بازارسال شده از راهنمایی ها(متوسطه اول)
پیام هشتم خرداد97.pdf
۲۴۳.۴۱ کیلوبایت
@rahnamaeiha
۹:۱۲
بازارسال شده از شجیع
دآنش آموزان عزیز با عرض سلام وخسته نباشید خدمت تک تک شما خوبان وتبریک سال نو انشاالله در سایه خداوند متعال همراه خانواده محترم سلامت باشید ازشما عزیزان خواهش میکنم دعا را فراموش نکنید چون دعای شما زود مستجاب میشه تا به یاری ولطف خداوند هرچه زودتر این بلا نتنها از کشورمون بلکه از کل جهان ریشه کن بشه الهی آمین میدونید دلمون برای دیدنتون خیلی تنگ شده؟ انشاالله هر چه زودتر همدیگر راببینیم (ما به یاری خدا کرونا را شکست میدهیم)





۴:۳۱
بازارسال شده از راهنمایی ها(متوسطه اول)
پیام هشتم خرداد97.pdf
۲۴۳.۴۱ کیلوبایت
@rahnamaeiha
۱۰:۵۱
بازارسال شده از کلاس هشتمی ها
دو تا شلوار توی خشکشوییشبی کردند باهم گفت وگویی
یکی از آن دو خیلی شیکتر بودکمی از آن یکی باریکتر بود
دوتا جیب بزرگ از پشت و رو داشتهمیشه لنگه اش خط اتو داشت
شکیل و خوشگل و ابریشمی بوداز آن اجناس شیک دیلمی بود
خلاصه جنس مرغوبی خفن داشتکمربندی ز چرم کرگدن داشت
یکی دیگر چروک و ساده تر بودکمی از آن یکی افتاده تر بود
تمیز و شسته اما بی اتو بودهم از بالا هم از پایین رفو بود
به قدری کهنه بود و خسته از کاربه زحمت میشد او را گفت شلوار
گذشت روزها بی ارزشش کردتلاش و کارو زحمت نخکشش کرد
پس از یک شست وشو با خوب رویینشسته گوشه ای از خشکشویی
به سویش آمد آن شلوار زیبابه عشوه شانه ها را داد بالا
کنار او نشست و با تکبربه او میگفت از روی تمسخر
که من یک روز در بوتیک بودمکنار جنسهای شیک بودم
مرا دیدند مردم پشت شیشهکه شلواری گران بودم همیشه
همیشه توی جایی لوکس بودم کنار جنسهایی لوکس بودم
کنار کفشهای چرم اعلاو کتهایی به قیمتهای بالا
پس از یک دوره ی چشم انتظاریرسید از راه مرد پولداری
تراولهایی از جیبش درآوردمرا فوری خرید و باخودش برد
چه جاهایی که با آن مرد رفتیممیان مردمی بی درد رفتیم
همیشه روی مخمل می نشستمدرون جمع اول می نشستم
به یک چشمک برایم شد مهیاگرانقیمت ترین ماشین دنیا
خوراکم بود چک پول و تراولتراولهای رنگارنگ و خوشگل
درون خانه ده شلوار بودیمکه باهم مدتی همکار بودیم
درون ناز و نعمت خواب بودیم همه در خدمت ارباب بودیم
تو اما ظاهراً شلوار کاریکه روی زانوانت وصله داری
دل شلوار کهنه سخت آزردولی پیش رقیبش کم نیاورد
به حسرت گفت ای شلوار زیبالباس مردهای رده بالا
منم مثل تو شلوارم برادرولی من آبرو دارم برادر
مرا یک مرد فرهنگی خریدهشبی از جمعه بازاری خریده
نه روی مخمل و اطلس نشستمنه با جمعیتی ناکس نشستم
نه دستی را به نامردی فشردمو نه پولی ز حق الناس خوردم
خدارا شکر اربابم شرف داشتنهادش ریشه در آب و علف داشت
همیشه سر به زیر و مهربان بودتمام عمر وقف دیگران بود
به خوشرویی رفاقت کرد با منصبورانه قناعت کرد با من
معلم بود و دانشمند و دانانژاد پاک انسانهای والا
معلم در صف پیغمبران استکه دریای معلم بیکران است
اگر صد بار جانم را بسوزندمرا خیاط ها زانو بدوزند
اگر یک عمر تنهایی بپوسمبه جز پای معلم را نبوسم...













کانال دبستانی ها با افتخار «روز معلم» را خدمت همه آموزگاران گرامی که با کمترین چشمداشت و نگاه مادی به شغل شریفشان، مشغول خدمت به فرزندان این مرز و بوم هستند تبریک عرض میکند.













همچنین در این روز فرخنده نام و یاد معلم بزرگ اسلام و انقلاب اسلامی آیت الله مرتضی مطهری را گرامی میداریم.
یکی از آن دو خیلی شیکتر بودکمی از آن یکی باریکتر بود
دوتا جیب بزرگ از پشت و رو داشتهمیشه لنگه اش خط اتو داشت
شکیل و خوشگل و ابریشمی بوداز آن اجناس شیک دیلمی بود
خلاصه جنس مرغوبی خفن داشتکمربندی ز چرم کرگدن داشت
یکی دیگر چروک و ساده تر بودکمی از آن یکی افتاده تر بود
تمیز و شسته اما بی اتو بودهم از بالا هم از پایین رفو بود
به قدری کهنه بود و خسته از کاربه زحمت میشد او را گفت شلوار
گذشت روزها بی ارزشش کردتلاش و کارو زحمت نخکشش کرد
پس از یک شست وشو با خوب رویینشسته گوشه ای از خشکشویی
به سویش آمد آن شلوار زیبابه عشوه شانه ها را داد بالا
کنار او نشست و با تکبربه او میگفت از روی تمسخر
که من یک روز در بوتیک بودمکنار جنسهای شیک بودم
مرا دیدند مردم پشت شیشهکه شلواری گران بودم همیشه
همیشه توی جایی لوکس بودم کنار جنسهایی لوکس بودم
کنار کفشهای چرم اعلاو کتهایی به قیمتهای بالا
پس از یک دوره ی چشم انتظاریرسید از راه مرد پولداری
تراولهایی از جیبش درآوردمرا فوری خرید و باخودش برد
چه جاهایی که با آن مرد رفتیممیان مردمی بی درد رفتیم
همیشه روی مخمل می نشستمدرون جمع اول می نشستم
به یک چشمک برایم شد مهیاگرانقیمت ترین ماشین دنیا
خوراکم بود چک پول و تراولتراولهای رنگارنگ و خوشگل
درون خانه ده شلوار بودیمکه باهم مدتی همکار بودیم
درون ناز و نعمت خواب بودیم همه در خدمت ارباب بودیم
تو اما ظاهراً شلوار کاریکه روی زانوانت وصله داری
دل شلوار کهنه سخت آزردولی پیش رقیبش کم نیاورد
به حسرت گفت ای شلوار زیبالباس مردهای رده بالا
منم مثل تو شلوارم برادرولی من آبرو دارم برادر
مرا یک مرد فرهنگی خریدهشبی از جمعه بازاری خریده
نه روی مخمل و اطلس نشستمنه با جمعیتی ناکس نشستم
نه دستی را به نامردی فشردمو نه پولی ز حق الناس خوردم
خدارا شکر اربابم شرف داشتنهادش ریشه در آب و علف داشت
همیشه سر به زیر و مهربان بودتمام عمر وقف دیگران بود
به خوشرویی رفاقت کرد با منصبورانه قناعت کرد با من
معلم بود و دانشمند و دانانژاد پاک انسانهای والا
معلم در صف پیغمبران استکه دریای معلم بیکران است
اگر صد بار جانم را بسوزندمرا خیاط ها زانو بدوزند
اگر یک عمر تنهایی بپوسمبه جز پای معلم را نبوسم...
همچنین در این روز فرخنده نام و یاد معلم بزرگ اسلام و انقلاب اسلامی آیت الله مرتضی مطهری را گرامی میداریم.
۴:۵۱