بله | کانال داستان نویس نوجوان
عکس پروفایل داستان نویس نوجواند

داستان نویس نوجوان

۳.۳ هزار عضو
thumbnail
یک صبح شنبه است. میز هنوز پر از کاغذهای سفید است و ذهن، مثل همان دفتر خالی، کمی اخمو. اما در تصویر، میوه‌ها انگار تصمیم گرفته‌اند نقش شخصیت‌های یک داستان تازه را بازی کنند.
موز، همان دوست شوخ و پرانرژی است که شروع داستان را سبک می‌کند.گلابی، شخصیت آرام و کمی خجالتی که قرار است در میانه‌ی ماجرا غافلگیرمان کند.گوجه با آن لبخند قرمزش، قهرمانی است که ساده به نظر می‌رسد اما دل بزرگی دارد.توت‌فرنگی‌ها هم نقش جمعی دارند؛ شاهدان ماجرا، یا شاید دوستان وفادار.
خورشید بالای سرشان مثل راوی ایستاده، نوری می‌تاباند که همه چیز را روشن کند. هیچ داستانی بدون نور شروع نمی‌شود؛ بدون جرقه‌ای که بگوید «حالا وقتش است.»
داستان از همین تصویرهای ساده شکل می‌گیرد؛از چیزهای معمولی که اگر به آن‌ها جان بدهی، تبدیل می‌شوند به شخصیت، صدا، تعارض و امید.
شنبه فقط یک روز نیست.در نوشتن، شنبه همان لحظه‌ای است که می‌گویی:«بگذار ببینیم اگر این‌ها بتوانند حرف بزنند، چه می‌گویند.»

dastannevis.com

۴:۴۴

thumbnail
او پیش از آنکه قلم را بردارد، دستش را لحظه‌ای روی میز نگه داشت.نه از تردید، از آگاهی.
می‌دانست امضایی که قرار است زیر این برگه بنشیند، فقط جوهر نیست؛ وزنی دارد که بر شانه‌های شهر خواهد افتاد. پشت سرش نجواهایی بود، نگاه‌هایی که میان امید و ترس سرگردان بودند. مردی روبه‌رویش ایستاده بود، کمی خم شده، انگار می‌خواست از نزدیک ببیند آیا تاریخ همین حالا نوشته می‌شود یا نه.
کاغذ زیر نور زرد چراغ برق می‌زد. خطوط رسمی، واژه‌های سنگین، وعده‌هایی که قرار بود آینده را بسازند یا ویران کنند.
او نفس عمیقی کشید.کسی بیرون از این اتاق خبر نداشت که درونش چه می‌گذرد. هیچ‌کس نمی‌دانست شب‌ها چگونه با خودش کلنجار رفته، میان ترس از اشتباه و جرئت تغییر.
قلم را برداشت.
گاهی جهان با فریاد عوض نمی‌شود؛با صدای آرام خش‌خش یک قلم روی کاغذ عوض می‌شود.
امضا کرد.
و سکوت اتاق، سنگین‌تر از همیشه شد.

dastannevis.com

۵:۴۶

thumbnail
این دفتر چرک‌نویس شبیه مغز یک نویسنده است؛ شلوغ، خط‌خورده، پر از فلش و رنگ و جمله‌های نصفه‌نیمه که هنوز تصمیم نگرفته‌اند شاهکار شوند یا فاجعه.
دفتر چرک‌نویس در داستان‌نویسی جایی است که ایده‌ها بدون ترس به دنیا می‌آیند. اینجا لازم نیست جمله‌ها قشنگ باشند، لازم نیست منظم باشند، حتی لازم نیست کامل باشند. فقط باید زنده باشند. نویسنده در این دفتر با خودش دعوا می‌کند، شخصیت‌ها را می‌سازد، می‌کشد، دوباره زنده می‌کند، پایان را عوض می‌کند و گره‌ها را امتحان می‌کند.
چرک‌نویس یعنی اجازه‌ اشتباه. یعنی جایی که تخیل قبل از مرتب شدن، آزادانه می‌دود. بیشتر داستان‌های خوب اول همین‌جا به‌هم‌ریخته و نامنظم بوده‌اند.
خلاصه اینکه دفتر چرک‌نویس نه یک دفتر ساده، بلکه کارگاه خام و صادق داستان است؛ جایی که بی‌نظمی، مقدمه‌ شکل گرفتن معنا می‌شود.

dastannevis.com

۷:۰۳

thumbnail

۱۱:۲۰

میزکار نویسنده
اغلب ما در طول روز به موضوعات جالبی برای نوشتن برمی‌خوریم اما در پیاده سازی آن‌ها دچار مشکل هستیم و نمی‌دانیم کدام یک‌را باید انتخاب کنیم؟ اگر نمی‌دانید از کجا شروع کنید، با انجام دادن کارهای زیر می‌توانید وضعیت را اصلاح کنید:
undefinedیک برنامه بنویسید
قبل از هر چیز به یک برنامه نیاز دارید. یک قلم و دفتر تازه تهیه‌کنید و طرحی بنویسید.
undefinedطرح
۱. ژانر کتاب‌تان را تعیین کنید.۲. برای خلق قهرمانان، نام آنها، پیشینه و ... را بنویسید.۳. به ارتباط بین شخصیت‌ها و داستان فکر کنید. ۴. اطلاعات و داستانهای جالب درباره ایده کتاب را کاوش کنید.
undefinedزمان را مدیریت کنید
در برنامه‌تان برای نوشتن کتاب، وقت بگذارید. می‌توانید در حالت ایده آل، یک یا دو ساعت در روز اختصاص بدهید، اما اگر صادق باشیم، فقط استیون کینگ و تولستوی قادر به این کار هستند پس برای اینکه خودتان را فریب ندهید، می‌توانید هر روز دو تا نیم ساعتی به نوشتن اختصاص دهید و زمان را توزیع کنید تا بی‌عجله و بدون اینکه در محاصره اطرافیان باشید، زمانی را فقط به کتاب‌تان اختصاص دهید.
undefinedمشورت کنید
از کسی بخواهید که بگوید آیا داستانی با چنین نقشه‌ای برایش جالب است. شاید آنها چیزی را توصیه کنند یا داستانی هیجان انگیز از زندگی‌شان را با شما به اشتراک بگذارند. برخی از آنها ممکن است نمونه اولیه یکی از قهرمانان کتاب‌تان شود. فقط از کسانی که ممکن است ایده شما را ناچیز جلوه دهند، فاصله بگیرید. ایده‌ها در مراحل اولیه به پشتیبانی نیاز دارند پس کسی را پیدا کنید که قادر به نقد سازنده باشد و با همراهی و همدلی به داستانتان گوش می‌دهد.
باقی چیزها تکنیک و پشتکار است. اینکه در این روند درگیر شوید و ادامه دهید. پس شروع کنید.

dastannevis.com

۱۱:۲۱

thumbnail
برخی کتاب‌ها محتوای چالش‌برانگیز یا خاص دارند که ممکن است برای گروه‌های خاصی مناسب نباشند. برای مثال، کتاب‌هایی با محتوای علمی، فلسفی یا تاریخی عمیق به سطح بالایی از دانش نیاز دارند و شاید برای هر کسی جذاب یا قابل‌درک نباشند.
dastannevis.com

۱۳:۳۴

thumbnail
undefined تمرین عملی
با همین تصویر، سه خط شروع داستان بنویس:
۱. یک شروع ترسناک۲. یک شروع فانتزی۳. یک شروع احساسی
خودت را مجبور کن سه حال‌وهوای متفاوت بسازی. اگر هر سه شبیه هم شدند، یعنی هنوز جرأت ریسک نداری.

dastannevis.com

۱۶:۱۵

thumbnail
حکایت و داستان کوتاه به دو صورت متفاوت نوعی از ادبیات هستند، با این حال تفاوت‌های مهمی بین آن‌ها وجود دارد.
حکایت، داستانی کوتاه و شنیدنی است که در آن قصه‌گویی به کمک شخصیت‌هایی غیرآدمی به خلاصه‌ای از یک مطلب می‌پردازد. در حکایت‌ها، شخصیت‌هایی مثل حیوانات، ماهی‌ها، پرندگان یا جنی‌ها به عنوان نماد و جایگزین آدمی‌ها به کار رفته‌اند. هدف از این کار، بیشتر بیان یک پند و عبرت است تا روایت داستان.
اما داستان کوتاه، شامل یک داستان فیکشنال کوتاه است که شخصیت‌های آن آدمی هستند و در آن یک داستان با موضوع خاص، با روایت جزئیات و توصیفات دقیق شخصیت‌ها و محیط روایت می‌شود. داستان کوتاه معمولاً شامل نقطه عطف اصلی و یک پایان مشخص است.
در کل، تفاوت اصلی بین حکایت و داستان کوتاه، در شیوه روایت داستان و محور قصه است. حکایت‌ها برای بیان یک پند و عبرت به کار می‌روند، در حالی که داستان کوتاه برای بیان داستان و یا یک رویداد خاص به کار می‌رود.
dastannevis.com

۱۷:۲۷

thumbnail
*بررسی موفقیت‌ها و نقاط قوت و ضعف*: در پایان، به بررسی موفقیت‌ها و نقاط قوت و ضعف داستان بپردازید و نقاط قوت و ضعف آن را مورد بررسی قرار دهید. این بخش به شما کمک می‌کند تا نقاط قوت داستان را تقویت کرده و نقاط ضعف آن را تصحیح نمایید.
dastannevis.com

۱۸:۰۲

thumbnail
#داستان_نویس_نوجوان اولین رسانه اطلاع رسانی آموزش داستان نوجوان از سال ۱۳۹۶ یکشنبه‌ ۳ اسفند ۱۴۰۴

۴:۰۱

thumbnail
کار نویسنده این است که تداعی‌های خود را به خواننده منتقل کند و تداعی های مشابه را در او برانگیزد.
آنی ارنو
dastannevis.com

۴:۵۲

thumbnail
داستان «کلیدساز محل و مشکلاتش» را هوشنگ مرادی کرمانی نوشته است.
همان نویسنده‌ای که سال‌هاست با قصه‌های ساده اما عمیقش زندگی آدم‌های معمولی را طوری روایت می‌کند که انگار کنارشان نشسته‌ای. او معمولاً قهرمان‌هایش را از دل محله‌ها و آدم‌های به‌ظاهر ساده انتخاب می‌کند و از دل همان سادگی، درد و طنز و انسانیت بیرون می‌کشد.
می‌بینی؟ حتی یک کلیدساز هم می‌تواند قهرمان داستان شود، اگر نویسنده بلد باشد قفل‌ها را باز کند.
dastannevis.com

۶:۳۳

thumbnail
اعتراف می کنم که نمی دانم چرا، اما هر بار با نگاه کردن به ستاره ها احساس می کنم دلم می خواهد ردپایی داشته باشم.
ونسان ون گوگ
dastannevis.com

۸:۵۹

thumbnail

۱۱:۵۳

توجه به طبیعت در پیشرفت نوشتن و داستان نویسی از طریق تکامل و تغییر در طول زمان صورت گرفته است. از اواخر قرن نوزدهم تاکنون، نویسندگان و داستان‌نویسان توانسته‌اند از روش‌ها و تکنیک‌های متعددی برای بهبود این هنر استفاده کنند.
در گذشته، طبیعت به عنوان موضوعی برای نوشتن در نظر گرفته می‌شد و غالباً در داستان‌ها و شعرها به عنوان محیطی برای صحنه‌ها و تصاویر استفاده می‌شد. اما در طول زمان، نگرش به طبیعت تغییر کرده است. با پیشرفت علم و فلسفه، نویسندگان توانسته‌اند روابط پیچیده‌تری را بین انسان و طبیعت بررسی کنند. طبیعت به عنوان یک نماد و آینه برای وضعیت انسانی، دگرگونی شخصیت‌ها، و حتی به عنوان یک قوه غیرقابل کنترل و تهدید برای انسان‌ها مورد استفاده قرار گرفته است.
در طول قرن بیستم، نگرش به طبیعت در نوشتن و داستان‌نویسی بیشتر به سوی بحث‌های محیط‌زیستی گسترش یافت. نویسندگان به تأکید بر حفظ و حمایت از طبیعت، پایبندی به تعادل بین انسان و محیط زیست و تأثیر انسان بر طبیعت پرداخته‌اند. این رویکرد به محیط زیست در داستان‌ها و رمان‌ها به عنوان مضمون اصلی و یا به عنوان یکی از عناصر اصلی داستان مورد استفاده قرار می‌گیرد.
به طور کلی، توجه به طبیعت در پیشرفت نوشتن و داستان‌نویسی نشان از تغییرات در ذهنیت انسانی نسبت به طبیعت دارد. از یک محیط ثابت به عنوان پس زمینه داستان، به یک عنصر فعال و پویا که ارتباط نزدیکی با شخصیت‌ها و داستان دارد، تغییر کرده است. نوشتن درباره طبیعت به عنوان یک راه برای درک بهتر خودمان و جهانی که در آن زندگی می‌کنیم، و همچنین برای بیان احساسات و تجربیات عمیق ما استفاده می‌شود.
dastannevis.com

۱۲:۰۲

thumbnail
او بیشتر از هر چیز ترجیح می‌داد با گل و موسیقی زندگی کند و کتاب داشته باشد. در تنهایی و آرام.
هرمان هسه
dastannevis.com

۱۳:۳۳

thumbnail
اصولاً فراگیری فنون داستان نویسی بدون مطالعه نمونه های موفق داستانی کارساز نخواهد بود. گاهی جرقه فکر اولیه در ذهن نویسنده از طریق مطالعه داستانی از نویسنده دیگر ایجاد می شود.
dastannevis.com

۱۵:۳۱

thumbnail

۱۶:۳۰

خواندن موثر کتاب به معنای استفاده حداکثری از آن برای افزایش دانش، درک و بهره‌وری شخصی است. در ادامه چند راهنمایی برای خواندن موثر کتاب آورده شده است:
۱ *- تعیین هدف: *قبل از شروع به خواندن، هدف خود را مشخص کنید. آیا می‌خواهید اطلاعات جدیدی را یاد بگیرید؟ آیا می‌خواهید موضوعی را عمیق‌تر بشناسید؟ یا می‌خواهید از دیدگاه‌ها و تجارب نویسنده استفاده کنید؟
*۲- انتخاب کتاب مناسب: *کتابی را انتخاب کنید که به هدف شما نزدیک باشد و شما را به سمت دستیابی به آن هدف هدایت کند.
*۳- مطالعه فعال: *هنگامی که کتاب را می‌خوانید، فعال باشید. یعنی سوالات خود را بپرسید، یادداشت برداری کنید، مفاهیم پیچیده را بازخوانی کنید و با ایده‌ها و محتوا تعامل داشته باشید.
*۴- تفکر انتقادی: *نقاد بودن و ارزیابی کتاب با تفکر انتقادی مهم است. سوالاتی مانند "آیا این ادعا از نظر عقلانی قابل قبول است؟" و "چه اطلاعاتی ارائه شده است و چه مدرکی ارائه می‌شود؟" به شما کمک می‌کند تا از اطلاعاتی که دریافت می‌کنید، بهره ببرید.
*۵- اعمال ایده‌ها: *سعی کنید ایده‌ها و آموخته‌هایی که از کتاب یاد گرفتید، را در زندگی عملی کنید. این کار به شما کمک می‌کند تا اطلاعات را بهتر به خاطر بسپارید و بهره‌وری بیشتری از مطالب کتاب ببرید.
*۶- مطالعه پس از پایان کتاب: *پس از خواندن کتاب، زمانی را برای بازنگری محتوا و مرور نکات اصلی کتاب اختصاص دهید. این مرحله می‌تواند به شما کمک کند تا اطلاعات را بهتر درک کنید و در ذهنتان ثبت شوند.
dastannevis.com

۱۶:۳۵

thumbnail
مطالعه منابع آموزشی در زمینه نوشتن و انجام تمرین‌های مختلف نیز می‌تواند به شما کمک کند تا مهارت‌های نوشتن خود را تقویت کنید و بهبود بخشید.

dastannevis.com

۱۷:۵۶