بله | کانال «حنیف» - محمدصادق رویگر
«

«حنیف» - محمدصادق رویگر

۲۷۵ عضو
«
۲۷۵ عضو

«حنیف» - محمدصادق رویگر

علیٌ مع الحق و الحقُ مع علی


محمدصادق رویگر@msruygar
خرد جمعی و حق رأی 2/5
«و أمرهم شورا بینهم»
به احتمال زیاد داستان گالتون و اندازه‌گیری وزن گاو را شنیده‌اید، خلاصه داستان این است که مسابقه‌ای در یکی از مناطق انگلستان برگزار می‌شود بر سر حدس زدن وزن گاو، اگرچه کسی در مسابقه برنده نمی‌شود و همه شرکت کنندگان جواب‌هایی اشتباه می‌دهند، اما آقای گالتون با بررسی حدود ۸۰۰ برگه و میانگین جوابها متوجه می‌شود میانگین جواب‌ها، وزن صحیح گاو است! (البته با اختلاف ناچیز یک پوند) امثال این آزمون بارها و بارها و با تغییر شکل آزمون مثل حدس تعداد مهره‌ی داخل یک شیشه و... امتحان شده و همگی جواب‌های خیره‌کننده‌ای از دقت بالای خرد جمعی را اثبات کردند... خیلی‌ها از پاسخ این آزمون‌ها بیش از حد به وجد آمده و خرد جمعی را (بدون در نظر گرفتن کیفیت افراد) باهوش‌ترین خِرد نامیده و بعضا شروع به تئوری پردازی‌های افراطی یا حتی تقدیس دموکراسی و... می‌کنند!اما فرض بگیرید در آزمایش گالتون به جای انسان‌های بالغ و احتمالا اینکاره که برای ورودی مسابقه حاضرند پول بپردازند، یک میلیون بچه از مهدکودک‌ها جمع می‌شد که هیچ تجربه و احساسی نسبت به وزن و... ندارند، آیا باز هم خرد جمعی صحیح عمل می‌کرد؟با کمی دقیق‌تر شدن روی مسئله قطعا جواب خیر است. (که البته قابل اثبات هم هست.)
چند صد نفر که از وزن تقریبی سر در می‌آورند. (یعنی وزن گاو جزو محسوساتشان است، تجربه دارند، بارها و بارها گاوهایی دیده‌اند و وزن کرده‌اند.) همچین افرادی حول محسوسات و تجربیات خود می‌خواهند اظهار نظر کنند. احتمال خطا برای همه حدس‌ها وجود دارد. حال وقتی تعداد نفرات و حدس‌ها بالا می‌رود و احتمال سنگین‌تر حدس زدن با احتمال سبک‌تر حدس زدن یکسان است، (یعنی هیچکدام نسبت به دیگری ارجحیتی ندارد) در چنین حالتی ما از علم آماری توقع داریم میانگین به هدف اصلی یعنی تشخیص وزن صحیح، نزدیک باشد. از قضا همینطور است و میانگین بسیار به وزن صحیح گاو نزدیک است.
با بررسی تمامی آزمایشات موفق از این دست می‌بینیم که با محسوسات و تجربیات روبرو هستیم، نه مسائل نامحسوس و پیچیده.
خرد جمعی در مسئله‌ای که تمامی افراد در آن زمینه شناخت و سررشته دارند، «کم‌خطاترین» راه را نشان می‌دهد. چون اشخاص زوایای مختلفی از یک موضوع را بررسی می‌کنند، مجموع تجربیات از تجربه یک نفر بیشتر است، احتمال خطای چپ دیدن با راست دیدن، بالا دیدن و پایین دیدن یکسان است و...شاید بتوان اینچنین بیان کرد که:«عمق نگاه و مسئله را میزان دانش افراد، و دقت و کم شدن خطا را تعداد افراد (مشارکت بالاتر: تجربه و مشورت بیشتر) مشخص می‌کند.»
اما از داستان گالتون و گاو که بگذریم می‌خواهیم کمی به بحث شورا بپردازیم؛چه زمان از یک شورا بهترین نظرات بیرون می‌آید؟
_اول: تمامی اعضای شورا فهم صحیحی از مسئله داشته باشند، فهم صحیح یعنی درمورد آن مسئله «کارشناس» باشند، پس رأی ممتنع در یک شورا برای عضوی که شناخت صحیحی از آن مسئله‌ی خاص ندارد عین تقوا و عقلانیت است. (اعضای شورا دارای عقل، علم و تجربه)_دوم: اینکه منافع، اغراض، هیجانات و... باعث تصمیم‌گیری بر خلاف عقل و دانسته هر عضو نشود، یعنی اعضا نسبت به بیرون و نَفْس خود «حُرّیّت» داشته باشند. (وجود تقوا و نبود رذائل اخلاقی)
پس شورایی در یک مسئله موفق است، که اولا در آن زمینه کارشناس باشد و ثانیا حریت داشته باشد. (اعضای کارشناس و حرّ)
ادامه دارد...

۱۴:۵۷