.#داستان📚 | نگین خانهی بابا
مدتها بود که امام کاظم (ع) در خانه نبودند. یک روز، تعدادی از آدمهای دانا با کلی سوال سخت به در خانهی ایشان آمدند. وقتی فهمیدند آقا نیستند، خیلی غمگین شدند. اما ناگهان در باز شد و دختر کوچک خانه، یعنی حضرت معصومه (س)، با لبخندی مهربان جلو آمد. او نه ترسید و نه خجالت کشید؛ بلکه با آرامش سوالها را گرفت و جوابِ همه را تکتک نوشت. چند روز بعد، وقتی امام کاظم (ع) جوابها را دیدند، چشمهایشان از شوق درخشید. ایشان دخترشان را نگاه کردند و با افتخار جملهای گفتند که تا همیشه در تاریخ ماند: «فداها ابوها» (پدرش به فدایش). یعنی یک دختر میتواند آنقدر دانا و قوی باشد که پدرش، آن هم امامی بزرگ، به او افتخار کند.
فعالیت خلاق: «نامهی ناتمام طلایی»دختر قشنگم، حالا که روز توست، تصور کن میخواهی یک هدیهی معنوی به پدرت (یا بزرگتر خانهتان) بدهی. این متن را با سلیقهی خودت کامل کن و به او هدیه بده:
«بابای مهربانم! من مثل حضرت معصومه (س) سعی میکنم یاد بگیرم که... (اینجا بنویس چه کار خوبی میخواهی یاد بگیری). من قول میدهم طوری رفتار کنم که وقتی به من نگاه میکنی، توی دلت بگویی... (اینجا بنویس دوست داری بابا با دیدن تو چه حسی داشته باشد).»
- پیشنهاد: این متن را در یک کادر پر از گل بکش و دورش را با روبان یا کاغذ کادو تزیین کن.
بازی خانوادگی: «آینهی مهربانی»امشب یا فردا، پدر و دختر روبروی هم بنشینند. دختر باید یک «ویژگی قهرمانانه» از پدرش بگوید و پدر هم باید یک «ویژگی درخشان» (مثلاً صبوری، نظم یا دانایی) که در دخترش میبیند را بلند بگوید. بعد از هر جمله، یک شکلات به همدیگر هدیه بدهند.
نکتهای برای والدین: «معماری اعتمادبهنفس»مامان و بابای عزیز! جملهی «فداها ابوها» فقط یک ابراز احساسات ساده نبود؛ این یک «تأیید علمی و شخصیتی» بزرگ بود. وقتی ما در حضور دیگران از دانایی، توانمندی و اخلاق دخترمان تعریف میکنیم، در واقع داریم به او «هویت» و «قدرت» میدهیم.
نکته امروز: فردا به جای تعریف از ظاهر یا لباس دخترتان، از یک «توانمندی فکری» یا «کار درست» او در جمع تعریف کنید. بگذارید او حس کند که نه فقط به خاطر زیبایی، بلکه به خاطر «فکر و عملش» مایهی افتخار شماست.
#روز_دختر #میلاد_حضرت_معصومه
مشاهده کوله محتوایی کودک | ویژه ولادت حضرت معصومه(س)
#مهداشبکهفعالانهیأتوکودک
@heyatkoodak
مدتها بود که امام کاظم (ع) در خانه نبودند. یک روز، تعدادی از آدمهای دانا با کلی سوال سخت به در خانهی ایشان آمدند. وقتی فهمیدند آقا نیستند، خیلی غمگین شدند. اما ناگهان در باز شد و دختر کوچک خانه، یعنی حضرت معصومه (س)، با لبخندی مهربان جلو آمد. او نه ترسید و نه خجالت کشید؛ بلکه با آرامش سوالها را گرفت و جوابِ همه را تکتک نوشت. چند روز بعد، وقتی امام کاظم (ع) جوابها را دیدند، چشمهایشان از شوق درخشید. ایشان دخترشان را نگاه کردند و با افتخار جملهای گفتند که تا همیشه در تاریخ ماند: «فداها ابوها» (پدرش به فدایش). یعنی یک دختر میتواند آنقدر دانا و قوی باشد که پدرش، آن هم امامی بزرگ، به او افتخار کند.
«بابای مهربانم! من مثل حضرت معصومه (س) سعی میکنم یاد بگیرم که... (اینجا بنویس چه کار خوبی میخواهی یاد بگیری). من قول میدهم طوری رفتار کنم که وقتی به من نگاه میکنی، توی دلت بگویی... (اینجا بنویس دوست داری بابا با دیدن تو چه حسی داشته باشد).»
- پیشنهاد: این متن را در یک کادر پر از گل بکش و دورش را با روبان یا کاغذ کادو تزیین کن.
#روز_دختر #میلاد_حضرت_معصومه
۱۸:۲۲