چله شهد و شکر ۷.mp3
۲۵:۳۳-۳.۰۵ مگابایت
در همه دیر مغان نیست چومنشیداییخرقه جایی گرو باده و دفتر جاییدل که آیینه شاهیست غباری دارداز خدا میطلبم صحبت روشن راییکردهام توبه به دست صنم باده فروشکه دگر می نخورم بی رخ بزم آرایی
هر کسی را بهر کاری ساختندمیل آن را در دلش انداختنددست و پا بی میل جنبان کی شودخار وخس بی آب و بادی کی رودگر ببینی میل خود سوی سماپر دولت بر گشا همچون هما
منم که شهره ی شهرم به عشق ورزیدنمنم که دیده نیالوده ام به بد دیدن
#شهد_و_شکر
۴:۵۸