سلبریتیزدگی
یکی از نشانههای جوامعی که در معرض جنگ شناختی قرار میگیرند، جابهجایی مرجعیت است؛ جایی که تحلیل از نخبگان فکری و مراکز تخصصی جدا میشود و به دست چهرههایی میافتد که تنها سرمایهشان «*شهرت*» است. این جابهجایی، اتفاقی نیست؛ یک پروژه شناختهشده در ادبیات جنگ شناختی است. در ایران، سلبریتی نه صرفاً بازیگر یا هنرمند، بلکه برای بخشی از جامعه «مرجع اعتماد» شده است. همین ویژگی، او را به هدفی طلایی برای بهرهبرداری رسانهای تبدیل میکند.
وقتی چنین فردی، بدون شناخت لایههای امنیتی، اجتماعی و تاریخی یک بحران، موضعگیری میکند، عملاً نقش شتابدهنده بحران را بازی میکند حتی اگر خودش این نقش را نپذیرد. مسئله اینجا دیگر «انتقاد» یا «اعتراض» نیست؛ مسئله نوع روایت است. روایتهای احساسی، دوقطبیساز، فاقد زمینه تاریخی و بیتوجه به پیامدها، دقیقاً همان سوختی هستند که پروژههای فشار خارجی به آن نیاز دارند. تجربه کشورهای مختلف در تاریخ معاصر نشان داده که بیثباتسازی اجتماعی، بیش از آنکه از خیابان آغاز شود، از «ذهنها» شروع میشود.
در چنین شرایطی، سلبریتی بیتحلیل، نه فقط قربانی جنگ شناختی، بلکه بخشی از آن میشود. او ناخواسته به بازوی رسانهای جریانی تبدیل میشود که درد مردم را نه برای حل، بلکه برای تشدید شکافها مصرف میکند. اینجا دیگر پای نیت وسط نیست؛ کارکرد اجتماعی کنشها معیار قضاوت است. انقلاب اسلامی از ابتدا بر «آگاهی» بنا شد، نه هیجان. بر «تشخیص» تکیه دارد، نه موجسواری. امروز هم همان منطق پابرجاست. کسی که خود را در قامت کنشگر اجتماعی میبیند، باید بداند هر کلمهاش میتواند امنیت روانی جامعه را تقویت یا تخریب کند. سکوت مسئولانه در لحظه ندانستن، بسیار شرافتمندانهتر از فریاد ناآگاهانه در لحظه التهاب است.
نکته مهمتر این است که ملیت، یک شعار تزئینی نیست. ملیت یعنی فهم این واقعیت که ایران، یک جزیره جداافتاده از مناسبات جهانی نیست؛ کشوری است که دهههاست تحت فشار، تحریم، عملیات رسانهای و پروژههای مهندسی افکار عمومی قرار دارد. همصدایی حتی ناخواسته با روایتهایی که از بیرون این فشارها را طراحی میکنند، به معنای نادیده گرفتن این واقعیت تاریخی است.
در این میان، مردم هزینه میدهند؛ نه سلبریتی. مردماند که امنیت، آرامش و حتی جانشان در معرض خطر قرار میگیرد. بنابراین مطالبه از چهرههای مشهور، مطالبهای بهحق است: یا در جایگاه خود بمانید،
یا اگر وارد میدان میشوید، مسئولیت آن را تمامقد بپذیرید.
امروز، تشخیص درست یعنی نایستادن کنار موج، بلکه ایستادن کنار حقیقت، منافع ملی و عقلانیت انقلابی. تاریخ، با پیروان احساسات و کسانی که سوار بر موجها سعی کردند به جایی برسند تعارف ندارد و آنها را به سادگی حذف میکند؛اما آنهایی که در بزنگاهها درست ایستادند و جبهه صحیح را با شناخت تشخیص دادند، در حافظهملّی ماندگار هستند.
بله | ایتا | سروش+
یا اگر وارد میدان میشوید، مسئولیت آن را تمامقد بپذیرید.
۱۰:۲۱