بله | کانال دانشجوی مشروطی
عکس پروفایل دانشجوی مشروطید

دانشجوی مشروطی

۵۷۲ عضو
thumbnail
undefinedپدیده راهپیمایی دیروز

undefinedحتما ببینید و منتشر کنید!

undefinedبدون شرح...!

۶:۲۵

*undefinedاین مردم مگر گلایه ندارند؟ مشکل اقتصادی ندارند؟ چرا آمدند؟
undefinedآمارها از یک رکورد تاریخی حکایت دارد. گفته می‌شود میزان حضور این‌بار بیش از ۵۰ درصد بالاتر از بسیاری از دوره‌های گذشته بوده و برآوردها عددی دست‌کم ۲۶ میلیون نفر را در سراسر کشور نشان می‌دهد. این فقط یک عدد نیست؛ یک واقعیت اجتماعی است که در خیابان خود را نشان داده است.undefinedاما اولین پرسشی که پیش می‌آید ساده و جدی است: مگر مردم مشکل اقتصادی ندارند؟ مگر انتقاد و گلایه و شبهه ندارند؟ پس چرا می‌آیند؟ چگونه ممکن است در میان همین جمعیت، جوانانی با ظاهرهای متفاوت و حتی رنگین‌کمانی، دخترانی با پوشش‌های متنوع، همچنان به انقلاب ابراز وفاداری کنند و حتی پیشرو باشند؟undefinedپاسخ را باید در سه نکته جست‌وجو کرد.undefinedنخست، این مردم در حال مبارزه‌اند؛ هم در درون خود و هم در عرصه اجتماعی. جامعه‌ای که در حال صیرورت است، ولو ظاهرش همه چیز را نشان ندهد، در عمق قدرتمند می‌شود. بیش از چهل سال ایستادگی در برابر جنگ، تحریم و فشار خارجی، ملتی را می‌سازد که تجربه مقاومت در خونش جریان دارد. ایمان در اینجا شعار نیست؛ محصول همین ایستادگی ممتد است. کسی که در میدان مبارزه رشد می‌کند، از گذشته جلوتر است، حتی اگر چهره‌اش شبیه کلیشه‌های ذهنی ما نباشد.undefinedدوم، مسئله هویت است. این مردم داشته‌هایی دارند که برایشان صرفاً سیاسی نیست؛ هویتی است. ممکن است ضعف و نقص و انتقاد وجود داشته باشد، اما وقتی احساس کنند اصل هویتشان هدف قرار گرفته، آرایش دفاعی می‌گیرند. انسانی که زیر فشار اقتصادی است، ممکن است گلایه داشته باشد، اما حاضر نیست برای رفاه بیشتر تحقیر شود. دفاع از انقلاب برای بسیاری، دفاع از کرامت و هویت تاریخی و دینی‌شان است.undefinedسوم، رابطه با رهبری است. این رابطه یک قرارداد اداری نیست؛ رابطه‌ای ولایی و عاطفی است. مردم پیام رهبری را فقط با گوش نمی‌شنوند؛ با دل می‌شنوند. این پیوند، زبانی از جنس فطرت دارد؛ پیامی که از قله‌های ایمان صادر می‌شود و در جان مخاطب می‌نشیند.
undefinedیک حرف دیگر باقی است؛ کوتاه بگوییم و عبور کنیم. رهبری ایستاده است و جامعه‌ای با او ایستاده است. سرّ ماجرا همین‌جاست.او حرکت می‌کند و حرکت می‌دهد. جلو می‌رود و جامعه را با خود جلو می‌برد. این همان نقطه‌ای است که دشمن در محاسبه‌اش دچار خطا می‌شود. تصور می‌کند با فشار، جامعه از رأس جدا می‌شود.راز تکرار این حضورها همین است: ایستادگی در رأس، ایستادگی در بدنه می‌سازد. و وقتی رأس و بدنه هم‌زمان ایستاده باشند، هیچ نوع دشمنی کارگر نمی افتد. حرف تمام است. او ایستاده است، و امتی با او ایستاده است. همین*.همشهری@mahdian_mohsen

۶:۴۰

1_24112273023.mp3

۵۰:۰۴-۲۸.۵۵ مگابایت
undefinedفایل صحبتهای این حقیر در جمع مهندسین قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء (ص)
ظهر ۲۱ بهمن ۱۴۰۴
undefinedخلاصه مقدمه؛
ضمن تیریک ایام و اعیاد شعبانیه و تقارن ایام الله دهه مبارکه فجر انقلاب اسلامی،
علاوه بر این اعیاد امشب سالگرد عملیات غرور آفرین والفجر ۸ هم هست.
ضمن گرامیداشت این حماسه بزرگ با بیان خاطره ای یاد کنیم از این شاهکار بزرگ و همرزمان عزیزمان!
روز۲۲ بهمن ۱۳۶۴ در عملیات #والفجر۸ مجروح شدم، خط ما قیچی شد و ما در دل دشمن جاموندیم، شب بچه های گشت شناسایی اومدن بالای سرم مجروح زیادی روی زمین افتاده بود ولی مثل اینکه به آنها گفته بودن هر دو نفر یک مجروح با خودتون ببرید عقب، دو نفر اومدن بالای سرم و گفتن آ این خوبه سبک است من خنده ام گرفت و خندیدم و...!
چون در دل دشمن و با سینه خیز من را آوردن عقب خیلی مصیبت سرم اومده بود و پوست بدنم کنده شده بود وکبود!
و دومین جایی که خندیدم در بیمارستان شهید بقایی اهواز بود که دکتر پرسید شما اسیر هم شده بودید؟ با اشاره گفتم نه گفت: پس چرا تمام بدنت کبود شده؟ گفتم: نه من مثل او بنده خدا که آتش گرفته بود و گفت با بیل خاموشم کرده بودن و...!!!
ادامه بحث؛
چرا انقلاب کردیم؟
هدف امام از انقلاب یک سقف متعالی داشت و یک کف حداقلی،
اهداف متعالی محقق نشده و ما هم منتقد و معترض عدم تحقق آنیم و در میانه راهیم؛
تحقق نقشه راه امام با تبیین حضرت آقا پنج مرحله دارد
۱- انقلاب
۲- تشکیل نظام
۳- ... دولت اسلامی
۴- ... جامعه اسلامی
۵- ... تمدن اسلامی
اما کف حداقلی اصلاً قابل قیاس با هیچ جایگزینی نیست ، و بدترین ظلم مقایسه این نظام با پهلوی است!
https://eitaa.com/behzadzare

۱۸:۳۳

دانشجوی مشروطی
undefinedذات فتنه و نانِ «خشونت» و «کشته‌سازی» برای کاسبان قدرت! (۲) undefinedدر یادداشت قبلی https://eitaa.com/behzadzare/22131 اشاره کردم که: باطل‌السحر هوچی‌گری ‌کشته‌سازی، همین دو مطلب است:یک؛ چه طرفی از کشته‌سازی سود می‌برد و چه طرفی زیان می‌بیند؟! دو؛ مطالبهٔ سند و دلیل از مدعیان به‌ویژه انتشار اسامی کشته‌شدگان مورد ادعا. undefinedدشمن از بدو تولد جمهوری اسلامی و حتی قبل از تولد با دو هدف "ایجاد رُعب و وحشت برای هواداران"، خشونت به‌خرج می‌داد و برای "مظلوم‌نمایی و هوچی‌گری" در فضای رسانه به‌دنبال کشته‌سازی بوده و هست، اما پروژهٔ کشته‌سازی که در دوران انقلاب و دفاع مقدس تمرکزش بر ایجاد رُعب و وحشت بود، پس از انقلاب و دوران دفاع مقدس بیشتر بر مظلوم‌نمایی متمرکز شده است. undefinedفتنه‌های پس از دفاع مقدس را مروری کوتاه می‌کنیم؛ ۱- فتنهٔ ۷۸ (کوی دانشگاه): در این فتنه ۴ نفر به‌قتل رسیدند، "عزت ابراهیم‌نژاد" که هر چند دانش‌آموخته حقوق و منتقد جمهوری اسلامی بود اما زمانی که به‌قتل رسید سربازوظیفۀ در حال خدمت بود و شب حادثه در حال مرخصی مهمان رُفقایش در خوابگاه کوی دانشگاه تهران شده بود که به‌شکلی مرموز و ناجوانمردانه از طبقهٔ ۴ خوابگاه به پایین پرتاب می‌شود و در آن تاریکی به طرز مشکوکی به‌قتل می‌رسد و...! بعدها آتش این فتنه به دانشگاه‌های دیگری مانند تبریز و خرم‌آباد و اصفهان و... کشیده می‌شود. نفر دوم به‌قتل رسیده شهید "محمدجواد فرهنگی" مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه تربیت معلم تبریز است و بعدها که غائله به لرستان کشیده شد دو نفر از افسران مظلوم نیروی انتظامی هم در خرم‌آباد مظلومانه به شهادت رسیدند. (چقدر مظلومیت؟! در یک شورش دانشجویی فقط دونفر به‌قتل می‌رسند که هردو پلیس هستند!) و مجروحین حادثه هم از ۴۸ مجروح حادثهٔ شب جمعه کوی دانشگاه، ۳۶ نفر از دانشجویان ایثارگر بودند! (آن‌روزها با توجه فاصله کم با دوران دفاع مقدس حضور دانشجویان رزمنده در دانشگاه پررنگ بود) فتنه یعنی اینکه ۳ کشته از ۴ کشته و ۳۶ مجروح از ۴۸ مجروح متعلق به نظام بود و مرحوم ابراهیم‌نژاد هم سرباز بود و قتلش هم مشکوک اما جریان هوچی‌گر؛ هیاهو را تا آنجا رساند که تعابیری همچون «رگبار مسلسل‌ها بر سر دانشجویان» و «قتل عام در دانشگاه‌ها» و «جاری شدن سیل خون در دانشگاه‌ها» و... در بیانیه‌های متعدد تولید و منتشر شد اما این جریان که چنین دنبال کشته‌سازی بود هرگز اسم نفر پنجمی که در این ماجرا کشته شده باشد را ذکر نکرد! امروز هم؛ در این فتنه از ۳۱۱۷ جان‌باخته ۲۴۲۷ نفر شهدای مدافع وطن و مردم بی‌گناهند! یعنی شهدا ۵ برابر تروریست‌ها هستند! ۲- در فتنۀ ۸۸ هم که طرف ۴ ساعت پیش از پایان رأی گیری خود را برنده انتخابات معرفی کرد و مردم را به شورش دعوت کرد و... بیش از ۷۰٪ جان‌باختگان؛ نیروی امنیتی و بسیجی بودند و ۱۶ نفر از کسانی که ادعای کشته‌شدن آن‌ها رسانه‌ای شد و حداکثر هوچی‌گری رسانه‌ای از خبر دروغ کشته‌شدن آن‌ها هم شد ولی بعداً زنده شدند و...! حتی آن‌قدر نیاز مبرم به کشته پیدا کرده بودند که بیچاره مظلومه مرحومه "ندا آقاسلطان" را با یک سناریوی بسیار مضحک و ناشیانه قربانی کردند و...! ۳- در فتنهٔ ۹۸ (فتنهٔ بنزینی) برای تحقق اهداف کشته‌سازی از داعش کمک گرفتند و به مراکز نگهداری مواد انفجاری مانند مخازن سوخت اشتعال‌زا در بندر ماهشهر و... حمله کردند که اینجا هم تا حدودی ناکام ماندند! ۴- در فتنهٔ ۱۴۰۱ هم اتهام قتل یک دختر را به نظام وارد کردند، با اینکه بر اساس اصول مسلم علم حقوق «اصل بر برائت است» و کسی که اتهام وارد می‌کند باید ادله برای اثبات اتهام خود ارائه کند اما فتنه‌گران نه‌تنها ادله ارائه نکردند، بلکه نظام در دفاع از خود در مقابل این اتهام دلایل محکم و متعددی هم مانند فیلم سالن ارشادگاه، گزارش کالبد شکافی ۷۴ پزشک متخصص و فوق تخصص از جسد "مهسا امینی" و سوابق پزشکی و جراحی جمجمه او و... را ارائه کرد. با این وجود در ادامه این اتهام زمینه قتل ۲۳۴ نفر را فراهم کردند که بیش از یک‌سوم (۸۶ نفر) آن‌ها از نیروهای انتظامی و امنیتی و بسیجی بودند. با اینکه تمام این افراد توسط اغتشاشگران به‌قتل رسیده‌اند اما اگر فرضاً حتی این اتهام صددرصد دروغ را هم بپذیریم که توسط نیروهای امنیتی کشته شده‌اند باز هم نظام مظلوم است، چرا که هیچ‌جای دنیا در یک شورش دوطرفه آمار کشته‌های نظامی و امنیتی تا این حد به آمار کشته‌های آشوبگران نزدیک نبوده و نیست. و در فتنهٔ اخیر (۱۴۰۴) حتی آمار جان‌باختگان امنیتی و انتظامی وبیگناهان شهید چندین برابر تروریست‌ها و شورشی‌ها هست!!! undefinedبهزادزارع https://eitaa.com/behzadzare/22131
‌تصویر اونا و طیفی از اصلاح‌طلبان از حوادث ١٨ و ١٩ دی:
‌مردم دست در جیب آمده بودند اعتراض کنند، به جای شنیدن حرفشان مثل آب خوردن قتل عام شدند و دیگر هیچ.

‌سوالات پیرامون:
‌-چرا در ۴ روز اول بازار و هشت روز بعدش کسی قتل عام نشد؟

‌-چرا منافقین خود را صاحب٣٢١ کشته می دانند؟ منافقین هم اعتراض گرونی داشتند؟
‌-چرا فراخوان در شب؟شب چه ویژگی دارد؟می شود جمعیت را پوشش‌ رسانه ای داد و بهره برد؟ هدف شبانه چی بود؟جز کشتن و اختفای قاتل؟
‌-چرا مقامات آمریکا رسما می گویند ماموران موساد و ما در خیابان‌ها ی ایران بودند.

‌کمک زیادی کردیم.(ترامپ، پمپئو...)
‌-چرا چهار روز بعد از وعده ترامپ مبنی بر ورود در صورت کشتن معترضان، یهو فراخوان شب دادند؟ دنبال سند سازی برایش نبودند؟
‌-معترض مگر پلیس می کشد و مسجد می سوزاند؟
‌-حدود ٣٠٠ نیروی امنیتی چگونه شهید شدند؟ برق گرفت شان؟

‌-چرا به جز نیروهای امنیتی حدود ٢٢٠٠ نفر شهید محسوب شدند؟جمهوری اسلامی خودش می کشد و شهید تولید می کند؟
‌البته حتما کسانی حین هجوم یا بالا رفتن از کلانتری و بسیج و سپاه که در درونش سلاح هست کشته شده اند که جز ۶٩٠ نفر هستند .
‌بعد از دوبار ایست، این اتفاق می افتند.

‌چه کسی آن جوان را به سمت این مراکز هدایت می کنند؟ معدود آموزش دیدگان.
‌علاوه بر آن جنگ مسلحانه شهری حتما تلفات دارد.بخشی از کشته های تهران که در تهران دفن نشدند اهل کدام مناطق بودند و چرا به تهران آورده شده بودند؟ کشته های پژاک و کومله در آن دو روز چقدر است؟ و...

‌البته قبلا اینجا نوشتم که زمینه های آن به حاکمیت مربوط است(زخم و مگس) و ۵ شاخص را برای بررسی در توئیتر به شرح زیر نوشتم:
‌ ‌اینکه دشمن طراحی داشت و یارگیری کرد و نهایتا موفق نشد دلیل نمی شود که زمینه های یارگیری آن، دقیق و شجاعانه بررسی نشود و راه درمان ارائه نشود.اشکال حکومت و دولت در این میان چیست؟

‌برای بررسی زمینه ها این ۵ عنصر حیاتی است:
‌-منطقه جغرافیایی
‌-سن
‌-سواد
‌-شغل
‌-زمینه خانوادگی (امنیتی، اقتصادی، محیطی)
‌این ۵ شاخص از جان باختگان و دستگیر شدگان قابل احصا است.امید است توجه شود.
‌‌ #دولت‌
‌‌ #مجلس‌
@dr_ganji

۲۰:۰۹

1_24208436246.mp3

۵۳:۴۸-۳۰.۲۲ مگابایت
undefinedفایل صحبتهای این حقیر
مسجد جاوید تهران خیابان شریعتی
شب ۲۲ بهمن ۱۴۰۴
با موضوع؛
«انقلاب اسلامی»

https://eitaa.com/behzadzare

۳:۳۸

undefinedمراقب عادی سازی در چهلم باشید

در چهلم شهدای جنگ خیابانی دی‌ماه، باید هوشیار بود. تجربه نشان داده است که برخی جریان‌ها در بزنگاه‌های احساسی، تلاش می‌کنند روایت‌ها را جابه‌جا کنند؛ با واژه‌هایی چون «هم‌وطنی»، «جان‌باختگی»، «سوگواری ملی» یا «حقیقت‌یابی مستقل» می‌کوشند مرز میان قربانی و عامل خشونت را مخدوش کنند.
سوگواری، حرمت دارد؛ اما سوگواری نباید پوششی برای تطهیر خشونت سازمان‌یافته شود. اگر عزایی هست، برای خون‌های به ناحق ریخته‌شده نیروهای امنیتی و مردمی است که در برابر آشوب ایستادند.
ما از مظلومیت جانباختگان و شهدای این حوادث 2427 نفر می‌شناسیم و نه بیشتر.
این همان نقطه‌ای است که باید مراقب بود. تحریف و بازی با واژه‌ها و ساختن روایتی که عملیات سازمان‌یافته و مسلحانه را به یک «تراژدی دوطرفه» تقلیل دهد.
هرگونه نویز خبری که جای جلاد و شهید را تغییر که هیچ، حتا تعلیق و غبارآلود سازد، خیانت است.
چهلم، زمان تثبیت روایت است. یا حقیقت را با عدد درست و تصویر درست ثبت می‌کنیم، یا اجازه می‌دهیم غبار تحریف بر حافظه جمعی بنشیند. ما اجازه عادی‌سازی نمی‌دهیم؛ در چهلم شهدای اغتشاشات تنها یک مطالبه وجود دارد و آنهم خونخواهی است.
@mahdian_mohsen

۵:۵۴

thumbnail
undefined*جلوه ای از #مظلومیت پلیس کشورمون رو ببینید!!!undefinedundefinedundefined
undefinedبیش از یکصد نفر به دو #پلیس بی دفاع حمله میکنند با سنگ و قمه و چاقو آنها رو تکه تکه میکنند، نیروهای کمکی میرسند هیچ سلاحی برای دفاع از خود ندارند و به سمت آنها سنگ پرتاب می‌کنند، به نظرتون اگر این صحنه در آمریکا بود چه اتفاقی می‌افتاد؟undefined امروز چهلم این شهدای مظلوم است باحضور دشمن شکن خود در مراسم چهلم این عزیزان دلهای خود را احیاء و دشمن را مات و منکوب کنیم*.

۶:۳۴

undefinedجوان فریب‌خورده چطور شهید نامیده شد؟

رأفت رهبر انقلاب جلوه‌ای ویژه داشت؛ آنجا که فرمودند ما عزادار جوانان فریب‌خورده‌ایم، آنان را «فرزندان ما» خواندند و حتی برای قیامت‌شان دعا کردند. این تعبیر صرفاً عاطفی نیست؛ پشت آن یک منطق روشن نهفته است: انقلاب اسلامی خود را پیش از هر چیز پروژه «تربیت» می‌داند، نه صرفاً اداره قدرت.

ایشان شهدا را سه دسته دانستند: مدافعان امنیت، رهگذران بی‌گناه، و فریب‌خوردگان. درباره دسته سوم پرسش طبیعی است؛ جوانی که در صحنه اغتشاش حضور داشته چرا در این مجموعه قرار می‌گیرد؟ پاسخ در همان منطقی است که پیش‌تر نیز دیده‌ایم: در فتنه ۷۸ گفتند حتی اگر عکس بنده را پاره کردند واکنش نشان ندهید. در موضوع حجاب تأکید کردند بسیاری از این بانوان دل در گرو انقلاب دارند. یعنی معیار، «جهت هویتی» است نه «لغزش در مصداق».

منطق ایشان تفکیک «خطا» از «خیانت» است؛ اما این کافی نیست. نکته اصلی «نسبت هویتی» است. وقتی می‌گویند این‌ها فرزندان ما هستند، منظور صرف رابطه عاطفی پدر و فرزندی نیست؛ بلکه پیوندی هویتی است. این جوانان ریشه در همین خاک، همین تاریخ و همین سرنوشت ملی دارند. از بیرون این هویت نیامده‌اند؛ در دل آن رشد کرده‌اند. لغزش در تشخیص، پیوند با ملت را قطع نمی‌کند.

پس اگر در همان میدان جان می‌دهند، در منظومه رسمی کشور در شمار قربانیان همان فتنه دیده می‌شوند. روشن است که این تعبیر، عنوان فقهی خاص شهادت نیست؛ بلکه ناظر به مسئولیت طراحی دشمن و مظلومیت جوانی است که از درون همین ملت برخاسته و دچار لغزش شده است.

این نگاه، دوگانه‌سازی را می‌شکند، پیوند ملی را حفظ می‌کند و حتی در دل خطا، هویت مشترک را پاس می‌دارد.
@mahdian_mohsen

۲:۵۶

thumbnail

۲:۵۸

سطح تهدید علیه ایران به مرحله ای بی سابقه رسیده یا درست تر بگویم امریکا می خواهد ما فکر کنیم که رسیده است. متقابلا ایران نیز سطح تهدید علیه امریکا را به وضعیت بی سابقه ای رسانده است. اکنون صحنه برای یک رویارویی تاریخی مهیاست. امریکا را نمی دانم اما در ایران دلیلی برای کوتاه آمدن وجود ندارد.
واضح است که نتانیاهو، یهودی های نیویورک و نومحافظه کاران صهیونیست ترامپ را کنترل می کنند. ترامپ بر اساس اطلاعاتی تصمیم می گیرد که این گروه ها به او می دهند. مضمون مشترک همه این اطلاعات هم این است که ایران ضعیف شده و یک فرصت تاریخی برای ضربه زدن به آن وجود دارد. آنچه این اطلاعات به ترامپ منتقل نمی کند این است که ایران در یک جنگ وجودی، متفاوت خواهد جنگید.
ایرادی ندارد که فرض کنیم یک هدف تشدید لفاظی و انباشت نیرو از جانب امریکا، وادار کردن ایران به پذیرش درخواست های امریکا در مذاکرات است. اما وقتی به مذاکرات نگاه می کنید امریکا در واقع گفت وگو نمی کند و فقط خواهان تسلیم است. هیچ چیز نمی دهد و همه چیز می خواهد.
- ایران مذاکرات را جدی گرفته است. دلیل ساده آن این است که می خواهد قبل از درگیری که قطعی به نظر می رسد، همه گزینه ها را امتحان کرده باشد. اما چیزی برای بده-بستان نمی بیند. فرض بنیادین در تهران این است که با این مدل مذاکره، حتی اگر ایران تسلیم شود باز هم جنگ قطعی است. بنابراین اساسا چه دلیلی برای امتیازدهی وجود دارد؟
ریشه مشکل این است که به نظر می رسد امریکا تصمیمش را گرفته و حتی تسلیم در حوزه هسته ای باعث خواهد چند ناو هواپیمابر دیگر به منطقه اعزام شوند. در این شرایط، راهی جز رویارویی با تمام قوا باقی نمی ماند. ظاهرا کار در مرحله ای است که جز با یک رویارویی و پرداخت هزینه سنگین نمی توان محاسبات را اصلاح کرد.
- شاید زمان آن فرارسیده باشد. ایران مذاکره کرد، سلاح اتمی نساخت، در جنگ 12 روزه مراعات متحدان منطقه و بازار انرژی را کرد و ظرفیت های دریایی و زمینی خود را فعال نکرد. دیگر هیچ دلیلی برای خویشتن داری وجود ندارد. اگر بقای ایران تهدید شود، هیچ چیز در منطقه ارزش آن را ندارد که بدون آسیب باقی بماند.
شاید امریکا انتظار داشت و هنوز هم دارد که ایران تسلیم ارعاب آن شود. اما در ایران کسی از ترس مرگ خودکشی نمی کند. برعکس، آنچه همه جهان باید به آن توجه کند این است که ایران در مقابل امریکا، به جای ترس، آرایش کاملا عملیاتی گرفته و بنا دارد -اگر ناچار شد- با تمام توان به آن ضربه بزند. وقتی پای موجودیت در میان است عقب نشینی معنا دارد.
اکنون در نیروهای مسلح ایران کار دست کسانی است که تجربه یک جنگ موفق و تاریخی با رژیم اسراییل را دارند. از همان ساعت اول پس از جنگ، این نیروها بارها و بارها ایده هایی را که باید در آن جنگ اجرا می شد و به دلایلی نشد، مرور و تمرین کرده اند. این بار فرصت را از دست نخواهند داد.
با وجود همه مشکلات و تنش ها، اکنون در ایران هیچ شکاف سیاسی یا اجتماعی عمده ای وجود ندارد. اگر ترامپ خردمند بود اجازه می داد یک تیم مستقل اطلاعاتی را که نتانیاهو درباره وضعیت داخلی ایران به او می دهد ارزیابی کند. جامعه ایران خواهان تعیین تکلیف و خروج از این وضعیت است و این کاری است که همه می دانیم باید هزینه اش را داد و به سرانجام رساند. اگر شد با توافق و اگر نشد با جنگ.
هیچ کس در ایران خواهان تسلیم مقابل نتانیاهو و ترامپ نیست. اکنون مردم در ایران حتی لزوما مخالف جنگ هم نیستند. سوال آنها این است: آیا در جنگ پیروز خواهیم شد؟ اگر دشمن خطایی بکند خواهد دید که با سورپرایزهای نظامی ایران، مردم ایران یکپارچه به مدافعان ایران تبدیل خواهند شد. این بار ما محکوم به پیروزی هستیم. این الزام تاریخی یک تمدن چند هزار ساله در مقابل درخواست تسلیم است.
هنوز البته مانده تا به پایان این بازی برسیم. سرعت تحولات بالاست و تصمیم ها در لحظه گرفته می شود. سمت ایران مسئله واضح است: توافق معقول را می پذیریم و در مقابل اجبار به تسلیم می جنگیم. جانب امریکا باید دید چه می شود.
@mohammadi61

۱۱:۵۲

دانشجوی مشروطی
سطح تهدید علیه ایران به مرحله ای بی سابقه رسیده یا درست تر بگویم امریکا می خواهد ما فکر کنیم که رسیده است. متقابلا ایران نیز سطح تهدید علیه امریکا را به وضعیت بی سابقه ای رسانده است. اکنون صحنه برای یک رویارویی تاریخی مهیاست. امریکا را نمی دانم اما در ایران دلیلی برای کوتاه آمدن وجود ندارد. واضح است که نتانیاهو، یهودی های نیویورک و نومحافظه کاران صهیونیست ترامپ را کنترل می کنند. ترامپ بر اساس اطلاعاتی تصمیم می گیرد که این گروه ها به او می دهند. مضمون مشترک همه این اطلاعات هم این است که ایران ضعیف شده و یک فرصت تاریخی برای ضربه زدن به آن وجود دارد. آنچه این اطلاعات به ترامپ منتقل نمی کند این است که ایران در یک جنگ وجودی، متفاوت خواهد جنگید. ایرادی ندارد که فرض کنیم یک هدف تشدید لفاظی و انباشت نیرو از جانب امریکا، وادار کردن ایران به پذیرش درخواست های امریکا در مذاکرات است. اما وقتی به مذاکرات نگاه می کنید امریکا در واقع گفت وگو نمی کند و فقط خواهان تسلیم است. هیچ چیز نمی دهد و همه چیز می خواهد. - ایران مذاکرات را جدی گرفته است. دلیل ساده آن این است که می خواهد قبل از درگیری که قطعی به نظر می رسد، همه گزینه ها را امتحان کرده باشد. اما چیزی برای بده-بستان نمی بیند. فرض بنیادین در تهران این است که با این مدل مذاکره، حتی اگر ایران تسلیم شود باز هم جنگ قطعی است. بنابراین اساسا چه دلیلی برای امتیازدهی وجود دارد؟ ریشه مشکل این است که به نظر می رسد امریکا تصمیمش را گرفته و حتی تسلیم در حوزه هسته ای باعث خواهد چند ناو هواپیمابر دیگر به منطقه اعزام شوند. در این شرایط، راهی جز رویارویی با تمام قوا باقی نمی ماند. ظاهرا کار در مرحله ای است که جز با یک رویارویی و پرداخت هزینه سنگین نمی توان محاسبات را اصلاح کرد. - شاید زمان آن فرارسیده باشد. ایران مذاکره کرد، سلاح اتمی نساخت، در جنگ 12 روزه مراعات متحدان منطقه و بازار انرژی را کرد و ظرفیت های دریایی و زمینی خود را فعال نکرد. دیگر هیچ دلیلی برای خویشتن داری وجود ندارد. اگر بقای ایران تهدید شود، هیچ چیز در منطقه ارزش آن را ندارد که بدون آسیب باقی بماند. شاید امریکا انتظار داشت و هنوز هم دارد که ایران تسلیم ارعاب آن شود. اما در ایران کسی از ترس مرگ خودکشی نمی کند. برعکس، آنچه همه جهان باید به آن توجه کند این است که ایران در مقابل امریکا، به جای ترس، آرایش کاملا عملیاتی گرفته و بنا دارد -اگر ناچار شد- با تمام توان به آن ضربه بزند. وقتی پای موجودیت در میان است عقب نشینی معنا دارد. اکنون در نیروهای مسلح ایران کار دست کسانی است که تجربه یک جنگ موفق و تاریخی با رژیم اسراییل را دارند. از همان ساعت اول پس از جنگ، این نیروها بارها و بارها ایده هایی را که باید در آن جنگ اجرا می شد و به دلایلی نشد، مرور و تمرین کرده اند. این بار فرصت را از دست نخواهند داد. با وجود همه مشکلات و تنش ها، اکنون در ایران هیچ شکاف سیاسی یا اجتماعی عمده ای وجود ندارد. اگر ترامپ خردمند بود اجازه می داد یک تیم مستقل اطلاعاتی را که نتانیاهو درباره وضعیت داخلی ایران به او می دهد ارزیابی کند. جامعه ایران خواهان تعیین تکلیف و خروج از این وضعیت است و این کاری است که همه می دانیم باید هزینه اش را داد و به سرانجام رساند. اگر شد با توافق و اگر نشد با جنگ. هیچ کس در ایران خواهان تسلیم مقابل نتانیاهو و ترامپ نیست. اکنون مردم در ایران حتی لزوما مخالف جنگ هم نیستند. سوال آنها این است: آیا در جنگ پیروز خواهیم شد؟ اگر دشمن خطایی بکند خواهد دید که با سورپرایزهای نظامی ایران، مردم ایران یکپارچه به مدافعان ایران تبدیل خواهند شد. این بار ما محکوم به پیروزی هستیم. این الزام تاریخی یک تمدن چند هزار ساله در مقابل درخواست تسلیم است. هنوز البته مانده تا به پایان این بازی برسیم. سرعت تحولات بالاست و تصمیم ها در لحظه گرفته می شود. سمت ایران مسئله واضح است: توافق معقول را می پذیریم و در مقابل اجبار به تسلیم می جنگیم. جانب امریکا باید دید چه می شود. @mohammadi61
thumbnail
سخنرانی تاریخی امام خامنه‌ای:
«ای دنیای مادی...آنچه ما داریم هیچ‌یک از قدرت‌های عظیم جهانی ندارند...»

۱۱:۵۴

undefinedرقاصی در قبرستان و چاقوکشی در دانشگاه

undefinedفیلم‌های رقص بالای سر قبر جان‌باختگان را که دیدم، بیش از هر چیز دل‌نگران خود عزاداری شدم؛ و از آن هم بیشتر دل‌نگران متوفی.
هرچقدر می‌خواهید برقصید، اما متوفی ـ هر که باشد ـ حرمت دارد.
حرمت او امروز دعاست، قرآن است، صلوات است. نیازش خیرات است؛ وگرنه هرچقدر خواستید برقصید.
undefinedفیلم‌های فحاشی و چاقوکشی در دانشگاه را هم دیدم و همان حس به من دست داد.
اینجا مگر دانشگاه نیست؟ مکان علم حریم ندارد؟
دانشگاه اگر حرمت نداشته باشد، چه چیزی در این سرزمین حرمت خواهد داشت؟
undefinedواقعیت این است که دشمن اولین چیزی را که می‌گیرد، «هویت» است.
هویتِ خودمان. خاک‌مان. دین‌مان. ریشه‌مان.
بی‌هویتی است که به توهین به پرچم و قرآن و دعا و مسجد می‌انجامد.
انسان وقتی از هویت تهی شد، مرزها فرو می‌ریزد؛ تا آنجا که دیگر نه حرمتی می‌ماند و نه خط قرمزی.
undefinedجریان ضد‌وطنیِ خارج‌نشین را ببینید.
اگر دست به هر کاری می‌زند ـ از دعوت به تحریم اقتصادی گرفته تا استقبال از فشار نظامی علیه کشور خودش ـ ریشه در نداشتن هویت دارد. تعلقی به این خاک و این مردم ندارد. طبیعی است که تا لبالب از شیادی شود.
undefinedو یا به اربابان همین انسان‌های حقیر نگاه کنید.
یک سو کودک‌کشی در غزه را رقم می‌زنند و سوی دیگر تعرض به کودک در اپستین.
فاصله خون‌ریزی در غزه تا خون‌خواری در اپستین را «بی‌هویتی» پر می‌کند. بی‌هویت شدی، هویتت شیطان می‌شود. اصلاً سبک اهریمن این است که تو را تهی از خود کند تا خودش پر کند.
چنین جریانی همان گسست را اینجا هم تبلیغ و ترویج می‌کند.
undefinedخاطرتان هست اولین صحنه‌های آغاز آن اغتشاشات چه نمادی داشت؟
همان عکس معروف در کف بازار.
تصویری که با سرعت قهرمان‌سازی شد و به عنوان «پسر شجاع ایران» دست‌به‌دست گشت.
بعدها مشخص شد پشت پرده ماجرا و فرد قهرمان، یک شیطان‌پرست تمام‌عیار است.
undefinedجمع بی‌هویت خاصیت مسخ‌کنندگی دارد؛ به‌ویژه وقتی هدایتش در دست جریان‌های مزدور و نفوذی باشد.
اما دقت کرده‌اید هرکس را از آن جمع بیرون بیاورند، اغلب می‌گوید: «نفهمیدم چه شد.»
به هویتش که برمی‌گردد، تازه خودش را می‌بیند.
undefinedاینجا همان‌جاست که رهبر انقلاب می‌گویند فرزند ماست؛ چون هویت دارد. وارد پروسه بی‌هویتی‌اش می‌کنند که سنگ بزند و فحش دهد.
undefinedدر برخی صحنه‌های آشوب دیدیم که عده‌ای مسکرات و مواد مصرف می‌کنند. چرا؟
برای اینکه بی‌خود شوند. بی‌هویت شوند. از «خود» فاصله بگیرند.
undefinedاما حقیقت این است که این بی‌خودی فقط با ماده آغاز نمی‌شود؛
از ذهن شروع می‌شود. از رسانه‌های اجتماعی.
undefinedپس راه چیست؟
راه، فریاد زدن هویت است. یادآوری مرزهاست. حفظ حرمت‌هاست. بازگرداندن انسان به «خودِ» اصیلش؛
به خاک، به عقل، به ایمان، به حرمت.
اگر هویت بماند، حرمت هم می‌ماند. و جامعه‌ای که حرمت دارد، سقوط نمی‌کند.
اینجاست که چه باید کرد در فریاد زدن هویت در شبکه اجتماعی است. اینکه نظام حکمرانی چه نقص‌هایی دارد به کنار، اما نقش من و ما در کمک کردن به فرزندان این خاک، فریاد هویت است.
همشهری@mahdian_mohsen

۳:۰۶

undefinedچند اعتراف تاریخی

undefinedاین چند اعتراف را جایی ثبت کنید؛ به کارتان می‌آید. این روزها حق و باطل دارد خودش را عریان نشان می‌دهد.
undefinedاول یک اعتراف جالب: ترامپ این روزها بسیار متعجب است.
چرا؟
undefinedویتکاف، نماینده آمریکا در مذاکرات، می‌گوید ترامپ متعجب است که چرا ایرانی‌ها با وجود ناوگان‌هایی که فرستاده‌ایم، همچنان تسلیم نشده‌اند.
حالا سؤال: مگر قرار بود با ترس کار تمام شود؟
undefinedبله. ترامپ چند هفته پیش اعتراف کرد: «توافق با آنها دشوار است... گاهی باید ترس ایجاد کرد؛ این تنها چیزی است که می‌تواند اوضاع را تعیین تکلیف کند.»
یعنی راهبرد روشن است؛ ایجاد ترس.
حالا سؤال: چرا ترس کارگر نیفتاده است؟
undefinedباز هم اعتراف از زبان خودشان. مارک لوین، چهره نزدیک به ترامپ، صریح می‌گوید: هدف ما از فشار مضاعف و تهدید نظامی ایران، مسئله دموکراسی نیست! ایرانیان نزدیک قله و نقطه‌ای غیرقابل بازگشت از قدرت جهانی هستند.
یعنی مسئله، مهار یک قدرت در حال صعود است.
اما این قدرت از کجاست؟
undefinedپاسخ را ژنرال کنت مکنزی، فرمانده پیشین سنتکام، می‌دهد: «ما توانایی نابودی تأسیسات نظامی ایران را داریم، اما قادر به نابود کردن تفکر و ایدئولوژی‌ای نیستیم که یک ملت را در برابر فشارها متحد نگه داشته است.»
پس مشکل، موشک و تأسیسات نیست؛ مشکل، تفکری است که ملت را متحد نگه داشته است.
خب این تفکر میان چه کسانی است؟
undefinedنانسی پلوسی، رئیس سابق مجلس نمایندگان آمریکا، پاسخ می‌دهد: باید فشار اقتصادی را طوری اعمال کنیم که حامیان نظام در روستاها و اقشار ضعیف هم درد را احساس کنند.
حالا چطور این فشار را اعمال کردند؟
undefinedوزیر خزانه‌داری آمریکا پاسخ می‌دهد: «ما بدون شلیک حتی یک گلوله، معترضان را به خیابان‌ها کشاندیم… با ایجاد کمبود دلار. بانک مرکزی مجبور به چاپ پول شد، ارزش پول سقوط کرد و تورم بالا رفت.»
همین؟ نه، ادامه دارد. این سیاست یک پشتیبان میدانی هم می‌خواهد. چه کسی توضیح می‌دهد؟
undefinedمایک پمپئو، وزیر خارجه سابق آمریکا، می‌نویسد: «سال نو مبارک به ایرانیانی که در خیابان‌ها هستند و به هر مأمور موسادی که در کنارشان قدم می‌زند.»
و سؤال آخر: نتیجه این همه فشار چه بوده است؟
undefinedباز هم پاسخ از زبان خودشان. ترامپ می‌گوید: «آمریکا ۴۷ سال است نتوانسته جمهوری اسلامی را از بین ببرد.»
undefinedو پاسخ نهایی رهبر انقلاب؛ برای ثبت در تاریخ: «بنده می‌گویم: تو هم نخواهی توانست.»
همشهری@mahdian_mohsen

۲:۳۸

thumbnail
undefined*دمِ دانشجوی باغیرت گرمپرچم‌سوزی و بددهنی و بی‌ادبی جماعتی از دانشجونماها را دیدید؛ اما حقیقت چیز دیگری بود. حقیقت، قامت راستِ همان جوان‌هایی بود که ایستادند.undefinedهوشمندانه ایستادند؛ وقتی پشت دست بی‌اخلاقی‌ها، انگشت اشاره‌شان را به سمت دشمن اصلی گرفتند.. .undefinedخلاقانه ایستادند؛ در شعارهایشان، در نماز جماعت‌شان، در تعظیم‌شان به پرچم.undefinedمطالبه‌گرانه ایستادند؛ از مسئولین دانشگاه و وزارت علوم خواستند که دانشگاه، حریم علم بماند نه میدان جنگ.undefinedغیورانه فریاد زدند؛ از انقلاب و برای انقلابundefinedاخلاق‌مدارانه ایستادند؛ سعه صدر داشتند، آرامش را حفظ کردند.undefinedو مظلومانه ایستادند؛ وقتی با سنگ و کلوخ و چاقو زخمی شدند، اما مقابله به مثل نکردند تا فرق میان غیرت و وحشی‌گری روشن بماند.undefinedدمتان گرم.تا شما هستید، گردی بر چهره انقلاب نخواهد نشست.خاک به چهره خورشید می پاشند*@mahdian_mohsen

۳:۱۳

thumbnail
التهابات امروز دانشگاه، نتیجه تباه کردن آینده در ذهن جوانان توسط گران‌سازان است.

۱۱:۵۱

*undefinedمحاسبات کدام طرف تغییر خواهد کرد؟
به طور تاریخی هدف پروژه انباشت فشار علیه ایران تغییر محاسبات ایران بوده است. فرض بنیادین امریکا همواره این بوده -و هنوز هم این است- که محاسبات ایران بالاخره تحت فشار، تغییر خواهد کرد. امریکا همواره تصور می کرده مشکلی هم اگر هست در اندازه فشار است نه اصل استراتژی فشار.مدتی بعد، رژیم اسراییل توانست امریکا را متقاعد که برای تغییر محاسبات ایران در مسائل کلیدی مرتبط با امنیت ملی آن، فشار باید چنان زیاد باشد که موجودیت ایران را تهدید کند. ادعا این بود که ایران تنها در این صورت است که درباره مسائل امنیت ملی خود وادار به محاسبه مجدد می شود. ترامپ دقیقا بر اساس این راهبرد عمل کرده. تصور او این بوده که اگر ایران کوتاه نمی آید مشکل این است که فشارها کافی نیست و اگر فشار به اندازه کافی انباشت شود، جایی وجود دارد که محاسبات ایران بالاخره عوض خواهد شد. بریفینگ اطلاعاتی نتانیاهو برای ترامپ در مارالاگو هم احتمالا حاوی همین مضامین بوده است. اینکه اگر فشار به اندازه کافی باشد ایران تغییر محاسبه می دهد و در انباشت فشار نباید تردید کرد. ظاهرا نتانیاهو به ترامپ گفته ایران نباید حس کند ترامپ هنوز در شک و تردید است. بخش مهم داستان انباشت نیرو، تهدیدهای پی در پی و تولید محتوای وسیع درباره قریب الوقوع بودن جنگ از یک جنبه یک کمپین شناختی بسیار هدفمند برای تاثیرگذاری بر جامعه ومسئولین است تا حس کنند راهی جز انتخاب میان دو گزینه جنگ و تسلیم نیست و گزینه سومی هم وجود ندارد.این چیزی است که منابع رژیم اسراییل اخیرا آن را «هایپرونتیلاسیون جامعه ایران» نامیده اند. تلاش دشمن این است که جامعه و حاکمیت از حیث شناختی دچار اضافه بار شده، فرسودگی شناختی پیدا کند و به جای تصمیم های عمیق و عقلانی، به سمت تصمیم های هیجانی وپرحطا سوق داده شود. بر این اساس، در یک مبارزه شناختی پیچیده، رهبری، نیروهای مسلح و بخش عمده جامعه سیاسی ایران تصمیم گرفتند به ترامپ نشان بدهند فشار -صرف نظر از میزان آن- محاسبات ایران را تغییر نمی دهد. چرا؟ به این دلیل ساده که می دانستند اگر محاسبات زیر فشار تغییر کند تنها نتیجه افزایش فشار خواهد بود. البته در مورد خاص ایران این همه داستان نیست. اشتباه بزرگی است اگر همه آنچه را که علیه ایران انجام شده یک کمپین جنگ شناختی با هدف اثرگذاری بر محاسبات، تصمیمات و پیشنهادهای مذاکراتی ایران بدانیم. این نصف داستان است. نصف دیگر ماجرا این است که ترامپ به راهی کشیده شده که همانطور که ویتکاف گفت امیدوار -و شاید باید گفت مطمئن- بوده که ایران با انباشت بی سابقه فشار موجویتی تسلیم خواهد شد اما این اتفاق رخ نداده. و اکنون مستاصل است که چه باید بکند؟ترامپ دو راه دارد: یکی اینکه همچنان مطابق فرمولی عمل کند که می گوید فشارها کافی نیست و اگر به میزان کافی زیاد شود ایران تغییر محاسبه خواهد داد. و راه دیگر این است که بالاخره جایی دریابد این مسیر در مقابل کشوری مانند ایران اساسا اشتباه است و باید تغییر کند. یک تیم بزرگ و قسم خورده اکنون به او می گویند هنوز باید جلوتر برود و به فشار اضافه کند. ایده ضربه محدود با هدف تحمیل توافق از همین جا بیرون آمده است. واضح است که تیمی می خواهد ترامپ را متقاعد کند انباشت نیرو کافی نیست و تا یک ضربه به ایران وارد نشود تغییر محاسبات مدنظر ترامپ در ایران رخ نخواهد داد.پیداست که ترامپ به این کار بی میل نیست اما ایران در این مدت به آن نشان داده چیزی به نام ضربه محدود وجود ندارد، هر ضربه ای به درگیری گسترده منجر خواهد شد و نتیجه ضربه هم نه تسلیم ایران، بلکه ضربه متقابل بی سابقه به امریکا خواهد بود. به همین دلایل است که داستان دچار ابهام و عدم قطعیت شده. ترامپ با هدایت نتانیاهو راهی را آمده که حالا دیگر نمی تواند از دل آن یک پیروزی بزرگ بیرون بیاورد. آدرس ها غلط بوده. مقصد هم اشتباه از آب آمده است. حالا در آستانه مذاکرات روز پنج شنبه یک چیز باید روشن شده باشد: محاسبات ایران، صرف نظر از شدت فشار، زیر فشار تغییر نمی کند. حالا ترامپ باید تصمیم بگیرد. تغییر محاسبه بدهد و راه جدیدی در پیش بگیرد تا به مسیر شکست خورده فعلی ادامه بدهد. تصمیم با امریکاست. اگر مسیر فشار تصحیح شود احتمالا توافقی در دسترس است. اگرنه، ایران آماده است بقیه هزینه های لازم را برای اصلاح محاسبات امریکا بپردازد. در هر حال، از یک نگاه بلند مدت نشان دادن اینکه مسیر فشار کار نمی کند بهینه تر و کم هزینه تر از رفتن زیر بار آن است*.@mohammadi61

۳:۳۷

میگفت کاش رهبری هم مثل امام دقیقا یک نقطه ای را مشخص میکرد که ما انجام بدیم. امام میگفت شاه باید برود، امام میگفت مساله اول ما جنگ است، رهبری چرا چنین نمیگوید؟
گفتم والله قسم تو با این وضع در زمان امام هم بودی همین طور گیج بودی، امام گفت شاه باید برود، اما چطور؟ میدانی خیلی ها هنوز امثال مصباح را انقلابی نمیدانند چون آن روز روش انقلاب کردن امام را نمیدانستند؟ امام در انتهای کتاب ولایت فقیهش در نجف میگوید راهبرد ما "تعلیمات و تبلیغات" است. بسیاری منبر رفتنهای سیدعلی خامنه ای را جزو مبارزه نمیدیدند، باید حتما مثل مجاهدین خلق هفت تیر کش میشدی و به آتش میکشیدی شهر را تا بشوی انقلابی. امام گفت شاه باید برود روشش را هم گفت که با تحول مردم باید چنین کرد و راه تحول مردم را حرکت و دعوت میدانست. در جنگ هم همین بود خیلی ها آوردن مردم پای جنگ را نمیفهمیدند. میگفتند روی این نیروها نمیشود حساب کرد. میگفتند با مخ زنی (و دل زنی) جنگ را نمیبریم، مردم میآیند و نمیمانند.
بله مشکل ما این است مشکل ما این است که امروز رهبری میگوید باید ایران را قله پیشرفت کنیم، و راه آن "اراده عمومی" است که "بن مایه پیشرفت" است، این اراده میتواند "دولت اسلامی" را بسازد و "جوان مومن انقلابی" اداره کشور را بر عهده بگیرد، و راه این دولت سازی آن است که بین امام و امت کانال کشی کنید و حلقه میانی باشید و حزب اسلامی(نه غربی) شوید و بار کشور را بردارید و مشغول تبیین باشید و تبلیغ. قدم اولتان، فوری ترین و ریشه ای ترین کارتان، مهمترین اقدامتان هم جهاد امیدافزایی باشد. جهاد تبیین.
احساس یاس و ناامیدی و بن بست مقتل جوان ایرانی است. وقتی احساس کند راهی که آمده ایم خطا بوده و آینده نتیجه نمیدهد، به هر امر دیگری چنگ میزند.
من میگویم تو اصلا سخنان رهبر را نشنیدی، چند بار گفته باشد تبیین کنید، امیدافزایی کنید، محتوا میخواهیم، قوتها را بگویید. چند بار گفته باشد خوب است؟ نشنیدی. دنبال تحلیلهای صد من یک غاز در تاریکی و گیر دادن به این و آن شدی، درباره روش مدیریت جنگ و دیپلماسی سخن گفتی، نق زدی، ناله کردی، آن دشمنی که جوان سفیه و نادان ما را میآورد که پرچم بسوزاند برای تو هم نقشه دارد، نقشه اش برای تو آن است که سکوت کنی، منفعل شوی، خفه خون بگیری. رهبری بیش از بیست سال است نقطه ای را میگوید که تو عزمش را نمیکنی و جدیش نمیگیری.
اگر میخواهی کشور تغییر کند راهش آوردن اراده عمومی است، فقط قدرت مردم را لازم داریم و آن نیز بدون تبیین و امیدافزایی شدنی نیست. خطرناکتر از ناو دشمن این دستگاه دجال مخ زنی و یاس و ترس آفرینی شیطانی است.
آنها بعد از یاس و ناامیدی رفته اند سراغ ترس و دلهره. تو در مقابل به جز سکوت و نچ نچ کردن و یا تحلیلهای ریش پرفسوری لاطائلات و مخدر و خود‌راحت‌کن چه کرده ای؟
خدایا به حق این رمضان به ما عزم جزم و ایمان بده تا سخن سیدعلی مظلوم را روی زمین نگذاریم و جدی
بگیریم.

@ali_mahdiyan

۳:۲۰

‌ ‌**undefined وصایای #حضرت_خدیجه (سلام الله علیها) به رسول خدا (صلی الله علیه و آله)
undefined فقط این لحظه‌ی آخر، زمانی که حضرت زهرا (سلام الله علیها) شاید ۴سال و ۶-۷ ماه داشتند. حضرت خدیجه (سلام الله علیها) عرض کرد: یا رسول الله! من احساس می‌کنم که رفتن من نزدیک است؛ اولاً از شما خواهش دارم که اگر کوتاهی کردم، من را ببخشید.undefined پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: تو هیچ کوتاهی نکردی. عرض کرد: دیگر اینکه درخواست دارم، خودتان مسئله‌ی کفن و دفن من را تکفّل کنید. مقداری در قبر من بایستید، من دلهره دارم. حضرت پذیرفتند. undefined حضرت خدیجه (سلام الله علیها) عرض کرد: یا رسول الله! سومین [مورد] را وقتی بیرون تشریف بردید، به دخترمان فاطمه (سلام الله علیها) می‌گویم که خدمت شما بگویند. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بیرون رفتند و حضرت زهرا (سلام الله علیها) آمدند [و گفتند:] پدر! تقاضای مادر این است که این عبایی که حین نزول وحی روی دوشتان می‌اندازید، روی کفن‌های ایشان قرار دهید.undefined کسی که اینطور زندگی‌اش را برای خداوند و برای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) داده است، یک عبا از حضرت درخواست دارد، ولی شرم می‌کند و خجالت می‌کشد که این عبا را رو در رو از حضرت بخواهد و به فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) پیغام می‌دهد.undefined پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) عبا را تا کردند. جبرائیل (علیه السلام) نازل شد [و گفت:] یا رسول الله! حقَّت سلام است و سلام می‌رساند و می‌فرماید: خدیجه هر چه داشت برای ما داد و کفن او با ما [است]. undefined این مقام و این قضیّه و این از بهشت آمدنِ کفن، برای احدی از انبیاء سلف نبود. از اینجا شروع شد، کفن برای حضرت خدیجه (سلام الله علیها) از بهشت [آمد].undefined حضرت خدیجه (سلام الله علیها) یک سفارش دیگر هم داشتند. عرض کرد: آقا جان! من دیگر می‌روم و آخر عمر من است. ولی این فاطمه‌ی (سلام الله علیها) من کودک، یتیم و تنها است. شما هم مجبورید که بالأخره کسی را به عنوان همسر در این زندگی بیاورید. خواهش من این است که کسی را که می‌آورید، بر سر این بچه فریاد نزند. مبادا کسی که می‌آورید، او را کتک بزند. مبادا کسی را که می‌آورید، به صورت او سیلی بزند.**(حائری، شجره طوبی، ج۲، ص۲۳۵)کد ۱۴۳۵۵
┄┅═✧❁ااا❁✧═┅┄undefined کانال رسمی حجت‌الاسلام والمسلمین حاج شیخ جعفر ناصری:undefined @nasery_ir ‌ ‌‌ ‌

۳:۱۱

undefinedاین یک هشدار است.
undefinedسعید عبداللهی

undefinedما برای جنگ‌های نسل ششم آماده نیستیم!

متاسفانه ذهنیت مدیران ما همچنان درگیر «عملیات های وعده صادق» و جنگ‌های کلاسیک است، غافل از اینکه نبرد تمدنی یعنی فروپاشی نرم قبل از شلیک حتی اولین گلوله!

ما هنوز متوجه نشده‌ایم که در نبرد نهایی، پدافند هوایی فقط بخش کوچکی از معادله است.
پدافند غیرعامل واقعی یعنی تاب‌آوری سایبری و شناختی. هنوز که هنوز است برای حمله همزمان به زیرساخت‌های دیجیتال بانک‌ها، شبکه سراسری برق و سامانه‌های توزیع آب آماده نیستیم. اگر دشمن بتواند با یک عملیات ترکیبی، داده‌های بانکی ۸۰ میلیون ایرانی را پاک کند یا کارت سوخت و بانکی را از کار بیندازد، دیگر موشک و پهپاد چه معنایی دارد؟ جامعه با یک «بمب اطلاعاتی» فلج می‌شود، بدون اینکه حتی یک پنجره به لرزه درآید.

undefinedما برای «جنگ هیبریدی» آماده نیستیم!

تصور می‌کنیم دشمن فقط با بمب و موشک می‌آید. در حالی که نبرد تمدنی یعنی همزمان با درگیری نظامی، موجی از مهاجرت معکوس نخبگان شکل بگیرد، شبکه‌های اجتماعی چنان قطبی شوند که همسایه از همسایه بدش بیاید، و شایعات آنقدر سریع پخش شوند که ستاد فرماندهی را مجبور به واکنش و لو رفتن مواضع کند. مدیران ما هنوز فرق «رسانه» و «جنگ روانی شناختی» را متوجه نشده‌اند. در نبرد نهایی، دشمن به دنبال اشغال خاک نیست، به دنبال اشغال ذهن‌هاست تا ما خودمان از داخل بپوسیم.

undefinedما برای «قطعیت قطع ارتباط» آماده نیستیم!

در نبرد تمدنی، «اینترنت» یک کالای لوکس نیست، یک زیرساخت حیاتی است. اگر دشمن با حملات سایبری یا بمباران فیزیکی، شبکه اینترنت را برای هفته‌ها در بخش‌هایی از کشور قطع کند، چه طور می‌خواهیم اداره کشور را ادامه دهیم؟ هنوز برای دورکاری اضطراری، برای شبکه ارتباطی اختصاصی مقاوم (بی‌سیم یا ماهواره‌ای) و برای آموزش نحوه زندگی در شرایط «خاموشی اطلاعاتی» برنامه‌ای نداریم. تصور کنید نسل جوان ما که با اینترنت زندگی می‌کند، در بحبوحه جنگ با قطع اینترنت مواجه شود. این یعنی قطع ارتباط با هویت و اطلاعات، که خودش یک شکست روانی بزرگ است.

undefinedما برای «مدیریت پناهندگان داخلی» آماده نیستیم!
درگیری تمدنی با شهری مثل تهران چه می‌کند؟ اگر تهدید جدی شود، موج عظیمی از جمعیت تهران به سمت شهرهای کوچک و روستاها سرازیر می‌شود. آیا زیرساخت شهرهای کویری و شمالی ما برای پذیرش این جمعیت طراحی شده است؟ آیا طرحی برای تغذیه اضطراری، اسکان موقت و حفظ بهداشت در این شرایط وجود دارد؟ مدیران ما هنوز فکر می‌کنند جنگ در جبهه‌ها می‌ماند، غافل از اینکه در نبرد تمدنی، جبهه همان پشت بام خانه هر شهروند است.

undefinedما برای «تاب‌آوری زنجیره تامین» آماده نیستیم!
دود شدن بنزین و گازوئیل یعنی چه؟ یعنی اگر پالایشگاه‌ها آسیب ببینند، ناوگان توزیع سوخت فلج شود و کامیون‌ها نتوانند آرد را به نانوایی یا دارو را به داروخانه برسانند. انبارهای استراتژیک مواد غذایی و دارویی ما برای یک جنگ طولانی و فراگیر چقدر ظرفیت دارد؟ توزیع هوشمندانه و عادلانه در شرایط بحران چه مکانیزمی دارد؟ هنوز که هنوز است، بسیاری از مدیران تصور می‌کنند «جیره‌بندی» یعنی همان کوپنی که در دهه ۶۰ دادیم، در حالی که جمعیت، توقعات و پیچیدگی شهرها صدها برابر شده است.

undefinedخلاصه اینکه آمادگی برای نبرد تمدنی یعنی فکر کردن به «روز پس از حمله». یعنی اینکه بدانیم وقتی دود از لوله‌ی خانه‌ی یک شهروند بلند می‌شود و شبکه‌های اجتماعی پر از شایعه است و کارت بانکی اش کار نمی‌کند و آب یخچال نیست و صدای آژیر مدام می‌آید، چه طور می‌توانیم همچنان مدیریت کنیم که جامعه به هم نریزد. این را نه با مدیران باتجربه دهه شصت، که با مدیرانی تربیت شده برای «مدیریت آشوب» و «رهبری در بحران‌های پیچیده» می‌توان انجام داد. متاسفانه ما هنوز درگیر این توهم هستیم که جنگ همان چیزی است که در فیلم‌های دفاع مقدس دیدیم.

و علی الاسلام السلام اگر آن روز مبادا به این زودی ها بیاید.

۳:۱۴

هوالقادر
با سلام و ادب و احترام حضور هموطنان عزیز!
چند نکته؛
۱- توکل به خدا و توسل به اهل بیت علیهم‌السلام در رأس توجهاتمان باشد.
خدا همان خدایی است که موسی(ع) را در خانهٔ فرعون حفظ کرد و رشد داد و به مقصد رساند.
خدا همان خدایی است که لیلةالمبیت را رقم زد و کید دشمنان اسلام را خنثی کرد.
خدا همان خدایی است که ۱۵ سال صدام سفاک را محافظ خمینی در عراق قرار داد.
خدا همون خدای دههٔ ۶۰ است که ملت ایران را سربلند از آن همه حوادث عبور داد!
خدا زنده است و فقط ما باید با توکل و توسل و بصیرت و عمل به وظیفه، خود را مشمول لطف و عنایاتش کنیم!
۲- مراقب جنگ روانی دشمن باشیم؛
دشمن خبیث در ساعات و روزهای آینده ده‌ها برابر اقدامات و حملات نظامی، عملیات روانی علیه ملت ایران خواهد داشت، مواد و ملات اصلی عملیات روانی هم انتشار شایعات و اخبار بی‌اساس است. در رأس مراقبت‌ها حفظ وحدت و انسجام ملی و کانون حفظ وحدت، حفظ ایران است. دمیدن در هر نقار و شکافی، بازی در زمین دشمنان ایران اسلامی‌ست.
۳- اخبار را از منابع رسمی دنبال کنیم و در ضمن حفظ خونسردی خود و اطرافیان، برای پیروزی رزمندگان و مدافعان وطن و نابودی دشمنان ملت ایران دعا کنیم!
اثر دعا را دست کم نگیریم!
از اقدامات شتاب‌زده مانند رفتن و هجوم به سمت فروشگاه‌ها و پمپ بنزین‌ها و... خودداری کنیم!
و از کمک و مساعدت به دیگران ولو در حد دادن روحیه کوتاهی نکنیم.
undefinedسربازفدایی وطن بهزاد زارع

۱۰:۱۲