بله | کانال سیپورت CEEPORT
عکس پروفایل کانال سیپورت CEEPORTک

کانال سیپورت CEEPORT

۳۱۷ عضو
thumbnail
بخرید و مطالعه کنید
#کتابهای_تکنیک_هواوپونوپونو
@Ceeport_hooponopono

۹:۱۶

thumbnail

۱۴:۳۹

thumbnail

۱۴:۴۰

Imazee - Fingerprints Of Love.mp3

۰۳:۱۸-۸.۲۴ مگابایت
همیشه به یاد داشته باش که هر آنچه در اطراف تو در حال اتفاق افتاد است ریشه در ذهن دارد.علت همیشه ذهن است.ذهن پروژکتور است و آنجا در بیرون فقط پرده‌های نمایش هستند، تو خودت را برون‌فکنی می‌کنی.
(اشو)#دیپ_هاوس#آرامشبخش@Ceeport_hooponopono

۱۴:۴۷

thumbnail

۷:۰۰

به طور طبیعی انسان باید گیاه‌خوار باشد.زیرا تمام بدن انسان برای گیاه‌خواری ساخته شده‌ است. تمام ساختار بدن انسان نشان می‌دهد که انسان باید گیاه‌خوار باشد. اینک راه‌ هایی وجود دارد که نشان دهد یک نوع خاص از حیوانات گیاه‌خوار هستند یا نه...این بستگی به روده‌ها دارد.طول روده‌ ها در حیوانات گوشت‌ خوار بسیار کوتاه است. ببرها و شیرها روده‌ای بسیار کوتاه دارند.زیرا گوشت در روده های طولانی میگندد و فاسد می شود. پس نیازی به روده طولانی ندارند. اما انسان یکی از طولانی‌ترین روده‌ها را دارد.مانند هر حیوان گیاه خوارِ دیگر که روده هایی طولانی دارند. این یعنی که انسان یک گیاه‌خوار است. نیاز به هضمِ طولانی است.و حالا ببینید که در این مسیر طولانی گوارش، چه بلایی بر سر گوشت می آید!اگر انسان گوشت‌خوار نباشد و به خوردن گوشت ادامه بدهد، بدن گران‌بار و پر تنش می شود.فقط تماشا کن که وقتی گوشت می‌خوری چه اتفاقی می‌افتد؟وقتی حیوانی را می‌کُشی برای آن حیوان وقتی که کشته می شود چه رخ می دهد؟البته هیچ‌کس نمی‌خواهد کشته شود.زندگی می‌خواهد خودش را ادامه دهد.آن حیوان با اراده خودش نمی‌میرد.اگر یک گاو را بکشی چه اتفاقی برای آن در درونش رخ می دهد؟رنج، ترس، مرگ، تشویش، اضطراب، خشم، خشونت، اندوه و...تمام این چیزها برای آن حیوان رخ می‌دهد.در سراسر بدن او خشونت و تشویش و رنج منتشر می شود، تمام بدنش پر از زهر و مواد سمی می شود، تمام غده‌های بدنش سم ترشح می کنند،زیرا آن حیوان بر خلاف اراده خودش درحال مرگ است و سپس تو گوشت او را می‌خوری!آن گوشت تمام سمومی را که آن حیوان در بدنش رها کرده است حمل می کند، تمام آن انرژی سمی است و سپس آن سموم در بدن تو وارد می شوند. از منظری دیگر آن گوشت که تو می‌خوری به بدن یک حیوان تعلق داشت. در آن‌جا در بدن آن حیوان هدف خاصی برایش بود، یک نوع معرفتِ خاص در بدن آن حیوان موجود بود.معرفت تو در سطحی بالاتر از معرفت آن حیوان قرار دارد و وقتی گوشت آن حیوان را می‌خوری، بدنت به سطحی پایین‌تر فرو می‌افتد!به سطح پایین‌تر از آن حیوان!سپس یک فاصله بین معرفت انسانی تو و بدنت که در سطح حیوانی سقوط کرده بوجود می آید، و تنش ایجاد می‌شود و تشویش تولید می‌گردد.  به خاطر همین است که تمام مراقبه کنندگان بزرگ مانند بودا و ماهاویرا و بودی دارما و لائوتزو روی این واقعیت نخوردن گوشت تأکید داشته‌اند!نه به سبب مفهوم نیازاری و عدم خشونت، این نکته دوم است، بلکه بدین سبب که اگر بخواهی واقعاً و عمیقاً وارد وجود خودت و وارد مراقبه شوی، بدنت نیاز دارد که سبک، طبیعی، بی‌وزن، و جاری باشد!بدنت لازم دارد که بی تنش باشد.بدنت نیاز دارد از گرانباری رها شود.و بدن یک انسان گوشت‌خوار همواره بسیار گران‌بار، پرتنش و پر استرس است!
#باگوان_راجنیش
@Ceeport_hooponopono

۷:۰۴

thumbnail

۷:۰۵

thumbnail
مشکلاتِ افراد، مکان ها، دیگران و موقعیت ها نیستند، بلکه افکار آنهاست! ما باید درک کنیم که چیزی به نام بیرون، وجود ندارد!#ایهالیاکالا_هیولن @Ceeport_hooponopono

۷:۰۹

DIEEZ - Lonely.mp3

۰۳:۳۶-۸.۹۳ مگابایت
خوشبختی به چقدر داشتن نیست.خوشبختی به چقدر لذت بردن از زندگیست!
#دیپ_هاوس undefinedundefinedundefined
@Ceeport_hooponopono

۷:۱۷

روزی یک سامورایی که جنگجوی خشنی بود در کنار رودخانه ای به ماهیگیری مشغول بود. او یک ماهی گرفت و داشت آماده میشد که آن را کباب کند. ناگهان گربه ای آمد و ماهی را ربود. سامورایی که خیلی خشمگین  شده بود شمشیر کشید و گربه را دنبال کرد و حیوان را به دو نیم کرد. اما بعد از آن، از اینکه یک موجود جاندار را کشته است پشیمان شد. در راه خانه صدای باد در شاخسار درختان در گوش او " میو میو " میکرد. انعکاس گامهایش روی زمین میو میو بود. افرادی که در مسیرش میدید گویی به او میو میو میکردند. در همه جا و هر شرایطی میو میو های متعدد به او نیش میزدند. حتی شبها در خواب نیز,صدای میو میو وجود داشت. و خلاصه هر صورت و هر اندیشه و هر حرکتی تبدیل به میو میشد. حالش روز به روز وخیم تر میشد. برای پایان دادن به وضعیت وخیم خود به یک معبد " ذن" رفت. تا از استاد پیر آنجا راهنمایی بخواهد. وقتی رسید، ملتمسانه گفت، خواهش میکنم مرا از این رنج برهانید.استاد گفت؛ شما یک جنگجو هستید، چطور شده که اینقدر تنزل کرده اید؟ اگر شما نمیتوانید خودتان به تنهایی بر این صداها پیروز شوید، سزاوار مرگ هستید. هیچ راه حلی جز خودکشی ندارید. و این کار باید همین حالا و همین جا انجام شود. سامورایی پذیرفت و علی رغم ترسی که از مرگ داشت خود را برای مراسم مهیا کرد. دو زانو نشست و خنجر را روی سینه اش نشانه رفت. استاد که بالای سرش ایستاده بود گفت؛ وقتش رسیده، شروع کن. سامورایی نوک خنجر را روی سینه فشار داد. استاد ناگهان گفت؛ آیا باز هم صدای " میو میو" میشنوی؟ مرد گفت، اوه، نه، نه. حالا اصلا نمیشنوم. استاد گفت، پس اگر میویی در کار نیست نیازی به مردن هم نیست. همه ما در واقع شبیه این سامورایی هستیم. و بخاطر رفتارهای گذشته، خود را سرزنش میکنیم. مضطرب، آشفته، ترسان و وحشت زده. به هر دلیل  و بهانه ای هر چیز کوچکی ما را آشفته و ترسان میسازد و وراجی افکار مانند " میو میو" در گوشمان صدا میکنند. بدانید که مشکلاتی که ما را به ستوه می آورند، آن اهمیتی را ندارند که ما برایشان قائل شده ایم. مشکلات ما شبیه میو میو ی ماجرا هستند. آگاه باشید در مقابل مرگ که نقطه پایانی بر همه چیز است، هیچ چیزی واقعا آنقدر  هم که شما آنها را جدی می گیرید، مهم نیستند.
#باگوان_راجنیش
@Ceeport_hooponopono

۱۰:۲۰

thumbnail

۱۰:۲۳

thumbnail

۱۰:۴۵

thumbnail
زمین فقط محیط زیست ما نیست،بلکه ما زمین هستیم و زمین نیز ما.ما همیشه با زمین یکی بوده‌ و هستیم!
#تیچ_نات_هان@Ceeport_hooponopono

۱۰:۴۹

4_5847954249631142867.mp3

۰۳:۱۲-۷.۸۹ مگابایت
هر زمان درک كنی که تو، تنها دليلِ خوشبختی خودت هستی، و هيچ فرد يا چيزی بيرون از تونمی تواند اوضاع را بهتر كند، سفرت را به سوی كمال و آرامش حقيقی آغاز كرده ای...
#خودشناسی#بیداری#دیپ_هاوس#آرامشبخش
@Ceeoort_hooponopono

۱۲:۳۷

thumbnail

۵:۲۱

از استاد بزرگ ذن، "جوشو" سوال شد که "اساس آموزش شما چیست؟" او گفت: "وقتی هوا گرم است، گرم است. و وقتی هوا سرد است سرد است."شخصی که این سوال را مطرح کرد فیلسوف بزرگی بود. به استاد ذن گفت: "آیا با من شوخی می‌کنید؟ این چه نوع فلسفه‌ای است؟"جوشو گفت: "این تمام آن‌ چیزی است که من به شاگردانم آموزش می‌دهم؛ در هر شرایطی فقط در زمان حال زندگی کنید. وقتی‌ که گرم است، عکس آن‌ چیزی را که هست آرزو نکنید." خواستن معنایش این است که وقتی‌ که گرم است، شما می‌خواهید سرد باشد و یا وقتی‌ که سرد است، می‌خواهید گرم باشد. میل و آرزو یعنی همین. و شما چیزی را می‌خواهید که وجود ندارد. آرزو یعنی خواستن چیزی که بر خلاف واقعیت است. از استاد ذن دیگری سوال شد: "چگونه زندگی می‌کنید؟ راز شادی و سرور دائمی شما چیست؟" او گفت: "رازی در کار نیست. تنها یک پدیده طبیعی است؛ هرگاه احساس گرسنگی می‌کنم، می‌خورم و هرگاه احساس خستگی می‌کنم، می‌خوابم.
این یعنی بدون آرزو زندگی کردن. این لحظه به لحظه زندگی کردن است، بدون هیچ برنامه و نقشه و بدون اینکه انسان بخواهد اراده‌ی خویش را بر عالم هستی تحمیل کند. یک انسان واقعاً طبیعی و عاری از خشونت کسی است که اراده‌ی خویش را بر طبیعت تحمیل نمی‌کند. او همه‌ چیز را همان‌گونه که هست می‌پذیرد و همیشه از اینکه هر چیزی که پیش می‌آید با خود گنجی به‌ همراه دارد، دچار حیرت می‌شود. ولی شما همواره به‌ دنبال چیزهای دیگری هستید و از آنچه که پیش می‌آید هرگز احساس رضایت نمی‌کنید، خواسته‌هایتان عملی نمی‌شوند، زیرا این هستیِ عظیم وظیفه ندارد خواسته‌های شما را تحقق بخشد. می‌توانید در جهت موافق و یا مخالف آن حرکت کنید. اگر با آن در تضاد باشید، در جهنم زندگی می‌کنید و اگر با آن همسو باشید، در بهشت زندگی می‌کنید. این تعریف من از بهشت و جهنم است: حرکت در جهت جریان هستی، بهشت و حرکت در جهت مخالف آن جهنم است.
#باگوان_راجنیش
@Ceeport_hooponopono

۱۰:۰۷

thumbnail

۱۱:۱۶

thumbnail

۱۱:۱۸

Love Game - Javad (FLAC).flac

۰۳:۱۸-۱۸.۰۵ مگابایت
مراقب گفتگوهایی که با خودت داری باش؛آنها مکالمه‌ای هستند با این عالم هستی!
#دیپ_هاوس#آرامشبخش
@Ceeport_hooponopono

۱۴:۳۹