بله | کانال فارسی یازدهم
ف

فارسی یازدهم

۲۹۸ عضو
#فارسی_یازدهم
#الف_فارسی معنی ابیات و عبارات زیر را بنویسید. undefined1_ به نام چاشنی بخش زبان ها / حلاوت سنج معنی در بیان ها
undefined به نام خدایی که بردن نامش، سخن انسان را شیرین و دلنشین می‌سازد و معیار سنجش خوش‌معنایی بیان افراد می‌شود. undefined2_خدا را بر آن بنده بخشایش است/ که خلق از وجودش در آسایش است. خداوند نسبت به آن بنده‌ای لطف و بخشش دارد که دیگران از وجود او در آسایش و راحتی باشند. undefined3_آفتاب داشت تیغ می کشید.
undefined هنگام طلوع آفتاب بود. undefined4_ چون موسم حج رسید، برخاست/ اُشتُر طلبید و محمل آراست
undefined وقتی زمان حج فرا رسید شتر خواست و برای فرزندش اتاقکی بر پشت شتر آماده کرد. undefined5_ حاجت گه جمله جهان اوست / محراب زمین و آسمان اوست
undefined جایگاه برآورده شدن همۀ حاجات آنجاست و قبلۀ همۀ موجودات است. undefined6_دانست که دل، اسیر دارد / دردی نه دوا پذیر دارد undefined فهمید که دل او اسیر عشق (لیلی) است و این درد درمانی ندارد. undefined7_ سراچه ی ذهنم آماس می کرد.
undefined گنجایش ذهنم بیشتر می شد، به معلوماتم اضافه می شد undefined8_ از فرط هیجان لکه می دویدم.

undefined از شدت هیجان، جست و خیز کنان می دویدم undefined9_معنای واژه های مشخص شده را بنویسید. جهد بر توست و بر خدا توفیق

undefined جهد = تلاش، کوشش undefined توفیق= کمک رسانی، پیروزی undefined10_در بیت زیر کدام ویژگی های ((مجنون)) بارز است ؟ کز عشق به غایتی رسانم / کاو مانَد و من نمانم
undefined ایثار و ازخودگذشتگی در راه معشوق undefined11_ اجزای بیت زیر را طبق زبان معیار مرتب کنید.
گفتند به اتفاق یکسر / کز کعبه گشاده گردد این در
undefined یک سر به اتفاق گفتند این در کز کعبه، گشاده گردد. undefined12_ بیت زیر چه آرایه ی ادبی دارد؟
هرگز وجودِ حاضرِ غایب شنیده ای؟ / من در میان جمع و دلم جای دیگر است
undefined متناقض نما ( پارادوکس)
حاضرِ غایب undefined13_ مترادف هر واژه را بنویسید.
undefinedمفاتیح = کلیدها
undefined متمکّن= دارا undefined14_ ترکیب وصفی را مشخص کنید.
منبع بی شائبه مشیّت الهی
undefined جواب صحیح:هر دو عبارت ترکیب وصفی هستند. undefined15_در عبارات زیر کدام آرایه های ادبی دیده می شود؟
الف_روس ها مثل مور وملخ در پهنه شهر پراکنده شدند. undefined آرایه تشبیه
ب_ روس ها مثل مور وملخ در پهنه شهر پراکنده شدند.undefinedآرایه کنایهج_شهر داشت خود را برای استقبال از بهار آماده می کرد.
undefined آرایه تشخیص( جانبخشی به اشیا) undefined16_در عبارات زیر مقصود نویسنده از قسمت های مشخص شده چیست؟ (خانه های تاریک و بی دریچه) undefinedفکر بسته

(پنجره های باز ونور گیر) undefined اندیشه ها و افکار نو ، روشنفکری undefined17_ در جملات زیر ، ( شاخص) و ( هسته ) را مشخص کنید.
سرهنگ رحیمی از سربازان سان دید. undefined سرهنگ رحیمی ( شاخص)
من به سرهنگ اردوگاه گزارشی دادم. undefinedسرهنگ ( هسته ) undefined18_ معنای واژه های مشخص شده را بنویسید. معیار دوستان #دغل روزِ حاجت است. ( دغل ) undefined حیله گر ، فریب کار، مکّار
فخری که از وسیلت #دون_همتی رسد / گر نام و ننگ داری ، از آن فخر ، عار دار
( دون همتی ) undefined پستی، خواری و حقارت خود undefined19_با توجه به رابطه های معنایی ( ترادف ، تصاد ، تضمّن ، تناسب ) را مشخص کنید .
#الف_ سیر و گرسنه undefined تضاد
#ب_ سیر و پیاز undefined تناسب
#ج_ سیر و بیزار undefined ترادف
#د_ سیر و گیاه undefined تضمّن undefined20_ در مصراع ( یکی روبهی دید بی دست و پای ) بی دست و پای کنایه از چیست؟
undefined کنایه از ناتوان بودن undefined21_ املای کدام کلمه نادرست است؟ شکل درست آن رابنویسید.
#الف_ هر درختی را سمره معیّن است. undefinedثمره
#ب_ مردان ، بار را به نیروی همّت و بازوی همیّت کشند ، نه به قوّت تن
undefined حمیّت
#ج_ چنان که یک لحظه از حق تعالی، قایب نشود.
undefined غایب undefined22_ هم آوای کلمه ( صفیر ) رابنویسید.
undefined سفیر #ب_نگارش undefined23_هر نوشته از چند بخش تشکیل می شود؟undefined دو بخش (ساختار محتوا)
undefined24_مراحل نوشتن را بنویسید.
undefined 3 مرحله
پیش از نوشتن
نوشتن
*پس از نوشتن
undefined25
مَثَل زیر را در 3 سطر گسترش دهید.( انشای کوتاه)

زبانِ خوش ، مار را از سوراخ بیرون می آورد. undefined26_یکی از راه های گسترش محتوای نوشته چیست؟
undefinedپرداختن به عناصر (زمان) و ( مکان)است.



undefined27_شعر زیر را بخوانید و برداشت خود را از آن بنویسید.
دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد؟ ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد
undefined می‌دانی لذت دیدن دوستی که مدت طولانی او را ندیده ای چگونه حسی است؟ حسی مثل وقتی که انسان تشنه ای در بیابان باشد و تکه ابری بر او باران ببارد. undefined28_چند نمونه از ویژگی های ظاهری شخص را نام ببرید.
undefined رنگ پوست / شکل ، رنگ و حالت مو / سن و سال/ قد و اندازه / لباس و کیف و کفش/ چهره undefined29_چند نمونه از ویژگی های رفتاری شخص را نام ببرید.
undefined ویژگی های اخلاقی / عادت ها / علایق/ باورها undefined30_شخصی عادت به ناخن جویدن دارد، این مورد از کدام ویژگی شخصیتی او می باشد؟
undefined

۴:۲۷

پاسخ سوال ۳۰ویژگیهای رفتاری

۴:۲۸

لطفا همه سوالات ارسالی را بخوانید و پاسخش را به طور کامل یاد بگیرید
احتمالا برخی از سوالات ارسالی در آزمون اصلی شما لحاظ شود،ولی برای آزمون،صرفاً به این سوالات بسنده نکنید

۴:۴۰

سعی میکنم باز هم نمونه سوال بیشتری در همین کانال ارسال کنمفعلا همان موارد ارسالی رو بخوانید و یاد بگیرید،ضمن اینکه با طرز سوال امتحانی آشنا می شوید،به نوعی هم،نمونه سوالاتی از بخش‌های مهم درسها در اختیار دارید

۶:۲۶

شاد و پیروز و سلامت باشید

۶:۲۶

ادامه ی نمونه سوالات فارسی یازدهم ، مناسب برای ترم اول

۱۵:۳۴

undefined31_یک ترکیب وصفی بنویسید.undefined دیوار بلند
undefined32_یک ترکیب اضافی بنویسید.undefinedکتاب علی

undefined33_معنی واژه های زیر را بنویسید.ادبار =بدبختیundefined34_اهتزاز= حرکت، تکانundefined35_پرورده= پرورش یافتهundefined36_تحفه= هدیه
undefined37_نوع صفت را در عبارت " آن روز " مشخص کنید.undefinedصفت شمارشی
undefined38_دست گرفتن کنایه از چیست؟undefinedکنایه از یاری رساندن
undefined39_معنی واژه های زیر را بنویسید.مور = مورچهundefined40_زورمندی=قدرتundefined41_همّت=اراده
undefined42_کمر بستن کنایه از چیست؟undefinedآماده اقدام به کاری شدن
undefined43_ درک و دریافت خود را از بیت زیر بنویسید.
یقین، مرد را دیده ، بیننده کرد /  شد و تکیه بر آفریننده کرد 
undefinedدرویش با دیدن روباه دست از جنب و جوش برداشت. روش زندگانی خود را تغییر داد و فقط منتظر رسیدن روزی شد.

undefined44_معنی و مفهوم بیت زیر را به فارسی روان بنویسید.
بخـــور تا توانی به بازوی خویش / کــــه سَعیَت بود در ترازوی خویش
undefined تا می‌توانی از درآمد بازوی خودت غذا بخور، چرا که سعی و تلاش خودت میزان و سنجش رفاهت خواهد بود.
undefined45_شیر و روباه ،نسبت به هم آرایه ی ....... دارند.undefined تناسب
undefined46_خودرو و سرعت ، نسبت به هم آرایه ی .....دارند.undefined تناسب
undefined47_با توجه به معنی، املای کدام واژه درست است.مهراب مسجدمحراب مسجد
undefined محراب
undefined48_تیمار خوردن، کنایه از چیست؟undefinedیاری و پرستاری
undefined49_آرایه ی تلمیح چیست؟
undefined اگر در شعر یا متن ، به آیه و حدیث و واقعه ی تاریخی اشاره شود؛ تلمیح نام دارد.
undefined50_برای واژه ی " بخشنده " یک هم خانواده بنویسید.undefinedبخشایش
undefined51_معنی واژه ی " کنج " را بنویسید.
undefined گوشه
undefined52_مخفّف " که از این " را بنویسید.undefined کزین
undefined53_مترادف "رزق "را بنویسید.
undefined روزی
undefined54_متضاد "درویش " را بنویسید.undefined ثروتمند، دارا
undefined55_هم خانواده کلمه ی " عصر " را بنویسید.
undefinedمعاصر
undefined56_ در بیت زیر "خنیده" به چه معنی می باشد؟
هر روز خَنیده نام‌تر گشت / در شیفتگی تمام تر گشت
undefinedخنیده: مشهور، معروف، نامدار
undefined57_معنی بیت زیر را به فارسی روان بنویسید.دریاب کــه مبتلای عشــقم / آزاد کــن از بلای عشــقم

undefinedخدایا به کار من رسیدگی کن که اسیر عشق شده ام و بلای عشق مرا در بند کشیده است. مرا نجات بده.
undefined58_اخلاق خوب جزء کدام ویژگی شخص می باشد؟
undefinedویژگی رفتاری
undefined59_لاغر بودن جزء کدام ویژگی شخص می باشد؟
undefinedویژگی ظاهری
undefined60_ضرب المثل زیر را در سه سطر گسترش دهید.از این گوش می گیرد از آن گوش در می کند
undefinedیعنی به پند و گفته های دیگران گوش فرا نمی دهد.شنونده ای که به نصیحت یا حرف دیگران بی اعتنا باشد ، گویی که آن‌ها را نمی‌شنود.بی توجهی به حرف‌ها.

۱۵:۳۵

#فارسی_یازدهم_درس13#کبوتر_طوق_دار
قلمرو زبانی: آورده اند: حکایت می کنند / ناحیت: ناحیه، سرزمین / ریاحین: گیاهان / کشمیر: ناحیه ای بین هند و پاکستان / جمال: زیبایی / مُتَصَید: شکارگاه / مَرغ: گونه ای گیاه / مرغزار: چمن زار/ نَزِه: با صفا، خوش آب و هوا / مانستی: مانند بود / قلمرو ادبی: پر زاغ به دُم طاووس و بالعکس: تشبیه / زاغ: نماد زشتی / طاووس: نماد زیبایی / اغراقبازگردانی: حکایت کرده اند که در سرزمین کشمیر شکارگاهی خوش آب و هوا و چمنزاری با صفا بود که از بازتاب گیاهان آن، پر سیاه زاغ مانند دم طاووس زیبا می شد و در مقابل زیبایی آن، دم زیبای طاووس مانند پر زاغ، سیاه و کم ارزش به چشم می آمد.

۵:۰۰

قلمرو زبانی: دِرَفشان: درخشان، نورانی/ مرجع او: چراغ / مرجع «ش» در جانش: لاله / داغ: سیاهی درون لاله / قلمرو ادبی: چون چراغی: تشبیه / حسن تعلیل: سیاهی درون لاله از دود چراغ بود / داغ: استعاره از سیاهی درون لاله / جان داشتن لاله:‌ جانبخشیبازگردانی: گل لاله در آنجا چون چراغی می درخشید؛ امّا از دود آن چراغ، درون لاله سیاه شده بود.
قلمرو زبانی: شقایق: لاله وحشی / باده: شراب / شاخ: شاخه / شقایق، لاله: دو گونه گل / زُمرّد: سنگ قیمتی / باده: شراب / قلمرو ادبی: جانبخشی: شقایق ایستاده / چو بر شاخ…: تشبیه /بازگردانی: گل شقایق بر شاخه خود به گونه ای ایستاده بود که گویی جام شراب سرخ بر شاخه ای زمردین رنگ و سبزفام قرار گرفته است.

۵:۰۰

قلمرو زبانی: اختلاف: رفت و آمد /  متواتر: پی در پی / گَشن: انبوه /بازگردانی: در آن چمنزار شکار بسیار بود و شکارچیان پی در پی آمد وشد می کردند. زاغی در آن حوالی بر درختی بزرگ و پر شاخ و برگ لانه داشت. نشسته بود و اطراف را نگاه می کرد.
قلمرو زبانی: بدحال: بدخو / جال: دام و تور / قلمرو ادبی: روی نهادن: کنایه از رفتنبازگردانی: ناگهان شکارچی بدخو با تن پوشی خشن و دامی بر دوش و عصایی در دست به سوی آن درخت روی نهاد.
قلمرو زبانی: کاری افتاده: کاری دارد / باری: به هر روی / جای نگه دارم: این  جا می مانم /بازگردانی: زاغ ترسید و با خود گفت: این مرد کاری دارد که به اینجا می آید و روشن نیست قصد شکار مرا دارد یا دیگری را. در هر حال من در این جا می مانم و می بینم که چه پیش خواهد آمد.

۵:۰۰

قلمرو زبانی: جال: دام / بازکشید: پهن کرد / حَبّه: دانه / سر: رئیس / طوق: خط دور گردن پرندگان / مطوقه: طوق دار / طاعت، مطاوعت: فرمانبرداری/ گذاشتندی: می گذرانیدندبازگردانی: شکارچی جلوتر آمد، و دام را گستراند، دانه انداخت و پنهان شد، مدّتی گذشت. گروهی از کبوتران رسیدند و رئیس آنان کبوتری بود که او را مُطَّوقه می گفتند و در فرمان بری او روزگار را سپری می کردند.
قلمرو زبانی: غافل وار: با حال غفلت، بی خبر / فرودآمدند: پایین آمدند / جمله: همه / گرازان: با ناز راه رونده / تگ: دویدن / ایستاد: شروع کرد / در ضبط آوردن: گرفتن / مرجع «ایشان»: کبوترانبازگردانی: همین که دانه را دیدند بی خبر پایین آمدند و همه در دام افتادند و صیاد خوشحال شد و با ناز و شادی شروع به دویدن کرد تا آنها را گرفتار کند.
قلمرو زبانی: اضطراب: پریشانی و آشفتگی / را: به معنای «برای»بازگردانی: کبوتران بی قراری می کردند و هر یک برای رهایی خودش کوشش می کرد.

۵:۰۱

قلمرو زبانی: مجادله: جدال و ستیزه / همگنان: همه، جمع همگن / استخلاص: رهایی جُستن، رهایی دادن / تخلص: رهایی / صواب: صلاح و درست / به طریق: از راه / تعاون: همیاری / قوت: نیرو / رهایش: آزادی، نجاتبازگردانی: مُطَّوقه گفت: جای بحث و جدال نیست باید به گونه ای کار کنید که همگان رها کردن یاران را مهم تر از آزادی خود بدانند و اکنون درست آن است که همه از راه همیاری نیرویی به کار ببرید تا دام را از جا برداریم؛ زیرا رهایی ما در این کار است.
قلمرو زبانی: فرمان کردن: فرمان بردن / برکندن: بلند کردن شناسه مفرد برای نهاد جمع / در پی: دنبال /ایستاد: تقریباً به معنی مبادرت ورزیدن، اقدام کردن / آخر: سرانجام / درمانند: درمانده شوند / قلمرو ادبی: سر خویش گرفتن: کنایه از دنبال کار خود رفتن /بازگردانی: کبوتران فرمان او را پذیرفتند و دام را برداشتند و راه خود را پیش گرفتند و رفتند و صیاد به دنبال ایشان می رفت و می نگریست به امید آنکه سرانجام خسته شوند و بیفتند.

۵:۰۱

قلمرو زبانی: بر اثر: به دنبال / فرجام: پایان / واقعه: پیشامد / ایمن: ممال امان، در امان / تجارب: ج تجربه / دفع: راندن / حوادث: پیشامدهای ناگوار / تشبیه پنهان: تجارب مانند سلاحی است برای دفع ناگواری‌هابازگردانی: و زاغ با خود فکر کرد که به دنبال ایشان بروم و روشن کنم که پایان کار آنها چه می شود؛ زیرا من از مانند این حادثه در امان نیستم و از تجربه‌ها برای دور کردن پیشامدهای بد می توان سلاح‌ها درست کرد.
قلمرو زبانی: قفا: پشت، پشت گردن / ستیزه روی: گستاخ، پر رو / به جد: جدّی / ناپیدا: ناپدید / قلمرو ادبی: چشم:‌ مجاز از نگاه / از کسی دل برگرفتن: کنایه از دل کندن، قطع علاقه کردنبازگردانی: و مُطَّوقه چون دید که شکارگر به دنبال ایشان است، به دوستان گفت: این فرد گستاخ در گرفتار کردن ما جدی است و تا از چشم او پنهان نشویم، دست از سر ما بر نخواهد داشت
قلمرو زبانی: طریق: راه کار / اشارت: دستور/ درختستان: باغ / منقطع: بریده، قطع شده / خایب: نا امید /بازگردانی: راه کار آن است که به سوی آبادی‌ها و باغ‌ها برویم تا چشم او ما را نبیند و ناامید و دل شکسته برگردد
قلمرو زبانی: بند: ریسمان /اِمام: راهنما و الگو / راه بتافتند: راه را کج کردندبازگردانی: زیرا که در این نزدیکی موشی است که با من دوستی دارد. به او می گویم تا این بندها را ببرد. کبوتران دستور او را راهنمای خود گرفتند و راه کج کردند و شکارگر برگشت.

۵:۰۱

قلمرو زبانی: مسکن: خانه  / فرمان نگاه داشتن: فرمان بردن / جمله: همگی /بازگردانی: به خانه موش رسید. به کبوتران دستور داد که: «فرود بیایید.». فرمان او را پذیرفتند و همه فرود آمدند.
قلمرو زبانی: دَها: زیرکی و هوش / خرد:‌ عقل / مشاهدت: مشاهده / مواضع: جای‌ها / از جهت: برای / گریزگاه: جای گریز / تیمار: مواظبت / فراخور: شایسته / حکمت: دانش / بر حسب: مطابق قلمرو ادبی: گرم و سرد …:  کنایه از جهان دیده و با تجربه / گرم، سرد: تضاد / خیر، شرّ: تضاد / دیدن گرم و سرد: حس آمیزیبازگردانی: و آن موش نامش زِبرا بود. با خِرد و هوش بسیار و خوب و بد روزگار را دیده نیکی‌ها و زشتی‌ها را مشاهده کرده؛ و در آن جای‌ها برای فرار در روز حوادث، صد سوراخ و لانه ساخته بود و هر یک از سوراخ ها را به دیگری راه داده و مناسب دانش و مطابق مصلحت از آن سوراخ ها مواظبت می کرد،
قلمرو زبانی: آواز داد: فریاد زد / تعجیل: شتاب (هم آوا: تأجیل: مهلت دادن)/ بازگردانی: مُطَّوقه صدا زد: «بیرون بیا». زبرا پرسید که کیست؟ مُطَّوقه نامش را گفت: زبرا شناخت و با شتاب بیرون آمد.
قلمرو زبانی: زه آب: چشمه / دیده: چشم / قلمرو ادبی: بند بلا: اضافه تشبیهی / زه آب دیده: اضافه تشبیهی / جوی: استعاره از اشک / بر رخسار جوی‌ها …: اغراقبازگردانی: وقتی او را گرفتار بلا دید، اشک از چشمانش روان کرد و بر چهره اش ریخت و گفت:«ای دوست عزیز و یار همراه، چه کسی تو را در این رنج گرفتار کرد؟»

۵:۰۲

قلمرو زبانی: قضا: سرنوشت / ورطه: جای هلاکت / قلمرو ادبی: استعارهبازگردانی: جواب داد که سرنوشت آسمانی مرا در این جای نابودی افکند.
قلمرو زبانی: بشنود: شنید (بن ماضی: شنید، بن مضارع: شنو) ، ایستاد: تقریباً به معنی مبادرت ورزیدن، اقدام کردن (بن ماضی: ایستاد، بن مضارع: ایست) بازگردانی: موش شنید و سریع شروع کرد به بریدن بندهایی که مُطَّوقه به آن بسته بود.
قلمرو زبانی: اصحاب: یاران / اولی تر: سزاوارتر / حدیث: سخن / مکرر کردن: تکرار کردن /بازگردانی: مُطَّوقه گفت: «اوّل بند دوستانم را باز کن». موش گفت: این حرف را پیوسته تکرار می کنی؛ مگر تو به وجود خودت نیاز نداری و وجود تو بر تو حقی ندارد؟
قلمرو زبانی: ملامت: سرزنش / ریاست: رهبری / تکفل کردن: به گردن گرفتنبازگردانی: من به این خاطر سرزنش نکن؛ زیرا من رهبری این کبوتران را به گردن گرفته ام و ایشان به همین خاطر حقی بر گردن من است.

۵:۰۲

قلمرو زبانی: گزاردن: انجام دادن (بن ماضی: گزارد، بن مضارع: گزار) / معونت: کمک / مظاهرت: پشتیبانی، یاری کردن / بجستم: نجات یافتم (بن ماضی: جست، بن مضارع: جه)/ مواجب: جمع موجب، وظایف / سیادت: رهبریبازگردانی: چون آنها حق مرا با فرمانبرداری و پند و اندرز پذیری به جا آوردند و با یاری و پشت گرمی آنان از دست صیاد نجات یافتم، من نیز باید از عهده کارهای رهبری برآیم و وظایف سروری خود را به انجام رسانم.
قلمرو زبانی: عقده: گره / ملول: سست و ناتوان، آزرده / ملالت: خسته / اهمال: سستی /بازگردانی: و می ترسم اگر اول گره‌های مرا باز کنی خسته شوی و برخی از کبوتران گرفتار بمانند. تا من بسته باشم هر چند که خسته شده باشی سستی در حق مرا درست نمی دانی و دلت به آن خرسند نمی شود.
قلمرو زبانی: ضمیر: درون / رخصت: اجازه / بلا: گرفتاری / فراق: آسایش / موافقت: همکاری / طاعن: سرزنشگر / مجال: فرصت / وقیعت: بدگویی/ قلمرو ادبی: بلا، فراق: تضادبازگردانی: و همچنین در وقت بلا و گرفتاری با هم بوده ایم در وقت آسایش همراهی بهتر است وگرنه سرزنش کنندگان فرصت بدگویی پیدا می کنند
قلمرو زبانی: اهل مکرمت: جوانمردان /  موالات: دوستی / ارباب مودّت: دوستداران / ثقت: اعتماد / خصلت: خو / مطلق: رها / کرم عهد: خوش پیمانی / صافی: پاکبازگردانی: موش گفت: «روش جوانمردان همین است و نظر دوستان با این خلق و خوی پسندیده و باطن پاک (تو) در دوستی تو پاک تر می شود. و اعتماد دوستان به بزرگواری و پیمانداری تو بیشتر می گردد.

قلمرو زبانی: جدّ: / رغبت: میل / مطلق: رها، آزاد / ایمن: ممال امان، در امنیت /بازگردانی: و آن وقت با جدّیت و میل فراوان بند ایشان را برید و مُطَّوقه و دوستانش رها و آسوده بازگشتند

۵:۰۳

#کارگاه_متن_پژوهی_صفحه156
1_غافل وار = بی خبر
جِدّ= جدی

2_معونت.مظاهرت.سیادت.استخلاص
3_ ◙ کبوتران فرمان وی بکردند و دام برکندند و سر خویش گرفت. (گرفتند)
4_انسان با تجرب: سرد و گرم روزگار دیده / ناامید شدن: خایب

5_ قلمرو ادبی: پر زاغ به دُم طاووس و بالعکس: تشبیه /
زاغ: نماد زشتی /
طاووس: نماد زیبایی / اغراق
6_ الف ) در وقت آسایش همراهی بهتر است وگرنه سرزنش کنندگان فرصت بدگویی پیدا می کنند.


ب ) = حق رهبری را باید به انجام رسانم.
7_ مروّت نبینم رهایی ز بند / به تنها و یارانم اندر کمند (سعدی) = و من می ترسم که اگر از گشادن عقده‌های من آغاز کنی ملول شوی و بعضی از ایشان در بند بمانند

دوستان را به گاه سود و زیان / بتوان دید و آزمود توان (سنایی) = در وقتِ فراغْ موافقت اوَلی تر، و الّا طاعِنان مجالِ وقیعت یابند.

۵:۰۳

#فارسی_و_نگارش_یــازدهــــم
undefined1_معنی بیت زیر را به فارسی روان برگردانید. (صفحه 103)
بیا عاشقی را رعایت کنیم / ز یاران عاشق حکایت کنیم
undefined بیا راه و رسم عاشقی را گرامی بداریم و از آزادگان و شهیدان سخن بگوییم.
undefined2_ معنای واژه های مشخص شده را بنویسید.(صفحه104)
منکر = انکار کننده مدار = گردیدن ، دور زدن
undefined3_در بیت زیر مقصود شاعر از یاران عاشق ، چه کسانی است؟(صفحه 105)بیا عاشقی را رعایت کنیم / ز یاران عاشق حکایت کنیم
undefined شهیدان ، که با نثار خون خود؛ فریاد آزادی سر دادند
undefined4_شعر زیر را بخوانید و دریافت خود را از آن بنویسید.(صفحه 125)
ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی / از این باد ار مدد خواهی ،چراغ دل بر افروزی
undefined از کوى یار بوى خوش باد نوروزىمى‌آید. اگر از این باد یارى بخواهى، چراغ دلت را روشن‌خواهى کرد. [
undefined5_معنی ابیات زیر را بنویسید.( صفحه127)هنر خوار شد جادویی ارجمند/نهان راستی ، آشکارا گزند undefinedهنر و فضیلت های اخلاقی بی ارزش شد، جادوگری ارزش یافت، صداقت از بین رفت و آسیب‌های اجتماعی همه جا را گرفت.

undefined6_خروشید و برجست لرزان زجای / بدرّید و بسپرد محضر به پای ( صفحه 130)undefined فرياد برآورد و در حالي كه از خشم مي لرزيد، استشهادنامه را پاره كرد و زير پا انداخت.
undefined7_کسی کاو هوای فریدون کند/ دل از بند ضحّاک بیرون کند( صفحه 130)undefined  هر كسي مي خواهد از فريدون طرفداري كند باید خود را از يوغ بندگي و ظلم و ستم ضحّاك آزاد کند...
undefined8_بپویید کاین مهتر آهرمن است / جهان آفرین را به دل ، دشمن است.(صفحه 130)undefinedحركت كنيد و بخروشید. زيرا اين پادشاه، شيطان است و قلباً دشمن خداست.
undefined9_درفش کاویان در کدام مفهوم نمادین به کار رفته است ؟( صفحه 132)
undefined نماد پیروزی است .
undefined10_بهترین راه برای به یاد سپردن مطالب طولانی ..................................... است . (صفحه 136)
undefined خلاصه برداری و خلاصه نویسی
undefined11_ شیوه های خلاصه نویسی را نام ببرید. ( صفحه 136)
undefined خلاصه نویسی وابسته به متنundefined خلاصه نویسی آزادundefined دسته بندی مطالب و یادداشت برداری
undefined12_در خلاصه نویسی وابسته به متن، چه کاری انجام می دهیم؟( صفحه 136)
undefinedزیر قسمت های مهم خط می کشیم. undefined نکته های زائدو غیر مهم را حذف می کنیم.
undefined13_دسته بندی مطالب و یادداشت برداری شامل چیست؟ ( صفحه 144)
undefined الف: نمودار
undefined ب : جدول
undefined پ : نقشه مفهومی (نمودار درختی)
undefined14_معنی واژه های مشخص شده را بنویسید.(صفحه152)

«یکی را شنیدم از (پیران ) ( مربّی) که (مریدی) را همی گفت: ای پسر، چندان که (تعلّق خاطر )( آدمیزاد) به روزی است اگر به روزی ده بودی به مقام از (ملائکه) در گذشتی».

undefined بزرگانundefined پرورش دهنده یundefined یکی از شاگردان undefined علاقه undefined انسانundefined فرشته ها
undefined15_معادل معنایی کلمات زیر را بنویسید. (صفحه 156)
غافل وار = بی خبربه جد = جدی
undefined 16_هر عبارت کنایه از چیست؟( صفحه 156)
انسان باتجربه ( سرد و گرم روزگار چشیده )ناامید شدن ( دل از ما برنگیرد )
undefined17_معنی جملات زیر را به فارسی روان بنویسید.(صفحه157)

undefined در وقت فراغ موافقت اولی تر ، و الّا طاعنان مجال وقیعت یابند.undefined (همان گونه که در وقتِ بلا و گرفتاري با هم بوده ايم، در وقتِ آسايش، همراهي بهتر است وگرنَه،  سرزنش کنندگان، فرصتِ بدگويي پيدا مي کنند.)

undefined18_undefinedمرا نیز از عهده لوازم ریاست بیرون باید آمد و مواجب سیادت باید آمد و مواجب سیادت را به ادا رسانید.
undefined (من نيز بايد از عُهده ي کارهاي رياست بر آيم و سبب سَروریِ خود را به انجام رسانم. «من نيز بايد وظيفه ی خود را انجام دهم.)
undefined19_معنی بیت را بنویسید.( صفحه 159)
شرق از آن خداستغرب از آن خداستو سرزمین های شمال و جنوب نیزآسوده در دستان خداست
معنی: شرق، غرب، شمال و جنوب یعنی سرتاسر عالم برای خداست و اوست که همه را با قدرت خویش اداره می کند.
undefined20_کاربرد معنایی واژۀ "دم" را در جمله زیر بنویسید..(صفحه 161)زیرا هر دم به تلاش است تا که فرا رود.
undefined "دم" د به معنی لحظه
undefined21_در جملات زیر  کلمات مشخص شده "مَجاز " از چه چیزی هستند؟ (صفحه 161) 

روح را ((خاک)) نتواند مبدّل به غبارش سازد.   undefined خاک مجاز از (جسم یا دنیا)

اگر ((فکر و حواسم)) این جهانی است.
undefined فکر و حواس مجاز از (کل وجود انسان)
undefined22_ معنی واژه های زیر را بنویسید. (صفحه162)برزیگر = کشاورز تهی =خالیزنهار =آگاه باشید
undefined23_ عبارات زیر کنایه از چیست ؟(صفحه162)
انسان را تنها نیمه سیر کند (کنایه از اینکه کافی نیست .)دست از کار شستن ( کنایه از رها کردن کار )
undefined24- کاربرد معنایی واژۀ "دم" را در جمله زیر بنویسید..(صفحه 161)
دم فرو دادن و برآمدنش
undefined "دم" د به معنی نفس
25_undefinedمعنی کلمات زیر را بنویسید.(صفحه 158)
آورده اند : حکایت کرده اند بر سبیلِ : به روش، به طریق اعتذار : عذرخواهی، پوزش خواهی ناگه : ناگهان، سرزده بدید : دیدپاره : مقدار بودی : می ب

۱۶:۰۷

ود برخاست : بلند شد ردا : بالاپوش، عبا عزّ و جلّ : بزرگ و عزیز است قسمت : رزق و روزی، سرنوشت خرسند : راضی، قانع
undefined26_معنی عبارت را به فارسی روان برگردانید.( صفحه155)
¤ چون او را در بند بلا بسته ديده، زهاب ديدگان بگشاد و بر رخسار جوي ها براند و گفت: اي دوست عزيز و رفيق، تو را در اين که افگند؟
undefined وقتي او را گرفتارِ بلا ديد، اشک از چشم جاري کرد و بر چهره اش،از بسیاریِ اشک،جوی ها ،جاری گشت  و گفت: « اي دوستِ عزيز و يارِ همراه، چه کسي تو را در اين رنج گرفتار کرد؟»
undefined27_در متن زیر غلط های املایی را پیدا کنید و شکل درست آن ها را بنویسید.( صفحه 153)
آورده اند که در ناهیت کشمیر متسیّدی خوش و مرغذاری نزه بود که از عکس ریاحین او ،پَرِ زاق چون دم طاووس نمودی.
undefined ناحیت.متصیّدی.مرغزاری
undefined28_در متن زیر غلط های املایی را پیدا کنید و شکل درست آن ها را بنویسید.( صفحه 155)
مرا بدین ملامت نباید کرد که من ریاست این کبوتران طکفّل کرده ام و ایشان را از آن روی بر من حقّی واجب شده است و چون ایشان حقوق مرا به تاعت و مناسحت بگذاردند و به معونت و مضاهرات ایشان از دست صیّاد بجستم.
undefined تکفّل.طاعت.مناصحت.بگزاردند.مظاهرات
undefined29_(شعرخوانی.حفظ شعر ) بیت زیر را کامل کنید.(صفحه 134)
مرا اوج عزّت در افلاک توستــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


undefined به چشمان من کیمیا خاک توست
undefined 30_مارانی را که بر دوش ضحّاک روییدند ، مظهر چه خصلت هایی می توان دانست ؟ ( صفحه 132)
undefined مظهر خوی اهریمنی وشیطانی، منش خبیث، ظلم و ستم
معنی ابیات و عبارات زیر را بنویسید. undefined31_ به نام چاشنی بخش زبان ها / حلاوت سنج معنی در بیان ها
undefined به نام خدایی که بردن نامش، سخن انسان را شیرین و دلنشین می‌سازد و معیار سنجش خوش‌معنایی بیان افراد می‌شود. undefined32_خدا را بر آن بنده بخشایش است/ که خلق از وجودش در آسایش است. undefined خداوند نسبت به آن بنده‌ای لطف و بخشش دارد که دیگران از وجود او در آسایش و راحتی باشند.
undefined33_آفتاب داشت تیغ می کشید.
undefined هنگام طلوع آفتاب بود.
undefined34_ چون موسم حج رسید، برخاست/ اُشتُر طلبید و محمل آراست
undefined وقتی زمان حج فرا رسید شتر خواست و برای فرزندش اتاقکی بر پشت شتر آماده کرد.
undefined35_ سراچه ی ذهنم آماس می کرد.
undefined گنجایش ذهنم بیشتر می شد، به معلوماتم اضافه می شد

undefined36_در بیت زیر کدام ویژگی های ((مجنون)) بارز است ؟ کز عشق به غایتی رسانم / کاو مانَد و من نمانم
undefined ایثار و ازخودگذشتگی در راه معشوق

undefined37_ بیت زیر چه آرایه ی ادبی دارد؟
هرگز وجودِ حاضرِ غایب شنیده ای؟ / من در میان جمع و دلم جای دیگر است
undefined متناقض نما ( پارادوکس)
حاضرِ غایب undefined38_ مترادف هر واژه را بنویسید.
undefinedمفاتیح = کلیدها
undefined متمکّن= دارا
undefined39_ ترکیب وصفی را مشخص کنید.
منبع بی شائبه مشیّت الهی
undefined جواب صحیح:هر دو عبارت ترکیب وصفی هستند.

undefined40_در عبارت زیر کدام آرایه های ادبی دیده می شود؟
شهر داشت خود را برای استقبال از بهار آماده می کرد.
undefined آرایه تشخیص( جانبخشی به اشیا)

undefined41_در عبارات زیر مقصود نویسنده از قسمت های مشخص شده چیست؟ (خانه های تاریک و بی دریچه) undefinedفکر بسته

(پنجره های باز ونور گیر) undefined اندیشه ها و افکار نو ، روشنفکری
undefined42_ معنای واژه های مشخص شده را بنویسید. معیار دوستان #دغل روزِ حاجت است.( دغل )undefined حیله گر ، فریب کار، مکّار
فخری که از وسیلت #دون_همتی رسد / گر نام و ننگ داری ، از آن فخر ، عار دار
( دون همتی ) undefined پستی، خواری و حقارت خود undefined43_با توجه به رابطه های معنایی ( ترادف ، تصاد ، تضمّن ، تناسب ) را مشخص کنید .
#الف_ سیر و گرسنه undefined تضاد
#ب_ سیر و پیاز undefined تناسب
#ج_ سیر و بیزار undefined ترادف
#د_ سیر و گیاه undefined تضمّن undefined44_ در مصراع ( یکی روبهی دید بی دست و پای ) بی دست و پای کنایه از چیست؟
undefined کنایه از ناتوان بودن
undefined45_ املای کدام کلمه نادرست است؟ شکل درست آن رابنویسید.
#الف_ هر درختی را سمره معیّن است. undefinedثمره
#ب_ مردان ، بار را به نیروی همّت و بازوی همیّت کشند ، نه به قوّت تن
undefined حمیّت

#ج_ چنان که یک لحظه از حق تعالی، قایب نشود. undefined غایب

undefined46_ هم آوای کلمه ( صفیر ) رابنویسید.
undefined سفیر
undefined47_هر نوشته از چند بخش تشکیل می شود؟undefined دو بخش (ساختار محتوا)


undefined48_یکی از راه های گسترش محتوای نوشته چیست؟

undefinedپرداختن به عناصر (زمان) و ( مکان)است.




undefined49_چند نمونه از ویژگی های ظاهری شخص را نام ببرید.

undefined رنگ پوست / شکل ، رنگ و حالت مو / سن و سال/ قد و اندازه / لباس و کیف و کفش/ چهره

undefined50_شخصی عادت به ناخن جویدن دارد، این مورد از کدام ویژگی شخصیتی او می باشد؟

undefined ویژگی رفتاری


undefined51
شخصی قد کوتاه و رنگ پوستش سیاه است؛ این مورد از کدام ویژگی شخصیتی او می باشد؟

undefined ویژگی ظاهری

۱۶:۰۸

undefined52_ یکی از راه های گسترش نوشته ............... است. ( صفحه 92 )
undefined ایجاد گفت و گو

undefined53_گفت و گو به چه چیزی کمک می کند؟ (صفحه 92 )
undefined معرفی شخصیت های نوشته

undefined54_یکی دیگر از کارکردهای گفت و گو ........... است. (صفحه 92)
undefined به حرکت درآوردن نوشته

undefined55_شعر حفظیبیت زیر را کامل کنید. ( صفحه 67)
دی شیخ با چراغ همی گشت گِرد شهر
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

undefined کز دیو و دَد ملولم و انسانم آرزوست

undefined56_املای کدام کلمه نادرست است ؟( صفحه 87) از همان جا بود که خواندن گلستان مرا به سوی تقلید از سبک مسجّع صوق داد.
undefined سوق

undefined57_ در ترکیب (کتابِ خواندنی) موصوف کدام کلمه است؟( صفحه 104)
undefined کتاب

undefined58_یک مثال برای (ماضی نقلی) بنویسید.( صفحه 161)
undefined تنیده است

undefined59_ برای فعل ( خواندم )صفت فاعلی بنویسید.( صفحه 105)
undefined خواننده

undefined60_ استاد معین ،فرهنگ فارسی را در شش جلد تدوین کرده است. ( صفحه 42)
استاد معین ، شاخص است یا هسته؟
undefined شاخص

undefined61_ در ترکیب ( هر روز ) هر ، چه نوع صفتی است ؟ (صفحه 42)
undefinedصفت مبهم

undefined62_ بن مضارع (( نوشت )) چه کلمه ای است ؟ ( صفحه 105)undefined نویسundefined63_ در ترکیب (کدام خیابان؟ ) کدام چه نوع صفتی است؟ ( صفحه 42)
undefined صفت پرسشی

undefined64_ در ترکیب ( چهارمین روز ) چهارمین چه نوع صفتی است؟ ( صفحه 42)
undefined صفت شمارشی

undefined65_ پیراهنش مثل برف سفید است.
چه آرایه ادبی دارد؟
الف) کنایهب) تشبیه undefinedج ) تشخیصد) تضاد
undefined66_ در ترکیب (هوای پاک ) صفت ، کدام کلمه است؟ (صفحه 104)
undefined پاک

۱۶:۱۰