجالَسَهُ الْعُلَماءِ عِبادَهٌ.معنی: همنشینی با دانشمندان، عبادت است.مُجالَسَهُ: مبتدا و مرفوع به ضمه / عِبادَهُ: خبر و مرفوع به تنوین رفع
۳- حُسْنُ السُّؤالِ نِصفُ الْعِلْمِ.معنی: سؤال خوب نصف علم است.حُسْنُ: مبتدا و مرفوع به ضمه / نِصفُ: خبر و مرفوع به ضمه
۴- اَلْعالِمُ بِلا عَمَلٍ کـالشَّجَرِ بِلا ثَمَرٍ.معنی: دانشمند بدون عمل مانند درخت بدون میوه است.اَلْعالِمُ: مبتدا و مرفوع به ضمه
۵- إذا ماتَ الْإنسانُ انْقَطَعَ عَمَلُـهُ إلّا مِنْ ثَلاثٍ:معنی: هنگامی که انسان می‌میرد عمل و کار او قطع می‌شود جز سه چیز:صَدَقَهٍ جاریَهٍ، أَوْ عِلْمٍ یُنْتَفَعُ بِهِ، أَوْ وَلَدٍ صالِحٍ یَدعو لَهُ. رَسولُ اللّٰهِ (ص)معنی: صدقه جاری یا مداوم، یا علمی که از آن سود برده می‌ِشود یا فرزند صالحی که برایش دعا می‌کند.الْإنسانُ: فاعل و مرفوع به ضمه / عَمَلُ: فاعل و مرفوع به ضمه
عَیِّنْ فی الْآیَهِ الشَّریفَهِ تَرجَمَهَ ما تَحتَهُ خَطٌّ.undefined در آیه شریفه ترجمه آنچه را که زیر آن خط کشیده شده مشخص کنید.
۱- ﴿رَبِّ هَبْ لی حُکماً وَ أَلْحِقْنی بِالصّالِحینَ …﴾پروردگارا، به من دانش ببخش و مرا به نیکو کاران پیوند بده؛
۲- ﴿وَ اجْعَلْنی مِن وَرَثَهِ جَنَّهِ النَّعیمِ …﴾و مرا از وارثان بهشت پرنعمت قرار بده؛
۳- ﴿وَ لا تُخْزِنی یَومَ یُبعَثونَ﴾و روزی که [مردم] برانگیخته می‌شوند، رسوایم مکن؛
۴- ﴿یَومَ لا یَنفَعُ مالٌ وَ لا بَنونَ﴾روزی که نه دارایی و نه فرزندان سود نمی‌رسانند؛
۵- ﴿فَاسْتَبِقوا الْخَیراتِ﴾ در کارهای خیر از هم پیشی بگیرید.
۶- ﴿وَ لا تَقولوا لِمَن یقُتْلَ فُی سَبیلِ اللهِ أللهِ أَمواتٌ بَلْ أَحیاءٌ وَ لٰکِنْ لا تشَعُرونَ﴾ اَلْبَقَرَه: ۱۵۴و به کسانی که در راه خدا کشته می‌شوند، مرُده نگویید، بلکه زنده‌اند ولی شما نمی‌دانید.
اِبحَثْ عَن قِصَّهٍ حَقیقیَّهٍ قَصیرَهٍ حَولَ حَیَوانٍ، وَ اکْتُبْها فی صَحیفَهٍ جِداریَّهٍ، ثُمَّ تَرجِمْها إلَی الْفارِسیَّهِ، مُستَعیناً بِمُعجَمٍ عَرَبیٍّ – فارِسیٍّ.درباره داستان کوتاه حقیقی پیرامون حیوانات تحقیق کن و آن را دز یک روزنامه دیواری بنویس سپس به کمک فرهنگ لغت عربی به فارسی آن را به فارسی ترجمه کن.
ظل أسدٌ قویٌ یحکم الغابهَ سنواتٍ طویلهً وکانت جمیعُ الحیوانات تخافه وتطیع أوامرَه کانالأسد یحصل على طعامه بالقوه یطارد الفریسه ویهجم علیها ویفترسها بأ نیابه الحاده ولا یترکها حتى یشبع ثم تأتی الحیوانات وتأکل من بقایا طعامه.( شیری قوی سالهای طولانی بر جنگلی حکومت می کرد و همه حیوانات از او می ترسیدند و اوامرش را اطاعت می کردند ، شیر غذایش را با قدرت تمام بدست می آورد و شکار را دنبال می کرد و به ان حمله ور می شد و با چنگالهای تیزش آن را شکار می کرد و رها یش نمی کرد تا اینکه سیر می شد. سپس حیوانات دیگر می آمدند و با قیمانده غذایش را می خوردند.
کبر الأسد وصار عجوزاً ضعیفاً وذات یوم شـــَعـــَر بالمرض وأحسّ بالضعف الشدیدوأصبح غیر قادر على أن یصطاد. شعر الأسدُ بالجوع وراح یفکــّر فی طریقهٍ یحصل فیها على طعامه.( شیر مسن شد و پیر و ضعیف گردید و روزی احساس بیماری کرد و ضعف شدیدی را حس نمود و به گونه ای شد که قادر به شکار کردن نبود .و احساس گرسنگی کرد و به راهی فکر می کرد که از ان طریق غذایش را بدست بیاورد) .
قال الأسدُ لنفسه ما زالت الحیواناتٌُ تحترمنی وتخافنی وتسمع کلامی لا ینبغی أبداً أن أظهر لها أننی أصبحتُ کبیرَ السن ضعیفاً وإلا فإنها لن تخشانی ولن تطیع أوامری لکن سأعلن عن مرضی وأبقى داخل بیتی ولا بدّ أن تحضر الحیوانات لزیارتی وبذلک سیأتینی طعامی من غیر أن أتعب نفسی فی الحصول علیه.( شیر با خود گفت هنوز حیوانات به من احترام می گذارنند و از من می ترسند و سخن مرا گوش می دهند اصلاً سزاوار نیست که به آنها ابراز کنم که پیر و ضعیف شده ام و گرنه آنها از من نخواهند ترسید و اوامرم را اطاعت نخواهند کرد ولی مریضیم را اعلام خواهم کرد و داخل خانه ام می مانم و ناچار حیوانات به عیادت من می آیند و بدین ترتیب غذایم را بدون اینکه خودم رادر راه حصول آن خسته کنم بدست خواهم آورد ).
قصد الأسدُ أن یعلن خبرَ مرضه للجمیع کانت الحیواناتُ تخاف غضبَ الأسد وبطشه إن هی لم تقم بالواجب لذلک سارعت الحیوانات إلى زیارته فی بیته والسؤال عنه والدعاء له بالشفاء لکن کلما دخل حیوانٌ بیتَ الأسد هجم علیه وفتک به وأکله . کان الأسد سعیداً لأنه لا یتعب فی الحصول على طعامه. فهو لم یعد قادراً على أن یطارد أیّ حیوان مهما کان بطیئاً لکن الطعام اللذیذ کان یأتی إلیه فی بیته وهو جالس لا یتحرک فیأکل منه حتى یشبع .( شیر تصمیم گرفت که خبر بیماریش را به همه اعلام کند ؛ حیوانات از خشم و عصب

۱۳:۱۹

انیت شیر می ترسیدند اگر به تکلیف خود عمل نمی کردند به خاطر همین حیوانات برای دیدنش و احوالپرسی و دعا برای شفایش به خانه اش شتافتند ولی هر حیوانی که داخل می شد شیر به او حمله می کرد و او را می درید و می خوردش . شیر خوشبخت بود زیرا برای بدست اوردن غذایش خسته نمیشد. او قادر به دنبال کردن هیچ حیوانی نبود هر چند که ان حیوان کند راه می رفت ولی غذای لذیذ خودش به خانه اش می آمد در حالیکه او نشسته بود و حرکت نمی کردپس از ان می خورد تا سیر می شد ).
وفی یوم من الأیام کان الدور على الثعلب لیزور الأسد ویسأله عن صحته ویطمئن على حاله. توجه الثعلبُ إلى بیت الأسد وهمّ بالدخول لکنه نظر إلى الأرض عند مدخل البیت وتوقف سأل الثعلب الأسد عن حاله وهو واقف فی مکانه خارج البیت أجاب الأسد ما زلت مریضاً یا صدیقی الثعلب لکن لماذا تقف بعیداً أدخل یا صدیقی لأستمتع بحدیثک الحلو وکلامک الجمیل فأجابه الثعلب لا یا صدیقی الأسد کان بودی أن أدخل بیتک لأنظر إلیک من قرب لکنی أرى آثار أقدام کثیره تدخل بیتک ولم أرى أثر لقدم واحده خرجت منه .(در روزی از روزها نوبت به روباه رسید که شیر را ملاقات کند و از سلامتش بپرسد و از حالش مطمئن شود روباه به خانه شیر روی آورد و تصمیم گرفت داخل شود ولی او به زمین نزد ورودی خانه نگاه کرد و ایستاد. روباه از شیر حالش را پرسید در حالیکه در جایش در خارج از خانه ایستاده بود . شیر پاسخ داد هنوز مریضم ای دوست روباهم ولی چرا دور می ایستی . داخل شو دوست من تا از سخن شیرینت استفاده کنم روباه جواب داد نه ای دوست شیر من ، شایسته دوستیمان است که داخل خانه ات شوم و تو را از نزدیک ببینم ولی من جای پاهای زیادی را می بینم که به خانه ات وارد شده اند و لی حتی یک جای پا نمی بینم که از خانه ات خارج شده باشد.)

۱۳:۱۹

بازارسال شده از محمود صنیعی تهرانی

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

سلام علیکم عزیزانمامتحان خوب دادین ؟

۱۴:۵۰

https://eitaa.com/m_s_t14کانال ایتا معرفتی و علمی و اجتماعی در صورت نیاز عضو شوید

۲۰:۴۹

thumbnail

۱۲:۰۰