حاج یدالله همیشه مراقب بود چیزی در عزم و اراده ی او خللی وارد نکند تا از هدفی که داشت باز نماند. فرزندش ده روزه بود که به مرخصی آمد. قرار نبود زیاد بماند .فقط می خواست سری به خانواده بزند و برگردد. وقتی به خانه آمد، همسر او گفت بچه را بیاورند تا او را ببیند. ولی حاج یدالله گفت : «نه! این کار را نکنید؛ نمی توانم زیاد بمانم و باید زود برگردم. اگر بچه ها را نشانم دهید ، آن وقت مهر پدر و فرزندی مانع از این می شود که به جبهه برگردم. بگذارید او را نبینم تا راحت تر بتوانم دل بکنم.»برگرفته از کتاب «در میان آتش»
محل شهادت: حاج عمرانمزار شهید: امامزاده ابراهیم آمل
#شهید_نعمت_الله_نبی_زاده#شهدای_انگه_رود#امامزاده_ابراهیم_آمل#شهید#شهدا#شهادت
@fostat_hussain
۱۴:۱۱