بله | کانال سناریو بی تی اس
عکس پروفایل سناریو بی تی اسس

سناریو بی تی اس

۷۸عضو
#سناریو(وقتی بعد از عروسی نگرانی که خوب بیش نره و...)
نامجون:اگه میترسی ...ا/ت: نه راحت باش(undefined)
جین:چرا چشات گشاد کردی زود باش پولو بشمار کم نباشها/ت:چشمundefinedundefined
یونگی:خودتو به من بسپار undefinedا/ت:یا علی باشه
جیهوپ:نگران نباش شاینم بیا بغلم شاینم نگران شدها/ت:اهومممم
جیمین:ههه‌نگرانی نداره که undefined🤏ا/ت:الفرااررر
جونگوک:(مثل جین)
تهیونگ:دستو میگره بهت آرامش میده بعد کارشو می کنهundefined(دست بردار نیست)
#مالک_یونگی

۱۴:۳۸

#سناریو(وقتی بهشون بستنی تعارف میکنم ولی قبول نمی کن چون با ما قهرنundefined)
نامجون:عاااا ولم کن دارم مطالعه میکنما/ت:برخور‌دیگه منو‌ناراحت نکن
جین:من از تو‌نمیخوام خودم بستنی برای خودم درست میکنمundefinedا/ت:هرجور که تو راحتی
جیهوپ:عااا مهربونه راضی شد ولی با غرور به ا/ت نگا میکنهundefined
یونگی:یه بوس بده من قبول میکنما/ت:باشه
جیمین:عاا توم‌ موچی‌بخورا/ت:سم نداشته باشهجیمین:عه اینجوریاست از کجا معلوم‌داخل بستنی سم نباشه ا/ت:هوم باشه
تهیونگ:مثل یونگی
جونگوک:نه ممنون من به شیر‌موز خیانت نمی‌کنم هههundefinedundefinedا/ت:ok
#مالک_یونگی

۱۴:۳۹

#سناریو(وقتی تو رو دزدین و اعضا برای نجات ا/ت میاد)
نامجون: برید کنارمن اومدم undefined

جین: ولش کنید به خدا این مای تابه رو روی سرتون خراب می کنم

یونگی: خیلی مافیای تور میزنه توب صورتش و در میرهundefined

جیهوپ: خو بیا منطقی حرف بزنیم ا/ت بدید....

جیمین:موچی ا_ت یکی رو انتخاب کن ..×موچیجیمین:اوکی حالت ا/ت رو بده

جونگوک؛ خونه بودی برای همین اتفاقی نیوفتاده

تهیونگ: داره دزده رو با بازوهاش له میکنهundefinedundefined
#مالک_یونگی

۱۴:۴۵

#سناریو(وقتی میفهمن حامله ای undefinedundefinedundefined)
نامجون:او شت باورم نمیشه من من بابا شدم
جین:واییی از فشار خوشحالی قش کرد
یونگی:عااااا پرتقالمممم undefined
جیهوپ: شوکه شده و دار تورو بغل میکنه
جیمین: موچی من توی شکمته هاااundefined
جونگوک؛(مثل نامجون)
تهیونگ:هعی فقد یکی قرار بود دوقلو باشهundefined
#مالک_یونگی

۱۴:۵۲

#سناریو#درخواستی(وقتی کل روز رو روی مبل خوابیدی و فقد غذا میخوری)[سوال توی خواب غذا میخوره ]undefined
نامجون:هعی خدا نگا خونه کثیف شده پاشو خونه رو جمع کن
جین:کاش فقد نظافت داشتی undefined

یونگی:هعی برو کنار منم اومدمundefined

جیهوپ:بازم خوراکی میخوای بخرم ..undefined

جیمین:کی موچی منو از يخچال برداشته...ا/ت:درحال خوردن موچیundefined
جونگوک:پاشو خونه رو جمع کن تا تنبیه نشدی
تهیونگ:خوب یک دو سه زود جمع کنا/ت:چشم
#مالک_یونگی

۷:۵۹

(موضوع دوم : وقتی میخوای بری خونه دوستت و شب بمونی و اونا نمیزارن)#درخواستی
نامجون:بجاش باهم کتاب می‌خونیم
جین:اون‌ بار بهم گفتی میخوام آشپزی یاد بگیرم الان میخوای بهت یاد بدم(درکل میخواد خرت کنه تا نری undefined)
یونگی:اگه باهم بریم اوکیه
جیهوپ:نه نهههههه گفتنم نه اسرار نکن
جیمین:دوست داری بری نها/ت:آره(کیوت نگا ش میکنی)جیمین:آها نمیشه بری ا/ت....
جونگوک:پاتو بیرون از خونه گذاشتی دیگه برنگرد
تهیونگ:در خونه رو قفل کرده جهت فرار نکردن (ا/ت درحال تلاش فرار کردن)تهیونگ:تلاشتون بکنundefined
#مالک_یونگی

۱۰:۰۱

(موضوع اول : وقتی تولدمون میشه چجوری سورپرایزمون میکنن؟)#درخواستی
نامجون:برات کلی ظرف آماده کرده تا بشوری (یعنی می‌خواست برات با دستای خودش کیک درست کنهundefined)
جین:برات کلی کاپ کیک‌و... درست کردهundefined
یونگی:وارد خونه میشی که برف شادی و سمت ا/ن نشونه میگره( الاهی صورت داغون شدundefinedundefined)
جیهوپ:‌چراق خونه خاموشه تو با ترس وارد خونه میشی که بهت تبریک میگم _تولدت مبارککککککundefined
جیمین:تو رو برده شهر بازی و خرید ...
جونگوک:فقد این بار شیر موز مو تقسیم میکنم هااا فردا پرو نشیundefinedا_ت:چشممم
تهیونگ:مثل‌(جیمین)

#مالک_یونگی

۱۰:۲۰

سلام

۱۴:۵۱