وزن را رعنا رقم می زد.خرگوش را چابک می بست.سگ را روان گرته می ریخت.
6-دو کنایه در متن درس پیدا کنید و مفهوم آن را بنویسید.
صورتک به رو نداشت.کنایه از: اینکه عبوس نبود-صمیمی بود.
درآن کاردستی نازک داشت.کنایه از مهارت داشتن
7-از نظر نویسنده،کلاس درس نقاشی در مقایسه با کلاس درسهای دیگر چه ویژگیهایی داشت؟
دلخواه و روان بودخشکی نداشتخنده درآن روا بود
8-معنی و مفهوم هر یک از عبارتهای زیر را بنویسید:
خلف صدق نیاکان هنرور خود بود.جانشین راستین اجداد هنرمند خود بود.
اسب از پهلو،اسبی خود را به کمال نشان میداد.
کشیدن اسب از نیمرخ تناسب اندام حیوان را بهتر نشان می دهد#گنج_حکمت_صفحه27روزی ده و روزی
«یکی را شنیدم از پیران مربی که مریدی را همی گفت: ای پسر، چندان که تعلّق خاطر آدمیزاد به روزی است اگر به روزی ده بودی به مقام از ملائکه در گذشتی».
#گلستان_سعدی
از جانب یکی از بزرگان که پرورش دهنده ی شاگردان زیادی بود به یکی از شاگردان خود گفت: ای پسر، این چنین که نسبت به روزی و مزد تعلق خاطر داری و به آن وابسته هستی اگر نسبت به روزی دهنده و مزده دهنده وابستگی داشتی در مقام و مرتبه ای بالاتر از فرشته ها قرار می گرفتی.
هدف از این حکایت پند دهی است و تربیت و آداب به شاگردان را به روشت صحیح نشان می دهد و به شاگردان خود درس زندگی می دهد و خاطر نشان می کند که همانطور که انسان به درآوردن روزی توجه نشان می دهد همان طور نیز باید نسبت به روزی دهنده ی اصلی توجه نشان دهد و شکرگزار نعمت های بی کران او باشد که اگر به تک تک همه ی روزی های نازل شده توجه می شد و شکر گزار او می شد انسان در مقام بالاتر از فرشتگان قرار می گرفتپایان درس سوم


6-دو کنایه در متن درس پیدا کنید و مفهوم آن را بنویسید.
صورتک به رو نداشت.کنایه از: اینکه عبوس نبود-صمیمی بود.
درآن کاردستی نازک داشت.کنایه از مهارت داشتن
7-از نظر نویسنده،کلاس درس نقاشی در مقایسه با کلاس درسهای دیگر چه ویژگیهایی داشت؟
دلخواه و روان بودخشکی نداشتخنده درآن روا بود
8-معنی و مفهوم هر یک از عبارتهای زیر را بنویسید:
خلف صدق نیاکان هنرور خود بود.جانشین راستین اجداد هنرمند خود بود.
اسب از پهلو،اسبی خود را به کمال نشان میداد.
کشیدن اسب از نیمرخ تناسب اندام حیوان را بهتر نشان می دهد#گنج_حکمت_صفحه27روزی ده و روزی
«یکی را شنیدم از پیران مربی که مریدی را همی گفت: ای پسر، چندان که تعلّق خاطر آدمیزاد به روزی است اگر به روزی ده بودی به مقام از ملائکه در گذشتی».
#گلستان_سعدی
از جانب یکی از بزرگان که پرورش دهنده ی شاگردان زیادی بود به یکی از شاگردان خود گفت: ای پسر، این چنین که نسبت به روزی و مزد تعلق خاطر داری و به آن وابسته هستی اگر نسبت به روزی دهنده و مزده دهنده وابستگی داشتی در مقام و مرتبه ای بالاتر از فرشته ها قرار می گرفتی.
هدف از این حکایت پند دهی است و تربیت و آداب به شاگردان را به روشت صحیح نشان می دهد و به شاگردان خود درس زندگی می دهد و خاطر نشان می کند که همانطور که انسان به درآوردن روزی توجه نشان می دهد همان طور نیز باید نسبت به روزی دهنده ی اصلی توجه نشان دهد و شکرگزار نعمت های بی کران او باشد که اگر به تک تک همه ی روزی های نازل شده توجه می شد و شکر گزار او می شد انسان در مقام بالاتر از فرشتگان قرار می گرفتپایان درس سوم
۱۷:۰۹
#نگارش_پایه_دهم
#درس_چهارم_عینک_نوشتن_صفحه28
1.منظور از عینک نوشتن، چیست ؟ صفحه 28
نوع نگاه نویسنده به موضوع
2. انواع نوشته را نام ببرید.
نوشته عینی . نوشته ذهنی
3. نوشته عینی چیست؟ صفحه 32
مطالب مبتنی بر حواس که عینی و محسوس هستند.
4 نوشته ذهنی چیست؟ صفحه 32
این نوع نوشته ها در فضای ذهن، رشد و پرورش می یابند.
#تکلیف_صفحه33 به عهده ی دانش آموز
#تکلیف_صفحه35 به عهده ی دانش آموزا
توضیح درباره تکالیفمنظور از یک بند حدود 3 تا 5 سطر می باشد.
پایان درس چهارم



#درس_چهارم_عینک_نوشتن_صفحه28
پایان درس چهارم
۱۸:۳۴
#درس_پنجم_صفحه37#مهر_و_وفا
۱. هر آن که جانب اهل وفا نگه دارد/ خداش در همه حال از بلا نگه دارد
آدمی که به وفاداران متعهد است و خیانت نمی کند، خداوند نیز او را همیشه از گرفتاریها حفظ میکند.
معنی واژگان: اهل وفا: باوفایان، وفاداران / خداش: خدا او را، جهش ضمیر / بلا: گرفتاری
آرایه های ادبی: جانب کسی را نگه داشتن: کنایه از پشتیبانی کردن، وفادار بودن / هر، در: جناس / واج آرایی «ا» / نگه دارد: ردیف
۲. حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست / که آشنا سخن آشنا نگه دارد
درباره دوست (یار) فقط با خود دوست صحبت می کنم؛ زیرا فقط دوست محرم راز دوستش است.
معنی واژگان: حدیث: ماجرا، روایت، سخن / مگر: جز / حضرت: جناب / که: زیرا / «آشنا»ی نخست به معنای معشوق، دلبر؛/ «آشنا»ی دوم: عاشق
آرایه های ادبی: مصراع «حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست» تضمین از شعر سعدی / دوست، آشنا: واژه آرایی
۳. دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای/ فرشتهات به دو دست دعا نگه دارد
ای دل، طوری زندگی کن که اگر دچار لغزش و خطا شدی، فرشتۀ نگهبان تو، با دعا کردن در حق تو، از تو محافظت کند و نگذارد سقوط کنی.
معنی واژگان: معاش: زندگانی کردن / الف در دلا: الف حرف ندا - دل: منادا / فرشته ات: فرشته تو را، جهش ضمیر
آرایه های ادبی: دلا: ای دل، تشخیص / دل: مجاز از انسان / بلغزد پای: کنایه از خطا کند، دچار کژروی شود / دل، پا، دست: تناسب / واج آرایی: «د» / با دو دست دعا نگه دارد: ایهام ۱) با دعا کردن تو را حفظ کند ۲) با دو دست تو را نگه دارد و نگذارد سقوط کنی
۴. گرت هواست که معشوق نگسلد پیمان / نگاه دار سرِ رشته تا نگه دارد
اگر میخواهی که معشوق عهد و پیمانش را با تو نشکند، تو نیز در حق او وفادار باش تا او نیز با تو وفاداری کند.
معنی واژگان:گرت: اگر تو را، جهش ضمیر / هوا: میل و آرزو / نگسلد: نشکند، پاره کردن (بن ماضی: گسست، بن مضارع: گسل) / رشته: ریسمان/
آرایه های ادبی: هوا: استعاره از میل و خواسته / سر رشته را نگه داشتن: کنایه از وفاداری کردن / گر، سر: جناس / واج آرایی: «گ»، «ر»
۵. صبا بر آن سر زلف ار دل مرا بینی / ز روی لطف بگویش که جا نگه دارد
ای باد صبا، اگر دل مرا اسیر زلف یار دیدی، لطفاً با ملایمت و نرمی به یارم بگو که جایگاه من عاشق را حفظ کند و نسبت به من بی مهر نباشد.
معنی واژگان: صبا: بادی که از شمال شرقی میوزد، باد بهاری، ای صبا، منادا (= ای باد صبا) / صبا و سبا (نام یک شهر): هم آوا / زلف: موی بلند جلوی سر/ ار: اگر/ از روی: به خاطر، همراه با / لطف: ملایمت و نرمی و مهربانی
آرایه های ادبی: ای صبا: تشخیص (باد صبا در ادبیات فارسی، نقش پیام رسان میان عاشق و معشوق را دارد) / سر و زلف و دل و روی: تناسب / سر: ایهام تناسب ۱) نوک ۲) کله (در معنای دوم با زلف و روی تناسب دارد) / دل در سر زلف بودن: کنایه از عاشق زلف یار بودن / روی: ایهام تناسب، ۱) به خاطر ۲) چهره (در معنای دوم با زلف و سر تناسب دارد) / جا نگه دارد: کنایه از وفادار باشد، حق دوستی را ادا کند / واج آرایی: «ر»
۶. چو گفتمش که دلم را نگاه دار چه گفت؟ / ز دست بنده چه خیزد؟ خدا نگه دارد
هنگامی که به یارم گفتم دلم را نگه دار (عشقم را زیر پا نگذار و دلم را نشکن) چه پاسخی داد؟ او گفت: از دست بنده کاری برنمیآید. خدا آن را نگه دارد.
معنی واژگان: چو: هنگامی که / مرجع ضمیر ش در گفتمش: دلبر است / خیزد: بلند میشود = بر میآید (بن ماضی: خاست ؛ بن مضارع: خیز)
آرایه های ادبی: دلم را نگاه دار: کنایه از وفادار باش، دلم را نشکن/ دست: مجاز از توان و نیرو / خاستن: بلند شدن / ز دست بنده چه خیزد: پرسش انکاری/ خدا نگه دارد: تلمیح به آیه «توکلّتُ علی الله» / دست، دل: تناسب
۷. سر و زر و دل و جانم فدای آن یاری / که حق صحبت مهر و وفا نگه دارد
جان و دارایی و احساس و همه هستی ام فدای آن یاری که حق دوستی را ادا کند و نسبت به من وفادار باشد.
معنی واژگان: زر: طلا / یار: دلبر / مهر: عشق، مهربانی
آرایه های ادبی: سر: مجاز از جان / زر: مجاز از دارایی / دل: مجاز از عشق و احساس / سر و زر و دل و جانم: مجاز از همه هستی
ام / سر، زر: جناس / سر، دل، جان: تناسب / مهر و وفا: ایهام تناسب ۱) محبت و وفاداری ۲) مهر و وفا نام دو دلداده در داستانهای عاشقانه / حق صحبت نگه داشتن: کنایه از وفادار بودن
۸. غبار راهگذارت کجاست تا حافظ / به یادگار نسیم صبا نگه دارد
گرد و خاک راهی که از آن می گذری کجاست تا حافظ آن را به عنوان یادگاری از باد صبا نگه دارد.
معنی واژگان: راهگذار: رهگذر، محل عبور / حافظ: تخلّص، نام هنری
آرایه های ادبی: غبار راه را به یادگار نگه داشتن: کنایه از شدت ارزشمندی یار / واج آرایی: «ا»، «ر».
۱. هر آن که جانب اهل وفا نگه دارد/ خداش در همه حال از بلا نگه دارد
آدمی که به وفاداران متعهد است و خیانت نمی کند، خداوند نیز او را همیشه از گرفتاریها حفظ میکند.
معنی واژگان: اهل وفا: باوفایان، وفاداران / خداش: خدا او را، جهش ضمیر / بلا: گرفتاری
آرایه های ادبی: جانب کسی را نگه داشتن: کنایه از پشتیبانی کردن، وفادار بودن / هر، در: جناس / واج آرایی «ا» / نگه دارد: ردیف
۲. حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست / که آشنا سخن آشنا نگه دارد
درباره دوست (یار) فقط با خود دوست صحبت می کنم؛ زیرا فقط دوست محرم راز دوستش است.
معنی واژگان: حدیث: ماجرا، روایت، سخن / مگر: جز / حضرت: جناب / که: زیرا / «آشنا»ی نخست به معنای معشوق، دلبر؛/ «آشنا»ی دوم: عاشق
آرایه های ادبی: مصراع «حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست» تضمین از شعر سعدی / دوست، آشنا: واژه آرایی
۳. دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای/ فرشتهات به دو دست دعا نگه دارد
ای دل، طوری زندگی کن که اگر دچار لغزش و خطا شدی، فرشتۀ نگهبان تو، با دعا کردن در حق تو، از تو محافظت کند و نگذارد سقوط کنی.
معنی واژگان: معاش: زندگانی کردن / الف در دلا: الف حرف ندا - دل: منادا / فرشته ات: فرشته تو را، جهش ضمیر
آرایه های ادبی: دلا: ای دل، تشخیص / دل: مجاز از انسان / بلغزد پای: کنایه از خطا کند، دچار کژروی شود / دل، پا، دست: تناسب / واج آرایی: «د» / با دو دست دعا نگه دارد: ایهام ۱) با دعا کردن تو را حفظ کند ۲) با دو دست تو را نگه دارد و نگذارد سقوط کنی
۴. گرت هواست که معشوق نگسلد پیمان / نگاه دار سرِ رشته تا نگه دارد
اگر میخواهی که معشوق عهد و پیمانش را با تو نشکند، تو نیز در حق او وفادار باش تا او نیز با تو وفاداری کند.
معنی واژگان:گرت: اگر تو را، جهش ضمیر / هوا: میل و آرزو / نگسلد: نشکند، پاره کردن (بن ماضی: گسست، بن مضارع: گسل) / رشته: ریسمان/
آرایه های ادبی: هوا: استعاره از میل و خواسته / سر رشته را نگه داشتن: کنایه از وفاداری کردن / گر، سر: جناس / واج آرایی: «گ»، «ر»
۵. صبا بر آن سر زلف ار دل مرا بینی / ز روی لطف بگویش که جا نگه دارد
ای باد صبا، اگر دل مرا اسیر زلف یار دیدی، لطفاً با ملایمت و نرمی به یارم بگو که جایگاه من عاشق را حفظ کند و نسبت به من بی مهر نباشد.
معنی واژگان: صبا: بادی که از شمال شرقی میوزد، باد بهاری، ای صبا، منادا (= ای باد صبا) / صبا و سبا (نام یک شهر): هم آوا / زلف: موی بلند جلوی سر/ ار: اگر/ از روی: به خاطر، همراه با / لطف: ملایمت و نرمی و مهربانی
آرایه های ادبی: ای صبا: تشخیص (باد صبا در ادبیات فارسی، نقش پیام رسان میان عاشق و معشوق را دارد) / سر و زلف و دل و روی: تناسب / سر: ایهام تناسب ۱) نوک ۲) کله (در معنای دوم با زلف و روی تناسب دارد) / دل در سر زلف بودن: کنایه از عاشق زلف یار بودن / روی: ایهام تناسب، ۱) به خاطر ۲) چهره (در معنای دوم با زلف و سر تناسب دارد) / جا نگه دارد: کنایه از وفادار باشد، حق دوستی را ادا کند / واج آرایی: «ر»
۶. چو گفتمش که دلم را نگاه دار چه گفت؟ / ز دست بنده چه خیزد؟ خدا نگه دارد
هنگامی که به یارم گفتم دلم را نگه دار (عشقم را زیر پا نگذار و دلم را نشکن) چه پاسخی داد؟ او گفت: از دست بنده کاری برنمیآید. خدا آن را نگه دارد.
معنی واژگان: چو: هنگامی که / مرجع ضمیر ش در گفتمش: دلبر است / خیزد: بلند میشود = بر میآید (بن ماضی: خاست ؛ بن مضارع: خیز)
آرایه های ادبی: دلم را نگاه دار: کنایه از وفادار باش، دلم را نشکن/ دست: مجاز از توان و نیرو / خاستن: بلند شدن / ز دست بنده چه خیزد: پرسش انکاری/ خدا نگه دارد: تلمیح به آیه «توکلّتُ علی الله» / دست، دل: تناسب
۷. سر و زر و دل و جانم فدای آن یاری / که حق صحبت مهر و وفا نگه دارد
جان و دارایی و احساس و همه هستی ام فدای آن یاری که حق دوستی را ادا کند و نسبت به من وفادار باشد.
معنی واژگان: زر: طلا / یار: دلبر / مهر: عشق، مهربانی
آرایه های ادبی: سر: مجاز از جان / زر: مجاز از دارایی / دل: مجاز از عشق و احساس / سر و زر و دل و جانم: مجاز از همه هستی
ام / سر، زر: جناس / سر، دل، جان: تناسب / مهر و وفا: ایهام تناسب ۱) محبت و وفاداری ۲) مهر و وفا نام دو دلداده در داستانهای عاشقانه / حق صحبت نگه داشتن: کنایه از وفادار بودن
۸. غبار راهگذارت کجاست تا حافظ / به یادگار نسیم صبا نگه دارد
گرد و خاک راهی که از آن می گذری کجاست تا حافظ آن را به عنوان یادگاری از باد صبا نگه دارد.
معنی واژگان: راهگذار: رهگذر، محل عبور / حافظ: تخلّص، نام هنری
آرایه های ادبی: غبار راه را به یادگار نگه داشتن: کنایه از شدت ارزشمندی یار / واج آرایی: «ا»، «ر».
۱۷:۴۸
#تمرینات_کارگاه_درس_پژوهی_صفحه37
1. معاش
معنا = زندگی معاش
هم خانواده= معیشت
حضرت
معنا = پیشگاهحضرت
هم خانواده= حضور
2. نماد پیک و پیام رسان،؛ میان عاشق و معشوق
3. واژه ی (( بو )) ایهام است؛ چرا که دو معنا دارد: 1_ رایحه و عطر 2_ امید و آرزو
4. حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست که آشنا سخن آشنا نگه دارد
حضرت
۱۷:۵۱
#گنج_حکمت_صفحه38 #حقه_راز
روزی یکی نزدیک شیخ آمد و گفت: «ای شیخ آمده ام تا از اسرار حق چیزی با من نمایی.»
شیخ گفت: «باز گرد تا فردا.»
آن مرد بازگشت.
شیخ بفرمود تا آن روز موشی بگرفتند و در حُقّه کردند و سر حُقّه محکم کردند.
دیگر روز آن مرد باز آمد و گفت: «ای شیخ آنچ وعده کرده ی بگوی.»
شیخ بفرمود تا آن حقه را به وی دادند و گفت: «زینهار تا سر این حقه باز نکنی.»
مرد حقه را برگرفت و بخانه رفت و سودای آنش بگرفت که آیا در این حقه، چه سرّ است؟ هر چند صبر کرد نتوانست. سر حُقّه باز کرد و موش بیرون جست و برفت.
مرد پیش شیخ آمد و گفت: «ای شیخ من از تو سر خدای تعالی طلب کردم تو موشی به من دادی؟!»
شیخ گفت: «ای درویش ما موشی در حقه بتو دادیم، تو پنهان نتوانستی داشت؛ سرّ خدای را با تو بگوییم چگونه نگاه خواهی داشت؟!»
معنی گنج حکمت حقه راز
روزی شخصی نزد پیر فرزانهای رفت و به او گفت: «ای پیر بزرگ به خدمت شما آمده ام تا مرا با گوشهای از اسرار و رازهای خداوند آشنا کنی.» شیخ به او گفت برو و فردا به پیش من بازگرد و آن مرد رفت.شیخ دستور داد تا در آن روز موشی بگیرند و در جعبه ای قرار دهند و در آن جعبه را محکم کنند.مرد فردای آن روز مجدد آمد و گفت: «ای شیخ، آنچه قول داده بودی را به من بگو (اسرار حق را بگو)»
شیخ دستور داد تا آن جعبه را به او بدهند و گفت: «مراقب باش که در این جعبه باز نشود.»مرد جعبه را گرفت و به خانه رفت و به این فکر افتاد (هوس کرد) که در این جعبه چه رازی نهفته است؟ هر چقد صبر کرد نتوانست تحمل کند. پس در جعبه را باز کرد و موش بیرون پرید و فرار کرد.مرد نزد شیخ آمد و گفت: «ای شیخ، من از تو از اسرار خداوند بلند مرتبه را درخواست کردم و تو موش به من دادی؟!» شیخ گفت: «ای مرد صوفی، ما موشی در درون جعبهای به تو دادیم و تو نتوانستی آن را پنهان نگاه داری؛ راز خدا را اگر با تو بگوییم، چگونه نگاه خواهی داشت؟!»
روزی یکی نزدیک شیخ آمد و گفت: «ای شیخ آمده ام تا از اسرار حق چیزی با من نمایی.»
شیخ گفت: «باز گرد تا فردا.»
آن مرد بازگشت.
شیخ بفرمود تا آن روز موشی بگرفتند و در حُقّه کردند و سر حُقّه محکم کردند.
دیگر روز آن مرد باز آمد و گفت: «ای شیخ آنچ وعده کرده ی بگوی.»
شیخ بفرمود تا آن حقه را به وی دادند و گفت: «زینهار تا سر این حقه باز نکنی.»
مرد حقه را برگرفت و بخانه رفت و سودای آنش بگرفت که آیا در این حقه، چه سرّ است؟ هر چند صبر کرد نتوانست. سر حُقّه باز کرد و موش بیرون جست و برفت.
مرد پیش شیخ آمد و گفت: «ای شیخ من از تو سر خدای تعالی طلب کردم تو موشی به من دادی؟!»
شیخ گفت: «ای درویش ما موشی در حقه بتو دادیم، تو پنهان نتوانستی داشت؛ سرّ خدای را با تو بگوییم چگونه نگاه خواهی داشت؟!»
معنی گنج حکمت حقه راز
روزی شخصی نزد پیر فرزانهای رفت و به او گفت: «ای پیر بزرگ به خدمت شما آمده ام تا مرا با گوشهای از اسرار و رازهای خداوند آشنا کنی.» شیخ به او گفت برو و فردا به پیش من بازگرد و آن مرد رفت.شیخ دستور داد تا در آن روز موشی بگیرند و در جعبه ای قرار دهند و در آن جعبه را محکم کنند.مرد فردای آن روز مجدد آمد و گفت: «ای شیخ، آنچه قول داده بودی را به من بگو (اسرار حق را بگو)»
شیخ دستور داد تا آن جعبه را به او بدهند و گفت: «مراقب باش که در این جعبه باز نشود.»مرد جعبه را گرفت و به خانه رفت و به این فکر افتاد (هوس کرد) که در این جعبه چه رازی نهفته است؟ هر چقد صبر کرد نتوانست تحمل کند. پس در جعبه را باز کرد و موش بیرون پرید و فرار کرد.مرد نزد شیخ آمد و گفت: «ای شیخ، من از تو از اسرار خداوند بلند مرتبه را درخواست کردم و تو موش به من دادی؟!» شیخ گفت: «ای مرد صوفی، ما موشی در درون جعبهای به تو دادیم و تو نتوانستی آن را پنهان نگاه داری؛ راز خدا را اگر با تو بگوییم، چگونه نگاه خواهی داشت؟!»
۱۷:۵۵
#پایان_درس_پنجم🌺🌺🌺🌺🌺
۱۷:۵۵
#فارسی#درس ششم_صفحه40#نوشته_های_عینی
1_ هدف نویسنده هنگام نوشتن متن عینی چیست؟ صفحه 40
جواب : ارائه ی اطلاعات واقعی و مستند است.
2_ هنگام نوشتن متن عینی، معمولا از چه چیزی بهره می گیریم؟ صفحه 40
جواب : از حواس پنجگانه بهره می گیریم.
#تکلیف_صفحه45 و 46 کارگاه نگارش
برای جواب دادن و تکمبل صفحات بالا ، از صفحه 40 و 41 کمک بگیرید.
#مثل_نویسی صفحه 49 ( نوشتن ضرب المثل)
دریافت خود را از مثل ( کوه به کوه نمی رسد آدم به آدم می رسد) در یک بند بنویسید.
کوه به کوه نمی رسد اما آدم به آدم می رسد. یکی از حکایت های قدیمی است که معمولا در جایی به کار می رود که مثلا دو نفر در حق هم یا دیگری بدی کرده اند و دست روزگار باز آن ها را سر راه هم میگذارد.
شما هم حداقل 4 سطر درباره ابن ضرب المثل بنویسید.#تکلیف_درس_ششم
پایان درس ششم





#تکلیف_صفحه45 و 46 کارگاه نگارش
#مثل_نویسی صفحه 49 ( نوشتن ضرب المثل)
کوه به کوه نمی رسد اما آدم به آدم می رسد. یکی از حکایت های قدیمی است که معمولا در جایی به کار می رود که مثلا دو نفر در حق هم یا دیگری بدی کرده اند و دست روزگار باز آن ها را سر راه هم میگذارد.
شما هم حداقل 4 سطر درباره ابن ضرب المثل بنویسید.#تکلیف_درس_ششم
پایان درس ششم
۵:۴۳
#درس7پاسداری_از_حقیقتصفحات 50 و 51
#معنی_درس7_پاسداری_از_حقیقت
درختان را دوست میدارم / که به احترام تو قیام کرده اند / و آب را / که مهر مادر توست
درختان را دوست دارم ؛ زیرا برای احترام به تو ايستاده اند. آب را دوست دارم به این علت که مهریه مادر تو ، حضرت فاطمه (س) است. (هر چیزی که من را به یاد تو بیندازد دوست دارم.)
معنی واژه ها: مهر: مهریه،/ مادر: منظور حضرت زهرا س/ تو: مرجع ضمیر امام حسین
آرایه های ادبی: قیام درختان: تشخیص یا شخصیت بخشی / حسن تعلیل (علت روییدن درختان تو هستی) / اغراق
خون تو شرف را سرخگون کرده است / شفق آینه دار نجابتت / و فلق محرابی که تو در آن / نماز صبح شهادت گزاردهای
خون تو (شهادت تو ) به شرف، ارزش و اعتبار داده است. (شهادت تو باعث سرافرازی و نشانه شرافت توست.) تو همچون شامگاه و بامداد پاک و زیبایی و خونت مانند سرخی شفق و فلق زیباست.
معنی واژه ها: شرف: آبرو، بزرگمنشی/ شفق: سرخی شامگاهی / نجابت: پاک منشی / آینه دار: کسی که آیینه را در پیش عروس یا هر کس دیگر نگه میدارد تا آن شخص خود را در آینه ببیند، آرایشگر / فلق: سپیده صبح / محراب: قبله، جای ایستادن پیشنماز / گزاردن: ادا کردن، انجام دادن (بن ماضی: گزارد، بن مضارع: گزار)
آرایه های ادبی: خون: مجاز از شهادت، جان باختن / سرخگون کرد: کنایه از اعتبار بخشیدن / «شفق، فلق»: تضاد / شفق آیینه دار: تشخیص
در فکر آن گودالم / که خون تو را مکیده است / هیچ گودالی چنین رفیع ندیده بودم / در حضیض هم میتوان عزیز بود / از گودال بپرس
تا کنون گودالی که اینگونه رفیع و بلند باشد ندیده بودم ، در عین ذلت می توان عزیز هم بود. از گودال سؤال کن تا به درستی سخن من پی ببری. (هر چیزی که به تو بازخوانده شود، ارزشمند میگردد مانند گودال بی ارزشی که با شهادت تو درآن ارزشمند شد.)
معنی واژه ها: رفیع: بلند، مرتفع / حضیض: فرود، جای پست در زمین یا پایین کوه
آرایه های ادبی: گودالی که خون مکیده: تشخیص / تلمیح به داستان جان باختن امام حسین / گودالی چنین رفیع: متناقض نما / رفیع، حضیض: تناقض / تلمیح به « شَرَفُ المَکانِ باِلمَکینِ» (ارزش هر جای و جایگاهی به کسی است که در آن قرار گرفته است.)/ از گودال بپرس: شخصیت بخشی
شمشیری که بر گلوی تو آمد / هر چیز و همه چیز را در کائنات / به دو پاره کرد: / هر چه در سوی تو، حسینی شد / دیگر سو، یزیدی... / آه، ای مرگ تو معیار!
شمشیری که گلوی تو را برید ، همه ی دنیا و موجودات را به دو نیمه کرد. هر چیز و هر کس که به سوی تو آمد و طرفدار تو شد بر حق و هر چیز و هرکس که در مقابل تو ایستاد بر باطل است. شهادت تو معیار حق از باطل شد.
معنی واژه ها: کائنات: تمام هستی
آرایه های ادبی: آمدن شمشیر بر گلو: کنایه از بریدن گلو و شهید کردن / حسینی، یزیدی: تضاد / واژه آرایی: هر، چیز / تلمیح به داستان جان باختن امام حسین
مرگت چنان زندگی را به سخره گرفت / و آن را بی قدر کرد / که مردنی چنان / غبطه بزرگ زندگان شد
مرگ با شکوه تو آن گونه زندگانی را مسخره و بی ارزش کرد که حتی زندگان، آرزوی مرگی چون مرگ تو دارند.
معنی واژه ها: سخره: مسخره کردن، ریشخند/ بی قدر: بی ارزش/ غبطه: رشک بردن بدون بدخواهی، حال و روز کسی را آرزو داشتن بی آنکه خواهان زوال او باشیم.
آرایه های ادبی: مرگ، زندگی: تضاد / مرگت ... به سخره گرفت: شخصیت بخشی، کنایه
خونت / با خونبهایت حقیقت / در یک تراز ایستاد
ارزش خون تو به اندازه «حقیقت و راستی» که خون بهای تو بود ارزشمند است و خون تو عین حقیقت است.
معنی واژه ها: تراز: سطح / خونبها : دیه ، تاوان کشته شدن کسی، پولی که در ازای خون مقتول به بازماندگان او میدهند.
آرایه های ادبی: خون: مجاز از جان باختن / خونت ... ایستاد: جانبخشی
و عزمت ضامن دوام جهان شد / -که جهان با دروغ میپاشد- / و خون تو امضای «راستی» است.
تصمیم و اراده ی تو بقای جهان را ضمانت کرد، زیرا با دروغ و نیرنگ دنیا از هم می پاشد و متلاشی می شود ، اما تو با خون خود، راستی و حقیقت را رواج دادی.
معنی واژه ها: عزم: اراده، قصد / ضامن: ضمانت کننده، کفیل، به عهده گیرنده غرامت
آرایه های ادبی: اغراق / خون: مجاز از جان باختن / امضا: مجاز از تأیید کننده / تشبیه خون به امضا
تو تنهاتر از شجاعت / در گوشه روشن وجدان تاریخ ایستادهای / به پاسداری از حقیقت
هیچکس در شجاعت مانند تو نیست و تو معیار شجاعت هستی، در گوشه ای از تاریخ ایستاده ای و از حقیقت نگهبانی میکنی.
معنی واژه ها: پاسداری: نگهبانی / صداقت: راستی
آرایه های ادبی: تنهاتر از شجاعت: شخصیت بخشی / گوشه تاریخ: اضافه استعاری / وجدان تاریخ: اضافه استعاری (تاریخ مانند انسان وجدان دارد)
و صداقت/ شیرین ترین لبخند / بر لب
#معنی_درس7_پاسداری_از_حقیقت
درختان را دوست دارم ؛ زیرا برای احترام به تو ايستاده اند. آب را دوست دارم به این علت که مهریه مادر تو ، حضرت فاطمه (س) است. (هر چیزی که من را به یاد تو بیندازد دوست دارم.)
معنی واژه ها: مهر: مهریه،/ مادر: منظور حضرت زهرا س/ تو: مرجع ضمیر امام حسین
آرایه های ادبی: قیام درختان: تشخیص یا شخصیت بخشی / حسن تعلیل (علت روییدن درختان تو هستی) / اغراق
خون تو (شهادت تو ) به شرف، ارزش و اعتبار داده است. (شهادت تو باعث سرافرازی و نشانه شرافت توست.) تو همچون شامگاه و بامداد پاک و زیبایی و خونت مانند سرخی شفق و فلق زیباست.
معنی واژه ها: شرف: آبرو، بزرگمنشی/ شفق: سرخی شامگاهی / نجابت: پاک منشی / آینه دار: کسی که آیینه را در پیش عروس یا هر کس دیگر نگه میدارد تا آن شخص خود را در آینه ببیند، آرایشگر / فلق: سپیده صبح / محراب: قبله، جای ایستادن پیشنماز / گزاردن: ادا کردن، انجام دادن (بن ماضی: گزارد، بن مضارع: گزار)
آرایه های ادبی: خون: مجاز از شهادت، جان باختن / سرخگون کرد: کنایه از اعتبار بخشیدن / «شفق، فلق»: تضاد / شفق آیینه دار: تشخیص
تا کنون گودالی که اینگونه رفیع و بلند باشد ندیده بودم ، در عین ذلت می توان عزیز هم بود. از گودال سؤال کن تا به درستی سخن من پی ببری. (هر چیزی که به تو بازخوانده شود، ارزشمند میگردد مانند گودال بی ارزشی که با شهادت تو درآن ارزشمند شد.)
معنی واژه ها: رفیع: بلند، مرتفع / حضیض: فرود، جای پست در زمین یا پایین کوه
آرایه های ادبی: گودالی که خون مکیده: تشخیص / تلمیح به داستان جان باختن امام حسین / گودالی چنین رفیع: متناقض نما / رفیع، حضیض: تناقض / تلمیح به « شَرَفُ المَکانِ باِلمَکینِ» (ارزش هر جای و جایگاهی به کسی است که در آن قرار گرفته است.)/ از گودال بپرس: شخصیت بخشی
شمشیری که گلوی تو را برید ، همه ی دنیا و موجودات را به دو نیمه کرد. هر چیز و هر کس که به سوی تو آمد و طرفدار تو شد بر حق و هر چیز و هرکس که در مقابل تو ایستاد بر باطل است. شهادت تو معیار حق از باطل شد.
معنی واژه ها: کائنات: تمام هستی
آرایه های ادبی: آمدن شمشیر بر گلو: کنایه از بریدن گلو و شهید کردن / حسینی، یزیدی: تضاد / واژه آرایی: هر، چیز / تلمیح به داستان جان باختن امام حسین
مرگ با شکوه تو آن گونه زندگانی را مسخره و بی ارزش کرد که حتی زندگان، آرزوی مرگی چون مرگ تو دارند.
معنی واژه ها: سخره: مسخره کردن، ریشخند/ بی قدر: بی ارزش/ غبطه: رشک بردن بدون بدخواهی، حال و روز کسی را آرزو داشتن بی آنکه خواهان زوال او باشیم.
آرایه های ادبی: مرگ، زندگی: تضاد / مرگت ... به سخره گرفت: شخصیت بخشی، کنایه
ارزش خون تو به اندازه «حقیقت و راستی» که خون بهای تو بود ارزشمند است و خون تو عین حقیقت است.
معنی واژه ها: تراز: سطح / خونبها : دیه ، تاوان کشته شدن کسی، پولی که در ازای خون مقتول به بازماندگان او میدهند.
آرایه های ادبی: خون: مجاز از جان باختن / خونت ... ایستاد: جانبخشی
تصمیم و اراده ی تو بقای جهان را ضمانت کرد، زیرا با دروغ و نیرنگ دنیا از هم می پاشد و متلاشی می شود ، اما تو با خون خود، راستی و حقیقت را رواج دادی.
معنی واژه ها: عزم: اراده، قصد / ضامن: ضمانت کننده، کفیل، به عهده گیرنده غرامت
آرایه های ادبی: اغراق / خون: مجاز از جان باختن / امضا: مجاز از تأیید کننده / تشبیه خون به امضا
هیچکس در شجاعت مانند تو نیست و تو معیار شجاعت هستی، در گوشه ای از تاریخ ایستاده ای و از حقیقت نگهبانی میکنی.
معنی واژه ها: پاسداری: نگهبانی / صداقت: راستی
آرایه های ادبی: تنهاتر از شجاعت: شخصیت بخشی / گوشه تاریخ: اضافه استعاری / وجدان تاریخ: اضافه استعاری (تاریخ مانند انسان وجدان دارد)
۷:۲۰
ان اراده توست
راستی و صداقت مانند لبخندی است که بر لبان تو نشسته است. (تو پاسدار راستی و صداقت هستی)
آرایه های ادبی: شیرین ترین لبخند: حس آمیزی / لبان اراده: اضافه استعاری / لبخند، لب: تناسب
چندان تناوری و بلند / که هنگام تماشا / کلاه از سر کودک عقل میافتد
مقام تو آنقدر بلند است که عقل ناتوان انسان، در برابر عظمت تو عاجز و متحیر می شود. ( عقل از درک عظمت امام حسین (ع) عاجز است )
معنی واژه ها: تناور: تنومند، فربه، قوی جثه
آرایه های ادبی: کودک عقل: اضافه تشبیهی / کلاه از ... میافتد: کنایه از این که عقل توان شناخت تو را ندارد. / کلاه در سر عقل: شخصیت بخشی
بر تالابی از خون خویش / در گذرگه تاریخ ایستادهای / با جامی از فرهنگ / و بشریّت رهگذار را میآشامانی / -هر کس را که تشنه شهادت است.
در حالی که در کنار آبگیری از خون خود در مسیر تاریخ ایستاده ای ، به انسان هایی که عاشق شهادت هستند فرهنگ شهادت را می آموزی.
معنی واژه ها: تالاب: آبگیر، برکه
آرایه های ادبی: گذرگه تاریخ: اضافه تشبیهی / جامی از فرهنگ: استعاره (فرهنگ مانند نوشیدنی است در جام تو)/ تشنه شهادت: اضافه استعاری / تشنه: کنایه از بسیار علاقه مند، خواستار / رهگذار: رهگذر، عبور کننده / آرایه تلمیح دارد.#کارگاه_درس_پژوهی_صفحه52
۱- مترادف و متضاد واژه «رفیع» را از متن درس بیابید.مترادف= مرتفع متضاد≠حضیض
۲- از متن درس، برای نمودار زیر، گروه اسمی مناسب بیابید؛ سپس به کمک آن جاهای خالی را پرکنید.
گوشه روشن وجدان
غبطه بزرگ زندگانی
( یک مورد به انتخاب خودتان کافی است.)
3- در متن درس،دو نمونه از کاربرد «تشخیص» را مشخّص کنید.
درختان را دوست میدارم / که به احترام تو قیام کرده اند
شفق آینه دار نجابتت / در فکر آن گودالم که خون تو را مکیده است
4- شعر سپید را تعریف کنید.
شعر سپید؛ گونه ای از شعر معاصر است که آهنگ دارد؛ امّا وزن عروضی ندارد و جای قافیه ها در آن مشخّص نیست.
4 ■ شعر «پاسداری از حقیقت» را از این دید بررسی کنید.– این شعر سپید است. صفحه 52
5- آرایه 《حسن تعلیل》 را تعریف کنید. صفحه 53
وقتی شاعر یا نویسنده دلیلی غیرواقعی امّا ادبی برای موضوعی بیان کند؛ آن چنان که ذهن مخاطب آن را بپذیرد، آرایه ی «حُسن تعلیل » پدید میآید.
«حسن تعلیل» در لغت، به معنای چیست؟ صفحه 53
به معنای دلیل و برهان نیکو آوردن است.
■ در کدام قسمت از متن درس «حُسن تعلیل» به کار رفته است؟ دلیل خود را بنویسید. صفحه53
◙ درختان را دوست میدارم / که به احترام تو قیام کرده اند
6- با توجّه به متن درس، شاعر چه نوع مرگی را غبطه بزرگ زندگانی میداند؟ صفحه 53 – مرگی که برای پاسداری از حق و نام باشد.
( جهت مطالعه آزاد)
7 - هر یک از موارد زیر، با کدام قسمت از شعر «پاسداری از حقیقت » ارتباط معنایی دارد؟ ( این سوال اختیاری و جهت مطالعه آزاد و درک مطلب است. امتحانی نیست.)
شَرَفُ المَکانِ باِلمَکینِ. (ارزش هر جای و جایگاهی به کسی است که در آن قرار گرفته است.)
◙ در فکر آن گودالم / که خون تو را مکیده است / هیچ گودالی چنین رفیع ندیده بودم / در حضیض هم میتوان عزیز بود / از گودال بپرس.
و بذَل مُهجَتهُ فیکَ لیَستنقذَ عبادکَ منَ الجَهالهِ و حَیرَه الضَّلاله.
(او، حسین، خونش را در راه تو داد تا بندگانت را از نادانی و سرگردانی گمراهی نجات بخشد.)
◙ بر تالابی از خون خویش / در گذرگه تاریخ ایستادهای / با جامی از فرهنگ / و بشریّت رهگذار را میآشامانی / -هر کس را که تشنه شهادت است.#حکایت_صفحه54#معنی_حکایت_صفحه54
و قرآن مانند آب روان است ؛ آب موجب زندگی جسم هاست و قرآن عامل زندگی دل ها و روان هاست. ویژگی آب،پاکی آن است.زمانی که جسم به نجاست آلوده شود با آب پاک می شود و ویژگی قرآن نیز پاکی است،زمانی که جسم به گناه و لغزش آلوده شود ،با قرآن پاک شود.
ای دوست! چرا به دنیا دل بستی؟برو و خودت را اصلاح کن واگرمی خواهی معامله کنی، با خدا معامله کن، زیرا انسان تا سود خود را نبیند ، باتو داد و ستد نمی کند
#پایان_درس7🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
راستی و صداقت مانند لبخندی است که بر لبان تو نشسته است. (تو پاسدار راستی و صداقت هستی)
آرایه های ادبی: شیرین ترین لبخند: حس آمیزی / لبان اراده: اضافه استعاری / لبخند، لب: تناسب
مقام تو آنقدر بلند است که عقل ناتوان انسان، در برابر عظمت تو عاجز و متحیر می شود. ( عقل از درک عظمت امام حسین (ع) عاجز است )
معنی واژه ها: تناور: تنومند، فربه، قوی جثه
آرایه های ادبی: کودک عقل: اضافه تشبیهی / کلاه از ... میافتد: کنایه از این که عقل توان شناخت تو را ندارد. / کلاه در سر عقل: شخصیت بخشی
در حالی که در کنار آبگیری از خون خود در مسیر تاریخ ایستاده ای ، به انسان هایی که عاشق شهادت هستند فرهنگ شهادت را می آموزی.
معنی واژه ها: تالاب: آبگیر، برکه
آرایه های ادبی: گذرگه تاریخ: اضافه تشبیهی / جامی از فرهنگ: استعاره (فرهنگ مانند نوشیدنی است در جام تو)/ تشنه شهادت: اضافه استعاری / تشنه: کنایه از بسیار علاقه مند، خواستار / رهگذار: رهگذر، عبور کننده / آرایه تلمیح دارد.#کارگاه_درس_پژوهی_صفحه52
( یک مورد به انتخاب خودتان کافی است.)
◙ درختان را دوست میدارم / که به احترام تو قیام کرده اند
شَرَفُ المَکانِ باِلمَکینِ. (ارزش هر جای و جایگاهی به کسی است که در آن قرار گرفته است.)
و بذَل مُهجَتهُ فیکَ لیَستنقذَ عبادکَ منَ الجَهالهِ و حَیرَه الضَّلاله.
(او، حسین، خونش را در راه تو داد تا بندگانت را از نادانی و سرگردانی گمراهی نجات بخشد.)
و قرآن مانند آب روان است ؛ آب موجب زندگی جسم هاست و قرآن عامل زندگی دل ها و روان هاست. ویژگی آب،پاکی آن است.زمانی که جسم به نجاست آلوده شود با آب پاک می شود و ویژگی قرآن نیز پاکی است،زمانی که جسم به گناه و لغزش آلوده شود ،با قرآن پاک شود.
ای دوست! چرا به دنیا دل بستی؟برو و خودت را اصلاح کن واگرمی خواهی معامله کنی، با خدا معامله کن، زیرا انسان تا سود خود را نبیند ، باتو داد و ستد نمی کند
#پایان_درس7🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
۷:۲۱
سلام بر همه شما دانش آموزان عزیزم
وقت همگی به خیر و شادی ان شاءالله
آزمون نیمسال اول(امتحانات دی ماه) تا پایان درس هفتم میباشد
برای آشنای شما با سوالات آزمون،نمونه سوال(از بخشهای مهم درسها،همراه با پاسخشان،که با تیک سبز مشخص شده) ارسال میکنم،امیدوارم که مفید واقع گردد
وقت همگی به خیر و شادی ان شاءالله
آزمون نیمسال اول(امتحانات دی ماه) تا پایان درس هفتم میباشد
برای آشنای شما با سوالات آزمون،نمونه سوال(از بخشهای مهم درسها،همراه با پاسخشان،که با تیک سبز مشخص شده) ارسال میکنم،امیدوارم که مفید واقع گردد
۸:۵۸
#الف_سوالات_فارسی_دهم
معنی ابیات و عبارات زیر را به فارسی ساده و روان برگردانید.
1_ای نام تو بهترین سرآغازبی نام تو نامه کی کنم باز ؟
پروردگارا نام تو بهترین نام برایشروع کارهاست ؛ بدون گفتن نامت هیچ کاری را آغاز نمی کنم .
2_ تا توانی از نیکی کردن میاسا
تا میتوانی از نیکی کردن به دیگران دست بر ندار.
3_ و به هر نیک و بد، زود شادان و اندوهگین مشو، که این فعل کودکان است.
و با هر اندک خوبی و بدی، زود شاد و غمگین نشو که این کار بچهها ست.
4_زنگ نقّاشی دلخواه و روان بود.خشکی نداشت.به جد گرفته نمیشد. خنده در آن روا بود.
زنگ نقّاشی بود، دوست داشتنی و زودگذر بود.خسته کننده نبود. جدی گرفته نمیشد. خنده در آن جایز بود
5_هر آن که جانب اهل وفا نگه دارد/ خداش در همه حال از بلا نگه دارد
آدمی که به وفاداران متعهد است و خیانت نمی کند، خداوند نیز او را همیشه از گرفتاریها حفظ میکند.
6_درختان را دوست میدارم / که به احترام تو قیام کرده اند / و آب را / که مهر مادر توست
درختان را دوست دارم ؛ زیرا برای احترام به تو ايستاده اند. آب را دوست دارم به این علت که مهریه مادر تو ، حضرت فاطمه (س) است.
7_ خَلَف صدق نیاکان خود بود.
جانشین راستین اجداد هنرمند خود بود.
8_ برای فعل (( شنیده بودی)) فعل امر ، و مضارع اخباری بنویسید.
امر ( بشنو )
مضارع اخباری ( می شنوی)
9_ برای کلمه ی (( معاش )) یک معنا و یک هم خانواده بنویسید.
معاش: زندگی ( معنا )
معاش: معیشت ( هم خانواده)
10_ آرایه ی (( ایهام )) را تعریف کنید.
هرگاه در عبارت یا بیتی ، یک کلمه به چند معنا به کار رود ایهام پدید می آید.
شعر حفظی
11 بیت زیر را تکمیل کنید. ( شعرخوانی، صفحه 39)
وقتی دل سودایی می رفت به بستان ها
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بی خویشتم کردی بوی گل و ریحان ها
12_ مترادف و متضاد واژه (( رفیع )) را بنویسید.
مترادف رفیع : بلند
متضاد رفیع : حضیض.پست، کم ارتفاع
13_یک گروه اسمی مناسب بنویسید که ( هسته، وابسته ، وابسته) داشته باشد.
گوشه روشن وجدان
غبطه بزرگ زندگانی
14_شعر سپید را تعریف کنید.
شعر سپید؛ گونه ای از شعر معاصر است که آهنگ دارد؛ امّا وزن عروضی ندارد و جای قافیه ها در آن مشخّص نیست
15_در بیت زیر کدام آرایه ی ادبی دیده می شود ؟
در فکر آن گودالم / که خون تو را مکیده است
تشخیص( جان بخشی به اشیا )
16_ برای هر یک از موارد زیر ، یک مترادف بنویسید.
میان دو کتف
غارب
چنبره گردن
آخُره
17_زندگی و سفر مانند هم هستند.واو عطف دارد یا واو ربط ؟ چرا
واو عطف دارد. چون دو کلمه ی ( زندگی و سفر ) را به هم پیوند داده است.
در طول زندگی سفر می کنیم و در سفر هم زندگی می کنیم.
18_ این جمله واو عطف دارد یا واو ربط ؟ چرا؟
واو ربطچون حرف ( و ) دو جمله را به هم پیوند داده است.
19 معنای واژه های (حرمت ) و (تیمار ) را بنویسید.
حرمت = احترام
تیمار = غمخوار، پرستار
20_مَثَل ( گندم نمای جو فروش مباش ) آدمی را از چه کاری بر حذر می دارد.
فریب و دو رویی
21 املای کدام کلمه نادرست است؟ شکل درست آن را بنویسید.
رنج هیچ کس ظایع مکن
ضایع
22 املای کدام کلمه نادرست است؟ شکل درست آن را بنویسید.
چندان که طعلق خاطر آدمیزاد به روزی است اگر به روزی ده بودی به مقام از ملائکه درگذشتی
تعلّق خاطر
23_ املای کدام کلمه نادرست است؟ شکل درست آن را بنویسید.
ای شیخ ، آمده ام تا از اصرار حق چیزی با من نمایی
اسرار
#ب_سوالات_نگارش
24_یکی از روش های تبدیل موضوع های معمولی به نوشته ی جذّاب .........است.
پرسش سازی
25_منظور از گزین گفته ها چیست ؟
بهره گیری از سخنان ناب و برگزیده مشاهیر ( افراد مشهور ) آیات،احادیث،سخنان حکمت آمیز، ضرب المثل و شعر درباره موضوع انشا
26_دریافت خود را از ضرب المثل (( برو کار می کن ، مگو چیست کار )) در یک بند بنویسید.
27منظور از عینک نوشتن، چیست ؟
نوع نگاه نویسنده به موضوع
28_انواع نوشته را نام ببرید.
نوشته عینی . نوشته ذهنی
29_ دریافت خود را از مَثَل(( کوه به کوه نمی رسد، آدم به آدم می رسد.)) در یک بند بنویسید. ( حداقل 3 سطر )
30__ ........... یکی از قالب های پر کاربرد نوشتن است.
گزارش
31_دریافت خود را از مَثَل ( بار کج به منزل نمی رسد . ) بنویسید. ( 3 سطر )
شعر حفظی
وقتی دل سودایی می رفت به بستان ها
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در فکر آن گودالم / که خون تو را مکیده است
میان دو کتف
چنبره گردن
در طول زندگی سفر می کنیم و در سفر هم زندگی می کنیم.
رنج هیچ کس ظایع مکن
چندان که طعلق خاطر آدمیزاد به روزی است اگر به روزی ده بودی به مقام از ملائکه درگذشتی
ای شیخ ، آمده ام تا از اصرار حق چیزی با من نمایی
#ب_سوالات_نگارش
۹:۰۱
سوالی که مربوط به درس هشتم باشد،در امتحان نخواهد آمد
۹:۰۴
لطفا همه سوالات ارسالی را بخوانید و پاسخش را به طور کامل یاد بگیرید
احتمالا برخی از سوالات ارسالی در آزمون اصلی شما لحاظ شود،ولی برای آزمون،صرفاً به این سوالات بسنده نکنید
احتمالا برخی از سوالات ارسالی در آزمون اصلی شما لحاظ شود،ولی برای آزمون،صرفاً به این سوالات بسنده نکنید
۹:۰۴
موارد ارسالی رو بخوانید و یاد بگیرید،ضمن اینکه با طرز سوال امتحانی آشنا می شوید،به نوعی هم،نمونه سوالاتی از بخشهای مهم درسها در اختیار دارید
۹:۰۵
ادامه ی نمونه سوالات فارسی دهم/
32_شاعر چه نوع مرگی را غبطه بزرگ زندگانی میداند؟
مرگی که برای پاسداری از حق و نام باشد
33_در مورد موضوع ((آسمان پرستاره)) یک نوشته ذهنی بنویسید.
آسمان همانند مادری مهربان است که با عطوفت خود پاسدار ستاره های تنها در دل تاریکی اش است.آسمانی که میزبان ماه و ستارگان است که اگر دقت کنیم می توانیم رازهایشان را کشف کنیم
34_حسن تعلیل» در لغت، به چه معنا می باشد؟
به معنای دلیل و برهان نیکو آوردن است
35_متن های زیر را به فارسی روان معنی کنید
رنج هیچکس ضایع مکن و همه کس را به سزا حق شناس باش. خاصّه قرابت خویش را
زحمت دیگران را تباه نکن.به شایستگی از دیگران تشکر کن و سپاسگزار و قدرشناس باش.بخصوص نسبت به اقوام و نزدیکان خود
36 تا توانی از نیکی کردن میاسا
تا میتوانی از نیکی کردن به دیگران دست بر ندار.
37_اسب از پهلو، اسبی خود را به کمال نشان می داد
یعنی اسب از نیمرخ، زیبایی و تناسب اندام خود را بهتر نشان میداد و کامل بود
38_ خنده در آن روا بود
خنده در آن جایز بود
39_گرت هواست که معشوق نگسلد پیوند / نگاه دار سررشته تا نگه دارد
اگر در آرزوی آن هستی که معشوق به عهد و پیمان خود وفا کند، به پیمان و محبت خود پایبند باش تا او نیز چنین کند.
40_در فکر آن گودالم که خون تو را مکیده است / هیچ گودالی چنین رفیع ندیده بودم /در حضیض هم می توان عزیز بود
من در فکر آن گودالی ( کربلا ) هستم که خون تو را خورده است
تا کنون گودالی که اینگونه رفیع و بلند باشد ندیده بودم، در عین ذلت می توان عزیز هم بود. از گودال سؤال کن تا به درستی سخن من پی ببری
41_شعر سپید را تعریف کنید.
گونهای از شعر معاصر است که آهنگ دارد؛ امّا وزن عروضی ندارد و جای قافیهها در آن مشخّص نیست.
42_انواع حذف را در جملات زیر مشخص کنید.
همنشین نیک بهتر از تنهایی است و تنهایی بهتر از همنشین بد
حذف لفظی
43_آرزو گفت:از نمایشگاه کتاب چه خبر؟
حذف لفظی
44_نومیدی را در امید بسته دان و امید را در نومیدی
حذف معنوی
45_مترادف و متضاد واژه «رفیع» را بنویسید
=مرتفع
≠حضیض
46_هم خانواده کلمات زیر را بنویسید.
معاش=معیشت
حضرت=حضور
معاصی=معصیت
تعلیقات=معلّق
47_انواع (( واو )) را در جملات زیر مشخص کنید.
_علم و دانش
_کوه و دشت
_کتاب و دفتر
واو عطف
48_اول زنگ بود و زنگ نقاشی ما بود.
واو ربط
49 باران می بارید و من لذّت می بردم.
واو عطف
50_در مورد موضوع ((آسمان پرستاره)) یک نوشته ذهنی بنویسید.
آسمان همانند مادری مهربان است که با عطوفت خود پاسدار ستاره های تنها در دل تاریکی اش است.آسمانی که میزبان ماه و ستارگان است که اگر دقت کنیم می توانیم رازهایشان را کشف کنیم
51_منظور از عینک نوشتن چیست؟
نوع نگاه نویسنده به موضوع
52_شکل صحیح املای کلمات را بنویسید
_قبطه=غبطه
53_مهرابی که تو در آن نماز صبح شهادت گذارده ای
محرابی / گزارده ای
54_معلم از مخمسه رسته بود
مخمصه
55_بارش فکری خود در مورد (( دیوار )) را بنویسید.
جنس دیوار از چیست؟
اندازه و ارتفاع دیوار چقدر است؟
دیوار چه رنگی است؟
چرا خانه دیوار دارد؟
دیوارهای مشهور دنیا کدام اند؟
56_ضرب المثل زیر را گسترش دهید.برو کار می کن ،مگو چیست کار؟
از یکجا نشستن و عدم تحرک، چیزی عاید انسان نشده و چیزی به دست نمی آورد.- تلاش امروز ما تضمین کننده فردای ماست.- انسان با کار و تلاش می تواند به موفقیت دست یابد وگرنه با سستی و تنبلی چیزی عایدش نخواهد شد.- کار و تلاش، آدمی را از افکار بیهوده و خیال بافی دور می سازد.- انسان با کار مفید می تواند سرمایه مادی و معنوی به دست آورد.
57_معنی واژه های زیر را بنویسید
حضیض=پست.کم ارتفاع
58_غارب = میان دو کتف
59_ضایع=تباه
60_گُرده=شانه ، دوش
61_سُخره = مسخره کردن
62_قرابت=نزدیکان و خویشان
63_غبطه=غصه ، حسرت
تا کنون گودالی که اینگونه رفیع و بلند باشد ندیده بودم، در عین ذلت می توان عزیز هم بود. از گودال سؤال کن تا به درستی سخن من پی ببری
معاش=معیشت
حضرت=حضور
معاصی=معصیت
تعلیقات=معلّق
۱۹:۱۴
توجه:سوال ۳۳ با ۵۰ یکی است(بطور اشتباهی تکرار شده)
ضمنا پاسخ سوالات ۱ تا ۵۶ با علامت
همراه استبه جز سوال ۵۷ تا ۶۳ که پاسخ هر کدام، بعد از = میباشد
ضمنا پاسخ سوالات ۱ تا ۵۶ با علامت
۱۹:۲۲
#فارسی_و_نگارش_دهــــــــم
1_عبارت را به فارسی روان برگردانید.( صفحه 69)
سخن ، میان دو دشمن ، چنان گوی که گر دوست گردند ، شرم زده نشوی.
بین دو نفر که نسبت به هم دشمن هستند به گونه ای صحبت کن که اگر روزی با یکدیگر دوست شوند شرمنده آن صحبتها که گفتهای نشوی.
2_معنی واژه های زیر را بنویسید.
تاختن = حمله کردنمشیّت = خواست ، اراده کاویدن = بررسی کردنمعرکه=میدان جنگوسواس = دودلیخانقاه = درویش خانه راست و ریس کردن = مرتب کردنمتواضع= فروتنسوله = ساختمان با سقف فلزییارا = جراَت ایستایی= مقاومتدریادل = بخشندهسَردَمدار = سردستهنسیان = فراموشیخور = زمین پست ، شاخه ای از دریاخیل = گروهاسوه = الگو ، نمونهعَلَم = پرچم
3_ در عبارت زیر کنایه را مشخص کنید. ( صفحه 68)
تا با خاک اُنس نگیری ،راهی به مراتب قُرب نداری.
انس گرفتن با خاک ( کنایه از اظهار بندگی و عبادت )
4_ انواع نوشته کدامند؟ ( صفحه 72)
عینی ، ذهنی
5_ برای نوشتن متن های عینی از کدام حواس استفاده می کنیم؟ ( صفحه 72)
از پنج حس بینایی،شنوایی،بویایی، چشایی و لامِسِه استفاده میکنیم.
6_ برای نوشته های ذهنی از چه چیزی استفاده می کنیم؟ (صفحه 72)
از محدوده حواس پنجگانه فراتر می رویم.از تخیّل و ذهن استفاده می کنیم.
7_برای پرورش موضوع در ذهن از سه شِگِرد استفاده می شود؛ آن ها را نام ببرید. (صفحه 72)
بارش فکری، اگر نویسی، گُزین گفته ها
8_جانشین سازی چیست؟ (صفحه72)
دراین روش، خود را جای موضوع یا پدیده ای دیگر می نشانیم و از نگاه آن به بیرون می نگریم.
9_دریافت خود را از مَثَل ((سحرخیز باش تا کامروا شوی))، را بنویسید ( صفحه 77)
یعنی؛ دعوت کردن و تشویق به سحرخیزی اشاره به این دارد که سحرخیزان در کارهای خود موفق میشوند.
10_ معنی ابیات زیر را به فارسی روان بنویسید.تو قلب سپه را به آیین بدار / من اکنون، پیاده کنم کارزار
تو فرماندهی سپاه را برعهده داشته باش (سپاه را منظّم نگهدار.) من اكنون پياده مي جنگم .
11_ بدو گفت رستم که تیر و کمان / ببین تا هم اکنون ، سر آری زمان
رستم به او گفت: «تير و كمان مرا ببين ، که هماكنون خواهي مُرد.»
12_ متمم در مصراع زیر کدام است ؟(صفحه 82)
به رستم بر آنگه ببارید تیر
( به ، بر ) دو متمم دارد.
13_ به کلمات زیر چه می گویند؟ ( صفحه 82 )
(مزاح ، مزیح)(سلاح ، سلیح)
الف) مُمال
ب) ترکیب وصفی ج) ترکیب اضافید) سجع
14_ در بیت زیر چه آرایه ی ادبی به کار رفته است ؟( صفحه 82 ) ز گرز تو خورشید گریان شود / ز تیغ تو بهرام بریان شود
الف ) کنایهب) تشبیهج) تشخیصد) اغراق
15_ مفهوم عبارت زیر را بنویسید. (صفحه 83 )
عنان را گران کردن
اسب را نگه داشتن و متوقف کردن اسب
16_ مفهوم عبارت زیر را بنویسید. (صفحه 83 )
سر هم نبرد به گرد آوردن
حریف را کشتن و نابود کردن
17_چرا رستم از رهام برآشفت؟ ( صفحه 83 )
زیرا اشکبوس شکست خورد و به سمت کوه گریخت.
18_در متن زیر املای کدام کلمات درست نیست؟( صفحه 84 )
بلی ، روزی سزای او بدهی که مال از رعیّت ستده باشد. پس به زجر و مسادره از وی باز ستانی و در خضینه نهی ،درویش و رعیّت را چه سود دارد؟
مصادره . خزینه
19_ روابط معنایی موضوعات معمولا بر پایه ........... شکل می گیرد. ( صفحه 85 )
قیاس
20_ دریافت خود را از مَثَل (( چاه کن همیشه ته چاه است )) ، در یک بند بنویسید. ( صفحه 91 )
ضرب المثل چاه کن همیشه ته چاه است ، یعنی هرکس دیگران را به دام بیندازد و فریب دهد ، سرانجام در دام بدی های خود می افتد و نتیجه اعمال او به او برمی گردد.
21_ مقصود از سنجش و مقایسه چیست ؟ ( صفحه 85 )
برقراری پیوند بین پدیده ها و کشف روابط میان آن ها برای درک تفاوت و شباهت های آنهاست.
22- برای هر یک از واژه های زیر یک »معادل معنایی و یک « هم آوا » بنویسید.( صفحه 98 )
قضا:
معادل معنایی :سرنوشت
هم آوا : غذا -غزا
مغلوب:
معادل معنایی : شکست خورده
هم آوا : مقلوب
23_ نقش دستوری کلمات مشخّص شده را بنویسید. ( صفحه 98 )
روزی خسرو را در خیابان دیدم.
روزی = قید زمانخسرو = مفعولخیابان= متمم
24- مفهوم هر یک از کنایه های زیر را بنویسید.ه
باب دندان بودن: مناسب بودن،سپر انداختن: تسلیم شدنکمیت کسی لنگ بودن :ضعیف و ناتوان بودن
25_ این عبارت چه آرایه ی ادبی دارد ؟ ( صفحه 98 )
من گوش استماع ندارم، لِمَن تَقُولَ
الف ) کنایه ب ) تضمین
ج ) استعاره د ) تشبیه
26 املای کدام کلمات نادرست است ؟ ( صفحه 99 )
آغاز عربده و سفاحت نهاد.
من از وی در غظب نمی شوم.
سفاهت . غضب
27 هنگام نوشته ذهنی ، چند نکته مهم باید مورد توجه قرار گیرد؛ آن ها را نام ببرید. ( صفحه 101)
ارتباط خوشه ها با
سخن ، میان دو دشمن ، چنان گوی که گر دوست گردند ، شرم زده نشوی.
تاختن = حمله کردنمشیّت = خواست ، اراده کاویدن = بررسی کردنمعرکه=میدان جنگوسواس = دودلیخانقاه = درویش خانه راست و ریس کردن = مرتب کردنمتواضع= فروتنسوله = ساختمان با سقف فلزییارا = جراَت ایستایی= مقاومتدریادل = بخشندهسَردَمدار = سردستهنسیان = فراموشیخور = زمین پست ، شاخه ای از دریاخیل = گروهاسوه = الگو ، نمونهعَلَم = پرچم
تا با خاک اُنس نگیری ،راهی به مراتب قُرب نداری.
( به ، بر ) دو متمم دارد.
(مزاح ، مزیح)(سلاح ، سلیح)
الف) مُمال
الف ) کنایهب) تشبیهج) تشخیصد) اغراق
بلی ، روزی سزای او بدهی که مال از رعیّت ستده باشد. پس به زجر و مسادره از وی باز ستانی و در خضینه نهی ،درویش و رعیّت را چه سود دارد؟
روزی خسرو را در خیابان دیدم.
روزی = قید زمانخسرو = مفعولخیابان= متمم
باب دندان بودن: مناسب بودن،سپر انداختن: تسلیم شدنکمیت کسی لنگ بودن :ضعیف و ناتوان بودن
من گوش استماع ندارم، لِمَن تَقُولَ
الف ) کنایه ب ) تضمین
آغاز عربده و سفاحت نهاد.
من از وی در غظب نمی شوم.
۱۵:۳۵
شاخه ها
پیوند هسته با مفهوم متضاد
پایبندی به فضای ذهن
28_نمودار عواقب صلح چیست؟ ( صفحه 100 )
دوستی، ارتباط، رشد
29_نمودار عواقب جنگ چیست؟ ( صفحه 100 )
دشمنی، نراع ، تقابل
30_ در نوشته های حسی ، حرکت ما از ........... شروع می شود و در ......................... پایان می پذیرد. ( صفحه 102)
حس ، همان قلمرو حس
31_ نقطه ی آغاز نوشته های ذهنی چیست؟ ( صفحه 102)
پدیده های دیداری و حسی
32_ منظور از ناسازی معنایی یا تضاد مفاهیم چیست؟ ( صفحه 102 )
یعنی دو کلمه یا دو عبارت و مفهوم که ضد هم باشند؛ مثل جنگ و صلح، شب و روز
33_ دریافت خود را از ضرب المثل (( آن را که حساب پاک است ، از محاسبه چه باک است )) را بنویسید. ( صفحه 106 )
این ضرب المثل یعنی آدم درستکار ، ترسی از حسابرسی در دنیا و قیامت ندارد؛ زیرا گناهی نکرده است.
34_معنی عبارت را به فارسی روان بنویسید. ( صفحه 107 )
خدا همان است که پیش روی ماست.
به هر چیز که بنگری به خدا نگریسته ای .
35_ نشانه های ندا و منادا را در عبارت زیر پیدا کنید.( صفحه 108 )
( ای خالق هستی )
ای ( ندا )
خالق هستی ( منادا )
36_با کلمه مسافر یک تشبیه بسازید. ( صفحه 108 )
انسان در این دنیا همانند مسافر است.
37_ معنی عبارت را به فارسی روان بنویسید. (صفحه109 )
خشم بیش از حد گرفتن ، وحشت آرَد و لطف بی وقت ، هیبت ببَرَد. ( صفحه 109 )
بیش از اندازه خشمگین شدن، موجب تنهایی میشود و مهربانی بیموقع، هیبت و شکوه آدمی را از بین میبرد.
38_ بیت زیر را به فارسی روان برگردانید. ( صفحه 109 )
درشتی نگیرد خردمند پیش / نه سستی که ناقص کند قدر خویش
انسان دانا، خشونت پیشه نمیکند و همینطور، ضعف و سستی و ناتوانی هم در پیش نمیگیرد چرا که باعث میشود قدر و منزلت و ارزشش کم شود.
39_یکی از گونه های نوشتاری که با فضای نوشته های ذهنی هم خوانی دارد ................. است. (صفحه110)
داستانی نوشتن
40_ در داستان گونه نویسی چه گام هایی را برمی داریم و چه مراحلی را یاد می گیریم ؟ ( صفحه 110 )
گام اول : شخصیت
گام دوم : ماجرای داستان
گام سوم : فضا
گام چهارم : روایت
41_ در بیان روایت ، دو موضوع اهمیت دارد. آن ها را نام ببرید. ( صفحه 113 )
شیوه بیان
زاویه دید
42_مقصود از شیوه بیان چیست؟ ( صفحه 113)
در بیان روایت ، شیوه ای انتخاب۶ کنیم که در گیرایی و جذاب تر کردن نوشته ، تاثیر گذار باشد.
43_مقصود از زاویه دید چیست؟ ( صفحه 113)
منظور از زاویه دید آن است که ماجرای داستان از دید چه کسی روایت می شود. من یا او
44_دریافت خود را از مثل (( گر صبر کنی زغوره حلوا سازی )) بنویسید.( صفحه 117 )
کارها با صبر و بردباری انجام می شود.جهان متعلق به افراد صبور است.
45_ معنی واژه های مشخّص شده را بنویسید.( صفحه 118 )
حرمت: احترام
دریاب: رسیدگی کن، کمک کن
عاجز: ناتوان
سرگردان: سرگشته
نگاشتن: نقاشی کردن
کشت: محصول
حجاب: پوشش
مگذار: رها مکن
معنی ابیات و عبارات زیر را به فارسی ساده و روان برگردانید.
46_ تا توانی از نیکی کردن میاسا
تا میتوانی از نیکی کردن به دیگران دست بر ندار.
47_ خَلَف صدق نیاکان خود بود.
جانشین راستین اجداد هنرمند خود بود.
48_ برای فعل (( شنیده بودی)) فعل امر ، و مضارع اخباری بنویسید.
امر ( بشنو )
مضارع اخباری ( می شنوی)
49_ برای کلمه ی (( معاش )) یک معنا و یک هم خانواده بنویسید.
معاش: زندگی ( معنا )
معاش: معیشت ( هم خانواده)
50_ آرایه ی (( ایهام )) را تعریف کنید.
هرگاه در عبارت یا بیتی ، یک کلمه به چند معنا به کار رود ایهام پدید می آید.
51_(شعرخوانی) بیت زیر را تکمیل کنید. ( صفحه 39)
وقتی دل سودایی می رفت به بستان ها
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بی خویشتم کردی بوی گل و ریحان ها
52_ مترادف و متضاد واژه (( رفیع )) را بنویسید.
مترادف رفیع : بلند
متضاد رفیع : حضیض.پست، کم ارتفاع
53_یک گروه اسمی مناسب بنویسید که ( هسته، وابسته ، وابسته) داشته باشد.
گوشه روشن وجدان
غبطه بزرگ زندگانی
54 شعر سپید را تعریف کنید.
شعر سپید؛ گونه ای از شعر معاصر است که آهنگ دارد؛ امّا وزن عروضی ندارد و جای قافیه ها در آن مشخّص نیست
55_در بیت زیر کدام آرایه ی ادبی دیده می شود ؟
در فکر آن گودالم / که خون تو را مکیده است
تشخیص( جان بخشی به اشیا )
56 برای هر یک از موارد زیر ، یک مترادف بنویسید.
میان دو کتف
غارب
چنبره گردن
آخُره
57 _زندگی و سفر مانند هم هستند.
این جمله واو عطف دارد یا واو ربط ؟ چرا؟
واو عطف دارد. چون دو کلمه ی ( زندگی و سفر ) را به هم پیوند داده است.
خدا همان است که پیش روی ماست.
( ای خالق هستی )
خشم بیش از حد گرفتن ، وحشت آرَد و لطف بی وقت ، هیبت ببَرَد. ( صفحه 109 )
درشتی نگیرد خردمند پیش / نه سستی که ناقص کند قدر خویش
کارها با صبر و بردباری انجام می شود.جهان متعلق به افراد صبور است.
وقتی دل سودایی می رفت به بستان ها
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در فکر آن گودالم / که خون تو را مکیده است
میان دو کتف
چنبره گردن
این جمله واو عطف دارد یا واو ربط ؟ چرا؟
۱۵:۳۵
رنج هیچ کس ظایع مکن
چندان که طعلق خاطر آدمیزاد به روزی است اگر به روزی ده بودی به مقام از ملائکه درگذشتی
۱۵:۳۶