بله | کانال فارسی و نگارش متوسطه اول
عکس پروفایل فارسی و نگارش متوسطه اولف

فارسی و نگارش متوسطه اول

۷۳۱عضو
thumbnail
گیف
0
واج آرایی یا نغمه حروف

۸:۳۶

*حس‌آمیزی و ارتباط آن با استعاره*:
undefinedدر کتاب موسیقی شعر چنین آمده است:"بحث حس‌آمیزی را از استعاره جدا کردیم به خاطر اهمیتی که در شعر جدید به آن می‌دهند و عبارت است از توسّعاتی که در زبان از رهگذر آمیختن دو حس به یکدیگر ایجاد می‌شود. استعاره یا مجاز شکل عام این توسّعات است و شاخه معیّنی از این توسّعات که بر اساس آمیختن دو حس به وجود آید، حس‌آمیزی خوانده می‌شود. مثل آواز روشن و جیغ بنفش."
undefinedایشان دامنه این امکان زبانی؛ یعنی در آمیختن حواس ظاهری را بسیار گسترده دانسته و این آمیختگی را منحصر به حواس ظاهری نمی‌کند ؛ بلکه حواس باطنی را نیز مطرح می‌نماید و باورمند است که گاهی امور انتزاعی نیز با یکی از امور مربوط به حواس ظاهری در می‌آمیزد و حس‌آمیزی ایجاد می‌کند.بنابراین با این مقدمه باید گفت، بحث حس‌آمیزی موضوعی دراز دامن و با بسامد بسیار در شعر به‌ویژه شعر معاصر است و یکی از شگردهای تصویرسازی شاعرانه می‌باشد و از جهات مختلف نیز حائز اهمیت است:۱. از حیث زبان باعث خلق ترکیبات نو و تازه می‌شود و از این طریق منجر به توسّع زبانی می‌گردد ۲. از حیث معنا باعث عینی شدن مفهوم و در نهایت فهم بهتر و راحت‌تر آن می‌شود. ۳. از حیث زیبایی‌شناسی نیز باعث خلق تصاویر شگفت و زیبا و بدیعی خواهد شد که شعر را به تصویرگری و نقاشی پیوند می‌زند.
undefinedاکنون برای روشنگری به ذکر چند نمونه می‌پردازیم:undefined○صد تلخ شنیدم ز یکی رزق‌پرستجرمم چه؟ همین که دادمش جام به دستاز یک منظر شاعر تلخ را که یکی از حواس ظاهری است به پدیده‌ای شنیداری تشبیه کرده و با حذف مشبه‌به از کلام،  یکی از ملائم آن را که شنیدن باشد آورده است که با استعاره قابل تطبیق است.از منظری دیگر  تلخی را که مربوط به حس چشایی است با  شنیدن که مربوط به حس شنیداری در آمیخته است و یک تصویر بکری ساخته است؛ یعنی حس‌آمیزی.
undefined○شاعران گاهی از تلخی زندگی به طنز یاد کرده‌اند.گویی زندگی به یک پدیده‌ای چشیدنی  تشبیه شده است که بتوان مزه آن را چشید ولی مشبه‌به آن را حذف کرده، لذا  با این نگاه باز استعاره‌ای را می‌توان در این واژه یافت. از منظری دیگر تلخی[مشبه‌به موجود] به معنی ناملایمات و فراز و نشیب‌ها[= مشبه محذوف] است که با حذف مشبه با استعاره روبرو خواهیم بود. سرانجام باید گفت در این جمله نویسنده یک مفهوم انتزاعی مثل زندگی را با یکی از حواس ظاهری مربوط به حس چشایی درآمیخته است و تصویری زیبا خلق کرده؛ یعنی حس‌آمیزی.
undefined○سفر ادامه دارد/ و پیام عاشقانه‌ی کویرها به ابرها/ سلام جاودانه‌ی نسیم‌ها به تپه‌ها/ تواضع لطیف و نرم دره‌ها.گویی تواضع و فروتنی به یک پدیده‌ی ملموسی تشبیه شده است که مشبه‌به آن محذوف است و این یعنی استعاره.از دیگر سوی تواضع را که امری انتزاعی است با لطیف و نرم که باز نمود حس لامسه است، در آمیخته و به حس‌آمیزی رسیده که پدیده‌ای نیک درخور تصویرگری و نقاشی کلام است.
undefinedبنابراین به درستی باید دریافت که هرجایی حس‌آمیزی قابل درک و دریافت باشد در آن بافت آثار استعاره و مجاز  را نیز می‌توان یافت، از این روست که دکتر شفیعی کدکنی این مبحث را به دلیل اهمیت و بسامد زیاد آن و ایجاد تصاویر نو و بدیع از مبحث استعاره جدا کرده است، و این به معنی  نفی کشف استعاره از آن‌ها نیست.
#عبدالستار_منصوری❁‌─ ‌‌‎‌‌‌ ‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌░⃟‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌

۸:۳۹

آموزش زمان فعلundefined

۱۱:۰۴

بازارسال شده از Shasusa

4_5773794758728091716.pdf

۲.۴۳ مگابایت

۱۱:۰۹

بازارسال شده از Shasusa
#درسنامه فارسی_نهمشرح تمام درس های کتاب فارسی نهمundefined

۱۱:۰۹

#درسنامه فارسی_هشتمشرح تمام درس های کتاب فارسی هشتمundefined

۱۱:۱۰

بازارسال شده از Shasusa

@𝗡𝗢𝗛𝗢𝗠𝗜𝗨𝗡.pdf

۱۲۵.۹۸ مگابایت

۱۱:۱۰

بازارسال شده از Shasusa
سیر تا پیاز هفتم

۱۱:۱۰

درسنامه فارسی هفتم undefined

۱۶:۲۵

درسنامه فارسی هشتم undefined

۱۶:۳۶

درسنامه فارسی نهم undefined

۱۶:۴۸

#فارسی_هفتم⬆️#کار_برگدرس ۱ تا درس ۱۴،درس به درس و با نگاهی نوآورانهundefinedهمراه با پرسش‌های:undefinedمعنی واژگانundefinedآرایه‌های ادبیundefinedنکته‌های دستوریundefined بررسی لحن درس undefinedتاریخ ادبیاتundefined قلمرو فکری

۱۶:۵۷

undefined انواع حذف در جمله
undefined ۱. حذف به قرینه لفظی ۲. حذف به قرینه معنایی ( معنوی )
undefined ‌انواع حذف:
undefined حذف به قرینه لفظی: 
در این نوع حذف واژه یا واژه‌های حذف شده در جملۀ قبل یا بعد وجود دارند.این نوع حذف به دلیل تکرار و برای پرهیز از تکرار صورت می‌گیرد.منّت خدای را عزّوجلّ که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت. {است} : بعد از نعمت، فعل «است» به قرینه لفظی حذف شده است. همه کس را عقل خود به کمال نماید و فرزند خود به جمال {نماید}گـرفـتـار کـمـنـد خـوبـرویـاننه از مدحش خبر باشد نه از ذم {باشد}
undefined حذف به قرینه معنایی: 
در حذف به قرینه معنایی واژه یا واژه‌های حذف شده در کلام وجود ندارند و خواننده یا شنونده از مفهوم کلام به بخش حذف شده پی می‌برد.
به نام کردگار هفت افلاککه پیدا کرد آدم از کفی خاک {سخنم را آغاز می کنم}گوشم به راه {بود} تا که خبر می دهد ز دوستصاجب‌خبر بیامد و من بی‌خبر شدم
undefined برخی از مواردی که حذف به قرینه معنایی صورت می‌گیرد:
undefined1. بعد از صفت تفضیلی «به» و «بهتر»:
دردم نهفته به {است} ز طبیبان مدعیباشد که از خزانۀ غیبم دوا کنندز چشم شور، آب زندگانی تلخ می‌گرددهمان بهتر {است} که با دیوانگان فرزانه ننشیندبنده همان به {است}که ز تقصیر خویشعذر به درگاه خدای آورد
undefined 2. در ﻣﺼﺮاعﻫﺎ ﯾﺎ ﺑﯿﺖﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ حروف ﻗﺴﻢ ﯾﺎ ﺳﻮﮔﻨﺪ مثل «به» ﺷﺮوع ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ معمولاً ﻓﻌﻞ «ﺳﻮﮔﻨﺪ ﻣﯽﺧﻮرم ﯾﺎ ﻗﺴﻢ ﻣﯽﺧﻮرم»ﺑﻪ ﻗﺮینۀ ﻣﻌﻨﻮی ﺣﺬف ﻣﯽﺷﻮد:
در ﺳــﺮم ﺑــﻮد ﮐــﻪ ﻫﺮﮔــﺰ ﻧــﺪﻫﻢ دل ﺑــﻪ ﺧﯿــﺎلبه ﺳـﺮت {ﺳﻮﮔﻨﺪ ﻣﯽﺧﻮرم} ﮐـﺰ ﺳـﺮ ﻣـﻦ آن ﻫﻤـﻪ ﭘﻨـﺪار ﺑﺮﻓـﺖبه جان دوست{ﻗﺴﻢ ﻣﯽﺧﻮرم} که غم پرده بر شما نَدَردگر اعتماد به الطاف کارساز کنیدبه ﺧﺪا {ﺳﻮﮔﻨﺪ ﻣﯽﺧﻮرم} ﮐﻪ ﭘـﺮده از روی ﭼـﻮ آﺗﺸـﺖ ﺑـﺮاﻓﮑﻦﮐــﻪ ﺑــﻪ اﺗﻔــﺎق ﺑﯿﻨــﯽ، دل ﻋــﺎﻟﻤﯽ ﺳــﭙﻨﺪت
undefined 3. اغلب بعد از هر منادایی یک فعل به قرینه معنایی حذف شده است:
سعدیا {با تو هستم} مرد نکونام نمیرد هرگزمرده آن است که نامش به نکویی نبرندحافظ {با تو هستم}از باد خزان در چمن دهر مرنجفکر معقول بفرما گل بی خار کجاستسعدی{با تو هستم} به روزگاران مهری نشسته در دلبیرون نمی‌توان کرد الّا به روزگاران
undefined 4. حذف فعل در برخی از جمله‌های تعجّبی:
چه گل زیبایی!{خریدی} . عجب شوتی! {زد}، چه ماشین زیبایی! {دارید} و …چه عجب {است} که در دل من گل و یاسمن بخنددکه سمن‌بری لطیفی چو تو در برم نیامد undefined 5. حذف فعل بعد از شبه‌جمله‌ها:
افسوس {می‌خورم} که سرمایه ز کف بیرون شدوز دست اجل بسی جگرها خون شددریغ {می خورم} مدت عمرم که بر امید وصالبه سر رسید و نیامد به سر زمان فراقافسوس{می خورم} بر آن دیده که روی تو ندیده‌ستیا دیده و بعد از تو به رویی نگریده‌ست
undefined 6. در برخی از جملات پرسشی:
خفته بر سنجاب شاهی نازنینی را چه غم {است}گر ز خار و خاره سازد بستر و بالین غریبآب خوش را چه خبر{است} از حسرات تشنهیوسفان را چه خبر{است} از نمک و خوش پسرید
undefined 7. در بعضی از ضرب‌المثل‌ها:
دروغی مصلحت‌آمیز به {است} که راستی فتنه‌انگیز{باشد}آفتابه لگن هفت دست {دارد}، شام و ناهار هیچی {ندارد}هر که بامش بیش {است/ باشد} برفش بیشتر{است/ باشد}
undefined 8. بعد از جمله‌های یک جزئی و دو جزئی بدون فعل:
مثلاً ساکت{شو}، سلام{بر تو باد}، احتیاط {کنید}، نوقف ممنوع{است} و …

۱۳:۴۷