بله | کانال تحلیل های یک جنرالیست
ت

تحلیل های یک جنرالیست

۳۰۲عضو
thumbnail
ارزیابی جنگ تحمیلی آمریکا و اسراییل علیه ایرانundefinedسید آرش وکیلیان
اوباما در زمان انعقاد برجام به منتقدان داخلی اش گفته بود اگر توافق نکنیم، جنگ میشود. تعبیر دیگر سخن وی آن است که توافق و جنگ دو راهبرد برای تغییر رفتار ایران هستند که در صورت ناکامی اولی، راهبرد دوم مورد استفاده قرار می گیرد.
اکنون ، شش ماه بعد از وقوع جنگ میتوان به ارزیابی روشن تری از آن رسید .آمریکا و اسراییل بر اساس این ارزیابی که ایران در منطقه بازوهایش را در سوریه و لبنان از دست داده و ضعیف شده است ، طرحی تهاجمی برای تغییر رفتار یا حتی تغییر نظام در ایران را تهیه کردند.
فاز اول این استراتژی ، طراحی یک نقشه فریب بود. ایران وارد مذاکرات شد و انعطاف پذیری زیادی نشان داد و تا حد زیادی این خوش بینی در مسئولان شکل گرفت که میشود به توافقی کم و بیش مشابه با برجام دست یافت . اما در حین مذاکرات به طور ناغافل تهاجم به کشور آغاز شد.
فاز دوم تهاجم یک ضربه مهلک در چند روز نخست جنگ بود. صهیونیست ها موفق شدند تعداد زیادی از مقامات نظامی و دانشمندان کشور را شهید کنند ، البته در حوزه مقامات سیاسی چندان موفق نبودند. برآورد آنها این بود که این ضربه سیستم سیاسی و نظامی ایران را مختل می کند.
فاز سوم ضربه کاری به زیرساخت های هسته ای و نظامی ایران بود به طوری که ایران قابلیت غنی سازی ، آفندی و پدافندی خود را به طور موثری از دست بدهد. این کار با عملیات مشترک آمریکا و اسراییل انجام گرفت.
فاز چهارم حمله تلاش برای تاثیرگذاری اجتماعی و رسانه ای بود تا مردم نسبت به پایداری نظام متزلزل شوند.
در نهایت قرار بود نظام تهدید امنیتی را بسیار جدی تلقی کند و در مذاکرات آتی امتیازات مهمی را تقدیم کند و به عبارتی ایران تسلیم شود.
از منظر ارزیابی می توان گفت فاز اول تا حد زیادی موفق بود و نظام اصلا آماده مواجهه با حمله در حین مذاکرات نبود. فاز دوم و سوم به جهت تاکتیکی ضرباتی را وارد کرد اما این ضربات اصلا در حدی نبود که منجر به خلا قدرت سیاسی یا حتی اختلال اساسی در سازمان سیاسی و نظامی کشور شود. لذا تقریبا از همان روز اول جمهوری اسلامی ایران وارد فاز آفند با رویکرد بازدارندگی شد و تدریجا شدت حملات خود را افزایش داد. در روزهای آخر جنگ به طور واضحی سامانه پدافندی اسراییل توان مقابله را از دست داد و در نهایت مراکز بسیار حساسی مثل موسسه وایزمن تخریب شد و زیرساخت های انرژی اسراییل دچار آسیب شد.
در حوزه اجتماعی و رسانه ای اوج ناکامی صهیونیست ها رقم خورد به طوری که به جای مقابله مردم با نظام یا دست کم خالی کردن پشت آن ، یک موج ملی گرایی قوی ظهور کرد که دفاع از میهن را خط قرمز خود در برابر مهاجم خارجی در نظر گرفت و اختلافات سیاسی و اجتماعی مدتی کنار گذاشته شد.
در مجموع می توان گفت طرح حمله با هدف تغییر رویکرد و رفتار نظام در حوزه امنیتی در منطقه در دستیابی به اهداف خود ناکام بود و اگر طرح حمله در جهت تغییر آرایش قدرت داخل کشور بود، اساسا به آن نزدیک هم نشد. انتظار آمریکا این بودکه نه تنها زیرساخت های نظامی و هسته ای را تخریب کند بلکه ایران را وادار نماید از حق غنی سازی صرفنظر کند و توان موشکی خود را کاهش دهد. اگر این هدف راهبردی محقق شده بود ایران امتیازات قابل توجهی را در مذاکرات به آمریکا می داد بدون آنکه در ازای آن چیز خاصی دریافت کند.
البته جا دارد که توجه شود نظام هنوز نتوانسته از این شوک بهره برداری سیاسی و اجتماعی لازم برای گذر از مشکلات ساختاری و عملکردی را انجام دهد و‌ همچنان اختلافات و ناکارآمدی ها و اشکالات مزمن گریبانگیر نظام جمهوری اسلامی ایران می باشد و نارضایتی اجتماعی و اقتصادی استمرار دارد.
https://www.irna.ir/news/86009677

۵:۱۶

thumbnail
آنها برای نوجوانان شان برنامه دارندundefinedسید آرش وکیلیان
در زمانی که خبر خرید کمپانی وارنر برادرز از سوی نتفلیکس منتشر می شود، فصل پنجم سریال «استرنجر تینگز» (اتفاقات عجیب) هم بازار را در می نوردد و بعد از «اسکویید گیمز» تبدیل به موفقترین سریال این سکو می شود.
اما این سریال از منظر فرهنگی چندین نکته مهم دارد:۱- سریال متمرکز بر نوجوانان ، برای نوجوانان و در راستای تقویت نقش آفرینی آنهاست؛۲- سریال بر نوستالژی دهه ۱۹۸۰ تکیه کرده یعنی زمانی که جامعه آمریکایی در فرهنگ سازی قوی بوده (شبیه دهه شصت ما یه جورایی) و خواسته بین نسل امروز و آن دوره پل بزند؛۳- سریال تصویر غلیظی از نبرد خیر و شر در یک جهان فانتزی ارایه می دهد که تقریبا همه نوجوانان در جبهه خیر هستند؛۴- سریال می کوشد فاصله های فرهنگی اجتماعی جامعه آمریکا بین اقوام و طبقات را کاهش دهد؛۵- سریال الگویی از روابط جنسی درست در فرهنگ آمریکایی ارایه می دهد و البته همجنس گرایی را عادی سازی می کند؛۶- سریال سعی می کند نوعی ملی گرایی امریکایی البته منتقدانه نسبت به دولت و ارتش را تقویت کند ؛ ۷- سریال اراده اشخاص را مسئول و سازنده سرنوشت خود نشان می‌دهد (ایدئولوژی به شدت آمریکایی)؛۸- ضرورت کنترل قدرت خود و تسلط بر ترس خود برای ساخت جامعه بهتر یک پیام قوی به نوجوانان است.
اگر بخواهم یک اثر ایرانی اسم ببرم که یک نسخه تا حدی خوب، کمی شبیه و البته ضعیف تر برای نوجوانان ایرانی بود و می توانست با برنامه ریزی فرهنگی موثرتر واقع شود باید به «باغ کیانوش» اشاره کنم. اگر ما اهمیت فانتزی در نوجوانی را جدی تر می گرفتیم ، احتمالا آثار درخشان تری می ساختیم.

۲۱:۲۳

thumbnail
فاطمه، فاطمه استundefinedعلی شریعتی
شخصیت فاطمه سخن گفتن بسیار دشوار است. فاطمه، یک “زن” بود، آن‌چنان که اسلام می‌خواهد که زن باشد.
وی در همه‌ی ابعاد گوناگون “زن بودن” نمونه شده بود.مظهر یک “دختر” ، در برابر پدرش.مظهر یک “همسر”، در برابر شوی‌اش.مظهر یک “مادر”، در برابر فرزندان‌اش.مظهر یک “زن مبارز و مسئول”، در برابر زمان‌اش و سرنوشت جامعه‌اش.وی خود یک “امام” است، یعنی یک نمونه‌ی مثالی، یک تیپ ایده‌آل برای زن، یک “اسوه”، یک “شاهد” برای هر زنی که می‌خواهد “شدن خویش” را خود انتخاب کند…».
undefined️ فاطمه شدن، آسان نیست.
این ودیعه‌ای است که باید معراج‌های بزرگ را و پرواز‌های ماورایی را گام به گام و بال در بال علی باشد.عظمت‌ها و رنج‌های علی را باید با او قسمت کند و او مسئولیت خطیری در تاریخ آزادی و جهاد و انسانیت دارد.
او حلقه واسطه‌ای است که تسلسل ابراهیم تا محمد را به حسین تا منجی انتقام‌جوی نجات‌بخش انتهای تاریخ می‌پیوندد.
undefined️ فاطمه به تصریح شخص پیامبر، یکی از چهار چهره ی ممتاز زن در تاریخ انسان است: مریم، آسیه، خدیجه، و در آخر: فاطمه.چرا در آخر؟
کامل ترین حلقه ی زنجیر تکامل در همه ی موجودات، در طول زمان و در همه ی دوره های تاریخی، آخرین؛ و نیز در انبیا، آخرین و فاطمه از زنان مثالی جهان، آخرین.
ارزش مریم به عیسی است که او را زاده و پرورده‌.ارزش آسیه (زن فرعون) به موسی است که او را پرورده و یاری کرده‌.ارزش خدیجه به محمد است که او را یاری کرده و به فاطمه که او را زاده و پرورده است.
و ارزش فاطمه؟چه بگویم؟به خدیجه؟به محمد؟به علی؟به حسین؟به زینب؟به خودش !

۴:۱۲

thumbnail
تشیع خراسانی تن به کنیزی نمی دهدundefinedسید آرش وکیلیان
چند روز پیش دوستی می پرسید چرا ایران دست از خصومت با آمریکا بر نمی دارد، این چه توجیه از منظر احکام مذهبی و منافع ملی دارد؟!
راستش این مطالبه از زمان پایان جنگ ایران و عراق مکرراً از سوی یک جریان سیاسی قوی در حاکمیت جمهوری اسلامی ایران دنبال شده و مکرراً به آمریکا پیشنهاد انواع توافق را داده اند که نمونه مشهورش برجام است.اما هر بار طرف آمریکایی به نوعی زیر میز زده است که برای نمونه «محور شرارت خواندن ایران » بعد از همکاری در موضوع حمله به افغانستان و یا خروج یکطرفه از برجام بوده است.
مسأله این است که از منظر زورمداران حاکم بر آمریکا ، ایران نمی تواند یک طرف معتبر برای توافق باشد. یعنی اگر بناست ایران به خواست آمریکا تمکین کند، این باید به رسم تعامل با دول عرب خلیج فارس به شیوه کنیزی باشد و نه همسری. پایگاه آمریکایی با خرج خود آن دول مستقر شود و علاوه بر آن، سالانه باج گزافی در قالب فروش تسلیحات و ... ستانده شود تا امنیت و رفاه زیر سایه سروری آمریکا فراهم گردد.
در ایران عده قابل توجهی هزینه مقاومت در برابر آمریکا در موضوعات مختلف از هسته ای تا موشکی را بسیار گزاف می دانند و مایلند که با توافق با آمریکا تحریم ها رفع گردد. اما یا نمی دانند یا نمی گویند که آمریکا حکومت مستقل ایران را به عنوان طرف توافق نمی پذیرد ، بلکه از موضع برتر خواستار تحمیل نظر خود می باشد.
ممکن است عده ای منطق زور را قبول داشته باشند و بگویند چون آمریکا زور بسیار بیشتری دارد ، پس محق است که زور بگوید و ما باید اطاعت کنیم تا به رسم کنیزی و بندگی ، سهمی از خوان نعمت مثل دول عرب ببریم.
اما، مشکل کجاست؟! پذیرش شرایط آمریکا شاید برای تشیع عراقی که سده ها تحت سلطه به طور نسبتا مسالمت آمیز زیسته، امری آسان باشد اما برای تشیع خراسانی که طی تاریخ با قیام و مقاومت و تشکیل حکومت هایی مثل سربداران هویت یافته، بسیار دشوار است. از منظر تشیع خراسانی ، ما می توانیم سر به دار بدهیم، اما تن به ذلت نمی دهیم حتی اگر این استقلال و آزادی از سلطه توام با فقر نسبی باشد.
در مقابل این روحیه ایرانیان ، استعمار پیر بریتانیا به شیوه مکر عمل می کند، اما تفرعن آمریکا بیش از آن است که حتی در ظاهر پذیرش شرایط توافق با یک کشور دون پایه از منظر خود را، تحمل نماید. در نتیجه بین ایرانیان دارای این روحیه با آمریکا خصومتی ظهور می کند که از کودتای ۲۸ مرداد و قانون کاپیتولاسیون تا امروز استمرار یافته است.
(چون معمولا بلافاصله درباره تورم و ... پرسش میشود، نگارنده منکر سو مدیریت و فساد شدید و وخیم در کشور نیست و در بین جریان های سیاسی مخالف در ایران هم از این حیث تفاوت بزرگی را قایل نمی باشد.)

۵:۰۰

آیه اولوالامر
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا ﴿۵۹﴾
اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياى امر خود را [نيز] اطاعت كنيد پس هر گاه در امرى [دينى] اختلاف نظر يافتيد اگر به خدا و روز بازپسين ايمان داريد آن را به [كتاب] خدا و [سنت] پيامبر [او] عرضه بداريد اين بهتر و نيك‏فرجام‏تر است (۵۹)
آدرس : سوره نساء – آیه 59
آیه ولایت
«إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ».
جز این نیست که ولی شما خدا و پیامبرش و کسانی هستند که ایمان دارند، همانها که نماز برپا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند.
مائده/۵۵
آیه تبلیغ
«يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ»
اى فرستاده ما آنچه را از ناحيه پروردگار به تو نازل شده برسان و اگر نكنى (نرسانى) اصلا پيغام پروردگار را نرساندى و خدا تو را از (شر) مردم نگه مى دارد زيرا خدا كافران را هدايت نمى فرمايد (به مقاصدشان نمى رساند).
مائده/۶۷
آیه اکمال دین
الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن دِينِكُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينا .......»
× امروز، كافران از (زوال) آيين شما، مأيوس شدند بنابراين از آن‌ها نترسيد! و از (مخالفت) من بترسيد! امروز، دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان دین شما پذيرفتم –
مائده/۳
آیه مباهله
فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ
از آن پس که به آگاهی رسیده ای، هر کس که درباره او با تو مجادله کند، بگو: بیایید تا حاضر آوریم ما فرزندان خود را و شما فرزندان خود را ما زنان خود را و شما زنان خود را ما خود و شما خود آنگاه دعا و تضرع کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان بفرستیم
آل عمران/۶۱
آیه لیلة المبیت
وَ مِنَ النَّاسِ مَن یشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّـهِ وَ اللَّـهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ
|و از میان مردم كسی است كه جان خود را برای طلب خشنودی خدا می‌فروشد، و خدا نسبت به [این] بندگان مهربان است.
بقره/۲۰۷
آیه صالح المومنین
«إِن تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَإِن تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَلِكَ ظَهِيرٌ»
اگر شما دو زن از کار خود به پیشگاه خدا توبه کنید [خدا توبه شما را می پذیرد]، چون دل شما دو نفر از حق و درستی منحرف شده است، و اگر بر ضدِّ پیامبر به یکدیگر کمک دهید [راه به جایی نخواهید برد]؛ زیرا خدا و جبرئیل و صالح مؤمنان یار اویند، و فرشتگان نیز بعد از آنان پشتیبان او خواهند بود.
تحریم/۴
آیه تطهیر
إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا»
جز این نیست که همواره خدا می خواهد هرگونه پلیدی را از شما اهل بیت برطرف نماید، و شما را چنان که شایسته است پاک و پاکیزه گرداند.
احزاب /۳۳
مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا
از مؤمنان مردانی هستند که به آنچه با خدا بر آن پیمان بستند صادقانه وفا کردند، برخی از آنان پیمانشان را به انجام رساندند و برخی از آنان انتظار می برند و هیچ تغییر و تبدیلی [در پیمانشان] نداده اند.
احزاب/۲۳
آیه خیر البریه
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»در حقيقت كسانى كه ایمان آورده و كارهاى شايسته كرده‌ اند، آنان‌اند كه بهترين آفريدگانند.بینه/۷
ادامهundefined

۶:۴۵

undefined
آیه انفاق
الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ سِرًّا وَعَلَانِيَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿کسانی که اموال خود را شب و روز، و نهان و آشکارا، انفاق می‌کنند، پاداش آنان نزد پروردگارشان برای آنان خواهد بود؛ و نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می‌شوند
بقره/۲۷۴
آیه مودت
ذَٰلِكَ الَّذِي يُبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ ۗ قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَىٰ ۗ وَمَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا ۚ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ»
این است چیزی که خدا آن را به بندگانش که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند، مژده می دهد. بگو: از شما [در برابر ابلاغ رسالتم] هیچ پاداشی جز مودّت نزدیکان را نمی خواهم. و هر کس کار نیکی کند، بر نیکی اش می افزاییم؛ یقیناً خدا بسیار آمرزنده و عطاکننده پاداش فراوان در برابر عمل اندک است.
شوری/۲۳
آیه صادقیان
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَكُونُواْ مَعَ الصَّادِقِينَ»
ای کسانی که ایمان آورده اید! از خدا پروا کنید و با صادقان باشید.
توبه/۱۱۹
أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّه وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ الله
آیا رتبه سقایت و آب دادن به حاجیان و تعمیر کردن مسجد الحرام را با (مقام) آن کس که به خدا و به روز قیامت ایمان آورده و در راه خدا جهاد کرده یکسان شمرید؟ هرگز آنان نزد خدا یکسان نخواهند بود، و خدا ظالمان را هدایت نخواهد کرد.
توبه/۱۹
آیه ودإِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَٰنُ وُدًّا
همانا آنان که به خدا ایمان آوردند و نیکوکار شدند خدای رحمان آنها را محبوب می‌گرداند.
مریم/۹۶
سوره انسان
يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا
[همانان که] همواره نذرشان را وفا می کنند، و از روزی که آسیب و گزندش گسترده است، می ترسند،
وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَىٰ حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًاو غذا را در عین دوست داشتنش (یا دوست داشتن خدا)، به مسکین و یتیم و اسیر انفاق می کنند.
إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا
[و می گویند:] ما شما را فقط برای خشنودی خدا اطعام می کنیم و انتظار هیچ پاداش و سپاسی را از شما نداریم ...ادامه سوره
در مجموع بیش از ۳۰۰ آیه مستقیم یا غیرمستقیم به مولا علی اشاره دارد

۶:۴۵

thumbnail
ها علىٌّ بشر كيف بشر                 ربه فيه تجلى و ظهر
۲٫علة الكون و لولاه لما                  كان للعالم عين و اثر
۳٫و له ابدع ما تعقله                       من عقول و نفوس و صور
۴٫فلك فى فلك فيه نجوم                   صدف فى صدف فيه درر
۵٫ما رمى رمية الا و كفى                ما غزا غزوة الا و ظفر
۶٫اغمد السيف متى قابله                  كل من جرد سیف و شهر
۷٫اسد الله اذا صال و صاح               ابو الايتام اذا جاد و بر
۸٫حبه مبدء خلد و نعم                     بغضه منشاء نار و سقر
۹٫هو فى الكل امام الكل من             ابو بكر و من كان عمر؟
۱۰٫ ليس من اذنب يوما بامام             كيف من اشرك دهرا و كفر؟
۱۱٫كل من مات و لم يعرفه             موته موت حمار و بقر
۱۲٫خصمه ابغضه الله و لو             حمد الله و اثنى و شكر
۱۳٫ خله بشره الله و لو                    شرب الخمر و غنى و فجر!
۱۴٫ من له صاحبة كالزهراء             او سليل كشبير و شبر
۱۵٫عنه ديوان علوم و حكم             فيه طومار عظات و عبر
۱۶٫بو تراب و كنوز العالم               عنده نحو سفال و مدر
۱۷٫و هو النور و اما الشركاء           كظلام و دخان و شرر
۱۸٫ايها الخصم تذكر سندا               متنه صح بنص و خبر
۱۹٫ اذ اتى احمد فى خم غدير             بعلى و على الرحل نبر
۲۰٫ قال من كنت انا مولاه                 فعلى له مولا و مفر
۲۱٫قبل تعيين وصى و وزير             هل ترى فات نبى و هجر؟
۲۲٫ من اتى فيه نصوص بخصوص   هل باجماع عوام ينكر؟
۲۳٫آية الله و هل يجحد من              خصه الله بآى و سور؟
۲۴٫وده اوجب ما فى القران             اوجب الله علينا و امر
۲۵٫مدعى حب على و عِداه             مثلُ من انكر حقاً و اقرّ

۶:۴۶

مراحل طرح نابودی قدرت ملی ایرانundefinedسید آرش وکیلیان مجموعه از اقدامات طی یک روند دو دهه ای می تواند قدرت ملی کشور را کاملا نابود کند. این اقدامات گرچه تقدم و تأخر دارد اما همزمان هم می تواند اجرا شود و در مجموع موارد پیشین در مراحل پسین استمرار دارد.
۱- سلب مرجعیت رسانه ای و ایجاد روایت مقابلدر این مرحله مجموعه ای از رسانه های رسمی و غیررسمی در حوزه های مختلف روایت های رقیبی از شرایط را برمی سازند و ساختار رسانه ای رسمی اعم از صدا و سیما و خبرگزاری ها توان اطلاع رسانی خود را از دست می دهند. جمعی از سلبریتی ها از ارزش ها حکومت مستقر مشروعیت زدایی می کنند و مردم کاملا در معرض پیام های جنگ رسانه ای قرار می‌گیرند.
۲- تضعیف اقتصادیاین مرحله با اعمال تحریم به طور موثر از سال ۱۳۹۰ شروع شده و منجر به رکود تورمی و استگنیشن در یک بازه طولانی مدت شده و اقتصاد ملی را تضعیف و معیشت خانوار را تخریب کرده است. البته سیاست های غلط اقتصادی به همراه سودجویی دلالان کالاهای اساسی به تشدید این روند کمک کرده است.
۳- تضعیف ساختار حکمرانیاین مرحله که هم اکنون در حال اجرا می باشد ، مدتی است شروع شده . طبق مطالعات یکی از سیاست پژوهان توان اتخاذ و اعمال تصمیم در قبال ده موضوع که بر میز حکمرانی قرار می گیرد، از مقدار ۴.۸ در دهه ۱۳۸۰ به ۰.۹۵ در حال حاضر افت کرده است. عملا حکومت جز موارد حیاتی نمی تواند تصمیم اتخاذ کند و به تعبیری مسئولان می گویند چرا عاقل کند کاری؟!
۴- فعالسازی شکاف فرهنگی اجتماعیدر این مرحله که به طور خاص از سال ۱۴۰۱ آغاز شده است جامعه بر سر موضوعات ارزشی به افتراق می رسد و بین مردم اختلاف و دشمنی شکل می گیرد. این شکاف ها حول مجموعه ای از موضوعات مذهبی، قومیتی و اقتصادی پدید می آید و انسجام ملی را نابود می کند.
۵- اختلال در زیرساخت ها و خدمات روزمرهبا اختلال در زیرساخت های حیاتی انرژی و ارتباطی عملا زندگی روزمره نظم عادی خود را از دست می دهد و جامعه دچار سردرگمی و سراسیمگی می‌شود. تا کنون چندین تلاش برای ایجاد اختلال از طریق حملات سایبری انجام شده و البته در مقیاس بزرگ هنوز موفق نبوده‌.
۶- تسلیح مخالفان و ایجاد درگیری میدانیدر این مرحله که چند بار تلاش شده اما ناکام مانده ، مزدوران میدانی آموزش دیده وارد عمل می شوند و می کوشند تا بر موج نارضایتی مردم سوار شوند و اقدام به تخریب و آسیب به زیرساخت های امنیتی، انتظامی ، ارتباطی و انرژی می زنند.
۷- ایجاد جنگ داخلی (سوریه سازی)گروه های معارض مسلح در شرایط ضعف دولت مرکزی در مناطق مختلف اقدام به تشکیل نیروی نظامی می کنند، قدرت های بیگانه به طرق مختلف از ارسال سلاح تا تحریم دولت مرکزی آنها را تقویت می کنند. نهایتا این فرایند به استهلاک قدرت نیروهای نظامی و امنیتی و تسلیم آنها منجر می شود.

۴:۵۴

بازارسال شده از KHAMENEI.IR
undefined پیام تجلیل رهبر انقلاب اسلامی از ملت عظیم‌الشان ایران در پی اجتماعات گسترده امروز ۲۲ دی‌ماه
undefined حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی در پیامی ضمن تجلیل از کار بزرگ ملّت عظیم‌الشأن ایران در اجتماعات گسترده امروز و روز تاریخی‌ای که آفریده شد، تأکید کردند: ملّت ایران، خود را و همّت و هویت خود را به رخ دشمنان کشید و این هشداری به سیاستمداران آمریکا بود که فریبکاری خود را متوقف کنند و به مزدوران خائن تکیه نکنند.undefined متن پیام رهبر انقلاب اسلامی خطاب به ملّت ایران به این شرح‌ است:
undefined بسم الله الرّحمن الرّحیم

undefined ملّت عظیم‌الشأن ایران!
undefined امروز کار بزرگی انجام دادید و روزی تاریخی آفریدید. این اجتماعات عظیم و سرشار از عزم راسخ، نقشه‌ی دشمنان خارجی را که قرار بود به دست مزدوران داخلی پیاده شود، باطل کرد.

undefined ملّت بزرگ ایران، خود را و همّت و هویت خود را به رخ دشمنان کشید. این هشداری به سیاستمداران آمریکا بود که فریبکاری خود را متوقف کنند و به مزدوران خائن تکیه نکنند.

undefined ملّت ایران، قوی و مقتدر است، آگاه و دشمن‌شناس است، و در همه حال در صحنه حضور دارد.

undefined خداوند رحمت خود را بر همه‌ی شما نازل کند.

undefined سیّدعلی خامنه‌ای
۲۲ دی‌ماه ۱۴۰۴

undefined Farsi.Khamenei.ir

۱۴:۱۹

تب تند زود عرق می کندundefinedسید آرش وکیلیانتاریخ نگارش ۲۲ دیشورش شدید پنجشنبه و جمعه و سپس آرامش شنبه حیرت انگیز بود. اغتشاشگران با یک فراخوان همراه با ادعای حمایت ترامپ ناگهان در مقیاس بزرگی به خیابان ها آمدند و به سرعت وارد خشونت و درگیری سخت شدند تا جایی که در برخی شهرها آتش افروزی کردند، وسایل و اموال عمومی را تخریب کردند و به واحدها و اماکن انتظامی حمله کردند. این وضعیت منجر به مقابله شدید حکومت و سرکوب معترضان شد‌. برخی تحلیلگران این رخداد را فاز دوم جنگ دوازده روزه صهیونیست ها علیه ایران قلمداد کردند.
با توجه به اینکه جنبش های انقلابی در فاز آخر وارد اقدامات مسلحانه برای حذف آخرین مدافعان مسلح حکومت میشوند ، پرسش این است که این شیوه خشن در مراحل نخستین رویارویی با نظام چه دلالتی دارد ؟ به علت محدودیت اطلاعات در اینجا به بیان چند فرضیه اکتفا میکنم: ۱- مانور القای وحشت و ناامنی: دشمنان نظام جمهوری اسلامی میخواهند نشان دهند که توان ایجاد وحشت و ناامنی در سطح ملی را دارند و مایل هستند تا نظام و مردم در اضطراب مستمر به سر برند. این شبیه الگوی غارات است که معاویه علیه امیرمومنان به کار می برد.۲- عملیات ایذایی برای ارسال پیام سیاسی به نظام: با توجه به همزمانی این رخداد با ورود ارتش صهیونیستی به جنوب لبنان و نیز تحولات انتخاب نخست وزیر عراق، آمریکا و اسراییل قصد داشتند حکومت ایران را نسبت به فعالیت در عراق و لبنان بیم دهند و نظام را مشغول به امور داخلی کشور کنند.۳- آزمون نحوه واکنش نظام: در جنگ های کلاسیک مرسوم است برای ارزیابی استعداد و نحوه آرایش رزمی دشمن، پیش قراولانی دست به عملیاتی کوچک می زنند تا با شناخت بهتر از واکنش دشمن، عملیات اصلی طراحی و اجرا شود. این رخداد می تواند به منزله یک آزمون اولیه برای شروع یک عملیات براندازی دو سه ساله باشد.۴- کودتای نافرجام: آخرین احتمال آن است که در این طرح قرار بوده که همزمان علاوه بر اغتشاشگران ، نیروهای نظامی از داخل و خارج فعال شوند و طی دو روز حجم وسیعی از آسیب را به نیروهای نظامی و انتظامی وارد کنند تا نظام سقوط کند یا مثل سوریه و لیبی وارد جنگ داخلی شود. اما شاید چون این مرحله به اهداف مدنظر نرسیده، طراحان عملیات از مراحل مهمتر نظیر ترور، کودتا و حمله نظامی صرفنظر کرده اند و صرفا ستون پنجم را در این عملیات نافرجام هزینه کردند.
البته ممکن است چند مورد از فرضیات فوق درست باشد یعنی حداقل طرح مانور یا آزمون بوده و حداکثر آن جنگ داخلی و براندازی، و محتمل است که هدف اولیه و حداقلی محقق شده باشد.

۱۸:۵۸

چرا مخالفان نظام صدای اجتماعی دارند و موافقان ندارند؟undefinedسید آرش وکیلیانتاریخ نگارش ۲۱ دیاحتمالا این روزها اغلب ما هم شعارهای ضد نظام را شنیده ایم و هم مخالفت های علنیی و تند در تاکسی و مغازه. اما چرا موافقان نظام صدای بلند اجتماعی ندارند و بیرون از تریبون های رسمی صدا و سیما و نماز و جمعه و ... صدای آنها شنیده نمی شود. منظور از صدای اجتماعی است صدایی است که به طور غیررسمی در میدان اجتماعی از تاکسی و مغازه تا کف خیابان بلند شود.
پیش فرض متن این است که در جامعه حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد مخالف و همین حدود موافق جدی نظام هستند و مابقی مردم منفعل هستند و با صدای غالب همراهی می کنند. طبعا اگر کسی این پیش فرض را قبول نداشته باشد تحلیل زیر را هم مفید نخواهد یافت.
الف- صدای اجتماعی مخالف را میتوان به چند دسته تقسیم کرد. یک جمع کوچک از مزدوران حرفه ای و آموزش دیده که نقش رهبری دارند. یک جمعیت قابل توجه که جمهوری اسلامی مبتنی بر اسلام سیاسی را قبول ندارند و لذا فعالانه با آن مخالفند. یک گروه از مردم که در نتیجه فشارهای اقتصادی به وضعیت معترضند ، نظام را مقصر وضعیت می دانند و راهی برای اعتراض قانونی نمی یابند و یک گروه فرصت طلب که می کوشند با برافروختن و سوار شدن بر اعتراضات منافعی به دست آورند.
در این میان رسانه های اجتماعی خارجی به خصوص اینستاگرام و تلگرام امکان شبکه سازی، انسجام بخشی، تبادل محتوا و سازماندهی را برای کنشگران مخالف بسیار تسهیل می کند در حالی که رسانه های جمعی ماهواره ای می کوشد تا به این کنش معنا القا کند و آن را هدایت نماید.
ب- نیروهای اجتماعی موافق نیز شامل چند دسته هستند . گروهی که ولایت مدار هستند و در کنش امنیت بخشی میدانی جان بر کف ایستاده اند. این گروه نوعا چون دولت را از خود نمی دانند، نسبت به سیاست های اقتصادی آن نقد جدی دارند و حمایت نظام از دولت را درک نمی کنند، لذا در مقام جهاد تبیین منفعل هستند. گروهی مخالف سیاست های جاری مثل رائفی پور و جبرائیلی که توان کنش اجتماعی سیاسی را دارند اما به علت محدودیت رسمی برای حضور رسانه ای و نیز میتینگ خیابانی عملا ظرفیت کنش‌گری را ندارند. گروهی که در جایگاه های رسمی نظیر صدا و سیما و نماز جمعه و مناصب سیاسی نظام قرار دارند، به جهت موقعیت ، در موضع بیان اجتماعی نیستند. گروهی که به جهت انتفاع از وضعیت نظام با آن همراه هستند و در شرایط تهدید حاضر به پرداخت هزینه نمی باشند. دست آخر گروهی شامل اصلاح طلبان شاخص که به نوعی دوزیست هستند و حاضر نیستند بین خود و مخالفان نظام یک مرز جدی بکشند و به جهت اجتماعی با آنها مقابله کنند و مسئولیت عملکرد نظام را بپذیرند.
در این شرایط محدودیت مجاری ارتباطی و رسانه های اجتماعی تا حد زیادی امکان کنش‌گری موافقان نظام را سلب می کند و تریبون های رسمی هم به جهت موضع محافظه کار و حامیانه شان عملا نمی توانند چهره های اجتماعی متفاوت منتقد با سیاست ها را پذیرا باشند.
چالش اصلی در اینجاست که نظام قایل به کنش اجتماعی افقی و یا پایین به بالا نیست ، لذا این امکان را از حامیانش سلب می کند ، در حالی که براندازان تمام توان خود را بر چنین نوع کنشی گذاشته اند. عملا نظام در این میدان دست خود را بسته در حالی که دست براندازان را نمی تواند ببندد. تنها راه حل پذیرش مناسبات اجتماعی افقی و پایین به بالا قانونمند توسط نظام است.
پس از پذیرش این سیاست کلان، راهبرد ارتباطی در چنین شرایطی فراهم سازی امکان کنش اعتراضی چهره های موافق نظام از یک سو و امکان کنش‌گری و سازماندهی در رسانه های اجتماعی موافقان در رسانه های اجتماعی از سوی دیگر می باشد.

۰:۳۶

thumbnail
دال شناور «جاوید شاه» را چه کسی تصاحب خواهد کرد؟undefined سید آرش وکیلیان
در چند سال اخیر شبکه های ماهواره ای و اجتماعی عمدتا مورد حمایت صهیونیست ها، رضا پهلوی دوم را به عنوان یک نماد براندازی مطرح کرده اند. آن طور که مشخص است شخصیت وی فاقد ویژگی های یک رهبر انقلابی یا موسس یک حکومت است اما شعارها می تواند در حافظه جمعی باقی بماند. سوال این است که چه کسی دال شناور «جاوید شاه» را در آینده تصاحب خواهد کرد؟
با توجه به تاریخ طولانی پادشاهی در تاریخ و فرهنگ ایرانی ، این دال می تواند همدلی و حمایت ایجاد کند. احتمالا حامیان این عنوان انتظاراتی مثل شکوه ، افتخار، قدرتمندی و بهبود کیفیت زندگی به همراه ایرانیگری، نوسازی، سکولاریسم و شاید نظامی‌گری را با آن پیوند دهند. یعنی آنچه از رضاخان در خاطره جمعی باقی مانده بمثابه یک نماد اجتماعی در پس این شعارها حضور دارد و اگر کسی بتواند ویژگی های منتسب به آن را از خود نمایش دهد، احتمالا تاج رهبری را از گوشه خیابان برخواهد داشت ، همان طور که ناپلئون تاج پادشاهی را بر سر نهاد.
نکته مهم آن است که در فقدان یک شخصیت بارز در اپوزیسیون خارج از کشور، حتی بازیگران رده دوم و سوم قدرت در ساختار کنونی نظام هم محتمل است بتوانند بر این اسب بی سوار سوار شوند و آن را به راهی که می خواهند بکشند. کما اینکه پوتین در روسیه ، پس از یک دهه خلا قدرت ناشی از فروپاشی شوروی چنین کاری کرد و به تزار روسیه جدید بدل شد.
یک وجه بسیار مهم این دال شناور جنبه سلبی آن است که از یک سو با شیوخ و روحانیان فاصله گذاری می کند و از سوی دیگر با جمهوری‌خواهان. بنابراین ، همان طور که رضا پهلوی شعار زن، زندگی، آزادی را که دال مرکزی سکولارهای جمهوریخواه بود ، تدریجا کنار گذاشت احتمالا این حرکت اجتماعی از شعار «مرگ بر دیکتاتور» عبور می کند و اتفاقا «استبداد منور» رضا خانی را به عنوان یک الگوی آرمانی مطرح می کند و یک جنبش فاشیستی دست راستی از دل این حرکت بیرون می آید.
بحران اقتدار حکومت در وضعیت کنونی جمهوری اسلامی می تواند میل به یک حکومت اقتدارگرای متمرکز را به شدت ترویج کند و شاید از همین روست که اقوام غیر فارس در این حرکت با احتیاط و به طور محدود همراهی می کنند و برخی در غرب نسبت به برآمدن یک دیکتاتوری سکولار نظامی گرا به جای جمهوری اسلامی هشدار می دهند.
البته معنای این سخن آن نیست که دال شناور شاهی به سرعت قابل تصاحب است ، چون یک شبکه رسانه ای بسیار قدرتمند در پس تزیین چهره رضا پهلوی قرار دارد اما فاصله واقعی عملکرد وی نسبت به انتظارات روان جمعی جماعت معترض آن قدر زیاد است که به محض خروج وی از قاب رسانه به دنیای واقعی ، همه می بینند که پادشاه خیالی لخت است.
با این اوصاف در نهایت باید دید جمهوری اسلامی و جنبش های اصلاح طلبی درون و جمهوری خواهی بیرون آن نسبت به برآمدن این دال شناور چه واکنشی خواهند داشت و آیا آن را طرد می کنند یا تصاحب؟

۱۰:۴۰

توضیح وضعیتمطلب در حال نگارش
۱- ضعف مفرط در امور حکمرانی و تبعات آن برای جامعه ۲- دشواری معیشت بیش از نیمی از مردم و ناامیدی از آینده۳- طرح فشار حداکثری آمریکا برای تسلیم قدرت و کاهش امنیت ملی۴- اپوزیسیون وابسته به دخالت خارجی ۴- نوجوانان و جوانان با تصور خام از گذشته و آینده۵- افراد مسلح سازمان یافته ۶- پاددولت بزرگ و ساختار غیررسمی قدرت۷- ناامادگی نیروهای امنیتی در برابر تهدیدات

۱۸:۳۳

thumbnail
تهدید حاکمیت ملی اقتصادی در پس سیاست شوک درمانی و سرکوبundefined سید آرش وکیلیان
این مطلب از منظری متفاوت درباره رخدادهای ۱۸ و ۱۹ دی ماه می نگرد و قصد تمرکز بر عاملان داخلی و خارجی مستقیم خشونت ها را ندارد، بلکه در صدد نقد ساختار حکمرانی معیوبی است که کشور را به این نقطه می رساند. پیش از مطالعه، حتما کلیپ کوتاه مناظره میثم ظهوریان (نماینده مشهد) و علی سرزعیم (استاد اقتصاد و مدیرعامل بانکی) را ببینید.
سازوکار مدیریت اقتصادی کشور در حوزه نرخ ارز طی سال های ۱۳۶۸ تا کنون عمدتا ترکیبی از تثبیت و سپس تعدیل ناگهانی قیمت به صورت شوک بوده است به طوری که ما ثبات چندساله و سپس افزایش ۲۰۰ و ۳۰۰ درصدی طی کمتر از یک سال را چند بار تجربه کرده ایم. قیمت ارز تاثیر مستقیم بر قدرت خرید مردم و نرخ تورم دارد و تغییر ناگهانی آن منجر به هراس و خشم عمومی می گردد و تقریبا همه جز اقلیتی واسطه و دلال ، متضرر می شوند. این سیاست یا به تعبیر بهتر بی سیاستی تقریبا در همه دولت ها به دلایل مختلف رخ داده است و تبدیل به یک مرض مزمن اقتصادی شده که میتوان گفت یکی از ریشه های بحران اجتماعی اقتصادی کشور است.
در مقیاسی بزرگتر سوء مدیریت اقتصادی کشور از طریق تخصیص غیربهینه یارانه ها، خصوصی سازی غیرمولد منابع ملی، سرکوب دستمزد، تضعیف حقوق اقتصادی اجتماعی اقشار تهیدست و کارگر و کارمند، گسترش شبکه ذی نفعان غیررسمی در بنگاه های خصولتی و بدتر از آن واسطه های مبادلات ارزی، تضعیف نهاد دولت به عنوان حامی منافع عمومی و ... اساس حاکمیت اقتصادی نظام را چنان متزلزل کرده است که ثبات اقتصاد مورد تهدید واقع شده و طبق پژوهش های رسمی در سال جاری تا ۵۸ درصد مردم کشور در تامین معاش مشکل دارند و فقط ۷ درصد از مردم درآمدی کافی برای پس انداز و بهبود وضع اقتصادی به دست می آورند.
در نتیجه فشار تحریم‌ها به علاوه این فساد، بی کفایتی و سوء مدیریت اقتصادی ، دیگر نهادهای جامعه از نهاد دین تا نیروهای امنیتی و نظامی مجبور به پرداخت هزینه گزاف برای حفظ جامعه هستند. اگر از منظر کارکردگرایی به موضوع بنگریم، زیر سیستم اقتصادی چنان سوء عملکردی دارد که همه زیر سیستم های دیگر را بحرانی کرده و اقتصاددانان جریان اصلی که در پشت همه دولت ها حاضر هستند و هیچ گاه مسئولیت واقعی تصمیمات را نمی پذیرند، انتظار دارند دیگر نهادهای اجتماعی قیود خود را هر چه کمتر کنند تا آنها بتوانند فشار را افزایش دهند.
برای درک بهتر فاجعه اقتصاد سیاسی که کشور را از ابتدای دهه ۱۳۵۰ عمیقاً درگیر کرده و فراتر از نظام جمهوری اسلامی است مطالعه کتاب «روایت یک فروپاشی» اثر رسول رئیس جعفری و «اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی » حاصل مصاحبه بهمن احمدی امویی با کارگزاران اصلی اقتصادی توصیه می شود. برای درک بهتر ابعاد جهانی این موضوع کتاب «دکترین شوک» اثر نائومی کلاین مناسب است.
در نوشتار بعدی به امید حق اقدامات اساسی و موثری را که حکومت می تواند برای کاهش مشکلات و بهبود وضعیت انجام دهد، بر می شمارم.
فیلم کامل مناظره فوق در یوتیوب موجود است.

۴:۵۳

thumbnail
رویکرد جایگزین دکترین فشار اقتصادی و آزادسازی اجتماعی
این مطلب ادامه مطلب تهدید حاکمیت ملی اقتصادی است. از بدو تشکیل این دولت اقتصاددانان جریان اصلی از تریبون های رسمی تا رسانه هایی نظیر دنیای اقتصاد مکرراً گفته اند که برای اجرای اصلاحات اقتصادی دردناک لازم است حکومت محدودیت های اجتماعی نظیر مثلا پالایش تلگرام و اینستاگرام را کاهش دهد تا مردم بتوانند درد اصلاحات از جنس تعدیل ساختاری را حل کنند.
در شرایط فعلی پژوهش ها نظیر پیمایش های پاییز ۱۴۰۴ مرکز پژوهش های مجلس حاکی از انباشت مشکلات اقتصادی معیشتی و نارضایتی از آن است که در حدود ۵۸ درصد جامعه را شامل میشود. حال طرح چنین ایده امتیازدهی حضرات اقتصاددان شبیه آن است که به مردم یک آب نبات بدهند تا جراحی اقتصادی را تحمل کنند! وقتی این بزرگواران مورد نقد قرار می‌گیرند که با این روش جامعه چنان تحت فشار قرار میگیرد که منفجر می شود، منتقدان را با اتهاماتی از سوسیالیسم تا طرفداری از تثبیت قیمت ها متهم می کنند.
یک نقش اساسی دولت، مدیریت اقتصاد کلان است و از حکومت انتظار می رود بتواند ساختارهای اقتصادی کشور را طوری ریل گذاری کند که مردم زندگی بهتری داشته باشند. در اینجا چند راهکار واقعی که حکومت می تواند برای بهبود وضعیت اقتصادی اتخاذ کند را پیشنهاد می دهم و امیدوارم مسئولان به جای فرافکنی موضوعات و مسایل اقتصادی به حوزه های دیگر حکمرانی ، مسئولیت خود را درست انجام دهند:
۱- پایان سرکوب دستمزد توسط حکومت ؛ در شرایطی که نرخ دستمزد کارگر ساده باغبانی ساختمانی و باغبانی در بازار آزاد کار ماهانه ۳۰ تا ۴۰ میلیون تومان است ، حکومت کف دستمزد را به جهت کمبود منابع بودجه ای خود، ۱۳ میلیون تومان (نصف سبد معیشت) اعلام کرده است!!!۲- اصلاح نظام مالیاتی به منظور اخذ مالیات از صاحبان واقعی سرمایه؛ در شرایطی که سهم مالیات از GDP کمتر از ده درصد است و بخش عمده سرمایه کشور نزد ۵ درصد مردم تجمیع شده است، نظام مالیاتی متمرکز بر مالیات ستانی از درآمد ثابت اصلا جوابگوی کشور نیست و لازم است الگوی مالیات گیری تحول یابد تا بازتوزیع ثروت به نفع عموم مردم انجام شود.۳- پایان انحصار زمین های مسکونی توسط دولت و تخصیص آن مطابق قانون به اشخاص صاحب شرایط؛ در شرایطی که ۶۰ درصد سبد هزینه خانوار صرف مسکن می شود، این موضوع می‌تواند با کمترین هزینه برای دولت، کمک بزرگی به مردم بکند اما علی رغم تصویب چند قانون در مجلس ، دچار معضل فقدان اراده و بروکراسی زاید و ناکارآمد دولتی است.۴- حذف واسطه های ارزی که هر سال با گروکشی ارز صادراتی نرخ ارز خود را به دولت تحمیل می کنند، ایران سالانه ۶۰ میلیارد دلار صادرات نفتی و معدنی دارد که عمده آن به کشور های عضو بریکس انجام می‌شود و در مقابل بخش عمده واردات مواد کشاورزی و خوراکی از همین کشورهاست، حال چرا کشور علی رغم وجود سازوکار مالی بریکس باید لنگ واردات دلار از کانال امارات که تحت کنترل آمریکاست ، باشد؟!۴- پذیرش سندیکالیسم واقعی و تشکل های صنفی مستقل جهت طرح قانونمند مطالبات اقتصادی، در شرایط کنونی تشکل های صنفی کشور در حد زینت المجالس جلسات تصمیم گیری کشور هستند و تنها اتاق بازرگانی با نفوذ شدید در ساختار حکمرانی می تواند مطالباتش را محقق کند. در غیاب تشکل واقعی و مستقل صنفی ، مطالبات مشروع تبدیل به اعتراضات خیابانی شده و نهایتا با بهره برداری دشمن اغتشاش رخ می دهد.۵- کنترل خلق نقدینگی بی پشتوانه در نظام بانکی، بی انضباطی گسترده در نظام پولی و بانکی کشور که بانک آینده تنها یک نمونه آن بود، تورم عمومی ایجاد می کند که سودش نصیب عده ای معدود شده و عموم مردم زیان می کنند. متاسفانه عمده مقررات ممانعت از ریسک عملیاتی بانکی نظیر اسناد بازل در ایران اجرایی نشده و در مقابل تحمیل وام های تکلیفی یا سفارشی به طور گسترده انجام می شود به طوری که در ابتدای سال ۱۴۰۴ ، ۷۷۹ همت بدهی بانکی غیرجاری انباشت شده است.۶- حفظ منابع و صنایع ملی زیرساختی و عدم خصوصی سازی آن، این منابع که سهم بزرگی از سرمایه ملی کشور را تشکیل می دهد یک منفعت عمومی است و خصوصی سازی آن تحت عنوان ارتقای بهره وری ، عملا تخصیص ثروت ملی به عده ای خاص عمدتا از طریق روابط است. در نهایت اگر دغدغه بهره وری است ، حکومت می تواند بهره برداری از این منابع و صنایع را اجاره دهد به جای آنکه با خصولتی سازی، عده ای معدود را به شدت ثروتمند و باقی مردم را فقیر نماید.
این حداقل های اصلاحات اقتصادی است که حکومت باید انجام دهد و اگر همین ها را انجام دهد بخش بزرگی از مطالبات اقتصادی مردم حل میشود و نارضایتی اقتصادی به شدت کاهش می یابد.

۴:۳۸

thumbnail
جمهوری اسلامی ایران، آری یا نهundefinedسید آرش وکیلیاناین مطلب به طور موجز اصلی ترین ادله موافقان و مخالفان نظام را برمی‌شمارد.۱- الهیاتی: اساس این استدلال بر خلقت انسان برای عبودیت و نقش اساسی حکومت در تامین و تسهیل شرایط آن است و حکومت فقیه عادل شیعه را ضامن تحقق آن می دانند. البته اقسامی دارد از جمله امت گرایی که حکومت دینی را برای احیای تمدن اسلامی لازم می داند و شیعه گرایی که حکومت دینی را برای پاسداشت امنیت و آسایش شیعیان لازم می داند و انسان گرایی که حکومت دینی را ضامن تامین حقوق مشروع انسانی می داند.
در مقابل مخالفان یا قایل به سکولاریسم هستند، یا حکومت دینی موجود را ظالم و خلاف عبودیت می دانند و یا با ادله فقهی آن را در عصر غیبت ، بدعت تلقی می کنند.
۲- تاریخی فرهنگی: جمهوری اسلامی برپایه هویت ملی ایران شیعه که از زمان صفویه ایجاد شده و بر اساس میثاق ملی سال ۱۳۵۷ و در راستای ارزش های بومی فرهنگی جامعه ایرانی شکل گرفته است و در کلیت خود متناسب ترین نظام سیاسی با این هویت است. این گروه به غلبه مناسک شیعی نظیر عاشورا در ساخت اجتماعی و نیز باور عمومی به ارزش های اسلامی-ایرانی استناد می کنند.
در مقابل مخالفان یا از اساس این هویت را مطلوب نمی دانند نظیر باستان گرایان، یا آن ناسازگار و نامنطبق با جهان مدرن می دانند نظیر نوگرایان، یا قایل به ایدئولوژی های رقیب مثل کمونیسم و لیبرالیسم هستند و یا معتقدند جمعیت بزرگی از مردم ایران از آن هویت گسسته اند.
۳- کارکردی: از این منظر جمهوری اسلامی ایران موفق شده تا سطح بسیار بالایی از استقلال را به همراه پیشرفت فناوری در برخی حوزه های اساسی نظیر هوافضا، هسته ای و .... به همراه خدمت رسانی فراگیر در حوزه های پایه آموزش و بهداشت و شرایط پایه مشارکت سیاسی در قالب انتخابات فراهم سازد. لذا کارکرد آن برای کشور در مجموع مناسب بوده است. این گروه به وابستگی، استبداد، عقب ماندگی فناوری و ضعف خدمات بهداشتی و آموزشی دوره پهلوی را برای دفاع ذکر می کنند.
مخالفان آن یا قایل به توسعه گرایی در تعامل با نظام جهانی سرمایه داری به خصوص آمریکا هستند، یا کارکرد بهبود کیفیت معیشت نظیر کشورهای عربی را مهم می دانند، یا در مقایسه با کشورهای مشابه نظیر ترکیه سطح تامین خدمات پایه را ناشی از تحولات اخیر فناوری و حکمرانی می دانند و نه نتیجه خاص جمهوری اسلامی ایران.
۴- هزینه و فایده: این دسته حکومت را با همه ضعف ها و معایب نسبت به گزینه های جایگزین بهتر می دانند، یا اصلاح داخلی را از تغییر کلی پرهزینه تر می دانند، یا شرایط و لوازم تغییر را فراهم نمی دانند. استدلال این گروه به وضعیت نامناسب اپوزیسیون است به طوری که ترامپ هم مذاکره با حکومت را ترجیح می دهد، یا به توان اقتصادی، اجتماعی و امنیتی حکومت برای جلب هواداران و سرکوب مخالفان و یا به تجربه بسیار پرهزینه تغییر رژیم در عراق، سوریه، لیبی و ... اشاره می کنند.
در مقابل مخالفان یا کلا حکومت را ضرر می دانند و معتقدند جلوی ضرر از هر جا گرفته شود منفعت است، یا وضعیت کنونی را طوری می دانند که ضرر حکومت برای ایران از امنیت گرفته تا دینداری بیش از نفعش شده ، یا معتقدند با مداخله خارجی می توان ضعف اپوزیسیون نسبت به حکومت را جبران کرد و یا آنکه در استمرار حکومت کنونی برای خود نفع چندان قایل نیستند.
با توجه به چندگانگی عرصه زیست جهان اجتماعی مردم ایران و نیز ذهنی بودن بسیاری از استدلال های فوق هر طرف می تواند برای موضعش شواهد و دلایلی بیاورد لذا جامعه به سمت قطبیدگی بیشتر می رود.
در این شرایط ، در کوتاه مدت تامین معیشت و امنیت یک پارامتر بسیار موثر در انتخاب افراد مردد است که دلبستگی های فرهنگی و ایدئولوژیک کمتری دارند.
اما در بلندمدت اصلاح نظام حکمرانی از حیث سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، رسانه ای ، فرهنگی ضرورت دارد تا هم توان نظام در تحقق اهدافش ارتقا یابد ، هم رشد اقتصادی پایدار محقق شود، هم احساس گسستگی، بی اعتمادی و طرد اجتماعی با اعتماد و همبستگی دولت و ملت جایگزین شود، هم روایت نظام از وضعیت پذیرش عمومی پیدا کند و هم همگرایی ارزشی افزایش بیشتر شود.

۵:۰۶

بازارسال شده از خبرگزاری بازار | اخبار و تحلیل های اقتصادی | تحلیل بازار ارز و طلا، تحلیل بازار خودرو، تحلیل بازار بورس و ...
thumbnail
پشت‌پرده بازگشت‌ناپذیری میلیاردها دلار درآمد نفتیundefinedخالی‌خوانی تراستی‌ها؛ افشاگری بی سابقه از سازوکار رسوب دلارهای نفتی در حساب تراستی‌ها
undefined️افشاگری بی‌سابقه مدیرعامل اسبق شرکت بازرگانی نفت ایران، پرده از یکی از پرابهام‌ترین و پرهزینه‌ترین سازوکارهای مالی سال‌های اخیر برداشت
undefined️افشاگری بی‌سابقه علی‌اکبر پور ابراهیم مدیرعامل اسبق شرکت بازرگانی نفت ایران، در گفتگو با ایلنا پرده از یکی از پرابهام‌ترین و پرهزینه‌ترین سازوکارهای مالی سال‌های اخیر برداشت
undefined️در سال‌های تشدید تحریم‌های نفتی، استفاده از تراستی‌ها به‌عنوان یک راه‌حل اضطراری برای نقل‌وانتقال پول نفت، به‌تدریج به یک سازوکار رایج تبدیل شد. اما آنچه در عمل رخ داد، فاصله‌ای عمیق با ایده اولیه داشت
undefined️علی‌اکبر پور ابراهیم به جلسه‌ای پرتنش با حضور چهره‌های کلیدی اقتصادی کشور – از جمله همتی، پاک‌نژاد، فرزین و طیب‌نیا – اشاره می‌کند؛ جلسه‌ای که در آن، گزارش عدم بازگشت پول نفت از سوی تراستی‌ها با واکنشی تند مواجه شد. به‌گفته او، در همان جلسه، رئیس وقت بانک مرکزی این گزارش را «مزخرف» خواند

متن کاملundefinedtahlilbazaar.com/x5mJm

undefined @petrobazarundefined tahlilbazaar.com

۳:۳۴

تحلیل موقعیت مهم تر از تحلیل افراد و جریان هاundefinedسید آرش وکیلیان
معمولا ما در تحلیل یک فرد یا جریان یا موضع مشخص را بررسی میکنیم مثلا رهبران و مقامات جمهوری اسلامی ایران و یا اپوزیسیون آن. با توجه به کیفیت عملکرد آنها ، میتوان اشکالات متعدد یافت و مدام خصم را کوبید و احساس افتخار کرد. مشکل این شیوه مواجهه این است که اشکالات و اشتباهات کم و بیش در طرف های دیگر هم تکرار می شود.
شاید یک راهکار برون از این وضعیت نامطلوب ، تحلیل موقعیت باشد. وضعیت نه صرفا محصول عملکرد افراد و جریان ها بلکه حاصلضرب موقعیت در ماهیت هر نیروی اجتماعی است.مثلا میتوان بررسی کرد در موقعیت ابهام یا تنش یا اختلاف و ... هر نیرو چطور عمل می کند. به این ترتیب اگر بتوان از موقعیت های نامطلوب و بحرانی اجتناب کرد، احتمالا رفتارهای نامطلوب کمتری بروز می کند.
شاید این کاری باشد که در حوزه روابط بین الملل و تجارت ، تحلیلگران مسلط بر نظریه بازی ها انجام داده اند تا بتوانند از مخاطرات بزرگ نظیر جنگ هسته ای اجتناب کنند. مثلا در موقعیت ابهام که سطح ریسک زیاد داشته باشد، بازیگری که بتواند با ابتکار عمل ، اول ضربه بزند برنده شود. آن وقت قتل پیش دستانه موجه میشود. اما اگر سطح ابهام طوری مدیریت شود که ریسک کاهش یابد، آن وقت این روش توجیه خود را از دست می دهد.

۲۱:۴۷

thumbnail
اگر ملی گرا هستیم، خط قرمز ما کجاست؟undefinedسید آرش وکیلیان
تابستان امسال اسرائیل در تجاوزی غافلگیرانه به خاک ایران حمله کرد و حدود هزار نفر را کشت. روی سخن من با مخالفان تجاوز اسرائیل است.
۱- آیا اگر کسی در جریان این جنگ از اسراییل حمایت کرده باشد، وی می تواند مدعی ایران دوستی شود؟
۲- اگر رضا پهلوی از قبل متحد اسراییل و مورد حمایت نتانیاهو و در جنگ هم حامی طرف اسراییلی باشد، آیا می تواند مدعی ایران دوستی شود؟ (در قسمت اول فیلم مونتاژی زیر وی از حمله اسراییل حمایت کرده است!)
۳- حال اگر همین شخص با سواستفاده از اعتراضات به حق مردم برای تکمیل عملیات اسراییل، مجری طرحی برای جنگ شهری شود، آیا می تواند مدعی خون مردم باشد؟
۴- اگر همین شخص در ارتباط با درگیری‌های ۱۸ و ۱۹ دی ، این واقعه را جنگ خوانده باشد و کشته شدن شهروندان را جزو تلفات جنگی تلقی کند، چطور؟ (در قسمت آخر ویدئوی مونتاژی زیر وی دقیقا این کار را کرده است!)
اینکه عده ای سلطنت طلب باشند، اسراییل را حامی خود بدانند و فکر کنند با کمک اسراییل می توانند به قدرت برسند، عجیب نیست؛
اما اینکه عدی ای ملی گرای غیرسلطنت طلب فکر کنند که میتوان با حمایت اسراییل یک حکومت دموکراتیک ملی ایجاد کرد یا حتی یک دیکتاتوری قوی ملی ایجاد کرد، بسیار شگفت است!!!
حتی اگر کسی جمهوری اسلامی را به هر دلیل قبول نداشته باشد، اینکه فکر کند بین دو گزینه بد و بدتر گیر افتاده و باید خودش را از چاله در چاه بیاندازد ، برایم بسیار پرسش برانگیز است؟!!!
اگر کسانی که سلطنت طلب نیستند و یا دست کم ملی گرا هستند، می توانند به این دو سوال پاسخ دهند متشکر می شوم.

۹:۵۰

thumbnail
همه دعوا بر سر «الله» نیست بر سر «لا اله» استundefinedسید آرش وکیلیانچرا از جمهوری اسلامی با این همه اشکال هنوز دفاع می کنیم؟
مشرکان پیش از رسول الله (ص)، الله را قبول داشتند. آنها با دعوت به پرستش خداوند مخالفتی نداشتند، مسأله اصلی شان برائت از پرستش غیرخدا بود. اکنون نیز ماجرا همان است.
جبهه کفر با اسلام به شیوه آمریکایی مشکلی ندارد و حتی آن را ترویج می کند؛ یعنی هر کس خدای خودش را بپرستد، مشروط بر آنکه تحت انقیاد قدرت دنیوی باشد و باجش را بدهد و با ظلمش هم مخالفت نکند.
در این میانه جمهوری اسلامی ایران بازی را به هم زده است. گرچه این حکومت هم گناه زیاد کرده است، فساد دارد، ظلم دارد، خلف وعده دارد، ضعف دارد و اما در کنار همه اینها «برائت از اشغال و تجاوز و کشتار صهیونیست ها» را هم دارد. عدم پذیرش ولایت آمریکا را هم دارد.
اگر ایران نیز مثل دیگر کشورها این مشکلات را داشت و این امتیاز را نداشت ، از نظر مستکبران موردی نبود. حتی اگر «الله» را مکرر تکرار می‌کرد اما «تبری» و بیزاری عملی از کفر آنها را نداشت، مثل خیلی کشورهای عربی و اسلامی، مشکلی نبود.
در شرایطی که طرف مقابل کفر و ظلم مجسم است و از هیچ ظلمی حتی کشتار جمعی ابایی ندارد، مسأله این نیست که جمهوری اسلامی همه اش خیر و عدل و توحید نیست، مسأله این است که کفر بزرگ را برنتابیده است.
جمهوری اسلامی ، تمامی توحید نیست و قرار هم نبوده باشد چون این رسالت تاریخی قائم آل محمد است، اما استکبار جهانی تمامی کفر و ظلم است ، بی نقاب.
حال ممکن است عده ای با کمال گرایی یا منفعت طلبی یا هر توجیه دیگری نخواهند به دلیل ضعف ها، ظلم ها و مفاسد جمهوری اسلامی ایران طرف آن بایستند؛ اما مقابله با نظام در این شرایط، یعنی نصرت جبهه کفر آشکار که به هیچ وجه معذور نیست.
در این میانه و تا وقتی این اصل برقرار باشد، هر توافقی بین این دو رویکرد، یک آتش بس موقت است که دیر یا زود در هم میشکند.

۲:۲۶