خدای خارک، خدای طبس است.
فرقی ندارد، خاک ایران دشمن کُش است...!
فرقی ندارد، خاک ایران دشمن کُش است...!
۹:۳۱
روزی یکی از این همه مظلوم در زمین میافکند به گردن ظالم طناب را
#فاضل_نظریپ.ن: برای تمام مظلومان عالم و قربانیان جزیره اپستین
#فاضل_نظریپ.ن: برای تمام مظلومان عالم و قربانیان جزیره اپستین
۱۳:۱۷
ابر بارانی بیاید، آسمان باران بگیردبلکه این بغضی که پرپر میشود، پایان بگیرد
رفته بودی مشق آب و نان و بابا را بخوانیفکر میکردی که این مشق از تو شاید جان بگیرد؟
با خودت گفتی که مادر در مسیر روضه باشدبا خودت گفتی که بابا رفته باشد نان بگیرد
رفته باشد از دکانی میوهٔ ارزان بچیندتا از آن دکان دیگر پرچم ایران بگیرد
پرچم ایران به دستش… بر تن سرد خیابانباید اینجا آسمان ابری شود، باران بگیرد
یک نفر حتی نشد پشت سرش آبی بریزدیک نفر حتی نشد آیینه و قرآن بگیرد…
فکر کن سقای این دشت عطش، ناچار باشدمشک آبی را که آورده است، با دندان بگیرد
فکر کن سرنیزهٔ وحشی، جگرها را بسوزدیک جگرخوار آن طرف جشن حنابندان بگیرد
فکر میکردی که در قانون جنگل هم ببینیبمب یک حیوان بیاید جان صد انسان بگیرد؟
#محمدکاظم_کاظمی
رفته بودی مشق آب و نان و بابا را بخوانیفکر میکردی که این مشق از تو شاید جان بگیرد؟
با خودت گفتی که مادر در مسیر روضه باشدبا خودت گفتی که بابا رفته باشد نان بگیرد
رفته باشد از دکانی میوهٔ ارزان بچیندتا از آن دکان دیگر پرچم ایران بگیرد
پرچم ایران به دستش… بر تن سرد خیابانباید اینجا آسمان ابری شود، باران بگیرد
یک نفر حتی نشد پشت سرش آبی بریزدیک نفر حتی نشد آیینه و قرآن بگیرد…
فکر کن سقای این دشت عطش، ناچار باشدمشک آبی را که آورده است، با دندان بگیرد
فکر کن سرنیزهٔ وحشی، جگرها را بسوزدیک جگرخوار آن طرف جشن حنابندان بگیرد
فکر میکردی که در قانون جنگل هم ببینیبمب یک حیوان بیاید جان صد انسان بگیرد؟
#محمدکاظم_کاظمی
۱۶:۰۰
گرداب خونِ کوله های دخترانه ...حالا گرفته ظلم دشمن را نشانه...
۱۶:۵۴
۲۱:۴۲
دیانت بر سیاست چیره شد ،آری جهان فهمیدرضاجان است شاه مردم ایران،رضاخان نه!!
۲۱:۴۳
برایت گریه خواهم کرد اما صبح بعد از جنگپس از این لحظههای بیامانِ زخمیِ خونرنگ
تو را بعد از عبور دود و آتش، اشک میریزمپس از پیروزی نور حقیقت بر شب نیرنگ
گرفتیم این زمان رو به سر دشمن فَلاخَن راصبوری کن دلم، باید که اکنون سنگ باشی، سنگ!
غمت را مشت کن بر قلب اهریمن بکوب آنسانکه دیگر برنخیزد «هایی» از آن طبل مرگآهنگ
غمت را نیزه کن، پرتاب کن، آنسان که بیوقفهبیندازد پیِ تاتارها فرسنگ تا فرسنگ
#اعظم_سعادتمند
تو را بعد از عبور دود و آتش، اشک میریزمپس از پیروزی نور حقیقت بر شب نیرنگ
گرفتیم این زمان رو به سر دشمن فَلاخَن راصبوری کن دلم، باید که اکنون سنگ باشی، سنگ!
غمت را مشت کن بر قلب اهریمن بکوب آنسانکه دیگر برنخیزد «هایی» از آن طبل مرگآهنگ
غمت را نیزه کن، پرتاب کن، آنسان که بیوقفهبیندازد پیِ تاتارها فرسنگ تا فرسنگ
#اعظم_سعادتمند
۸:۲۳
"هی موشک و بمب و ناو خود حیف کنیهی حمله از این نوع و از این طیف کنیگفتی ببری به عصر سنگ ایران راعصر حجری نشان دهم کیف کنی"
۱۴:۱۸
وقت تکبیر است حالا وقت طوفان شماست نوبت فتح است مردم، شهر میدان شماست
وقت پیروزی است... بسم الله الرحمن الرحیم هر خیابان شد مسیری در صراط مستقیم
کور شد ابلیس وقتی دید جمعی یکدلید مشت محکم بر دهان یاوهگوی باطلید
از سفید و سرخ و سبز رقص پرچم کور شد نقش الله است در میدان و شیطان دور شد
آن معلم که شما را اینچنین پرورد کو؟تا دم قله شما را پا به پا آورد کو؟
آن پدر که شیرمردانش چنین جان برکفنددر فراخوان شهادت دخترانش در صفند
آن ابرمردی که شد در راه ایران جانفداجانفدای ما و هرکس داد او را ناسزا
آن پدر که تک تک ما را دعا میکرد کو؟با خواص بیبصیرت روز و شب سر کرد کو؟
گفت مبعوثید مردم... مشت او پیغام بود فاستقم... میرفت اما قلب او آرام بود
زندهتر از پیش ...آری جان ایران است اودر صف فرماندهی یا در خیابان است او
روح ایرانمرد ایران را در اینمیدان ببین حاج قاسم را میان لشکر خوبان ببین
باقری را، موسوی را، باغبان را، صف به صفتنگسیری را همینجا، شیخیان را آن طرف
نسل تهرانیمقدمها ز تهران بگذرد؟!نسل حاجی زادهها از خاک ایران بگذرد؟!
چشم دنیا خیره بر رزم سپاه حیدر است لا تخف! دست خدا از دستها بالاتر است
ای تمام انبیا مشتاق ایمان شما مهدی از روز ازل دلتنگ ایران شما
پرچم توحید در دستانتان چون ذوالفقار چارهای دیگر ندارد نسل صهیون جز فرار
یا علی گفتیم و با سجیل خیبر را زدیم ما همه از مکتب درس ابالفضل آمدیم
چادر زهراست عمری سایهبان دین ما تا ابد هیهات از ذلت شده آیین ما
مجتبی تنها بماند؟! ننگ بر ما، وای ما گوش کن، بسیار دارد جانفدا مولای ما
فاستقم ... باید همه با هم ز طوفان بگذریم صبح نزدیک است، بسم الله الرحمن الرحیم
#الهام_صفالو
وقت پیروزی است... بسم الله الرحمن الرحیم هر خیابان شد مسیری در صراط مستقیم
کور شد ابلیس وقتی دید جمعی یکدلید مشت محکم بر دهان یاوهگوی باطلید
از سفید و سرخ و سبز رقص پرچم کور شد نقش الله است در میدان و شیطان دور شد
آن معلم که شما را اینچنین پرورد کو؟تا دم قله شما را پا به پا آورد کو؟
آن پدر که شیرمردانش چنین جان برکفنددر فراخوان شهادت دخترانش در صفند
آن ابرمردی که شد در راه ایران جانفداجانفدای ما و هرکس داد او را ناسزا
آن پدر که تک تک ما را دعا میکرد کو؟با خواص بیبصیرت روز و شب سر کرد کو؟
گفت مبعوثید مردم... مشت او پیغام بود فاستقم... میرفت اما قلب او آرام بود
زندهتر از پیش ...آری جان ایران است اودر صف فرماندهی یا در خیابان است او
روح ایرانمرد ایران را در اینمیدان ببین حاج قاسم را میان لشکر خوبان ببین
باقری را، موسوی را، باغبان را، صف به صفتنگسیری را همینجا، شیخیان را آن طرف
نسل تهرانیمقدمها ز تهران بگذرد؟!نسل حاجی زادهها از خاک ایران بگذرد؟!
چشم دنیا خیره بر رزم سپاه حیدر است لا تخف! دست خدا از دستها بالاتر است
ای تمام انبیا مشتاق ایمان شما مهدی از روز ازل دلتنگ ایران شما
پرچم توحید در دستانتان چون ذوالفقار چارهای دیگر ندارد نسل صهیون جز فرار
یا علی گفتیم و با سجیل خیبر را زدیم ما همه از مکتب درس ابالفضل آمدیم
چادر زهراست عمری سایهبان دین ما تا ابد هیهات از ذلت شده آیین ما
مجتبی تنها بماند؟! ننگ بر ما، وای ما گوش کن، بسیار دارد جانفدا مولای ما
فاستقم ... باید همه با هم ز طوفان بگذریم صبح نزدیک است، بسم الله الرحمن الرحیم
#الهام_صفالو
۱۱:۳۵
چه شد جماعت ملعون؟ حریف ما نشدیدحریف مردم یک دستِ یک صدا نشدید
وطن به لطف خدا آفتی نخواهد دیدوطن فروشی و بی غیرتی نخواهد دید
به لطف همت سرباز و جانفداهامانهم ایستاده و هم یک صدا صداهامان
به برد و باخت به هر روی جام میگیریمو از تمام شما انتقام میگیریم
اگر که معرکه خون خواست ما به جان داریماگر که خصم جنون خواست توامان داریم
هنوز در پس تدبیرمان جنونی هستبرای حق و حقیقت هنوز خونی هست
همیشه در صف جنگیم و با اراده هنوزدلیر معرکه ماییم و ایستاده هنوز
#سیدتقی_سیدی
وطن به لطف خدا آفتی نخواهد دیدوطن فروشی و بی غیرتی نخواهد دید
به لطف همت سرباز و جانفداهامانهم ایستاده و هم یک صدا صداهامان
به برد و باخت به هر روی جام میگیریمو از تمام شما انتقام میگیریم
اگر که معرکه خون خواست ما به جان داریماگر که خصم جنون خواست توامان داریم
هنوز در پس تدبیرمان جنونی هستبرای حق و حقیقت هنوز خونی هست
همیشه در صف جنگیم و با اراده هنوزدلیر معرکه ماییم و ایستاده هنوز
#سیدتقی_سیدی
۶:۵۷
انگار که یک کوه سفر کرده از این دشت اینقدر که خالی شده بعد از تو جهانم
#فاضل_نظری
#فاضل_نظری
۵:۱۱
سخت است وطن موکب ماتم شده باشدعیدانهی ما فرق کند، غم شده باشد
سخت است که مجبور شوی صاف بگیریقد و کمری را که ز غم خم شده باشد
سخت است سر شب رمضان باشد و ناگاهچون صبح شود ماه محرم شده باشد
از داغ جگرسوزتر آن است که آن رااز اول شب هلهله مرهم شده باشد
ای داد از آن دل که خبر پشت خبر، بازبا موج غم و درد دمادم شده باشد
سخت است یتیمی به خدا داغ بزرگ استهرچند که فرزند تو محکم شده باشد
در خواب نمیدیدم از این دست پریشانمن باشم و سوگ تو فراهم شده باشد
ای کاش که بیدار شوم، باز تو باشیبی آن که نخی مو ز سرت کم شده باشد
تو زندهای و باز دل ما به تو قرص استبگذار که دنیا همه درهم شده باشد#سیده_اعظم_حسینی
سخت است که مجبور شوی صاف بگیریقد و کمری را که ز غم خم شده باشد
سخت است سر شب رمضان باشد و ناگاهچون صبح شود ماه محرم شده باشد
از داغ جگرسوزتر آن است که آن رااز اول شب هلهله مرهم شده باشد
ای داد از آن دل که خبر پشت خبر، بازبا موج غم و درد دمادم شده باشد
سخت است یتیمی به خدا داغ بزرگ استهرچند که فرزند تو محکم شده باشد
در خواب نمیدیدم از این دست پریشانمن باشم و سوگ تو فراهم شده باشد
ای کاش که بیدار شوم، باز تو باشیبی آن که نخی مو ز سرت کم شده باشد
تو زندهای و باز دل ما به تو قرص استبگذار که دنیا همه درهم شده باشد#سیده_اعظم_حسینی
۵:۱۲
خدا این بار میخواهد سپاهش خار و خس باشدبرای خواری دشمن همین بایست بس باشد
خدا اهل ستم را بر زمین گرم خواهد زدو شاید از زمین گرم منظورش طبس باشد
طبس را شهر بیدیوار میپنداشتید اماگمان هرگز نمیبردید مانند قفس باشد
طبس با خاکریز جبهه یکسان است تا وقتیکه ما را دشمنی همچون شما در پیش و پس باشد
غم این خاک بالین شما را سخت میگیردغمش حتی اگر اندازۀ بال مگس باشد..
برای جبهه دلتنگیم و میجنگیم و میجنگیمو میجنگیم و میجنگیم تا وقتی نفس باشد
#محمدحسین_ملکیان
خدا اهل ستم را بر زمین گرم خواهد زدو شاید از زمین گرم منظورش طبس باشد
طبس را شهر بیدیوار میپنداشتید اماگمان هرگز نمیبردید مانند قفس باشد
طبس با خاکریز جبهه یکسان است تا وقتیکه ما را دشمنی همچون شما در پیش و پس باشد
غم این خاک بالین شما را سخت میگیردغمش حتی اگر اندازۀ بال مگس باشد..
برای جبهه دلتنگیم و میجنگیم و میجنگیمو میجنگیم و میجنگیم تا وقتی نفس باشد
#محمدحسین_ملکیان
۱۳:۵۴
صدا چه بود عزیزان من کجا را زد؟ خدای من نکند خانهی شما را زد؟
پرندههای مهاجر به سرفه افتادندصدا سکوت شکن بود سمت ما را زد
درست ساعت املای آب بابا بودکه کوله پشتی دلتنگ بچهها را زد
صلات ظهر صدای اذان به گریه نشست عجیب بود ولی خانهی خدا را زد
هر آن چه را که به دستش رسید ویران کردغریبه را به فنا داد و آشنا را زد
شنیده بود صدا ماندگار خواهد بودکشید تیغ و به آنی رگ صدا را زد
شنیده بود دعا تیر اهل ایمان است درست وقت دعا خانهی دعا را زد
شنیده بود گروهی به گریه مشغولند کمان به دست شد و مجلس عزا را زد
خلیج، زلف پریشان و موج در موج استخبر دهید به دریا که ناخدا را زد
خلیل و قاسم و منصور و مرتضا و حمیدهما و هانیه و زهره و ندا را زد
به روزه دار به کودک به تشنه رحم نکرد علم به دوش شهیدان کربلا را زد
ولی ولی دم ایران آریایی گرمچرا که پنبهی این قوم بیحیا را زد...
#سعید_بیابانکی
پرندههای مهاجر به سرفه افتادندصدا سکوت شکن بود سمت ما را زد
درست ساعت املای آب بابا بودکه کوله پشتی دلتنگ بچهها را زد
صلات ظهر صدای اذان به گریه نشست عجیب بود ولی خانهی خدا را زد
هر آن چه را که به دستش رسید ویران کردغریبه را به فنا داد و آشنا را زد
شنیده بود صدا ماندگار خواهد بودکشید تیغ و به آنی رگ صدا را زد
شنیده بود دعا تیر اهل ایمان است درست وقت دعا خانهی دعا را زد
شنیده بود گروهی به گریه مشغولند کمان به دست شد و مجلس عزا را زد
خلیج، زلف پریشان و موج در موج استخبر دهید به دریا که ناخدا را زد
خلیل و قاسم و منصور و مرتضا و حمیدهما و هانیه و زهره و ندا را زد
به روزه دار به کودک به تشنه رحم نکرد علم به دوش شهیدان کربلا را زد
ولی ولی دم ایران آریایی گرمچرا که پنبهی این قوم بیحیا را زد...
#سعید_بیابانکی
۷:۳۲
هیچ ملکی به شرف کشور ایران نشودبیش از این درهم و آشفته و ویران نشود
اهل و نااهل وی ار متحد از جان نشوندرنگ ویرانی از این روضه رضوان نشود
شهر شیراز که شیرازه علم است و ادبمأمن و مسکن غولان بیابان نشود
ای که با خویش به جنگستی و با غیر به صلحاز چه رو خاطر جمع تو پریشان نشود
ملک جم قسمت اهریمن ریمن نشوددیو، اگر خاتم دزدید سلیمان نشود
زینت حضرت انسان نگر، و انسان باشزآن که جنس سبع از معرفت انسان نشود
ثابت ار، دعوی انسانیت خود نکنیاصل حیوانی و دعوی تو برهان نشود
نتوان بیهوده زد، لاف بزرگی و کمالخزف از فخر و شرف گوهر و مرجان نشود
رازداری نبود، راز خود ابراز مکنمحرم راز نبی جز شه مردان نشود
نخرند اهل یقین وسوسهٔ بوالهوساننفس شیطان دغا مظهر رحمان نشود
صلح و وصل است مرا، مقصد و امّید که بازبدل از جنگ و جدل با غم و هجران نشود
هنری نیست به از علم و ادب در عالمچه توان کرد که مستوجب حرمان نشود
نیست کس محرم اسرار حقیقت «حاجب»چون گدا، خازن گنجینهٔ سلطان نشود
#حاجب_شیرازی
اهل و نااهل وی ار متحد از جان نشوندرنگ ویرانی از این روضه رضوان نشود
شهر شیراز که شیرازه علم است و ادبمأمن و مسکن غولان بیابان نشود
ای که با خویش به جنگستی و با غیر به صلحاز چه رو خاطر جمع تو پریشان نشود
ملک جم قسمت اهریمن ریمن نشوددیو، اگر خاتم دزدید سلیمان نشود
زینت حضرت انسان نگر، و انسان باشزآن که جنس سبع از معرفت انسان نشود
ثابت ار، دعوی انسانیت خود نکنیاصل حیوانی و دعوی تو برهان نشود
نتوان بیهوده زد، لاف بزرگی و کمالخزف از فخر و شرف گوهر و مرجان نشود
رازداری نبود، راز خود ابراز مکنمحرم راز نبی جز شه مردان نشود
نخرند اهل یقین وسوسهٔ بوالهوساننفس شیطان دغا مظهر رحمان نشود
صلح و وصل است مرا، مقصد و امّید که بازبدل از جنگ و جدل با غم و هجران نشود
هنری نیست به از علم و ادب در عالمچه توان کرد که مستوجب حرمان نشود
نیست کس محرم اسرار حقیقت «حاجب»چون گدا، خازن گنجینهٔ سلطان نشود
#حاجب_شیرازی
۴:۲۶
جان دگرم بخش، که آن جان که تو دادیچندان ز غمت خاک به سر ریخت که تن شد
عشاق تو هر یک به نوایی ز تو خوشنودگر شد ستمی بر سر کوی تو، به من شد
#طالب_آملی
عشاق تو هر یک به نوایی ز تو خوشنودگر شد ستمی بر سر کوی تو، به من شد
#طالب_آملی
۱۷:۰۲
گامی به راه و گامی در انتظار دارمسرگشته روزگاری پَرگاروار دارم
دلبستهی امیدی در سنگلاخ گیتیرَه بیشکیب پویم، دل بیقرار دارم
یک عمر میزدم لاف از اختیار و اینکچون شمع، اشک و آهی بیاختیار دارم
گو ابرِ غم ببارد تا همنشین عشقماز غم چه باک دارم کاین غمگسار دارم
نبود روا که گیرم جا در حضیض پَستیسیلم که هستی خود از کوهسار دارم
سرشارم از جوانی هر چند پیر دهرمچون سرو در خزان نیز رنگ بهار دارم
از خاک پاک مشهد نقشی است بر جبینمشادم «امین» که از دوست، این یادگار دارم
#سیدعلی_خامنهای
دلبستهی امیدی در سنگلاخ گیتیرَه بیشکیب پویم، دل بیقرار دارم
یک عمر میزدم لاف از اختیار و اینکچون شمع، اشک و آهی بیاختیار دارم
گو ابرِ غم ببارد تا همنشین عشقماز غم چه باک دارم کاین غمگسار دارم
نبود روا که گیرم جا در حضیض پَستیسیلم که هستی خود از کوهسار دارم
سرشارم از جوانی هر چند پیر دهرمچون سرو در خزان نیز رنگ بهار دارم
از خاک پاک مشهد نقشی است بر جبینمشادم «امین» که از دوست، این یادگار دارم
#سیدعلی_خامنهای
۵:۰۰
ای حُسنِ یوسف دکمه پیراهن تودل میشکوفد گل به گل از دامن تو
جز در هوای تو مرا سیر و سفر نیست گلگشت من دیدار سرو و سوسن تو:
آغاز فروردین چشمت، مشهد منشیرازِ من اردیبهشتِ دامن تو
هر اصفهان ابرویت نصف جهانمخرمای خوزستان من خندیدن تو
من جز برای تو نمیخواهم خودم راای از همه منهای من بهتر، منِ تو
هرچیز و هرکس رو به سویی در نمازندای چشمهای من، نماز دیدن تو!
حیران و سرگردانِ چشمت تا ابد بادمنظومه دل بر مدار روشنِ تو!
#قیصر_امینپور
جز در هوای تو مرا سیر و سفر نیست گلگشت من دیدار سرو و سوسن تو:
آغاز فروردین چشمت، مشهد منشیرازِ من اردیبهشتِ دامن تو
هر اصفهان ابرویت نصف جهانمخرمای خوزستان من خندیدن تو
من جز برای تو نمیخواهم خودم راای از همه منهای من بهتر، منِ تو
هرچیز و هرکس رو به سویی در نمازندای چشمهای من، نماز دیدن تو!
حیران و سرگردانِ چشمت تا ابد بادمنظومه دل بر مدار روشنِ تو!
#قیصر_امینپور
۵:۳۷
من آن آموزگارم که سوال از عشق میپرسم...
۱۵:۰۶
ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻝ به من ﺁﻣﻮﺧﺖ ﻣﻌﻠﻢ ” ﺁ ” ﺭﺍﺧﻮﻥ ﺩﻝ ﺧﻮﺭﺩ ﺑﺴﯽ ﺗﺎ ﮐﻪ ﻧﻮﺷﺘﻢ ” ﺑﺎ ” ﺭﺍﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﺩ ﺑﻪ ﺑﺎﻻ ﻭ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺁﻭﺭﺩﺗﺎ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺭﺍﺣﺘ ﺘﺮ ﺑﺨﺶ ﮐﻨﻢ ﺑﺎﺑﺎ ﺭﺍﺯﻧﮓ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﻣﻦ ﺭﻧﮓ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﻢﺍﻭ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺁﺑﯽ ﺑﮑﺸﻢ ﺩﺭﯾﺎ ﺭﺍﺁﻧﻘﺪﺭ ﮔﻔﺖ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻫﺎﯼ ﺩﻡ ﺩﺳﺖﺗﺎ مراعات ﮐنم ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺩﺭ ﺍﻣﻼ ﺭﺍﺑﺎﺯﮔﻮ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺩﻫﻘﺎﻥ ﻓﺪﺍﮐﺎﺭ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﺗﺎ ﮐﻪ ﺳﺮﻣﺸﻖ ﺩﻫﺪ ﺟﻤﻠﻪ ﯼ ﺧﻮﺑﯽ ﻫﺎ ﺭﺍﺗﺎ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ ﮐﺴﺮ ﮐﻨﻢ ﺳﺎﯾﻪ ﯼ ﺟﻬﻞبا کمی حوصله آموخت به من منها را
#حبیب_فرقانی
روز معلم و استادان گرامی مبارک
#حبیب_فرقانی
روز معلم و استادان گرامی مبارک
۱۵:۰۸