نظارت اجتماعی 2/5
وَ الْمَعْرُوفُ مَا أَمَرْتُمْ بِهِ وَ الْمُنْكَرُ مَا نَهَيْتُمْ عَنْهُ
«وَلۡتَكُن مِّنكُمۡ أُمَّةٞ يَدۡعُونَ إِلَى ٱلۡخَيۡرِ وَيَأۡمُرُونَ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَيَنۡهَوۡنَ عَنِ ٱلۡمُنكَرِۚ وَأُوْلَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ» (۱۰۴ - آل عمران)
امر (مفرد اَوامِر) به معنی «دستور» و «طلبِ الزامآور» و نهی در مقابل امر، مترادف «زجر» و «منع» به معنی «امر بازدارنده» است.با دقت در آیه ۱۰۴ آل عمران نیز متوجه میشویم «دعوت به خیر» با «امر به معروف» متفاوت است.اگر چه طبق حدیثی که پیشتر از حضرت امیر علیه السلام نقل شد «دعوت به خیر» بر «امر به معروف» برتری ندارد، لکن طبق آیه فوق بر «امر به معروف» مقدم است؛ یعنی اول دعوت و ارشاد و سپس امر و نهی.دقت کنید بحث «امر به معروف و نهی از منکر» بحثِ خواهش و تمنا نیست؛ امر است و نهی.اما بحث دعوت به خیر متفاوت است؛امام صادق علیه السلام:«كُونُوا دُعَاةً لِلنَّاسِ بِغَيْرِ أَلْسِنَتِكُمْ لِيَرَوْا مِنْكُمُ اَلْوَرَعَ وَ اَلاِجْتِهَادَ وَ اَلصَّلاَةَ وَ اَلْخَيْرَ فَإِنَّ ذَلِكَ دَاعِيَةٌ»با غیر زبانتان مردم را دعوت کنید، تا از شما ورع، تلاش، نماز و خیر ببینند، پس قطعا همین دعوت کننده است.(کافی، ج۲، ص۷۸)
چراییِ تفاوت دعوت با امر و نهی را باید در مطلوب آنها جُست، یعنی تفاوت خیر با معروف و منکر.معروف از مادهٔ «عرف» به معنی شناخته شده و منکر در مقابل معروف و از مادهٔ «نکر» به معنی ناشناخته است.
حضرت امام خامنهای حفظه الله محدودۀ امر به معروف و نهی از منکر را اینچنین مشخص نمودهاند:«امر به معروف و نهی از منکر مربوط به جایی است که شخصی با علم به حکم شرعی و با التفات تخلف کند، اما نسبت به کسانی که به خاطر جهل به حکم شرعی مرتکب گناه می شوند، ارشاد و راهنمایی لازم است و امر و نهی واجب نیست، همچنین نسبت به کسانی که به خاطر غفلت یا جهل به موضوع، مرتکب گناه می شوند تکلیفی نیست مگر این که موضوع از امور بسیار مهم نزد شارع باشد که در این موارد باید شخص را متوجه حکم یا متوجه موضوع کرد.»
از طرفی آیه ۱۹۹ اعراف میفرماید:«خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ»دستور الهی، امر به «عُرف» میباشد. (البته عرف در شرع مقدس تعریفی دارد و اتفاقا خیلی از احکام هم به عرف برمیگردند.)
پس مفهوم معروف به گستردگی مفهوم خیر (همه خوبیها) نیست، «کار خیری است که شناخته شده و جا افتاده است.»حال به استناد مطالب فوق میخواهیم نظر برخی را که امر به واجبات و نهی از محرمات را واجب میدانستند، (همه واجبات و همه محرمات بدون قید) تکمیل و تصحیح کنیم:«تا واجبی معروف و تا حرامی منکر نباشد امر بدان نه تنها واجب نیست، بلکه جایز هم نمیباشد.» (همینطور در مورد مستحبات و مکروهات) (تذکر! بنده حکم شرعی ندادم! بلکه به عنوان مقلد امام خامنهای استنباطم از نظر ایشان که پیشتر بیان شد را برای پیشبرد بحث به اینصورت بیان کردم.)
برخی دیگر نیز معروف و منکر را یک مفهوم کاملا عرفی به معنیِ «نظر اکثریت» میگیرند؛ بدین معنا که هر چیزی ولو به اشتباه مورد پذیرش اکثریت جامعه باشد، معروف و هر چیزی ولو به اشتباه مورد مذمت آنها باشد، منکر میشود.مثلا اگر قبح یک عمل در یک جامعه شکسته شده و اکثریت به انجام آن گناه راضی باشند، دیگر آن گناه از دایره منکرات خارج میشود، که این تعریف نیز صحیح نیست. برای مثال اگرچه کل قوم لوط به آن عمل قبیح گرایش داشته باشند، یا به آن راضی باشند، باز هم چیزی از منکر بودن آن عمل قبیح کم نمیکند، چون همه عالم هم از آن عمل قبیح دفاع کنند هیچ انسانی نیست که فطرتا نفهمد که چنین عملی قبیح است، پس هنوز منکر، منکر است و وظیفه حضرت لوط و مومنین قوم نهی از آن منکر.
حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم:«أَلا اُخْبِرُکُمْ عَنْ اَقْوامٍ لَیْسُوا بِأَنْبِیاء وَ لا شُهدَاء تَغْبِطُـهُمْ النّاسُ یَـوْمَ الْقِـیامَةِ ... یَأْمُرُونَهُمْ بِما یُحِّبُ اللّه ُ وَ یَنْهَوْنَهُمْ عَمّا یَکْرَهُ اللّه» (مستدرک الوسائل، ج۱۲، ص۱۸۲)گروهى هستند که نه پیامبرند و نه شهید ولى مردم به مقامى که خداوند به خاطر امر به آنچه خدا دوست دارد و نهى از آنچه خدا نمیپسندد، به آنان عطا فرموده غبطه مىخورند.
ادامه دارد...
وَ الْمَعْرُوفُ مَا أَمَرْتُمْ بِهِ وَ الْمُنْكَرُ مَا نَهَيْتُمْ عَنْهُ
«وَلۡتَكُن مِّنكُمۡ أُمَّةٞ يَدۡعُونَ إِلَى ٱلۡخَيۡرِ وَيَأۡمُرُونَ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَيَنۡهَوۡنَ عَنِ ٱلۡمُنكَرِۚ وَأُوْلَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ» (۱۰۴ - آل عمران)
امر (مفرد اَوامِر) به معنی «دستور» و «طلبِ الزامآور» و نهی در مقابل امر، مترادف «زجر» و «منع» به معنی «امر بازدارنده» است.با دقت در آیه ۱۰۴ آل عمران نیز متوجه میشویم «دعوت به خیر» با «امر به معروف» متفاوت است.اگر چه طبق حدیثی که پیشتر از حضرت امیر علیه السلام نقل شد «دعوت به خیر» بر «امر به معروف» برتری ندارد، لکن طبق آیه فوق بر «امر به معروف» مقدم است؛ یعنی اول دعوت و ارشاد و سپس امر و نهی.دقت کنید بحث «امر به معروف و نهی از منکر» بحثِ خواهش و تمنا نیست؛ امر است و نهی.اما بحث دعوت به خیر متفاوت است؛امام صادق علیه السلام:«كُونُوا دُعَاةً لِلنَّاسِ بِغَيْرِ أَلْسِنَتِكُمْ لِيَرَوْا مِنْكُمُ اَلْوَرَعَ وَ اَلاِجْتِهَادَ وَ اَلصَّلاَةَ وَ اَلْخَيْرَ فَإِنَّ ذَلِكَ دَاعِيَةٌ»با غیر زبانتان مردم را دعوت کنید، تا از شما ورع، تلاش، نماز و خیر ببینند، پس قطعا همین دعوت کننده است.(کافی، ج۲، ص۷۸)
چراییِ تفاوت دعوت با امر و نهی را باید در مطلوب آنها جُست، یعنی تفاوت خیر با معروف و منکر.معروف از مادهٔ «عرف» به معنی شناخته شده و منکر در مقابل معروف و از مادهٔ «نکر» به معنی ناشناخته است.
حضرت امام خامنهای حفظه الله محدودۀ امر به معروف و نهی از منکر را اینچنین مشخص نمودهاند:«امر به معروف و نهی از منکر مربوط به جایی است که شخصی با علم به حکم شرعی و با التفات تخلف کند، اما نسبت به کسانی که به خاطر جهل به حکم شرعی مرتکب گناه می شوند، ارشاد و راهنمایی لازم است و امر و نهی واجب نیست، همچنین نسبت به کسانی که به خاطر غفلت یا جهل به موضوع، مرتکب گناه می شوند تکلیفی نیست مگر این که موضوع از امور بسیار مهم نزد شارع باشد که در این موارد باید شخص را متوجه حکم یا متوجه موضوع کرد.»
از طرفی آیه ۱۹۹ اعراف میفرماید:«خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ»دستور الهی، امر به «عُرف» میباشد. (البته عرف در شرع مقدس تعریفی دارد و اتفاقا خیلی از احکام هم به عرف برمیگردند.)
پس مفهوم معروف به گستردگی مفهوم خیر (همه خوبیها) نیست، «کار خیری است که شناخته شده و جا افتاده است.»حال به استناد مطالب فوق میخواهیم نظر برخی را که امر به واجبات و نهی از محرمات را واجب میدانستند، (همه واجبات و همه محرمات بدون قید) تکمیل و تصحیح کنیم:«تا واجبی معروف و تا حرامی منکر نباشد امر بدان نه تنها واجب نیست، بلکه جایز هم نمیباشد.» (همینطور در مورد مستحبات و مکروهات) (تذکر! بنده حکم شرعی ندادم! بلکه به عنوان مقلد امام خامنهای استنباطم از نظر ایشان که پیشتر بیان شد را برای پیشبرد بحث به اینصورت بیان کردم.)
برخی دیگر نیز معروف و منکر را یک مفهوم کاملا عرفی به معنیِ «نظر اکثریت» میگیرند؛ بدین معنا که هر چیزی ولو به اشتباه مورد پذیرش اکثریت جامعه باشد، معروف و هر چیزی ولو به اشتباه مورد مذمت آنها باشد، منکر میشود.مثلا اگر قبح یک عمل در یک جامعه شکسته شده و اکثریت به انجام آن گناه راضی باشند، دیگر آن گناه از دایره منکرات خارج میشود، که این تعریف نیز صحیح نیست. برای مثال اگرچه کل قوم لوط به آن عمل قبیح گرایش داشته باشند، یا به آن راضی باشند، باز هم چیزی از منکر بودن آن عمل قبیح کم نمیکند، چون همه عالم هم از آن عمل قبیح دفاع کنند هیچ انسانی نیست که فطرتا نفهمد که چنین عملی قبیح است، پس هنوز منکر، منکر است و وظیفه حضرت لوط و مومنین قوم نهی از آن منکر.
حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم:«أَلا اُخْبِرُکُمْ عَنْ اَقْوامٍ لَیْسُوا بِأَنْبِیاء وَ لا شُهدَاء تَغْبِطُـهُمْ النّاسُ یَـوْمَ الْقِـیامَةِ ... یَأْمُرُونَهُمْ بِما یُحِّبُ اللّه ُ وَ یَنْهَوْنَهُمْ عَمّا یَکْرَهُ اللّه» (مستدرک الوسائل، ج۱۲، ص۱۸۲)گروهى هستند که نه پیامبرند و نه شهید ولى مردم به مقامى که خداوند به خاطر امر به آنچه خدا دوست دارد و نهى از آنچه خدا نمیپسندد، به آنان عطا فرموده غبطه مىخورند.
ادامه دارد...
۲۰:۴۵