عید مبعث عزای عمومی سکولارها است...
۲۰:۱۹
اینها که حجاب را با اختلاس جناس کردهاند و هر بار با اینها دوتایی میسازند که حمیت برای حجاب را به حاشیه برانند، به روی خود نمیآورند که کسی از اختلاس یا فساد اقتصادی علنی دفاع نمیکند اما برای کشف فاحش حجاب به خیابان ریختهاند و برای آن دولت هم تشکیل دادهاند...
۲۰:۱۹
توهم کارگزاران صورتی نظام این بود که افسار دگوریهای مستفرنگ در دریدن حجاب را شل میگزارند و آنها هم میهلند که اینها حکمرانی کنند. هماین رفتار خردههرزههای اینستا در خیزش زندیقها نشان داد که با رخنه در جبههی حجاب، سکولارهای هار به عمق عقبهی حکومت خیز بر خواهند داشت...
۲۰:۱۹
آن چه جریان انقلاب خوانده میشود اکنون یک مشترک لفظی است؛ سویهی سرخ آن جریان انقلاب با فقاهت است و سویهی صورتی آن جریان انقلاب منهای فقاهت. دقیقتر اگر بخواهیم بگوییم جریان صورتی انقلاب منهای فقاهت، از اساس جریان انقلاب نیست و جریان انحطاط است...
۲۰:۲۰
تجزیهطلبهای محیط رایان ایران
تجزیهطلبهای محیط عیان را سالها است که میشناسیم؛ هماین گروهکهایی که پی خارج کردن یکچند استان یا شهر یا روستا یا حتا ارتفاع از سیطرهی حکومت اسلامی بودهاند؛ گروهکهایی جداییطلب زیر عنوانهایی چون قومگرایی یا خودمختاری یا زبان مادری.
پاسخ تجزیهطلب مسلح در همه جای عالم مشت آهنین است؛ صیانت از تمامیت سرزمینی آن قدر تردیدناپذیر است که کسی در سرکوب نرم تا سخت تجزیهطلبها در محیط عیان ایران و جهان تردید ندارد.
رباط کردن از مرزهای ایران اسلامی آن قدر مهم بوده است که ما برای پس گرفتن یک تپهی مرزی از تقدیم بسی شهید ابائی نداشتهییم تا برسیم به پاکسازی استانهای مرزی غربی از گروهکها در جنگ تحمیلی که کاروانی از شهیدان را به اقصای ایران روان کرد.
فرای ماهیت آشنای تجزیهطلبی در محیط عیان ایران، اما تجزیهطلبی در محیط رایان ایران ماهیتی نوپدید است که همقدمت با شکلگیری این محیط بوده است؛ هر چند رگههایی از آن در تودههای ملت تا بدنهی دولت دیده میشود.
دوتایی محیط حقیقی و محیط مجازی از آن جهت خطا است که محیط رایان، که آن را فضای مجازی خواندهییم، همآن قدر حقیقی است که محیط ملموس عیان. مجاز متعلق به ادبیات است و هماین است که می و مطرب و رقص در مجاز ادبیات کسی را جهنمی نمیکند اما می و مطرب و رقص در حقیقت محیط رایان جهنمیساز است.
محیط عیان همآن محیط ملموسی است که میشناسیم و محیط رایان با واسطهای زبانایستا ساخته میشود؛ هماین است که از شبکههای زندهی سیما تا شبکههای اجتماعی وب تا شبکههای توزیع سوخت را میتوان شبکههای محیط رایان خطاب کرد. آن چه دولت الکترونیک یا رسانهی دیجیتال یا امنیت سایبر یا نشست مجازی یا مدرسهی هوشمند خوانده میشوند، محصول تلقی ما در دورههای تاریخی مختلف از محیط رایان بوده است که اکنون همهی آنها را میتوان، یککاسه، دولت رایان و رسانهی رایان و امنیت رایان و نشست رایان و مدرسهی رایان خطاب کرد.
محیط رایان مرزی از محیط ملموس عیان ندارد و با آن آمیخته است؛ این یعنی نسبت محیط رایان و محیط عیان تشأن است تا این که تقسیم باشد. با این توصیف مرزبانی در محیط رایان ایران مرزی از مرزبانی در محیط عیان ایران ندارد، و این دو همبسته و پیوستهاند.
انکار مرزداری و حکمرانی در محیط رایان ایران، زیر اسم رمز رفع فیلترینگ، اما این سالها آن قدر بی قبح شده است که تا شعارهای انتخابات هم پیش رفته است؛ روندی که با ریشخند روند ملی کردن محیط رایان ایران هم شناخته میشود.
تجزیهطلبهای محیط عیان نیاز به جاپا و سرپلی دارند تا بتوانند از خاستگاه آن بر حاکمیت مرکزی بشورند و حتا لشکر بکشند و این در محیط واگرای برخی مرزهای آلوده میسر است. تجزیهطلبهای محیط رایان هم تلاششان آن بوده است تا از شبکههای اجتماعی محیط رایان منطقههایی خودمختار بسازند و از این جاپا به جنگ جمهوری اسلامی بیایند.
واقعیت سازماندهی نیروهای ضدانقلاب و ضداسلام در سرپل شبکههایی اجتماعی از سنخ اینستا تا روبیکا، از جنبش فواحش در سال ۱۴۰۱ تا خیزش زندیقها در سال ۱۴۰۴، به ما میگوید که واسپاری حکمرانی محیط رایان ایران به کفار صهیونی و یانکی چه مخاطراتی را برای نظام ایمانی ما خواهد داشت و تا تاخت سخت به محراب مساجد ما در محیط عیان پیش خواهد رفت.
ملی کردن محیط رایان ایران و مرزبانی نرم تا سخت از آن تازه شروع راه رباط در آن است؛ گام بعد امی کردن این محیط برای سازماندهی سویهی رایان بسیج جهانی مؤمنین ضد مستکبرین عالم است، و این از منصههای مقاومت شروع میشود و تا بازار مسلمین میرسد تا برسیم به رمزارزهای اهل قبله...
تجزیهطلبهای محیط عیان را سالها است که میشناسیم؛ هماین گروهکهایی که پی خارج کردن یکچند استان یا شهر یا روستا یا حتا ارتفاع از سیطرهی حکومت اسلامی بودهاند؛ گروهکهایی جداییطلب زیر عنوانهایی چون قومگرایی یا خودمختاری یا زبان مادری.
پاسخ تجزیهطلب مسلح در همه جای عالم مشت آهنین است؛ صیانت از تمامیت سرزمینی آن قدر تردیدناپذیر است که کسی در سرکوب نرم تا سخت تجزیهطلبها در محیط عیان ایران و جهان تردید ندارد.
رباط کردن از مرزهای ایران اسلامی آن قدر مهم بوده است که ما برای پس گرفتن یک تپهی مرزی از تقدیم بسی شهید ابائی نداشتهییم تا برسیم به پاکسازی استانهای مرزی غربی از گروهکها در جنگ تحمیلی که کاروانی از شهیدان را به اقصای ایران روان کرد.
فرای ماهیت آشنای تجزیهطلبی در محیط عیان ایران، اما تجزیهطلبی در محیط رایان ایران ماهیتی نوپدید است که همقدمت با شکلگیری این محیط بوده است؛ هر چند رگههایی از آن در تودههای ملت تا بدنهی دولت دیده میشود.
دوتایی محیط حقیقی و محیط مجازی از آن جهت خطا است که محیط رایان، که آن را فضای مجازی خواندهییم، همآن قدر حقیقی است که محیط ملموس عیان. مجاز متعلق به ادبیات است و هماین است که می و مطرب و رقص در مجاز ادبیات کسی را جهنمی نمیکند اما می و مطرب و رقص در حقیقت محیط رایان جهنمیساز است.
محیط عیان همآن محیط ملموسی است که میشناسیم و محیط رایان با واسطهای زبانایستا ساخته میشود؛ هماین است که از شبکههای زندهی سیما تا شبکههای اجتماعی وب تا شبکههای توزیع سوخت را میتوان شبکههای محیط رایان خطاب کرد. آن چه دولت الکترونیک یا رسانهی دیجیتال یا امنیت سایبر یا نشست مجازی یا مدرسهی هوشمند خوانده میشوند، محصول تلقی ما در دورههای تاریخی مختلف از محیط رایان بوده است که اکنون همهی آنها را میتوان، یککاسه، دولت رایان و رسانهی رایان و امنیت رایان و نشست رایان و مدرسهی رایان خطاب کرد.
محیط رایان مرزی از محیط ملموس عیان ندارد و با آن آمیخته است؛ این یعنی نسبت محیط رایان و محیط عیان تشأن است تا این که تقسیم باشد. با این توصیف مرزبانی در محیط رایان ایران مرزی از مرزبانی در محیط عیان ایران ندارد، و این دو همبسته و پیوستهاند.
انکار مرزداری و حکمرانی در محیط رایان ایران، زیر اسم رمز رفع فیلترینگ، اما این سالها آن قدر بی قبح شده است که تا شعارهای انتخابات هم پیش رفته است؛ روندی که با ریشخند روند ملی کردن محیط رایان ایران هم شناخته میشود.
تجزیهطلبهای محیط عیان نیاز به جاپا و سرپلی دارند تا بتوانند از خاستگاه آن بر حاکمیت مرکزی بشورند و حتا لشکر بکشند و این در محیط واگرای برخی مرزهای آلوده میسر است. تجزیهطلبهای محیط رایان هم تلاششان آن بوده است تا از شبکههای اجتماعی محیط رایان منطقههایی خودمختار بسازند و از این جاپا به جنگ جمهوری اسلامی بیایند.
واقعیت سازماندهی نیروهای ضدانقلاب و ضداسلام در سرپل شبکههایی اجتماعی از سنخ اینستا تا روبیکا، از جنبش فواحش در سال ۱۴۰۱ تا خیزش زندیقها در سال ۱۴۰۴، به ما میگوید که واسپاری حکمرانی محیط رایان ایران به کفار صهیونی و یانکی چه مخاطراتی را برای نظام ایمانی ما خواهد داشت و تا تاخت سخت به محراب مساجد ما در محیط عیان پیش خواهد رفت.
ملی کردن محیط رایان ایران و مرزبانی نرم تا سخت از آن تازه شروع راه رباط در آن است؛ گام بعد امی کردن این محیط برای سازماندهی سویهی رایان بسیج جهانی مؤمنین ضد مستکبرین عالم است، و این از منصههای مقاومت شروع میشود و تا بازار مسلمین میرسد تا برسیم به رمزارزهای اهل قبله...
۲۰:۲۰
حلقهی میانی قلابی، جامعهی مدنی جعلی، با امضای طلائی شکل میگیرد، با بودجهی نفتی کار میکند، با خط سپید ارتباط میگیرد، با کد حاجی روشن میشود و با تماس خصوصی غلاف میکند...
۲۰:۲۰
بسته نگه داشتن رسانههای رزمندههای انقلاب توسط کارمندهای جمهوری، در پسآی شهرآشوبی مسلحین مرتد، نه از ترس ضدانقلاب که از بیم انقلابیها بوده است؛ که آن اولیها روایت درشت آن دومیها را زیر ضرب نبرند...
۲۰:۲۰
کارگزاران سکولار نظام به جامعهی مدنی جعلی معتاد شدهاند؛ حلقههای میانی قلابی. هماین است که ابائی از کارشکنی برابر جامعهی ایمانی مکتبیها ندارند؛ حلقههای میانی واقعی...
۲۰:۲۰
کاری که رسانهی ملی نمیکند ساخت گفتار پیشرو است؛ هماین است که برای رفوی گفتار فرسوده و مندرسی که استفاده میکند دستش همیشه پیش کاربران شبکههای اجتماعی بیرون از سیطرهاش در محیط رایان، دراز است؛ تازه اگر دست به دامن کارهایی از سنخ دافنگاری یا خودزنی یا خاکستریلاسی در محیط عیان نشود...
۲۰:۲۱
کارگزاران عرفی نظام بیش از آن که از نیروهای سکولار ضدانقلابی و جامعهی مدنی جعلیشان، ترسی داشته باشند از نیروهای مکتبی انقلابی و حلقههای میانی واقعیشان میترسند...
۲۰:۲۱
راهبرد کارگزاران سکولار جمهوری، سکته دادن نیروهای مکتبی انقلاب است؛ با پروندهسازی در محیط عیان ایران تا مسدودسازی در محیط رایان ایران...
۲۰:۲۱
دعوت به هدایت | وحدت به هر قیمت...
۲۰:۲۱
ایدهی عملیاتی که منافقین خلق در پسآی جنگ هشتساله آن را فروغ جاویدان میخوانند و ما پاسخ به آن را مرصاد خواندهییم هماین بود که پس از ناکامی در تجاوز از خارجی با فروپاشی از داخل بساط جمهوری اسلامی در ایران را برچینند؛ این همآن ایدهی شورش مرتدهای مسلح در پسآی جنگ دوازدهروزه بود...
۲۰:۲۱
جذب، رویهی مؤمن با مستضعف است. مستکبر را دفع میکنند اگر رفع نکنند...
۲۰:۲۱
معیشتی خواندن شهرآشوبیهای این سالها کاری است از سنخ تروریست خواندن شهرآشوبها؛ شانه خالی کردن از فهم آشوبهایی که ریشه در باورهای آدمها دارد...
۲۰:۲۲
گورستان مرتدین
جهاد تکفیر جایی شروع میشود که جهاد تبیین تمام شده باشد؛ تبیین و تبلیغ اگر وجه جامع شریعت است که به تشرف منجر میشود، تفسیق و تکفیر وجه مانع شریعت است که تا تنجیس و تهدیر میرود.
اقتضای مرزبانی از شریعت آن است که انکار دین با اخراج از ایمان و اسلام پاسخ داده شود، و اگر نه خیل بددینها به هماین راحتی مسجد و مصحف آتش میزنند و مقدسات را هتک میکنند و بی آن که شناسا شوند و انگ الحاد بخورند، قسر در میروند و حتا کشتههای کافر خود را شهید هم خطاب میکنند.
سپید کردن تکفیر سره و جدایش آن از سیاهکاری تکفیریهای ناسرهی بدخیمی از سنج داعش به آن جهت است که طی قرنها تفسیق تا تکفیر، سلاح فقهای مجاهد و مؤمنین متعبد برای پس زدن کفار هار از امت محمد بوده است، و این سلاح دیر یا زود از دست نااهل پس گرفته باید شود.
اشتباه درشت ما در شهرآشوبیهای شریعتستیز ۸۸ و ۹۶ و ۹۸ و ۰۱ این بود که مسجدسوزی و مصحفسوزی در آنها را اتفاقهایی اجتماعی یا اقتصادی تقریر کردیم و از تکفیر و تنجیس و تهدیر اعتقادی کفار مرتد عامل آنها شانه خالی کردیم، چه رسد به مصلوب کردنشان.
فراگیر شدن حمله به اسلام و هتک نمادهای امی آن در شهرآشوبیهای پالانیمشربها در دی ۱۴۰۴، محصول مستقیم غلاف کردن تکفیر صریح کفار هار در اتفاقهای محدود مشابه در دورههای گذشته از بیم خدشهدار شدن مؤلفههای ملی بوده است.
شهرآشوبیهای دیماه ۱۴۰۴ را شورش مرتدها و خیزش زندیقها خطاب میکنیم، چه از همآن ابتدای بیرونروی در آن آکادمیهای الحادی در پایتخت، اسلامستیز بودن شعارها و کنشهاش پیش گوش و چشم ما بود. جریان پالانی با توهم شکستن جبههی حجاب شرعی در سه سال گذشته، این بار برای شکستن عقبهی حکومت شرعی در سطح کشور لشکر کشیده بود تا برای همیشه به کلیت شریعت در ایران پایان دهد.
تروریست خواندن پیشرانهای این شهرآشوبیهای شریعتستیز اما این معنا را با خود دارد دغدغهی فهم مکتبی این اتفاق را نداریم تا آن را یک جنگ تمامعیار ایمانی در قوارهیی امی بدانیم؛ اگر نه داعش با همهی قساوتش نه قرآن هتک کرده است و نه مسجد سوزانده است و نه چادر از سر کسی کشیده است.
تکفیر زبانی شورش مرتدها و خیزش زندیقها تازه ابتدای راه است که در انتهاء با دفن کشتههای مسجدسوز و مصحفسوز این شهرآشوبی بیرون از قبرستان مسلمین امتداد مییابد؛ به صراحت شریعت، نه مسلمان را میتوان در گورستان کفار دفن کرد و نه کفار را میتوان در قبرستان مسلمین دفن کرد.
مطلق آنها که عامدانه مسجد و مصحف آتش زدهاند و شریعت را هتک کردهاند مرتد و ملحدند، و چه در حین ارتکاب به این کار به درک رفته باشند و چه پس از آن مصلوب و معدوم شده باشند، نباید در هیچ قبرستان مسلمین دفن شوند.
در تکرار تجربهی دههی شست با چپهای مرتد، گورستان منافقین یا قطعهی مرتدین را بیرون از قبرستان مسلمین جانمایی باید کرد تا کشتههای کافر شورش مرتدها و خیزش زندیقها در آنها دفن شوند...
جهاد تکفیر جایی شروع میشود که جهاد تبیین تمام شده باشد؛ تبیین و تبلیغ اگر وجه جامع شریعت است که به تشرف منجر میشود، تفسیق و تکفیر وجه مانع شریعت است که تا تنجیس و تهدیر میرود.
اقتضای مرزبانی از شریعت آن است که انکار دین با اخراج از ایمان و اسلام پاسخ داده شود، و اگر نه خیل بددینها به هماین راحتی مسجد و مصحف آتش میزنند و مقدسات را هتک میکنند و بی آن که شناسا شوند و انگ الحاد بخورند، قسر در میروند و حتا کشتههای کافر خود را شهید هم خطاب میکنند.
سپید کردن تکفیر سره و جدایش آن از سیاهکاری تکفیریهای ناسرهی بدخیمی از سنج داعش به آن جهت است که طی قرنها تفسیق تا تکفیر، سلاح فقهای مجاهد و مؤمنین متعبد برای پس زدن کفار هار از امت محمد بوده است، و این سلاح دیر یا زود از دست نااهل پس گرفته باید شود.
اشتباه درشت ما در شهرآشوبیهای شریعتستیز ۸۸ و ۹۶ و ۹۸ و ۰۱ این بود که مسجدسوزی و مصحفسوزی در آنها را اتفاقهایی اجتماعی یا اقتصادی تقریر کردیم و از تکفیر و تنجیس و تهدیر اعتقادی کفار مرتد عامل آنها شانه خالی کردیم، چه رسد به مصلوب کردنشان.
فراگیر شدن حمله به اسلام و هتک نمادهای امی آن در شهرآشوبیهای پالانیمشربها در دی ۱۴۰۴، محصول مستقیم غلاف کردن تکفیر صریح کفار هار در اتفاقهای محدود مشابه در دورههای گذشته از بیم خدشهدار شدن مؤلفههای ملی بوده است.
شهرآشوبیهای دیماه ۱۴۰۴ را شورش مرتدها و خیزش زندیقها خطاب میکنیم، چه از همآن ابتدای بیرونروی در آن آکادمیهای الحادی در پایتخت، اسلامستیز بودن شعارها و کنشهاش پیش گوش و چشم ما بود. جریان پالانی با توهم شکستن جبههی حجاب شرعی در سه سال گذشته، این بار برای شکستن عقبهی حکومت شرعی در سطح کشور لشکر کشیده بود تا برای همیشه به کلیت شریعت در ایران پایان دهد.
تروریست خواندن پیشرانهای این شهرآشوبیهای شریعتستیز اما این معنا را با خود دارد دغدغهی فهم مکتبی این اتفاق را نداریم تا آن را یک جنگ تمامعیار ایمانی در قوارهیی امی بدانیم؛ اگر نه داعش با همهی قساوتش نه قرآن هتک کرده است و نه مسجد سوزانده است و نه چادر از سر کسی کشیده است.
تکفیر زبانی شورش مرتدها و خیزش زندیقها تازه ابتدای راه است که در انتهاء با دفن کشتههای مسجدسوز و مصحفسوز این شهرآشوبی بیرون از قبرستان مسلمین امتداد مییابد؛ به صراحت شریعت، نه مسلمان را میتوان در گورستان کفار دفن کرد و نه کفار را میتوان در قبرستان مسلمین دفن کرد.
مطلق آنها که عامدانه مسجد و مصحف آتش زدهاند و شریعت را هتک کردهاند مرتد و ملحدند، و چه در حین ارتکاب به این کار به درک رفته باشند و چه پس از آن مصلوب و معدوم شده باشند، نباید در هیچ قبرستان مسلمین دفن شوند.
در تکرار تجربهی دههی شست با چپهای مرتد، گورستان منافقین یا قطعهی مرتدین را بیرون از قبرستان مسلمین جانمایی باید کرد تا کشتههای کافر شورش مرتدها و خیزش زندیقها در آنها دفن شوند...
۲۰:۲۲
تکلیف ما با ملت قطبیدهی ایران که در پسآی شورش مرتدها بیشابیش به دو امت متخاصم دوپاره شده است چه است؟ اشداء علی الکفار، رحماء بینهم..
۲۰:۲۶
مرتد توبه ندارد؛ وقتتان را با تلاش برای جذب پیشرانهای مسجدسوز و مصحفسوز شورش مسلحانهی مرتدین تلف نکنید؛ پی راهکنشهای دفع و رفع مؤثر آنها باشید...
۴:۳۶
در برنامهی سوریهسازی ایران، اینستا در محیط رایان ایران همآن نقش ادلب در محیط عیان سوریه را داشته است؛ سرپل لشکر فروپاشی...
۸:۴۰
مؤمن پیش از هر کنش حساب مستضعف شرمنده از مستکبر شاخ را تفکیک میکند؛ مستضعف را جذب بیشینه باید کرد و مستکبر را دفع بیشینه؛ این فحوای جاذبه و دافعهی مؤمنین است...
۸:۴۰