سناریوهای جنگ رمضان ایران با آمریکا و رژیم صهیونیستی
قسمت دو از سه
عوامل موثر تعیین کننده:۱- توان آفندیبا توجه به اینکه توان پدافندی دو طرف جنگ نسبت به توان آفندی دشمن ضعیف تر است ، کیفیت توان آفندی بر نتیجه موثر است.فعلا در توان آفندی هر طرف مزیت هایی دارد که توانسته توان پدافندی طرف مقابل را تضعیف کند و شدت و استمرار ضربات وارده یک عامل حیاتی است. یعنی یک عامل اصلی تعیین کننده غلبه توان آفندی یک طرف بر دیگری است.
۲- تاب آوری سیاسی اجتماعی اقتصادیبرقراری نظم و استمرار زندگی به خصوص با استمرار جنگ یک عامل کلیدی است و طرفی که دچار فرسایش و جنگزدگی شود، زودتر شکست می خورد. البته این عامل بیش از پیش از ایران و اسرائیل، در کشورهای عربی موضوعیت دارد و می تواند تعیین کننده بشود.
از ترکیب عوامل عدم قطعیت فوق به همراه برخی عوامل جانبی نظیر واکنش های بین المللی شش سناریوی محتمل قابل طرح است.
سناریوهای:۱- سناریوی مطلوب آمریکا: تسلیم زودهنگام ایراناحتمال- ۰ درصددر این سناریو آمریکا امید داشت با شهادت رهبر انقلاب اسلامی و فرماندهان ارشد نظامی، حکومت و جامعه به سرعت دچار فروپاشی روانی شود و جمهوری اسلامی تسلیم خواست آمریکا گردد. اما سرعت عمل در بازیابی نظم سیاسی، استمرار حملات نظامی به جهت سازماندهی موزاییکی و خیزش روحیه استقلال طلبی و انقلابی در بخش همسوی جامعه ، احتمال وقوع این سناریو را کلا منتفی کرد.
۲- سناریوی مطلوب رژیم صهیونیستی: جنگ داخلیاحتمال وقوع فعلا صفر اما تدریجا افزاینده تا حدود ۲۰ درصددر این سناریو ، استمرار جنگ همراه با غلبه توان آفندی آمریکا بر ایران، تدریجا باعث تخریب ساختارها و تجهیزات نظامی و امنیتی و تضعیف نیروی کنترلی نظام می شود و جامعه نیز که اغلب مخالف جنگ هستند در اثر فشار جنگ شورش میکند. رسانه های ضدانقلاب نظیر اینترنشنال نیز زمینه جنگ روانی را فراهم می سازند. در این شرایط نیروهای مخالف نظام نظیر عوامل سلطنت طلب و تجزیه طلب با راهبری موساد شروع به جنگ داخلی می کنند که در نهایت منجر به سقوط یا تضعیف شدید نظام میشود. در حال حاضر توان آفندی نظام، تمرکز بر حفظ امنیت و نیز روحیه بالای اقشار حامی نظام جلوی این سناریو را گرفته است، اما از فروردین ماه می تواند احتمال وقوع آن تدریجا افزایش یابد.
۳- سناریوی مطلوب ایران: عقب نشینی آمریکا و اسراییلاحتمال وقوع فعلا ۵ درصد و در آینده حداکثر ۱۰ درصددر این سناریو شدت حملات ایران و ضعف نظامی و فقدان تاب آوری اقتصادی و اجتماعی در کشورهای عربی و فشار جامعه بین المللی باعث عقب نشینی سیاسی و نظامی آمریکا و صهیونیست ها می شود و قدرت ایران به طور قابل توجهی در منطقه به رسمیت شناخته می شود.با توجه به هزینه بسیار سنگین این سناریو برای آمریکا و برتری نظامی شدید آن نسبت به ایران ، این سناریو احتمال وقوع اندکی دارد. حتی آمریکا می تواند به صورت نمایشی از سلاح نامتعارف در یک منطقه کم جمعیت ایران مثل کویر استفاده کند تا این سناریو محقق نشود.
۴- سناریوی آتش بس بی نتیجهاحتمال فعلا صفر اما در اینده افزایشی تا حدود ۲۰ درصددر این سناریو طرفین پس از یک هفته پدافند یکدیگر را از کار می اندازند و چون تخریب حملات زیاد است اما دستاورد مشخص ندارد، مثل جنگ ۱۲ روزه ، آتش بس اعلام می شود. با توجه به حمله نخست آمریکا که به شهادت رهبر شهید انقلاب منجر شد، حکومت ایران در این سناریو برای خود سودی نمی بیند اما ممکن است فشار جنگ بر سایر کشورها نظیر دولت های عربی به همراه ادراک ناممکن بودن پیروزی و احساس بحران اجتماعی داخلی ، سبب شود که ایران در صورت پذیرش حقوقی نظیر حق موشکی و غنی سازی و دریافت امتیازات اقتصادی حاضر به پذیرش آن شود. به هر حال این سناریو احتمال جنگ شدیدتر بعدی را در پی دارد. دشمن نیز فعلا چندان راغب به این سناریو نیست چون امکان غلبه را محتمل می داند. افزایش احتمال این سناریو همزمان به ضعف تاب آوری در ایران و اسراییل و کشورهای عربی و اروپایی بستگی دارد.
۵- سناریوی جانبی: سرایت بین المللی بحراناحتمال وقوع فعلا صفر در آینده افزایشی تا ده درصددر صورت استمرار جنگ برای چند ماه و کاهش توان اقتصادی و نظامی اروپا و آمریکا و متحدان انها، ممکن است چین و روسیه از این فرصت برای تسخیر اوکراین و تایوان استفاده کنند و جنگ های منطقه ای متعددی در جهان درگیر شود. در صورت چنین وضعیتی احتمالا آمریکا سراغ اتمام سریع جنگ با ایران از طریق استفاده از سلاح های نامتعارف یا اعطای برخی امتیازات می رود تا بتواند در جبهه های جنگی دیگر وارد شود.
عوامل موثر تعیین کننده:۱- توان آفندیبا توجه به اینکه توان پدافندی دو طرف جنگ نسبت به توان آفندی دشمن ضعیف تر است ، کیفیت توان آفندی بر نتیجه موثر است.فعلا در توان آفندی هر طرف مزیت هایی دارد که توانسته توان پدافندی طرف مقابل را تضعیف کند و شدت و استمرار ضربات وارده یک عامل حیاتی است. یعنی یک عامل اصلی تعیین کننده غلبه توان آفندی یک طرف بر دیگری است.
۲- تاب آوری سیاسی اجتماعی اقتصادیبرقراری نظم و استمرار زندگی به خصوص با استمرار جنگ یک عامل کلیدی است و طرفی که دچار فرسایش و جنگزدگی شود، زودتر شکست می خورد. البته این عامل بیش از پیش از ایران و اسرائیل، در کشورهای عربی موضوعیت دارد و می تواند تعیین کننده بشود.
از ترکیب عوامل عدم قطعیت فوق به همراه برخی عوامل جانبی نظیر واکنش های بین المللی شش سناریوی محتمل قابل طرح است.
سناریوهای:۱- سناریوی مطلوب آمریکا: تسلیم زودهنگام ایراناحتمال- ۰ درصددر این سناریو آمریکا امید داشت با شهادت رهبر انقلاب اسلامی و فرماندهان ارشد نظامی، حکومت و جامعه به سرعت دچار فروپاشی روانی شود و جمهوری اسلامی تسلیم خواست آمریکا گردد. اما سرعت عمل در بازیابی نظم سیاسی، استمرار حملات نظامی به جهت سازماندهی موزاییکی و خیزش روحیه استقلال طلبی و انقلابی در بخش همسوی جامعه ، احتمال وقوع این سناریو را کلا منتفی کرد.
۲- سناریوی مطلوب رژیم صهیونیستی: جنگ داخلیاحتمال وقوع فعلا صفر اما تدریجا افزاینده تا حدود ۲۰ درصددر این سناریو ، استمرار جنگ همراه با غلبه توان آفندی آمریکا بر ایران، تدریجا باعث تخریب ساختارها و تجهیزات نظامی و امنیتی و تضعیف نیروی کنترلی نظام می شود و جامعه نیز که اغلب مخالف جنگ هستند در اثر فشار جنگ شورش میکند. رسانه های ضدانقلاب نظیر اینترنشنال نیز زمینه جنگ روانی را فراهم می سازند. در این شرایط نیروهای مخالف نظام نظیر عوامل سلطنت طلب و تجزیه طلب با راهبری موساد شروع به جنگ داخلی می کنند که در نهایت منجر به سقوط یا تضعیف شدید نظام میشود. در حال حاضر توان آفندی نظام، تمرکز بر حفظ امنیت و نیز روحیه بالای اقشار حامی نظام جلوی این سناریو را گرفته است، اما از فروردین ماه می تواند احتمال وقوع آن تدریجا افزایش یابد.
۳- سناریوی مطلوب ایران: عقب نشینی آمریکا و اسراییلاحتمال وقوع فعلا ۵ درصد و در آینده حداکثر ۱۰ درصددر این سناریو شدت حملات ایران و ضعف نظامی و فقدان تاب آوری اقتصادی و اجتماعی در کشورهای عربی و فشار جامعه بین المللی باعث عقب نشینی سیاسی و نظامی آمریکا و صهیونیست ها می شود و قدرت ایران به طور قابل توجهی در منطقه به رسمیت شناخته می شود.با توجه به هزینه بسیار سنگین این سناریو برای آمریکا و برتری نظامی شدید آن نسبت به ایران ، این سناریو احتمال وقوع اندکی دارد. حتی آمریکا می تواند به صورت نمایشی از سلاح نامتعارف در یک منطقه کم جمعیت ایران مثل کویر استفاده کند تا این سناریو محقق نشود.
۴- سناریوی آتش بس بی نتیجهاحتمال فعلا صفر اما در اینده افزایشی تا حدود ۲۰ درصددر این سناریو طرفین پس از یک هفته پدافند یکدیگر را از کار می اندازند و چون تخریب حملات زیاد است اما دستاورد مشخص ندارد، مثل جنگ ۱۲ روزه ، آتش بس اعلام می شود. با توجه به حمله نخست آمریکا که به شهادت رهبر شهید انقلاب منجر شد، حکومت ایران در این سناریو برای خود سودی نمی بیند اما ممکن است فشار جنگ بر سایر کشورها نظیر دولت های عربی به همراه ادراک ناممکن بودن پیروزی و احساس بحران اجتماعی داخلی ، سبب شود که ایران در صورت پذیرش حقوقی نظیر حق موشکی و غنی سازی و دریافت امتیازات اقتصادی حاضر به پذیرش آن شود. به هر حال این سناریو احتمال جنگ شدیدتر بعدی را در پی دارد. دشمن نیز فعلا چندان راغب به این سناریو نیست چون امکان غلبه را محتمل می داند. افزایش احتمال این سناریو همزمان به ضعف تاب آوری در ایران و اسراییل و کشورهای عربی و اروپایی بستگی دارد.
۵- سناریوی جانبی: سرایت بین المللی بحراناحتمال وقوع فعلا صفر در آینده افزایشی تا ده درصددر صورت استمرار جنگ برای چند ماه و کاهش توان اقتصادی و نظامی اروپا و آمریکا و متحدان انها، ممکن است چین و روسیه از این فرصت برای تسخیر اوکراین و تایوان استفاده کنند و جنگ های منطقه ای متعددی در جهان درگیر شود. در صورت چنین وضعیتی احتمالا آمریکا سراغ اتمام سریع جنگ با ایران از طریق استفاده از سلاح های نامتعارف یا اعطای برخی امتیازات می رود تا بتواند در جبهه های جنگی دیگر وارد شود.
۳:۴۴
سناریوهای جنگ رمضان ایران با آمریکا و رژیم صهیونیستی
سید آرش وکیلیانقسمت سوم
۶- سناریوی اصلی: فرسایشی شدن جنگاین سناریو فعلا ۸۰ تا ۹۰ درصد احتمال وقوع دارد و در آینده بسته به شرایط احتمال آن می تواند تا ۵۰ درصد کاهش یابد.در این سناریو طرفین قدرت آفندی کافی برای استمرار جنگ برای دست کم چندماه را دارند و به جهت تضعیف امکانات پدافندی آنها ، هر دو طرف شبیه مسابقات مشت زنی پی در پی به یکدیگر آسیب می زنند.عامل تعیین کننده در اینجا تاب آوری اقتصادی اجتماعی هر طرف است.در طرف ایران، چون جنگ در میانه مذاکرات به صورت تحمیلی و ناجوانمردانه آغاز شده است و طرح معناداری برای مذاکرات هم وجود ندارد، نیروهای سیاسی عملا مسیر جنگ را ادامه می دهند. اما تدریجا از میانه فروردین به بعد صدای اعتراض اجتماعی بابت اختلال در زندگی روزمره و فشار های ناشی از تلفات و کمبود منابع بلند می شود. تا زمانی که زیرساخت حیاتی کشور به خصوص در حوزه انرژی آسیب جدی نبیند احتمالا نظام می تواند به جنگ ادامه دهد و برای کاهش فشار جنگ بر زندگی مردم، لازم است در اسرع وقت در سطح محلات و مناطق و شهرستان ها سازماندهی نیروهای مردمی با رویکرد دفاع شهری ، پدافند غیرعامل ، تامین مایحتاج زندگی و امداد و نجات فراهم گردد.در طرف دشمن با چند بازیگر با وضعیت متفاوت مواجه هستیم. آمریکا به جهت دور بودن از صحنه جنگ و نیز موقعیت تولیدکننده تسلیحاتی و انرژی، به طور مستقیم و زودهنگام از جنگ متأثر نمی شود و احتمالا اولین نشانه جنگ در شکست حزب جمهوریخواه در آبان ماه نمایان میشود. اما متحدان آمریکا وضعیت دیگری دارند.کشورهای عرب حوزه خلیج فارس پایداری اقتصادی اجتماعی اندکی برای تحمل این شرایط دارند و حتی در این مقطع نشانه های جنگزدگی به خصوص در امارات ظهور کرده است. رژیم بحرین با بحران امنیتی مواجه است و عراق و لبنان در معرض جنگ داخلی هستند و عربستان نیز محتمل است وارد جنگ مجدد با یمن بشود. این کشورها طی یک ماه به مرحله فرسایشی جنگ می رسند ، تا جایی که حتی بین بقای خود یا ادامه همکاری با آمریکا و اسراییل مجبور به انتخاب می شوند.درصورت استمرار جنگ و قطع صادرات انرژی خلیج فارس، اروپا می تواند طی کمتر از یک فصل وارد رکود و بحران اقتصادی شود و رشد اقتصادی چین و هند نیز کاهش می یابد. به خصوص اگر روسیه از این فرصت برای فشار اقتصادی بر اروپا استفاده کند، موقعیت بسیار شکننده می شود. در چنین شرایطی فشار بین المللی بر ترامپ می تواند افزایش یابد با این حال چون ایالات متحده طرح مشخصی برای خروج از این جنگ ندارد و نمی خواهد مطالبات ایران را بپذیرد ، بعید است وی تسلیم این فشارها گردد.عامل تاب اوری اسراییل بسیار تعیین کننده است . در حال حاضر اکثریت احزاب و جامعه اسراییل از جنگ استقبال می کند اما در صورت افزایش تلفات و آسیب های جنگ، محتمل است که بخشی از جامعه نظیر حریدی ها که مخالف خدمت نظامی هستند و از حکومت حمایت زیادی دریافت می کنند دچار بحران شوند. البته چون پایان بی نتیجه جنگ می تواند بمنزله شکست سیاسی نتانیاهو باشذ، وی احتمالا زیر بار این فشارها نمی رود.لذا به نظر وضعیت به گونه ای است که رهبران سیاسی و نظامی اصلی درگیر در جنگ فعلا انگیزه و منفعتی برای خروج از آن ندارند چون طرفین هزینه های پایان بی نتیجه جنگ یا پذیرش خواست طرف مقابل را بسیار بیشتر ارزیابی می کنند.
جمع بندیدر یک تحلیل کلی فعلا محتمل ترین سناریو استمرار چند ماهه جنگ است.با پیشرفت این سناریو اگر توان آفندی دشمن بر ایران غلبه کند، احتمال جنگ داخلی یا آتش بس بی نتیجه تا حدی افزایش می یابد که بستگی دارد فشار صهیونیست ها برای تداوم جنگ موثرتر باشد یا فشار سایر دول برای خاتمه آن.اما اگر توان آفندی هیچ طرفی غلبه نکند، عامل تاب آوری اجتماعی اقتصادی در بلندمدت تعیین کننده است و بستگی دارد سیاستمداران کدام طرف، زودتر و بیشتر تحت این فشار از ادامه جنگ منصرف شود و خواست طرف دیگر را بپذیرد.
سرایت بین المللی جنگ یک سناریوی واگرا و غیرمترقبه در این تحلیل و نوعی اثر سیستم های دیگر بر این سیستم تلقی می شود.
۶- سناریوی اصلی: فرسایشی شدن جنگاین سناریو فعلا ۸۰ تا ۹۰ درصد احتمال وقوع دارد و در آینده بسته به شرایط احتمال آن می تواند تا ۵۰ درصد کاهش یابد.در این سناریو طرفین قدرت آفندی کافی برای استمرار جنگ برای دست کم چندماه را دارند و به جهت تضعیف امکانات پدافندی آنها ، هر دو طرف شبیه مسابقات مشت زنی پی در پی به یکدیگر آسیب می زنند.عامل تعیین کننده در اینجا تاب آوری اقتصادی اجتماعی هر طرف است.در طرف ایران، چون جنگ در میانه مذاکرات به صورت تحمیلی و ناجوانمردانه آغاز شده است و طرح معناداری برای مذاکرات هم وجود ندارد، نیروهای سیاسی عملا مسیر جنگ را ادامه می دهند. اما تدریجا از میانه فروردین به بعد صدای اعتراض اجتماعی بابت اختلال در زندگی روزمره و فشار های ناشی از تلفات و کمبود منابع بلند می شود. تا زمانی که زیرساخت حیاتی کشور به خصوص در حوزه انرژی آسیب جدی نبیند احتمالا نظام می تواند به جنگ ادامه دهد و برای کاهش فشار جنگ بر زندگی مردم، لازم است در اسرع وقت در سطح محلات و مناطق و شهرستان ها سازماندهی نیروهای مردمی با رویکرد دفاع شهری ، پدافند غیرعامل ، تامین مایحتاج زندگی و امداد و نجات فراهم گردد.در طرف دشمن با چند بازیگر با وضعیت متفاوت مواجه هستیم. آمریکا به جهت دور بودن از صحنه جنگ و نیز موقعیت تولیدکننده تسلیحاتی و انرژی، به طور مستقیم و زودهنگام از جنگ متأثر نمی شود و احتمالا اولین نشانه جنگ در شکست حزب جمهوریخواه در آبان ماه نمایان میشود. اما متحدان آمریکا وضعیت دیگری دارند.کشورهای عرب حوزه خلیج فارس پایداری اقتصادی اجتماعی اندکی برای تحمل این شرایط دارند و حتی در این مقطع نشانه های جنگزدگی به خصوص در امارات ظهور کرده است. رژیم بحرین با بحران امنیتی مواجه است و عراق و لبنان در معرض جنگ داخلی هستند و عربستان نیز محتمل است وارد جنگ مجدد با یمن بشود. این کشورها طی یک ماه به مرحله فرسایشی جنگ می رسند ، تا جایی که حتی بین بقای خود یا ادامه همکاری با آمریکا و اسراییل مجبور به انتخاب می شوند.درصورت استمرار جنگ و قطع صادرات انرژی خلیج فارس، اروپا می تواند طی کمتر از یک فصل وارد رکود و بحران اقتصادی شود و رشد اقتصادی چین و هند نیز کاهش می یابد. به خصوص اگر روسیه از این فرصت برای فشار اقتصادی بر اروپا استفاده کند، موقعیت بسیار شکننده می شود. در چنین شرایطی فشار بین المللی بر ترامپ می تواند افزایش یابد با این حال چون ایالات متحده طرح مشخصی برای خروج از این جنگ ندارد و نمی خواهد مطالبات ایران را بپذیرد ، بعید است وی تسلیم این فشارها گردد.عامل تاب اوری اسراییل بسیار تعیین کننده است . در حال حاضر اکثریت احزاب و جامعه اسراییل از جنگ استقبال می کند اما در صورت افزایش تلفات و آسیب های جنگ، محتمل است که بخشی از جامعه نظیر حریدی ها که مخالف خدمت نظامی هستند و از حکومت حمایت زیادی دریافت می کنند دچار بحران شوند. البته چون پایان بی نتیجه جنگ می تواند بمنزله شکست سیاسی نتانیاهو باشذ، وی احتمالا زیر بار این فشارها نمی رود.لذا به نظر وضعیت به گونه ای است که رهبران سیاسی و نظامی اصلی درگیر در جنگ فعلا انگیزه و منفعتی برای خروج از آن ندارند چون طرفین هزینه های پایان بی نتیجه جنگ یا پذیرش خواست طرف مقابل را بسیار بیشتر ارزیابی می کنند.
جمع بندیدر یک تحلیل کلی فعلا محتمل ترین سناریو استمرار چند ماهه جنگ است.با پیشرفت این سناریو اگر توان آفندی دشمن بر ایران غلبه کند، احتمال جنگ داخلی یا آتش بس بی نتیجه تا حدی افزایش می یابد که بستگی دارد فشار صهیونیست ها برای تداوم جنگ موثرتر باشد یا فشار سایر دول برای خاتمه آن.اما اگر توان آفندی هیچ طرفی غلبه نکند، عامل تاب آوری اجتماعی اقتصادی در بلندمدت تعیین کننده است و بستگی دارد سیاستمداران کدام طرف، زودتر و بیشتر تحت این فشار از ادامه جنگ منصرف شود و خواست طرف دیگر را بپذیرد.
سرایت بین المللی جنگ یک سناریوی واگرا و غیرمترقبه در این تحلیل و نوعی اثر سیستم های دیگر بر این سیستم تلقی می شود.
۴:۴۴
برندگان و بازندگان جنگ رمضان تا این لحظه:
سید آرش وکیلیان برندگان:۱- رهبر شهید انقلاب اسلامی سید علی خامنه ای به آرزوی دیرینه اش رسید و با شهادت با آغوش حضرت حق شتافت و عزتی یافت که یک ماه پیش دشمن انتظارش را نداشت.
۲- مردم ایرانمردم ایران نشان دادند علی رغم تمام تبلیغات منفی، فشارهای ناشی از تحریم، فساد و سو مدیریت و خود جنگ، فراتر از انتظارات تقریبا هر کسی پای کار حفظ استقلال وطنشان ایستاده اند. خیلی از ارزش ها که مدتها صامت بود ، ناگهان به فریادی بلند تبدیل شد و من حدس میزنم سرمایه اجتماعی ملی ناگهان جهش کرد.
۳- جمهوری اسلامی ایران تا همین جا علی رغم خسارت بسیار بزرگ شهادت رهبر انقلاب اسلامی ، فرماندهان و پرسنل نظامی و مردم مظلوم، نشان داده جزو مستحکم تریم حکومت های جهان است و میتواند در سخت ترین شرایط کارکردهای اساسی یک حکومت را ایفا کند.
۴- روسیه و چین که با کمترین هزینه توانستند آسیب شدیدی به جایگاه نظامی آمریکا وارد کنند.
۵- شاید نتانیاهو: حیات سیاسی این موجود خبیثی در جنگ افروزی مستمر است و تا وقتی جنگ باشد، صرفنظر از نتیجه، وی خوشحال است.
۶- صنایع نظامی و نفتی: این صنایع که از حامیان جمهوریخواهان هستند منافع مستقیم از چنین جنگی می برند ، هر نتیجه ای که داشته باشد.
۷- شیعیان لبنان و عراق: توانستند نشان دهند یک قدرت تعیین کننده هستند و نمی توان سرنوشت آنها را پشت میز مذاکره رقم زد.
بازندگان:۱- ایالات متحده آمریکا:قدرت نمادین و واقعی نظامی آمریکا توسط یک دولت فاسد و بی کفایت بی اعتبار شد و جهان دریافت که این کشور فاقد استطاعت ورود پیروزمندانه به یک جنگ واقعی است.
۲- امارات متحده عربی:شیوخ این کشور عربی که توهم ساخت یک قدرت منطقه ای را داشتند و از سودان و لیبی تا یمن و سوریه همه جا جولان می دادند و با اسراییل متحد شده بودند و سرمایه های جهانی را جذب کرده بودند ، رویاهایشان بر باد رفت و مشخص شد اصلا توان دفاع از سرزمین خود را هم ندارند چه برسد به کشورگشایی . ضمن آنکه اتحاد با اسراییل هیچ منفعتی برای آنها ندارد.
۳- اسراییل: هیمنه نظامی اسراییل در پی جنگی که توان پیروزی در آن را ندارد ، زیر سوال رفته است ؛ بلکه حملات حزب الله لبنان نشان داد که به هیچ وجه توان دفع خطرات جبهه لبنان را هم ندارد.
۴- دونالد ترامپ:قمار ترامپ این بار جواب نداد و وی سیلی سختی از واقعیت میدانی خورد و نشان داد خودش و کابینه اش فاقد ظرفیت تدوین استراتژی های چند بعدی و پیچیده است.
۵- رضا پهلوی: تمام اعتبار سیاسی تبلیغاتی وی با ایستادن سمت غلط تاریخ نابود شد و مشخص شد حتی در آمریکا هم جایگاهی ندارد چه برسد به ایران.
۶- دول عرب خلیج فارس:این کشورها که فکر می کردند با حضور پایگاه های آمریکا امنیت خریده اند، فهمیدند که منافع این پایگاه ها برای اسراییل و هزینه اش برای آنهاست ، ضمن آنکه این پایگاه ها از خودشان هم نمی توانند دفاع کنند چه برسد به دولت میزبان.
۷- اروپا:این کشورها هم وزن اثرگذاری بین المللی خود را از دست داده اند و هم در برابر تغییرات سیاسی و اقتصادی جهان بسیار آسیب پذیرند
این وضعیت تا این لحظه است و امور آتی از جمله انتخاب رهبر بعدی ، کیفیت پیشرفت جنگ، کیفیت صلح و تغییر قیمت ها بر امور اثر میگذارد و فهرست این برندگان و بازندگان را تغییر می دهد.
۲- مردم ایرانمردم ایران نشان دادند علی رغم تمام تبلیغات منفی، فشارهای ناشی از تحریم، فساد و سو مدیریت و خود جنگ، فراتر از انتظارات تقریبا هر کسی پای کار حفظ استقلال وطنشان ایستاده اند. خیلی از ارزش ها که مدتها صامت بود ، ناگهان به فریادی بلند تبدیل شد و من حدس میزنم سرمایه اجتماعی ملی ناگهان جهش کرد.
۳- جمهوری اسلامی ایران تا همین جا علی رغم خسارت بسیار بزرگ شهادت رهبر انقلاب اسلامی ، فرماندهان و پرسنل نظامی و مردم مظلوم، نشان داده جزو مستحکم تریم حکومت های جهان است و میتواند در سخت ترین شرایط کارکردهای اساسی یک حکومت را ایفا کند.
۴- روسیه و چین که با کمترین هزینه توانستند آسیب شدیدی به جایگاه نظامی آمریکا وارد کنند.
۵- شاید نتانیاهو: حیات سیاسی این موجود خبیثی در جنگ افروزی مستمر است و تا وقتی جنگ باشد، صرفنظر از نتیجه، وی خوشحال است.
۶- صنایع نظامی و نفتی: این صنایع که از حامیان جمهوریخواهان هستند منافع مستقیم از چنین جنگی می برند ، هر نتیجه ای که داشته باشد.
۷- شیعیان لبنان و عراق: توانستند نشان دهند یک قدرت تعیین کننده هستند و نمی توان سرنوشت آنها را پشت میز مذاکره رقم زد.
بازندگان:۱- ایالات متحده آمریکا:قدرت نمادین و واقعی نظامی آمریکا توسط یک دولت فاسد و بی کفایت بی اعتبار شد و جهان دریافت که این کشور فاقد استطاعت ورود پیروزمندانه به یک جنگ واقعی است.
۲- امارات متحده عربی:شیوخ این کشور عربی که توهم ساخت یک قدرت منطقه ای را داشتند و از سودان و لیبی تا یمن و سوریه همه جا جولان می دادند و با اسراییل متحد شده بودند و سرمایه های جهانی را جذب کرده بودند ، رویاهایشان بر باد رفت و مشخص شد اصلا توان دفاع از سرزمین خود را هم ندارند چه برسد به کشورگشایی . ضمن آنکه اتحاد با اسراییل هیچ منفعتی برای آنها ندارد.
۳- اسراییل: هیمنه نظامی اسراییل در پی جنگی که توان پیروزی در آن را ندارد ، زیر سوال رفته است ؛ بلکه حملات حزب الله لبنان نشان داد که به هیچ وجه توان دفع خطرات جبهه لبنان را هم ندارد.
۴- دونالد ترامپ:قمار ترامپ این بار جواب نداد و وی سیلی سختی از واقعیت میدانی خورد و نشان داد خودش و کابینه اش فاقد ظرفیت تدوین استراتژی های چند بعدی و پیچیده است.
۵- رضا پهلوی: تمام اعتبار سیاسی تبلیغاتی وی با ایستادن سمت غلط تاریخ نابود شد و مشخص شد حتی در آمریکا هم جایگاهی ندارد چه برسد به ایران.
۶- دول عرب خلیج فارس:این کشورها که فکر می کردند با حضور پایگاه های آمریکا امنیت خریده اند، فهمیدند که منافع این پایگاه ها برای اسراییل و هزینه اش برای آنهاست ، ضمن آنکه این پایگاه ها از خودشان هم نمی توانند دفاع کنند چه برسد به دولت میزبان.
۷- اروپا:این کشورها هم وزن اثرگذاری بین المللی خود را از دست داده اند و هم در برابر تغییرات سیاسی و اقتصادی جهان بسیار آسیب پذیرند
این وضعیت تا این لحظه است و امور آتی از جمله انتخاب رهبر بعدی ، کیفیت پیشرفت جنگ، کیفیت صلح و تغییر قیمت ها بر امور اثر میگذارد و فهرست این برندگان و بازندگان را تغییر می دهد.
۱۶:۴۹
چشیدن طعم استقلال طلبی
تحلیل اجتماعی از دلالت انتخاب سید مجتبی خامنه ای به عنوان رهبر جدید انقلاب و نظام جمهوری اسلامی
سید آرش وکیلیان مقدمه نخست، نگارنده تخصص و اطلاع لازم برای ارزیابی عملکرد مجلس خبرگان رهبری را ندارد ، لذا این نوشتار اصلا در مقام ارزیابی عملکرد آن مجلس محترم نیست و امید به خدا که به بهترین شکل تکلیفشان را انجام داده اند.
مقدمه دوم، شعار اصلی و محوری انقلاب اسلامی، «استقلال، آزادی ، جمهوری اسلامی » بوده است. این سه گرچه نوعی ارتباط معنایی و اجتماعی با هم دارند، اما سه ارزش محوری مجزا هستند و هر کدام مستقلاً در مقام تحقق و ارزشگذاری اجتماعی سنجیده می شود، چنانکه بانوی بی حجابی که در تجمعات اخیر برای حمایت از نظام شبها به خیابان می آید در واقع از استقلال ملی کشورش تحت این پرچم دفاع می کند ولو آنکه با ارزش جمهوری اسلامی همراه نباشد.
من فکر میکنم عملکرد جمهوری اسلامی در تامین «استقال ایران» حتی از میزان تحقق جمهوریت و اسلامیت موفق تر بوده است و برخی مطالعات اجتماعی اخیر هم نشان می دهد که بسیاری از مردم چنین تلقی دارند که این نظام در تامین استقلال در قیاس با دیگر حکومت های ایران موفق تر بوده است، اما ارزش استقلال را نسبت به ارزش های دیگری نظیر آزادی فردی یا پیشرفت و رفاه کم اهمیت تر ارزیابی کرده اند.
دشواری ارزش استقلال این است که ما طی پنج دهه گذشته تا امروز هزینه های آن را به طور جمعی و فردی پرداخته ایم بی آنکه منافعش را بتوانیم در زندگی روزمره آشکارا لمس کنیم و یا اگر منفعت ملموسی بوده، توان ادراکش را نداشته ایم.
اکنون که با ظهور ترامپ و تعدی صهیونیست ها، استکبار جهانی در تمامیت خود بروز کرده و با جمهوری اسلامی ایران از حیث استقلال در یکی از اساسی ترین جوانبش یعنی استقلال در حاکمیت ملی به تعارض خورده و سپس آشکارا به کشور حمله کرده است، به نظر می رسد موضوع «استقلال» برای اولین بار به یک مسأله عمومی تبدیل شده است و سطح نزاع به قدری حاد بوده است که رهبر شهید انقلاب اسلامی جان خودش را برای حفظ آن و عدم تسلیم ملی فدا کرده است.سپس، رییس جمهور آمریکا به طرز آشکاری اعلام کرده است که میخواهد در فرایند انتخاب جانشین مداخله کند و سید مجتبی خامنه ای گزینه مطلوب وی نیست!!!
به این حمله عریان به استقلال ملی، با انتخاب سید مجتبی خامنه ای که خود جانباز جنگ استقلال ایران است و بسیاری از خویشان وی در روز نخست این جنگ فدا شده اند، معنا و دلالت اجتماعی پاسخ قاطعی داده شده است.
لذا گرچه جمعی از مردم از باب ولایت پذیری هر کس به عنوان رهبر انتخاب می شد را می پذیرفتند، اما آنچه این انتخاب را می تواند برای عموم مردم فراتر از معتقدان به اسلامیت نظام شیرین نماید، چشیدن طعم استقلال ملی است که از تمام موشک های شلیک شده ، آشکارتر است.
در واقع امروز جمهوری اسلامی ایران توانسته حق حاکمیت ملی را که طی دویست سال اخیر مکرراً از سوی ابرقدرت های جهانی نقض شده، احیا کند. در حالی که طی سلسله های قاجار و پهلوی اشکال مختلف جداسازی سرزمینی، تحمیل قرارداد استعماری ، نقض حق حاکمیت ملی، حتی اشغال کل ایران و خلع پادشاه رخ داده است ، عملا این بار کشور در قالب این نظام بار دیگر برای حفظ حاکمیت ملی به پا خاسته است.
حال برماست که این ارزش بزرگ را فراتر از جمعیت وفاداران خاص جمهوری اسلامی و ولایت مداران طرفدار ارزش اسلامیت در جامعه ترویج کنیم و اهمیت آن را برای مردم تبیین نماییم تا لذت برخورداری از استقلال را بچشند؛ کما اینکه این روزها حقارت رفاه بدون استقلال را در کشورهای عرب خلیج فارس آشکارا مشاهده می کنند.
جمهوری اسلامی ایران از روز اول با شعار استقلال تاسیس شده است و برای حفظ آن مجبور به پرداخت هزینه از رفاه عمومی گشته و اکنون زمان آن است با قدرت نمایی در برابر دشمن امپریالیست، تحقق آن را به رخ جهانیان بکشیم.
می جنگیم، می میریم، ذلت نمی پذیریم و تسلیم نمی شویم.
تحلیل اجتماعی از دلالت انتخاب سید مجتبی خامنه ای به عنوان رهبر جدید انقلاب و نظام جمهوری اسلامی
مقدمه دوم، شعار اصلی و محوری انقلاب اسلامی، «استقلال، آزادی ، جمهوری اسلامی » بوده است. این سه گرچه نوعی ارتباط معنایی و اجتماعی با هم دارند، اما سه ارزش محوری مجزا هستند و هر کدام مستقلاً در مقام تحقق و ارزشگذاری اجتماعی سنجیده می شود، چنانکه بانوی بی حجابی که در تجمعات اخیر برای حمایت از نظام شبها به خیابان می آید در واقع از استقلال ملی کشورش تحت این پرچم دفاع می کند ولو آنکه با ارزش جمهوری اسلامی همراه نباشد.
من فکر میکنم عملکرد جمهوری اسلامی در تامین «استقال ایران» حتی از میزان تحقق جمهوریت و اسلامیت موفق تر بوده است و برخی مطالعات اجتماعی اخیر هم نشان می دهد که بسیاری از مردم چنین تلقی دارند که این نظام در تامین استقلال در قیاس با دیگر حکومت های ایران موفق تر بوده است، اما ارزش استقلال را نسبت به ارزش های دیگری نظیر آزادی فردی یا پیشرفت و رفاه کم اهمیت تر ارزیابی کرده اند.
دشواری ارزش استقلال این است که ما طی پنج دهه گذشته تا امروز هزینه های آن را به طور جمعی و فردی پرداخته ایم بی آنکه منافعش را بتوانیم در زندگی روزمره آشکارا لمس کنیم و یا اگر منفعت ملموسی بوده، توان ادراکش را نداشته ایم.
اکنون که با ظهور ترامپ و تعدی صهیونیست ها، استکبار جهانی در تمامیت خود بروز کرده و با جمهوری اسلامی ایران از حیث استقلال در یکی از اساسی ترین جوانبش یعنی استقلال در حاکمیت ملی به تعارض خورده و سپس آشکارا به کشور حمله کرده است، به نظر می رسد موضوع «استقلال» برای اولین بار به یک مسأله عمومی تبدیل شده است و سطح نزاع به قدری حاد بوده است که رهبر شهید انقلاب اسلامی جان خودش را برای حفظ آن و عدم تسلیم ملی فدا کرده است.سپس، رییس جمهور آمریکا به طرز آشکاری اعلام کرده است که میخواهد در فرایند انتخاب جانشین مداخله کند و سید مجتبی خامنه ای گزینه مطلوب وی نیست!!!
به این حمله عریان به استقلال ملی، با انتخاب سید مجتبی خامنه ای که خود جانباز جنگ استقلال ایران است و بسیاری از خویشان وی در روز نخست این جنگ فدا شده اند، معنا و دلالت اجتماعی پاسخ قاطعی داده شده است.
لذا گرچه جمعی از مردم از باب ولایت پذیری هر کس به عنوان رهبر انتخاب می شد را می پذیرفتند، اما آنچه این انتخاب را می تواند برای عموم مردم فراتر از معتقدان به اسلامیت نظام شیرین نماید، چشیدن طعم استقلال ملی است که از تمام موشک های شلیک شده ، آشکارتر است.
در واقع امروز جمهوری اسلامی ایران توانسته حق حاکمیت ملی را که طی دویست سال اخیر مکرراً از سوی ابرقدرت های جهانی نقض شده، احیا کند. در حالی که طی سلسله های قاجار و پهلوی اشکال مختلف جداسازی سرزمینی، تحمیل قرارداد استعماری ، نقض حق حاکمیت ملی، حتی اشغال کل ایران و خلع پادشاه رخ داده است ، عملا این بار کشور در قالب این نظام بار دیگر برای حفظ حاکمیت ملی به پا خاسته است.
حال برماست که این ارزش بزرگ را فراتر از جمعیت وفاداران خاص جمهوری اسلامی و ولایت مداران طرفدار ارزش اسلامیت در جامعه ترویج کنیم و اهمیت آن را برای مردم تبیین نماییم تا لذت برخورداری از استقلال را بچشند؛ کما اینکه این روزها حقارت رفاه بدون استقلال را در کشورهای عرب خلیج فارس آشکارا مشاهده می کنند.
جمهوری اسلامی ایران از روز اول با شعار استقلال تاسیس شده است و برای حفظ آن مجبور به پرداخت هزینه از رفاه عمومی گشته و اکنون زمان آن است با قدرت نمایی در برابر دشمن امپریالیست، تحقق آن را به رخ جهانیان بکشیم.
می جنگیم، می میریم، ذلت نمی پذیریم و تسلیم نمی شویم.
۵:۵۲
جهاد؛ پروانهای در آتش عشق
حجت الاسلام بیاتیبخش اول از دوم
(این متن ۷ تیر ۱۴۰۴ نگارش شده و نمی دانم قبلا منتشر شده یا خیر)در میان هزاران راهی که بشر به سوی حقیقت میپیماید، جهاد چون خورشیدی فروزان میدرخشد؛ نه تنها تیغی برنده، که آینهای است که نیت آدمی را میآزماید. جهاد، پیش از آن که در میدان رزم معنا یابد، در ژرفای دل جاری است؛ نبردی است با نفس سرکش، کشمکشی است با تاریکیهای درون. آن که بینیاز از پاکی نیت، سلاح برمیگیرد، چون کشتزاری است بیباران که ریشههایش به خشکی میگراید. نیت، روح جهاد است. همانگونه که بدن بیروح، خاکی بیجان است، جهاد بینیت خالص، حرکتی بیثمر خواهد بود. پیامبر رحمت (ص) فرمود: «إنما الأعمال بالنیات» — همانا اعمال به نیتهاست. پس آن که برای رضای حق شمشیر میزند، پروانهوار در آتش عشق میسوزد و آن که برای نام و مقام میجنگد، تنها خاکستری بر جای میگذارد. جهاد، شکوفهای از باغ فداکاری است؛ فداکاریای که در آن، جان بر کف، اما دل به یار سپرده شده است. شهید، نه مرده، که زندهای جاوید است، چرا که در راه معشوق از خود گذشت و با خون خود، درخت ایمان را آبیاری کرد. «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ»(آل عمران:۱۶۹) — و هرگز مپندار آنان که در راه خدا کشته شدند، مردگانند؛ بلکه زندهاند و نزد پروردگارشان روزی داده میشوند. آری، جهاد حقیقی آن است که انسان، پیش از گام نهادن در میدان نبرد، در محراب دل با خدای خویش راز و نیاز کند و نیت را چون مشعلی فروزان، راهنمای خویش سازد. اگر نیت، برای خدا باشد، حتی یک گام، حماسهای عظیم میشود و اگر برای غیر او باشد، هزاران پیروزی، شکستی جانکاه است. پس بیایید جهاد را تنها در خون و شمشیر نبینیم، که جهاد اکبر، پیکار با نفس اماره است و جهاد اصغر، ادامهی همان راه در گسترهی جهان. و بدانیم که ارزش هر جهادی، به میزان خلوص نیت آن است؛ همان نیتی که میتواند خاک را عرش کند و خون را ابدیت بخشد. «وَ الَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ» (و آنان که در راه ما جهاد کنند، قطعاً به راههای خویش هدایتشان خواهیم کرد و بیتردید خدا با نیکوکاران است.) — سوره عنکبوت:۶۹
جهاد در میدان؛ ادامهی نبرد با نفس جهاد، دو بال دارد: یک بالش در سکوت خلوتگاهها میتپد، آنگاه که بنده در برابر نفس سرکشش میایستد و بال دیگرش در غرش میدانها، آنگاه که حق و باطل رو در رو میشوند. جهاد اصغر، همان میدانی است که تیغها برق میزنند و پاها بر خاک رزمگاه میلغزند، اما روح این نبرد، باز هم از همان سرچشمهی نیت خالص میجوشد. هر چند جهاد اکبر، جنگ با هوای نفس است، اما جهاد اصغر، آزمونی سختتر است؛ چرا که انسان در آن، نه تنها با دشمن درون، که با دشمنی روبرو میشود که آشکارا در برابر حق صفآرایی کرده است. اینجاست که نیت جهادگر، سنجیده میشود: آیا او برای فخر فروشی و نام آوری میجنگد، یا برای برپایی کلمهی توحید و دفاع از مظلوم؟ نیت در جهاد اصغر، همان چراغی است که راه را از چاه جدا میکند. اگر نیت، خدایی باشد، حتی اگر تیرها به خطا رود، ثوابش محفوظ است و اگر نیت، آمیخته به ریا و خودنمایی باشد، حتی اگر پیروزیها جهان را پر کند، ارزشی نخواهد داشت. پیامبر (ص) در حدیثی قدسی از زبان خداوند میفرماید: «أنا خیر شریک، من أشرك معي غيري في عملٍ، أنا منه بريء، و هو للذي أشرك» — من بهترین شریکم؛ هر کس در عملش غیر مرا شریک گرداند، من از او بیزارم و عملش برای همان شریک خواهد بود. جهاد در میدان، وقتی ارزشمند است که ادامهی جهاد اکبر باشد؛ وقتی که مجاهد، پیش از آنکه اسلحه بردارد، با نفس خویش درگیر شده باشد و تنها برای رضای خدا قدم به میدان نهاده باشد. شهید سیدالشهدا (ع)ددر روز عاشورا، پیش از آنکه با دشمن بجنگد، با یارانش سخن گفت و آنها را آزمود: «فإنّ القوم قد أقدموا على قتالي... فمن أحبّ منكم الانصراف فلينصرف» — همانا این مردم قصد کشتن مرا دارند... پس هر کس از شما که میخواهد برگردد، آزاد است. اینجا بود که نیتها آشکار شد؛ برخی ماندند و برخی رفتند. آنها که ماندند، پیش از شهادت در کربلا، در محک نیت پیروز شده بودند. آری، جهاد اصغر بدون جهاد اکبر، پوچ است. مرد میدان شدن، آسان است؛ اما مرد خدا بودن، شرط اول جهاد است. تیغ اگر از آهن ساخته شود، زنگ میزند، اما اگر از ایمان ساخته شود، تا ابد درخشان میماند.
(این متن ۷ تیر ۱۴۰۴ نگارش شده و نمی دانم قبلا منتشر شده یا خیر)در میان هزاران راهی که بشر به سوی حقیقت میپیماید، جهاد چون خورشیدی فروزان میدرخشد؛ نه تنها تیغی برنده، که آینهای است که نیت آدمی را میآزماید. جهاد، پیش از آن که در میدان رزم معنا یابد، در ژرفای دل جاری است؛ نبردی است با نفس سرکش، کشمکشی است با تاریکیهای درون. آن که بینیاز از پاکی نیت، سلاح برمیگیرد، چون کشتزاری است بیباران که ریشههایش به خشکی میگراید. نیت، روح جهاد است. همانگونه که بدن بیروح، خاکی بیجان است، جهاد بینیت خالص، حرکتی بیثمر خواهد بود. پیامبر رحمت (ص) فرمود: «إنما الأعمال بالنیات» — همانا اعمال به نیتهاست. پس آن که برای رضای حق شمشیر میزند، پروانهوار در آتش عشق میسوزد و آن که برای نام و مقام میجنگد، تنها خاکستری بر جای میگذارد. جهاد، شکوفهای از باغ فداکاری است؛ فداکاریای که در آن، جان بر کف، اما دل به یار سپرده شده است. شهید، نه مرده، که زندهای جاوید است، چرا که در راه معشوق از خود گذشت و با خون خود، درخت ایمان را آبیاری کرد. «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ»(آل عمران:۱۶۹) — و هرگز مپندار آنان که در راه خدا کشته شدند، مردگانند؛ بلکه زندهاند و نزد پروردگارشان روزی داده میشوند. آری، جهاد حقیقی آن است که انسان، پیش از گام نهادن در میدان نبرد، در محراب دل با خدای خویش راز و نیاز کند و نیت را چون مشعلی فروزان، راهنمای خویش سازد. اگر نیت، برای خدا باشد، حتی یک گام، حماسهای عظیم میشود و اگر برای غیر او باشد، هزاران پیروزی، شکستی جانکاه است. پس بیایید جهاد را تنها در خون و شمشیر نبینیم، که جهاد اکبر، پیکار با نفس اماره است و جهاد اصغر، ادامهی همان راه در گسترهی جهان. و بدانیم که ارزش هر جهادی، به میزان خلوص نیت آن است؛ همان نیتی که میتواند خاک را عرش کند و خون را ابدیت بخشد. «وَ الَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ» (و آنان که در راه ما جهاد کنند، قطعاً به راههای خویش هدایتشان خواهیم کرد و بیتردید خدا با نیکوکاران است.) — سوره عنکبوت:۶۹
جهاد در میدان؛ ادامهی نبرد با نفس جهاد، دو بال دارد: یک بالش در سکوت خلوتگاهها میتپد، آنگاه که بنده در برابر نفس سرکشش میایستد و بال دیگرش در غرش میدانها، آنگاه که حق و باطل رو در رو میشوند. جهاد اصغر، همان میدانی است که تیغها برق میزنند و پاها بر خاک رزمگاه میلغزند، اما روح این نبرد، باز هم از همان سرچشمهی نیت خالص میجوشد. هر چند جهاد اکبر، جنگ با هوای نفس است، اما جهاد اصغر، آزمونی سختتر است؛ چرا که انسان در آن، نه تنها با دشمن درون، که با دشمنی روبرو میشود که آشکارا در برابر حق صفآرایی کرده است. اینجاست که نیت جهادگر، سنجیده میشود: آیا او برای فخر فروشی و نام آوری میجنگد، یا برای برپایی کلمهی توحید و دفاع از مظلوم؟ نیت در جهاد اصغر، همان چراغی است که راه را از چاه جدا میکند. اگر نیت، خدایی باشد، حتی اگر تیرها به خطا رود، ثوابش محفوظ است و اگر نیت، آمیخته به ریا و خودنمایی باشد، حتی اگر پیروزیها جهان را پر کند، ارزشی نخواهد داشت. پیامبر (ص) در حدیثی قدسی از زبان خداوند میفرماید: «أنا خیر شریک، من أشرك معي غيري في عملٍ، أنا منه بريء، و هو للذي أشرك» — من بهترین شریکم؛ هر کس در عملش غیر مرا شریک گرداند، من از او بیزارم و عملش برای همان شریک خواهد بود. جهاد در میدان، وقتی ارزشمند است که ادامهی جهاد اکبر باشد؛ وقتی که مجاهد، پیش از آنکه اسلحه بردارد، با نفس خویش درگیر شده باشد و تنها برای رضای خدا قدم به میدان نهاده باشد. شهید سیدالشهدا (ع)ددر روز عاشورا، پیش از آنکه با دشمن بجنگد، با یارانش سخن گفت و آنها را آزمود: «فإنّ القوم قد أقدموا على قتالي... فمن أحبّ منكم الانصراف فلينصرف» — همانا این مردم قصد کشتن مرا دارند... پس هر کس از شما که میخواهد برگردد، آزاد است. اینجا بود که نیتها آشکار شد؛ برخی ماندند و برخی رفتند. آنها که ماندند، پیش از شهادت در کربلا، در محک نیت پیروز شده بودند. آری، جهاد اصغر بدون جهاد اکبر، پوچ است. مرد میدان شدن، آسان است؛ اما مرد خدا بودن، شرط اول جهاد است. تیغ اگر از آهن ساخته شود، زنگ میزند، اما اگر از ایمان ساخته شود، تا ابد درخشان میماند.
۱۸:۲۸
جهاد؛ پروانه ای در آتش عشق
حجت الاسلام بیاتیقسمت دوم
پس جهاد در راه خدا، چه در میدان جنگ و چه در میدان نفس، تنها با نیتی پاک به سرانجام میرسد. آنکه در جهاد اصغر شهید میشود، اگر نیتش خالص بوده، همان مقام را دارد که عابدی سالک پس از عمری مجاهدت با نفس. «وَ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا» (نساء: ۹۵) — و خداوند مجاهدان را به بالاترین اجر بر قاعدگان (کنارهگیران) برتری داده است.
پس باید دانست:جهاد اصغر، میدان عمل است و جهاد اکبر، میدان نیت. و تنها آنگاه این دو یکجا جمع میشوند که دل، پیش از دست، تسلیم حق شده باشد.
پس جهاد در راه خدا، چه در میدان جنگ و چه در میدان نفس، تنها با نیتی پاک به سرانجام میرسد. آنکه در جهاد اصغر شهید میشود، اگر نیتش خالص بوده، همان مقام را دارد که عابدی سالک پس از عمری مجاهدت با نفس. «وَ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا» (نساء: ۹۵) — و خداوند مجاهدان را به بالاترین اجر بر قاعدگان (کنارهگیران) برتری داده است.
پس باید دانست:جهاد اصغر، میدان عمل است و جهاد اکبر، میدان نیت. و تنها آنگاه این دو یکجا جمع میشوند که دل، پیش از دست، تسلیم حق شده باشد.
۱۸:۳۰
وعده حق
شاید یک اتفاق بزرگتری در عالم رقم می خورد که ما یک جلوه کوچکش را اینجا می بینیم. راستش آنچه از ۹ اسفند در اینجا و اکنون ما رخ داده را با هیچ عقل متعارف این جهانی و حتی علم اجتماعی اعم از مدرن و دینی و ... نمی توانستم پیشاپیش انتظار داشته باشم. گویی بعثت و رستاخیزی رخ داده که در خیال ما نمی گنجیده است.
عمیقا معتقدم دعای کودک یتیم مظلوم صد در صد مستجاب است و بسیاری کودکان اینچنینی علیه صهیونیست ها در سالیان اخیر دعا کرده اند.
ضمنا می دانم که اگر پای تدبیر ما باشد چقدر فشل هستیم. یک هفته است به دوستان اصولگرای جهادی دستگاه ها کارهای ساده ای را پیشنهاد داده ام که هنوز نتوانسته اند انجام دهند و لذا اصلا دلیلی نمی بینم که حتی ده درصد از این رخدادها از بضاعت ما بوده باشد. به قول مولوی
ما همه کردیم کار خویش را نوبت تو شد بنجبان ریش را
دیده ای خواهم که باشد شه شناستا شناسد شاه را در هر لباس
(داستان سلطان محمود و دزدان)
چیزهایی که من این روزها تجربه کردم:۱- رهبر انقلاب و مقامات عالی نظامی در ساعت اول نبرد به شهادت رسیدند، اما سیستم نظامی کشور در کمتر از دو ساعت در وضعیت جنگی شروع به مقابله کرد.۲- صدا و سیما به بدترین شکل ممکن خبر شهادت رهبر انقلاب اسلامی را اعلام کرد ، بسیاری از مردم کشور در کمتر از ۲۴ ساعت به سکینه و بلکه حماسه رسیدند.هو الذی انزل السکینة فی قلوب المومنین ۳- متمرکزترین و مجهزترین ساختار دفاعی ایالات متحده در جهان در برابر حملات موشکی و پهپادی ما مثل کره از هم شکافته شده و پایگاه ها و تجهیزات چند میلیارد دلاری با ابزارهای چند هزار دلاری نابود شده.۴- مردم فراتر از انتظار در صحنه حاضر شده و به طرز عجیبی در شرایط جنگی به حمایت از نظام در جنگ با دشمن متجاوز پرداخته اند.۵- متحدین منطقه ای ما به خصوص حزب الله لبنان که همه فکر می کردند شکست خورده ، با قدرتی کامل به پا خاسته و حتی موشک بالستیک پرتاب می کند.۶- تنگه هرمز بسته شده و اقتصاد جهانی تکان خورده است.۷- بزرگترین قدرت نظامی دنیا از همه کشورهای هم پیمانش کمک می خواهد و ما هنوز از کسی کمک آشکاری نگرفته ایم. حداکثر داریم از اطلاعات و ناوبری ماهواره ای برخی دول استفاده می کنیم.۸- در صحنه داخلی جانشینی رهبری بدون چالش و به صورتی با همراهی عمومی مردم انجام شده که به قول برخی مردم حتی شعارهای ما هم تغییر نکرده!
فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِيكُمْ بِنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَمَنْ لَمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلَّا مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ ۚ فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ ۚ فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ قَالُوا لَا طَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ ۚ قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلَاقُو اللَّهِ كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ
البته همه این نصرت نیازمند صبر و شکر می باشد
وَلَمَّا بَرَزُوا لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُوا رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ
تلقی من این است که هر گامی که آمریکا در این جنگ بردارد ، برایش خسارتی عظیم خواهد بود حتی اگر هزینه وحشتناکی در حد اشغال بخشی از خاک ایران رخ دهد، تصویر امپراتوری نمادین آمریکا در اذهان و قلوب مردم جهان شکسته است و در عصر تصاویر مجازی ، شکستن تصویر از هر چیز مهم تر است.
شاید یک اتفاق بزرگتری در عالم رقم می خورد که ما یک جلوه کوچکش را اینجا می بینیم. راستش آنچه از ۹ اسفند در اینجا و اکنون ما رخ داده را با هیچ عقل متعارف این جهانی و حتی علم اجتماعی اعم از مدرن و دینی و ... نمی توانستم پیشاپیش انتظار داشته باشم. گویی بعثت و رستاخیزی رخ داده که در خیال ما نمی گنجیده است.
عمیقا معتقدم دعای کودک یتیم مظلوم صد در صد مستجاب است و بسیاری کودکان اینچنینی علیه صهیونیست ها در سالیان اخیر دعا کرده اند.
ضمنا می دانم که اگر پای تدبیر ما باشد چقدر فشل هستیم. یک هفته است به دوستان اصولگرای جهادی دستگاه ها کارهای ساده ای را پیشنهاد داده ام که هنوز نتوانسته اند انجام دهند و لذا اصلا دلیلی نمی بینم که حتی ده درصد از این رخدادها از بضاعت ما بوده باشد. به قول مولوی
ما همه کردیم کار خویش را نوبت تو شد بنجبان ریش را
دیده ای خواهم که باشد شه شناستا شناسد شاه را در هر لباس
(داستان سلطان محمود و دزدان)
چیزهایی که من این روزها تجربه کردم:۱- رهبر انقلاب و مقامات عالی نظامی در ساعت اول نبرد به شهادت رسیدند، اما سیستم نظامی کشور در کمتر از دو ساعت در وضعیت جنگی شروع به مقابله کرد.۲- صدا و سیما به بدترین شکل ممکن خبر شهادت رهبر انقلاب اسلامی را اعلام کرد ، بسیاری از مردم کشور در کمتر از ۲۴ ساعت به سکینه و بلکه حماسه رسیدند.هو الذی انزل السکینة فی قلوب المومنین ۳- متمرکزترین و مجهزترین ساختار دفاعی ایالات متحده در جهان در برابر حملات موشکی و پهپادی ما مثل کره از هم شکافته شده و پایگاه ها و تجهیزات چند میلیارد دلاری با ابزارهای چند هزار دلاری نابود شده.۴- مردم فراتر از انتظار در صحنه حاضر شده و به طرز عجیبی در شرایط جنگی به حمایت از نظام در جنگ با دشمن متجاوز پرداخته اند.۵- متحدین منطقه ای ما به خصوص حزب الله لبنان که همه فکر می کردند شکست خورده ، با قدرتی کامل به پا خاسته و حتی موشک بالستیک پرتاب می کند.۶- تنگه هرمز بسته شده و اقتصاد جهانی تکان خورده است.۷- بزرگترین قدرت نظامی دنیا از همه کشورهای هم پیمانش کمک می خواهد و ما هنوز از کسی کمک آشکاری نگرفته ایم. حداکثر داریم از اطلاعات و ناوبری ماهواره ای برخی دول استفاده می کنیم.۸- در صحنه داخلی جانشینی رهبری بدون چالش و به صورتی با همراهی عمومی مردم انجام شده که به قول برخی مردم حتی شعارهای ما هم تغییر نکرده!
فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِيكُمْ بِنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَمَنْ لَمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلَّا مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ ۚ فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ ۚ فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ قَالُوا لَا طَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ ۚ قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلَاقُو اللَّهِ كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ
البته همه این نصرت نیازمند صبر و شکر می باشد
وَلَمَّا بَرَزُوا لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُوا رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ
تلقی من این است که هر گامی که آمریکا در این جنگ بردارد ، برایش خسارتی عظیم خواهد بود حتی اگر هزینه وحشتناکی در حد اشغال بخشی از خاک ایران رخ دهد، تصویر امپراتوری نمادین آمریکا در اذهان و قلوب مردم جهان شکسته است و در عصر تصاویر مجازی ، شکستن تصویر از هر چیز مهم تر است.
۳:۴۲
غیرت و تعصب شیرزن ایرانی تنها چند دقیقه بعد از اصابت موشک در راهپیمایی
: آقا مجتبی خیالت راحت؛ ما هستیمfarhikhtegandaily.com@FarhikhteganOnline
زایش سیاست جدید در ایران
سید آرش وکیلیانبه نظرم می رسد که سیاست در ایران ۱۴۰۴ مفصل بندی جدیدی شده است.سوژه استعمارطلب ۱۸ دی ماه در برابر سوژه استقلال طلب اسفند ماه.
در این مفصل بندی جدید محل نزاع اسلامی بودن یا سکولار یا مدرن بودن نیست، محل نزاع نحوه تعامل با امر ملی و مداخله قدرت خارجی است.
اصلاح طلبی، اصولگرایی، سلطنت طلبی و جمهوری خواهی و ... همه خرده گفتارهای سیاسی در ذیل این گفتارهای اصلی استعمارطلبی و استقلال طلبی است. انتظار می رود که در آرایش نیروهای سیاسی نیز بازنمایی و نمایندگی همین دو هویت کلان باشد.
زایش سیاست جدید در ایران
در این مفصل بندی جدید محل نزاع اسلامی بودن یا سکولار یا مدرن بودن نیست، محل نزاع نحوه تعامل با امر ملی و مداخله قدرت خارجی است.
اصلاح طلبی، اصولگرایی، سلطنت طلبی و جمهوری خواهی و ... همه خرده گفتارهای سیاسی در ذیل این گفتارهای اصلی استعمارطلبی و استقلال طلبی است. انتظار می رود که در آرایش نیروهای سیاسی نیز بازنمایی و نمایندگی همین دو هویت کلان باشد.
۱:۱۱
طرح صلح حدیبیه
سید آرش وکیلیان ۲۵ اسفند ۱۴۰۴«دیپلماسی، یک جنگ است. شما این را بهخوبی میدانید و آن را مثل جنگهای نظامی و برخوردهای اقتصادی که تاکتیک و عقبنشینی و حمله و جابهجایی و فریب جنگی دارد، لمس کردهاید. همهی دیپلماتهای دنیا مشغول جنگند. ارزش و تأثیر آن جنگ هم، گاهی از جنگهای نظامی کمتر نیست; بلکه در مواردی هم بیشتر است.» (رهبر شهید انقلاب اسلامی ، ۱۳۶۸)
پیش گفتاردر سال پنجم هجرت سپاه بزرگ مشرکان در جنگ احزاب ناکام شد و دست خالی از مدینه عقب نشینی کرد. سپس در سال ششم ، رسول الله همراه با اصحاب عازم حج شدند و پس از ممانعت مشرکان، معاهده صلحی منعقد شد که در تاریخ به «صلح حدیبیه» مشهور شده است. علیرغم مخالفت برخی از افراد، این صلح پربرکت سرآغاز فتوحات مسلمین در شبه جزیره عربستان گشت و آیات ۱۸ تا ۲۲ سوره مبارکه فتح به آن ماجرا پرداخته است .
طرح مسألهدر حال حاضر روند جنگ رمضان به سود ایران است به این معنا که هزینه های تحمیل شده بر ائتلاف آمریکایی-صهیونیستی بسی بیش از هزینه های طرف ایران است، از جهات متعدد نظامی ، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی. البته این روند میتواند با استمرار جنگ تغییر کند یعنی طرف مقابل راهکارهایی برای کاهش هزینه خود یا افزایش هزینه ایران بیابد و جنگ صورت فرسایشی پیدا کند.
لذا در این مقطع برخورداری از ابتکار عمل در طرح صلحی که دستاوردهای ایران نظیر کنترل هوشمند تنگه هرمز را تثبیت کند، بسیار حیاتی است و به خصوص اگر بتوان روسیه و چین را با آن همراه کرد، می توان طرف غربی را بیشتر تحت فشار قرار داد. این طرح صلح باید ابعاد مختلف مطالبات و نیازمندی های کشور ایران و سایر کشورهای منطقه را لحاظ کند و آنها را رسمیت بخشد و در عین حال از جهت حقوق بین الملل موجه باشد.
ملاحظه مهم آن است که کنترل تنگه هرمز در کوتاه مدت سلاحی بسیار موثری است اما در بلندمدت لزوما موثر و موفق نیست. از یک سو محتمل است نظام اقتصادی جهان تدریجا راهکارهای جایگزین برای تعدیل اثر آن بسازد که هم می تواند و از سوی دیگر اگر این اتفاق رخ ندهد، در صورت تشدید بحران تدریجا کشورهای نیازمند منابع نفتی شامل چین، هند و اتحادیه اروپا علیه آن موضع می گیرند. بنابراین باید حداکثر استفاده را از پنجره فرصت یکی دو ماهه انجام داد.
لذا جمهوری اسلامی ایران در این بزنگاه کوتاه فرصت دارد تا با طرح صلحی هوشمندانه ، رژیم امنیتی اقتصادی مطلوبش را مستقر کند.
پیشنهادها۱- حقوقی:این طرح صلح حقوق حاکمیت ملی کشورها از جمله ایران را در حوزه امنیتی، نظامی و فناوری شامل برنامه موشکی و هسته ای به رسمیت می شناسد تا دشمن دیگر در آینده میل به تعدی نکند. به ویژه اگر بتوان اسنپ بک را ملغی کرد ، اثر بزرگی دارد. سایر کشورهای منطقه نیز می توانند از همین حقوق برخوردار شوند.
۲- اقتصادی:این طرح صلح باید فشار اقتصادی تحریم را از دوش اقتصاد ایران بردارد. لذا صرف دریافت غرامت و مطالبات پیشین ایران راهگشا نیست. بلکه باید تحریم های ثانویه آمریکا در حوزه تجارت کالا و صادرات ارز بی اثر شود. به خصوص بعد از این جنگ مسیر امارات دیگر وجود نخواهد داشت و برای جلوگیری از حصر اقتصادی شدید باید شرط تجارت آزاد با دیگر کشورها گنجانده شود.
۳- امنیتی:امنیت در منطقه باید تبدیل به یک سرمایه مشترک گردد و کشورها از تعرضات نیروهای خارجی مصون شوند. قاعده همه یا هیچ برقرار شود، یعنی یا همه امنیت دارند و یا هیچ کس امنیت ندارد.منطقه خاورمیانه چون فاقد یک رژیم امنیتی درونزا است، بسیاری از کشورها برای تامین امنیت خود وابسته به حضور آمریکا شده اند. این طرح صلح باید پایه یک رژیم امنیتی درون منطقه ای برای حفاظت از منافع حیاتی مشترک به ویژه مسیرهای تجاری را فراهم سازد. همچنین ، از مداخله قدرت های خارجی در مناسبات منطقه ای ممانعت کند. به جای مطالبه خروج پایگاه آمریکا از کشورهای منطقه که فعلا ناشدنی، این حضور باید کنترل شود.
۴- ژئوپلیتیکمحور مقاومت علیه اسراییل در منطقه به رسمیت شناخته شده و از هر نوع تعرض محفوظ بماند. از آن رو که اسراییل یک رژیم تهدیدزا و کشورگشا است که حق حاکمیت کشورهای منطقه را به رسمیت نمی شناسد و محور مقاومت تنها نیروی بازدارنده در برابر تعدیات این رژیم است، باید جایگاه حقوقی، سیاسی و نظامی محور مقاومت در منطقه تثبیت شود، مشروط بر آنکه این نیرو صرفا علیه اسراییل صف آرایی کند.
۵- رسانه ایفعالیت های خصمانه رسانه ای علیه جوامع و حکومت های منطقه متوقف شود و رسانه های برانداز و معارض سیاسی تعطیل گردند.
ضمانت اجرابرای اینکه این طرح به ثمر برسد لازم است اهرم فشار مستمر بر تنگه هرمز و باب المندب برقرار بماند و نقض این معاهده با اقدام متناسب در حوزه حمله به رژیم صهیونیستی یا منافع ایالات متحده در منطقه در هر زمانی پاسخ داده شود.
لذا در این مقطع برخورداری از ابتکار عمل در طرح صلحی که دستاوردهای ایران نظیر کنترل هوشمند تنگه هرمز را تثبیت کند، بسیار حیاتی است و به خصوص اگر بتوان روسیه و چین را با آن همراه کرد، می توان طرف غربی را بیشتر تحت فشار قرار داد. این طرح صلح باید ابعاد مختلف مطالبات و نیازمندی های کشور ایران و سایر کشورهای منطقه را لحاظ کند و آنها را رسمیت بخشد و در عین حال از جهت حقوق بین الملل موجه باشد.
ملاحظه مهم آن است که کنترل تنگه هرمز در کوتاه مدت سلاحی بسیار موثری است اما در بلندمدت لزوما موثر و موفق نیست. از یک سو محتمل است نظام اقتصادی جهان تدریجا راهکارهای جایگزین برای تعدیل اثر آن بسازد که هم می تواند و از سوی دیگر اگر این اتفاق رخ ندهد، در صورت تشدید بحران تدریجا کشورهای نیازمند منابع نفتی شامل چین، هند و اتحادیه اروپا علیه آن موضع می گیرند. بنابراین باید حداکثر استفاده را از پنجره فرصت یکی دو ماهه انجام داد.
لذا جمهوری اسلامی ایران در این بزنگاه کوتاه فرصت دارد تا با طرح صلحی هوشمندانه ، رژیم امنیتی اقتصادی مطلوبش را مستقر کند.
۲- اقتصادی:این طرح صلح باید فشار اقتصادی تحریم را از دوش اقتصاد ایران بردارد. لذا صرف دریافت غرامت و مطالبات پیشین ایران راهگشا نیست. بلکه باید تحریم های ثانویه آمریکا در حوزه تجارت کالا و صادرات ارز بی اثر شود. به خصوص بعد از این جنگ مسیر امارات دیگر وجود نخواهد داشت و برای جلوگیری از حصر اقتصادی شدید باید شرط تجارت آزاد با دیگر کشورها گنجانده شود.
۳- امنیتی:امنیت در منطقه باید تبدیل به یک سرمایه مشترک گردد و کشورها از تعرضات نیروهای خارجی مصون شوند. قاعده همه یا هیچ برقرار شود، یعنی یا همه امنیت دارند و یا هیچ کس امنیت ندارد.منطقه خاورمیانه چون فاقد یک رژیم امنیتی درونزا است، بسیاری از کشورها برای تامین امنیت خود وابسته به حضور آمریکا شده اند. این طرح صلح باید پایه یک رژیم امنیتی درون منطقه ای برای حفاظت از منافع حیاتی مشترک به ویژه مسیرهای تجاری را فراهم سازد. همچنین ، از مداخله قدرت های خارجی در مناسبات منطقه ای ممانعت کند. به جای مطالبه خروج پایگاه آمریکا از کشورهای منطقه که فعلا ناشدنی، این حضور باید کنترل شود.
۴- ژئوپلیتیکمحور مقاومت علیه اسراییل در منطقه به رسمیت شناخته شده و از هر نوع تعرض محفوظ بماند. از آن رو که اسراییل یک رژیم تهدیدزا و کشورگشا است که حق حاکمیت کشورهای منطقه را به رسمیت نمی شناسد و محور مقاومت تنها نیروی بازدارنده در برابر تعدیات این رژیم است، باید جایگاه حقوقی، سیاسی و نظامی محور مقاومت در منطقه تثبیت شود، مشروط بر آنکه این نیرو صرفا علیه اسراییل صف آرایی کند.
۵- رسانه ایفعالیت های خصمانه رسانه ای علیه جوامع و حکومت های منطقه متوقف شود و رسانه های برانداز و معارض سیاسی تعطیل گردند.
۳:۴۴
طرح صلح حدیبیه
سید آرش وکیلیانقسمت دومدر توضیح علت نگارش متن
برخی بزرگواران اشکال کرده اند که صلح با ظالم اخلاقا و شرعا پسندیده نیست و برخی گفتهاند که این صلح مطلوب نیست.
به نظرم اینجا معنای «صلح» در نزد نگارنده با بزرگواران تفاوت دارد. در این متن صلح یک وضعیت آشتی و دوستی نیست، چنانکه پیامبر با مشرکان مکه هرگز آشتی و دوستی نکرد. بلکه صلح وضعیتی است که طرفین حقوق و شرایطی را برای طرف دیگر به رسمیت می شناسند. از این منظر در قرآن و سیره ، صلح به رسمیت شناخته شده و احکامش هم بیان شده است.
این طرح به رسمیت شناخته شدن امنیت و حاکمیت ملی ایران از سوی دشمن، تغییر رژیم امنیتی منطقه و رفع حصر ایران نوشته شده است.
موضوع دیگر نحوه استمرار و خاتمه جنگ است. برای جنگ چند وضعیت بیشتر متصور نیست:۱- یکی از طرفین دیگری را قاطعانه شکست می دهد و شرایط خود را کاملا تحمیل می کند. من در هیچ یک از طرفین چنین توانی را نمی بینم و جنگ کنونی پایاپای است.۲- جنگ استمرار می یابد و فرسایشی می شود . در این وضع ، با فرض حفظ توان رزمی طرفی که اقتصاد ضعیف تر دارد موقعیت شکننده تری دارد و آسیب بیشتر می بیند.۳- جنگ گسترش می یابد و از یک جنگ میان دو طرف به جنگ منطقه ای یا جهانی تبدیل می شود. این وضعیت محتمل است اما دست کم ایران از وقوع آن اجتناب می کند چون قابل پیش بینی نیست.۴- جنگ با آتش بس یا صلح خاتمه می یابد. آتش بس چون موقت است ، مطلوبیت ندارد اما صلح اگر با شرایط متوازن و پایداری باشد، می تواند مطلوبیت داشته باشد.
اما بزرگوارانی که مخالف هر طرح صلحی هستند بابد به این سوال پاسخ دهند که اگر امکان شکست قطعی آمریکا فراهم نباشد، استمرار جنگ چه مدت میسر است و جنگ فرسایشی چه نتایجی در بردارد. لازم است دوستان دفاع مقدس را به یاد داشته باشند که ارتش عراق توسط دولت مختلف چنان تقویت شد که عملا بعد از سال ۶۶ ، نیروی رزمیش بر ایران فزونی گرفت و در سال ۶۷ ایران توان حفظ مناطق تصرف شده را از دست داد و عراق در مدت کوتاهی همه متصرفات ایران را بازپس گرفت و وارد خاک ما شد.
برخی بزرگواران اشکال کرده اند که صلح با ظالم اخلاقا و شرعا پسندیده نیست و برخی گفتهاند که این صلح مطلوب نیست.
به نظرم اینجا معنای «صلح» در نزد نگارنده با بزرگواران تفاوت دارد. در این متن صلح یک وضعیت آشتی و دوستی نیست، چنانکه پیامبر با مشرکان مکه هرگز آشتی و دوستی نکرد. بلکه صلح وضعیتی است که طرفین حقوق و شرایطی را برای طرف دیگر به رسمیت می شناسند. از این منظر در قرآن و سیره ، صلح به رسمیت شناخته شده و احکامش هم بیان شده است.
این طرح به رسمیت شناخته شدن امنیت و حاکمیت ملی ایران از سوی دشمن، تغییر رژیم امنیتی منطقه و رفع حصر ایران نوشته شده است.
موضوع دیگر نحوه استمرار و خاتمه جنگ است. برای جنگ چند وضعیت بیشتر متصور نیست:۱- یکی از طرفین دیگری را قاطعانه شکست می دهد و شرایط خود را کاملا تحمیل می کند. من در هیچ یک از طرفین چنین توانی را نمی بینم و جنگ کنونی پایاپای است.۲- جنگ استمرار می یابد و فرسایشی می شود . در این وضع ، با فرض حفظ توان رزمی طرفی که اقتصاد ضعیف تر دارد موقعیت شکننده تری دارد و آسیب بیشتر می بیند.۳- جنگ گسترش می یابد و از یک جنگ میان دو طرف به جنگ منطقه ای یا جهانی تبدیل می شود. این وضعیت محتمل است اما دست کم ایران از وقوع آن اجتناب می کند چون قابل پیش بینی نیست.۴- جنگ با آتش بس یا صلح خاتمه می یابد. آتش بس چون موقت است ، مطلوبیت ندارد اما صلح اگر با شرایط متوازن و پایداری باشد، می تواند مطلوبیت داشته باشد.
اما بزرگوارانی که مخالف هر طرح صلحی هستند بابد به این سوال پاسخ دهند که اگر امکان شکست قطعی آمریکا فراهم نباشد، استمرار جنگ چه مدت میسر است و جنگ فرسایشی چه نتایجی در بردارد. لازم است دوستان دفاع مقدس را به یاد داشته باشند که ارتش عراق توسط دولت مختلف چنان تقویت شد که عملا بعد از سال ۶۶ ، نیروی رزمیش بر ایران فزونی گرفت و در سال ۶۷ ایران توان حفظ مناطق تصرف شده را از دست داد و عراق در مدت کوتاهی همه متصرفات ایران را بازپس گرفت و وارد خاک ما شد.
۶:۲۷
افزایش دستمزد کارگران و تاثیر آن بر تاب آوری اجتماعی
سید آرش وکیلیان
در دی ماه ۱۴۰۴ کشور در پی یک شوک ارزی با اعتراضات گسترده ای مواجه شد که نشانه ضعف شدید تاب آوری اقتصادی و اجتماعی بود. یعنی وضعیت معاش بیش از نیمی از مردم در شرایطی بود که تحمل چنین شوکی را نداشتند.
شورایعالی کار در هفته پایانی اسفند ۱۴۰۴، حداقل دستمزد سال ۱۴۰۵ را ۶۰ درصد افزایش داد و با احتساب ۳ میلیون تومان حق مسکن که به پیشنهاد وزارت کار باید در هیئت وزیران تصویب شود و برخی دیگر از مزایا، حداقل دریافتی یک کارگر تنها از حدود ۱۲ میلیون تومان در سال ۱۴۰۴ به بیش از ۲۱ میلیون تومان می رسد و در صورت عائله مندی می تواند تا ۲۵ میلیون تومان نیز افزایش یابد.
با توجه به سبد معیشت محاسبه شده در سال ۱۴۰۳ که حدود ۲۳ میلیون تومان بوده است و تورم ۵۰ تا ۶۰ درصدی سال ۱۴۰۴، دولت تلاش کرده تا اثر تورم سال گذشته را تا حدی جبران کند و تاب آوری کارگران را حفظ نماید.
اما به هر حال اهمیت تعیین این حداقل دستمزد از آنجاست که طبق پیمایش مرکز پژوهش های مجلس در پاییز ۱۴۰۴ حدود ۵۷ درصد از مردم درآمد کمتر از مخارج داشته اند و عملا دچار «فقر نسبی» بوده اند، یعنی دخلشان از خرجشان کمتر بوده است. بدین ترتیب دولت کوشیده تا با پدیده کارگران فقیر یا به تعبیر عامیانه «بیگاری» و «استثمار شغلی» تا حدی مقابله کند. البته لازم است با توجه به نرخ تورم سال ۱۴۰۵، مجددا شورای عالی کار در میانه سال نسبت به تصحیح حداقل دستمزد اقدام کند.
در این میان برخی کارفرماها به خصوص در بخش خدمات که متکی بر نیروی انسانی است ، این کف دستمزد را عامل تضعیف کارفرما و خروج نیروی کار قلمداد می کنند. این وضعیت گرچه ممکن است رخ دهد اما در شرایطی که در زمستان ۱۴۰۴ نرخ دستمزد کارگر آزاد ساختمانی و باغبانی برای ۳۰ روز کار حدود ۴۰ میلیون تومان بوده است، عذر موجهی نیست.
به عبارت دیگر در شرایطی که افراد می توانند با حضور در بازارهای کار موجود نظیر اسنپ درآمد ماهانه بیش از ۴۰ میلیون تومانی کسب کنند، کارفرماهایی که نتوانند دستمزد و سایر مزایای شغلی را به گونه ای تامین کنند که برای نیروی کار جذابیت داشته باشد ، حتی بدون تعیین کف دستمزد از سوی دولت نیز، نیروی کار خود را از دست می دهند.
در مجموع می توان گفت در حوزه معیشت یک شکاف قابل توجه چند میلیون تومانی بین حداقل دستمزد با سبد معیشت وجود دارد. به نظر می رسد که این مشکل خاص ایران هم نباشد و در اغلب کشورهای غیرنفتی منطقه نظیر ترکیه، مصر و پاکستان پدیده کارگران فقیر رواج دارد. البته با توجه به سهم بیش از ۶۰ درصدی مسکن در سبد معیشت، این معضل عقب ماندگی دستمزد نسبت به معیشت بدون حل مشکل مسکن کارگران قابل حل نمی باشد. لذا ضروری است دولت بر اساس قوانین موجود در اسرع وقت نسبت به حل معضل مسکن یا دست کم تخصیص زمین اقدام کند تا در شرایط جنگی کارگران که ستون فقرات اقتصاد کشور هستند به زندگی امیدوارتر شوند.
در دی ماه ۱۴۰۴ کشور در پی یک شوک ارزی با اعتراضات گسترده ای مواجه شد که نشانه ضعف شدید تاب آوری اقتصادی و اجتماعی بود. یعنی وضعیت معاش بیش از نیمی از مردم در شرایطی بود که تحمل چنین شوکی را نداشتند.
شورایعالی کار در هفته پایانی اسفند ۱۴۰۴، حداقل دستمزد سال ۱۴۰۵ را ۶۰ درصد افزایش داد و با احتساب ۳ میلیون تومان حق مسکن که به پیشنهاد وزارت کار باید در هیئت وزیران تصویب شود و برخی دیگر از مزایا، حداقل دریافتی یک کارگر تنها از حدود ۱۲ میلیون تومان در سال ۱۴۰۴ به بیش از ۲۱ میلیون تومان می رسد و در صورت عائله مندی می تواند تا ۲۵ میلیون تومان نیز افزایش یابد.
با توجه به سبد معیشت محاسبه شده در سال ۱۴۰۳ که حدود ۲۳ میلیون تومان بوده است و تورم ۵۰ تا ۶۰ درصدی سال ۱۴۰۴، دولت تلاش کرده تا اثر تورم سال گذشته را تا حدی جبران کند و تاب آوری کارگران را حفظ نماید.
اما به هر حال اهمیت تعیین این حداقل دستمزد از آنجاست که طبق پیمایش مرکز پژوهش های مجلس در پاییز ۱۴۰۴ حدود ۵۷ درصد از مردم درآمد کمتر از مخارج داشته اند و عملا دچار «فقر نسبی» بوده اند، یعنی دخلشان از خرجشان کمتر بوده است. بدین ترتیب دولت کوشیده تا با پدیده کارگران فقیر یا به تعبیر عامیانه «بیگاری» و «استثمار شغلی» تا حدی مقابله کند. البته لازم است با توجه به نرخ تورم سال ۱۴۰۵، مجددا شورای عالی کار در میانه سال نسبت به تصحیح حداقل دستمزد اقدام کند.
در این میان برخی کارفرماها به خصوص در بخش خدمات که متکی بر نیروی انسانی است ، این کف دستمزد را عامل تضعیف کارفرما و خروج نیروی کار قلمداد می کنند. این وضعیت گرچه ممکن است رخ دهد اما در شرایطی که در زمستان ۱۴۰۴ نرخ دستمزد کارگر آزاد ساختمانی و باغبانی برای ۳۰ روز کار حدود ۴۰ میلیون تومان بوده است، عذر موجهی نیست.
به عبارت دیگر در شرایطی که افراد می توانند با حضور در بازارهای کار موجود نظیر اسنپ درآمد ماهانه بیش از ۴۰ میلیون تومانی کسب کنند، کارفرماهایی که نتوانند دستمزد و سایر مزایای شغلی را به گونه ای تامین کنند که برای نیروی کار جذابیت داشته باشد ، حتی بدون تعیین کف دستمزد از سوی دولت نیز، نیروی کار خود را از دست می دهند.
در مجموع می توان گفت در حوزه معیشت یک شکاف قابل توجه چند میلیون تومانی بین حداقل دستمزد با سبد معیشت وجود دارد. به نظر می رسد که این مشکل خاص ایران هم نباشد و در اغلب کشورهای غیرنفتی منطقه نظیر ترکیه، مصر و پاکستان پدیده کارگران فقیر رواج دارد. البته با توجه به سهم بیش از ۶۰ درصدی مسکن در سبد معیشت، این معضل عقب ماندگی دستمزد نسبت به معیشت بدون حل مشکل مسکن کارگران قابل حل نمی باشد. لذا ضروری است دولت بر اساس قوانین موجود در اسرع وقت نسبت به حل معضل مسکن یا دست کم تخصیص زمین اقدام کند تا در شرایط جنگی کارگران که ستون فقرات اقتصاد کشور هستند به زندگی امیدوارتر شوند.
۳:۱۶
هو العلیمتحلیل و آینده پژوهی جنگ رمضان ایران با آمریکا و رژیم صهیونیستی
سید آرش وکیلیاننسخه دوم ، ۲۹ اسفند ماهقسمت اول از چهار قسمت(نسخه نخست این تحلیل آینده پژوهانه در ۱۴ اسفند و در شرایط ابهام زیاد نوشته شد)
الف- توصیف وضعیتاکنون ۲۰ روز از جنگ رمضان میگذرد و موارد زیر به عنوان واقعیت میدانی مشخص شده است:۱- گرند استراتژی آمریکا و اسراییل در تغییر نظام یا شکست دادن و به تسلیم کشاندن آن ، قابل تحقق نیست و هر سه پلان حذف مقامات، ایجاد جنگ داخلی و جنگ زیرساختی در تحقق اهداف اصلی عملا ناکام مانده است. ۲- جمهوری اسلامی ایران توانسته است جانشینی رهبری را بدون بحران انجام دهد، شهادت مقامات سیاسی و نظامی را تحمل کند، انسجام اجتماعی و وحدت ملی فوق العاده در برابر دشمن شکل گرفته است، خدمات به طور معمول استمرار دارد و بخش نظامی قدرتمندانه به حملاتش ادامه می دهد.۳- ایران با تسلط هوشمندانه بر تنگه هرمز و کنترل انتخابی عبور نفت کش ها، ابرقدرتی آمریکا را به چالش کشیده و با آسیب قاطع به ساختار دفاعی آن در منطقه، حضور آمریکا را از عامل امنیت به عامل تهدید بدل کرده است.۴- تقریبا همه کشورهای دیگر جهان ، چه اروپایی ها و آسیایی ها و حتی دول عرب تصمیم گرفته اند که در جنگ مداخله مستقیم نکنند و موضوع را از طریق سیاسی حل و فصل کنند.۵- دولت آمریکا بدون چشم انداز پیروزی در صدد خروج آبرومندانه از بحران است و شکاف داخلی آن از استعفای مقامات گرفته تا عدم تصویب بودجه فوق العاده نظامی، کار را دشوار کرده و در حوزه میدان هم ناآماده و آسیب پذیر نشان داده است.۶- افزایش قیمت نفت و محدودیت صادرات انرژی کشورهای صادرکننده عربی و اقتصادهای واردکننده اروپایی و آمریکایی را در معرض رکود قرار داده است.
ب- بازیگران اصلی:۱- ایران شامل نیروهای مسلح و امنیتی، نیروهای سیاسی، اقشار موافق و مخالف جنگ و مخالفان نظام: قوای نظامی با قدرت در حال حمله به اهداف راهبردی آسیب پذیر هستند، مردم حامی نظام در تجمعات شورمندانه حاضر می شوند، نیروهای سیاسی بر تداوم جنگ تا دفع تهدید امنیتی دشمن توافق دارند و بخش اقتصادی کم و بیش مشغول فعالیت است. هنوز اثری از فرسایش و جنگزدگی در جامعه مشاهده نمی شود و مخالفان و معارضان نظام هم سکوت کردهاند . مهمترین آسیب پذیری کشور، ترور نسبتا آسان مقامات توسط دشمن می باشد.
۲- آمریکا شامل نیروهای سیاسی و نظامی و اقتصادیآرای کنگره نشان می دهد که در آمریکا یک شکاف حزبی وجود دارد و جمهوریخواهان حامی جنگ و دموکرات ها مخالف آن هستند. درون حزب جمهوریخواه هم جریان ماگا با افزایش هزینه جنگ و فقدان چشم انداز پیروزی، شروع به مخالفت کرده است. در بدنه جامعه گرچه اکثریت مخالف جنگ هستند اما تا وقتی آثار اقتصادی جنگ ظاهر نشود ، واکنشی بعید است شکل بگیرد و در صورت ناکامی ترامپ، اولین واکنش جدی احتمالا شکست در انتخابات نوامبر کنگره خواهد بود. اقتصاد آمریکا یک رابطه دوگانه با جنگ دارد، صنایع نفتی و تسلیحاتی که حامی جمهوریخواهان هستند از آن منتفع می شوند اما صنایع فاوا و خدمات دیگر که عمدتا حامی دموکرات ها هستند، متضرر می شوند. به هر حال تاب آوری اقتصادی آمریکا بسیار زیاد است. در حوزه نظامی به نظر می رسد این جنگ بدون یک طراحی مناسب و بسیار سهل انگارانه آغاز شده و ارتش آسیب پذیری زیادی نشان داده است و مشخص نیست آمریکا بدون استراتژی نظامی ، تا چه زمانی می تواند ادامه دهد. در مجموع مهمترین شکست آمریکا تخریب وجهه هژمونیک آن است.
۳- اسرائیل شامل نیروهای سیاسی و نظامی و جامعهرژیم صهیونیستی سال ها برای این جنگ تمرین کرده و آماده شده و اکثریت جامعه انها خواستار جنگ هستند. بخش نظامی آنها نیز کاملا برای جنگ تجهیز شده. با این حال جمعیت و وسعت کمتر این رژیم میتواند آن را آسیب پذیر کند و به شدت برای استمرار جنگ وابسته به حمایت اقتصادی و نظامی امریکاست. پدافند رژیم عملا کار نمی کند و موشکهای ایرانی و لبنانی به اهداف راهبردی نظیر پالایشگاه حیفا اصابت کرده اند. جنگ زمینی در جبهه لبنان نیز ادامه دارد.
۴- چین و روسیهاین دو کشور گرچه با ایران دوست هستند و به ایران کمک هایی می کنند، اما اتحاد راهبردی ندارند و برای ایران هزینهای نمی دهند. شاید حالت مطلوب برای آنها این باشد که ایران تبدیل به باتلاق ترامپ شود تا آنها بتوانند پرونده های خود را راحت حل کنند. یعنی وضعیت فرسایشی نه برد و نه باخت پدیدار شود.
الف- توصیف وضعیتاکنون ۲۰ روز از جنگ رمضان میگذرد و موارد زیر به عنوان واقعیت میدانی مشخص شده است:۱- گرند استراتژی آمریکا و اسراییل در تغییر نظام یا شکست دادن و به تسلیم کشاندن آن ، قابل تحقق نیست و هر سه پلان حذف مقامات، ایجاد جنگ داخلی و جنگ زیرساختی در تحقق اهداف اصلی عملا ناکام مانده است. ۲- جمهوری اسلامی ایران توانسته است جانشینی رهبری را بدون بحران انجام دهد، شهادت مقامات سیاسی و نظامی را تحمل کند، انسجام اجتماعی و وحدت ملی فوق العاده در برابر دشمن شکل گرفته است، خدمات به طور معمول استمرار دارد و بخش نظامی قدرتمندانه به حملاتش ادامه می دهد.۳- ایران با تسلط هوشمندانه بر تنگه هرمز و کنترل انتخابی عبور نفت کش ها، ابرقدرتی آمریکا را به چالش کشیده و با آسیب قاطع به ساختار دفاعی آن در منطقه، حضور آمریکا را از عامل امنیت به عامل تهدید بدل کرده است.۴- تقریبا همه کشورهای دیگر جهان ، چه اروپایی ها و آسیایی ها و حتی دول عرب تصمیم گرفته اند که در جنگ مداخله مستقیم نکنند و موضوع را از طریق سیاسی حل و فصل کنند.۵- دولت آمریکا بدون چشم انداز پیروزی در صدد خروج آبرومندانه از بحران است و شکاف داخلی آن از استعفای مقامات گرفته تا عدم تصویب بودجه فوق العاده نظامی، کار را دشوار کرده و در حوزه میدان هم ناآماده و آسیب پذیر نشان داده است.۶- افزایش قیمت نفت و محدودیت صادرات انرژی کشورهای صادرکننده عربی و اقتصادهای واردکننده اروپایی و آمریکایی را در معرض رکود قرار داده است.
ب- بازیگران اصلی:۱- ایران شامل نیروهای مسلح و امنیتی، نیروهای سیاسی، اقشار موافق و مخالف جنگ و مخالفان نظام: قوای نظامی با قدرت در حال حمله به اهداف راهبردی آسیب پذیر هستند، مردم حامی نظام در تجمعات شورمندانه حاضر می شوند، نیروهای سیاسی بر تداوم جنگ تا دفع تهدید امنیتی دشمن توافق دارند و بخش اقتصادی کم و بیش مشغول فعالیت است. هنوز اثری از فرسایش و جنگزدگی در جامعه مشاهده نمی شود و مخالفان و معارضان نظام هم سکوت کردهاند . مهمترین آسیب پذیری کشور، ترور نسبتا آسان مقامات توسط دشمن می باشد.
۲- آمریکا شامل نیروهای سیاسی و نظامی و اقتصادیآرای کنگره نشان می دهد که در آمریکا یک شکاف حزبی وجود دارد و جمهوریخواهان حامی جنگ و دموکرات ها مخالف آن هستند. درون حزب جمهوریخواه هم جریان ماگا با افزایش هزینه جنگ و فقدان چشم انداز پیروزی، شروع به مخالفت کرده است. در بدنه جامعه گرچه اکثریت مخالف جنگ هستند اما تا وقتی آثار اقتصادی جنگ ظاهر نشود ، واکنشی بعید است شکل بگیرد و در صورت ناکامی ترامپ، اولین واکنش جدی احتمالا شکست در انتخابات نوامبر کنگره خواهد بود. اقتصاد آمریکا یک رابطه دوگانه با جنگ دارد، صنایع نفتی و تسلیحاتی که حامی جمهوریخواهان هستند از آن منتفع می شوند اما صنایع فاوا و خدمات دیگر که عمدتا حامی دموکرات ها هستند، متضرر می شوند. به هر حال تاب آوری اقتصادی آمریکا بسیار زیاد است. در حوزه نظامی به نظر می رسد این جنگ بدون یک طراحی مناسب و بسیار سهل انگارانه آغاز شده و ارتش آسیب پذیری زیادی نشان داده است و مشخص نیست آمریکا بدون استراتژی نظامی ، تا چه زمانی می تواند ادامه دهد. در مجموع مهمترین شکست آمریکا تخریب وجهه هژمونیک آن است.
۳- اسرائیل شامل نیروهای سیاسی و نظامی و جامعهرژیم صهیونیستی سال ها برای این جنگ تمرین کرده و آماده شده و اکثریت جامعه انها خواستار جنگ هستند. بخش نظامی آنها نیز کاملا برای جنگ تجهیز شده. با این حال جمعیت و وسعت کمتر این رژیم میتواند آن را آسیب پذیر کند و به شدت برای استمرار جنگ وابسته به حمایت اقتصادی و نظامی امریکاست. پدافند رژیم عملا کار نمی کند و موشکهای ایرانی و لبنانی به اهداف راهبردی نظیر پالایشگاه حیفا اصابت کرده اند. جنگ زمینی در جبهه لبنان نیز ادامه دارد.
۴- چین و روسیهاین دو کشور گرچه با ایران دوست هستند و به ایران کمک هایی می کنند، اما اتحاد راهبردی ندارند و برای ایران هزینهای نمی دهند. شاید حالت مطلوب برای آنها این باشد که ایران تبدیل به باتلاق ترامپ شود تا آنها بتوانند پرونده های خود را راحت حل کنند. یعنی وضعیت فرسایشی نه برد و نه باخت پدیدار شود.
۴:۱۳
تحلیل و آینده پژوهی جنگ رمضان ایران با آمریکا و رژیم صهیونیستی
سید آرش وکیلیاننسخه دوم ، ۲۹ اسفند ماهقسمت دوم از چهار قسمت
۵- کشورهای عربی خلیج فارساین کشورها به علت اتحاد با آمریکا آماج حملات ایران شده اند و اکنون دچار تعارضات اساسی هستند. از جهت سیاسی اغلب مخالف این جنگ بوده اند و از جهت نظامی توان مقابله را ندارند. عملا دچار موقعیت متعارض میان منافع خود و منافع اسراییل و آمریکا هستند. اقتصاد امارات، قطر، بحرین و کویت آسیب دیده است. آنها هزینه جنگی را می دهند که سودی برایشان ندارد.
۶- کشورهای اروپایی و همسایه های دیگر:این کشورها تصمیم گرفته اند در جنگ مداخله نکنند و با مدیریت تنش ، خود را دور نگه دارند. آنها می کوشند تا آسیب های اقتصادی جنگ نظیر افزایش قیمت سوخت را مدیریت کنند و با ایجاد آتش بس ، موضوع را از طریق سیاسی حل و فصل کنند.
۷- محور مقاومت:حزب الله لبنان به طور جدی و کامل وارد جنگ تمام عیار موشکی و زمینی با اسراییل شده است و توانسته ضربات محکمی به صهیونیست ها بزند و به خصوص توان موشکی آن فراتر از انتظار اسراییل بوده است. حشدالشعبی عراق نیز حملات موثری علیه پایگاه های آمریکا و متحدانش در این کشور انجام داده و عملا نیروی نظامی آنها را از کار انداخته است. علاوه بر آن توانسته در سوختگیری هواپیماهای دشمن بر فراز عراق ایجاد اختلال کند. یمن هنوز وارد جنگ نشده است.
ج- شگفتانه ها و پیشرانها:۱- سقوط بورس ها و ایجاد رکود اقتصادی جهانی:در صورت سرایت بحران از بازار نفت و بازارهای مواد وابسته به سایر بازارها محتمل است.۲- وقوع جنبش های بیداری اسلامی:شکل گیری تجمعات و تحرکات گسترده در کشورهای منطقه به خصوص بحرین، پاکستان ، عراق و ترکیه به طوری که بتواند فضای سیاسی این کشورها را تغییر دهد.۳- استفاده از سلاح های نامتعارف:رژیم صهیونیستی در شرایط فقدان ابزار نظامی متعارف موثر، دست به کاربرد سلاح های میکروبی، شیمیایی و هسته ای بزند تا اراده سیاسی و انسجام اجتماعی ایران را بشکند.۴- وقوع حملات سایبری مهلک:یک کشور از طریق حملات سایبری زیرساخت های حیاتی کشور دیگر را مختل کند تا وادار به تسلیم شود.۵- حمله زمینی گسترده:این رخداد گرچه به جهت هزینه و لجستیک بعید است ، اما یکی از گزینه های اصلی آمریکا برای حل بحران تنگه هرمز می باشد. همزمان می تواند ایران را به باتلاقی برای آمریکا تبدیل کند.۶- حملات اساسی به زیرساخت انرژی و نفت طرفین یا کشورهای همسایه:طرفین با حمله اساسی به زیرساخت ها در فعالیت خدمات رسانی و زندگی روزمره اخلال ایجاد کنند. طرفین نشان داده اند که توان آن را دارند اما به علت فشارهای جهانی فعلا صرفنظر کرده اند .۷- وقوع بحران سیاسی و اجتماعی در یک کشور:در اثر حذف مقامات یا بروز اختلافات جدی یکی از سه کشور ایران، آمریکا و یا اسراییل چنان دچار بحران شود که نتواند به جنگ ادامه دهد. این رخداد فعلا در ایران و اسراییل بسیار بعید است اما در آمریکا محتمل می باشد.۸- سرایت بحران به حوزه های جغرافیایی دیگر:روسیه از این فرصت برای تشدید جنگ در اوکراین استفاده کند یا کره شمالی یا چین درگیری نظامی را آغاز کنند. این مورد هم هنوز نشانه جدی نداشته است، اما احتمالش وجود دارد.۹- مداخله کشور دیگر در جنگ:در صورت تضعیف شدید یکی از طرفین احتمال دارد کشور دیگری مثلا آذربایجان تحریک به مداخله در جنگ شود اما با توجه به روند جنگ هنوز نشانه ای بروز نکرده است.۱۰- اختلال یا بستن باب المندب:ایجاد اختلال یا بستن باب المندب آسیب جدی به تجارت متحدان آمریکا در منطقه اوراسیا می زند و می تواند بحران را جهانی کند.
د- عدم قطعیت ها۱- اراده سیاسی آمریکا به استمرار جنگ:در شرایطی که آمریکا هدف راهبردی قابل تحققی در جنگ ندارد و هر روز اعتبارش بیشتر آسیب می بیند، محتمل است که با یک اقدام رادیکال و ژست پیروزمندانه از جنگ خارج شود. این رخداد رژیم صهیونیستی را در موقعیت دشواری برای ادامه جنگ قرار می دهد.۲- ابتکار عمل سیاسی نظامی ایران:جمهوری اسلامی ایران به منظور جلوگیری از استمرار و فرسایشی شدن جنگ بتواند یک ابتکار عمل فراتر از دستاوردهای جاری نشان دهد تا دشمن مجبور به پذیرش حقوق ملی و شرایط امنیتی و اقتصادی مدنظر شود.۳- اقدام رادیکال اسراییل برای شکست ایران:اسراییل برای جلوگیری از استمرار جنگ پیش از خروج آمریکا اقدامی رادیکال مثلا حمله هسته ای انجام دهد تا ایران وادار به تسلیم شود.
۵- کشورهای عربی خلیج فارساین کشورها به علت اتحاد با آمریکا آماج حملات ایران شده اند و اکنون دچار تعارضات اساسی هستند. از جهت سیاسی اغلب مخالف این جنگ بوده اند و از جهت نظامی توان مقابله را ندارند. عملا دچار موقعیت متعارض میان منافع خود و منافع اسراییل و آمریکا هستند. اقتصاد امارات، قطر، بحرین و کویت آسیب دیده است. آنها هزینه جنگی را می دهند که سودی برایشان ندارد.
۶- کشورهای اروپایی و همسایه های دیگر:این کشورها تصمیم گرفته اند در جنگ مداخله نکنند و با مدیریت تنش ، خود را دور نگه دارند. آنها می کوشند تا آسیب های اقتصادی جنگ نظیر افزایش قیمت سوخت را مدیریت کنند و با ایجاد آتش بس ، موضوع را از طریق سیاسی حل و فصل کنند.
۷- محور مقاومت:حزب الله لبنان به طور جدی و کامل وارد جنگ تمام عیار موشکی و زمینی با اسراییل شده است و توانسته ضربات محکمی به صهیونیست ها بزند و به خصوص توان موشکی آن فراتر از انتظار اسراییل بوده است. حشدالشعبی عراق نیز حملات موثری علیه پایگاه های آمریکا و متحدانش در این کشور انجام داده و عملا نیروی نظامی آنها را از کار انداخته است. علاوه بر آن توانسته در سوختگیری هواپیماهای دشمن بر فراز عراق ایجاد اختلال کند. یمن هنوز وارد جنگ نشده است.
ج- شگفتانه ها و پیشرانها:۱- سقوط بورس ها و ایجاد رکود اقتصادی جهانی:در صورت سرایت بحران از بازار نفت و بازارهای مواد وابسته به سایر بازارها محتمل است.۲- وقوع جنبش های بیداری اسلامی:شکل گیری تجمعات و تحرکات گسترده در کشورهای منطقه به خصوص بحرین، پاکستان ، عراق و ترکیه به طوری که بتواند فضای سیاسی این کشورها را تغییر دهد.۳- استفاده از سلاح های نامتعارف:رژیم صهیونیستی در شرایط فقدان ابزار نظامی متعارف موثر، دست به کاربرد سلاح های میکروبی، شیمیایی و هسته ای بزند تا اراده سیاسی و انسجام اجتماعی ایران را بشکند.۴- وقوع حملات سایبری مهلک:یک کشور از طریق حملات سایبری زیرساخت های حیاتی کشور دیگر را مختل کند تا وادار به تسلیم شود.۵- حمله زمینی گسترده:این رخداد گرچه به جهت هزینه و لجستیک بعید است ، اما یکی از گزینه های اصلی آمریکا برای حل بحران تنگه هرمز می باشد. همزمان می تواند ایران را به باتلاقی برای آمریکا تبدیل کند.۶- حملات اساسی به زیرساخت انرژی و نفت طرفین یا کشورهای همسایه:طرفین با حمله اساسی به زیرساخت ها در فعالیت خدمات رسانی و زندگی روزمره اخلال ایجاد کنند. طرفین نشان داده اند که توان آن را دارند اما به علت فشارهای جهانی فعلا صرفنظر کرده اند .۷- وقوع بحران سیاسی و اجتماعی در یک کشور:در اثر حذف مقامات یا بروز اختلافات جدی یکی از سه کشور ایران، آمریکا و یا اسراییل چنان دچار بحران شود که نتواند به جنگ ادامه دهد. این رخداد فعلا در ایران و اسراییل بسیار بعید است اما در آمریکا محتمل می باشد.۸- سرایت بحران به حوزه های جغرافیایی دیگر:روسیه از این فرصت برای تشدید جنگ در اوکراین استفاده کند یا کره شمالی یا چین درگیری نظامی را آغاز کنند. این مورد هم هنوز نشانه جدی نداشته است، اما احتمالش وجود دارد.۹- مداخله کشور دیگر در جنگ:در صورت تضعیف شدید یکی از طرفین احتمال دارد کشور دیگری مثلا آذربایجان تحریک به مداخله در جنگ شود اما با توجه به روند جنگ هنوز نشانه ای بروز نکرده است.۱۰- اختلال یا بستن باب المندب:ایجاد اختلال یا بستن باب المندب آسیب جدی به تجارت متحدان آمریکا در منطقه اوراسیا می زند و می تواند بحران را جهانی کند.
د- عدم قطعیت ها۱- اراده سیاسی آمریکا به استمرار جنگ:در شرایطی که آمریکا هدف راهبردی قابل تحققی در جنگ ندارد و هر روز اعتبارش بیشتر آسیب می بیند، محتمل است که با یک اقدام رادیکال و ژست پیروزمندانه از جنگ خارج شود. این رخداد رژیم صهیونیستی را در موقعیت دشواری برای ادامه جنگ قرار می دهد.۲- ابتکار عمل سیاسی نظامی ایران:جمهوری اسلامی ایران به منظور جلوگیری از استمرار و فرسایشی شدن جنگ بتواند یک ابتکار عمل فراتر از دستاوردهای جاری نشان دهد تا دشمن مجبور به پذیرش حقوق ملی و شرایط امنیتی و اقتصادی مدنظر شود.۳- اقدام رادیکال اسراییل برای شکست ایران:اسراییل برای جلوگیری از استمرار جنگ پیش از خروج آمریکا اقدامی رادیکال مثلا حمله هسته ای انجام دهد تا ایران وادار به تسلیم شود.
۴:۳۲
تحلیل و آینده پژوهی جنگ رمضان ایران با آمریکا و رژیم صهیونیستی
سید آرش وکیلیاننسخه دوم ، ۲۹ اسفند ماهقسمت سوم از چهار قسمت
هـ- سناریوها:۱- جنگ فرسایشی War of attrition:این سناریو از روز سوم و چهارم جنگ که حکومت ایران نشان داد نه شکست می خورد و نه تسلیم می شود، محتملترین سناریو بوده است و در نسخه نخست این نوشتار احتمال آن تا ۸۰ درثد برآورد شده بود. اکنون با شکست سه پلان اصلی بحران داخل حکومت، جنگ داخلی و جنگ زیرساختی اسراییل علیه ایران و نمایش مقاومت اجتماعی و توانمندی نظامی، این سناریو همچنان با همان شدت ، محتمل ترین وضعیت تا سه ماه آینده است. اراده سیاسی و نظامی ایران و اسراییل بر استمرار جنگ است و حتی در صورت خروج امریکا، محتمل است آتش بس به زودی برقرار نشود. این سناریو حالتی است که شگفتانه یا محرک جدی تغییری در شرایط فعلی ندهد.
۲- تغییر موازنه به نفع ایران:در این سناریو با افزایش توان آفندی ایران نسبت به توان پدافندی آمریکا و اسراییل، افزایش اختلافات داخلی امریکا، فشار بین المللی و ابتکار عمل سیاسی تهران، آمریکا حقوقی را برای ایران به رسمیت می شناسد و تحریم های ثانویه نیز به خصوص در مورد صادرات نفت، گاز و مشتقات آن مرتفع می شود. هرچند احتمال وقوع آن فعلا کمتر از ۱۰ درصد است اما محرک های مرتبط با این رخداد عبارت است سرایت بحران از بازارهاب مرتبط با نفت به سایر بازار و سقوط بورس نیویورک، تشدید اختلافات در کابینه ترامپ و افت محبوبیت ترامپ که طی حدود یک سال نزدیک به ۴۳ درصد مانده است. هر کدام از این موارد میتواند اراده امریکا را به سمت خاتمه جنگ تغییر دهد. یک عامل کم احتمال تر، اصابت یک ضربه مهلک به رژیم صهیونیستی نظیر قتل برخی مقامات عالی یا شکست در مرز لبنان است.
۳- تغییر موازنه به نفع اسراییل و آمریکا:این سناریو در صورتی است که توان آفندی ایران نسبت به توان پدافندی آمریکا و اسراییل تضعیف شود و ایران قدرت تهدید موثر نسبت به زیرساخت های اسراییل و دول عرب را از دست بدهد و دشمن با آسایش به زیرساخت های حیاتی کشور حمله کند تا زندگی روزمره دچار بحران گردد. یا آنکه در شرایط سستی اراده سیاسی امریکا ، دشمن از جهت نظامی با یک حمله رادیکال مثلا هسته ای، نظام را منفعل و مرعوب کند. با توجه به وضعیت فعلی جنگ احتمال وقوع این سناریو نیز کمتر از ۱۰ درصد ارزیابی می شود. پارامترهای این سناریو را می توان در نرخ نزولی حملات ایران نسبت به حملات دشمن، بروز چندصدایی در فضای سیاسی و اجتماعی درباره استمرار جنگ یا اختلال جدی در خدمات روزمره دید.
۴- آتش بس بی نتیجهدر این سناریو دو طرف احساس می کنند که نفعی در جنگ ندارند اما در عین حال نمی توانند توافقی در مورد صلح هم بکنند. در نتیجه فعلا دست از جنگ می کشند تا مجددا با تجدید قوا ، وارد جنگ شوند. شاید تا حدی بتوان وضعیت میان هند و پاکستان به خصوص در سده بیستم را از جنس دانست. با توجه به تجربه جنگ ۱۲ روزه و رخدادهای بعدی و وقوع جنگ جدید به نظر می رسد که ایران و اسراییل هر دو از این امر به شدت اجتناب میکنند. ایران این پایان را به شدت تهدیدکننده امنیت خود می بیند و می داند که اسراییل هر لحظه می تواند جنگ جدیدی را شروع کند. اسراییل هم احساس می کند این تنها باری است که توانسته آمریکا را مجاب به جنگ کند و در صورت خاتمه، بعید است در اینده ، آمریکا در جنگ مشارکت کند.
۵- سناریوهای کم احتمال واگرا:این سناریوها بر اساس روند فعلی شرایط احتمال بروز ندارند با این حال ذکرشان مفید است.۵-۱- تسلیم ایران در اثر ترور مسئولان۵-۲- ورود یک کشور ثالث نظیر ترکیه یا آذربایجان به جنگ۵-۳- حمله زمینی آمریکا به جزایر ایرانی و اشغال آنها۵-۴- سرایت بحران به حوزه های دیگر نظیر وقوع انقلاب اجتماعی در عراق یا پاکستان۵-۵- بروز یا تشدید جنگ های منطقه ای در اروپا یا آسیا
هـ- سناریوها:۱- جنگ فرسایشی War of attrition:این سناریو از روز سوم و چهارم جنگ که حکومت ایران نشان داد نه شکست می خورد و نه تسلیم می شود، محتملترین سناریو بوده است و در نسخه نخست این نوشتار احتمال آن تا ۸۰ درثد برآورد شده بود. اکنون با شکست سه پلان اصلی بحران داخل حکومت، جنگ داخلی و جنگ زیرساختی اسراییل علیه ایران و نمایش مقاومت اجتماعی و توانمندی نظامی، این سناریو همچنان با همان شدت ، محتمل ترین وضعیت تا سه ماه آینده است. اراده سیاسی و نظامی ایران و اسراییل بر استمرار جنگ است و حتی در صورت خروج امریکا، محتمل است آتش بس به زودی برقرار نشود. این سناریو حالتی است که شگفتانه یا محرک جدی تغییری در شرایط فعلی ندهد.
۲- تغییر موازنه به نفع ایران:در این سناریو با افزایش توان آفندی ایران نسبت به توان پدافندی آمریکا و اسراییل، افزایش اختلافات داخلی امریکا، فشار بین المللی و ابتکار عمل سیاسی تهران، آمریکا حقوقی را برای ایران به رسمیت می شناسد و تحریم های ثانویه نیز به خصوص در مورد صادرات نفت، گاز و مشتقات آن مرتفع می شود. هرچند احتمال وقوع آن فعلا کمتر از ۱۰ درصد است اما محرک های مرتبط با این رخداد عبارت است سرایت بحران از بازارهاب مرتبط با نفت به سایر بازار و سقوط بورس نیویورک، تشدید اختلافات در کابینه ترامپ و افت محبوبیت ترامپ که طی حدود یک سال نزدیک به ۴۳ درصد مانده است. هر کدام از این موارد میتواند اراده امریکا را به سمت خاتمه جنگ تغییر دهد. یک عامل کم احتمال تر، اصابت یک ضربه مهلک به رژیم صهیونیستی نظیر قتل برخی مقامات عالی یا شکست در مرز لبنان است.
۳- تغییر موازنه به نفع اسراییل و آمریکا:این سناریو در صورتی است که توان آفندی ایران نسبت به توان پدافندی آمریکا و اسراییل تضعیف شود و ایران قدرت تهدید موثر نسبت به زیرساخت های اسراییل و دول عرب را از دست بدهد و دشمن با آسایش به زیرساخت های حیاتی کشور حمله کند تا زندگی روزمره دچار بحران گردد. یا آنکه در شرایط سستی اراده سیاسی امریکا ، دشمن از جهت نظامی با یک حمله رادیکال مثلا هسته ای، نظام را منفعل و مرعوب کند. با توجه به وضعیت فعلی جنگ احتمال وقوع این سناریو نیز کمتر از ۱۰ درصد ارزیابی می شود. پارامترهای این سناریو را می توان در نرخ نزولی حملات ایران نسبت به حملات دشمن، بروز چندصدایی در فضای سیاسی و اجتماعی درباره استمرار جنگ یا اختلال جدی در خدمات روزمره دید.
۴- آتش بس بی نتیجهدر این سناریو دو طرف احساس می کنند که نفعی در جنگ ندارند اما در عین حال نمی توانند توافقی در مورد صلح هم بکنند. در نتیجه فعلا دست از جنگ می کشند تا مجددا با تجدید قوا ، وارد جنگ شوند. شاید تا حدی بتوان وضعیت میان هند و پاکستان به خصوص در سده بیستم را از جنس دانست. با توجه به تجربه جنگ ۱۲ روزه و رخدادهای بعدی و وقوع جنگ جدید به نظر می رسد که ایران و اسراییل هر دو از این امر به شدت اجتناب میکنند. ایران این پایان را به شدت تهدیدکننده امنیت خود می بیند و می داند که اسراییل هر لحظه می تواند جنگ جدیدی را شروع کند. اسراییل هم احساس می کند این تنها باری است که توانسته آمریکا را مجاب به جنگ کند و در صورت خاتمه، بعید است در اینده ، آمریکا در جنگ مشارکت کند.
۵- سناریوهای کم احتمال واگرا:این سناریوها بر اساس روند فعلی شرایط احتمال بروز ندارند با این حال ذکرشان مفید است.۵-۱- تسلیم ایران در اثر ترور مسئولان۵-۲- ورود یک کشور ثالث نظیر ترکیه یا آذربایجان به جنگ۵-۳- حمله زمینی آمریکا به جزایر ایرانی و اشغال آنها۵-۴- سرایت بحران به حوزه های دیگر نظیر وقوع انقلاب اجتماعی در عراق یا پاکستان۵-۵- بروز یا تشدید جنگ های منطقه ای در اروپا یا آسیا
۴:۴۵
تحلیل و آینده پژوهی جنگ رمضان ایران با آمریکا و رژیم صهیونیستی
سید آرش وکیلیان نسخه دوم، ۲۹ اسفند ماهقسمت چهارم از چهار قسمت
و- جمع بندی و نتیجه گیری تا این مرحله از جنگ اسراییل و آمریکا در تحقق هدف اصلی تغییر نظام یا تسلیم آن شکست خوردهاند و دستاوردهای تاکتیکی آنها ارزش استراتژیک نداشته است. در مقابل ایران توانسته تصویر به ابرقدرتی آمریکا آسیب جدی بزند و با کنترل هوشمند تنگه هرمز و تخریب پدافند منطقه ای آمریکا قدرت خود را نمایش دهد و از سوی دیگر آمریکا و اسراییل را عامل تهدید نشان دهد نه عامل امنیت. این موضوع خود باید در یک مطلب مستقل به تفصیل توضیح داده شود.
در صورت استمرار جنگ فرسایشی، آینده آن از یک سو به وحدت ملی، تاب آوری اقتصادی و اجتماعی، درایت سیاسی و قدرت نظامی ایران بستگی دارد و از سوی دیگر به اراده امریکا و اقدامات غافلگیرانه اسراییل. چنانچه ایران بتواند مثل گذشته اقدامات غافلگیرانه اسراییل را هم خنثی کند و هم با بازی «مرد دیوانه تر» آنها را به عقب نشینی وادار سازد، نهایتا تا پایان بهار اراده امریکا دچار خلل جدی می شود و حتی اگر حاضر به صلح نگردد ، احتمال دارد از حضور جدی در جنگ خارج شود.
در خصوص تاب آوری در جنگ فرسایشی، لازم است که همکاری سیاسی در کشور تقویت شود، اجتماعات از حیث نوع افراد شرکت کننده گسترش یابد، خدمات اساسی برای زندگی روزمره استمرار داشته باشد، محلات برای مقابله با حملات نظامی و کمبودهای احتمالی سازماندهی شود، مرجعیت رسانه ای نهتنها در داخل بلکه بر در سطح جهانی تقویت شود.
علاوه بر آن لازم است که ابتکار عمل سیاسی برای دستیابی به صلحی پایدارتر که متضمن حق حاکمیت ملی، برقراری امنیت پایدار و رفع تحریم های ظالمانه برای ایران باشد ، شکل بگیرد و همچنین از محور مقاومت در برابر گزندهای احتمالی دشمن صیانت گردد. این طرح صلح می تواند شامل بسته امنیت منطقه ای باشد که منافع دول عرب را بی نیاز از حضور آمریکا تامین کند و کشورهایی نظیر چین نیز برای حفظ امنیت انرژی خود آن را تضمین نمایند. این موضوع در مطلبی مستقل با عنوان طرح صلح حدیبیه توسط نگارنده تشریح شده است.
در صورتی که شرایط مخالف انتظار جمهوری اسلامی ایران پیش برود، لازم است نظام بتواند شگفتانه هایی برای تغییر معادلات فراهم سازد. این شگفتانه ها میتواند منطقه ای کردن بحران یا سرایت آن نظیر بستن باب المندب باشد. در هر صورت ثبات سیاسی و تاب آوری اقتصادی اجتماعی برای غلبه بر بحران ضرورت دارد.
لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم
و- جمع بندی و نتیجه گیری تا این مرحله از جنگ اسراییل و آمریکا در تحقق هدف اصلی تغییر نظام یا تسلیم آن شکست خوردهاند و دستاوردهای تاکتیکی آنها ارزش استراتژیک نداشته است. در مقابل ایران توانسته تصویر به ابرقدرتی آمریکا آسیب جدی بزند و با کنترل هوشمند تنگه هرمز و تخریب پدافند منطقه ای آمریکا قدرت خود را نمایش دهد و از سوی دیگر آمریکا و اسراییل را عامل تهدید نشان دهد نه عامل امنیت. این موضوع خود باید در یک مطلب مستقل به تفصیل توضیح داده شود.
در صورت استمرار جنگ فرسایشی، آینده آن از یک سو به وحدت ملی، تاب آوری اقتصادی و اجتماعی، درایت سیاسی و قدرت نظامی ایران بستگی دارد و از سوی دیگر به اراده امریکا و اقدامات غافلگیرانه اسراییل. چنانچه ایران بتواند مثل گذشته اقدامات غافلگیرانه اسراییل را هم خنثی کند و هم با بازی «مرد دیوانه تر» آنها را به عقب نشینی وادار سازد، نهایتا تا پایان بهار اراده امریکا دچار خلل جدی می شود و حتی اگر حاضر به صلح نگردد ، احتمال دارد از حضور جدی در جنگ خارج شود.
در خصوص تاب آوری در جنگ فرسایشی، لازم است که همکاری سیاسی در کشور تقویت شود، اجتماعات از حیث نوع افراد شرکت کننده گسترش یابد، خدمات اساسی برای زندگی روزمره استمرار داشته باشد، محلات برای مقابله با حملات نظامی و کمبودهای احتمالی سازماندهی شود، مرجعیت رسانه ای نهتنها در داخل بلکه بر در سطح جهانی تقویت شود.
علاوه بر آن لازم است که ابتکار عمل سیاسی برای دستیابی به صلحی پایدارتر که متضمن حق حاکمیت ملی، برقراری امنیت پایدار و رفع تحریم های ظالمانه برای ایران باشد ، شکل بگیرد و همچنین از محور مقاومت در برابر گزندهای احتمالی دشمن صیانت گردد. این طرح صلح می تواند شامل بسته امنیت منطقه ای باشد که منافع دول عرب را بی نیاز از حضور آمریکا تامین کند و کشورهایی نظیر چین نیز برای حفظ امنیت انرژی خود آن را تضمین نمایند. این موضوع در مطلبی مستقل با عنوان طرح صلح حدیبیه توسط نگارنده تشریح شده است.
در صورتی که شرایط مخالف انتظار جمهوری اسلامی ایران پیش برود، لازم است نظام بتواند شگفتانه هایی برای تغییر معادلات فراهم سازد. این شگفتانه ها میتواند منطقه ای کردن بحران یا سرایت آن نظیر بستن باب المندب باشد. در هر صورت ثبات سیاسی و تاب آوری اقتصادی اجتماعی برای غلبه بر بحران ضرورت دارد.
لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم
۵:۲۴
خطر آرزواندیشی در جنگ
سید آرش وکیلیان
همان طور که انتظار ترامپ در مورد تغییر یا تسلیم حکومت ایران با یک عملیات هوایی آرزواندیشی بود و اتفاقا این حمله موجب تثبیت و تحکیم نظام شد، طرح مطالباتی مثل خروج آمریکا از منطقه در این مقطع همان وضع را دارد.
البته خروج آمریکا از منطقه قطعا هدفی مطلوب است که باید دنبال شود ، اما این هدف در چارچوب مقدورات هر مقطع باید تبدیل به گام های عینی قابل تحقق گردد. همان طور که رسول الله در زمان جنگ احزاب و صلح حدیبیه انتظاراتی مشابه با زمان فتح مکه را مطرح نکرد، ما نیز باید اهداف کلان و نهایی خود مثل نابودی رژیم صهیونسیتی و خروج آمریکا از منطقه را در قالب اهداف مرحله ای دنبال کنیم.
در حال حاضر جنگ رمضان یک جهاد دفاعی با هدف تثبیت حقوق ملی، تامین امنیت و بازدارندگی و نهایتا کسب موقعیت تسلط بر تنگه هرمز است. یعنی میزان توان آفندی کشور در این مقطع فراتر از این را اقتضا نمی کند و در جهان نیز آن چیزی که موجب اضطراب دشمن شده، کنترل تنگه هرمز است.
اما خروج آمریکا از منطقه نیازمند بازطراحی یک رژیم امنیتی کارآمد است. در حال حاضر ، دول جعلی عرب که فاقد اقتدار و قدرت کافی برای تامین امنیت خود هستند ، باج گزافی به آمریکا می دهند تا با ایجاد پایگاه این امنیت را برای آنها تامین کند. قطعا نه آن دول انتظار دارند که ما برایشان امنیت فراهم کنیم و نه جمهوری اسلامی ایران چنین دول وابسته ای را در بلندمدت حفاظت خواهد کرد. فقط یک لحظه فکر کنید که ایران به جای آمریکا در بحرین مستقر شود تا یک خاندان فاسد و ظالم مردم آنجا را سرکوب کنند! لذا خروج آمریکا از منطقه به معنای فروپاشی برخی از این دول و تغییرات بنیادین برخی دیگر خواهد بود که در حال حاضر خواسته ای ناممکن است.
خطر طرح چنین مطالبه ناشدنی یعنی تحکم به دول عرب برای خروج امریکا، نه تنها باعث افزایش اختلافات و دشمنی های منطقه ای می شود؛ بلکه چون در عمل چنین شرطی محقق نخواهد شد، مردم شجاع و غیور ایران هر دستاوردی کمتر از آن را بمثابه شکست قلمداد خواهند کرد و این باعث اختلاف و انشقاق بعدی خواهد شد.
لذا ضروری است در این مقطع خطبای بزرگوار از طرح مطالبات آرزومندانه دست بردارند و متناسب با واقعیت میدان مطالبات قابل تحقق را مطرح کنند.کف این مطالبات ۱- حفظ حقوق ملی (حق غنی سازی هسته ای، حق توسعه توان موشکی و حاکمیت ملی ) ، ۲- تامین امنیت ملی در برابر تجاوز پنهان و آشکار اسراییل و آمریکا (امنیت شهروندان و زیرساخت ها ) ، ۳- حفظ امنیت محور مقاومت (حزب الله لبنان، حشد عراق و حوثی های یمن) ، ۴- رفع تحریم های ظالمانه و جبران خسارات و پرداخت غرامت و ۵- قطعنامه شورای امنیت در محکومیت آمریکا و اسراییل بابت تجاوز و لغو اسنپ پک می باشد. تضمین این تعهدات نیز حق ایران برای مقابله و کنترل تنگه هرمز است.
برسد به دست خطبا و وعاظ محترم.
پ.ن. دوستان توجه ندارند اخراج آمریکا که به درخواست و با هزینه دول عرب حضور دارد، یعنی اعلام جنگ به این دول برای پذیرش شرایط ایران. چیزی که هیچ مقامی در جمهوری اسلامی ایران تا کنون نه تنها نگفته، بلکه برعکسش گفته شده.
همان طور که انتظار ترامپ در مورد تغییر یا تسلیم حکومت ایران با یک عملیات هوایی آرزواندیشی بود و اتفاقا این حمله موجب تثبیت و تحکیم نظام شد، طرح مطالباتی مثل خروج آمریکا از منطقه در این مقطع همان وضع را دارد.
البته خروج آمریکا از منطقه قطعا هدفی مطلوب است که باید دنبال شود ، اما این هدف در چارچوب مقدورات هر مقطع باید تبدیل به گام های عینی قابل تحقق گردد. همان طور که رسول الله در زمان جنگ احزاب و صلح حدیبیه انتظاراتی مشابه با زمان فتح مکه را مطرح نکرد، ما نیز باید اهداف کلان و نهایی خود مثل نابودی رژیم صهیونسیتی و خروج آمریکا از منطقه را در قالب اهداف مرحله ای دنبال کنیم.
در حال حاضر جنگ رمضان یک جهاد دفاعی با هدف تثبیت حقوق ملی، تامین امنیت و بازدارندگی و نهایتا کسب موقعیت تسلط بر تنگه هرمز است. یعنی میزان توان آفندی کشور در این مقطع فراتر از این را اقتضا نمی کند و در جهان نیز آن چیزی که موجب اضطراب دشمن شده، کنترل تنگه هرمز است.
اما خروج آمریکا از منطقه نیازمند بازطراحی یک رژیم امنیتی کارآمد است. در حال حاضر ، دول جعلی عرب که فاقد اقتدار و قدرت کافی برای تامین امنیت خود هستند ، باج گزافی به آمریکا می دهند تا با ایجاد پایگاه این امنیت را برای آنها تامین کند. قطعا نه آن دول انتظار دارند که ما برایشان امنیت فراهم کنیم و نه جمهوری اسلامی ایران چنین دول وابسته ای را در بلندمدت حفاظت خواهد کرد. فقط یک لحظه فکر کنید که ایران به جای آمریکا در بحرین مستقر شود تا یک خاندان فاسد و ظالم مردم آنجا را سرکوب کنند! لذا خروج آمریکا از منطقه به معنای فروپاشی برخی از این دول و تغییرات بنیادین برخی دیگر خواهد بود که در حال حاضر خواسته ای ناممکن است.
خطر طرح چنین مطالبه ناشدنی یعنی تحکم به دول عرب برای خروج امریکا، نه تنها باعث افزایش اختلافات و دشمنی های منطقه ای می شود؛ بلکه چون در عمل چنین شرطی محقق نخواهد شد، مردم شجاع و غیور ایران هر دستاوردی کمتر از آن را بمثابه شکست قلمداد خواهند کرد و این باعث اختلاف و انشقاق بعدی خواهد شد.
لذا ضروری است در این مقطع خطبای بزرگوار از طرح مطالبات آرزومندانه دست بردارند و متناسب با واقعیت میدان مطالبات قابل تحقق را مطرح کنند.کف این مطالبات ۱- حفظ حقوق ملی (حق غنی سازی هسته ای، حق توسعه توان موشکی و حاکمیت ملی ) ، ۲- تامین امنیت ملی در برابر تجاوز پنهان و آشکار اسراییل و آمریکا (امنیت شهروندان و زیرساخت ها ) ، ۳- حفظ امنیت محور مقاومت (حزب الله لبنان، حشد عراق و حوثی های یمن) ، ۴- رفع تحریم های ظالمانه و جبران خسارات و پرداخت غرامت و ۵- قطعنامه شورای امنیت در محکومیت آمریکا و اسراییل بابت تجاوز و لغو اسنپ پک می باشد. تضمین این تعهدات نیز حق ایران برای مقابله و کنترل تنگه هرمز است.
برسد به دست خطبا و وعاظ محترم.
پ.ن. دوستان توجه ندارند اخراج آمریکا که به درخواست و با هزینه دول عرب حضور دارد، یعنی اعلام جنگ به این دول برای پذیرش شرایط ایران. چیزی که هیچ مقامی در جمهوری اسلامی ایران تا کنون نه تنها نگفته، بلکه برعکسش گفته شده.
۶:۳۹
اجتماعات شبانه در راستای پیوستگی یا گسستگی؟
پیرو بحث های اخیر در گروه درباره بازنمایی بی حجاب ها در تجمعات
امروز با دقت تجمع محله مون را نگاه کردم و البته شب های قبل هم کم و بیش دیده بودم. در این چند هزار نفر که جمع شدهاند حتی یک مکشفه و بی حجاب نیست در حالی که در خیابان های محله حدود ۲۰-۳۰ درصد از رهگذران هستند. از سوی دیگر بیش از ۸۰ درصد چادری هستند در حالی که کمتر از ۲۰-۳۰ درصد از رهگذران چادری هستند. البته احتمالا افرادی هستند که در بیرون از این تجمعات جور دیگری لباس می پوشند و در اینجا از باب همنوایی با جمعیت با حجاب تر می شوند.
این یک معنای مشخص دارد. این روح جمعی در بخش خاصی از جامعه برانگیخته شده ، مابقی یا بی تفاوت زندگی روزمره دارند ، یا عافیت طلبانه فاصله می گیرند و یا اینکه در برخی موارد از این اجتماعات منزجر هستند و آن را خاری در چشم خود می دانند.
به نظرم می رسد که ضمن اینکه این تقویت وجه دینی جامعه و حیات اجتماعی فعال قشری خاص از آن است، میتواند در ادامه منجر به تثبیت یک شکاف اجتماعی بشود.
پرسش این است که آیا می توان زمینه ای برای تعامل و فراگیری بیشتر اقشار مختلف در این تجمعات فراهم کرد؟
پ.نمن به توصیه یکی از دوستان از محله خودمان که تجمعات پرشور چند هزار نفری هر شب دارد آمدم میادین شهر مثل انقلاب و ولیعصرراستش چیزی که دارم می بینم این بیشتر نمایش پر زرق و برقه. تجمع نیست، یعنی روح جمعی در آن موج نمی زند.حجم خیلی زیادی غذا از قبل از شروع مراسم در موکب ها توزیع میشه، مردم از جاهای دیگر شهر آمده انذ، خیلی مرتب روی صندلی یا کنار میدان نشسته اند، یک نفر داره یک سخنرانی در چارچوب رسمی میکنه و ...ضمنا برخلاف ادعا تعداد زنان بی حجاب به زحمت به انگشتان دو دست می رسد.
مشاهدات دوستان دیگر چطوره؟
پیرو بحث های اخیر در گروه درباره بازنمایی بی حجاب ها در تجمعات
امروز با دقت تجمع محله مون را نگاه کردم و البته شب های قبل هم کم و بیش دیده بودم. در این چند هزار نفر که جمع شدهاند حتی یک مکشفه و بی حجاب نیست در حالی که در خیابان های محله حدود ۲۰-۳۰ درصد از رهگذران هستند. از سوی دیگر بیش از ۸۰ درصد چادری هستند در حالی که کمتر از ۲۰-۳۰ درصد از رهگذران چادری هستند. البته احتمالا افرادی هستند که در بیرون از این تجمعات جور دیگری لباس می پوشند و در اینجا از باب همنوایی با جمعیت با حجاب تر می شوند.
این یک معنای مشخص دارد. این روح جمعی در بخش خاصی از جامعه برانگیخته شده ، مابقی یا بی تفاوت زندگی روزمره دارند ، یا عافیت طلبانه فاصله می گیرند و یا اینکه در برخی موارد از این اجتماعات منزجر هستند و آن را خاری در چشم خود می دانند.
به نظرم می رسد که ضمن اینکه این تقویت وجه دینی جامعه و حیات اجتماعی فعال قشری خاص از آن است، میتواند در ادامه منجر به تثبیت یک شکاف اجتماعی بشود.
پرسش این است که آیا می توان زمینه ای برای تعامل و فراگیری بیشتر اقشار مختلف در این تجمعات فراهم کرد؟
پ.نمن به توصیه یکی از دوستان از محله خودمان که تجمعات پرشور چند هزار نفری هر شب دارد آمدم میادین شهر مثل انقلاب و ولیعصرراستش چیزی که دارم می بینم این بیشتر نمایش پر زرق و برقه. تجمع نیست، یعنی روح جمعی در آن موج نمی زند.حجم خیلی زیادی غذا از قبل از شروع مراسم در موکب ها توزیع میشه، مردم از جاهای دیگر شهر آمده انذ، خیلی مرتب روی صندلی یا کنار میدان نشسته اند، یک نفر داره یک سخنرانی در چارچوب رسمی میکنه و ...ضمنا برخلاف ادعا تعداد زنان بی حجاب به زحمت به انگشتان دو دست می رسد.
مشاهدات دوستان دیگر چطوره؟
۱۷:۱۲
ضرورت فضاسازی اجتماعی در طول روز
خدا را شکر شبها شاهد حضور پرشکوه مردم مومن و انقلابی در سطح خیابان ها و میادین شهر در دفاع از کشور، نظام و انقلاب اسلامی هستیم. اما به طور عجیبی از صبح تا عصر در اغلب محلات و مناطق تهران، جز پست های ایست و بازرسی و تعدادی پوستر و بنر هیچ اثری از فضای حماسی وجود ندارد و هیچ سطحی از مشارکت در دفاع مدنی مشاهده نمی شود؛ حال آنکه فضای روزانه شهر بستر بسیار مناسبی برای اطلاع رسانی، خدمات رسانی و تبلیغات حضوری و چهره به چهره است.
پیشنهاد می شود که دستگاه های متولی به خصوص شهرداری که اماکن و امکانات عمومی نظیر ایستگاه های مترو، میادین خرید، سرای محلات و ... را در اختیار دارد با همکاری دستگاه های دیگر نظیر جمعیت هلال احمر و بهره گیری از نیروهای داوطلب اقدام به استقرار میزها، غرفه ها ، موکب ها و هر شکل دیگر از فضای ارتباطی و تعاملی کند که در آن خدماتی از قبیل موارد زیر توسط گروه های مردمی و فعالان داوطلب ارائه شود:۱- توزیع یا فروش اقلام تبلیغی نظیر پرچم ، بروشور و کتاب۲- توزیع اقلام امدادی و بهداشتی (مثل زمان کرونا)۳- فعالیت خیریه و گردآوری کمک های مردمی۴- ارایه خدمات مشاوره ، اطلاع رسانی و آموزش برای شرایط بحران۵- خدمات اجتماعی برای افراد نیازمند حمایت و کمک۶- اجرای موسیقی ها و برنامه های حماسی و روحیه بخش۷- پاسخ به سوالات و شبهات
این کار چندین فایده دارد که عبارت است از جلب توجه و مشارکت اقشار وسیع تری از مردم، آماده سازی محیط شهری برای پدافند، افزایش وفاق و همبستگی، گسترش ارتباطات و پاسخ به سوالات مردمی.
امید است که دوستان مسئول زودتر اقدام نمایند.
و من الله التوفیق
خدا را شکر شبها شاهد حضور پرشکوه مردم مومن و انقلابی در سطح خیابان ها و میادین شهر در دفاع از کشور، نظام و انقلاب اسلامی هستیم. اما به طور عجیبی از صبح تا عصر در اغلب محلات و مناطق تهران، جز پست های ایست و بازرسی و تعدادی پوستر و بنر هیچ اثری از فضای حماسی وجود ندارد و هیچ سطحی از مشارکت در دفاع مدنی مشاهده نمی شود؛ حال آنکه فضای روزانه شهر بستر بسیار مناسبی برای اطلاع رسانی، خدمات رسانی و تبلیغات حضوری و چهره به چهره است.
پیشنهاد می شود که دستگاه های متولی به خصوص شهرداری که اماکن و امکانات عمومی نظیر ایستگاه های مترو، میادین خرید، سرای محلات و ... را در اختیار دارد با همکاری دستگاه های دیگر نظیر جمعیت هلال احمر و بهره گیری از نیروهای داوطلب اقدام به استقرار میزها، غرفه ها ، موکب ها و هر شکل دیگر از فضای ارتباطی و تعاملی کند که در آن خدماتی از قبیل موارد زیر توسط گروه های مردمی و فعالان داوطلب ارائه شود:۱- توزیع یا فروش اقلام تبلیغی نظیر پرچم ، بروشور و کتاب۲- توزیع اقلام امدادی و بهداشتی (مثل زمان کرونا)۳- فعالیت خیریه و گردآوری کمک های مردمی۴- ارایه خدمات مشاوره ، اطلاع رسانی و آموزش برای شرایط بحران۵- خدمات اجتماعی برای افراد نیازمند حمایت و کمک۶- اجرای موسیقی ها و برنامه های حماسی و روحیه بخش۷- پاسخ به سوالات و شبهات
این کار چندین فایده دارد که عبارت است از جلب توجه و مشارکت اقشار وسیع تری از مردم، آماده سازی محیط شهری برای پدافند، افزایش وفاق و همبستگی، گسترش ارتباطات و پاسخ به سوالات مردمی.
امید است که دوستان مسئول زودتر اقدام نمایند.
و من الله التوفیق
۴:۳۸
بازارسال شده از Lesani Mohamad
دستی بصورت عامدانه در حال توهم سازی است
عینا همین دیالوگ رو با هوش مصنوعی بر صورت فرد دیگر چسباندند
https://www.linkedin.com/posts/hanslak_unbelievable-how-iran-keeps-hitting-any-target-activity-7445542025787183104-5K_X?utm_source=share&utm_medium=member_android&rcm=ACoAAEujZhMB_tgq3ZqP0q-TjCxCaDgsiYyjxxk
۱. هیچ سند مکتوبی نیست۲. روایت سازی جعلی مبتنی بر شنیده ها است۳. بخشی از چهره های امنیتی مثل اسکات ریتر عملا سابقه ی خودشونو بعنوان چهره معتبر دارن میفروشن
عینا همین دیالوگ رو با هوش مصنوعی بر صورت فرد دیگر چسباندند
https://www.linkedin.com/posts/hanslak_unbelievable-how-iran-keeps-hitting-any-target-activity-7445542025787183104-5K_X?utm_source=share&utm_medium=member_android&rcm=ACoAAEujZhMB_tgq3ZqP0q-TjCxCaDgsiYyjxxk
۱. هیچ سند مکتوبی نیست۲. روایت سازی جعلی مبتنی بر شنیده ها است۳. بخشی از چهره های امنیتی مثل اسکات ریتر عملا سابقه ی خودشونو بعنوان چهره معتبر دارن میفروشن
۱۳:۵۵
چرا این مذاکرات را منتج به پیروزی نمی دانم؛سناریوهای فراروی مذاکرات و تبعات آن
سید آرش وکیلیان
مقدمه اول- من مخالف مذاکره نیستم و نه تنها آن را حرام نمی دانم بلکه آن را حتی در شرایط جنگی واجب می دانم، اما به شروطها.مقدمه دوم- من ضعف تاریخی ایران در مذاکرات را فعلا کنار می گذارم و فرض می کنم تیم مذاکره کننده به شدت باکفایت هستند.مقدمه سوم- فرض می کنم ایران نیاز اساسی به دو هفته تنفس جنگی داشت و اصلا این آتش بس تاکتیکی ضرورت دارد.
بنابراین، اینجا قصد تردید در اصل آتش بس و مذاکره را ندارم. فقط در صدد آینده نگاری هستم.
سناریوی اول- توافق با آمریکا و جنگ با اسراییل:در این سناریو آمریکا تا حد زیادی مطالبات ایران را به صورت غیررسمی و دو فاکتو می پذیرد تا بتواند از جنگ خارج شود ، اما همزمان رژیم صهیونیستی با یا بدون هماهنگی با آمریکا آن را یک خطر وجودی تلقی کرده و به ایران طوری حمله می کند که جنگ ادامه یابد. امریکا مثل جنگ ۱۲ روزه با حمایت از اسراییل در جنگ مداخله می کند. مشکل این وضعیت آن است که ایران مجبور می شود تمام حملاتش را در غیاب آمریکا و متحدان عرب، بر اسراییل متمرکز کند و رژیم صهیونیستی پایداری بسیار زیادی در جنگ طولانی مدت دارد و اگر هر جا احساس کند که توان جنگ متعارف ندارد با جنگ با سلاح های نامتعارف رو می آورد. ضمن آنکه اگر توافق نسبی با آمریکا حاصل شده باشد ، عملا ایران ابزارهای ضربه به اقتصاد جهانی را در قبال سالی چند ده میلیارد دلار عوارض و کاهش تحریمها تا حد زیادی از دست می دهد.
سناریوی دوم - توافق با آمریکا اما استمرار جنگ منطقه ای:این سناریو قدری عجیب است و مفروض آن است که ترامپ برخلاف اهداف اعلامی جنگ، در واقع دنبال خروج حجم زیادی از سرمایه از خاورمیانه به سوی حوزه اقتصادی آمریکا و شرکای درجه اول مثل کانادا و استرالیا بوده است. در این سناریو آمریکا با یک توافق نیم بند دوفاکتو از جنگ خارج می شود و اجازه می دهد تا جنگ بین ایران با اسراییل و متحدان عربش ادامه یابد. در این وضعیت بازی تله زندانی ها رخ می دهد و آسیب های شدید کشورها به یکدیگر، عملا منجر به تخریب زیرساخت ها و خروج سرمایه از منطقه و جنگ زدگی کل آن می شود. این سناریو گرچه برای اقتصاد جهانی پرهزینه است اما خسارت مستقیمش بیشتر نصیب کشورهای منطقه و غیرمستقیم نصیب هند و چین و ژاپن می شود. این وضعیت از جهاتی شبیه جنگ اوکراین است که در نهایت به سود آمریکا و زیان اروپا تمام شده .
سناریوی سوم- عدم توافق و استمرار جنگدر این وضعیت آمریکا و ایران توافق نمی کنند و جنگ مجددا به مانند گذشته ادامه می یابد با این تفاوت که آمریکا توانسته طی دو هفته نیروهای خود را در منطقه برای یک عملیات بزرگ احتمالا زمینی در ترکیب با تخریب زیرساختی تجهیز کند. حتی اگر ایران این حملات را با موفقیت دفع کند، کشور آسیب فراوان می بیند.
سناریوی چهارم- توافق مطلوب و برقراری صلح:متاسفانه، سناریوی مذاکرات موفقی که در آن طرفین به یک نقطه توافق واقعی و مطلوب برسند عملا احتمال وقوع ندارد .
سناریوی پنجم- تسلیم ایراناین سناریو با توجه به دست برتر ایران در میدان، نامحتمل است اما اگر واقع شود منجر به یک جنگ قدرت داخلی شدید می شود که یا کل نظام سقوط می کند یا یک جناح قدرت دیگری را با خشونت حذف می کند.
به نظر می رسد، به طرز عجیبی محتمل ترین و بدترین حالت خروج یک طرفه آمریکا و همزمان استمرار جنگ در سناریوی اول و دوم باشد ، چون اهرم فشار ایران کاهش می یابد و جنگ وارد یک وضعیت بی پایان می شود.
چالش های این وضعیت:۱- اسراییل در برابر حملات ایران کمترین آسیب پذیری و بیشترین پایداری را دارد.۲- اگر طبق توافق آمریکا در قبال آزادی کنترل شده تنگه هرمز از جنگ خارج شود، اما بقیه طرف ها توافق را نپذیرند ما اهرم فشار بر اقتصاد جهانی را تا حدی از دست می دهیم.۳- جنگوارد یک وضعیت فرسایشی می شود که نهایت مشخصی ندارد و همه بازیگران نهایتا دچار تخریب منابع و زیرساخت ها می شوند.۴- ممکن است دست ایران در حمایت از لبنان بسیار بسته شود ، به خصوص که دولت لبنان گفته نمی خواهد مشمول این مذاکرات باشد و جدا با اسراییل مذاکره می کند.
لذا بهترین سناریوی محتمل در این آتش بس، بازگشت به جنگ با وضعیت قبل از اتش بس یعنی حضور مستقیم آمریکا در جنگ است!!!
مقدمه اول- من مخالف مذاکره نیستم و نه تنها آن را حرام نمی دانم بلکه آن را حتی در شرایط جنگی واجب می دانم، اما به شروطها.مقدمه دوم- من ضعف تاریخی ایران در مذاکرات را فعلا کنار می گذارم و فرض می کنم تیم مذاکره کننده به شدت باکفایت هستند.مقدمه سوم- فرض می کنم ایران نیاز اساسی به دو هفته تنفس جنگی داشت و اصلا این آتش بس تاکتیکی ضرورت دارد.
بنابراین، اینجا قصد تردید در اصل آتش بس و مذاکره را ندارم. فقط در صدد آینده نگاری هستم.
سناریوی اول- توافق با آمریکا و جنگ با اسراییل:در این سناریو آمریکا تا حد زیادی مطالبات ایران را به صورت غیررسمی و دو فاکتو می پذیرد تا بتواند از جنگ خارج شود ، اما همزمان رژیم صهیونیستی با یا بدون هماهنگی با آمریکا آن را یک خطر وجودی تلقی کرده و به ایران طوری حمله می کند که جنگ ادامه یابد. امریکا مثل جنگ ۱۲ روزه با حمایت از اسراییل در جنگ مداخله می کند. مشکل این وضعیت آن است که ایران مجبور می شود تمام حملاتش را در غیاب آمریکا و متحدان عرب، بر اسراییل متمرکز کند و رژیم صهیونیستی پایداری بسیار زیادی در جنگ طولانی مدت دارد و اگر هر جا احساس کند که توان جنگ متعارف ندارد با جنگ با سلاح های نامتعارف رو می آورد. ضمن آنکه اگر توافق نسبی با آمریکا حاصل شده باشد ، عملا ایران ابزارهای ضربه به اقتصاد جهانی را در قبال سالی چند ده میلیارد دلار عوارض و کاهش تحریمها تا حد زیادی از دست می دهد.
سناریوی دوم - توافق با آمریکا اما استمرار جنگ منطقه ای:این سناریو قدری عجیب است و مفروض آن است که ترامپ برخلاف اهداف اعلامی جنگ، در واقع دنبال خروج حجم زیادی از سرمایه از خاورمیانه به سوی حوزه اقتصادی آمریکا و شرکای درجه اول مثل کانادا و استرالیا بوده است. در این سناریو آمریکا با یک توافق نیم بند دوفاکتو از جنگ خارج می شود و اجازه می دهد تا جنگ بین ایران با اسراییل و متحدان عربش ادامه یابد. در این وضعیت بازی تله زندانی ها رخ می دهد و آسیب های شدید کشورها به یکدیگر، عملا منجر به تخریب زیرساخت ها و خروج سرمایه از منطقه و جنگ زدگی کل آن می شود. این سناریو گرچه برای اقتصاد جهانی پرهزینه است اما خسارت مستقیمش بیشتر نصیب کشورهای منطقه و غیرمستقیم نصیب هند و چین و ژاپن می شود. این وضعیت از جهاتی شبیه جنگ اوکراین است که در نهایت به سود آمریکا و زیان اروپا تمام شده .
سناریوی سوم- عدم توافق و استمرار جنگدر این وضعیت آمریکا و ایران توافق نمی کنند و جنگ مجددا به مانند گذشته ادامه می یابد با این تفاوت که آمریکا توانسته طی دو هفته نیروهای خود را در منطقه برای یک عملیات بزرگ احتمالا زمینی در ترکیب با تخریب زیرساختی تجهیز کند. حتی اگر ایران این حملات را با موفقیت دفع کند، کشور آسیب فراوان می بیند.
سناریوی چهارم- توافق مطلوب و برقراری صلح:متاسفانه، سناریوی مذاکرات موفقی که در آن طرفین به یک نقطه توافق واقعی و مطلوب برسند عملا احتمال وقوع ندارد .
سناریوی پنجم- تسلیم ایراناین سناریو با توجه به دست برتر ایران در میدان، نامحتمل است اما اگر واقع شود منجر به یک جنگ قدرت داخلی شدید می شود که یا کل نظام سقوط می کند یا یک جناح قدرت دیگری را با خشونت حذف می کند.
به نظر می رسد، به طرز عجیبی محتمل ترین و بدترین حالت خروج یک طرفه آمریکا و همزمان استمرار جنگ در سناریوی اول و دوم باشد ، چون اهرم فشار ایران کاهش می یابد و جنگ وارد یک وضعیت بی پایان می شود.
چالش های این وضعیت:۱- اسراییل در برابر حملات ایران کمترین آسیب پذیری و بیشترین پایداری را دارد.۲- اگر طبق توافق آمریکا در قبال آزادی کنترل شده تنگه هرمز از جنگ خارج شود، اما بقیه طرف ها توافق را نپذیرند ما اهرم فشار بر اقتصاد جهانی را تا حدی از دست می دهیم.۳- جنگوارد یک وضعیت فرسایشی می شود که نهایت مشخصی ندارد و همه بازیگران نهایتا دچار تخریب منابع و زیرساخت ها می شوند.۴- ممکن است دست ایران در حمایت از لبنان بسیار بسته شود ، به خصوص که دولت لبنان گفته نمی خواهد مشمول این مذاکرات باشد و جدا با اسراییل مذاکره می کند.
لذا بهترین سناریوی محتمل در این آتش بس، بازگشت به جنگ با وضعیت قبل از اتش بس یعنی حضور مستقیم آمریکا در جنگ است!!!
۳:۵۳