بازارسال شده از ربات ناشناس
اول باید شخصیت هارو معرفی کنی#خوراکیطلب
۱۶:۴۴
بازارسال شده از ربات ناشناس
#مشاروات_خاله_خوراکیطلب_بوقول
۱۶:۴۴
✨🪦𝔊𝔥𝔬𝔰𝔱𝔰 𝔤𝔯𝔞𝔳𝔢𝔶𝔞𝔯𝔡🪦✨
اول باید شخصیت هارو معرفی کنی #خوراکیطلب
صد درصد-
۱۶:۴۴
متاسفانه اونقدر از اوسی هام با هم دیجیتال آرت ندارم اگر هم داشتم در حال بازسازیه (چون خیلی داغون بودن-)
۱۶:۴۷
به همین اثر ناقص قانع باشید خب ، به نام خدا
دو تا دنیا وجود داشتن که این دو دنیا موازی هم بودن، چطوری؟ یعنی هر کی زندگی خوبی داشت توی دنیای مقابل زندگیش ریده ب-خلاصه، این دو دنیا دو تا محافظ داشتن که توی یه مرکز بهشتی پنهان از چشم آدمیزاد از این دنیا در برابر بیشتر شدن نیرو های شر محافظ میکردن، در اون مرکز یک کره پر از تاریکی و سیاهی و نفرت بود و کار این کره این بود که به دو گروه از افراد ۱. اونایی که بدی از بچگی در چجودشون بوده و ۲. اونایی که خدا زده تو کمرشون و خلاصه کوهی از تروما روی سرشون ریخته یک سری قدرت های خاص میداده ، حالا این قدرت ها اونجور که شما فکرش رو میکنید نیست قدرت هایی مثل این که مثلاً میگم طرف خیلی دروغ گوی خوبیه یا بتونه سریع یکی رو فریب بده و ... هرچند با بیشتر شدن ترومای افراد و یا بدی درونیشان این قدرت ها بیشتر میشن و کسایی که تروما داشتن قدرت بیشتری از اونایی که بدی در وجودشون بود قدرت میگرفتن (هرچند هر ترومایی نه دیگه اوضاع داغون داغون). قدرت هایی که به صاحب تروما ها داده میشه یه راه مبارزه با اون منبع تروماشون بوده و مرتبط با اون تروما بوده و همه و هر کس توی این دنیا این قدرت ها رو داشته توی دنیای دوم قدرت نداشتهخلاصه خیلی پیچیده و قمر در عقربه
اوه و هیچ کدوم از اینا نمیتونستن به دنیای دیگری بره مگر این که یک شخص در هر دو دنیای موازی ( خب دو نفر میشن یعنی که هر دو یک نفرن ولی توی دنیا های مختلف (کمک))قدرت داشته باشه و بتونن از همون مرکز بهشتی یه دروازه ای باز کنن و اینجوری میتونن همدیگه رو ببینندبین کسایی که از طرف اون گوی سیاه بهشون قدرت عطا میشه یه گروهی که گفتم خدا بیشتر از همه زده تو کمرشون و قدرت هاشون از بقیه بیشتره به اسم ویلن شناخته میشن که ما هشت تا ویلن داریم که بعد بهشون می پردازیم (کار اون محافظا هم ابنه که مواظب باشن این گوی بیش از حد بزرگ نشه چون هرچه افراد بیشتری زیر بار تروما هاشون و ... له بشن این گوی بزرگ تر میشه اونقدری که کل جهان رو در بر بگیره و نابود کنه و طبق یک پیشگویی بالاخره یک نفر از بین همین آدما توی دنیای موازی (که همون دو نفر , جان من خودتون منظور رو بگیرید)، میاد و این گوی رو برای همیشه نیست و نابود میکنههمچنین گفتم این مرکز بهشتی هیچ کس رو راه نمیده و دور از چشم مردمه ولی اونایی که بهشون قدرت عطا میشه حق دارن به اونجا برن (بدبختا نمیدونن که چه خبره و چی به چیه)
۱۷:۱۵
✨🪦𝔊𝔥𝔬𝔰𝔱𝔰 𝔤𝔯𝔞𝔳𝔢𝔶𝔞𝔯𝔡🪦✨
به همین اثر ناقص قانع باشید خب ، به نام خدا
دو تا دنیا وجود داشتن که این دو دنیا موازی هم بودن، چطوری؟ یعنی هر کی زندگی خوبی داشت توی دنیای مقابل زندگیش ریده ب- خلاصه، این دو دنیا دو تا محافظ داشتن که توی یه مرکز بهشتی پنهان از چشم آدمیزاد از این دنیا در برابر بیشتر شدن نیرو های شر محافظ میکردن، در اون مرکز یک کره پر از تاریکی و سیاهی و نفرت بود و کار این کره این بود که به دو گروه از افراد ۱. اونایی که بدی از بچگی در چجودشون بوده و ۲. اونایی که خدا زده تو کمرشون و خلاصه کوهی از تروما روی سرشون ریخته یک سری قدرت های خاص میداده ، حالا این قدرت ها اونجور که شما فکرش رو میکنید نیست قدرت هایی مثل این که مثلاً میگم طرف خیلی دروغ گوی خوبیه یا بتونه سریع یکی رو فریب بده و ... هرچند با بیشتر شدن ترومای افراد و یا بدی درونیشان این قدرت ها بیشتر میشن و کسایی که تروما داشتن قدرت بیشتری از اونایی که بدی در وجودشون بود قدرت میگرفتن (هرچند هر ترومایی نه دیگه اوضاع داغون داغون). قدرت هایی که به صاحب تروما ها داده میشه یه راه مبارزه با اون منبع تروماشون بوده و مرتبط با اون تروما بوده و همه و هر کس توی این دنیا این قدرت ها رو داشته توی دنیای دوم قدرت نداشته خلاصه خیلی پیچیده و قمر در عقربه
اوه و هیچ کدوم از اینا نمیتونستن به دنیای دیگری بره مگر این که یک شخص در هر دو دنیای موازی ( خب دو نفر میشن یعنی که هر دو یک نفرن ولی توی دنیا های مختلف (کمک)) قدرت داشته باشه و بتونن از همون مرکز بهشتی یه دروازه ای باز کنن و اینجوری میتونن همدیگه رو ببینند بین کسایی که از طرف اون گوی سیاه بهشون قدرت عطا میشه یه گروهی که گفتم خدا بیشتر از همه زده تو کمرشون و قدرت هاشون از بقیه بیشتره به اسم ویلن شناخته میشن که ما هشت تا ویلن داریم که بعد بهشون می پردازیم (کار اون محافظا هم ابنه که مواظب باشن این گوی بیش از حد بزرگ نشه چون هرچه افراد بیشتری زیر بار تروما هاشون و ... له بشن این گوی بزرگ تر میشه اونقدری که کل جهان رو در بر بگیره و نابود کنه و طبق یک پیشگویی بالاخره یک نفر از بین همین آدما توی دنیای موازی (که همون دو نفر , جان من خودتون منظور رو بگیرید)، میاد و این گوی رو برای همیشه نیست و نابود میکنه همچنین گفتم این مرکز بهشتی هیچ کس رو راه نمیده و دور از چشم مردمه ولی اونایی که بهشون قدرت عطا میشه حق دارن به اونجا برن (بدبختا نمیدونن که چه خبره و چی به چیه)
این از بیس داستان
۱۷:۱۵
میدونم ممکنه خیلی گیج شده باشید و همه چی خیلی در هم ورهم باشه ولی خب یه سری توضیحات بدم، این داستان از کلاس ششم من تا اوایل نهم من داشته درست میشده ولیه همین خیللیی طولانیه و در هم و ورهمه این داستان بخشیش مربوط به زندگی من بوده و مربوط به خودم میشده، و یه موضوعی بوده که به من توی پیدا کردن خودم خیلی کمک کرده واسه همین سعی کردم همون چیزی که بوده رو با خود داستان وفق بدم و هنوز که هنوزه یه جاهایی مشکل داره و با عقل جور در نمیاد و ...فعلا همین
۱۷:۱۸
اوه راستی اگر میبینید خیلی بچگانست و ممکنه زیاد جذاب نباشه یا تکراری باشه ممکنه به این خاطر باشه که زیادی از انیمیشن هایی که دیدم ایده گرفتم ولی به هر حال خودم داستان ناقص قمر در عقربمو دوست دارم:))))
۱۷:۲۰
نظری چیزی داشتید بگید 

۱۷:۲۲
قرار بود ۱۵ فروردین درس آزاد رو بفرستیم
۱۷:۴۷
من الان فرستادم
۱۷:۴۸
ایشالا قبول کنه-
۱۷:۴۸
یادتونه پیشیو
۱۷:۵۷
پیشییی بچههه داارر شدددددد
۱۷:۵۷
✨🪦𝔊𝔥𝔬𝔰𝔱𝔰 𝔤𝔯𝔞𝔳𝔢𝔶𝔞𝔯𝔡🪦✨
پیشییی بچههه داارر شدددددد
پیشییییییییییی
۱۷:۵۸
۱۷:۵۸
✨🪦𝔊𝔥𝔬𝔰𝔱𝔰 𝔤𝔯𝔞𝔳𝔢𝔶𝔞𝔯𝔡🪦✨
پیشییی بچههه داارر شدددددد
پیشوولاااا
۱۷:۵۸
نگااا من چهه لیزههه هستتمممم
۱۷:۵۸
بازارسال شده از ربات ناشناس
وای چه پیشیتتت خرههههه


۱۸:۱۸
✨🪦𝔊𝔥𝔬𝔰𝔱𝔰 𝔤𝔯𝔞𝔳𝔢𝔶𝔞𝔯𝔡🪦✨
وای چه پیشیتتت خرههههه


خیلییی
۱۸:۱۸