گاهی که با هم می رفتیم خرید، اگر کسی که حجاب مناسبی نداشت داخل مغازه بود، داخل نمی رفت و همان بیرون می ایستاد تا من خرید کنم. اگر می خواستیم غذا بگیریم ؛ می گفت : « بخریم ببریم خونه همه با هم بخوریم» وقتی بیرون بودیم ، تمام مدت سرش پایین بود. همین پایین بودن سرش باعث می شد که خطا و اشتباهات مردم را نبیند. آن قدر سر به زیر بود که چشمش به هیچ نا محرمی نمی افتاد. جسمش اینجا بود و روحش در سوریه!برگرفته از کتاب «قرار بی قرار»
مزار شهید: بهشت زهرا | قطعه ۲۶
#شهید_امیرهوشنگ_فرجی#بهشت_زهرا#قطعه_۲۶#شهدای_انگه_رود#شهید#شهدا#شهادت
@fostat_hussain
۱۲:۱۷