بله | کانال کاروان حج ۳۰۱۰۲ حسن پور
عکس پروفایل کاروان حج ۳۰۱۰۲ حسن پورک

کاروان حج ۳۰۱۰۲ حسن پور

۲۶۷ عضو
بازارسال شده از محمدکاظم صادقی امیری
thumbnail

۵:۳۶

بازارسال شده از محمدکاظم صادقی امیری
thumbnail

۵:۳۶

بازارسال شده از محمدکاظم صادقی امیری
مرز مهران در حال بار زدن کیفهای مازندران در یک تریلی

۵:۳۶

ان شالله بمحض وصول در بابل در همین گروه اعلام خواهم کرد مکان و زمان دریافت چمدان ها رو
از صبر و شکیبایی شما بینهایت سپاسگزارم

۵:۳۷

thumbnail
با سلام خدمت عزیزان
چمدان ها و آب زمزم از ساری در حال بارگیری می باشد.
جهت تحویل ان شاالله امروز دوشنبه ساعت ۱۵/۳۰ تا ۱۸ در ترمینال موزیرج منتظر شما خواهیم بود.
خواهشمندیم با توجه به اهمیت موضوع خود شخص زائر یا همسر یا کسانی که ما آنها را بشناسیم جهت تحویل حضور یابند.

۸:۱۴

بازارسال شده از مجید حسن پور دلاور
thumbnail
هم اکنون ترمینال موزیرج چمدان ها آماده ی تحویل میباشد.

۱۲:۵۷

تقریبا ۲۰ روز است که از سفر رویایی حج مان می گذرد.سفری که یک عمر پول روی پول گذاشتیم...یک عمر روزشماری کردیم، این پا و آن پا کردیم و از خدا خواستیم زودتر نوبت مان شود. و چه بسا که در این صف انتظار، عده ای میانسال شدند، عده ای پیر شدند، و عده ای اجل فرصت به آنها نداد و حسرت تماشای گنبد خضرا و خانه خدا را به گور بردند.سفری که عمری در انتظارش بودم، نفهمیدم چطور آمد و در یک چشم بر هم زدن به پایان رسید و من را با کوله باری از حسرت روزهایی که از دست دادم تنها گذاشت.امروز مثل کسی که عزیزی را از دست داده و تا حالا داغ بوده و دور و برش شلوغ بوده، شده بودم، به سراغ لباسهای احرام رفتم و همه را با وسواس، درون ساکِ کوله ای چیدم، لباس های سفید، چادر، شلوار، حوله های احرام، کیسه سنگ ، کارت شناسایی کاروان ۳۰۱۰۲ و کارت نسک و کوهی از خاطرات که هرگز تکرار نخواهند شد...صندلی را زیر پایم گذاشتم و کیف ها راته طبقه بالای کمد دیواری جاساز کردم  و خدا میداند که چقدر دلم گرفت وقتی نمی دانستم آیا بار دیگر مجالی برای باز کردن زیپ کیف و پوشیدن آنها خواهم داشت یا خیر.درب کمد را بستم و از صندلی پایین آمدم  ولی چه کنم با ذهنی که خمار تکرار آن روزهاست، خمار خنده ها و شادیها، خمار غم ها و کدورت ها، خمار خستگی ها و گرمای هوای عربستان دلم لک زده برای اتوبوس خط شماره ۶ و ایستگاه جمرات و ازدحام ایستگاه اتوبوس و درب ها و مسیرهای حرم که هر ساعت قانون ورود و خروجش تغییر میکرد و گاها با اخم و ناراحتی از اینکه راهم دور شده و باید یک دور قمری محوطه را می چرخیدم چهره در هم می کشیدم.و امروز چقدر از دست خودم عصبانی هستم که چرا غر زدم؟ مگر به دنبال چه چیزی می گشتم ؟اصلا عجله ام برای چه بود؟چرا نفهمیدم که نفس کشیدن در جوار یار نایاب است و باید غنیمت بشمارم.چقدر امروز دلم حرم خواست، صحن اصلی نشد، نیم طبقه، نیم طبقه نشد طبقه دوم، سوم، پشت بام، هرجایی که فقط بشود یک بار دیگر شُش هایم را از هوایش پر کنم و قلبم را جلا دهم. وای که چقدر امروز دلم غروب مدینه  خواست و نماز جماعت های مسجدالنبی و خلوت های عاشقانه پشت دیوار بقیع و البته حضور در روضه منوره.چقد جامون خوب بود تو مدینه همه میومدن ازمون التماس میکردن میشه از پنجره ی اتاق شما بقیع رو برای مدت چند دقیقه ببینیم؟
دلم لک زده برای پنیر های مربعی تکنفره و عسل و مربای تکراری و صدای خدمه سالن که هنوز که هنوز است هر صبح در گوشم زنگ می خورد که «لطفاصندلی ها را به ترتیب پر کنید».دلم لک زده برای دورهمی های کاروان که به بهانه های مختلف شبها دور هم جمع شیم و از تجربه ی عربی صحبت کردن با فروشنده ها بگیم و حسابی بخندیم.
برای شستن لباسها که حاضرم تمام گیره های لباس دنیا را بدهم و فقط یکبار دیگر کمر خم کنم و از زیر حوله های احرام آویزان، رد شوم. 
چقدر این روزها عصرهایش برایم طولانی شده، چقدر زمان برای خوابیدن زیاد می آوردم و افسوسِ اینکه، چرا از شرکت در جلساتِ نمازخانه هتل حیاه لاین ، شانه خالی کردم و لذت دیدارِ دوستان را از دست دادم.
دلم لک زده برای شن های داغ عرفات و هوای دم کرده زیر چادرهایش و جعبه های پر از غذا و فرغون یخ جلوی چادرها، و چه حیف که شاید لحظاتی را بر سر کمبود جا وقت صرف کردیم و از دست هم دلخور شدیم.
دلم لک زده برای صف های طولانی دستشویی های منی و چشم غره هایی که اگر کارت به درازا می کشید نثارت می شد.
دلم لک زده برای آسانسورهای شلوغ، برای معطلی های توی سالن برای زنگی که با سوار شدن مسافر اضافه به صدا در می آمد.
دلم لک زده برای هم اتاقی هایم، برای دورهمی با دوستانم و گپ زدن های تا نیمه شب و خنده های الکی که دل و پهلویت را با هم یکی می کرد .
دلم لک زده برای در زدن های اتاق که خدمه های کاروان میگفتن بفرمایید میوه.
هر چه خاطرات آن روزها را مرور میکنم چیزی جز زیبایی و زیبایی نمی بینم و دلم نمی خواهد حتی سخت‌ترین لحظاتش را هم حذف کنم. گفتم خدایا سفر حج قطعا در کنار همه درس هایی که داشت به من آموخت هر چیزی را باید به وقتش قدر دانست که قطعا حسرت و افسوس و آه هرگز هیچ گذشته ای را بر نگردانده است.
قدر دانستن نعمت سلامتی قبل از بیمار شدنقدر دانستن وجود پدر و مادرقدر دانستن فرزند صالح و اقوام و فامیل و دوست و آشنا، وخلاصه قدر دانستن هر چه که خدا صلاح دانسته و ما را لایق داشتن آن دانسته که قطعا روزی خواهد رسید که حسرت تک تک این دقایق را خواهیم خورد.
((*با تقدیم احترام به تک تک شما عزیزان و عذرخواهی از همه شما،امیدوارم توفیق همسفری با شما مجدد نصیبم بشه،الهی آمین*))
همسفرِ شما : مجید حسن پوردلاور

undefined التماس دعا

۱۳:۳۲

بازارسال شده از محمد ربیعیان تفتی
thumbnail
undefined راهنمای نام نویسی زائران اربعین در سامانه سماح

۱۸:۱۱

بازارسال شده از محمد ربیعیان تفتی
thumbnail
undefined️ زائران کربلا چطور ارز اربعین بگیرند؟

۱۸:۱۱

بازارسال شده از moradian haj mazandaran
thumbnail

۸:۰۰

بازارسال شده از تمتع 1405
چمدان و ساکها و ویلچرهای بی نام نشان

۸:۰۰

بازارسال شده از طاهر حلاج
thumbnail
به نام خدازائر گرامیبا آرزوی سلامتی و قبولی زیارات، به منظور دریافت نظرات شما عزیزان درباره خدمات بعثه مقام معظم رهبری در موسم حج تمتع 1404، با ورود به لینک زیر و تکمیل نظرسنجی ما را در ارائه بهتر و بهبود برنامه ها یاری نمایید.http://B2n.ir/haj404-pasazmosem

۶:۳۴

بازارسال شده از تمتع 1405

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

بازارسال شده از تمتع 1405
thumbnail

۷:۴۰

بازارسال شده از مصطفی
thumbnail

۸:۱۱

کاروان حج ۳۰۱۰۲ حسن پور
undefined تصویر
سلاماین ساک کاروان ماست که پیدا شدهاگر صاحبش تو این گروه هست لطفا با من تماس بگیره

۸:۱۲

thumbnail
فیلم از داخل کعبهسال ۲۰۲۰

۲۰:۱۰

بازارسال شده از رضوی
thumbnail

۱۹:۲۸

کاروان حج ۳۰۱۰۲ حسن پور
undefined فیلم
با تشکر از حاج آقا گنجی بزرگواربابت ارسال فیلم undefinedundefinedundefined

۱۹:۳۱

بازارسال شده از رضوی
thumbnail
عکس العمل جالب مردم در مواجهه با حضور مسئول صدور و امضای همه گذرنامه های اربعین در نقطه صفر مرزی....undefinedundefined

۱۳:۵۶