آنجا کسی نمیخندد، کسی نمیگرید؛ اجازهش را ندارند.نقاب های مختلف بر رخ میزنند تا شاید احساسات آدمیزاد گونه ای که دارند را پنهان کنند. لیک همه میدانند که هیچکس در کارناوال انسان نیست. مدت هاست کسی انسان نیست. احساساتی که نماد انسانیت می دانند نیز تقلبی است.جانورانِ اینجا، برخی وحشی و بدخو و برخی فرشتگان تقلبی هستند.گول فرشته بودنشان را نخورید که وحشی ها هستند که از آنان میترسند.خوبی در اینجا از بدی، صدها بار بدتر است؛ اینجا چنین است.پری های لب برکهی ناامیدیها که بال ندارند، نباید داشته باشند؛ اجازهش را ندارند.کوتوله های محله مکعبی ها که خیلی وقت است جمیعتشان کم شده است، نباید زنده باشند؛ کارناوال اجازهش را نمیدهد.کارناوال زیبا است. شگفت آور و حیرتانگیز.و این زیبایی قیمتی دارد، قیمتی فاجعهبار زیاد. اما هر چیز بهایی دارد. و بهای کارناوال خیلی سنگین است.هیچکس کارناوال را دوست ندارد، اما همه در آن حضور دارند. ملیجک هایی که ناخواسته وجود دارند.چه فجیع.بهای کارناوال چیز یکسانی نیست.ارزمند ترین چیز نزد شما چیست؟ چشم هایتان؟ معشوق؟ خانواده؟ مهارت نواختن پیانو؟ بهای کارناوال هم همان است. اربابان کارناوال فریب نمیخورند، قرار نیست شما دروغی سر هم کنید و خود و ارزشمندی هایتان را نجات دهید.کارناوال ترسناک است و بهای آن نمیارزد. پس چرا جهان، همان کارناوال شده است؟
انسان زیاده خواه است و همه چیز را در یک سبد میخواهد. این عطش در برخی جانوران انسان نما بیشتر از باقی است. شاید همین سبب این سیرک بی در و پیکر است.کارناوال خبیث نیست، جانورانش هستند
انسان زیاده خواه است و همه چیز را در یک سبد میخواهد. این عطش در برخی جانوران انسان نما بیشتر از باقی است. شاید همین سبب این سیرک بی در و پیکر است.کارناوال خبیث نیست، جانورانش هستند
۹:۱۵