پیام همکاران
ماده ۱ ـ اصل بیننسلی و مالکیت جمعی منابعصندوق نهادی بیننسلی است که منابع آن حاصل تلاش نسلهای مختلف کارکنان صنعت نفت میباشد و به همه آنان تعلق دارد؛ از دیروز تا امروز و فردا.هیچ سیاست یا تصمیمی نباید موجب شود که حقوق یک نسل فدای نسل دیگر گردد.توضیح ساده:پول صندوق مال همه است؛ قدیمی و جدید. هیچکس نباید بازنده این چرخه باشد.
ماده ۲ ـ اصل عدالت و منع تبعیض زمانیبازنشستگانی که از نظر رتبه، منطقه خدمت، سابقه و شرایط شغلی مشابه هستند، باید از مستمری برابر برخوردار باشند.تاریخ بازنشستگی نباید به مرز تبعیض تبدیل شود و هیچ بازنشستهای نباید تنها به دلیل زودتر یا دیرتر بازنشسته شدن، از حق خود محروم گردد.
ماده ۳ ـ مبنای همترازی مستمری (با حفظ فرمول بازنشستگی)فرمول محاسبه بازنشستگی طبق مقررات جاری صنعت نفت معتبر بوده و تغییری نمییابد.لیکن در اجرای همترازی و متناسبسازی، معیار سنجش و اصلاح مستمری بازنشستگان، حقوق و مزایای مشمول کسور شاغلان همرتبه، هممنطقه و همسابقه میباشد؛ نه درصدهای ثابت و نه میانگین صندوقهای غیرهمسان.این اصل، پیوند بازنشسته با نظام حقوقی شاغلان را زنده نگه میدارد و مانع گسست عدالت در گذر زمان میشود.
ماده ۴ ـ اصل یکنواختی اقلام کسورپذیرهرگونه تغییر در اقلام مشمول کسور شاغلان، اعم از افزودن یا حذف مزایا، باید به صورت عادلانه و یکسان در محاسبه مستمری کلیه بازنشستگان همشرایط نیز اعمال گردد.ایجاد تفاوت ساختاری میان نسلهای بازنشسته ممنوع بوده و نباید تاریخ بازنشستگی موجب برخورداری یا محرومیت از مزایای بنیادین شود.این اصل برای جلوگیری از تکرار تجربه تفاوتهای قبل و بعد از سال ۱۳۹۳ وضع میگردد.
ماده ۵ ـ شمول کلیه مصوبات مؤثر بر مستمریافزایشهای سالیانه حقوق که طبق ضوابط عمومی انجام میشود معتبر بوده و باید در مستمری بازنشستگان نیز اعمال گردد.همچنین هرگونه مصوبه خاص یا فوقالعادهای که خارج از روند عادی افزایش سالیانه تصویب شود و موجب تغییر پایه حقوق یا مزایای شاغلان گردد و بر مستمری اثر تاریخی داشته باشد، باید به صورت همسان در حقوق بازنشستگان همشرایط منظور شود.عدالت زمانی معنا مییابد که شاغل و بازنشسته از یک منطق واحد پیروی کنند.
ماده ۶ ـ اصل شفافیت و حق اعتراضضوابط، فرمولها و مبانی محاسبه مستمری باید روشن، شفاف و قابل دسترس برای همه بازنشستگان اعلام گردد.هر بازنشسته حق دارد نسبت به نحوه محاسبه مستمری خود اعتراض نماید و از رسیدگی منصفانه، مستند و محترمانه برخوردار شود.شفافیت، ستون اعتماد است و اعتماد، سرمایه اصلی صندوق.
ماده ۷ ـ صیانت از منابع صندوقمنابع صندوق امانت بازنشستگان است و باید صرفاً در جهت رفاه، معیشت و پایداری بلندمدت آنان مصرف شود.هرگونه استفاده از این منابع در امور غیرمرتبط با حقوق بازنشستگان ممنوع بوده و مغایر با فلسفه وجودی صندوق است.
توصیه پایانی : دعوت به همراهی و مطالبه آگاهانه این منشور حاصل دغدغه عدالت، کرامت انسانی و آیندهنگری است.اجرای آن تنها با اراده مدیران ممکن نمیشود، بلکه نیازمند همبستگی و مطالبه آگاهانه جامعه بازنشستگان است.از دبیر و مدیران کانونهای بازنشستگان، فعالان فضای مجازی و کلیه بازنشستگان صنعت نفت انتظار میرود با همدلی و همصدایی، از مدیران صنعت نفت و صندوق بخواهند مفاد این منشور در اساسنامه و آییننامههای رسمی گنجانده شده و به صورت عملی اجرا گردد.امید آن است که با این همراهی جمعی، عدالت درونصندوقی به یک اصل پایدار تبدیل شود و هیچ بازنشستهای نسبت به فردای خود احساس نگرانی نکند، بلکه با آرامش و عزت زندگی کند.بازنشستگان عزیز مجددا یاد آور میشوم حتما پیگر این منشور باشید تا حال و آینده تان تضمین شود .
علیرضا علمداری ۱۴۰۴/۱۱/۲۵
۷:۰۱
پیام همکاران
۷:۰۱
بازارسال شده از مقصود فردمدحی
نقش رأیدهندگان در ناکارآمدی آرام
کانونها در خلأ به این وضعیت ناکارآمد در مطالبات صنفی نرسیدهاند. آنچه امروز دیده میشود ، حاصل یک روند تدریجی است که تک تک اعضای کانون ها و هیئت مدیره و مدیران آن در آن نقش داشتهاند و هم بدنهای که به مرور ، مطالبهگری را به عادت واگذار کرده است.نقد وضعیت کانونها ، اگر تنها متوجه هیئتمدیرههای آنها باشد ، ناقص است ، زیرا بخشی از این ناکارآمدی ، در فرآیند انتخاب و رأیدادن در انتخابات در آن بازتولید میشود.
در این سالهای ، رأی در بسیاری از انتخابات صنفی ، از ابزار عقل جمعی به امتداد روابط شخصی تبدیل شده است.رفاقتهای قدیمی ، هممسیر بودنهای غیرصنفی و آشناییهای سالیان گذشته با هم و گاها همنورد و رفیق گرمابه ، جای پرسش و ارزیابی این امر مهم را گرفتهاند . نتیجه آن شده که افراد ناتوان ، بیبرنامه و فاقد تجربه کنشگری ، و گاها شود جو ، تنها به پشتوانه شناخت شخصی یا سابقه اداری ، بر جایگاه نمایندگی مینشینند.
در این میان ، نقش بازنشستگان ، که در رأیگیریها مشارکت میکنند ، قابل چشمپوشی نیست.رأی داده میشود ، اما سؤال پرسیده نمیشود. کمتر کسی از نامزد میپرسد که : چه میخواهد بکند چه طرحی برای کنشگری داردچگونه میخواهد هزینه مطالبه را بپردازدو اساساً سابقه او در ایستادن پای حق چیست؟
رزومههای اغلب این حضرات به سالهای خدمت اداری خلاصه میشوند؛ سالهایی که بیشتر با اطاعت و بلهچشمگویی تعریف شدهاند ، نه با استقلال رأی و توان چانهزنی.
وقتی نامزدها بدون پاسخگویی انتخاب میشوند ، طبیعی است که پس از انتخاب نیز خود را ملزم به پاسخ ندانند. کانونی که از دل چنین انتخابی بیرون میآید ، نه جسارت حضور دارد ، نه توان مطالبه ، و نه اراده شفافسازی. این چرخه ، آرام اما پیوسته ، نهاد صنفی را از درون تهی میکند.
در بزنگاههایی که حق ، نیازمند ایستادن بوده ، این ضعف آشکارتر شده است.و دیده میشود عده ای ذینفع ، جلو رفته و هزینه داده ، اما بسیاری از کانونها به حاشیه امن پناه بردهاند.دستاوردهایی که امروزه از آن سخن گفته میشود ، بیش از آنکه حاصل مدیریت نهادی باشد ، نتیجه فشار و پیگیری جمعی خارج کانون ها بوده است. انکار این واقعیت ، فقط فاصله میان نماینده و نمایندگیشونده را در حال کنونی بیشتر کرده است،
مسئله اصلی ، فقدان فرهنگ پرسش است.تا زمانی که رأیدهنده خود را موظف به سؤال نداند ، نماینده نیز خود را موظف به پاسخ نمیداند. تا وقتی انتخاب بر پایه آشنایی باشد نه برنامه حضرات نامزدهای انتخابات ، نتیجه همان خواهد بود که اکنون شاهد آن هستیم. کانونهایی با نام پرطمطراق و اثرگذاری اندک و ۸۰ درصد پوچ در پوچ.
راه اصلاح ، از تغییر این منطق آغاز میشود. در انتخابات رأی باید مشروط شود به برنامه ، به سابقه کنشگری ، به شفافیت موضع و به آمادگی برای پرداخت هزینه . نامزد باید بداند که صرف نشستن بر صندلی ، نه امتیاز است و نه افتخار ، بلکه تعهد است. و رأیدهنده باید بپذیرد که هر رأی بیپرسش ، مشارکت در تداوم وضع موجود است.
این متن ، دعوت به تخریب نیست. دعوت به بازگشت به عقلانیت صنفی است. اگر قرار است کانونها در کنشگری معنا پیدا کنند ، این معنا از همزمانی دو تغییر میآید: نمایندگانی که جرأت کنش داشته باشند و بدنهای که جرأت سؤال کردن را از خود دریغ نکند.
سکوت مدیران کانون ها ، بدون سکوت رأیدهندگان ممکن نمیشود و تغییر ، دقیقاً از همان نقطهای آغاز میشود که رأی ، آگاهانه داده شود.
مقصود فردمدحی ۲۳ بهمن ماه ۱۴۰۴
۴:۳۴
بازارسال شده از مقصود فردمدحی
روایت فرسایش نهاد صنفی
کانونها قرار نبود زینت نام باشند و نه پناهگاه عافیت.فلسفه وجودی آنها دفاع آگاهانه و پیگیر از حقوق جمعی بود و هست. نهادی که باید هم چشم بیدار صنف باشد و هم دست پیشبرنده مطالبات.
آنچه امروز از کانونها دیده میشود فاصلهای عمیق با این معنا دارد. فاصلهای که دیگر نه با مصلحتگویی قابل توجیه است و نه با گذر زمان. تهی شدن از کنش و ناتوانی در دیدن واقعیتها به وضعیتی عادی بدل شده است.
مسئله چند خطا یا چند چهره نیست. آنچه فرسوده شده خود سازوکار نمایندگی است.کانونهایی که به جای کنش به سکون خو گرفتهاند ، به جای حضور به مکاتبه دل بستهاند ، به جای مطالبه به حفظ صندلی رضایت دادهاند.دفاع به جلسههایی تقلیل یافته که بیشتر به کاروانسرای خیال میماند. جایی که خامان سایهها را به جای حقیقت مینشانند و تصویر همان سایهها را یادگار میبرند.
این تغییر مسیر آرام و بیسروصدا رخ داده اما پیامدهای آن سنگین و پرهزینه بوده و مستقیما به نابودی حقوق ذینفعان انجامیده است.
سالهاست بازنشستگان میپرسند و پاسخی نمیشنوند ، نه گزارش روشنی از سرنوشت داراییهای جمعی وجود دارد ، نه تحلیل مستقلی از وضعیت معیشت ، نه حتی تلاشی منسجم برای آگاهسازی ذینفعان ، گویی کانون بیش از آنکه خود را نماینده بداند ناظری خاموش است که بودن و نبودنش تفاوتی ندارد. و بدتر آنکه نماینده بد خود نوعی آسیب است ، از ناآگاهی این حضرات یک دهه اخیر، همچون عدم دفاع در برابر اساسنامه تحمیلی ، به فنا رفتن اموال صندوق چون ساختمان لندن و دکل نفتی و .. از تصاحب صندوق بین نسلی با افراد خارج از بدنه نفت و با تصمیمهایی چون خرید سهام هلدینگ خلیج فارس و باشگاه استقلال و موارد مشابه.
کلنون ها در بزنگاههایی که هزینه واقعی داشته این خلأ آشکارتر شده است. از جمله سکوت چندماهه کانون ها و در رأس آن دبیر دورهای مجمع کانونهای نفت در رخدادهایی که بیش از هر زمان نیاز به حضور و ایستادن در مقابل ان بود اما ترجیح داده شد به لاک فرو روند و حتی مقابل ذینفعان قرار گیرند.
واقعیت تلخ آن است که هر جا حق نیازمند ایستادگی بوده بازنشستگان خود پیشقدم شدهاند و خطر را به جان خریدهاند و کانونها عقب ایستادهاند و تخریب کردند.باید حقیقت را گفت اندک دستاوردهای این سالها در مطالبات صنفی ، بیشتر حاصل جسارت جمعی بوده نه محصول نشست ها و جلسات و نامههای بیحاصل کانون ها .این حقیقت هرچند تلخ اما انکارناپذیر است و انفعال کانونها تنها شکاف بیاعتمادی را بین بازنشستگان عمیقتر کرده است.
مشکل بزرگتر آنجاست که این انفعال عادی شده است. سکوت فضیلت شمرده میشود و مطالبه بیادبی. حال آنکه نهاد صنفی اگر مطالبهگر نباشد اگر نپرسد اگر نایستد نامش هرچه باشد کارکردش از میان رفته است. کانونی که نداند در پیرامونش چه میگذرد یا بداند و دم نزند دیگر پناه اعضا نیست و نبودنش از بودنش کمهزینهتر است.
این سخن از سر تخریب نیست. هشدار است به کانون ها که ادامه این مسیر به تهی شدن کامل نهادهای صنفی میانجامد.جایی که نامها میمانند و معناها فرو میریزند. اگر قرار است کانونها بمانند باید شفافیت شجاعت حضور و پاسخگویی از سایه به نور آورده شود.
راه تغییر صرفا تعویض چهرهها نیست. بازسازی زیرساختهاست ، بازتعریف نقشها ، پاسخخواهی از مدیران صندوق و وزارت نفت ، میدان دادن به نیروهای توانمند ، و پایان دادن به انحصار سالخوردهای که نه توان حرکت دارد و نه اجازه حرکت میدهد.این تغییر انتخاب نیست. ضرورت است.سکوت در برابر فرسایش بیطرفی نیست. همدستی ناخواسته با زوال است ، اگر امروز این حقیقت گفته نشود فردا گفتنش دیر خواهد بود و شاید هم دیر شده باشد.
مقصود فردمدحی ۲۴ بهمن ۱۴۰۴
۴:۳۵
پیام همکاران
دوستان امروز کانونهای ۲۵گانه عازم تهران شدند تا فردا و پس فردا جلسه هایی با روسای صندوق نفت اقای حسین زاده و اقای بابک نیا داشته باشند.لطفا به انها بفرمایید که مصرانه پیگیر مطالبات عقب افتاده ازجمله بن کارتهای ۱۴۰۲،مطالبات ماده ۱۰،همسانسازی درست ودقیق حقوق،مطالبات کد ۲۳.افزایش حقوق سالیانه مطابق تورم ،وضعیت درمان و دارو و بقیه طلب های گذشته بازنشسته ها باشند.باتشکر۲۸بهمن۱۴۰۴@bazneshasteganenaft
۵:۴۲
۵:۱۴

بسیار عالی کل قرآن با متن و صوت.هم سایز متنش کوچک و بزرگ میشه هم سرعت صوتش کم و زیاد میشه...
https://share.google/zdp1ZVDLnQ16IaALHبرای دیگران هم به اشتراک بگذارید بسیار کاربردی هست.
۸:۲۳
همراهان گرامی سلام ،
به استحضار میرساند بر اساس سخنان جناب مهدی مقیمی، معاون محترم صندوق نفت، موضوع همسانسازی حقوق بازنشستگان سال ۱۴۰۳ مطابق قانون ۷۰ درصد در هیأت امنا مطرح و به تأیید هیأترئیسه رسیده و مقرر شده بود حداکثر ظرف یک ماه، همراه با پرداخت مابهالتفاوت، اجرایی شود.ایشان در تاریخ ۲۷ آذر ۱۴۰۴ نیز اعلام کردند که همسانسازی همکارانی که در سال ۱۴۰۳ بازنشسته شدهاند در ماه پیش رو (دیماه) اجرایی خواهد شد. اکنون در اسفندماه قرار داریم و بیش از دو ماه از زمان اعلامشده گذشته است، اما متأسفانه تاکنون این وعده عملی نشده است. هرچند یکی از همکاران صندوق عنوان کرده است که تلاش خواهد شد تا پایان اسفند این موضوع اجرایی شود که امیدواریم این وعده نیز محقق گردد.با توجه به صراحت قانون و تأیید مراجع تصمیمگیر، انتظار میرود صندوق نفت در تحقق هرچه سریعتر این مطالبه صنفیِ بهحقِ بازنشستگان سال ۱۴۰۳ تسریع نموده و نسبت به اجرای کامل همسانسازی و پرداخت معوقات اقدام فوری به عمل آورد.بااحتراممسچی مقدمبهمن ۱۴۰۴┈••✾•۲:۵۴
۲:۵۵
۲:۵۵
تاریخ انتشار: ۲ اسفند ۱۴۰۴
تشریح فرآیند محاسبه و پرداخت مبالغ ماده (۱۰)
معاونت بازنشستگی صندوقها با تشریح سازوکار اجرایی ماده (۱۰) اعلام کرد پرداختهای انجامشده در بهمنماه بهصورت علیالحساب و ناظر بر مطالبات دوران اشتغال مشمولان بوده و تسویه نهایی مبالغ پس از تکمیل محاسبات فنی بیمهای، کنترلهای مالی و تأمین منابع کارفرمایی انجام خواهد شد.معاونت بازنشستگی صندوقها در راستای شفافسازی روند اجرای ماده (۱۰) و پاسخ به پرسشهای مطرحشده از سوی بازنشستگان، توضیحاتی را درباره نحوه محاسبه و پرداخت مبالغ مرتبط با این ماده قانونی ارائه کرده است.
بر اساس این توضیحات، مبالغ مربوط به دوران اشتغال مشمولان ماده (۱۰) که از سوی کارفرمایان ذیربط وصول و در حسابهای صندوق شناسایی شده بود، بهصورت علیالحساب و همزمان با پرداخت مستمری بهمنماه به حساب افراد مشمول واریز شد؛ بهگونهای که حدود ۶۰ درصد از مبلغ محاسبهشده به حساب مستمریبگیران و مقرریبگیران واجد شرایط پرداخت شده است.
پرداخت باقیمانده مبالغ مرتبط با دوران بازنشستگی منوط به تکمیل محاسبات فنی بیمهای، تطبیق نهایی سوابق پرداخت حقبیمه، انجام کنترلهای مالی و اکچوئری و همچنین تأمین منابع از سوی کارفرمایان مربوطه است که پس از طی این مراحل، در مراحل بعدی پرداخت خواهد شد. در این میان، مطالبات مرتبط با برخی شرکتهای واگذار شده که تاکنون تعهدات کارفرمایی خود را بهطور کامل ایفا نکردهاند، همانند سایر دیون کارفرمایی، بهصورت مستمر از سوی صندوقهای بازنشستگی صنعت نفت در حال پیگیری است.
مشمولان ماده (۱۰) شامل بازنشستگانی هستند که در تاریخ اول فروردین ۱۳۹۳ در وضعیت اشتغال قرار داشتهاند و مطابق مقررات جاری، مشمول احکام و محاسبات این ماده میشوند. با توجه به اعمال تغییرات ناشی از این ماده در کارت حقوق دوران اشتغال بازنشستگان بعد از سال ۱۳۹۳، بازنگری در میزان مستمری مشمولان در دستور کار مدیریت کنترل محاسبات و واحد فناوری اطلاعات قرار دارد و تلاش میشود مستمریهای اصلاحشده در کوتاهترین زمان ممکن نهایی و برای پرداخت در اختیار امور مالی صندوقها قرار گیرد.
در پایان تأکید میشود بازنشستگان محترمی که در خصوص نحوه محاسبه مبالغ یا عدم دریافت وجه در بهمنماه پرسش دارند، مطابق روال معمول به نزدیکترین دفتر نمایندگی محل سکونت مراجعه یا تماس حاصل کنند تا موضوع از طریق کارفرمای مربوطه بررسی و نتیجه نهایی به اطلاع آنان برسد.┈••✾•
۱۷:۲۰
۱۳:۰۹
تاریخ انتشار: ۳ اسفند ۱۴۰۴
سرپرست صندوقهای بازنشستگی صنعت نفت منصوب شد
سید محسن جمالی سرپرست صندوقهای بازنشستگی صنعت نفت شد.در متن حکم دکتر حسین حسینزاده رئیس هیئترئیسه صندوقها خطاب به سید محسن جمالی آمده است:
«با عنایت به تجارب ارزشمند، تخصص و تعهد جنابعالی و مستند به مفاد ماده (۱۷) اساسنامه، بدینوسیله جنابعالی به عنوان سرپرست صندوقهای بازنشستگی صنعت نفت منصوب میگردید. امید است با اتکال به خداوند متعال، در اجرای طرحهای جاری، شتاب لازم حاصل گردد، نوآوریهای مؤثر بهکار گرفته شود و فرایندهای موجود با نظارت مستمر و بهبود پایدار همراه گردد؛ به گونهای که رضایتمندی پیشکسوتان صنعت نفت و خانوادههای محترم آنان ارتقا یابد و انگیزهای مضاعف در میان شاغلان ایجاد شود. اولویتهای کلان این حکم عبارتند از:پیگیری و به سرانجام رساندن امور کارفرمایی از جمله باقیمانده بنکارت، مالیاتها و سایر دغدغههای مرتبط با بخش کارفرمایی، بهویژه در شرکتهای واگذارشده، که از وظایف عمومی صندوقها بوده و مورد توجه بازنشستگان ارجمند است.ارتقای فرایندهای خدمترسانی در نمایندگیهای صندوقها با هدف تقویت و تکریم هرچه بیشتر بازنشستگان و بازماندگان ارجمند و تثبیت جایگاه این بخش بهعنوان پیشخوان خدماتی سطح یک.گسترش خدمات غیرحضوری الکترونیکی در حوزههای اداری، مددکاری، درمان و رفاهی، با حفظ امکان مراجعه حضوری بهگونهای که خدمتگیرنده حق انتخاب داشته باشد.بازطراحی خدمات رفاهی موجود به منظور افزایش کارایی و اثربخشی، متناسب با نیازهای سنی، اجتماعی، فرهنگی و ویژگیهای استانی ذینفعان، و تقویت این بخش برای بازماندگان و فرزندان محترم در اقصی نقاط کشور.تقویت ارتباط و همکاری با کانونهای بازنشستگی صنعت نفت بهعنوان بازوی مؤثر صندوقها در ارائه خدمات، همراه با بازدیدهای میدانی از مناطق و نمایندگیها و برگزاری نشستهای مشترک با بازنشستگان ارجمند. توسعه و ارتقای خدمات درمانی، مددکاری و گردشگری در مناطق هشتگانه صندوقها در سراسر کشور، با اولویت استانهای کمتر برخوردار، بهعنوان یکی از ارکان اصلی خدمترسانی به بازنشستگان.امید است با اتکال به خداوند متعال و با بهرهگیری از توانمندیهای مدیریتی و تجارب ارزنده خویش، در ایفای مسئولیت خطیر محوله موفق و سربلند باشید.┈••✾•
۱۳:۱۰
جناب محسنجمالی که قبلا سمت معاونت مالی وزارت نفت را دارا بوده است بعنوان رئیس صندوق بازنشستگی صنعت نفت منصوب شده است.
۱۴۰۴/۱۲/۰۳┈••✾•۱۰:۰۷
همراهان گرامی، سلام 
بدینوسیله به اطلاع میرساند نمونه اعمال ماده ۱۰ برای همکار بازنشسته با تاریخ بازنشستگی ۱۳۹۳/۰۱/۱۰ و مدرک تحصیلی فوقدیپلم، به مبلغ ۲,۲۲۸,۸۸۰ تومان قطعی، در کارت حقوق بازنشستگان نفت تغذیه مبالغ و اعمال شده است. ۱۳:۳۴
6_144354885304347840_(0).mp3
۲۶:۵۷-۶.۱۷ مگابایت
متاسفانه ایثارگران صنعت نفت مظلوم واقع شدند و کسی به فکر این عزیزان نیست
۴:۴۹
دعای روز نهم ماه مبارک رمضان
┈••✾•۳:۰۳
پیام همکاران
رئیس محترم صندوق بازنشستگی نفت جناب سیدمحسن جمالیسلامضمن قبولی طاعات وعبادات به استحضار میرساند که خود شما سید هستی وبا توجه به اینکه ماه مبارک رمضان یکی از بهترین ماه های مسلمین جهان مخصوصا مردم شریف ایران وبصورت ویژه برای بازنشستگان نفت اهمیت خاصی دارد و در این ماه پر برکت سفره افطاری بازنشستگان میبایست با وجود ساداتی مثل شما پر خیر وبرکت باشدو این مقدور نخواهد شد مگر حالا که شماتشریف آوردید و اولین گام را با پرداخت مبلغ ده میلیون تومان به سفره این عزیزان برکتی بدهید و جد ساداتت را خوشحال کنی واین وقتی ارزشمند و با برکت وشیرین میشه که ظرف ایام خود همین ماه مثلا یکی دو روز آینده نسبت به پرداخت آن اقدام نماییدوما بازنشستگان هم دعا گوی شما وخانواده محترمتان خواهیم شداز طرف بازنشستگان صنعت نفتارادتمند حشمتالله ذوالفقاریبازنشسته مناطق نفت خیز جنوب اهواز
۳:۰۴
من صندوقم و حرف دارم
فریاد یک صندوق زخمی؛ اعترافات تلخ صندوقی که برای عدالت ساخته شدروایتی از زبان صندوق بازنشستگی برای مدیران و صاحبان واقعی آن
سال ۱۳۸۵، با اجرای مزایای فوقالعاده کارگاهی و ویژه، نفسی راحت کشیدم.آن روزها زبان قانون، زبان عدالت بود.میگفت کار سخت باید دیده شود و شأن بازنشسته حفظ گردد.
اما از بهمن ۱۳۹۲، اولین ترک بر ستون عدالت من افتاد.مصوبهای آمد به نام «فوقالعاده تخصصی».از آن روز، بازنشستگان نه بر اساس رتبه و سابقه، بلکه بر اساس تاریخ بازنشستگی طبقهبندی شدند.دو انسان با یک مسیر شغلی، دو سرنوشت متفاوت یافتند.و این اختلاف، ماهبهماه بزرگ شد؛ نه موقت، بلکه یک موتور دائمی تولید تبعیض.
سالها گذشت…نامههای بسیاری نوشته شد:به وزیر، به معاونت منابع انسانی، به مدیران صندوق.نامههایی درباره تبعیض فوقالعاده تخصصی،درباره زخم «ماده ۱۰»،و درباره اجرای ناقص متناسبسازی.اما پاسخها یا نیامد، یا سرد و اداری بود.من صندوقی شدم با صدها نامه بیپاسخ.و فهمیدم بیماری من فقط در مصوبهها نیست؛ در نشنیدن صداهاست.
بعد خنجر دوم آمد: «ماده ۱۰».باز هم تاریخ بازنشستگی معیار حق شد.مصوبهای که دو سال کسور گرفت، اما اثرش را تا پایان عمر بازنشستگی کش داد.بسیاری از صاحبان واقعی من، هیچ سهمی از آن نبردند؛از صندوقی که خودشان با عمرشان ساخته بودند.آن روز فهمیدم بیماری من فقط اقتصادی نیست؛وجدانی و اخلاقی است.من نه از کمبود پول، که از شکستن اعتماد بیمار شدم.و دردناکتر از همه این بود:من با پول بازنشستگان سرمایهگذاری شدم تا آیندهشان امن شود،اما امروز میبینم بخشی از این امانت نسلها، خرج تیمهای باشگاهی و هزینههای نمایشی میشود.وقتی بازنشسته برای دارو در صف میایستد و سرمایه من صرف کف زدن تماشاگران میشود، قلب صندوق بیننسلی میشکند.این فقط خطای مالی نیست؛ انحراف از فلسفه وجودی من است.
دوازده سال است که حال خوشی ندارم.نه فقط من؛ صاحبان من هم بیمار شدهاند:بیمار از بیعدالتی، بیمار از تحقیر خاموش.
تا اینکه روزی مجلس صدای درد مرا شنید و گفت:مشکل تو این است که بازنشستگان همرتبه و همسابقه، حقوق برابر ندارند.پس باید هر سال آنان را با شاغلان همتراز کنی تا عدالت بازگردد.این قانون، تنها دارویی بود که بیماری مرا درست شناخت.اما دارو را درست ندادند؛با میانگینها رقیق کردند و با تفسیرها مخلوط.نامش را درمان گذاشتند، اما فقط مسکن شد.من درمان میخواستم، نه آرامبخش.من عدالت میخواستم، نه اجرای سلیقهای قانون.اگر این دارو کامل و هر سال اجرا نشود،من فقط مالی فرو نمیریزم؛ اخلاقی و وجدانی فرو میریزم.و صندوقی که اخلاقش فرو بریزد، دیگر صندوق نیست؛انبار بیاعتمادی است.امروز صدای من از خشم نیست؛ از درد است.فلسفه وجودی من این نبود که انسانها به تاریخ بازنشستگیشان محکوم شوند.من برای این ساخته شدم که دو بازنشسته همتراز، حقوق همتراز داشته باشند.
من میگویم: من صندوق بیننسلیام فلسفه من این نبودکه انسانها به تاریخ بازنشستگیشان محکوم شوند.من برای این ساخته شدم کهدو بازنشسته همتراز،حقوق همتراز داشته باشند.نه اینکه یکی هر ماه جلوتر برودو دیگری هر ماه عقبتر بماند.بیعدالتی، صندوق را بیمار میکند.و صندوق بیمار، جامعه خود را بیمارتر.این من نیستم که تغییر کردهام؛این تصمیمهای تبعیضآمیز استکه مرا از خودم دور کرده است.
آخرین فریاد یک صندوق زخمی:اگر عدالت در من زنده شود، اعتماد نسلها زنده میشود.تنها راه نجات من، اجرای دقیق و سالانه قانون همترازی است؛نه ناقص، نه سلیقهای، نه با میانگینها.تا هیچ بازنشستهای به خاطر تاریخ بازنشستگیاش محروم نشودو عدالت دوباره به خانه من برگردد.
علیرضا علمداری ۱۴۰۴/۱۲/۷
۳:۰۴
بازارسال شده از مقصود فردمدحی
.
جناب آقای جمالیسرپرست محترم صندوقهای بازنشستگی صنعت نفتبا سلام و احترام انتصاب جنابعالی با تأکید بر تجارب ارزشمند و تخصص مالی در مقطعی صورت میگیرد که پیشکسوتان این صنعت ، بیش از آنکه به نوآوری در خدمات رفاهی دلخوش باشند ، چشمانتظار بازگشت نظم ، قاعده و عدالت به ساختار صندوق هستند. حکم انتصاب شما بر ارتقای رضایتمندی تأکید دارد ، اما نیک میدانید که در منطق محاسبات ، رضایتمندی با نمایشهای اداری ساخته نمیشود ؛ بلکه محصول عدالت محاسباتی و دفاع صریح از حقوق مکتسبه است.
عمیقترین جراحت بر پیکره صندوق ، شکستن خطکش همترازی است. ورود آیتمهایی همچون فوقالعاده تخصصی به نظام پرداخت شاغلان ، بدون پیشبینی سازوکار تسری به کل پیشکسوتان، این قاعده را به مسلخ برده است. چگونه میتوان با منطق مالی و اخلاقی توضیح داد که دو بازنشسته با شغل و سوابق کاملاً یکسان ، صرفاً به دلیل فاصله زمانی در بازنشستگی ، تفاوتی ۱.۵ برابری در مستمری داشته باشند؟ این شکاف محصول بهرهوری نیست ، محصول یک تصمیم کارفرمایی متأخر است که بار مالی آن بهجای کارفرما ، به سفره بازنشستگان قدیمی تحمیل شده است.
آنچه درد را دوچندان میکند ، فرآیندی است که نامش را همسانسازی گذاشتهاند ؛ فرآیندی که در اجرا متأسفانه بیشتر به یک نمایش تحقیری شبیه بود و اجرا شد ، نه بازگرداندن حق و قانون مجلس.وقتی پایه مستمری با واقعیت دریافتی همتراز شاغل فرسنگها فاصله دارد ، هرگونه اقدام تحت عنوان همسانسازی ، بدون بازنگری بنیادین در ردیفهای پایه و همترازی واقعی ، توهینی به کرامت و سوابق پیشکسوتان است.
در این میان سکوت مدیران ارشد صندوق در سالهای اخیر و حال و تقلیل مسائل ساختاری به روابط عمومی ، منجر به وضعیتی شده که بازنشسته باید برای بدیهیترین حقوق خود ، مانند بنکارت سال ۱۴۰۲ که شاغلین بیدغدغه دریافت کردند ، و هنوز مانده است ، مسیر دشوار کنشگری صنفی را (مثل مطالبه بنکارت سال ۱۴۰۳ در کف خیابان) طی کنند تا به آن دست یابند؟!
بزرگوار ، مطالبهگری فعال از کارفرمایان که از وظایف ذاتی صندوق است ، خیلی وقت است به دست فراموشی سپرده شده و متصدیان ، صرفاً تماشاگر فشار بر ذینفعان بودهاند.
جناب جمالیجامعه بازنشستگان صنعت نفت از جنابعالی میخواهند به پرسشهای صریح زیر پاسخی شفاف و مکتوب بدهید:
یک: برنامه عملیاتی شما برای بهبود معیشت بازنشستگان چیست؟ آیا برنامهای مشخص ، زمانبندیشده و قابل اندازهگیری برای رفع شکافهای موجود در مستمری دارید؟
دو: وضعیت مطالبات معوق به کجا خواهد رسید؟ مطالبات ناشی از فوقالعادههای تخصصی ، برگشت مالیات بنکارت و مطالبات و حقوق پایمالشده بازنشستگان شرکتهای واگذار شده و بازنشستگان کد ۲۳ در شرکتهای واگذارشده و وزارت نفت در دوره مدیریت شما چه سرنوشتی خواهد داشت؟
سه: ملاک واقعی همسانسازی مستمری چه خواهد بود؟ آیا جنابعالی متعهد به اجرای کامل و واقعی همسانسازی بر اساس دریافتی واقعی شاغلین همتراز هستید ، یا تعریفهای تقلیلیافته و اجرای صوری ادامه خواهد یافت؟
از جنابعالی میخواهیم ظرف مدتی معقول و از پیش اعلام شده ، گزارشی شفاف شامل اولویتهای صد روز اول مدیریت ، جدول زمانی رسیدگی به مطالبات صنفی ، و ساز و کار پاسخگویی منظم به بازنشستگان در اختیار عموم قرار دهید.
انتظار میرود در دوره مدیریتی جدید شما ، تخصص مالی ابزاری باشد برای بازنگری بنیادین در نظام همترازی ، مطالبهگری فعال و استیفای حقوق معوق از کارفرمایان و دفاع از استقلال صندوق و ایستادگی در برابر هرگونه دستاندازی به منابع صندوق و صیانت از حقوق بازنشستگان ، بهخصوص بازنشستگان و بازماندگان شرکتهای واگذارشده در برابر کارفرمایانی که مسئولیتپذیری را رها کردهاند.
در خاتمه ، اعتبار مدیران صندوق با میزان وفاداریشان به اصول اکچوئری و شجاعتشان در جداسازی هزینه تصمیمات کارفرمایان از جیب بازنشسته سنجیده میشود. امید است با تکیه بر دانش مالیتان ، اجازه نخواهید داد واژه تخصص به پوششی برای توجیه نابرابریها تبدیل گردد.
با سپاسمقصود فردمدحی۴ اسفند ۱۴۰۴
۳:۱۳