𝐬𝐭𝐚𝐫𝐭𝟐𝟎𝟐𝟔/𝟓/𝟗
۱۵:۲۹
بِه دیلئ مآ خؤش اؤمدیٌ 𖦹๋࣭🧁 ⭑مآ آنآ و لیآ بآ رولآی اِلِوِنٌ ؤ مَکٌس هَستیم

خؤشحآل میشیم حمآیت کنی ازمون
Join?
خؤشحآل میشیم حمآیت کنی ازمون
Join?
۱۶:۱۸
𝑑𝑎𝑖𝑙𝑦 𝑚𝑎𝑥&𝑒𝑙𝑒𝑣𝑒𝑛
ولی تا آخر عمرم حسرت هدفون مکس تو دلم میمونه؛
-max 𝐧𝐞𝐰 𝐩𝐨𝐬𝐭 ⏝︶ׅ︶⏝𝝑𝑒⏝︶ׅ︶⏝ Join?
من دارم
-eleven
۱۷:۱۲
audio-running-up-that-hill-by-kate-bush.mp3
۰۴:۵۷-۷.۸۳ مگابایت
ولی وایب مکس؛
-Max
𝐧𝐞𝐰 𝐬𝐨𝐧𝐠/𝐦𝐮𝐬𝐢𝐜
⏝︶ׅ︶⏝𝝑𝑒⏝︶ׅ︶⏝
Join?
-Max
𝐧𝐞𝐰 𝐬𝐨𝐧𝐠/𝐦𝐮𝐬𝐢𝐜
⏝︶ׅ︶⏝𝝑𝑒⏝︶ׅ︶⏝
Join?
۱۷:۲۲
صدام کن مکس چون کل زندگیم تنها بودم و فقط آهنگام کنارم بودن و درکم میکردن؛-Max𝐧𝐞𝐰 𝐭𝐞𝐱𝐭
⏝︶ׅ︶⏝𝝑𝑒⏝︶ׅ︶⏝
Join?
⏝︶ׅ︶⏝𝝑𝑒⏝︶ׅ︶⏝
Join?
۱۷:۳۱
ولی ما استرنجر تینگزو ندیدیم باهاش زندگی کردیم لای قسمتاش نفس کشیدیم و با مرگ شخصیتا مردیم؛ -max
𝐧𝐞𝐰 𝐩𝐨𝐬𝐭
⏝︶ׅ︶⏝𝝑𝑒⏝︶ׅ︶⏝
Join?
𝐧𝐞𝐰 𝐩𝐨𝐬𝐭
⏝︶ׅ︶⏝𝝑𝑒⏝︶ׅ︶⏝
Join?
۱۷:۵۰
بازارسال شده از çovèrist
۱۸:۰۱
بازارسال شده از çovèrist
۱۸:۰۱
بازارسال شده از çovèrist
۱۸:۰۱
بازارسال شده از çovèrist
۱۸:۰۱
بازارسال شده از çovèrist
۱۸:۰۱
بازارسال شده از çovèrist
۱۸:۰۱
آرههه-eleven
۱۸:۰۲
بازارسال شده از çovèrist
۱۸:۰۵
بازارسال شده از çovèrist
۱۹:۳۰
بازارسال شده از çovèrist
فرند شدین مبارکه !!Join ??
۱۹:۳۰
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
۲۳:۴۷
فصل ۲ قسمت اول(ورود مکس دیوانه)
تازه وارد یه مدرسه جدید شده بودم
صبح بیدار شدم قرار بود بیلی منو ببره مدرسه
سوار ماشینش شدم و راه افتادم
تو راه اهنگ گوش میکردم
تا این که رسیدیم پیاده شدم
اسکیتمو برداشتم خواستم درو ببندم
که....
بیلی گفت مکسی حال ندارم ۲ ساعت وایسم مدرست تموم شد سریع بیا
گفتم باشه
سوار اسکیت شدم و رفتم
دیدم که همه دارن نگاهم میکنن
بی تفاوت رد شدم و رفتم
رفنم سر کلاس
۴ پسر نگام میکردن
وای خدا بازم؟
بازم متفاوت مثل همیشه
معرفی شدمو رفتم نشستم
زنگ خورد
با اسکیت رفتم بیرون بله ۱ون ۳ پسر جاسوسیمو میکردن
هعییییییی بازم متفاوت
ولی نه این فرق داشت
یه کاغذ برداشتم و نوشتمم
"جدا جاسوسای بدی هستین و این بازیو تموم کنین"
انداختم تو سطل تا رفتم اومدنو برش دارن
افرین مکس نقشت گرفت
زنگ خورد رفتم بیرون که...
بیلی رو دیدم سوار ماشین شدم
داشتم اهنگ گوش میدادم کهه(جیغغغ)
داشتیم میزدیم به اون پسرااا
گفتم بیلی بیلییی بزن کناررررر
گفت مگه مهمه
داشتیم نزدیک میشدیم نهههه...
ادامه دارد...
-Max
تازه وارد یه مدرسه جدید شده بودم
صبح بیدار شدم قرار بود بیلی منو ببره مدرسه
سوار ماشینش شدم و راه افتادم
تو راه اهنگ گوش میکردم
تا این که رسیدیم پیاده شدم
اسکیتمو برداشتم خواستم درو ببندم
که....
بیلی گفت مکسی حال ندارم ۲ ساعت وایسم مدرست تموم شد سریع بیا
گفتم باشه
سوار اسکیت شدم و رفتم
دیدم که همه دارن نگاهم میکنن
بی تفاوت رد شدم و رفتم
رفنم سر کلاس
۴ پسر نگام میکردن
وای خدا بازم؟
بازم متفاوت مثل همیشه
معرفی شدمو رفتم نشستم
زنگ خورد
با اسکیت رفتم بیرون بله ۱ون ۳ پسر جاسوسیمو میکردن
هعییییییی بازم متفاوت
ولی نه این فرق داشت
یه کاغذ برداشتم و نوشتمم
"جدا جاسوسای بدی هستین و این بازیو تموم کنین"
انداختم تو سطل تا رفتم اومدنو برش دارن
افرین مکس نقشت گرفت
زنگ خورد رفتم بیرون که...
بیلی رو دیدم سوار ماشین شدم
داشتم اهنگ گوش میدادم کهه(جیغغغ)
داشتیم میزدیم به اون پسرااا
گفتم بیلی بیلییی بزن کناررررر
گفت مگه مهمه
داشتیم نزدیک میشدیم نهههه...
ادامه دارد...
-Max
۴:۳۳