بله | کانال داستان نویس نوجوان
عکس پروفایل داستان نویس نوجواند

داستان نویس نوجوان

۳.۳ هزار عضو
thumbnail
قاعده اصلی نوشتن این است که اگر اعتماد به نفس و باور داشته باشی و تزلزل‌ناپذیر ادامه دهی، می‌توانی هر چه می‌خواهی بنویسی. پس داستانت را صادقانه بنویس و هر چه می‌خواهی بگو. فکر نمی‌کنم قانون ديگری وجود داشته باشد و اگر هم وجود داشته باشد، خیلی مهم نیستند.
نیل گیمن
dastnnevis.com

۵:۳۴

thumbnail
“ساکورا در باد”
این یک داستان کوتاه خیالی است که در دل ژاپن می‌گذرد و شکوفه‌های گیلاس را به عنوان نماد گذر زمان و زیبایی زودگذر به تصویر می‌کشد:
شخصیت اصلی: دختری به نام هارونا که برای نخستین بار به توکیو سفر کرده است.
خط داستان: هارونا در فصل بهار به پارک یویوگی می‌رود تا شکوفه‌های گیلاس را ببیند. در این میان با پیرمردی روبه‌رو می‌شود که به او یاد می‌دهد چطور با آرامش زیر درخت‌های ساکورا بنشیند، باد را حس کند و هر شکوفه را لحظه‌ای تجربه کند، نه فقط ببینید.
پیام داستان: زیبایی زندگی در گذر لحظات کوچک و زودگذر است؛ همانطور که شکوفه‌ها خیلی زود می‌ریزند، باید هر لحظه را قدر دانست.

dastannevis.com

۷:۲۳

thumbnail
خلاصه فانتزی و ماجراجویانه‌ «The Sisters Grimm» از روی رمان‌های مایکل باکلی چنین است:
خواهران دوقلوی نوجوان سوفی و ایزابل گریم پس از مرگ مادرشان، به دست مادربزرگشان فالکونر گریم سپرده می‌شوند، زنی مرموز که از دنیای جادو و افسانه‌ها اطلاع دارد. آن‌ها به شهر فالزبری می‌روند، جایی که موجودات افسانه‌ای مثل پری‌ها، غول‌ها، و جادوگران در کنار انسان‌ها زندگی می‌کنند.
خواهران به سرعت درمی‌یابند که مادربزرگشان نقش بازرس افسانه‌ها را دارد و آن‌ها هم کم‌کم وارد ماجراهای خطرناک و پر رمز و راز می‌شوند. در هر کتاب، آن‌ها باید معماهای عجیب و جنایات اسرارآمیز را حل کنند، با موجودات جادویی روبه‌رو شوند و اسرار خانوادگی خود و راز ناپدید شدن والدینشان را کشف کنند.
داستان‌ها پر از معما، جادو، طنز و خطرات فانتزی‌اند و هر ماجرا باعث می‌شود سوفی و ایزابل شجاع‌تر شده و مهارت‌های کارآگاهی و جادویی خود را توسعه دهند. در نهایت، سری «The Sisters Grimm» ترکیبی از ماجراجویی، دوستی، اسرار خانوادگی و دنیایی عجیب و جادویی است که مرز بین افسانه و واقعیت را محو می‌کند.
dastannevis.com

۱۱:۲۱

thumbnail

۱۳:۰۵

اقدامات و ارتکابات رمان نویس

نویسنده‌ها رمان را اغلب با سه چهار تا موضوع مختلف شروع می‌کنند. مثلا یک موضوع عاشقانه در رمان مطرح می‌شود، در کنار آن نویسنده می‌خواهد خواننده را با نمادی فرهنگی آشنا کند و همزمان جنبه روشنگری یا خانوادگی داشته باشد.
قدم بعدی همیشه انتخاب منظرهٔ صحنه‌های مورد نظر است، خانه یا سرزمینی که به آن نیاز دارند. ‌تونی هیلرمن می‌گوید:
«با اتوموبیل می‌گردم تا با مکان‌های مورد نظرم خوب آشنا بشوم. سعی می‌کنم درون مایه کتاب و ‌ارزشی که می‌خواهم به تصویر بکشم را خوب بشناسم. ولی گاهی موفق نمی‌شوم. آن وقت اولین فصل رمان را می‌نویسم تا ببینم چطور از آب در می‌آید. در حالی که دنبال مکان مناسبی برای شروع کتاب می‌گردم دو سه فصل بعدی را هم می‌نویسم. این کار که تمام شد همچنان به نوشتن ادامه می‌دهم تا اینکه دیگر نتوانم‌پیش بروم. اگر هوا خوب باشد به مکان‌های مختلف سر می‌زنم تا شاید از چیزی الهام بگیرم یا فکر تازه‌ای به سرم بزند و فرجی حاصل بشود. اگر این کار مؤثر نبود، همانطور افتان و خیزان کار را جلو می‌برم و می‌دانم ‌بعد فرصت اصلاح‌ نوشته‌ها را خواهم داشت.» این نقل قول از کتاب «اندیشه‌های نو در رمان‌نویسی» گرفته شده است و‌ دو نکته در آن مهم است:
۱. رمان نویسی یعنی درهم تنیدن چند موضوع در روایت بطور همزمان. برای مثال موضوع عاشقانه، خانوادگی، اجتماعی یا فرهنگی همزمان در رمان پیش می‌رود.‌ به این موضوع، در نوشتن رمان‌تان دقت کنید و ‌هنگام مطالعه رمان‌های جهان، از این وجه از رمان الگو بگیرید.

۲. به هر نحوی که ممکن است رمان را تمام کنید. چون دوباره برخواهید گشت تا بخش‌های مختلف آن را اصلاح و تقویت کنید.

dastannevis.com

۱۳:۰۶

thumbnail
ادبیات رئالیستی قرن ۱۹ اروپا
ادبیات روسیه: *نویسندگانی مثل فیودور داستایفسکی، لئو تولستوی و چخوف عمیقاً درونیات انسانی، جامعه، اخلاق و روان را درک و روایت کرده‌اند.

*ادبیات فرانسه: *بالزاک، گوستاو فلوبر و امیل زولا نیز واقع‌گرایانه‌ترین جنبه‌های زندگی روزمره و روابط انسانی را تصویر کردند.
ادبیات انگلستان: *چارلز دیکنز، جورج الیوت، توماس هاردی با آگاهی از واقعیت‌های اجتماعی و فردی، روایت‌هایی خلق کردند که به‌شدت بر مبنای درک موضوع است.

dastannevis.com

۱۴:۴۱

thumbnail
درون ژانر علمی‌تخیلی، زیرژانرهایی مانند «space opera» (حماسه‌های فضایی)، «سفرهای میان‌سیاره‌ای»، «استعمار فضا»، و «تماس با بیگانگان» بخش بزرگی را تشکیل می‌دهند. طبق برخی تحلیل‌ها، بیش از نیمی از آثار علمی‌تخیلی، به نحوی با فضا و سفر به آن درگیرند. بنابراین اگر علمی‌تخیلی حدود ۱۰٪ از کل آثار داستانی باشد، داستان‌های فضایی ممکن است حدود ۵٪ از کل بازار داستان را تشکیل دهند.
dastannevis.com

۱۵:۴۱

thumbnail
برای اینکه جدایی شخصیت‌های داستان جذاب‌تر و تأثیرگذارتر باشد، می‌تونی از شیوه‌هایی استفاده کنی که لایه‌های احساسی، روایی و نمادین رو عمیق‌تر نشون بده.
استفاده از استعاره و نماد
از اشیا، فضاها یا طبیعت برای نشان دادن جدایی استفاده کن:
پنجره‌ای که بسته نمی‌شود
راهی که یکی از شخصیت‌ها در آن دور می‌شود و برنمی‌گردد
نوری که در حال غروب است
undefined مثال: «وقتی او رفت، انگار هوا هم تصمیم گرفته بود دیگر نتابد.»
dastannevis.com

۱۶:۴۲

thumbnail
هر پاسخ، یک سؤال تازه ایجاد کند
وقتی تعلیقی را باز کردی (مثلاً معلوم شد کسی تعقیب‌شان می‌کند)، سریع یک راز جدید مطرح کن.رمز موفقیت تعلیق این است که همیشه چیزی را ندانیم.
dastannevis.com

۱۷:۴۳

thumbnail
خلاصه‌ خلاصه:
کاغذهای پاره در کوچه داستان می‌سازند چون راز، پرسش، فضا، نماد و امکان حرکت ایجاد می‌کنند.گاهی یک تصویر ساده بیشتر از ده صفحه توضیح کار می‌کند. بشر همیشه دنبال چیزهای بزرگ است، در حالی که باد دارد قصه را جلو پایش می‌ریزد.
dastannevis.com

۱۹:۰۴

thumbnail
#داستان_نویس_نوجوان اولین رسانه اطلاع رسانی آموزش داستان نوجوان از سال ۱۳۹۶ شنبه‌ ۲ اسفند ۱۴۰۴

۳:۳۸

thumbnail
یک صبح شنبه است. میز هنوز پر از کاغذهای سفید است و ذهن، مثل همان دفتر خالی، کمی اخمو. اما در تصویر، میوه‌ها انگار تصمیم گرفته‌اند نقش شخصیت‌های یک داستان تازه را بازی کنند.
موز، همان دوست شوخ و پرانرژی است که شروع داستان را سبک می‌کند.گلابی، شخصیت آرام و کمی خجالتی که قرار است در میانه‌ی ماجرا غافلگیرمان کند.گوجه با آن لبخند قرمزش، قهرمانی است که ساده به نظر می‌رسد اما دل بزرگی دارد.توت‌فرنگی‌ها هم نقش جمعی دارند؛ شاهدان ماجرا، یا شاید دوستان وفادار.
خورشید بالای سرشان مثل راوی ایستاده، نوری می‌تاباند که همه چیز را روشن کند. هیچ داستانی بدون نور شروع نمی‌شود؛ بدون جرقه‌ای که بگوید «حالا وقتش است.»
داستان از همین تصویرهای ساده شکل می‌گیرد؛از چیزهای معمولی که اگر به آن‌ها جان بدهی، تبدیل می‌شوند به شخصیت، صدا، تعارض و امید.
شنبه فقط یک روز نیست.در نوشتن، شنبه همان لحظه‌ای است که می‌گویی:«بگذار ببینیم اگر این‌ها بتوانند حرف بزنند، چه می‌گویند.»

dastannevis.com

۴:۴۴

thumbnail
او پیش از آنکه قلم را بردارد، دستش را لحظه‌ای روی میز نگه داشت.نه از تردید، از آگاهی.
می‌دانست امضایی که قرار است زیر این برگه بنشیند، فقط جوهر نیست؛ وزنی دارد که بر شانه‌های شهر خواهد افتاد. پشت سرش نجواهایی بود، نگاه‌هایی که میان امید و ترس سرگردان بودند. مردی روبه‌رویش ایستاده بود، کمی خم شده، انگار می‌خواست از نزدیک ببیند آیا تاریخ همین حالا نوشته می‌شود یا نه.
کاغذ زیر نور زرد چراغ برق می‌زد. خطوط رسمی، واژه‌های سنگین، وعده‌هایی که قرار بود آینده را بسازند یا ویران کنند.
او نفس عمیقی کشید.کسی بیرون از این اتاق خبر نداشت که درونش چه می‌گذرد. هیچ‌کس نمی‌دانست شب‌ها چگونه با خودش کلنجار رفته، میان ترس از اشتباه و جرئت تغییر.
قلم را برداشت.
گاهی جهان با فریاد عوض نمی‌شود؛با صدای آرام خش‌خش یک قلم روی کاغذ عوض می‌شود.
امضا کرد.
و سکوت اتاق، سنگین‌تر از همیشه شد.

dastannevis.com

۵:۴۶

thumbnail
این دفتر چرک‌نویس شبیه مغز یک نویسنده است؛ شلوغ، خط‌خورده، پر از فلش و رنگ و جمله‌های نصفه‌نیمه که هنوز تصمیم نگرفته‌اند شاهکار شوند یا فاجعه.
دفتر چرک‌نویس در داستان‌نویسی جایی است که ایده‌ها بدون ترس به دنیا می‌آیند. اینجا لازم نیست جمله‌ها قشنگ باشند، لازم نیست منظم باشند، حتی لازم نیست کامل باشند. فقط باید زنده باشند. نویسنده در این دفتر با خودش دعوا می‌کند، شخصیت‌ها را می‌سازد، می‌کشد، دوباره زنده می‌کند، پایان را عوض می‌کند و گره‌ها را امتحان می‌کند.
چرک‌نویس یعنی اجازه‌ اشتباه. یعنی جایی که تخیل قبل از مرتب شدن، آزادانه می‌دود. بیشتر داستان‌های خوب اول همین‌جا به‌هم‌ریخته و نامنظم بوده‌اند.
خلاصه اینکه دفتر چرک‌نویس نه یک دفتر ساده، بلکه کارگاه خام و صادق داستان است؛ جایی که بی‌نظمی، مقدمه‌ شکل گرفتن معنا می‌شود.

dastannevis.com

۷:۰۳

thumbnail

۱۱:۲۰

میزکار نویسنده
اغلب ما در طول روز به موضوعات جالبی برای نوشتن برمی‌خوریم اما در پیاده سازی آن‌ها دچار مشکل هستیم و نمی‌دانیم کدام یک‌را باید انتخاب کنیم؟ اگر نمی‌دانید از کجا شروع کنید، با انجام دادن کارهای زیر می‌توانید وضعیت را اصلاح کنید:
undefinedیک برنامه بنویسید
قبل از هر چیز به یک برنامه نیاز دارید. یک قلم و دفتر تازه تهیه‌کنید و طرحی بنویسید.
undefinedطرح
۱. ژانر کتاب‌تان را تعیین کنید.۲. برای خلق قهرمانان، نام آنها، پیشینه و ... را بنویسید.۳. به ارتباط بین شخصیت‌ها و داستان فکر کنید. ۴. اطلاعات و داستانهای جالب درباره ایده کتاب را کاوش کنید.
undefinedزمان را مدیریت کنید
در برنامه‌تان برای نوشتن کتاب، وقت بگذارید. می‌توانید در حالت ایده آل، یک یا دو ساعت در روز اختصاص بدهید، اما اگر صادق باشیم، فقط استیون کینگ و تولستوی قادر به این کار هستند پس برای اینکه خودتان را فریب ندهید، می‌توانید هر روز دو تا نیم ساعتی به نوشتن اختصاص دهید و زمان را توزیع کنید تا بی‌عجله و بدون اینکه در محاصره اطرافیان باشید، زمانی را فقط به کتاب‌تان اختصاص دهید.
undefinedمشورت کنید
از کسی بخواهید که بگوید آیا داستانی با چنین نقشه‌ای برایش جالب است. شاید آنها چیزی را توصیه کنند یا داستانی هیجان انگیز از زندگی‌شان را با شما به اشتراک بگذارند. برخی از آنها ممکن است نمونه اولیه یکی از قهرمانان کتاب‌تان شود. فقط از کسانی که ممکن است ایده شما را ناچیز جلوه دهند، فاصله بگیرید. ایده‌ها در مراحل اولیه به پشتیبانی نیاز دارند پس کسی را پیدا کنید که قادر به نقد سازنده باشد و با همراهی و همدلی به داستانتان گوش می‌دهد.
باقی چیزها تکنیک و پشتکار است. اینکه در این روند درگیر شوید و ادامه دهید. پس شروع کنید.

dastannevis.com

۱۱:۲۱

thumbnail
برخی کتاب‌ها محتوای چالش‌برانگیز یا خاص دارند که ممکن است برای گروه‌های خاصی مناسب نباشند. برای مثال، کتاب‌هایی با محتوای علمی، فلسفی یا تاریخی عمیق به سطح بالایی از دانش نیاز دارند و شاید برای هر کسی جذاب یا قابل‌درک نباشند.
dastannevis.com

۱۳:۳۴

thumbnail
undefined تمرین عملی
با همین تصویر، سه خط شروع داستان بنویس:
۱. یک شروع ترسناک۲. یک شروع فانتزی۳. یک شروع احساسی
خودت را مجبور کن سه حال‌وهوای متفاوت بسازی. اگر هر سه شبیه هم شدند، یعنی هنوز جرأت ریسک نداری.

dastannevis.com

۱۶:۱۵

thumbnail
حکایت و داستان کوتاه به دو صورت متفاوت نوعی از ادبیات هستند، با این حال تفاوت‌های مهمی بین آن‌ها وجود دارد.
حکایت، داستانی کوتاه و شنیدنی است که در آن قصه‌گویی به کمک شخصیت‌هایی غیرآدمی به خلاصه‌ای از یک مطلب می‌پردازد. در حکایت‌ها، شخصیت‌هایی مثل حیوانات، ماهی‌ها، پرندگان یا جنی‌ها به عنوان نماد و جایگزین آدمی‌ها به کار رفته‌اند. هدف از این کار، بیشتر بیان یک پند و عبرت است تا روایت داستان.
اما داستان کوتاه، شامل یک داستان فیکشنال کوتاه است که شخصیت‌های آن آدمی هستند و در آن یک داستان با موضوع خاص، با روایت جزئیات و توصیفات دقیق شخصیت‌ها و محیط روایت می‌شود. داستان کوتاه معمولاً شامل نقطه عطف اصلی و یک پایان مشخص است.
در کل، تفاوت اصلی بین حکایت و داستان کوتاه، در شیوه روایت داستان و محور قصه است. حکایت‌ها برای بیان یک پند و عبرت به کار می‌روند، در حالی که داستان کوتاه برای بیان داستان و یا یک رویداد خاص به کار می‌رود.
dastannevis.com

۱۷:۲۷

thumbnail
*بررسی موفقیت‌ها و نقاط قوت و ضعف*: در پایان، به بررسی موفقیت‌ها و نقاط قوت و ضعف داستان بپردازید و نقاط قوت و ضعف آن را مورد بررسی قرار دهید. این بخش به شما کمک می‌کند تا نقاط قوت داستان را تقویت کرده و نقاط ضعف آن را تصحیح نمایید.
dastannevis.com

۱۸:۰۲