عکس پروفایل بجوی تا بیابیب

بجوی تا بیابی

۳ عضو
undefined لذت مطالعه (خلاصه کتاب)
undefined ناقوس ها به صدا در می آیند. (۲۱) undefined انتشارات عهدمانا
گفتم : « آنچه گفتی از دل آشوبی و نگرانی های خودت بود ؛ پرسیدم از کوفه چه خبر؟ از جنگ خونین بصره که جسته و گریخته چیزهایی به گوشم رسیده است.گفت : « این حرف ها باشد برای بعد... علی چندین نامه برای من نوشته که پاسخ آن ها را داده ام. نه او حاضر است دست از سرم بردارد و مرا به حال خود بگذارد و نه من حاضرم با او بیعت کنم. » گفتم : « پس جنگی در راه است و تو مرا خواسته ای تا راه پیروزی را در جنگ با علی نشانت دهم.» گفت : « بله ، جنگ با علی اجتناب ناپذیر است. على قدرتمندتر از ماست ، اما ما قدرتی داریم که علی ندارد و آن خدعه و نیرنگ است ؛ ابزاری که در جنگ با علی بسیار به کار می آید . » پرسیدم : « علی در نامه هایش چه نوشته است؟ دقیقاً بگو چه جملاتی به کار برده است. از متن نامه های او می توان به اندیشه هایش پی برد و مقصودش را شناخت. » معاویه از جا برخاست ، از صندوقچهٔ کنار تختش ، نامه های نوشته شده بر پوست آهو را درآورد و به طرفم گرفت و گفت : « این نامه ها را با خودت ببر و با دقت بخوان. فردا به من بگو از آنها چه فهمیده ای و مقصود نهایی علی چیست ؟ » نامه ها را از او گرفتم. اینک که این مکتوب را می نویسم ، شب از نیمه گذشته است. نامه های علی در اطرافم پراکنده است. برخی از آنها را چند بار خوانده ام. برخی از آنها در واقع جواب نامه های معاویه بود. معاویه چقدر خودش را خوار کرده که با نوشتن نامه به علی، پاسخ های کوبنده و گزنده دریافت کرده است.
undefined ادامه دارد...#روز_بیست_و_دوم

۷:۳۹

AUD-20211126-WA0003.mp3

۰۳:۲۸-۲.۹۹ مگابایت

۱۹:۱۴

undefinedسهم #روز_بیست_و_هفتم : از حکمت ۲۴۴ تا ۲۵۲ #نهج_البلاغه
═════ ೋundefinedundefinedundefinedೋ════
undefined #حکمت244 : خدا را در هر نعمتی حقی است، هر كس آن را بپردازد فزونی يابد و آن كس كه نپردازد و كوتاهی كند در خطر نابودی قرار گيرد.
═════ ೋundefinedundefinedundefinedೋ════
undefined #حکمت245 : هنگامی كه توانایی فزونی يابد، شهوت كاستی گيرد.
═════ ೋundefinedundefinedundefinedೋ════
undefined #حکمت246 : از گريختن نعمتها بپرهيزيد زيرا هر گريخته ای باز نمی گردد.
════ ೋundefinedundefinedundefinedೋ════
undefined #حکمت247 : بخشش بيش از خويشاوندی محبّت آورد.
════ ೋundefinedundefinedundefinedೋ════
undefined #حکمت248 : چون كسی به تو گمان نيك برد، خوش بينی او را تصديق كن.
════ ೋundefinedundefinedundefinedೋ════
undefined #حکمت249 : بهترين كارها آن است كه با ناخشنودی در انجام آن بكوشی.
════ ೋundefinedundefinedundefinedೋ════
undefined #حکمت250 : خدا را از سست شدن اراده های قوی، گشوده شدن گره های دشوار و درهم شكسته شدن تصميم ها شناختم.
════ ೋundefinedundefinedundefinedೋ════
undefined #حکمت251 : تلخكامی دنيا شيرينی آخرت و شيرينی دنيای حرام تلخی آخرت است.
════ ೋundefinedundefinedundefinedೋ════
undefined #حکمت252 : خدا «ايمان» را برای پاكسازی دل از شرك، و «نماز» را برای پاك بودن از كبر و خودپسندی و «زكات» را عامل فزونی روزی و «روزه» را برای آزمودن اخلاص بندگان و «حج» را برای نزديكی و همبستگی مسلمانان و «جهاد» را برای عزت اسلام و « امر به معروف» را برای اصلاح توده های ناآگاه و «نهی از منكر» را برای بازداشتن بيخردان از زشتی ها، «صله رحم» را برای فراوانی خويشاوندان و «قصاص» را برای پاسداری از خونها و اجرای «حدود» را برای بزرگداشت محرمات الهی و ترك ميگساری را برای سلامت عقل و دوری از دزدی را برای تحقق عفت و ترك (زنا) را برای سلامت نسل آدمی و ترك (لواط) را برای فزونی فرزندان و (گواهی دادن) را برای به دست آوردن حقوق انكارشده و ترك (دروغ) را برای حرمت نگهداشتن راستی و «سلام كردن» را برای امنيت از ترسها و «امامت» را برای سازمان يافتن امور امّت و (فرمانبرداری از امام) را برای بزرگداشت مقام رهبری واجب كرد.
════ ೋundefinedundefinedundefinedೋ════
#نهضت_جهانی_نهج_البلاغه_خوانی

۱۶:۰۸

undefinedبسم الله الرحمن الرحیم undefined
undefined شرح #حکمت5
undefined قسمت چهارم
undefined1.2.4 ارزش و جایگاه دانشمندان:
undefinedمولا علی (علیه السلام) در بحث چهارم از مباحث علم و دانش ارزش و جایگاه دانشمندان را بیان می‌کنند. ما قبلا ارزش و جایگاه خود علم و دانش را بررسی کردیم، اما یک نکته بسیار مهم است که متأسفانه در زمان ما بسیار مورد غفلت است، ارزش و جایگاه اهل علم و دانش است .
undefined مولا علی (علیه السلام) در نامه ۵۳ به مالک اشتر می نویسد: «برای تقویت عواملی که اوضاع سرزمین مصر را به سامان می آورد و پیش از تو هم کار مردم به وسیله همان عوامل درستی و سامان می‌گرفت با دانشمندان و حکیمان بسیار به گفت‌وگو و تبادل نظر بپردازند». در حکمت ۱۴۷ وقتی مردم را به سه دسته تقسیم می کنند به کمیل می فرمایند: «مردم سه گروه هستند: گروه اول دانشمندان و عالمان ربانی، گروه دوم آموزندگان راه رستگاری و بقیه مردم، مثل پشه ها دستخوش باد و طوفان و همیشه سرگردان هستند و به دنبال هر سر و صدایی می‌روند و با وزش هر بادی حرکت می‌کنند». بنابراین عالمان در نظر مولا علی (علیه السلام) در صدر جامعه قرار دارند نه در پایین ترین مرتبه؛ مثل امروز که فوتبالیست ها و هنرپیشه ها و... در صدر و آخر خط هم مراجع، علما و دانشمندان هستند.
undefined مولا علی (علیه السلام) در همان حکمت ۱۴۷ درباره جایگاه عالمان و دانشمندان و مقایسه آن با جایگاه ثروت اندوزان اینگونه می فرمایند: « مال اندوزان با آن که به ظاهر زنده هستند مرده اند. ولی اهل علم تا دنیا، دنیا است زنده هستند حتی اگر جسم آنها از میان برود اما یادشان همواره در دل‌ها است». اما هر عالمی هم عالم حقیقی نیست و ارزش ندارد. نشانه عالم حقیقی چیست؟ حضرت در خطبه ۱۰۳ می فرمایند : «عالم حقیقی کسی است که قدر و جایگاه و منزلت خودش را تشخیص بدهد».
undefined حجت الاسلام مهدوی ارفع
#نهج_البلاغه #نهضت_جهانی_نهج_البلاغه_خوانی

۱۶:۰۸

undefined لذت مطالعه (خلاصه کتاب)
undefined ناقوس ها به صدا در می آیند. (۲۲) undefined انتشارات عهدمانا
در پاسخ به معاویه تهدیدهای معاویه علی در پاسخ می نویسد : « چنان که یادآور شدی ، ما و شما دوست بودیم و خویشاوند ؛ اما دیروز میان ما و شما بدان جهت جدایی افتاد که ما به اسلام ایمان آوردیم و شما کافر شديد و امروز ما در اسلام استوار ماندیم و شما پشت کردید. نوشته ای که با گروهی از مهاجران و انصار به نبرد من می آیی : اگر در ملاقات با من شتاب داری دست نگه دارد زیرا اگر من به دیدار تو بیایم سزاوارتر است ؛ همان شمشیری نزد من است که در جنگ بدر بر پیکر جد و دایی و برادرت زدم . به خدا سوگند ، می دانم تو مردی بی خرد و کوردل هستی . بهتر است دربارهٔ تو گفته شود ، از نردبانی بالا رفته ای که تو را به پرتگاه خطرناکی کشانده و نه تنها سودی برای تو نداشته، که زیان بار بوده ؛ زیرا تو غیر از گمشدهٔ خود را می جویی و غیر از گلهٔ خود را می چرانی و منصبی را می خواهی که سزاوار آن و در شأن آن نیستی، چقدر بین گفتار و کردارت فاصله است! چقدر به عموها و دایی های کافرت شباهت داری! شقاوت و آرزوهای باطل ، آنها را به انکار نبوت محمد و ادامهٔ بت پرستی واداشت. تو دربارهٔ کشندگان عثمان فراوان حرف زدی ، ابتدا چون دیگر مسلمانان با من بیعت کن ، سپس دربارهٔ آنان از من داوری طلب. اما آنچه تو از من می خواهی ، چنان است که به هنگام گرفتن کودک از شیر او را بفریبند...
undefined ادامه دارد...#روز_بیست_و_سوم

۱۶:۰۸

AUD-20211128-WA0084.mp3

۰۴:۱۲-۳.۴۱ مگابایت

۱۶:۱۱

AUD-20211128-WA0085.mp3

۰۲:۱۹-۳.۱۸ مگابایت

۱۶:۱۲

undefined سهم #روز_بیست_و_هشتم: از حکمت ۲۵۳ تا حکمت ۲۶۰ #نهج_البلاغه
•┈┈••••✾•undefinedundefinedundefined•✾•••┈┈•
undefined #حکمت253 : آنگاه كه خواستيد ستمكاری را سوگند دهيد از او بخواهيد كه بگويد از «جنبش و نیروی الهی بیزار است » زيرا اگر به دروغ سوگند خورد، پس از بيزاری، در كيفر او شتاب شود، اما اگر در سوگند خود بگويد (به خدایی كه جز او خدایی نيست) در كيفرش شتاب نگردد، چه او خدا را به يگانگی ياد كرد.
•┈┈••••✾•undefinedundefinedundefined•✾•••┈┈•
undefined #حکمت254 : ای فرزند آدم! خودت وصی مال خويش باش، امروز بگونه ای عمل كن كه دوست داری پس از مرگت عمل كنند.
•┈┈••••✾•undefinedundefinedundefined•✾•••┈┈•
undefined #حکمت255 : تندخويی بی مورد نوعی ديوانگی است، زيرا كه تندخو پشيمان می شود و اگر پشيمان نشد پس ديوانگی او پايدار است.
•┈┈••••✾•undefinedundefinedundefined•✾•••┈┈•
undefined #حکمت256 : سلامت تن در دوری از حسادت است.
•┈┈••••✾•undefinedundefinedundefined•✾•••┈┈•
undefined #حکمت257 : ای كميل! خانواده ات را فرمان ده كه روزها در به دست آوردن بزرگواری و شبها در رفع نياز خفتگان بكوشند، سوگند به خدایی كه تمام صداها را می شنود، هر كس دلی را شاد كند خداوند از آن شادی لطفی برای او قرار دهد كه به هنگام مصيبت چون آب زلالی بر او باريدن گرفته و تلخی مصيبت را بزدايد چنانكه شتر غريبه را از چراگاه دور سازند.
•┈┈••••✾•undefinedundefinedundefined•✾•••┈┈•
undefined #حکمت258 : هرگاه تهيدست شديد با صدقه دادن، با خدا تجارت كنيد.
•┈┈••••✾•undefinedundefinedundefined•✾•••┈┈•
undefined #حکمت259 : وفاداری با خيانتكاران نزد خدا نوعی خيانت، و خيانت به خيانتكاران نزد خدا وفاداری است.
•┈┈••••✾•undefinedundefinedundefined•✾•••┈┈•
undefined #حکمت260 : بسا احسان پياپی خدا، گناهكار را گرفتار كند و پرده پوشی خدا او را مغرور سازد، و با ستايش مردم فريب خورد و خدا هيچ كس را همانند مهلت دادن، مورد آزمايش قرار نداد.
•┈┈••••✾•undefinedundefinedundefined•✾•••┈┈•
#نهضت_جهانی_نهج_البلاغه_خوانی

۱۶:۵۰

undefinedبسم الله الرحمن الرحیمundefined
undefinedشرح #حکمت5
undefined قسمت پنجم
undefined1.2.5 آداب تعلیم و تعلم:
undefinedبحث پنجم درباره علم و دانش در نهج البلاغه پیرامون آداب تعلیم و تعلم است. مولا علی (علیه السلام) در نامه ۳۱ نهج البلاغه خطاب به فرزند عزیزشان می‌نویسند: « آنچه را که نمی دانی مگو، اگر چه آنچه را هم که میدانی اندک است»؛ یا در همین نامه می نویسند: «درباره آنچه که نمیدانی و آنچه که در مورد آن مسؤول به گفتن آن نیستی، سخنی نگو». مولا علی (علیه السلام) در حکمت ۱۸۲ می‌فرمایند: «در سکوت از حکمت و دانش خیری نیست همچنان که در گفتار از روی نادانی هم خیری نیست». یعنی آنجا که باید بگویی و میدانی، نگفتن خطا است و آنجا که نباید حرف بزنی چون اصلاً جهل داری گفتن خطا است. به قول سعدی دو چیز طیره عقل است: «دم فروبستن به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشی».
undefinedمولا علی (علیه السلام) معتقدند که همان‌طور که جاهل وظیفه دارد بیاموزد عالم جلوتر از او وظیفه دارد علمش را به دیگران آموزش دهد. در حکمت ۴۷۸ می‌خوانیم: «خداوند از نادانان تعهد به آموختن دانش نگرفت مگر آنکه قبل از آن از دانشمندان تعهد گرفت که علم خود را آموزش بدهند». نکته دیگری که در بحث آداب تعلیم و تربیت است، این است که هر چقدر انسان دقیق تر باشد بهتر می‌فهمد و هرچه بهتر بفهمد علمش ارزشمندتر است. در حکمت ۲۰۸ می فرمایند: «هر که خوب نظر کند حق را می فهمد و هرکه فهمید دانش را فرا می‌گیرد».
undefinedادب دیگری که در نهج البلاغه پیرامون علم و تعلیم و تعلم آمده است آن است که جایی که انسان چیزی را نمی داند و از او می پرسند خجالت نکشد از گفتن جمله "نمی دانم"؛ در حکمت ۸۲ از سفارشات امام علی (علیه السلام) این است: « هیچ یک از شما نباید در برابر پرسش از چیزی که نمیداند شرم کند که بگوید نمی دانم و نباید کسی که چیزی را نمی داند خجالت بکشد از اینکه برود آن را بیاموزد». بنابراین تا وقتی نمیدانی از گفتن نمی دانم خجالت نکش. از طرف دیگر از یاد گرفتن هم شرم نداشته باش.
undefined ادب دیگری که درباره علم در نهج البلاغه است این است که علم مادامی که با تفکر و درایت همراه نباشد سطحی و کم اثر است. در حکمت ۹۸ می‌فرماید: « هرگاه خبری را شنیدید پیرامون آن تفکر کنید، تفکر برای عمل است، نه برای نقل کردن. زیرا روایت کنندگان دانش بسیار هستند اما رعایت کنندگان آن اندک». با این نگاه ، حضرت معتقدند که آن جاهلی که خجالت نمی‌کشد برود یاد بگیرد و پیش عالم می رود تا یاد بگیرد عین عالم است و از طرف دیگر عالمی هم که با وجود اینکه علم دارد بیراهه می‌رود مثل جاهل است. در حکمت ۳۲۰ نهج‌البلاغه می‌خوانیم : «همانا نادان آموزنده همانند دانشمند دانا است و دانشمندی که بیراهه می‌رود مانند جاهل ذلیل است».
undefinedحجت الاسلام مهدوی ارفع
#نهج_البلاغه #نهضت_جهانی_نهج_البلاغه_خوانی

۱۶:۵۰

undefined لذت مطالعه (خلاصه کتاب)
undefined ناقوس ها به صدا در می آیند. (۲۳) undefined انتشارات عهدمانا
ای معاویه! وقت آن رسیده که از حقایق آشکار پند گیری ، تو با روش های باطل ، همان راه پدرانت را می پیمایی ، خود را در دروغ و فریب افکنده ای و به آنچه برتر از شأن توست نسبت می دهی و به چیزی دست درازی میکنی که از تو باز داشته اند و هرگز به تو نخواهد رسید. عصر بود ، معاویه را زمانی دیدم که کمی مست بود . تا مرا دید ، قهقهه ای زد. کنیزکی وحشت زده را نشانم داد و گفت : « بیا روباه پیر ! آهو برایت دارم. » بعد دوباره خندید . گفتم : « وقتی خود طعمهٔ شیری ، به فکر آهوان نباش .» معاویه کمی به خود آمد گفت : « از کدام شیر حرف می زنی؟»گفتم : « از شیری حرف میزنم که در جنگ بدر ، بسیاری از بستگانت را درید و حالا منتظر است تا تو تصمیم بگیری ؛ یا با او بیعت کنی یا به زودی دریده شوی. » بعد نامه ها را از جیب قبایم بیرون آوردم ، آنها را مقابل معاویه بر زمین انداختم و ادامه دادم : « همهٔ این نامه ها را خواندم. در عجبم چرا از بیم حملهٔ علی بیخواب نیستی و قادری شراب بنوشی و خوش باشی ! » معاویه دستش را جلو آورد ، ریش مرا به دست گرفت و گفت : « ای پدرسوخته ! مرا ترساندی ، گمان کردم علی پشت دروازه های شام است... » حرفش را بریدم و گفتم : « درست پنداشتی ؛ علی پشت دروازه های شام است . هروقت اراده کند ، وارد خواهد شد. » دوباره نشانه های ترس بر چهره اش آشکار شد...

undefined ادامه دارد...#روز_بیست_و_چهارم

۱۶:۵۰

thumbnail
.

۱۶:۵۱

undefinedسهم #روز_بیست_و_نهم: از حکمت ۲۶۱ تا ۲۶۸ #نهج_البلاغه
┄═❁undefinedundefinedundefinedundefinedundefined❁═┄
undefined #حکمت261 : (آن هنگام كه تهاجم ياران معاويه به شهر انبار و غارت كردن آن را شنيد، تنها و پياده به طرف پادگان نظامی كوفه (نخيله) حركت كرد، مردم خود را به او رسانده، گفتند ای اميرمؤمنان ما آنان را كفايت می كنيم، فرمود:) شما از انجام كار خود درمانده ايد! چگونه كار ديگری را برايم كفايت می كنيد؟ اگر رعايای پيش از من از ستم حاكمان می ناليدند، امروز من از رعيت خود می نالم، گویی من پيرو و آنان حكمرانند، يا من محكوم و آنان فرمانروايانند. (دو نفر از ياران جلو آمدند و يكی گفت: من جز خود و برادرم را در اختيار ندارم، ای اميرمؤمنان فرمان ده تا هرچه خواهی انجام دهم، امام فرمود:) شما كجا؟ و آنچه من می خواهم كجا؟
┄═❁undefinedundefinedundefinedundefinedundefined❁═┄
undefined #حکمت262 (حارث بن حوت نزد امام آمد و گفت: آيا چنين پنداری كه من اصحاب جمل را گمراه می دانم؟ چنين نيست، امام فرمود:) ای حارث تو زير پای خود را ديدی، اما به پيرامونت نگاه نكردی، پس سرگردان شدی، تو حق را نشناختی تا بدانی اهل حق چه كسانی می باشند؟ و باطل را نيز نشناختی تا باطل گرايان را بشناسی. (حارث گفت من و سعيد بن مالك و عبدالله بن عمر، از جنگ كنار می رويم، امام فرمود:) همانا سعيد و عبدالله بن عمر، نه حق را ياری كردند و نه باطل را خوار ساختند.
┄═❁undefinedundefinedundefinedundefinedundefined❁═┄
undefined #حکمت263 : همنشين پادشاه، شيرسواری را ماند كه ديگران حسرت منزلت او را دارند، ولی خود می داند كه در جای خطرناكی قرار گرفته است.
┄═❁undefinedundefinedundefinedundefinedundefined❁═┄
undefined #حکمت264 : با بازماندگان ديگران نيكی كنيد، تا حرمت بازماندگان شما را نگاه دارند.
┄═❁undefinedundefinedundefinedundefinedundefined❁═┄
undefined #حکمت265 : گفتار حكيمان اگر درست باشد درمان و اگر نادرست، درد جان است.
┄═❁undefinedundefinedundefinedundefinedundefined❁═┄
undefined #حکمت266 : (شخصی از امام خواست تا ايمان را توصيف كند) و درود خدا بر او فرمود: فردا نزد من بيا تا در جمع پاسخ گويم، كه اگر تو گفتارم را فراموش كنی ديگری آن را در خاطرش سپارد، زيرا گفتار چونان شكار رمنده است، يكی آن را به دست آورد و ديگری آن را از دست می دهد (پاسخ امام در حكمت ۳۱ آمد كه ايمان را بر چهار شعبه تقسيم كرد.)
┄═❁undefinedundefinedundefinedundefinedundefined❁═┄
undefined #حکمت267 : ای فرزند آدم! اندوه روز نيامده را بر امروزت ميفزا، زيرا اگر روز نرسيده از عمر تو باشد خدا روزی تو را خواهد رساند.
┄═❁undefinedundefinedundefinedundefinedundefined❁═┄
undefined #حکمت268 : در دوستی با دوست مدارا كن، زيرا شايد روزی دشمن تو گردد و در دشمنی با دشمن نيز مدارا كن، زيرا شايد روزی دوست تو گردد.
┄═❁undefinedundefinedundefinedundefinedundefined❁═┄
#نهضت_جهانی_نهج_البلاغه_خوانی

۱۴:۰۹

undefinedبسم الله الرحمن الرحیم undefined
undefined شرح #حکمت5
undefined قسمت ششم
undefined1.2.6 علم اهل بیت (علیهم السلام):
undefinedامیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در بخش ششم از مباحث مربوط به دانش اشاره می‌کنند به علم اهل بیت (علیهم السلام) و خودشان و مخصوصاً جایگاه انحصاری و اختصاصی ائمه (علیهم السلام) به عنوان معدن علم و تنها منشاء علم مفید. در حکمت ۱۴۷ بعد از اینکه مقدّمات بسیار مهمی را به کمیل گوشزد می‌کنند اشاره به سینه مبارکشان کرده‌اند و فرموده اند: « بدان که در اینجا دانش فراوانی انباشته است. ای کاش کسانی را می یافتم که می‌توانستند آن را بیاموزند. آری تیزهوشانی می یابم ولی مورد اعتماد نمی باشند زیرا دین را وسیله دنیا قرار داده با نعمت های خدا بر بندگانش و با برهان های الهی بر دوستان خدا فخر می فروشند. یا گروهی که تسلیم حاملان حق می باشند ولی ژرف اندیشی لازم را در شناخت حقیقت ندارند با اولین شبهه ای شک و تردید در دلشان ریشه میزند، پس نه آنها که تیزهوشانند و نه اینها، سزاوار آموختن دانش های فراوان من نمی باشند. یا فرد دیگری که سخت در پی لذّت بوده و اختیار خود را به شهوت داده است. یا کسی که در ثروت اندوزی حریص است. هیچ کدام از آنها نمی توانند از دین پاسداری کنند و بیشتر به چهارپایان چرنده شباهت دارند و چنین است که دانش با مرگ دانشمندان می میرد». یعنی ما منشاء علم هستیم و کسی نیست که لیاقت داشته باشد از این منشاء استفاده کنند. یا در خطبه ۲۳۹ اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را مایه حیات علم و مرگ جهل معرفی می‌کنند می‌فرمایند: « آنها -یعنی اهل بیت- مایه زندگانی علم و باعث مرگ جهل و نادانی هستند».
undefinedدر خطبه ۹۱ هم درباره خودشان اینگونه می‌فرمایند: « بدان که انسانهای راسخ در علم کسانی هستند که اقرار به همه غیبهای پوشیده ، آنها را از گذشتن از سد ها و حجاب ها و حدودی که خدا میان آنها و حقایقی غیبی برقرار کرده است، بی نیاز ساخته است پس خداوند تعالی آنها را به جهت اعتراف به نادانی خود، از وصول به آنچه احاطه علمی ندارند مدح فرموده و چشم پوشیدن و رها ساختن تعمق در آنچه را که خداوند آنان را به بحث و تحقیق از حقیقت آن مکلف نکرده ، رسوخ نامیده است». در واقع اشاره است به آیه ۷ سوره آل عمران که اهل بیت (علیهم السلام) راسخون در علم هستند.
undefined نکته آخر هم درباره علم اهل بیت در نهج البلاغه این نکته بسیار بسیار عجیب است که تنها فردی که در تاریخ با شجاعت تمام بر منبر می نشست بارها و مکرّر و فریاد می زد: « ایّها النّاس سَلونی قبل أن تَفقِدونی». از من بپرسید پیش از آنکه مرا از دست بدهید و من به راه‌های آسمان از راه‌های زمین آشنا تر هستم، امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) بود در خطبه ۱۸۹ نهج البلاغه البته موارد بسیار بسیار زیادی از علم مولا علی (علیه السلام) و اهل بیت در نهج البلاغه است که ما به همین مقدار بسنده می کنیم.
undefined حجت الاسلام مهدوی ارفع
#نهج_البلاغه #نهضت_جهانی_نهج_البلاغه_خوانی

۱۴:۱۰

AUD-20211201-WA0018.mp3

۰۳:۴۵-۳.۱۵ مگابایت

۱۴:۱۱

AUD-20211202-WA0015.mp3

۰۴:۴۲-۲.۶۷ مگابایت

۱۴:۱۳

AUD-20211201-WA0019.mp3

۰۳:۴۶-۵.۱۹ مگابایت

۱۴:۱۸

undefined سهم #روز_سی_ام مطالعه نهج البلاغه از حکمت ۲۶۹ تا ۲۷۳
┄┄┅┅✿❀undefinedundefinedundefined❀✿┅┅┄┄
undefined #حکمت269 : مردم در دنيا دو دسته اند، يكی آن كس كه در دنيا برای دنيا كار كرد و دنيا او را از آخرتش باز داشت، بر بازماندگان خويش از تهيدستی هراسان، و از تهيدستی خويش در امان است. پس زندگانی خود را در راه سود ديگران از دست می دهد و ديگری آنكه در دنيا برای آخرت كار می كند و نعمتهای دنيا نيز بدون تلاش به او روی می آورد، پس بهره هر دو جهان را چشيده و مالك هر دو جهان می گردد و با آبرومندی در پيشگاه خدا صبح می كند و حاجتی را از خدا درخواست نمی كند جز آن كه روا می گردد.
┄┄┅┅✿❀undefinedundefinedundefined❀✿┅┅┄┄
undefined #حکمت270 : (در زمان حكومت عمر، نسبت به فراوانی زيور و زينتهای كعبه صحبت شد، گروهی گفتند آنها را برای لشكر اسلام مصرف كن، كعبه زر و زينت نمی خواهد، وقتی از اميرالمؤمنين (علیه السلام) پرسيدند، فرمود:) همانا قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله ) هنگامی نازل گرديد كه اموال چهار قسم بود: اموال مسلمانان كه آن را بر اساس سهم هر يك از وارثان تقسيم كرد و غنيمت جنگی كه آن را به نيازمندانش می رساند و خمس، كه خدا جايگاه مصرف آن را تعيين فرمود و صدقات، كه خداوند راههای بخشش آن را مشخص فرمود و زيورآلات و زينت كعبه از اموالی بودند كه خدا آن را به حال خود گذاشت، نه از روی فراموشی آن را ترك كرد و نه از چشم خدا پنهان بود، تو نيز آن را به حال خود واگذار چنانكه خدا و پيامبرش آن را به حال خود واگذاشتند. (عمر گفت: اگر تو نبودی رسوا می شديم و متعرض زيورآلات كعبه نشد.)
┄┄┅┅✿❀undefinedundefinedundefined❀✿┅┅┄┄
undefined #حکمت271 : (دو نفر دزد را خدمت امام آوردند كه از بيت المال دزدی کرده بودند، يكی برده مردم و ديگری برده ای جزو بيت المال بود، امام فرمود:) برده ای كه از بيت المال است حدی بر او نيست، زيرا مال خدا مقداری از مال خدا را خورده است، اما ديگری بايد حد دزدی با شدت بر او اجرا گردد. (سپس دست او را بريد.)
┄┄┅┅✿❀undefinedundefinedundefined❀✿┅┅┄┄
undefined #حکمت272 : اگر از فتنه ها و لغزشگاه ها با قدرت بگذرم، دگرگونيهای بسياری پديد می آورم.
┄┄┅┅✿❀undefinedundefinedundefined❀✿┅┅┄┄
undefined #حکمت273 : به يقين بدانيد! خداوند براي بنده خود هرچند با سياست و سخت كوش و در طرح و نقشه نيرومند باشد، بيش از آنچه كه در قرآن وعده فرمود، قرار نخواهد داد، و ميان بنده، هر چند ناتوان و كم سياست باشد، با آنچه در قرآن برای او رقم زده حايلی نخواهد گذاشت، هر كس اين حقيقت را بشناسد و به كار گيرد، از همه مردم آسوده تر، و سود بيشتر خواهد برد. و آنكه آن را واگذارد و در آن شك كند، از همه مردم گرفتارتر و زيانكارتر است، چه بسا نعمت داده شده ای كه گرفتار عذاب شود، و بسا گرفتاری كه در گرفتاری ساخته شده و آزمايش گردد، پس ای كسی كه از اين گفتار بهره مند می شوی، بر شكرگزاری بيفزای، و از شتابت دست بردار، و به روزی رسيده قناعت كن.
┄┄┅┅✿❀undefinedundefinedundefined❀✿┅┅┄┄

#نهضت_جهانی_نهج_البلاغه_خوانی

۹:۵۶

undefinedبسم الله الرحمن الرحیمundefined
undefinedشرح #حکمت6
undefined قسمت اول
undefined امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در حکمت ۶ نهج البلاغه می فرمایند: «سینه خردمند صندوق راز اوست وخوشرویی وسیله دوست یابی و شکیبایی گورستان پوشاننده عیب ها است». بعضی هم گفته اند که حضرت فرموده است : «پرسش کردن وسیله پوشاننده عیبها است و انسان از خود راضی دشمنان او فراوان هستند». بنابراین ۵ مطلب را در این حکمت باید بررسی کنیم: 1. رازداری2. خوشرویی 3. صبر و شکیبایی 4. آداب پرسش کردن5. ازخودراضی و خودپسند نبودن.
undefined1. رازداری: درباره رازداری قبلاً در حکمت ۲ به بهانه مطلبی که پیرامون حاکمیت زبان بر انسان و نتیجه اش که خفت و خواری است کامل بیان کرده‌ایم .
undefined2. خوشرویی:
undefined2.1 تعریف خوشرویی: در حکمت ۳۳۳ نهج البلاغه امیرالمومنین علی (علیه السلام) در توصیف مؤمن می فرمایند : «شادی مومن در چهره او و اندوهش در دل پنهان است». یعنی با مردم خوشرو و بشاش برخورد می کند اگر چه مؤمن به خاطر دوری از جایگاه اصلی او که در قیامت به او خواهد رسید قلبش پر از حزن است.
undefined 2.2 آثار خوشرویی: در نهج البلاغه چند مورد برای آثار خوشرویی بیان شده است:
2.2.1 اقبال مردم: در حکمت ۵۰ می‌خوانیم: «دل‌های مردم گریزان است به کسی روی می آورند که خوشرویی کند»2.2.2 دوست یابی: در حکمت ۶ می‌خوانیم : «خوشرویی وسیله دوست یابی است»
undefined3. پرسش کردن: در نهج البلاغه بعضی آداب برای پرسش کردن و سؤال کردن بیان شده است.undefined3.1 سؤال برای فهمیدن و دانستن است نه برای امتحان کردن و دست انداختن. حضرت در حکمت ۳۲۰ در جواب کسی که سوال پیچیده ای را پرسید فرمودند: «برای فهمیدن بپرس نه برای آزار دادن زیرا نادان آموزش گیرنده همانند دانا است و دانای بی‌انصاف مانند نادان بهانه‌جویی است». یعنی شما که چیزی را می‌دانید برای چه چیزی برای دست انداختن سؤال می‌کنید.
undefined3.2 پرسش نکردن از چیزی که نیامده و اثری هم در دانش او ندارد. در حکمت ۳۶۴ می فرمایند: «از آنچه پدید نیامده است نپرسید زیرا آنچه پدید آمده برای سرگرمی تو کافی است».
undefinedآداب پاسخ دادن: پاسخ دادن هم آدابی دارد نمونه آن در نهج البلاغه بیان شده است. 1. اقناع و قانع کردن پرسش کننده است. حضرت در حکمت ۲۸۹ درباره یکی از دوستان قدیم خودشان می فرمایند: «گاهی که لب به سخن می گشود بر دیگر سخنوران برتری داشت و تشنگی پرسشگران را فرو می نشاند».2. وقتی از انسان سؤال کردند و جواب را بلد نبود از گفتن نمی دانم خجالت نکشد. امیرالمؤمنین درحکمت ۸۲ می‌فرمایند: «اگر از کسی سوال کردند و نمی‌دانست شرم نکند و بگوید نمی دانم و کسی که شرم نکند در آنچه نمی داند، بیاموزد». یعنی اگر هم چیزی را بلد نیست خجالت نکشد برود بیاموزد اما اگر کسی چیزی را نمی داند ولی از گفتن نمیدانم هم پرهیز کرد حضرت در حکمت ۸۵ می فرمایند : «کسی که از گفتن نمی دانم رویگردان است به هلاکت و نابودی می رسد»
undefinedحجت الاسلام مهدوی ارفع
#نهج_البلاغه #نهضت_جهانی_نهج_البلاغه_خوانی

۹:۵۶

undefined لذت مطالعه (خلاصه کتاب)
undefined ناقوس ها به صدا در می آیند. (۲۵) undefined انتشارات عهدمانا
معاویه سرش را تکان داد و گفت : « دیگر چه ؟» گفتم : « دیگر اینکه به بزرگانی چون سعد بن ابی وقاص ، عبدالله بن عمر ، معین بن مسلمه و اُسامه بن یزید در مدینه نامه ای بنويس. شنیده ام آنها با علی بیعت نکرده اند و راضی به جنگیدن علی در بصره نبوده اند. به آن ها بنویس که على قاتل عثمان و برخی صحابهٔ پیامبر اسلام است . اگر آنها با تو همراه شوند ، خواهند توانست على را در مدینه و مکه و سایر بلاد حجاز تضعیف کنند. ایجاد شکاف در یاران علی ، قدم بعدی است که باید با جدیت پیگیری شود. معاویه با تبسم و نگاهی مشکوک پرسید : « قدم بعدی؟ » ، گفتم : « باید جاسوسانی به کوفه بفرستیم. آنها وظیفه خواهند داشت آنچه را در کوفه اتفاق می افتد مو به مو به ما گزارش کنند. ما باید بدانیم در جبههٔ علی چه می گذرد. » معاویه گفت : « بعد ؟ » گفتم : «خودت را آماده کن ؛ وقت نماز عصر نزدیک است ، باید به مسجد برویم »، با کنایه گفت : « وضو هم باید بگیریم. گفتم : « برای لعن و نفرین علی ، وضو واجب است ، اما برای نماز ، تو بهتر میدانی.کشیش سرش را بلند کرد و ایرینا را دید. پرسید: کتاب درباره چیست؟کشیش گفت: ظاهرا مربوط به وقایع تاریخی در دین اسلام است. گمان کنم چیزهایی دربارهٔ علی باشد. همان که مسلمانان شیعه در ایشان به او امام علی می گویند. » ایرینا لبخند زد و گفت : « مهم این است کهتو الآن صاحب یک کتاب بسیار قدیمی و با ارزش هستی. شاید بتوانی آن را به مبلغ بسیار خوبی به یکی از موزه های اروپا بفروشی.

undefined ادامه دارد...#روز_بیست_و_ششم

۹:۵۶

بازارسال شده از امتداد شعر 📜
الا بذکر الله تطمئن القلوب undefined‍🩹

۱۹:۳۸