بله | کانال فارسی آوینی 10
ف

فارسی آوینی 10

۶۹ عضو
درود بر دانش آموزان عزیز پایه دهم

۵:۰۳

بازارسال شده از فارسی دهم آوینی
سوالی که مربوط به درس هشتم باشد،در امتحان نخواهد آمد

۵:۳۶

بازارسال شده از فارسی دهم آوینی
لطفا همه سوالات ارسالی را بخوانید و پاسخش را به طور کامل یاد بگیرید
احتمالا برخی از سوالات ارسالی در آزمون اصلی شما لحاظ شود،ولی برای آزمون،صرفاً به این سوالات بسنده نکنید

۵:۳۶

بازارسال شده از فارسی دهم آوینی
موارد ارسالی رو بخوانید و یاد بگیرید،ضمن اینکه با طرز سوال امتحانی آشنا می شوید،به نوعی هم،نمونه سوالاتی از بخش‌های مهم درسها در اختیار دارید

۵:۳۶

#الف_سوالات_فارسی_دهم_ترم_اول
undefined معنی ابیات و عبارات زیر را به فارسی ساده و روان برگردانید.
undefined1_ای نام تو بهترین سرآغازبی نام تو نامه کی کنم باز ؟
undefined پروردگارا نام تو بهترین نام برایشروع کارهاست ؛ بدون گفتن نامت هیچ کاری را آغاز نمی کنم .
undefined 2_ تا توانی از نیکی کردن میاسا
undefined تا می‌توانی از نیکی کردن به دیگران دست بر ندار.
undefined3_ و به هر نیک و بد، زود شادان و اندوهگین مشو، که این فعل کودکان است.undefined و با هر اندک خوبی و بدی، زود شاد و غمگین نشو که این کار بچه‌ها ست.
undefined4_زنگ نقّاشی دلخواه و روان بود.خشکی نداشت.به جد گرفته نمی‌شد. خنده در آن روا بود.
undefined زنگ نقّاشی بود، دوست داشتنی و زودگذر بود.خسته کننده نبود. جدی گرفته نمی‌شد. خنده در آن جایز بود
undefined 5_هر آن که جانب اهل وفا نگه دارد/ خداش در همه حال از بلا نگه دارد
undefined آدمی که به وفاداران متعهد است و خیانت نمی کند، خداوند نیز او را همیشه از گرفتاری‌ها حفظ می‌کند.
undefined6_درختان را دوست می‌دارم / که به احترام تو قیام کرده اند / و آب را / که مهر مادر توست
undefined درختان را دوست دارم ؛ زیرا برای احترام به تو ايستاده اند.  آب را دوست دارم به این علت که مهریه مادر تو ، حضرت فاطمه (س) است.
undefined7_ خَلَف صدق نیاکان خود بود.
undefined جانشین راستین اجداد هنرمند خود بود.
undefined8_ برای فعل (( شنیده بودی)) فعل امر ، و مضارع اخباری بنویسید.
undefined امر ( بشنو )undefined مضارع اخباری ( می شنوی)
undefined9_ برای کلمه ی (( معاش )) یک معنا و یک هم خانواده بنویسید.
undefined معاش: زندگی ( معنا )undefined معاش: معیشت ( هم خانواده)
undefined10_ آرایه ی (( ایهام )) را تعریف کنید.
undefined هرگاه در عبارت یا بیتی ، یک کلمه به چند معنا به کار رود ایهام پدید می آید.
شعر حفظیundefined11 بیت زیر را تکمیل کنید. ( شعرخوانی، صفحه 39)
وقتی دل سودایی می رفت به بستان ها
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

undefined بی خویشتم کردی بوی گل و ریحان ها
undefined 12_ مترادف و متضاد واژه (( رفیع )) را بنویسید.
undefined مترادف رفیع : بلندundefined متضاد رفیع : حضیض.پست، کم ارتفاع
undefined13_یک گروه اسمی مناسب بنویسید که ( هسته، وابسته ، وابسته) داشته باشد.

undefined گوشه روشن وجدانundefined غبطه بزرگ زندگانی
undefined 14_شعر سپید را تعریف کنید.
undefined شعر سپید؛ گونه ای از شعر معاصر است که آهنگ دارد؛ امّا وزن عروضی ندارد و جای قافیه ها در آن مشخّص نیست
undefined 15_در بیت زیر کدام آرایه ی ادبی دیده می شود ؟
در فکر آن گودالم / که خون تو را مکیده است
undefined تشخیص( جان بخشی به اشیا )
undefined 16_ برای هر یک از موارد زیر ، یک مترادف بنویسید.
میان دو کتف undefined غارب
چنبره گردن undefinedآخُره
undefined 17_زندگی و سفر مانند هم هستند.واو عطف دارد یا واو ربط ؟ چرا

undefinedواو عطف دارد. چون دو کلمه ی ( زندگی و سفر ) را به هم پیوند داده است.
در طول زندگی سفر می کنیم و در سفر هم زندگی می کنیم.undefined18_ این جمله واو عطف دارد یا واو ربط ؟ چرا؟
undefined واو ربطچون حرف ( و ) دو جمله را به هم پیوند داده است.
undefined 19 معنای واژه های (حرمت ) و (تیمار ) را بنویسید.

undefined حرمت = احترام
undefined تیمار = غمخوار، پرستار

undefined 20_مَثَل ( گندم نمای جو فروش مباش ) آدمی را از چه کاری بر حذر می دارد.

undefined فریب و دو رویی

undefined21 املای کدام کلمه نادرست است؟ شکل درست آن را بنویسید.

رنج هیچ کس ظایع مکن

undefinedضایع

undefined22
املای کدام کلمه نادرست است؟ شکل درست آن را بنویسید.

چندان که طعلق خاطر آدمیزاد به روزی است اگر به روزی ده بودی به مقام از ملائکه درگذشتی
undefinedتعلّق خاطر
undefined23_ املای کدام کلمه نادرست است؟ شکل درست آن را بنویسید.
ای شیخ ، آمده ام تا از اصرار حق چیزی با من نمایی
undefinedاسرار
#ب_سوالات_نگارشundefined 24_یکی از روش های تبدیل موضوع های معمولی به نوشته ی جذّاب .........است.undefined پرسش سازی

undefined 25_منظور از گزین گفته ها چیست ؟
undefined بهره گیری از سخنان ناب و برگزیده مشاهیر ( افراد مشهور ) آیات،احادیث،سخنان حکمت آمیز، ضرب المثل و شعر درباره موضوع انشا


undefined26_دریافت خود را از ضرب المثل (( برو کار می کن ، مگو چیست کار )) در یک بند بنویسید.
undefined27منظور از عینک نوشتن، چیست ؟
undefined نوع نگاه نویسنده به موضوع

undefined28_انواع نوشته را نام ببرید.undefined نوشته عینی . نوشته ذهنی
undefined29_ دریافت خود را از مَثَل(( کوه به کوه نمی رسد، آدم به آدم می رسد.)) در یک بند بنویسید. ( حداقل 3 سطر )
undefined30__ ........... یکی از قالب های پر کاربرد نوشتن است.
undefined گزارش
undefined 31_دریافت خود را از مَثَل ( بار کج به منزل نمی رسد . ) بنویسید. ( 3 سطر )

۹:۵۶

#ادامه_ی_نمونه_سوالات_فارسی_دهم

undefined32_شاعر چه نوع مرگی را غبطه بزرگ زندگانی می‌داند؟undefined مرگی که برای پاسداری از حق و نام باشد
undefined33_در مورد موضوع ((آسمان پرستاره)) یک نوشته ذهنی بنویسید.
undefined آسمان همانند مادری مهربان است که با عطوفت خود پاسدار ستاره های تنها در دل تاریکی اش است.آسمانی که میزبان ماه و ستارگان است که اگر دقت کنیم می توانیم رازهایشان را کشف کنیم 
undefined34_حسن تعلیل» در لغت، به چه معنا می باشد؟
undefined به معنای دلیل و برهان نیکو آوردن است
undefined35_متن های زیر را به فارسی روان معنی کنید
undefinedرنج هیچکس ضایع مکن و همه کس را به سزا حق شناس باش. خاصّه قرابت خویش را

undefinedزحمت دیگران را تباه نکن.به شایستگی از دیگران تشکر کن و سپاسگزار و قدرشناس باش.بخصوص نسبت به اقوام و نزدیکان خود

undefined 36
تا توانی از نیکی کردن میاسا

undefined تا می‌توانی از نیکی کردن به دیگران دست بر ندار.
undefined37_اسب از پهلو، اسبی خود را به کمال نشان می دادundefined   یعنی اسب از نیم‌رخ، زیبایی و تناسب اندام خود را بهتر نشان می‌داد و کامل بود
undefined38_ خنده در آن روا بود undefined خنده در آن جایز بود
undefined39_گرت هواست که معشوق نگسلد پیوند / نگاه دار سررشته تا نگه دارد
undefinedاگر در آرزوی آن هستی که معشوق به عهد و پیمان خود وفا کند، به پیمان و محبت خود پایبند باش تا او نیز چنین کند.
undefined40_در فکر آن گودالم که خون تو را مکیده است / هیچ گودالی چنین رفیع ندیده بودم /در حضیض هم می توان عزیز بود

undefined من در فکر آن گودالی ( کربلا ) هستم که خون تو را خورده است
تا کنون گودالی که اینگونه رفیع و بلند باشد ندیده بودم، در عین ذلت می توان عزیز هم بود. از گودال سؤال کن تا به درستی سخن من پی ببری
undefined41_شعر سپید را تعریف کنید.
undefinedگونه‌ای از شعر معاصر است که آهنگ دارد؛ امّا وزن عروضی ندارد و جای قافیه‌ها در آن مشخّص نیست.
undefined42_انواع حذف را در جملات زیر مشخص کنید.undefinedهمنشین نیک بهتر از تنهایی است و تنهایی بهتر از همنشین بد
undefined حذف لفظی

undefined43_آرزو گفت:از نمایشگاه کتاب چه خبر؟
undefined حذف لفظی


undefined44_نومیدی را در امید بسته دان و امید را در نومیدی
undefinedحذف معنوی

undefined45_مترادف و متضاد واژه «رفیع» را بنویسید 
  undefined =مرتفع
undefined ≠حضیض

undefined46_هم خانواده کلمات زیر را بنویسید.
معاش=معیشت
حضرت=حضور
معاصی=معصیت
تعلیقات=معلّق

undefined47_انواع (( واو )) را در جملات زیر مشخص کنید.
undefined_علم و دانش
undefined_کوه و دشت
undefined_کتاب و دفتر 
undefined واو  عطف



undefined48_اول زنگ بود و زنگ نقاشی ما بود.
undefinedواو ربط

undefined49
باران می بارید و من لذّت می بردم.
undefinedواو عطف

undefined50_منظور از عینک نوشتن چیست؟
undefined نوع نگاه نویسنده به موضوع
undefined51_شکل صحیح املای  کلمات را بنویسیدundefined_قبطه=غبطه
undefined52_مهرابی که تو در آن نماز صبح شهادت  گذارده ای
undefinedمحرابی / گزارده ای
undefined53_معلم از مخمسه رسته بودundefined مخمصه
undefined54_بارش فکری خود در مورد (( دیوار )) را بنویسید.undefined جنس دیوار از چیست؟undefined اندازه و ارتفاع دیوار چقدر است؟undefined دیوار چه رنگی است؟undefined چرا خانه دیوار دارد؟undefined دیوارهای مشهور دنیا کدام اند؟
undefined55_ضرب المثل زیر را گسترش دهید.برو کار می کن ،مگو چیست کار؟

undefined  از یکجا نشستن و عدم تحرک، چیزی عاید انسان نشده و چیزی به دست نمی آورد.- تلاش امروز ما تضمین کننده فردای ماست.- انسان با کار و تلاش می تواند به موفقیت دست یابد وگرنه با سستی و تنبلی چیزی عایدش نخواهد شد.- کار و تلاش، آدمی را از افکار بیهوده و خیال بافی دور می سازد.- انسان با کار مفید می تواند سرمایه مادی و معنوی به دست آورد.
undefined56_معنی واژه های زیر را بنویسیدundefined حضیض=پست.کم ارتفاعundefined57_غارب = میان دو کتفundefined58_ضایع=تباهundefined59_گُرده=شانه ، دوشundefined60_سُخره = مسخره کردنundefined61_قرابت=نزدیکان و خویشانundefined62_غبطه=غصه ، حسرت

۹:۵۷

درس هفتم هم که در برخی کلاسهانصفه تدریس شده بود،اینجا بطور کامل میفرستم،لطفا مطالعه کنیدundefined

۱۰:۱۱

بازارسال شده از فارسی دهم آوینی
#درس7پاسداری_از_حقیقتصفحات 50 و 51
#معنی_درس7_پاسداری_از_حقیقت
undefinedدرختان را دوست می‌دارم / که به احترام تو قیام کرده اند / و آب را / که مهر مادر توست
درختان را دوست دارم ؛ زیرا برای احترام به تو ايستاده اند.  آب را دوست دارم به این علت که مهریه مادر تو ، حضرت فاطمه (س) است. (هر چیزی که من را به یاد تو بیندازد دوست دارم.)

معنی واژه ها: مهر: مهریه،/ مادر: منظور حضرت زهرا س/ تو: مرجع ضمیر امام حسین
آرایه های ادبی: قیام درختان: تشخیص یا شخصیت بخشی / حسن تعلیل (علت روییدن درختان تو هستی) / اغراق

undefinedخون تو شرف را سرخگون کرده است / شفق آینه دار نجابتت / و فلق محرابی که تو در آن / نماز صبح شهادت گزارده‌ای
خون تو (شهادت تو ) به شرف، ارزش و اعتبار داده است. (شهادت تو باعث سرافرازی و نشانه شرافت توست.) تو همچون شامگاه و بامداد پاک و زیبایی و خونت مانند سرخی شفق و فلق زیباست.
معنی واژه ها: شرف: آبرو، بزرگ‌منشی/ شفق: سرخی شامگاهی / نجابت: پاک منشی / آینه دار: کسی که آیینه را در پیش عروس یا هر کس دیگر نگه می‌دارد تا آن شخص خود را در آینه ببیند، آرایشگر / فلق: سپیده صبح / محراب: قبله، جای ایستادن پیش‌نماز / گزاردن: ادا کردن، انجام دادن (بن ماضی: گزارد، بن مضارع: گزار) 
آرایه های ادبی: خون: مجاز از شهادت، جان باختن / سرخگون کرد: کنایه از اعتبار بخشیدن / «شفق، فلق»: تضاد / شفق آیینه دار: تشخیص

undefinedدر فکر آن گودالم / که خون تو را مکیده است / هیچ گودالی چنین رفیع ندیده بودم / در حضیض هم می‌توان عزیز بود / از گودال بپرس
تا کنون گودالی که اینگونه رفیع و بلند باشد ندیده بودم ، در عین ذلت می توان عزیز هم بود. از گودال سؤال کن تا به درستی سخن من پی ببری. (هر چیزی که به تو بازخوانده شود، ارزشمند می‌گردد مانند گودال بی ارزشی که با شهادت تو درآن ارزشمند شد.)
معنی واژه ها: رفیع: بلند، مرتفع / حضیض: فرود، جای پست در زمین یا پایین کوه
آرایه های ادبی: گودالی که خون مکیده: تشخیص / تلمیح به داستان جان باختن امام حسین / گودالی چنین رفیع: متناقض نما / رفیع، حضیض: تناقض / تلمیح به « شَرَفُ المَکانِ باِلمَکینِ» (ارزش هر جای و جایگاهی به کسی است که در آن قرار گرفته است.)/ از گودال بپرس: شخصیت بخشی

undefinedشمشیری که بر گلوی تو آمد / هر چیز و همه چیز را در کائنات / به دو پاره کرد: / هر چه در سوی تو، حسینی شد / دیگر سو، یزیدی... / آه، ای مرگ تو معیار!
 شمشیری که گلوی تو را برید ، همه ی دنیا و موجودات را به دو نیمه کرد. هر چیز و هر کس که به سوی تو آمد و طرفدار تو شد بر حق و هر چیز و هرکس که در مقابل تو ایستاد بر باطل است.  شهادت تو معیار حق از باطل شد. 
معنی واژه ها: کائنات: تمام هستی
آرایه های ادبی: آمدن شمشیر بر گلو: کنایه از بریدن گلو و شهید کردن / حسینی، یزیدی: تضاد / واژه آرایی: هر، چیز / تلمیح به داستان جان باختن امام حسین

undefinedمرگت چنان زندگی را به سخره گرفت / و آن را بی قدر کرد / که مردنی چنان / غبطه بزرگ زندگان شد
مرگ با شکوه تو آن گونه زندگانی را مسخره و بی ارزش کرد که حتی زندگان، آرزوی مرگی چون مرگ تو دارند.
معنی واژه ها: سخره: مسخره کردن، ریشخند/ بی قدر: بی ارزش/ غبطه: رشک بردن بدون بدخواهی، حال و روز کسی را آرزو داشتن بی آنکه خواهان زوال او باشیم.
آرایه های ادبی: مرگ، زندگی: تضاد / مرگت ... به سخره گرفت: شخصیت بخشی، کنایه

undefinedخونت / با خون‌بهایت حقیقت / در یک تراز ایستاد
ارزش خون تو به اندازه «حقیقت و راستی» که خون بهای تو بود ارزشمند است و خون تو عین حقیقت است. 
معنی واژه ها: تراز: سطح / خون‌بها : دیه ، تاوان کشته شدن کسی، پولی که در ازای خون مقتول به بازماندگان او می‌دهند.
آرایه های ادبی: خون: مجاز از جان باختن / خونت ... ایستاد: جانبخشیundefined و عزمت ضامن دوام جهان شد / -که جهان با دروغ می‌پاشد- / و خون تو امضای «راستی» است.
تصمیم و اراده ی تو بقای جهان را ضمانت کرد، زیرا با دروغ و نیرنگ دنیا از هم می پاشد و متلاشی می شود ، اما تو با خون خود، راستی و حقیقت را رواج دادی.
معنی واژه ها: عزم: اراده، قصد / ضامن: ضمانت کننده، کفیل، به عهده گیرنده غرامت
آرایه های ادبی: اغراق / خون: مجاز از جان باختن / امضا: مجاز از تأیید کننده / تشبیه خون به امضا

undefinedتو تنهاتر از شجاعت / در گوشه روشن وجدان تاریخ ایستاده‌ای / به پاسداری از حقیقت
هیچکس در شجاعت مانند تو نیست و تو معیار شجاعت هستی، در گوشه ای از تاریخ ایستاده ای و از حقیقت نگهبانی می‌کنی.
معنی واژه ها: پاسداری: نگهبانی / صداقت: راستی
آرایه های ادبی: تنهاتر از شجاعت: شخصیت بخشی / گوشه تاریخ: اضافه استعاری / وجدان تاریخ: اضافه استعاری (تاریخ مانند انسان وجدان دارد)

undefinedو صداقت/ شیرین ترین لبخند / بر لب

۱۰:۱۱

بازارسال شده از فارسی دهم آوینی
ان اراده توست
 راستی و صداقت مانند لبخندی است که بر لبان تو نشسته است. (تو پاسدار راستی و صداقت هستی)
آرایه های ادبی: شیرین ترین لبخند: حس آمیزی / لبان اراده: اضافه استعاری / لبخند، لب: تناسب

undefinedچندان تناوری و بلند / که هنگام تماشا / کلاه از سر کودک عقل می‌افتد
مقام تو آنقدر بلند است که عقل ناتوان انسان، در برابر عظمت تو عاجز و متحیر می شود. ( عقل از درک عظمت امام حسین (ع) عاجز است )
معنی واژه ها: تناور: تنومند، فربه، قوی جثه 
آرایه های ادبی: کودک عقل: اضافه تشبیهی / کلاه از ... می‌افتد: کنایه از این که عقل توان شناخت تو را ندارد. / کلاه در سر عقل: شخصیت بخشی

undefinedبر تالابی از خون خویش / در گذرگه تاریخ ایستاده‌ای / با جامی از فرهنگ / و بشریّت رهگذار را می‌آشامانی / -هر کس را که تشنه شهادت است.
در حالی که در کنار آبگیری از خون خود در مسیر تاریخ ایستاده ای ، به انسان هایی که عاشق شهادت هستند فرهنگ شهادت را می آموزی.
معنی واژه ها: تالاب: آبگیر، برکه
آرایه های ادبی: گذرگه تاریخ: اضافه تشبیهی / جامی از فرهنگ: استعاره (فرهنگ مانند نوشیدنی است در جام تو)/ تشنه شهادت: اضافه استعاری / تشنه: کنایه از بسیار علاقه مند، خواستار / رهگذار: رهگذر، عبور کننده / آرایه تلمیح دارد.#کارگاه_درس_پژوهی_صفحه52


undefined۱- مترادف و متضاد واژه «رفیع» را از متن درس بیابید.مترادف= مرتفع متضاد≠حضیض
undefined۲- از متن درس، برای نمودار زیر، گروه اسمی مناسب بیابید؛ سپس به کمک آن جاهای خالی را پرکنید.
undefined گوشه روشن وجدانundefined غبطه بزرگ زندگانی
( یک مورد به انتخاب خودتان کافی است.)undefined


undefined3- در متن درس،دو نمونه از کاربرد «تشخیص» را مشخّص کنید.
undefined درختان را دوست می‌دارم / که به احترام تو قیام کرده اند 
undefined شفق آینه دار نجابتت / در فکر آن گودالم که خون تو را مکیده است
undefined4- شعر سپید را تعریف کنید.undefined شعر سپید؛ گونه ای از شعر معاصر است که آهنگ دارد؛ امّا وزن عروضی ندارد و جای قافیه ها در آن مشخّص نیست.
undefined4 ■ شعر «پاسداری از حقیقت» را از این دید بررسی کنید.– این شعر سپید است. صفحه 52
undefined5- آرایه 《حسن تعلیل》 را تعریف کنید. صفحه 53
undefined وقتی شاعر یا نویسنده دلیلی غیرواقعی امّا ادبی برای موضوعی بیان کند؛ آن چنان که ذهن مخاطب آن را بپذیرد، آرایه ی «حُسن تعلیل » پدید می‌آید.
undefined«حسن تعلیل» در لغت، به معنای چیست؟ صفحه 53 undefined به معنای دلیل و برهان نیکو آوردن است.
undefined■ در کدام قسمت از متن درس «حُسن تعلیل» به کار رفته است؟ دلیل خود را بنویسید. صفحه53
◙ درختان را دوست می‌دارم / که به احترام تو قیام کرده اند

undefined6- با توجّه به متن درس، شاعر چه نوع مرگی را غبطه بزرگ زندگانی می‌داند؟ صفحه 53 – مرگی که برای پاسداری از حق و نام باشد.
undefined( جهت مطالعه آزاد)undefinedundefined7 - هر یک از موارد زیر، با کدام قسمت از شعر «پاسداری از حقیقت » ارتباط معنایی دارد؟ ( این سوال اختیاری و جهت مطالعه آزاد و درک مطلب است. امتحانی نیست.)
شَرَفُ المَکانِ باِلمَکینِ. (ارزش هر جای و جایگاهی به کسی است که در آن قرار گرفته است.)
undefined◙ در فکر آن گودالم / که خون تو را مکیده است / هیچ گودالی چنین رفیع ندیده بودم / در حضیض هم می‌توان عزیز بود / از گودال بپرس.
و بذَل مُهجَتهُ فیکَ لیَستنقذَ عبادکَ منَ الجَهالهِ و حَیرَه الضَّلاله.
(او، حسین، خونش را در راه تو داد تا بندگانت را از نادانی و سرگردانی گمراهی نجات بخشد.)
undefined◙ بر تالابی از خون خویش / در گذرگه تاریخ ایستاده‌ای / با جامی از فرهنگ / و بشریّت رهگذار را می‌آشامانی / -هر کس را که تشنه شهادت است.#حکایت_صفحه54#معنی_حکایت_صفحه54
و قرآن مانند آب روان است ؛ آب موجب زندگی جسم هاست و قرآن عامل زندگی دل ها و روان هاست. ویژگی آب،پاکی آن است.زمانی که جسم به نجاست آلوده شود با آب پاک می شود و ویژگی قرآن نیز پاکی است،زمانی که جسم به گناه و لغزش آلوده شود ،با قرآن پاک شود.


ای دوست! چرا به دنیا دل بستی؟برو و  خودت را اصلاح کن واگرمی خواهی  معامله کنی، با خدا معامله کن، زیرا انسان تا   سود خود را نبیند ، باتو داد و ستد نمی کند

#پایان_درس7🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺

۱۰:۱۱

درود بر دانش آموزانی عزیز کلاس دهم
لطفا بقیه معنی درس هفتم رو که همین بالا براتون فرستادم،داخل کتاب ، زیر مصراع ها بنویسیدممنون

۱۱:۲۱

#معني_ابیات_درس_رستم_و_اشكبوس
از صفحه 78 الی 81

1-  صدای پهلوانان و شیهۀ اسب هایشان (در میدان جنگ) آن قدر زیاد بود که از سیّاره های آسمانی (مرّیخ و زحل) هم بالاتر می­رفت.
2- شمشیر و دست­ جنگجویان آغشته به خون بود در زیر ضربات نعل اسبان، صدای لرزش زمین به گوش می رسید.
3- رنگ خورشید از ترس پریده ­بود خاک و سنگ هم (از ترس هجوم جنگاوران) به اضطراب و دلهره افتاده بودند.
4- کاموس(پهلوان تورانی) به لشکر خود گفت: «حتّی اگر لازم باشد باید آسمان را درنوردید، ...
5- شمشیر و گرز و کمند بیاورید و برای بستن ایرانیان، تسمه و ریسمان آماده کنید. (ایرانیان را اسیر کنید.)
6 ـ جنگجوي شجاعي كه نام او اشكبوس بود / مانند طبل جنگي نعره برآورد .
7 ـ آمد كه با ايرانيان بجنگد و (همرزم و) حريف خود را به زمين بزند و شكست بدهد.
8ـ رهّام در حالي كه كلاهخود و لباس مخصوص جنگ پوشيده بود، سريع وارد میدان جنگ شد و گرد و خاك مبارزۀ آن ها به آسمان رسيد .
9 ـ رهام با اشكبوس به مبارزه پرداخت (گلاویز شد)  و از هر دو سپاه صداي شيپور و طبل بلند شد .
10 ـ اشكبوس گرز سنگين خود را به دست گرفت و زمين براي تحمّل سنگيني آن، مثل آهن سخت و آسمان (در اثر گرد و غبار ) تيره و تار شد.
11 ـ رهام گرز سنگين خود را بيرون كشيد و دست دو پهلوان (به خاطر جنگ با گرزها) خسته شد .
12 ـ وقتي رهّام از جنگ با اشكبوس كشاني خسته و درمانده شد  از او روی برگرداند و به طرف كوه رفت. (فرار كرد.)
13- طوس (فرمانده سپاه) که در مركز سپاه بود خشمگين شد ، اسبش را به حركت درآورد تا پيش اشكبوس (براي جنگيدن) برود .
14 ـ رستم عصبانی شد و به طوس گفت/ كه  رهام اهل بزم و باده‌خواري است. (اهل جنگ و مبارزه نيست.)
15 ـ تو فرماندهی سپاه را برعهده داشته باش (سپاه را منظّم نگه‌دار.)  من اكنون پياده مي جنگم .
16 ـ (رستم) كمان آمادۀ خود را به بازويش انداخت ، چند تير هم بر كمربندش قرار داد.
17ـ فرياد زد كه  اي مرد جنگجو، حريفت آمد فرار نكن. (بايست.)
18 ـ اشكبوس خنديد و تعجّب كرد ، افسار اسبش را كشيد (اسبش را متوقّف کرد) و رستم را صدا كرد.
19 ـ در حالي كه مي‌خنديد (مسخره مي‌كرد) گفت:  «نامت چيست ؟ چه كسي براي پيكر بي‌سر تو گريه خواهد كرد؟! »
20 ـ رستم چنين پاسخ داد : «چرا نامم را مي‌پرسي؟ پس از اين، ديگر زنده نخواهي بود. (که دانستن اسم من به کارت بیاید.)
21 ـ مادرم نام مرا «مرگِ تو» گذاشت و روزگار هم مرا پتك كلاهخود (و سر) تو قرار داده است. ( من عامل مرگت هستم.)
22 ـ اشكبوس به او گفت : بدون اسب (آمده اي) و خیلی سریع خود را به كشتن خواهي داد .
23 ـ رستم چنين به او پاسخ داد : اي مرد جنگجوي ِ بيهوده گو ...            (موقوف المعاني)
24ـ آيا تا به حال نديدي كه پياده اي بجنگد و زورگويان را بكشد و نابود سازد؟ (مسلماً ديدي.)
25 ـ هم‌اكنون، اي سوار جنگجو، پياده جنگيدن را به تو ياد مي‌دهم.
26 ـ  طوس مرا به اين خاطر پیاده به جنگ فرستاده است تا اسب اشكبوس (تو) را بگيرم.
27 ـ اشكبوس به او گفت: «با تو سلاحي، غير از مسخره كردن و شوخي نمي‌بينم.»
28 ـ رستم به او گفت: «تير و كمان مرا ببين ، که هم‌اكنون خواهي مُرد.»
29 ـ رستم وقتي ديد اشکبوس به اسب عزيزش می نازد/  كمانش را آماده كرد و زه آن را كشيد.
30 ـ تيری به پهلوي(سينه) اسبِ اشكبوس زد به گونه ای که اسب سرنگون شد.
31 ـ رستم خنديد و با صداي بلند گفت : «اكنون پيش جُفت و همراه عزيزت بنشين.        ...
32 ـ شايسته است كه لحظه اي جنگيدن را رها كني و سرش را به آغوش بگيري و كمي استراحت كني.»
33 ـ اشكبوس خیلی سریع كمانش را آماده كرد در حالي كه مي‌لرزيد و چهره‌اش از ترس زرد شده بود ....
34 ـ به طرف رستم تیرهای زیادی پرتاب کرد. رستم به او گفت : «بيهوده ... (موقوف المعاني)
35 ـ جسمت را خسته مي‌كني و بازوان و جان ناپاكت را مي‌آزاري.»
36 ـ رستم دست به كمربند خود برد و يك‌ چوبه تير از جنس چوب خدنگ انتخاب كرد.
37 ـ  تيري كه نوك آن همانند الماس، بُرنده و مثل آب برّاق بود و به انتهاي آن چهار عدد پر عقاب بسته بود.
38 ـ رستم كمان را در دست گرفت و تير (از جنس چوب خدنگ) را با شست گرفت و  ...
39 ـ  تير را به پهلو و سينۀ اشكبوس زد و آسمان آن لحظه از رستم تشکّر كرد و دستش را بوسيد.
40 ـ اشكبوس همان لحظه جان داد و مُرد . طوري شد كه گويي اصلاً از مادر زاده نشده بود.
جواب تمرین2 صفحه 82
undefined به رستم بر آنگه ببارید تیر
( به ، بر ) دو متمم دارد.undefinedجواب تمرین 3 صفحه 82
undefined مزاح ، مزیحundefined سلاح ، سلیحجواب تمرین 4 صفحه 82
undefined بیت های 20 ، 22 ، 26، 36 ( فقط یکی به انتخاب دانش آموز )
آرایه ی اغراق دارند.
undefinedنکته: اغراق یعنی بزرگنمایی، مثلا یک نفر قدبلند است. اگر بگوییم فلانی سرش به آسمان می خورد این یعنی اغراقسوال 5 صفحه 83undefined #تعریف_حماسه را نوشته، سوال مهمی است

۵:۴۷

.جواب سوال 6 صفحه 83
undefined عنان را گران کردن = اسب را نگه داشتن و متوقف کردن اسب
undefinedسر هم نبرد به گرد آوردن= حریف را کشتن و نابود کردنجواب سوال 7 صفحه 83
undefined7_چرا رستم از رهام برآشفت؟
undefined زیرا اشکبوس شکست خورد و به سمت کوه گریخت
پایان درس 11


undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined

۵:۵۰

درود بر دانش آموزان عزیز کلاس دهم
برای آشنایی با سوالات امتحانی،حتما نمونه سوالات امتحانی که اینجا براتون میفرستم،مطالعه فرماییدآرزوی ما،موفقیت شماست

۷:۵۳

#نمونه_سوالات_فارسی_دهم#ترم_دوم
undefined1، انواع نوشته را نام ببرید.
undefined عینی ، ذهنی
undefined2. جانشین سازی چیست ؟
undefinedدر این روش خود را جای موضوع یا پدیده ای دیگر می نشانیم و از نگاه آن به بیرون می نگریم.
undefined3_مفهوم کنایه ها ی زیر را بنویسید .
سپر انداختن : تسلیم شدن
کُمیتِ کسی لنگ بودن : ناتوان بودن
undefined4_روابط معنایی موضوعات معمولاً بر پایه ........ شکل می‌گیرد. 
undefined قیاس
undefined5_مقصود از سنجش و مقایسه، چیست؟
undefinedبرقراری پیوند بین پدیده‌ها و کشف روابط میان آنها برای درک تفاوت‌ها و شباهت‌های آنهاست.
undefined6_در بیت  یر چه نوع آرایه ی ادبی به کار رفته است؟
ز گُرز تو خورشید گریان شود  /  ز تیغ تو بهرام بریان شود
الف .اغراقundefined  
               ب . تشبیه          ج . تشخیص د) ایهام
undefined7_برا ی واژه ی ( گُرز ) شبکه معنا یی بنویسید ,


(گرز)
معنا: چماق؛ کوپال
شبکه معنایی: شمشیر\تیر/ کمان/نیزه
undefined8- چرا رستم از رهّام برآشفت؟ – زیرا رهام از میدان جنگ گریخت.
undefined9_یکی از روش ها یی که موجب پرورش موضوع در ذهن می شود و در خلق نوشته ها ی ذهن ی موثّر است ، .......... ........... ....... است

undefinedجانشین سازی
undefined10_(شعر حفظی )، بیت ناتمام زیر را تکمیل کنید .
از این خطّۀ نغز پدرام پاکundefinedوزین خاک جان پرور تابناک

چو هنگامه آزمون تازه شد  undefinedدگر باره ایران پر آوازه شد
undefined11_معنی عبارت زیر را بنویسید .
سخن ، میان دو دشمن ، چنان گوی  که گر دوست گردند ، شرم زده نشوی .
undefined بین دونفر که دشمن هستند طوری رفتار کن که اگر با هم دوست شدند شرمنده نشوی
undefined12– معنی ابیات زیر را بنویسبد.
- خروش سواران و اسپان ز دشت / ز بهرام و کیوان همی برگذشت
صدای فریاد سواران و شیهه اسب ها از دشت بلند شد آنقدر که از ستارۀ بهرام و کیوان هم بالاتر رفت.


undefined13- ) همه تیغ و ساعد ز خون بود لعل / خروشان دل خاک در زیر نعل
شمشیر و دست‌های جنجگویان از خون سرخ شده بود. زمین به سبب تاخت و تاز اسب‌ها به لرزه در آمده بود.undefined14- در عبارت زیر کنایه را مشخّص کنید و مفهوم آن را بنویسید.
تا با خاک انس نگیری، راهی به مراتب قرب نداری.
undefined انس گرفتن با خاک: کنایه از اظهار بندگی و عبادتundefined15_جمله ی ساده چند فعل دارد.؟
الف. دو ب . سه ج. یک undefinedد. بیش از یک فعل
undefined16_دریافت خود را از مَثَل ) بار کج به منزل نمی رسد.( در دو سطر بنویسید.
undefined17_ .................................... -یکی از قالب های پرکاربرد نوشتن است که رخدادهای واقعی را بر بنیاد حواسِ ظاهر بیان می کند.)undefinedگزارش
undefined18_وقتی شاعر یا نویسنده ، دلیلی غیرواقعی اما ادبی برای موضوعی بیانمی کند؛ آن چنان که ذهن مخاطب آن را بپذیرد ، آرایه ی .......................... پدید می آید.) الف.ایهام ب. حُسن تعلیلundefined ح. کنایه د. تشخیص
undefined19_ یکی از راه های مناسب برای تهیه گزارش چیست؟
undefined بهره گیری از پرسش
undefined20- برای هر یک از واژه های زیر یک «معادل معنایی» و یک«هم آوا» بنویسید.
undefined21_ قضا: سرنوشت / هم آوا undefined غذا
undefined22_ مغلوب: شکست خورده / هم آوا undefinedمقلوب



undefined23_نقش کلمات را بنویسید.
روزی خسرو را در خیابان دیدم.
روزی ( قید زمان )خسرو ( مفعول )
undefined24_شعر سپید را تعریف کنید

undefined شعر سپید، گونه ای از شعر معاصر است که آهنگ دارد؛ امّا وزن عروضی ندارد و جای قافیه ها در آن مشخّص نیست.
undefined25_مترادف و متضاد واژه ی ) رفیع ( را بنویسد.) متضاد# پست و کم ارتفاع
مترادف= بلند
undefined26_ضرب المثل چاه کن همیشه ته چاه است یعنی چه ؟undefined یعنی هرکس دیگران را به دام بیندازد و فریب دهد ، سرانجام در دام بدی های خود می افتد و نتیجه اعمال او به او برمی گردد.
undefined27_در عبارت ( از گودال بپرس ) چه نوع آرایه ادبی به کار رفته است؟
الف. تشخیص ب. شخصیت بخشی ج. الف و ب صحیح است.undefined
undefined28_هدف نویسنده همگام نوشتن متن عینی چیست؟
undefinedارائه اطلاعات واقعی و مستند
undefined29_ عبارت زیر را به فارسی روان بنویسید. ای شیخ آمده ام تا از اسرار حق چیزی با من نمایی
undefinedای شیخ آمده ام تا چیزی از رازهای الهی به من نشان دهی
undefined30_ برای واژه ی )معاش( یک معنا و یک هم خانواده بنویسید.
معنا =زندگیهم خانواده = معیشت
undefined31_ یکی از راه های مناسب برای تهیه گزارش چیست؟
undefined بهره گیری از پرسشundefined 32_ این جمله   واو عطف دارد یا   واو ربط ؟ چرا؟undefined واو   ربطچون حرف ( و )  دو جمله را به هم پیوند داده است .

undefined33  معنای واژه های  ( حرمت )  و  ( تیمار )  را بنویسید .
undefined حرمت = احترام
undefined تیمار = غمخوار، پرستار


undefined 34
 مَثَل ( گندم نمای جو فروش مباش ) آدمی را از چه کاری بر حذر می دارد .
undefined فریب و   دو رویی

undefined 35_ املای کدام کلمه نادرست است؟ شکل درست آن را بنویسید .

رنج هیچ کس ظایع مکنundefined ضایع

undefined 36_ املای کدام کلمه نادرست است؟ شکل درست آن را بنویسید .

چندان که طعلق خاطر آدمیزاد به روزی است اگر به روزی ده   بودی به مقام از ملائکه درگذشتیundefined تعلّق خاطر

۴:۵۳

undefined 37_ جمله ی ساده چند فعل دارد؟undefined یک فعل







undefined 38_ یکی از روش های تبدیل موضوع های معمولی به نوشته ی جذّاب ......... است .undefined پرسش سازی

undefined 39_ منظور از گزین گفته ها   چیست ؟undefined بهره گیری از سخنان ناب و برگزیده مشاهیر ( افراد مشهور ) آیات،احادیث،سخنان حکمت آمیز، ضرب المثل و شعر   درباره موضوع انشا



undefined 40_ دریافت خود را از ضرب المثل (( برو کار می کن ، مگو چیست کار )) در یک بند بنویسید .

41_ منظور از عینک نوشتن،   چیست ؟undefined نوع نگاه نویسنده به موضوع

42_ دریافت خود را از مَثَل (( کوه به کوه نمی رسد، آدم به آدم می رسد .))  در یک بند بنویسید . ( حداقل 3 سطر )

undefined43_معنی واژه های زیر را بنویسید.
44_کفایت= کافی بودن45_حاذق=ماهر46_معاش=زندگی47_ضامن=ضمانت کننده ، کفیل48_رعنا=خوش قد و قامت49_غارب=میان دو کتف50_تالاب=آبگیر ، برکه51_صبا = باد بهار


undefined52_مترادف و متضاد واژه 《 رفیع 》 را بنویسید.


undefined53_《کلاه از سر کودک عقل می افتد》 چه آرایه ی ادبی دارد؟
الف)جان بخشی به اشیاب) تشخیصج)شخصیت بخشی به اشیاد)همه مواردundefined54_یک جمله بنویسید که آرایه ی ) ایهام ( داشته باشد
شیر = حیوان درندهشیر= لبنیات55_معنی و مفهوم ابیات و عبارات زیر را بنویسید. خَلَف صِدق نیاکان خود بود.undefinedجانشین راستین بزرگان خود بود
_زنگ نقاشی ، دلخواه و روان بود.undefined زنگ نقاشی دوست داشتنی بود
56_رنجِ هیچ کس ضایع مکنundefined رنج و زحمت هیچ کس را نادیده نگیر

57_از ظلمت خود رهایی ام ده / با نور خود آشنایی ام دهundefinedخدایا مرا از تاریکی و نادانی رها کن و با دانایی و روشنی آشنا کن58_معنی متن زیر را به فارسی روان برگردانید.
و مَثَلِ قرآن، مَثَلِ آب است روان؛ در آب، حیات تن‌ها بود و در قرآن حیات دل‌ها بود.
undefinedمعنی: و قرآن مانند آب روان است؛ آب سبب زندگی جسم‌هاست و قرآن موجب زندگی دل‌ها و روان‌هاست.
معنی کلمات:
مَثَل: حکایت بود: می‌باشدحیات: زندگانی (هم آوا؛ حیاط: محوطه باز خانه)59_یکی از روش های تبدیل موضوع های معمولی به نوشته جذّاب .................. است. الف. پرسش سازیundefined ب. اگر نویسی ج. گُزین گفته ها د.همه ی موارد60_معنی ضرب المثل از کوزه همان برون تراود که در اوست
undefined رفتار و گفتار آدم ها، نشان دهنده درون آن هاست.

۴:۵۳