رستاخیزِ جان در برابرِ انجمادِ سنگنگارهمرور نقاشی «میلاد» از کاظم چلیپا
گاهی کلمات در قالب نثر، توانِ کشیدنِ بارِ معنایی یک نقاشی را ندارند؛ آنجاست که شعر به کمک میآید. مثل ابیات علیمحمد مؤدب که گویی شرحی است بر جهانِ این نقاشی از کاظم چلیپا:«بیپنجره، بیچهره ما دیوارها بودیمبودیم و در تاریکی دنیا رها بودیمما کوروکر دیوارها، دیوارهایی سنگدر حسرت آیینهٔ دیدارها بودیم...دیوارهایی خسته از دیوار بودنهادیوارهایی خسته از آوارها بودیم».
همیشه در نقاشیها، مضامین ایثار و شهادت (وجوه ایجابی) برجسته است، اما نهضت اسلامی، وجوهی «سلبی» هم دارد. یکی از آن وجود، نفی سیاست باستانگرایی بود. رژیم پهلوی اول و دوم میخواستند با ایجاد پیوندی ایدئولوژی بین حکومت خود و سلسلههای تاریخی، مشروعیت نظامشان را تقویت و نفوذ دین را کمرنگ کنند. برای این هدفشان هم برنامههای هنگفتی مانند جشنهای ۲۵۰۰ ساله برگزار کردند. با این وجود، در آثار گوناگون پساز پیروزی انقلاب، تنفر هنرمندان از این ایده به چشم میخورد.
در نقاشی «میلاد»، چلیپا، انسانی ایرانی را به تصویر کشیده است که از درون پیکر سنگنگارهای، جانی دوباره گرفته است. گویی تا آن لحظه، صرفا موجودیتی انتزاعی و ایستا داشته است. اما ناگهان از جسم کهنهٔ خودش بیرون میآید و به دنبال هویتی تازه میگردد. این حرکت، در واقع یک هجرت است؛ هجرت از «باستانگرایی فرمایشی» و عبور کردن از نقش تکراری رعیتِ شاه بودن. او انگار از «دیوار بودن» خسته است. انسانِ برآمده از این تحول، حالا از هیبت سنگی، به مقام یک روح زنده و پویا در تاریخ، میخواهد نقشهای جدید ایفا کند. این نقاشی در سال ۶۲ خلق شده است. چلیپا در دیماه سال ۶۳ نقاشی دیگری با عنوان «روز بزرگ» میکشد که در آن نقاشی نیز به نحو دیگری این را نشان میدهد که مردم ایران، چیزی جدای از آن سنگنگارهها یا سنگوارههایی هستند. انشاءالله در روزهای آینده به مرور آن اثر هم خواهیم پرداخت.
[فایل باکیفیت نقاشی ](https://ble.ir/baftar_resane/-7117617302747682371/1770120313903)
کاظم چلیپا از تابلوی «میلاد» میگوید ([ویدیو](https://ble.ir/baftar_resane/8718724816573889218/1770121058416))
برای دیدن و شنیدن مهمترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:
@baftar_resane
۱۱:۳۸