#سناریو(وقتی بعد از عروسی نگرانی که خوب بیش نره و...)
نامجون:اگه میترسی ...ا/ت: نه راحت باش(
)
جین:چرا چشات گشاد کردی زود باش پولو بشمار کم نباشها/ت:چشم

یونگی:خودتو به من بسپار
ا/ت:یا علی باشه
جیهوپ:نگران نباش شاینم بیا بغلم شاینم نگران شدها/ت:اهومممم
جیمین:هههنگرانی نداره که
🤏ا/ت:الفرااررر
جونگوک:(مثل جین)
تهیونگ:دستو میگره بهت آرامش میده بعد کارشو می کنه
(دست بردار نیست)
#مالک_یونگی
نامجون:اگه میترسی ...ا/ت: نه راحت باش(
جین:چرا چشات گشاد کردی زود باش پولو بشمار کم نباشها/ت:چشم
یونگی:خودتو به من بسپار
جیهوپ:نگران نباش شاینم بیا بغلم شاینم نگران شدها/ت:اهومممم
جیمین:هههنگرانی نداره که
جونگوک:(مثل جین)
تهیونگ:دستو میگره بهت آرامش میده بعد کارشو می کنه
#مالک_یونگی
۱۴:۳۸
#سناریو(وقتی بهشون بستنی تعارف میکنم ولی قبول نمی کن چون با ما قهرن
)
نامجون:عاااا ولم کن دارم مطالعه میکنما/ت:برخوردیگه منوناراحت نکن
جین:من از تونمیخوام خودم بستنی برای خودم درست میکنم
ا/ت:هرجور که تو راحتی
جیهوپ:عااا مهربونه راضی شد ولی با غرور به ا/ت نگا میکنه
یونگی:یه بوس بده من قبول میکنما/ت:باشه
جیمین:عاا توم موچیبخورا/ت:سم نداشته باشهجیمین:عه اینجوریاست از کجا معلومداخل بستنی سم نباشه ا/ت:هوم باشه
تهیونگ:مثل یونگی
جونگوک:نه ممنون من به شیرموز خیانت نمیکنم ههه
ا/ت:ok
#مالک_یونگی
نامجون:عاااا ولم کن دارم مطالعه میکنما/ت:برخوردیگه منوناراحت نکن
جین:من از تونمیخوام خودم بستنی برای خودم درست میکنم
جیهوپ:عااا مهربونه راضی شد ولی با غرور به ا/ت نگا میکنه
یونگی:یه بوس بده من قبول میکنما/ت:باشه
جیمین:عاا توم موچیبخورا/ت:سم نداشته باشهجیمین:عه اینجوریاست از کجا معلومداخل بستنی سم نباشه ا/ت:هوم باشه
تهیونگ:مثل یونگی
جونگوک:نه ممنون من به شیرموز خیانت نمیکنم ههه
#مالک_یونگی
۱۴:۳۹
#سناریو(وقتی تو رو دزدین و اعضا برای نجات ا/ت میاد)
نامجون: برید کنارمن اومدم
جین: ولش کنید به خدا این مای تابه رو روی سرتون خراب می کنم
یونگی: خیلی مافیای تور میزنه توب صورتش و در میره
جیهوپ: خو بیا منطقی حرف بزنیم ا/ت بدید....
جیمین:موچی ا_ت یکی رو انتخاب کن ..×موچیجیمین:اوکی حالت ا/ت رو بده
جونگوک؛ خونه بودی برای همین اتفاقی نیوفتاده
تهیونگ: داره دزده رو با بازوهاش له میکنه

#مالک_یونگی
نامجون: برید کنارمن اومدم
جین: ولش کنید به خدا این مای تابه رو روی سرتون خراب می کنم
یونگی: خیلی مافیای تور میزنه توب صورتش و در میره
جیهوپ: خو بیا منطقی حرف بزنیم ا/ت بدید....
جیمین:موچی ا_ت یکی رو انتخاب کن ..×موچیجیمین:اوکی حالت ا/ت رو بده
جونگوک؛ خونه بودی برای همین اتفاقی نیوفتاده
تهیونگ: داره دزده رو با بازوهاش له میکنه
#مالک_یونگی
۱۴:۴۵
#سناریو(وقتی میفهمن حامله ای

)
نامجون:او شت باورم نمیشه من من بابا شدم
جین:واییی از فشار خوشحالی قش کرد
یونگی:عااااا پرتقالمممم
جیهوپ: شوکه شده و دار تورو بغل میکنه
جیمین: موچی من توی شکمته هااا
جونگوک؛(مثل نامجون)
تهیونگ:هعی فقد یکی قرار بود دوقلو باشه
#مالک_یونگی
نامجون:او شت باورم نمیشه من من بابا شدم
جین:واییی از فشار خوشحالی قش کرد
یونگی:عااااا پرتقالمممم
جیهوپ: شوکه شده و دار تورو بغل میکنه
جیمین: موچی من توی شکمته هااا
جونگوک؛(مثل نامجون)
تهیونگ:هعی فقد یکی قرار بود دوقلو باشه
#مالک_یونگی
۱۴:۵۲
#سناریو#درخواستی(وقتی کل روز رو روی مبل خوابیدی و فقد غذا میخوری)[سوال توی خواب غذا میخوره ]
نامجون:هعی خدا نگا خونه کثیف شده پاشو خونه رو جمع کن
جین:کاش فقد نظافت داشتی
یونگی:هعی برو کنار منم اومدم
جیهوپ:بازم خوراکی میخوای بخرم ..
جیمین:کی موچی منو از يخچال برداشته...ا/ت:درحال خوردن موچی
جونگوک:پاشو خونه رو جمع کن تا تنبیه نشدی
تهیونگ:خوب یک دو سه زود جمع کنا/ت:چشم
#مالک_یونگی
نامجون:هعی خدا نگا خونه کثیف شده پاشو خونه رو جمع کن
جین:کاش فقد نظافت داشتی
یونگی:هعی برو کنار منم اومدم
جیهوپ:بازم خوراکی میخوای بخرم ..
جیمین:کی موچی منو از يخچال برداشته...ا/ت:درحال خوردن موچی
جونگوک:پاشو خونه رو جمع کن تا تنبیه نشدی
تهیونگ:خوب یک دو سه زود جمع کنا/ت:چشم
#مالک_یونگی
۷:۵۹
(موضوع دوم : وقتی میخوای بری خونه دوستت و شب بمونی و اونا نمیزارن)#درخواستی
نامجون:بجاش باهم کتاب میخونیم
جین:اون بار بهم گفتی میخوام آشپزی یاد بگیرم الان میخوای بهت یاد بدم(درکل میخواد خرت کنه تا نری
)
یونگی:اگه باهم بریم اوکیه
جیهوپ:نه نهههههه گفتنم نه اسرار نکن
جیمین:دوست داری بری نها/ت:آره(کیوت نگا ش میکنی)جیمین:آها نمیشه بری ا/ت....
جونگوک:پاتو بیرون از خونه گذاشتی دیگه برنگرد
تهیونگ:در خونه رو قفل کرده جهت فرار نکردن (ا/ت درحال تلاش فرار کردن)تهیونگ:تلاشتون بکن
#مالک_یونگی
نامجون:بجاش باهم کتاب میخونیم
جین:اون بار بهم گفتی میخوام آشپزی یاد بگیرم الان میخوای بهت یاد بدم(درکل میخواد خرت کنه تا نری
یونگی:اگه باهم بریم اوکیه
جیهوپ:نه نهههههه گفتنم نه اسرار نکن
جیمین:دوست داری بری نها/ت:آره(کیوت نگا ش میکنی)جیمین:آها نمیشه بری ا/ت....
جونگوک:پاتو بیرون از خونه گذاشتی دیگه برنگرد
تهیونگ:در خونه رو قفل کرده جهت فرار نکردن (ا/ت درحال تلاش فرار کردن)تهیونگ:تلاشتون بکن
#مالک_یونگی
۱۰:۰۱
(موضوع اول : وقتی تولدمون میشه چجوری سورپرایزمون میکنن؟)#درخواستی
نامجون:برات کلی ظرف آماده کرده تا بشوری (یعنی میخواست برات با دستای خودش کیک درست کنه
)
جین:برات کلی کاپ کیکو... درست کرده
یونگی:وارد خونه میشی که برف شادی و سمت ا/ن نشونه میگره( الاهی صورت داغون شد
)
جیهوپ:چراق خونه خاموشه تو با ترس وارد خونه میشی که بهت تبریک میگم _تولدت مبارکککککک
جیمین:تو رو برده شهر بازی و خرید ...
جونگوک:فقد این بار شیر موز مو تقسیم میکنم هااا فردا پرو نشی
ا_ت:چشممم
تهیونگ:مثل(جیمین)
#مالک_یونگی
نامجون:برات کلی ظرف آماده کرده تا بشوری (یعنی میخواست برات با دستای خودش کیک درست کنه
جین:برات کلی کاپ کیکو... درست کرده
یونگی:وارد خونه میشی که برف شادی و سمت ا/ن نشونه میگره( الاهی صورت داغون شد
جیهوپ:چراق خونه خاموشه تو با ترس وارد خونه میشی که بهت تبریک میگم _تولدت مبارکککککک
جیمین:تو رو برده شهر بازی و خرید ...
جونگوک:فقد این بار شیر موز مو تقسیم میکنم هااا فردا پرو نشی
تهیونگ:مثل(جیمین)
#مالک_یونگی
۱۰:۲۰
سلام
۱۴:۵۱