این همان روز دهم، میدان جنگ کربلاستآری آری گوش کن، صهیون، رجزها آشناست
نوجوانی از بسیج و خار چشم ظالم استآن که در پس کوچهها بیدار مانده قاسم است
قاسم است و غیرت ایرانیش، جوش آمدهستقاسم است و جوشن یا فاطمه پوش آمدهست
ماهِ رویش میزند بر ظلمت شب نور راتا بیاندازد به تورش دشمن مزدور را
آن جوان، شیر غیورِ پرغرور لشگر استشهرتش فرمانده گردان علی اکبر است
آن حبیب است و زهیر و نافع و عون و وهبشیرمردان دلیر حملههای نیمه شب
چشمهاشان نافذ و شمشیرهاشان ذوالفقارشعلههاشان سوز آهِ مادران داغدار
مرگ بر خطِ امانِ جبههی خناسهاکار افتاده است دست ما ولی بشناسها
میشود با رعد طوفانی سجیل و شهابشام مرگ نحس دشمن جلوهای از آفتاب
این که انگشت رجز خوانش طلوعی در شب استخادمی از خادمان روضههای زینب است
با کلامش یک تنه جنگ جهانی میکندزیر تیر و تیغ دارد خطبه خوانی میکند
مرگ را این گونه در تصویر زیبا کرده استاو که بی شمشیر با تکبیر غوغا کرده است
باز هم میدان رزم حق و باطلها بپاستآن امام و این قیام و خاک اینجا کربلاست
ما ولی آن کوفیان آن بی وفایان نیستیمما که پای عهدمان تا پای جان میایستیم
ما نه ترسویان صلحیم و نه خاموشان جنگما حضوریم و ظهوریم و جواب بیدرنگ
آری ای صهیونِ بی مقدار با ما جنگ کنسعی کن ، بیچاره شو ، آواره شو نیرنگ کن
این سرود ملیِ پایان ذلتبار توستجنگ کن تا میتوانی، آخرین پیکار توست
#وعده_صادق #غدیر #مرگ_بر_اسرائیل #انتقام_ملی #عصرشعرهنگامه
۱۴:۱۶