بازارسال شده از lucifer
ددی صرد و خشن*ایران*:
: حواست هست من تاپم ؟
: منم همونی ام که تاپ جماعت رو باتم خودم میکنم !
: ا..اما من..اما من نمیخواستم عصبانیت کنم!
: دهنتو ببند و بتمرگ رو تخت تا وقتی برسم خونه!
: و..ولی
: گفتم بتمرگ رو اون تخت لعنتیت و صدات در نیاد ایران با عصبانیت گوشی رو قطع کرد و با مشت محکمی گوشی و دستشو به فرمون کوبوند، صورت همیشه رنگ پریدهش حالا از شدت خشم مثل سرخی داخل آتیش قرمز شده بود و میسوختاسرائیل با بغض گوشه اتاق نشست و زانو هاش رو بغل گرفت.. یعنی قرار بود چه بلایی سرش بیاد؟ همون لحظه تلفن همراهش که قاب گوشیش هدیه ای از دوست صمیمیش بود به صدا در اومد... نگاهی به شماره کسی که زنگ زده بود انداخت.. آمریکا بود!
: ا..الو؟
: چی شده؟ شنیدم دوباره بحثتون شده! کجایی الان؟؟؟
: خونه..گفت منتظر بمونم تا بیاد..حالا چیکار کنم؟؟ا..اگه بدتر از دفعه قبل باشه چی؟؟
: باشه باشه حالا آروم باش گریه نکن..الان بغل روسیه نشستم باهاش صحبت میکنم که به ایران زنگ بزنه شاید تونست کاری کنه
:م..مراقب باش بدتر عصبی نشه! خودتون میشناسیدش..
: باشه باشه..من باید برم بهت زنگ میزنم تماس تلفنیشون قطع شد..همون لحظه ای که روسیه قصد داشت به ایران زنگ بزنه اسرائیل صدای چرخش کلید داخل قفل در رو شنید و از ترس رنگش پرید، صدای کشیده شدن کفش های چرمی ایران روی سرامیک های سرد خونه تداعی کننده ناقوس مرگ بودبا باز شدن در چشم های لرزونش رو بالا آورد
: چ..چقدر زود اومدی ایران نیشخندی زد و تلفنش که هنوز داشت زنگ میخورد و روسیه پشت سر هم داشت میس کال مینداخت رو محکم به دیوار کوبوند و جلو رفت و یقه اسرائیل رو گرفت
: حالا واسه من دم در میاری آره؟ بلایی سرت میارم که تا یک هفته نتونی حتی زبون باز کنی
: م..من
: فقط خفه شو و دهنتو ببند! نشونت میدماسرائیل رو محکم روی تخت چوبی اتاق انداخت و با پوزخند سرد و بی رحمانه ای کمربند چرم براقش رو باز کرد و گوشه اتاق انداخت و به سمت اسرائیل رفت اسرائیل با برق ترس و وحشت توی چشماش به موشک ایران و کلاهک بزرگش نگاه کرد
: ا..ا..اما این...این خیلی غیر انسانی و بزرگه...م..من
: بلایی به سرت میارم که بفهمی جزای یه توله ی نافرمان که برای من دم در میاره چیه!
پارت دو
کلاهک به سختی ختی از من رد شد و درد در تمام بدنم پبجبد و کمرم قوص پیدا کرداسرائیل:ا-ایران تمومش کن... اهه.. خ-خیلی بزرگه.... ! درحالی کع تقلا مبکرد و سعی میکرد عقب برود ناگعان ایران مچ دستانش را گرفت و به بالای سرش مبخکوب کردایران:تولع سگ وحشی اینا عواقب نافزمانی از منه انقدری نفتم را در تو میریزم تا توله موشک های منو به دنیا بیاریو حملات ایران کم کع نشد سریع تر و خشن تر هم شد ترکیبی از جنون و لذتصدای موشک ها از بیرون می امد
و اسرائیل با لرزع گقت:ا-ایران.. الان یکی میاد... ! اگع ببینع چی.. !؟
ایران نه تنها ناایستاد بلکه محکم تر حمله کرد و از میان دندان های قفل شدع اش غرید
ایران:بزار بیان و ببین کع اسرائیل پررو و کسی که همع ازش میترسیدن الان زیر موشک من نالع مبکنی
اسرائیل:و.... ولی ایران... ایران من یه تاپ هس-
هنوز خرفش نشده بود که با قرار گرقتن لبهای ایران صدایش خفه شد
پارت سه
تابحال ایران هنگام رابطع کسی را نبوسیده بود.. ولی اسرائیل فرق داشت... لبهای را به اسرائیل حرکت داد و حتی بوسیدن اوهم دست خودش نبود.. بعد از دیدن چهره ی شهوتی عه اسرائیل بی اختیاز لبهایش را به او کوبید
اسرائیل:ممم.. ایران نفسم.. نفسم بند اومد..
ایران مکث کرد و سپس به سمت ترقوه ی اسرائیل رفت و روی پوستش غرغر کرد
ایران:هراتقاقی که میخاد بیوفته.. من از تو دست نمی کردایران لحظع ایران مکث کرد انگار زیادی بروز داد بود و تاپ اسرائیل خاست جوابی بدهد ایران برای اینکه از سوال های اسراییل فرار کند دوبارع گازی گرفت و جای زخم را لیس زد
اسرائیل از لیس ناگهانیه ایران جا خورد و به خود لرزید و ناله ی ارومی بی اختیار بیرون داد ولی سریغ دست را جلوی دهانش گذاشتایران سرش را بلند کرد و به اسرائیل نگاه کرد و با پوزخندی کشور کش لب زد
ایران:صداهای قشنکت را خفع نکن.. همه ی انها مالع من هستتد
پارت چهار
لحظه ای اسرائیل از خرف ایران جا خورد... باید خرف هایش را به حساب هوس میگذاشتولی چیزی درونش سوسو زدنوری که نباید میزدنباید وجود داشت
سپس وقتی ایران متوجه ی غرق در افکار است تلمبه ی محکمی زد و اسرائیل مثل برق کرد قوص پیدا کرد سپس بریده بریده گفت
اسرائیل:ا-ایران... اروم.. ارومتر.. اخخ... هیک! اسرائیل لحظه ای جا خورد افکارش نامتعارف بودناگهان بی اختیار داد زد اسرائیل:امریکاا!
ایران لحظه ای مکث کرد انتظار شتیدن اینا را نداشت انگار که یک بریده نفت رویش ریخته باشند چشمانش قرمز و ابروعایش در
پارت دو
کلاهک به سختی ختی از من رد شد و درد در تمام بدنم پبجبد و کمرم قوص پیدا کرداسرائیل:ا-ایران تمومش کن... اهه.. خ-خیلی بزرگه.... ! درحالی کع تقلا مبکرد و سعی میکرد عقب برود ناگعان ایران مچ دستانش را گرفت و به بالای سرش مبخکوب کردایران:تولع سگ وحشی اینا عواقب نافزمانی از منه انقدری نفتم را در تو میریزم تا توله موشک های منو به دنیا بیاریو حملات ایران کم کع نشد سریع تر و خشن تر هم شد ترکیبی از جنون و لذتصدای موشک ها از بیرون می امد
و اسرائیل با لرزع گقت:ا-ایران.. الان یکی میاد... ! اگع ببینع چی.. !؟
ایران نه تنها ناایستاد بلکه محکم تر حمله کرد و از میان دندان های قفل شدع اش غرید
ایران:بزار بیان و ببین کع اسرائیل پررو و کسی که همع ازش میترسیدن الان زیر موشک من نالع مبکنی
اسرائیل:و.... ولی ایران... ایران من یه تاپ هس-
هنوز خرفش نشده بود که با قرار گرقتن لبهای ایران صدایش خفه شد
پارت سه
تابحال ایران هنگام رابطع کسی را نبوسیده بود.. ولی اسرائیل فرق داشت... لبهای را به اسرائیل حرکت داد و حتی بوسیدن اوهم دست خودش نبود.. بعد از دیدن چهره ی شهوتی عه اسرائیل بی اختیاز لبهایش را به او کوبید
اسرائیل:ممم.. ایران نفسم.. نفسم بند اومد..
ایران مکث کرد و سپس به سمت ترقوه ی اسرائیل رفت و روی پوستش غرغر کرد
ایران:هراتقاقی که میخاد بیوفته.. من از تو دست نمی کردایران لحظع ایران مکث کرد انگار زیادی بروز داد بود و تاپ اسرائیل خاست جوابی بدهد ایران برای اینکه از سوال های اسراییل فرار کند دوبارع گازی گرفت و جای زخم را لیس زد
اسرائیل از لیس ناگهانیه ایران جا خورد و به خود لرزید و ناله ی ارومی بی اختیار بیرون داد ولی سریغ دست را جلوی دهانش گذاشتایران سرش را بلند کرد و به اسرائیل نگاه کرد و با پوزخندی کشور کش لب زد
ایران:صداهای قشنکت را خفع نکن.. همه ی انها مالع من هستتد
پارت چهار
لحظه ای اسرائیل از خرف ایران جا خورد... باید خرف هایش را به حساب هوس میگذاشتولی چیزی درونش سوسو زدنوری که نباید میزدنباید وجود داشت
سپس وقتی ایران متوجه ی غرق در افکار است تلمبه ی محکمی زد و اسرائیل مثل برق کرد قوص پیدا کرد سپس بریده بریده گفت
اسرائیل:ا-ایران... اروم.. ارومتر.. اخخ... هیک! اسرائیل لحظه ای جا خورد افکارش نامتعارف بودناگهان بی اختیار داد زد اسرائیل:امریکاا!
ایران لحظه ای مکث کرد انتظار شتیدن اینا را نداشت انگار که یک بریده نفت رویش ریخته باشند چشمانش قرمز و ابروعایش در
۱۸:۵۲