بله | کانال تجزیه و ترکیب و قواعد
ت

تجزیه و ترکیب و قواعد

۲۳۳ عضو
thumbnail

۱۶:۴۳

thumbnail

۷:۵۲

thumbnail
ای چراغ دانشت گیتی فروزتا قیامت، پیشتاز علم روزآفرینش را کتاب ناطقیاهل بینش را، امام صادقیصدق از باغ بیابانت، گلیمرغ وحی از بوستانت، بلبلینور دانش، از چراغ علم تولاله می روید ز باغ حلم توروشنی بخشیده بر اهل زمانهمچو قرص آفتاب از آسماناهل دانش، سائل کوی تو اندتشنه کامان لب جوی تو اندخضر در این آستان، هوئی شنیدبوعلی زین بوستان، بوئی شنیدنیست تنها شیعه مرهون دمتای گدای علم و عرفان عالمت.
undefinedمیلاد پیامبررحمت حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی (ص)،undefinedومیلاد امام جعفرصادق علیه السلام بر عموم عاشقان تبریک وتهنیت باد.undefined

۴:۳۶

undefinedundefinedundefined

۱۹:۰۱

undefinedفرق مِن نشویه با مِن ابتدائیه چیست؟
undefinedمِن نشویه در رساندن معنیِ ابتدا با مِن ابتدائیه شباهت دارد و تنها تفاوتش این است که مِن نشویه بیان‌گر علت است بر خلاف مِن ابتدائیه که صرفا ابتدائیت را افاده می‌دهد.و تفاوت دیگر این است که در مقابلِ مِن نشویه،حرف جر«الی»(که بر انتهای مقصد دلالت می‌کند) به کار نمی‌رود برخلاف مِن ابتدائیه که حرف مزبور به کار می‌رود.مثال مِن ابتدائیه:«سبحان الذی اَسری بعبده لیلا من المسجد الحرام الی المسجد الاقصی الذی بارکنا حوله...»۱مثال مِن نشویه:«واذا سَمِعُوا ما اُنْزِلَ الی الرّسول تَری اَعْیُنَهُم تَفیضُ مِنَ الدّمْعِ ممّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقّ...»۲؛در این آیه کریمه من نشویه به کار رفته است که بر منشٵ و سرچشمه(ودر واقع به علت کار اشاره دارد) حال به برگردان و ترجمه‌ی آیه دقت کنید تا بیش از پیش به معنای مِن نشویه واقف شوید:(پاره‌ای از اهل کتاب،چون آیاتی که بر پیامبر نازل شود بشنوند؛چشمانشان را می‌بینی که از سرِ معرفتِ حق و حقیقت_ از روی شوق_ اشک‌بار می شود) در این آیه سه «مِن» دیده می‌شود که «مِن» میانی یعنی(ممّا عرفوا) نشویه است. اما «مِن» اولی(من الدّمع) ابتدائیه است و «مِن» سومی(من الحقّ) بیانیه است که«ما»ی موصوله در«ممّا عرفوا» را تبیین می کند.
نکته:در ادبیات فارسی نیز معادلِ مِن نشویه داریم بنگرید:سینه خواهم شرحه شرحه از فراقتا بگویم شرح درد اشتیاق                                                
به ذره گر نظر زِ لطف‌ْ بوتراب کند
به آسمان رود و کارِ آفتاب کند
                                        
          
آن نخلِ ناخلف که تبر شد زِ ما نبودما را زمانه گر شکند ساز می شویم«ز ما نبود» یعنی از ما ناشی نشده و سرچشمه نگرفته است.طوطیان در شکّرستان، کامرانی می‌کنندو ز تحسّر دست بر سر می‌زند مسکین مگس                                    
دی گفت طبیب از سرِ حسرت چو مرا دید
هیهات نجات تو ز قانون شفا رفت۳
                            
        
و از همه روشن‌تر ابیات مشهور زیر است از مولوی: از محبت خارها گل می‌شودو ز محبت سرکه‌ها مُل می‌شوداز محبت تلخ‌ها شیرین شودو ز محبت مس‌ها زرین شوداز محبت دُردها صافی شودو ز محبت دَردها شافی شوداز محبت نار نوری می‌شودو ز محبت دیو حوری می‌شود... و دست آخر این نمونه هم از نیما جالب است: در پیله تا به کی، بر خویشتن تنی۴؟ پرسید کرم را، مرغ از فروتنی۵ پی‌نوشت۱.اسراء/۱.۲.مائده/۸۳.۳.مصراع دوم در اصل چنین بود: «هیهات که رنج تو ز قانون شفا رفت» اما جناب خرمشاهی با افزودن «نجات» تغییری در مصراع حافظ داد تا تداعی‌گر سه کتاب بوعلی سینا باشد. که این کارش درخور تحسین است. ۴.«تنی» یعنی می‌تنی؛ از مصدر«تنیدن» به معنی«تابیدن،تاربافتن». این «تنی» با« تنی» در بیت دوم، مصراع دوم، آرایه‌ جناس دارد؛ جناس کامل.۵.تمام قطعه زیبا از نیما یوشیج به نام «پرواز» در پی می‌آید: در پیله تا به کی،بر خویشتن تنی؟پرسید کرم را،مرغ از فروتنیتا چند منزوی،در کنج خلوتی؟دربسته تا به کی،در محبس تنی؟در فکر رَستنم_پاسخ بداد کرم_خلوت نشسته‌ام زین روی، منحنیهمسال‌های من، پروانگان شدندجَستند از این قفس، گشتند دیدنیدر حبس و خلوتم، تا وارَهَم به مرگیا پَر برآوَرَم، بهر پریدنیاینک تو را چه شد،کای مرغ خانگی؟ کوشش نمی‌کنی، پرّی نمی‌زنی؟! @yosefzadehgilani1

۱۹:۰۳

undefined️ آیاتی دیگر نیز در قرآن کریم برای استشهاد به مِن نشویه داریم که به پاره‌ای از آن‌ها ذیلا اشاره می‌کنیم.
یکم: «و اخْفِضْ لهما جناحَ الذُّلِّ مِنَ الرّحمة۱»؛(برای آن‌دو_باب و مام_ از سرِ مهر، بال فروتنی فرود آر_و بگستران_)
دوم: «اَم تسألهم اَجراً فَهُمْ مِن مَغرمٍ مُثقَلون؟۲»؛(یا از ایشان مزدی خواهی و آنان از تاوان،گران‌بارند؟)
سوم:« و اِنّ منها لَما یهبط مِن خشیة الله۳»؛(و از آن سنگ‌ها، سنگی است که از ترس خدا فرو می‌غلتد_و از فراز کوه به زیر می‌افتد_)
چهارم:«و تَولّیٰ عنهم و قال یا اَسفیٰ علی یوسفَ و ابْیضّتْ عیناه مِنَ الحزن فهو کظیم۴»؛(_یعقوب_از آنان روی برگردانید و گفت:دریغا بر یوسف! و چشمانش از اندوه سپید شد و اندوه فرو می‌خورد)
پنجم:«کلّما اَرادوا اَنْ یَخرُجوا منها مِن غمٍّ اُعیدوا فیها و ذوقوا عذابَ الحریق۵»؛(هربار که خواهند، از اندوه، از دوزخ بیرون روند، بدان برگردانده شوند_و به آنان گویند_بچشید آتش سوزان را)
ششم:«... و لم یکن له ولیٌّ مِنَ الذُّلِّ...۶»؛(و برای او از خواری،سرپرستی نیست)
هفتم:«...سیماهُم فی وجوههم مِن اَثر السّجود...۷»؛(نشانه‌ی ایشان از سجود بر رخسارشان است)
undefinedدو یادآوری ۱.تشخیص مِن نشویه از مِن ابتدائیه مقداری دشوار است. ۲. موارد مِن نشویه در قرآن کریم در جایی گردآوری نشده است. undefinedپی‌نوشت‌ها۱.اسراء/۲۴. ۲.طور/۴٠.۳.بقره/۷۴.۴.یوسف/۸۴.۵.حج/۲۲. نکته(جالب): در این آیه نیز« مِن» ابتدائیه و نشویه کنار هم آمده‌اند.« مِن» در «یخرجوا منها» ابتدائیه است و در«مِن غمٍّ» نشویه. ۶.اسراء/۱۱۱.۷.فتح/۲۹.@yosefzadehgilani1

۱۹:۱۲

undefinedوقت است تا برگ سفر بر باره بندیمدل بر عبور از سدِ خار و خاره بندیمگاه سفر آمد، نه هنگام درنگ استچاووش می‌گوید که ما را وقت تنگ استگاه سفر شد، باره بر دامن برانیمتا بوسه‌گاهِ وادیِ ایمن برانیموادی پر از فرعونیان و قبطیان استموسی جلودار است و نیل اندر میان استاز هر کران بانگ رحیل آید به گوشم بانگ از جرس برخاست وای من خموشمدریادلان راه سفر در پیش دارندپا در رکاب راهوار خویش دارندگاه سفر آمد برادر گام بردارچشم از هوس از خورد از آرام بردارگاه سفر آمد برادر ره دراز استپروا مکن بشتاب همّت چاره‌ساز استره‌توشه باید عقل را در کار بندیمدل بر خدا، آنگه به رفتن باره بندیمره‌توشه باید شب را در دل نشانیموادی به وادی باره تا بر دل نشانیمباید خطر کردن،سفر کردن،رسیدنننگ است از میدان،رمیدن،آرمیدنتنگ است ما را خانه،تنگ است ای برادر بر جای ما بیگانه،ننگ است ای برادرفرمان رسید این خانه از دشمن بگیریدتخت و نگین از دست اهریمن بگیریدیعنی کلیم، آهنگ جان سامری کردای یاوران باید ولی را یاوری کردگر صد حرامی صد خطر در پیش داریمحکم جلودار است سر در پیش داریم...
undefinedundefinedundefinedundefinedundefined

۷:۳۰

undefined گوهر کلام
آقایی آمد پیش پیامبر و از ایشونخواست که نصیحتش کنند.
undefinedپیامبر سه بار از او پرسیدند: «فَهَلْ أَنْتَ مُسْتَوْصٍ إِنْ أَنَا أَوْصَيْتُك‏؟»
من اگر نصیحتت کنم، تو اهل عملهســتی یا یک گوشِت دَر و یک گوشِتدروازه است؟!
اون بنده خدا هم هر بار جواب داد:«نَعَم یا رَســــــــولَ الله»؛بله آقاجان! اهل عملم.
پس مطلب اینقدر مهم هسـت که همون اول کاری بیان نکردند و سهبار از او قول گرفتند! undefined
undefinedحضرت فرمودند:
undefinedإذَا أَنْـتَ هَمَــــمْتَ بِأَمْرٍ،وقتی که تصمیم گرفتی یککاری انجام بدی،
undefinedفتَــــــــدَبَّرْ عَاقِبَــــــــتَهُ،اول، به آخـرش فکر کن!اول به تهـــــش نگاه کن!از خودت بپرس که چی؟بعـــــــــــدش چی میشه؟
undefined فَإِنْ يَكُ رُشْــداً فَامْضِهِ،اگر دیدی به دردت میخوره،رُشـــــدت میده، یه فایده ایبرات داره، انجــــــــامش بده؛

undefined وَ إِنْ يَكُ غَيّاً فَانْتَهِ عَنْهُ.اما اگر دیدی نه! رشدت که نمیده هیــــچ، باعث میشه عقبگرد هــــم داشته باشی، بی خیالش شو!
undefined الکافی، ج8، ص149، ح130

۱۶:۱۷

در این روایت دو بار فعلِ «یَکونُ»به کار رفته است. اونجاییکه میفرماید:«فَإِنْ يَكُ رُشْــداً... وَ إِنْ يَكُ غَیّاً...»
«یَکُ» در واقع همون «یَکُونُ»هست که نونش حذف شدهundefined
اگر حــرفی مثل «اِن» بر سرفعلی مثل «یَنصُرُ» در بیاد، آخرشساکن میشه: «إن یَنصُرْ»
undefined حالا اگر بر سر «یَکُونُ» وارد بشه، دو تا کار میشه کرد:undefined آخرش رو ساکن کرد: «إن یَکُنْ»undefined نونش رو حذف کرد: «إن یَـــــکُ»

۱۶:۱۸

undefined اگر در آیه یا روایتی دیدی نونشحذف شده، بدان حتماً دلیلی داشته.
مثلا، آیه شریفه از قول حضرت مریممی فرماید: «وَ لَمْ أَكُ بَغِيًّا»
میتونست بگه أکُنْ، اما گفت: اَکُ. یعنی نون رو حذف کرد. چــرا؟undefined
در این آیه،حضرت مریم با فرشتهای که در قــــــالب بشری مجسم شده، صحبت می کند.
خوب دقت کن: قرآن با حذف نون به ما می فهمونه که حضرت مریم علاقه ای بهادامۀ صـــــــــــحبت با مرد غریبه و نامحرم نداشته و میخواسته این صحــبت هرچهزودتر تموم بشه!گرفتی چی شد؟!undefined
حذف این نون کوچولو، دلایل مـــختلفیمی تونه داشته باشه. یکیـــــــش همینیبود که گفتم: سرعت بخشیدن به تمومشدن کلام undefined
یکی دیگه اش هم اینه:undefinedاشاره به کم یا ناچیز بودن. که علت حذف نون در روایت بالا همینه.
فرمود: فَإِنْ يَكُ رُشْــداً...اگه ذره ای باعث رشدت میشد، انجامش بده.
وَ إِنْ يَكُ غَیّاً...و اگه ذره ای باعث اُفتِت میشد،ولش کن!
این معنای دقیق رو از حذف یک«ن» کوچولو فهمیدیم undefined

۱۶:۱۸

یک امروز رو بیا با همدیگهبه این روایت عمل کنیم.
هر حرفی که خواستیم بزنیم،هر کانالی که خواســـتیم بریم،هر صفــــــــــحه ای که خواستیمباز کنیم، هر جایی که خواسـتیمبریم، و کلا هر کاری که خواستیمبکنیم، قبلش از خودمون بپرسیم: undefined «که چـــــــــــــــی؟» undefinedو بعد طبق توصیه پیامبر عمل کنیم.
https://eitaa.com/Arabi0_100/3408

۱۶:۱۹

undefinedقرآن کلام خداundefinedundefinedسی وهفت دعای قرآنی
۱undefinedرَبنَا اغْفِرْ لي‏ وَ لِوالِدَيَّ وَ لِلْمُؤْمِنينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسابُ «ابراهیم۴۱»
۲undefinedرَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذابَها كانَ غَراماً «الفرقان۶۵»
۳undefinedرَبَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ «الدخان۱۲»
۴undefinedرَبَّنا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّميعُ الْعَليمُ «البقره۱۲۷»
۵undefinedرَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا وَ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ «البقره۲۰۰»
۶undefinedرَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النَّارِ «البقره۲۰۱»
۷undefinedرَبَّنا أَفْرِغْ عَلَيْنا صَبْراً وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا وَ انْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرينَ «البقره۲۵۰»
۸undefinedرَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسينا أَوْ أَخْطَأْنا «البقره۲۸۶»
۹undefinedرَبَّنا وَ لا تَحْمِلْ عَلَيْنا إِصْراً كَما حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِنا «البقره۲۸۶»
۱۰undefinedرَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ «آل‌عمران۸»
۱۱undefinedرَبَّنا إِنَّكَ جامِعُ النَّاسِ لِيَوْمٍ لا رَيْبَ فيهِ إِنَّ اللَّهَ لا يُخْلِفُ الْميعادَ «آل‌عمران۹»
۱۲undefinedرَبَّنا إِنَّنا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ قِنا عَذابَ النَّارِ «آل‌عمران۱۶»
۱۳undefinedرَبَّنا آمَنَّا بِما أَنْزَلْتَ وَ اتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاكْتُبْنا مَعَ الشَّاهِدينَ «آل‌عمران۵۳»
۱۴undefinedرَبَّنا إِنَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ وَ ما لِلظَّالِمينَ مِنْ أَنْصارٍ «آل‌عمران‌۱۹۲»
۱۵undefinedرَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً يُنادي لِلْإيمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا «آل‌عمرانن۱۹۳»
۱۶undefinedرَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ كَفِّرْ عَنَّا سَيِّئاتِنا وَ تَوَفَّنا مَعَ الْأَبْرارِ «آل‌عمران۱۹۳»
۱۷undefinedرَبَّنا وَ آتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى‏ رُسُلِكَ وَ لا تُخْزِنا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْميعادَ «آل‌عمران۱۹۴»
۱۸undefinedرَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرينَ «الأعراف۲۳»
۱۹undefinedرَبَّنا أَفْرِغْ عَلَيْنا صَبْراً وَ تَوَفَّنا مُسْلِمينَ «الأعراف۱۲۶»
۲۰undefinedرَبُّنا وَسِعَ رَبُّنا كُلَّ شَيْ‏ءٍ عِلْماً عَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْنا «الأعراف۸۹»
۲۱undefinedرَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ قَوْمِنا بِالْحَقِّ وَ أَنْتَ خَيْرُ الْفاتِحينَ «الأعراف۸۹»
۲۲undefinedرَبَّنا لا تَجْعَلْنا فِتْنَةً لِلْقَوْمِ الظَّالِمينَ «یونس۸۵»
۲۳undefinedرَبَّنا آتِنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَ هَيِّئْ لَنا مِنْ أَمْرِنا رَشَداً «الکهف۱۰»
۲۴undefinedرَبَّنا إِنَّنا نَخافُ أَنْ يَفْرُطَ عَلَيْنا أَوْ أَنْ يَطْغى‏ «طه۴۵»
۲۵undefinedرَبَّنا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا وَ أَنْتَ خَيْرُ الرَّاحِمينَ «المؤمنون۱۰۹»
۲۶undefinedرَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّيَّاتِنا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقينَ إِماماً «الفرقان۷۴»
۲۷undefinedرَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذابَها كانَ غَراماً «الفرقان۶۵»
۲۸undefinedرَبَّنا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنا وَ إِلَيْكَ أَنَبْنا وَ إِلَيْكَ الْمَصيرُ «الممتحنة۴»
۲۹undefinedرَبَّنا لا تَجْعَلْنا فِتْنَةً لِلَّذينَ كَفَرُوا وَ اغْفِرْ لَنا رَبَّنا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ «الممتحنة۵»
۳۰undefinedرَبَّنا أَتْمِمْ لَنا نُورَنا وَ اغْفِرْ لَنا إِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ «التحریم۸»
۳۱undefinedرَبَّنَا اغْفِرْ لي‏ وَ لِوالِدَيَّ وَ لِلْمُؤْمِنينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسابُ «إبراهیم۴۱»
۳۲undefinedرَبَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ «الدخان۱۲»
۳۳undefinedرَبَّنا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذينَ تابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبيلَكَ وَ قِهِمْ عَذابَ الْجَحيمِ «غافر۷»
۳۴undefinedرَبَّنا وَ أَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتي‏ وَعَدْتَهُمْ وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّيَّاتِهِمْ إِنَّك َ أَنْتَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ «غافر۸»
۳۵undefinedرَبَّنَا اغْفِرْ لَنا وَ لِإِخْوانِنا الَّذينَ سَبَقُونا بِالْإيمانِ وَ لا تَجْعَلْ في‏ قُلُوبِنا غِلاًّ لِلَّذينَ آمَنُوا رَبَّنا إِنَّكَ رَؤُفٌ رَحيمٌ «الحشر۱۰»
۳۶undefinedرَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ وَ اعْفُ عَنَّا وَ اغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا أَنْتَ مَوْلانا فَانْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرينَ «البقرة۲۸۶»
۳۷undefinedرَبَّنا وَ اجْعَلْنا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِنا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ وَ أَرِنا مَناسِكَنا وَ تُبْ عَلَيْنا إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحيمُ «البقره »
undefinedدر قنوتهای نمازتان فراموش نشود undefinedالتماس دعاundefined

۴:۵۱

...«««( ﷽ )»»»... undefined تفاوت کوثر و کثیر
undefined «إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَر» (الکوثر: 1)undefinedهمانا ما خیر کثیر (برکت در نسل)به تو عطا کردیم
undefined الکوثر: الخَیرُ الکَثیر
undefined«کَثیر» یعنی زیاد و فراوانundefined امّا «کوثر» اسم مبالغه است و بهمعنای بسیار زیاد و خیر فراوان.
undefined پس، به هر چیز زیــــــــادی میشه گفتکثیر، امّا کوثر فقط به چیز خوبِ زیاد گفتهمیشه، نه هر چیز زیادی!
undefinedundefinedundefinedundefined

۱۷:۳۱

...«««( ﷽ )»»»... undefined تفاوت نَحر و عَقر
undefined «فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَ انحَر» (الکوثر: 2)undefinedپس [به شكرانه آن‏] براى پروردگارت نماز بخوان و شتر قربانى كن.
undefined«عَقر» به معنای پِی کردن و بریدن دستو پای حیوان برای از پا در آوردنشه [مثل شـــترجنگ جمل که سپاه امیرالمؤمـــــــــــــــــــنین علی(علیه السلام) در پی ازپا درآوردنـــــــش بودن تا آتش فتنه بخوابه...]
undefined امّا «نَحر» زدن نیزه به گلوی حیوان (شتر)برای خارج شدن خون از بدنشهundefined
undefined پس در عقر حیوان حرام میشه اما در نحرو ذبح نه، اتفاقا حلال میشهundefined
undefined شتر رو باید نحر کرد، همونطور کهundefined گوسفند رو باید #ذبح کرد.
undefinedundefinedundefinedundefined

۱۷:۳۳

...«««( ﷽ )»»»... undefined تفاوت شانیء و عدو (دشمن)
undefined «إنَّ شانِئَکَ هُوَ الأبتَرُ» (الکوثر: 3)undefinedبله، آن دشمن کینه توزی (که زخم زبان بهتو می زند) خودش اجاق کور است، نه تو!
undefined شانِئَکَ: مُبغِضَکَ (عدوَّکَ)
undefined«شانیء» و «عدوّ» هر دو به معنای دشمنیهستند. با این تفاوت که:
undefined عداوت از مادۀ «عَدو» به معنای تجاوز است.ولی «شَنَآن» کینه توزی است.
undefined به عبارت دیگه: عداوت نتیجۀ شَنآن و حاصلاونه.
undefinedundefinedundefinedundefined

۱۷:۳۴

...«««( ﷽ )»»»...undefined«ابتر»
undefined «إنَّ شانِئَکَ هُوَ الأبتَرُ» (الکوثر: 3)undefinedبله، آن دشمن کینه توزی (که زخم زبان بهتو می زند) خودش اجاق کور است، نه تو!
undefined الأبتَر: المقطوعُ النَّسل و الأثر
undefinedأبتَر یعنی: بی نسل و دم بریده.
undefined بعضی این کلمه را «بی تبار» مــــــعنا کرده اند واین اشتباهه، چراکه تبار مربوط به اجداد و اشخاصقبل از انسانه ولی منظور از «ابـــــــتر» (در آیه) نسل بعد از انسانه...
undefinedundefinedundefinedundefined

۱۷:۳۵

undefinedمدح مولا در آیینه قرآنundefined
undefinedفقط حیدر امیر المؤمنین استundefined
undefinedصاحب اسرارِ «سُبْحانَ الّذي أَسْرى‏» علی‌ست...undefinedبین آیات الهی، آیتِ کبری علی‌ست
undefined«قُلْ هُوَ اللَّهُ أحَد» تفسیری از اخلاص اوستundefinedدر کمال بندگی، یکتای بی‌همتا علی‌ست
undefinedحافظ جان علی «فَاللَّهُ خَيْرٌ حافِظا»undefinedحافظ قرآن به «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا» علی‌ست
undefinedآیت الکرسی به اسم اعظمش مستمسک استundefinedای مسلمانان! به قرآن «عُروةُ الوُثقی» علی‌ست...
undefinedسِیرْ در «ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْض» کُنundefinedچشم دل وا کن ببین پیدا و ناپیدا علی‌ست...
undefined«اُدْخُلُوها بِسَلامٍ ذلِكَ يَوْمُ الْخُلُود»undefinedدر مقام قافِ قرآن، جنت الاعلی علی‌ست
undefinedاز «أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَني‏ آدَم» بپرسundefinedتا بدانی در وفای عهدِ حق، «اَوْفی» علی‌ست
undefinedآسمانِ «رَبَّنا أَنْزِلْ عَلَيْنا مائِدَه»undefinedسفره‌دارِ «اَنْتَ خَیْرُ الرّازقین»، مولا علی‌ست
undefinedنور علمش «عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ» استundefined«عَلَّمَ القرآن» علی و «عَلَّمَ الاَسما» علی‌ست
undefinedلوح محفوظ خدا، «مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتاب»undefinedدر دو عالم «يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَ ما يَخْفی» علی‌ست
undefinedدر طریقت، رایت «إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبيل»undefinedرهنمای «اَلّذِينَ جاهَدُوا فينا» علی‌ست
undefinedاخترِ تابنده‌ی «إِنَّ عَلَيْنا لَلْهُدى‏»undefinedماهِ ظلمت‌سوزِ «وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشى‏» علی‌ست...
undefinedنوح، ایمن ماند از طوفان به یُمن نام اوundefinedباء «بِسْمِ اللَّهِ مَجْراها وَ مُرْساها» علی‌ست
undefinedروح رحمان، قلب قرآن، جان یاسین، نَفْس فجرundefinedصاحب قدر و معارج، شاهد أسری علی‌ست
undefinedعمره و حج و طواف و کعبه و رکن و مقامundefinedزمزم و سعی و صفا و مروه و مسعی علی‌ست
undefined«يَا عَلِىُّ يَا عَظِيمُ يَا غَفُورُ يَا رَحِيم»undefinedیا الهی! مظهر «اَسْمائِکَ الحُسْنی» علی‌ست
undefinedیاد او «تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَر» کندundefinedدر نماز قُرب، «ذِکرُ اللهِ أَکبَر» یا علی‌ست
undefinedسجده، راز سَر به مُهری بود و آخر فاش شدundefinedرازدارِ «سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَی»؏ــلےست
undefinedبشنو از احمد حدیثِ «حَیثُما دار»؏ــلےundefinedتا ببینی هر طرف رو آوَرَد «حَق» با ؏ــلے ست
undefinedتیغش «أَنْزَلْنَا الْحَديد» و ضربتش «بَأْسٌ شَديد»undefinedبهترین توصیف فتحش «لافَتَی اِلَّا عَلِی»ست
undefinedذوالفقار، اثبات حق و نفیِ باطل می‌کندundefinedundefinedبی‌گمان فاروق اعظم در جهان، تنها ؏ــلے ست .
undefinedشاعر:سید محمدرضا یعقوبی آل
undefinedفقط حیدر امیرالمومنین است undefined

undefinedundefined undefinedundefined

۹:۱۶

undefined بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم undefined
undefined سوره یونس آیه 72
undefined فإِن تَوَلَّيْتُمْ فَمَا سَأَلْتُكمُ مِّنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلىَ اللَّهِ وَ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِين‏
undefinedف : حرف استینافundefinedإن : حرف شرط جازم
undefinedتوَلَّيْتُمْ : فعل ماضی باب تفعّل صیغه 9 (و ل ی) لفیف مفروقundefinedفعل و فاعل ضمیر بارز "تم"undefined فعل شرط
undefinedف : حرف جواب شرطundefinedما : نافیه
undefinedسأَلْتُكمُ: فعل ماضی مجرد متکلم وحده (س أ ل) مهموزالعین و صحیح + ضمیر جمع مذکر مخاطبundefinedفعل و فاعل و مفعولundefined جواب شرط
undefinedمنْ أَجْرٍ : حرف جر زائده + اسم (مصدر)undefinedمفعول دوم
undefinedإنْ : نافیهundefinedأجْرِىَ : اسم + ضمیر متکلم "یاء"undefinedمبتدا + مضاف الیه
undefinedإلَّا : ادات استثناء و حصرundefinedعلىَ اللَّهِ : حرف جر + اسم جلالهundefinedجارو مجرور متعلق به محذوف undefined خبر
undefinedو : عاطفه undefinedأمِرْتُ : فعل ماضی مجهول مجرد متکلم وحده (أ م ر) مهموزالفاء و صحیحundefined فعل مجهول و نائب فاعل "ت"
undefinedأنْ : حرف ناصبه یا مصدری undefinedأكُونَ : فعل مضارع ناقصه متکلم وحدهundefined فعل ناقصه + اسم آن " انا" مستتر
undefinedمنَ الْمُسْلِمِين‏: حرف جر + ال موصول + اسم فاعل جمع مذکر باب افعالundefinedجار و مجرور متعلق به محذوف undefined خبر أکون
undefined پس اگر روى بگردانيد، پس درخواست نمی کنم از شما هیچ مزدی، نيست مزد من مگر بر خدا و امر شدم كه باشم از مسلمانان‏
undefinedundefinedundefined
۱)فان تولیتم فما سالتکم من اجر (جمله کلی که عطف به جواب ندا در آیه قبله)۲)ان تولیتم :جمله شرط؛محلا مجزوم فما سالتکم من اجر: جمله جواب؛محلا مجزوم ۳)ان اجری الا علی الله:جمله اسمیه ،تعلیلیه محلی از اعراب نداره۴)وامرتُ ان اکون من المسلمین ؛عطف به تعلیلیه و محلی از اعراب نداره۵)ان اکون من المسلمین :محلا منصوب مفعول امرتُ هستundefinedundefinedundefinedاقسام "فاء"

undefinedفاء السببیّة که بر سر فعل مضارع می آید و قبل از آن نفی یا طلب (امر یا نهی...) قرار می گیرد:یا لیتنی کنت معهم فافوز فوزا عظیما معنی تا ؛بدین سبب معنی خوبی برای فاء سببیه است undefinedفاء ربط که رابط بین فعل شرط و جواب است: اگر جواب شرط جمله اسمیه یا امر یا نهی یا استفهام باشد یا (قد، س ، سوف ،لن ) داشته باشد واجب است بر سرجواب شرط فاء جواب شرط (جزاء) بیاید. مانند :
ان یمسسک بخیرفهو علی کل شیء قدیر
undefinedحرف عطف: جمله ما بعدش را به ما قبلش عطف می کند مثل واو هست اما برای تعقیب و ترتیب بیشتر بکار میره
undefinedتعليل : معنی «به علت اینکه »دارد مانند: فاخرج فانک رجیم خارج شو زیرا تو رانده شده هستی

undefined فاءفصيحة: برسر جواب شرطی می آید که جمله شرط آن حذف شده است
فاء استینافیه: حرفی است که ما بعد آن با کلام سابق هیچگونه رابطی ندارد (البته در لفظ) و جمله بعد شروع جمله جدید است و این فاء محلی از اعراب ندارد‏(فلمّا آتاهما صالحا جعلا له شرکاء فیما آتاهما فتعالی اللّه عمّا یشرکون)undefined نکته:فرق بین «فاء السببية» و «فاء تعليل»این است که در«فاء السببية» ما قبل آن علت برای مابعد فاء است و در«فاء تعليل»ما بعد آن علت برای ما قبل استمثلا در جمله اخرج منها فإنك رجيم جمله انک رجیم دلیل است برای خروج یعنی چون رانده شده ای از درگاه خدا پس خارج شو اما درجمله یا لیتنی کنت معهم فافوز فوزا عظیما ارزوی بودن با انها میکنیم که این بودن با آنها دلیل مبشود برای رستگاریundefinedundefinedundefinedundefinedاَن به چهار صورت می آید:
undefinedحرف مصدری
بعد از آن به تاویل مصدر میرهundefined هم بر فعل مضارع داخل می شه هم بر فعل ماضیالم یان للذین ان تخشع قلوبهم بر فعل ماضی داخل می شودundefinedنکته۱ :هرگاه تونستیم أن با فعل متصل مابعدش را به تأویل مصدر ببریم،أن مصدریه ست مثل ان تصوموا خیرٌ لکم،که مؤولش می شود:صیامُکم خیرٌ لکم،بَلَغنی ان نجحتَ‌،مؤولش می شود:بَلَغنی نجاحُک،اما اگر به تأویل مصدر نرفت،أن مصدریه نیست.undefinedنکته۲:أن مصدریه هرگاه بر سر فعل مضارع بیاید،حتما أن ناصبه ی فعل مضارع است(أن ناصبه ی مصدریه)،مانندو نرید اَن نَمنَّ
undefinedمفسِّرهشرایطش اینه که قبل و بعدش جمله ست (بین دو جمله وارد میشه) و قول آن جمله را بیان می کند. فعل در قبلش هم معنی قوله اما خود ریشه "قول" نباشهمانند:...أوحینا إلی موسی أن أسر.undefinedنکته:معمولا بعد از أن مفسره فعل طلبی مثل امر،نهی و...،می آید، و اگر فعل مضارع بیاید اونو منصوب نمیکنه توی قرآن فکرنمیکنم داشته باشیم که بعدش فعل مضارع اومده باشهمثل آیه ی بالا که بعد از أن فعل امر،آمده است قول اون جمله را بیان می کنه(توی وحی چی گفته شد؟؟ اینکه کوچ بده )؛ أوحینا،به معنی قول است undefinedحرف جر بر ان مفسره نه در تقدیر و نه در ظاهر وارد نمیشه
undefinedزائدکه بعد از (لمّا)ی زمانیه میاد و بین فعل قسم و لو فکر کنم تو قرآن فقط بعد از لما اومده
undefinedمخفَّفه از (انَّ) ثقیلهبعد از فعل یقینی می اید(ظن ،علم ،یقن و..)undefinedنکته ۱:واجب است اسم آن ضمیر شأن باشدundefinedنکته۲:هرگاه بین أن و فعل بعدش قد،سین

۲:۲۱

،سوف،لم،لن،فاصله انداخت، أن حتما مخففه از ثقیله است.

۲:۲۱

undefined اقسام «اذ»
undefined«إذْ» دو قسم است: undefined اسم زمان گذشته undefined حرف فجائیه
undefined «اذ» اسمیه خودش چند قسم است:
undefined الف) اسم زمان گذشتهundefined«إذ» ظرفیه: از ظروف مبنی است که همواره به جمله اضافه شده و بر زمان گذشته دلالت دارد.
undefinedچنانچه «إذ» اسم زمان باشد، undefinedچهار کاربرد دارد:
undefined ظرف زمان، مفعول فیه قرار می گیرد.مانندundefined<لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنينَ إِذْ يُبايِعُونَكَ> (خداوند از مؤمنان هنگامى كه با تو بيعت كردند راضى و خشنود شد.)undefinedدر اینجا «إذ» مفعول فیه است.
undefined مفعول به قرار می گیرد. undefined<وَ اذْكُرُوا إِذْ كُنْتُمْ قَليلاً فَكَثَّرَكُم> (به خاطر بياوريد زمانى را كه اندك بوديد و او شما را فزونى داد)undefinedدر اینجا «إذ» مفعول به «أذکُر» است.
undefined بدل قرار می گیرد.undefined<وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ مَرْيَمَ إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِها مَكاناً شَرْقِيًّا> (و در اين كتاب (آسمانى) مريم را ياد كن، آن هنگام كه از خانواده‏اش جدا شد و در ناحيه شرقى (بيت المقدس) قرار گرفت‏) undefinedدر اینجا «إذ» بدل از «مریم» است،چرا که هدف یاد کردن مریم نیست،بلکه یاد کردن حالت و ساعت خاصی از مریم است.
undefined مضاف الیهِ اسم زمان قرار می گیرد.undefined<رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا> ‏(اى پروردگار ما! پس از آنكه ما را هدایت كردى دل‏هايمان را منحرف مگردان‏) undefinedدر اینجا «إذ» مضاف الیه «بعد» است.
undefined ب) «إذ» فجائیه «إذ» فجائیه حرفی است که پس از «بینا» و «بینما»ی ظرفیه، قرار می‌گیرد. مانند:
undefinedإنّ أهلَ الدنيا كَرَكْبٍ بَيْنا هُم حَلُّوا إذ صاحَ سائقُهُم فارتَحَلُوا (اهل دنيا مانند كاروانى هستند كه در منزلى فرود آمده باشند و ناگاه قافله‏سالار بانگ رحيل زند و آنان كوچ كنند.)

۱۴:۳۶